دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٣٦٨
چالوس ، شهرستان، رود و شهری در استان مازندران.
١) شهرستان چالوس، در مغرب استان قرار دارد و مشتمل است بر بخشهای مركزی و كلاردشت، و سه شهر چالوس، كلاردشت و مرزنآباد.
چالوس در قدیم جزو ناحیه كلارستاق از مَحالِّ ثلاثه شمرده میشد. دامنههای شمالی رشته كوه البرز مركزی در جنوب آن امتداد دارد و جنگلی است. رود چالوس و سردآبرود و هچیرود، زمینهای كشاورزی آن را آبیاری میكنند. نمكآبرود از مرز غربی شهرستان میگذرد. دشت نظیر، به مساحت تقریبی سیصد هكتار، واقع در ملتقای چند رود در جنوبشرقی چالوس و در مسیر كجور *به چالوس، از نقاط دیدنی شهرستان به شمار میآید (رجوع کنید به نظیفپور، ص١٠ـ١٣).
راه چالوس ـ تنكابن ـ رامسر و راه چالوس ـ نوشهر ـ محمودآباد ـ بابلسر و راه تهران ـ چالوس بهطول حدود ٢٠٢ كیلومتر، كه به جاده مخصوص معروف است از این شهرستان میگذرند (نوشین، ص٤٠). جاده چالوس در زمان ناصرالدین شاه به سرپرستی مهندسی اتریشی احداث شد (اعتمادالسلطنه، ج ٤، ص ١٩٧٥). قبل از احداث این جاده، دو راه چالوس و تهران را به هم وصل میكرد: راه تابستانی كه از شهرستانك و امامزاده داوود میگذشت و راه زمستانی كه از گچسر، شهرستانك، آهار و اوشان عبور میكرد (رابینو، ص ٥٩).
ظاهراً در ١٣١٦ ش، دهستان چالوس در بخش نوشهر (در شهرستان شهسوار) در استان دوم تشكیل شده بود، زیرا در ١٣٢٥ ش، بخش نوشهر با دهستانهای چالوس و كلاردشت از شهرستان شهسوار جدا و به شهرستان تبدیل شد و دهستانهای نامبرده به بخش تبدیل شدند (ایران. قانون تقسیمات كشوری آبان ١٣١٦، ص ٦). در ٦ آبان ١٣٧٥، شهرستان چالوس به مركزیت شهر چالوس و مركّب از بخش مركزی و بخش كلاردشت تشكیل شد (ایران. قوانین و احكام، ص ٦٠٦).
جمعیت محدوده شهرستان چالوس در ١٣٧٥ ش، ١٤١ ، ١٠٩ تن بوده است كه از این تعداد ١٧٧، ٥٦ تن (٤ر٥١%) روستانشین و بقیه شهرنشین بودهاند (رجوع کنید به مركز آمار ایران، ١٣٧٦ ش ب ، ص ٢١٤). اهالی این شهرستان شیعه دوازده امامیاند و به فارسی با گویشهای مازندرانی و گیلكی سخن میگویند ( فرهنگ جغرافیائی آبادیها، ج ٢٧، ص ٩٨).
٢) رود چالوس. این رود دائمی، به طول حدود ٧٢ كیلومتر، در مغرب استان مازندران، با جهت جنوبی ـ شمالی امتداد دارد و از قسمت شمالی رشته كوه البرز مركزی، از كوههای طالقان و كندوان سرچشمه میگیرد و از شهر چالوس میگذرد و نزدیك ده فرجآباد (حدود چهار كیلومتری شمال شهر چالوس) به دریای خزر میریزد (جعفری، ج ٢، ص ١٧٣). شعبه اصلی آن رود دُونا (از ریزابههای راست) است كه از كوههای كندوان سرچشمه میگیرد و پس از گذشتن از پایین گردنه هزارچَم، در محلی به نام دُزبن/ دزدبُن، به همراه ریزابههای دیگر، رود چالوس را تشكیل میدهد. ظاهراً در گذشته از مرزنآباد به بعد، به آن رود چالوس میگفتند. رود زانوس یكی دیگر از ریزابههای راست آن است كه در محلی به نام پلِكَرات (یا پل زغالی/ پل زغال)، نزدیك محلی به نام دوآب (در حدود ٢٤ كیلومتری جنوب شهر چالوس)، به آن میریزد. در ایستگاه اندازهگیری آبدهی رود چالوس در پل زغال، میانگین آبدهی سالانه ٤٣٠ میلیون متر مكعب ذكر شده است (همانجا).
٣) شهر چالوس. مركز شهرستان. این شهر در حدود ٢٥ متر پایینتر از آبهای آزاد و یك تا پنج متر بالاتر از سطح دریای خزر قرار گرفته، با دریای خزر حدود چهار تا پنج كیلومتر فاصله دارد. میانگین حداكثر دمای آن در تابستان به ْ٣٠ و میانگین حداقل آن در زمستان به حدود ْ٥ میرسد. میزان بارش سالانه آنجا نیز حدود هزار میلیمتر است ( فرهنگ جغرافیائی آبادیها، ج ٢٧، ص ٩٩). كوه قلعهدختر در حدود هشت كیلومتری جنوب آن واقع است. رود چالوس از مغرب آن میگذرد. چند پل بر روی آن احداث شده است، از جمله پل معلقی از بتون به طول حدود دویست متر و عرض پنج متر كه در ١٣١٢ ش بهرهبرداری شد (نوشین، ص ٩٦ ـ ٩٧).
چالوس با جاده كمربندی از جنوب به راه اصلی نوشهر ـ تنكابن میپیوندد (همان، ص ٨٧ـ ٨٨).
در ١٣١١ و ١٣١٢ ش، چالوس بازسازی شد و كارخانه حریربافی، مهمانخانهای بزرگ، بیمارستان، كاخ سلطنتی (كه امروزه كتابخانه شده) و پل فلزی در آن احداث گردید (همان، ص٩٠ـ٩٧؛ نیز رجوع کنید به شایان، ص ١٧٣ـ١٧٤؛ راهنمای مازندران ، ص ٨٧). در ١٣٣٠ ش، آبادی چالوس به شهر تبدیل شد و از ١٣٧٥ ش مركز شهرستان شد (ایران. وزارت كشور. معاونت سیاسی، ١٣٨١ ش، ص ١٠٤). بنای مسجدجامع شهر در ١٣٣٦ ش به پایان رسید (نوشین، ص ٩٤). در كنار این مسجد، مدرسه علوم دینی بهنام مدرسه علمیه امام صادق علیهالسلام و كتابخانهای احداث شد كه تا ١٣٧٨ ش، ٢٠٠ ، ٢ كتاب با چاپ سنگی یا نسخه خطی داشت (طیار مراغی، مقدمه موسوی، ص ٢٥ـ٢٦؛ برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به موسوی، ص ٦٤ـ٦٧).
برخی از آثار قدیمی شهر چالوس اینها هستند: تپهای در محوطه كاخ سلطنتی كه ظاهراً ویرانههای قلعه قدیمی شهر چالوس در آنجاست؛ بقعهای به نام حمزه رضا و برج مدور اسپیسنگ در جنوب شرقی شهر، كه مشرف بر جاده چالوس است (رجوع کنید به ستوده، ج ٣، ص ١١٢، ١١٦ـ١١٧). قبور سادات مرعشی (سید ظهیرالدین و سید فضلاللّه) كه مرعشی (ص ٥٦١) از آن سخن میگوید و مزار مادر حسن بویه، كه به نوشته ابناسفندیار (ج ١، ص ٣٠٠) در چالوس دفن شده، هنوز كشف نشده است. به نوشته ستوده (ج ٣، ص ١١٤)، شهر قدیمی چالوس در زیر شهر كنونی چالوس است.
پیشینه. از تاریخ پیش از اسلام چالوس اطلاع چندانی در دست نیست. نام آن در مآخذ دوره اسلامی سالوس و شالوس هم ضبط شده است (مثلاً رجوع کنید به ابنخرداذبه، ص ١١٩؛ اصطخری، ص ٢٠٦). در حدودالعالم (تألیف در ٣٧٢؛ ص ١٤٤) چالوس ضبط شده كه شاید نخستین ضبط آن به این شكل است. ابناسفندیار در تاریخ طبرستان (تألیف در ٦١٣) اگرچه از چالوسرود نام برده (ج ١، ص ٢٣٧)، نام شهر را شالوس ذكر كرده است (مثلاً رجوع کنید به ج ١، ص ٧٤ـ٧٥). چالوس را در محل، چالِس یا شَلِس میگویند كه به معنای دشت یا باتلاق هموار و پست است (نوشین، ص ٦٦ـ٦٧؛ یوسفینیا و واعظیتنكابنی، ص ١٢٧ـ١٢٩). ابن اسفندیار (ج ١، ص ٧٤) بنای شهر را به گرگینبن میلاد (سردار افسانهای ایران) نسبت داده است. چالوس در دوره ساسانی از شهرهای نظامی (در مرز دیلمان و طبرستان) بود و باروی بلندی داشت كه یكی از ملوك فارس آن را ساخته بود و پادگانی در آن مستقر بود تا اهالی دیلمان را از یورش به طبرستان باز دارد (مسعودی، ج ٥، ص ٢٦١). در ١٤١ عمربن العلاء طبرستان را تسخیر كرد و ظاهراً چالوس به دست وی افتاد (رجوع کنید به طبری، ج ٥، ص ١٣٧ـ ١٣٨). در همین سالها، ابوالعباس طوسی، كه نماینده عباسیان در طبرستان شده بود، فضلبن سهل *را به چالوس فرستاد و او با پانصد مرد در پادگان آنجا مستقر شد (ابناسفندیار، ج ١، ص ١٧٨ـ١٨١). پس از حكومت عبداللّهبن خازم ــ كه در ١٧٩ حاكم طبرستان بود ــ مردم چالوس و اهالی رویان شورش كردند و نماینده عباسیان، سَلاّ م ملقب به سیاهمرد، را از ولایت خود راندند (همان، ج ١، ص ١٨٩). چالوس مدتی در دست مازیاربن قارن * بود (همان، ج ١، ص ٢٠٨) و سپس به دست طاهریان (حك : ٢٠٦ـ٢٥٩) افتاد. در آن دوره احمد، پسر محمدبن اُوسْ، از طاهریان، در چالوس حكومت میكرد و سالی سه بار از منطقه رویان و چالوس خراج میگرفت (مرعشی، ص ١٦٨). خراج چالوس در آن هنگام سیصد هزار درهم بود (ابن اسفندیار، ج ١، ص ٧٤ـ ٧٥). در ٢٥٠، مردم چالوس پس از دعوت از حسنبن زید * علوی به طبرستان، با علویان بیعت كردند (همان، ج ١، ص ٢٢٩). ظاهراً از آن زمان چالوس و دیگر شهرهای طبرستان به یكی از مراكز مهم علویان شدند. احتمالاً یكی از دلایل دعوت اهالی چالوس و مردم آبادیهای اطراف آن از حسنبن زید این بود كه در دوره خلافت مُستعین عباسی (حك: ٢٤٨ـ٢٥٢)، زمینهای موات و جنگلی و مراتع نزدیك چالوس را، كه از املاك خاص خلیفه بود، به محمدبن عبداللّهبن طاهر (عامل خلیفه كه شورش یحییبن عمر علوی را در كوفه سركوب كرده بود) به اقطاع داده بودند (طبری، ج ٩، ص ٢٧١ـ٢٧٢). در ٢٦٠ یعقوببنلیث صفاری به طبرستان لشكر كشید و ابراهیمبن مسلم خراسانی را حاكم چالوس كرد، اما مردم چالوس بر وی شوریدند، خانهاش را سوزاندند و افراد او را كشتند. یعقوب پس از آگاهی از این امر به طبرستان بازگشت و آن نواحی را سوزاند (ابناسفندیار، ج ١، ص ٢٤٥). در ٢٧١ محمدبن زید *وارد چالوس شد و سید حسن نامی را ــ كه برخی از اسپهبدان از او پیروی كرده بودند ــ همراه با لیشام دیلمی، كه با محمدبن زید مخالف بود، دستگیر كرد و به ساری فرستاد (همان، ج ١، ص٢٥٠ـ٢٥١). در ٢٩٠، چالوس دارای مسجدجامع و منبر بود (ابنرسته، ص١٥٠؛ ابنفقیه، ص ٣٠٥). در ٣٠١ هنگام خروج حسنِ اِطروش*چالوس به دست وی افتاد (ابناسفندیار، ج ١، ص ٢٦٩) و قلعه بلند آن را ویران كرد (طبری، ج ١٠، ص ١٤٩؛ نیز رجوع کنید به مسعودی، ج ٥، ص ٢٦١). در ٣٢٥، چالوس به دست قابوسبن وشمگیر *افتاد (ابناسفندیار، ج ١، ص ٢٩٥ـ٢٩٦). در حدود ٣٣٣، اصطخری (ص ٢٠٦) نوشته است: «سالوس در ابتدای دیلم از طریق طبرستان بر كنار دریا است و اگر گلوگاهی در آن ساخته شود با شحنهای میتوان آن را بند كرد». پس از او مؤلف حدودالعالم در ٣٧٢، چالوس را از شهرهای دیلمان ضبط كرده است (ص ١٤٨). در حدود ٣٧٥ مقدسی (ص ٣٥٩) نیز نوشته كه قلعه چالوس از سنگ ساخته شده و مسجدجامع آن در كنار آن است. به نوشته ستوده (ج ٣، ص ١١٢) امروزه آثاری از قلعه چالوس باقی نمانده است. در اوایل قرن هفتم یاقوت حموی (ذیل «سالوس»، «شالوس»)، چالوس را از اقلیم چهارم، از شهرهای طبرستان و فاصله آن را تا آمل بیست فرسنگ ضبط كرده است. به نوشته مرعشی (ص٤٤٠ـ٤٤١)، در حدود ٨٠٢ هنگامی كه امیرتیمور در آذربایجان و عراقین و روم و شام تاخت و تاز میكرد، اسكندر شیخی در طبرستان طغیان كرد و وارد شهر چالوس شد. در ٨٤٠ ملك كیومرث [ بنبیستون ]، از شاهان محلی طبرستان، چالوس را كه جایگاه مَلِكْ اویس بود تصرف كرد و تا ٨٦٩ آن را در دست داشت. در این زمان ملك اسكندر پس از نبرد و كشتن ملك شهراگیم (از ملوك كلارستاق) چالوس را تصرف كرد (همان، ص ١٤١، ٥١٦ ـ٥١٧). چالوس تا اوایل دوره پهلوی اهمیت چندانی نداشت. با احداث تونل كندوان (بین كرج و چالوس) در ١٣١٨ ش، ارتباط تهران با چالوس راحتتر و بهتدریج باعث رونق اقتصادی چالوس شد. ظاهراً در اوایل سلطنت رضا شاه به دهستان حومه چالوس، قشلاق میگفتند كه دارای ٣٥ قریه بود و همگی آنها در دشت قرار داشتند و مركز آن شهر چالوس بود (ایران. وزارت كشور. اداره كل آمار و ثبت احوال، ج ١، ص ٢٠٣ـ٢٠٤). در حدود ١٣٣٠ ش، به گفته رزمآرا (ج ٣، ص ٨٩)، چالوس اگرچه كوچك و نوساز بود، در كارخانه حریربافی آن ٥٠٠ ، ١ كارگر مشغول به كار بودند و شهر ده هزار تن جمعیت داشت.
از بزرگان چالوس محمدبن عبدالكریم ابوالفتح شالوسی رازی، فقیه و محدّث سده پنجم، و ابوبكر محمدبن حسینبن قاسمبن حسین صبری شالوسی مشهور به ابوجعفر صوفی واعظ، فقیه، عارف و محدّث سده چهارم و پنجم شهرت بیشتری دارند (رجوع کنید به صریفینی، ص ٤٩؛ طیار مراغی، مقدمه موسوی، ص ٢١).
منابع:
(١) ابناسفندیار، تاریخ طبرستان، چاپ عباس اقبال آشتیانی، تهران [? ١٣٤٠ ش(؛
(٢) ابن خرداذبه؛
(٣) ابنرسته؛
(٤) ابنفقیه؛
(٥) اصطخری؛
(٦) اعتمادالسلطنه؛
(٧) ایران. قانون تقسیمات كشوری آبان ١٣١٦، قانون تقسیمات كشور و وظایف فرمانداران و بخشداران، مصوب ١٦ آبان ماه ١٣١٦، چاپ دوم، تهران )بیتا.(؛
(٨) ایران. قوانین و احكام، مجموعه قوانین سال ١٣٧٥، تهران: روزنامه رسمی كشور، ١٣٧٦ ش؛
(٩) ایران. وزارت كشور. اداره كل آمار و ثبتاحوال، كتاب اسامی دهات كشور، ج ١، تهران ١٣٢٩ ش؛
(١٠) ایران. وزارت كشور. معاونت برنامهریزی و خدمات مدیریت. دفتر تقسیمات كشوری، اجرای قانون تعاریف و ضوابط تقسیمات كشوری ، تهران ١٣٦٦ ش؛
(١١) ایران. وزارت كشور.معاونت سیاسی. دفتر تقسیمات كشوری، نشریه اسامی عناصر و واحدهای تقسیماتی ( به همراه مراكز )، تهران ١٣٨٤ ش؛
(١٢) همو، نشریه تاریخ تأسیس عناصر تقسیماتی به همراه شماره مصوبات آن ، تهران ١٣٨١ ش؛
(١٣) عباس جعفری، گیتاشناسی ایران، تهران ١٣٦٨ ـ ١٣٧٩ ش؛
(١٤) حدودالعالم؛
(١٥) یاسنتلویی رابینو، مازندران و استرآباد، ترجمه غلامعلی وحید مازندرانی، تهران ١٣٦٥ ش؛
(١٦) راهنمای مازندران، )ساری: استانداری استان مازندران، ١٣٤٥ ش]؛
(١٧) رزمآرا؛
(١٨) منوچهر ستوده، از آستارا تا اِستارباد، تهران ١٣٤٩ ش ـ ؛
(١٩) عباس شایان، مازندران، تهران ١٣٦٤ ش؛
(٢٠) ابراهیمبن محمد صریفینی، تاریخ نیشابور: المنتخب من السیاق، چاپ محمدكاظم محمودی، قم ١٣٦٢ ش؛
(٢١) طبری، تاریخ (بیروت)؛
(٢٢) محمود طیار مراغی، فهرست نسخههای خطی در مدرسه امام صادق علیهالسلام چالوس ، تهران ١٣٨١ ش؛
(٢٣) فرهنگ جغرافیائی آبادیهای كشور جمهوری اسلامی ایران، ج ٢٧: چالوس ـ آمل، تهران: سازمان جغرافیائی نیروهای مسلح، ١٣٧٠ ش؛
(٢٤) ظهیرالدینبن نصیرالدین مرعشی، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران ، چاپ برنهارد دورن، پترزبورگ ١٨٥٠، چاپ افست تهران ١٣٦٣ ش؛
(٢٥) مركز آمار ایران، سرشماری عمومی نفوس و مسكن ١٣٧٥: شناسنامه آبادیهای كشور، استان مازندران، شهرستان نوشهر ، تهران ١٣٧٦ ش الف ؛
(٢٦) همو، سرشماری عمومی نفوس و مسكن ١٣٧٥: نتایج تفصیلی كل كشور ، تهران ١٣٧٦ ش ب ؛
(٢٧) مسعودی، مروج (بیروت)؛
(٢٨) مقدسی؛
(٢٩) یحیی موسوی، «مسجدجامع چالوس»، مسجد ، ش ٦١ (فروردین و اردیبهشت ١٣٨١)؛
(٣٠) میرزا ابراهیم، سفرنامه استرآباد و مازندران و گیلان و... ، چاپ مسعود گلزاری، تهران ١٣٥٥ ش؛
(٣١) ناصر نظیفپور، «دشت نظیر، دشت بینظیر»، شكار و طبیعت ، ش ١٠٥ (مرداد ١٣٤٧)؛
(٣٢) نقشه راههای شمال ایران، مقیاس ٠٠٠ ،٥٠٠ : ١، تهران: سازمان نقشهبرداری كشور، ١٣٧٩ ش؛
(٣٣) جواد نوشین، چالوس، تهران ١٣٥٥ ش؛
(٣٤) یاقوت حموی؛
(٣٥) علیاصغر یوسفینیا و ابوالحسن واعظی تنكابنی، فرهنگ نامها و نامآوران مازندران غربی، تنكابن ١٣٨٠ ش.
/ خسرو خسروی /