دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٣٦٤
چالدُران ، شهرستان و دشتی در استان آذربایجان غربی.
١) شهرستان چالدران، به مركزیت شهر سیهچشمه *، در شمالغربی استان واقع است. از شمال به ولایت آغْری (در كشور تركیه)، از مشرق به شهرستان ماكو، از جنوب به شهرستان خوی و از مغرب به ولایت وان(در كشور تركیه) محدود میشود و حدود ١٥٠ كیلومتر با تركیه مرز مشترك دارد. در ولایت وان تركیه نیز شهری به همین نام وجود دارد (حیدری، ص ٤٢).
چالدران عمدتاً كوهستانی است (رزمآرا، ج ٤، ص ١٥٤)، تعدادی از آبادیهای آن نیز در دشتهای ببهجیك و آواجیق و دشت چالدران واقعاند. مهمترین كوه آن مَنْدلیخ (بلندترین قله ٠٥٠ ، ٣ متر، سرچشمه رود آقچای) است كه در ٤٨ كیلومتری جنوب غربی ماكو قرار دارد (جعفری، ج ١، ص ٥١٧). مهمترین رود آن رود دائمی آقچای، از ریزابههای قُتورچای است (جعفری، ج ٢، ص ٩٦). به طور كلی، رودهای این شهرستان، جزء حوضه آبریز دریاچه خزر ارومیهاند. چشمه آبگرم معدنی آبادی تفت چالدران خاصیت درمانی دارد (افتخاری بیات، ص ٦٣).
آب و هوای قسمتهای مرزی شهرستان چالدران سرد و ییلاقی و در دیگر قسمتها معتدل است (رزمآرا، همانجا). تمام ارتفاعات پوشیده از گیاهان دارویی و مراتعی است كه دامداران از آنها استفاده میكنند ( فرهنگ جغرافیائی آبادیها، ج١، ص ١ـ٣، ١٧، ٣٦، ٤٣، و جاهای دیگر).
آب كشاورزی و آشامیدنی آن از رودها، چشمهها و چاه تأمین میشود ( فرهنگ جغرافیائی آبادیها، ج ١، ص ١، ٣، ٢١). اهالی شهرستان به كشاورزی، دامداری، كارگری، زنبورداری و تولید صنایعدستی، از جمله قالی و جاجیم و گلیم، اشتغال دارند (سازمان مدیریت و برنامهریزی استان آذربایجان غربی، ص ١٨٨؛ فرهنگ جغرافیائی آبادیها،ج ١، ص ١، ٥٤ ـ٥٥،٦٠، ٧٠ ). اهالی آبادیهای مرزنشین آن سنّیاند و به زبان كردی سخن میگویند، بقیه اهالی شیعه و ترك زباناند. در بعضی آبادیها نیز كردی و تركی و فارسی، هر سه رایج است (رجوع کنید به رزمآرا، ج ٤، ص ١٥٤؛ فرهنگ جغرافیائی آبادیها، ج ١، ص ١، ٤، ٦، ٥٣). شهرستان، به سبب وجود چهار كلیسا در آن، چهار دیران نامیده میشده كه به مرور به چالدران تبدیل شده است (صدرایی خوئی، ص ٨٢).
چالدران محل ییلاق و قشلاق عشایر جلالی و میلان و طوایف مستقل حیدرانلو و بروكی و قلیكی است (مركز آمار ایران، ص ٢٣ـ٢٤). در ١٣١٠ ش، مسعود كیهان (ج ٢، ص١٥٨) چالدران را یكی از یازده بلوك ولایت ماكو، در ایالت آذربایجان، با هفتاد آبادی، ذكر كرده است. در ١٣١٦ ش، چالدران بخشی در شهرستان خوی در استان شمالغرب بود (ایران. قانون تقسیمات كشوری، آبان ١٣١٦، ضمیمه، ص١). در ١٣٣٠ ش، رزمآرا (ج٤،ص١٥٤) چالدران را دهستانی در بخش سیهچشمه شهرستان ماكو، در استان سوم و چهارم (آذربایجان) آورده است. در تقسیمات كشوری ١٣٥٥ ش نیز چالدران دهستانی در بخش سیهچشمه شهرستان ماكو در استان آذربایجان غربی بود (ایران. وزارتكشور، ص ٢١). در ١٣٦٦ ش، دهستانهای چالدران شمالی و جنوبی در شهرستان ماكو تشكیل شدند (ایران. قوانین و احكام، ١٣٧٠ ش، ص ٧٣٢). در اسفند ١٣٧٥، شهرستان چالدران به مركزیت شهر سیهچشمه، از تركیب بخشهای مركزی و دشتك در استان آذربایجانغربی، ایجاد شد (همو، ١٣٧٦ ش، ص ١١٥٧ـ ١١٥٨).
این شهرستان در منطقه زلزلهخیز ایران قرار دارد. در زمینلرزههای ١١٠٧، آبادیهای آن به طور كلی ویران شد و زمینلرزه ١٣٥٥ ش نیز خسارات بسیاری وارد كرد (رجوع کنید به امبرسز و ملویل، ص ٢٣، ٥٢، ١١٠).
شهرستان چالدران، با راههای اصلی به شهرستان ماكو در مشرق و شهرستان خوی در جنوب مرتبط است. طول راههای زمینی آن تا پایان ١٣٧٩ ش، حدود ٢٢٦ كیلومتر بوده است (سازمان مدیریت و برنامهریزی استان آذربایجانغربی،ص٢٦٠؛ اطلس راههای ایران،ص٧).
برخی از مهمترین آثار باستانی و تاریخی این شهرستان عبارتاند از: قره كلیسا * یا كلیسای طاطاووس، واقع در آبادی قره كلیسا، متعلق به دوران پیش از اسلام، كه هر سال بسیاری از ارمنیان جهان برای اجرای مراسم به آنجا میروند؛ مقبره نظامالدین میرعبدالباقی، از نوادگان شاه نعمتاللّه ولی؛ آرامگاه كشته شدگان جنگ چالدران (رجوع کنید به چالدران، جنگ * )؛ مقبره صخرهای فرهاد و شیرین؛ كلیسای مریم مقدّس در آبادی پیراحمد كندی؛ امامزاده سید میرجلال در آبادی قُلیدیزج؛ امامزادههای میرجلیل، اسماعیل، یوسف و قاسم و آثار كلیسای مخروبهای متعلق به حدود ششصد سال پیش در آبادی كلیسا كَنْدی؛ امامزاده قاسم در آبادی بابالو و امامزاده حسین در آبادی بدولی (حیدری، ص ٤٢؛ حجازیفر، ص ٩٧، پانویس ١؛ فرهنگ جغرافیائی آبادیها، ج ١، ص ١٢، ١٧، ٩٥، ١٠١، و جاهای دیگر).
٢) دشت چالدران، در شمالغربی شهرستان چالدران و در ارتفاع ٨٦٨ ، ١ متری از سطح دریا واقع است. از شمال به دشت و بخش آواجیق (در شهرستان چالدران)، از مشرق به بخش مركزی شهرستان ماكو و دشت و بخش ببهجیك شهرستان چالدران، از جنوب به بخش صفائیه شهرستان خوی و از مغرب به كشور تركیه محدود میشود. این دشت به سبب وقوع جنگ چالدران (رجوع کنید به چالدران *، جنگ) در آنجا، مشهور است (حجازیفر، ص ٩٥، پانویس ١؛ صدرایی خوئی، ص ٨٢؛ ساری صراف، ص ١٩٥).
دشت چالدران شرقی ـ غربی است. وجود دو رشته كوه به ارتفاع حدود ٤٠٠ ، ٢ تا ٧٥٠ ، ٢ متر در دو طرف دشت، آن را به صورت دره وسیعی در آورده است. این ارتفاعات دشت را در شمال از دشتآواجیق و در مشرق از دشت ببهجیك جدا میكنند (ساری صراف، ص ١٩٥ـ ١٩٦؛ آقاسی، ص ١٠٩؛ حجازیفر، ص ٩٥).
این دشت بسیار حاصلخیز است (ساری صراف، ص ١٩٤). اصلیترین شبكه زهكشی آن، رود زنگمار است كه دو شاخه عمده تغذیه كننده آن، قزلچای در شمال و رود شَهیدارْخه در جنوب، در قسمت شمالشرقی دشت به یكدیگر متصل میشوند (همان، ص ١٩٦ـ١٩٧). مساحت دشت در منابع، به تفاوت، حداكثر تا ٧٥٠ كیلومتر مربع، ذكر شده است(رجوع کنید به صدرایی خوئی، ص ٨٢؛
ساری صراف، ص ١٩٥؛
حجازیفر، همانجا).
منابع:
(١) مهدی آقاسی، تاریخ خوی، [تبریز ١٣٥٠ ش(؛
(٢) اطلس راههای ایران، تهران: گیتاشناسی، ١٣٨١ ش؛
(٣) حسینقلی افتخاری بیات، تاریخ ماكو، چاپ حسین احمدی، تهران ١٣٨١ ش؛
(٤) ایران. قانون تقسیمات كشوری آبان ١٣١٦، قانون تقسیمات كشور و وظایف فرمانداران و بخشداران، مصوب ١٦ آبان ماه ١٣١٦، چاپ اول، تهران )بیتا.(؛
(٥) ایران. قوانین و احكام، مجموعه قوانین سال ١٣٧٥ ، تهران: روزنامه رسمی كشور، ١٣٧٦ ش؛
(٦) همو، مجموعه قوانین و مقررات مربوط به وزارت كشور: از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی تا پایان سال ١٣٦٩، تهران ١٣٧٠ ش؛
(٧) ایران. وزارت كشور، تقسیمات كشور شاهنشاهی ایران ، تهران ١٣٥٥ ش؛
(٨) عباس جعفری، گیتاشناسی ایران ، تهران ١٣٦٨ـ١٣٧٩ش؛
(٩) هاشم حجازیفر، شاه اسماعیل اول و جنگ چالدران ، تهران ١٣٧٤ش؛
(١٠) رضا حیدری، سیمای میراث فرهنگی آذربایجان غربی ، تهران ١٣٨٢ ش؛
(١١) رزمآرا؛
(١٢) بهروز ساری صراف، «نگرشی بر سیمای جغرافیائی و واحدهای ژئومورفولوژیكی دشت چالدران (منطقه ماكو)»، در مقالات هشتمین كنگره جغرافیدانان ایران، اصفهان: دانشگاه اصفهان، ١٣٧٣ ش؛
(١٣) سازمان مدیریت و برنامهریزی استان آذربایجان غربی، آمارنامه استان آذربایجان غربی ١٣٧٩، ارومیه ١٣٨٠ ش؛
(١٤) علی صدرایی خوئی، سیمای خوی، تهران ١٣٧٣ ش؛
(١٥) فرهنگ جغرافیائی آبادیهای كشور جمهوری اسلامی ایران، ج ١: اقدیر، تهران: سازمان جغرافیائی نیروهای مسلح، ١٣٧١ ش؛
(١٦) مسعود كیهان، جغرافیایی مفصل ایران، تهران ١٣١٠ـ١٣١١ ش؛
(١٧) مركز آمار ایران، سرشماری اجتماعی ـ اقتصادی عشایر كوچنده ١٣٧٧: جمعیت عشایری دهستانها، كل كشور، تهران ١٣٧٨ ش؛
(١٨) نقشه تقسیمات كشوری جمهوری اسلامی ایران، مقیاس ٠٠٠ ، ٥٠٠ ،٢ : ١، تهران: سازمان نقشهبرداری كشور، ١٣٧٩ ش؛
(١٩) نقشه خوی، مقیاس ٠٠٠ ،٥٠٠: ١، تهران. سازمان جغرافیائی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، ١٣٧٠ ش؛
(٢٠) نقشه راهنمای تركیه، مقیاس ٠٠٠ ، ٠٠٠ ،٢ : ١، تهران: گیتاشناسی، )بیتا.]؛
(٢١) Nicholas Nicholas Ambraseys and Charles Peter Melville, A history of Persian earthquakes , Cambridge ١٩٨٢.
/ فرزانه ساسانپور /