دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٣٤٨
چادرچی ، كامل، سیاستمدار و روزنامهنگار عراقی. وی در ١٣١٥ در بغداد به دنیا آمد. پدرش، رفعت چادرچی، از شخصیتهای برجسته عثمانی بود و چندین بار شهردار بغداد شد. كامل دوره دبیرستان را در ١٢٩٢ ش به پایان رساند و با رسیدن به سن قانونی به ارتش پیوست (رجوع کنید به فائق بطی، ص ١١١؛ محمود شبیب، ص ٥٧). او با پدرش در انقلاب ١٩٢٠ عراق*، معروف به ثورهالعشرین، شركت كرد و از اینرو انگلیسیها خانواده اورا به استانبول تبعید كردند. وی در ١٣٠٠ ش وارد دانشكده پزشكی استانبول شد، اما آن را رها كرد و به بغداد بازگشت. در آنجا به دانشكده حقوق رفت و در ١٣٠٤ ش فارغالتحصیل گردید. پس از آن به مشاغل سیاسی و اداری روی آورد و ابتدا منشی استاندار بغداد، در ١٣٠٥ ش معاون وزیر دارایی و در ١٣٠٦ ش نماینده مجلس شد (فائق بطی، ص ١١٢؛ مطبعی، ج ١، ص١٧٠)، سپس به حزب اَلْشَعْب به ریاست یاسین هاشمی *پیوست. این حزب در ١٣٠٤ ش در مخالفت با دولت حاكم و بهویژه حزب تقدّم ایجاد شد. یاسین هاشمی در تمام كارهای حزب به او تكیه میكرد و هنگامی كه در ١٣٠٩ ش حزب اَلاءِخاءُالْوَطَنی را بنیان نهاد، چادرچی سرپرست امور مطبوعات حزب شد (عبدالغنی ملاح، ص ٩٤؛ مطبعی، همانجا؛ محمود شبیب، ص ٥٦). روزنامه حزب نیز به نام اَلاءِخاءُالْوَطَنی در ١٣١٠ ش منتشر شد، اما به دنبال چاپ مقالهای در باره نفت و اصلاح قانون اساسی، به دستور ملك فیصل، پادشاه عراق، به مدت چهار ماه توقیف شد (عبدالامیرهادی عكّام، ص ٤١٩، ٤٨٢).
انعقاد عهدنامه ١٣٠٩ ش/١٩٣٠ مبنی بر اتحاد عراق و بریتانیا، باعث ایجاد اختلاف در میان شخصیتهای سیاسی عراق گردید. جناحِ نوری سعید *، موافق و ملیگرایان، مخالف آن بودند. در این وضع، حزب الاءخاءالوطنی و حزب ملی عراق (الحزبالوطنیالعراقی) در بیانیهای خواستار اصلاح عهدنامه ١٩٣٠ و انحلال مجلس عراق شدند. این بیانیه را رشیدعالی گیلانی *، كه یكی از اعضای حزب الاخاءُ الْوطنی بود، امضا كرد. پس از مدتی رشیدعالی گیلانی با موافقت حزب وزیر دربار شد، چادرچی با این امر مخالفت كرد، زیرا فعالیت حزبی را منافی تصدی هرگونه سمتی در نظام حاكم میدانست. به دنبال آن، رشیدعالی گیلانی به نخستوزیری رسید و دولت او تصریح كرد كه احترام به عهدنامههای بینالمللی، از جمله عهدنامه ١٩٣٠، را در دستور كار خود قرار داده است. به همین دلیل، چادرچی در ١٣١٢ ش از حزب اَلاءخاءالوَطَنی استعفا كرد و به جَماعَةُالاهالی پیوست (حسنی، ١٩٨٠، ص ١٠٧؛ فاضل براك، ص ٦٦؛ عبدالجبار عبدمصطفی، ص ١٠٦؛ فاضل حسین، ١٩٦٣، ص ٩ـ١٠).
جماعه الاهالی جمعیتی سیاسی ـ ملی بود كه روزنامه الاهالی را منتشر میكردند. هدف این گروه مبارزه با استعمار انگلستان و برپایی دولتی ملی بود كه به آزادی و مردم سالاری پایبند باشد. روزنامه الاهالی، به دلیل مخالفتهایش با دولت، بارها تعطیل شد. در پی آخرین توقیف، چادرچی مجوز نشر روزنامه صوت الاهالی را گرفت كه از اسفند ١٣١٣/ مارس ١٩٣٤ منتشر شد (فؤادحسین وكیل، ص ١٠٢؛ اسماعیلاحمد یاغی، ص ١٨؛ فاضل حسین، ١٩٦٣، ص ١٥). جماعه الاهالی، با استفاده از این روزنامه، در ١٣٢٥ ش/ ١٩٤٦ زمینه را برای تشكیل حزب دموكراتیك ملی (الحزب الوطنی الدمقراطی) به ریاست كامل چادرچی فراهم كرد (مطبعی، همانجا).
با تلاش چادرچی، جمعیت مبارزه با بیسوادی (جمعیه السَعی لِمُكافَحَه الْاُمّیه) تشكیل شد. این جمعیت در میان روشنفكران جوان و كسانی كه اندیشههای ملیگرایانه داشتند نفوذ كرد. این جمعیت برنامههای خود را در سه محور تعریف كرد: ایجاد ارتباط با جوانان و روشنفكران و كارمندان، كه مسئولیت آن به عهده چادرچی و دیگران بود؛ تماس با گروه خاصی از اعضای حزب وطنی عراقی؛ و تماس با شاخه نظامی آن. جمعیت با گسترش شاخه نظامی خود، كوشید تا با جذب نظامیان، در حكومت نفوذ كند. آنها موفق شدند بَكر صِدقی را با خود همراه كنند. او در ١٣١٥ ش/١٩٣٦ با كودتایی كابینه یاسین هاشمی را ساقط كرد و در كابینهای كه نخستوزیر حكمت سلیمان در ١٣١٥/ اكتبر ١٩٣٦ تشكیل داد، كامل چادرچی وزیر اقتصاد و ترابری شد. سران جمعیت امیدوار بودند با شركت در كابینه به اهداف سیاسی خود برسند (مطبعی، همانجا؛ فؤادحسین وكیل، ص ١٤، ١٤٩؛ فائق بطی، ص ١١٥؛ علیكریم سعید، ص ١٧). پس از مدتی، بكر صدقی به تكروی و استبداد روی آورد و كامل چادرچی و برخی دیگر از همفكرانش در ٣ مرداد ١٣١٦/ ٢٤ ژوئیه ١٩٣٧ استعفا كردند. با این تجربه، چادرچی و حزبش، نسبت به جنبشهای نظامی و دخالت ارتش در امور سیاسی و استفاده از خشونت به عنوان راهی برای پیشرفت اجتماعی بیاعتقاد شدند. او و برخی دیگر از اعضای حزب دموكراتیك ملی به صراحت، با مشاركت عشایر و زمینداران بزرگ حزب ملی عراق (الحزبالوطنیالعراقی) در حكومت مخالفت كردند.چادرچی پس از استعفا، بهسبب تهدید شدن از سوی مأموران بكرصدقی، از عراق به قبرس رفت (حسنی، ١٤٠٠، ج ٣، ص ١٧٢؛ بزّاز، ص ٢٥١؛ كمالمظهر احمد، ص ١٢٤؛ عادل غفوری خلیل، ص ٨٢؛ عبدالغنی ملاح، ص ١١، ١٠٣، ١٣٥، ١٣٧).
پس از پایان جنگ جهانی دوم، دولت جدید در عراق اجازه ایجاد احزاب سیاسی را صادر كرد. در این شرایط، كامل چادرچی و یارانش در ١٣٢٥ ش/١٩٤٦، حزب دموكراتیك ملی (الحزبالوطنی الدمقراطی) را تأسیس كردند و چادرچی رئیس هیئت مركزی حزب شد. اعضای حزب همان اعضای جماعه الاهالی و سیاست آنها نیز ادامه سیاست گذشته بود. روزنامه صوت الاهالی، ترجمان (ارگان) حزب جدید شد و در آن مقالههای بسیاری در باره مسئله فلسطین، درخواست خروج نیروهای نظامی بیگانه از كشورهای اسلامی و عقبنشینی روسها از ایران به چاپ رسید. حزب تأكید كرد كه حزبی میهنی، دموكرات و اصلاحطلب، با دیدگاههای غیر كمونیستی است (فاضل حسین، ١٩٦٣، ص٣٠ـ٣١؛ عانی، ج ١، ص ٣٦٤؛ محمود شبیب، ص ٣١ـ٤٩؛ جعفری، ص ١٤٥).
چادرچی در زمان كابینه اَرشَد عُمَری، بهسبب مقالاتی كه در روزنامه صوت الاهالی مینوشت، محاكمه و مدتی زندانی شد و انتشار روزنامهاش متوقف گردید، اما با تشكیل كابینه جدید به ریاست نوری سعید در مهر ١٣٢٥/ اكتبر ١٩٤٦ انتشار روزنامه صوت الاهالی نیز از سرگرفته شد. با بروز اختلاف میان حزب دموكراتیك ملی و دولت نوری سعید، چادرچی پس از انتشار مطالبی در مورد عهدنامه عراق و تركیه در ١٣٢٦ ش/ ١٩٤٧ محاكمه شد، ولی در دادگاه تجدیدنظر، تبرئه گشت (جعفری، ص ١١؛ فاضل حسین، ١٤٠٤، ص ٦٥ به بعد؛ كُبَّه، ٢٢٤؛ فائق بطی، ١٢٢).
چادرچی و حزبش در مسئله اشغال فلسطین موضعگیری شدیدی كردند. این موضعگیریها در ١٣٢٥ ش/١٩٤٦ به تشكیل «كمیسیون احزاب عراق برای دفاع از فلسطین» انجامید كه در برگیرنده پنج حزب، از جمله حزب كامل چادرچی، بود. وی با توجه به شناخت و تجربههایش در روزنامهنگاری، از ١٣٢٥ـ١٣٢٩ ش/ ١٩٤٦ تا ١٩٥٠ به سِمَت رئیس اتحادیه مطبوعات عراق انتخاب شد (كبّه، ص١٣٠ـ١٤٩؛ فائق بطی، ص ١٢١). چادرچی به دلیل مواضع اعتراضآمیز و مخالفت با سیاستهای دولت و چاپ مقالههایی در انتقاد از مجلس نمایندگان، بارها به دادگاه احضار شد، تا جایی كه روزنامه صوت الاهالی توقیف گشت، اما او در ١٣٢٨ ش/ ١٩٤٩ روزنامه دیگری به نام صَدَی الْاَهالی (پژواك مردم) را منتشر كرد. به دنبال انتقادهای گسترده حزب دموكراتیك ملی از دولت وقت و بازتاب آن در روزنامه صَدَی اَلْاَهالی سرانجام دولت نوری سعید در ١٣٣٣ ش/ ١٩٥٤ پروانه حزب مذكور را لغو كرد (رجوع کنید به فاضل حسین، ١٩٦٣، ص ٢٣١ـ٢٦٦، ٣٥٩).
فشارهای دولت عراق به احزاب باعث شد كه حتی مدتی چادرچی مسئله متوقف كردن فعالیتهای حزبی را مطرح نماید. وی پس از آرامتر شدن اوضاع، برای تشكیل حزب كنگره ملی (المؤتمرالوطنی) در ٢٦ خرداد ١٣٣٥/ ١٦ ژوئن ١٩٥٦ درخواست مجوز كرد، ولی نتوانست مجوز بگیرد.
در ١٣٣٥ ش/١٩٥٦، در جریان بحران سوئز *، كه منجر به تجاوز نظامی فرانسه و انگلستان و اسرائیل به مصر شد، چادرچی كه در قاهره حضور داشت و برخی دیگر از سیاستمداران، در اعتراض به پشتیبانی نكردن دولت عراق از مصر و صدور نفت از طریق بندر حیفا، به رئیس مجلس اعیان عراق و رئیس مجلس نمایندگان نامه نوشتند. چادرچی را هنگام بازگشت به عراق دستگیر و به سه سال زندان با اعمال شاقه محكوم كردند. وی در ١٣٣٧ ش/١٩٥٨ از زندان آزاد شد (فاضل حسین، ١٩٦٣، ص ٣٨٥؛ حسنی، ١٣٨٥، ج ١، ص ١١٨ـ١٢١).
چادرچی در زندان نیز به فعالیتهای سیاسی خود ادامه داد و در بهمن ١٣٣٥/ فوریه ١٩٥٧ با گروهی از احزاب و افراد سیاسی دیگر، جبهه اتحاد ملی (جبهه الاتحاد الوطنی) را تشكیل داد. این جبهه در بیانیهای خواستار بركناری دولت، انحلال مجلس نمایندگان، خارج شدن عراق از پیمان بغداد، مقاومت در برابر دخالتهای استعمار، دادن آزادیهای قانونی، لغو حكومت نظامی و آزادی زندانیان سیاسی شد. این فعالیتها زمینه را برای كودتای ١٣٣٧ ش/ ١٩٥٨ افسران آزاد آماده كرد (جبوری، ص ٢٣٦؛ فائق بطی، ص ١٢٤؛ فاضل حسین، ١٤٠٤، ص ٣٦٨؛ عبدالجبار عبدمصطفی، ص ١٢١، ٢٥٦ـ ٢٥٨، ٢٦٦ـ ٢٦٨).
در پی كودتای عبدالكریم قاسم در ١٣٣٧ ش/١٩٥٨، برخی از اعضای حزب دموكراتیك ملی در نخستین دولت كودتا شركت كردند و حزب او اجازه یافت فعالیتهای خود را از سر بگیرد. عبدالكریم قاسم كوشید با حضور چادرچی در كابینهاش، او را به خود نزدیك كند؛ ازاینرو، یك ماه پس از به دست گرفتن قدرت، به چادرچی پیشنهاد كرد كه او را به جای عبدالسلام عارف، به معاونت نخستوزیری منصوب كند، اما چادرچی این پیشنهاد را رد كرد. كمی پس از آن، به دلیل بیماری قلبی، از ریاست حزب استعفا كرد و برای معالجه از كشور خارج شد. او پس از بازگشت، فعالیتهای سیاسی خود را از سر گرفت و در مقالاتش به انتقاد از سیاستهای دولت و سردرگمی آن و اوضاع سیاسی كشور پرداخت. با تغییر نظام از پادشاهی به جمهوری، وی كوشید تشكیلات حزب خود را بازسازی كند، اما در ١٢ بهمن ١٣٤٦/ اول فوریه ١٩٦٨ درگذشت (فائق بطی، ص ١٢٥ـ١٢٦؛ فاضل حسین، ١٤٠٤، ص ٩٤ـ٩٦؛ دلیمی، ص ٢٨٦).
منابع:
(١) اسماعیل احمدیاغی، حركه رشید عالی الكیلانی، بیروت ١٩٧٤؛
(٢) عبدالرحمان بزّاز، العراق من الاحتلال حتی الاستقلال، بغداد ١٩٦٧؛
(٣) ابراهیم جبوری، سنوات من تاریخالعراق ، بغداد: مكتبه العالمیه،[بیتا.(؛
(٤) محمد حمدی جعفری، بریطانیا و العراق حقبه منالصراع: ١٩١٤ـ ١٩٥٨، بغداد ٢٠٠٠؛
(٥) عبدالرزاق حسنی، تاریخ الاحزاب السیاسیه العراقیه: ١٩١٨ـ ١٩٥٨، بیروت ١٩٨٠؛
(٦) همو، تاریخالعراق السیاسیالحدیث، صیدا ١٣٧٧/١٩٥٧، چاپ افست بیروت ١٤٠٠/ ١٩٨٠؛
(٧) همو، تاریخالوزارات العراقیه، صیدا، ج ١، ١٣٨٥/١٩٦٥؛
(٨) محمد دلیمی، كامل الجادرجی و دوره فیالسیاسه العراقیه، بیروت ١٩٩٩؛
(٩) عادل غفوری خلیل، أحزاب المعارضه العلنیه فیالعراق: ١٩٤٦ـ ١٩٥٤ ، بغداد ١٤٠٤/١٩٨٤؛
(١٠) خالد عبدالمنعم عانی، موسوعه العراق الحدیث، بغداد ١٩٧٧؛
(١١) عبدالامیر هادی عكّام، الحركه الوطنیه فیالعراق:١٩٢١ـ١٩٣٣ ، نجف ١٩٧٥؛
(١٢) عبدالجبار عبدمصطفی، تجربه العمل الجبهوی فی العراق: بین ١٩٢١ـ ١٩٥٨، بغداد ١٩٧٨؛
(١٣) عبدالغنی ملاح، تاریخ الحركه الدیمقراطیه فیالعراق، بیروت ١٩٨٠؛
(١٤) علیكریم سعید، عراق ٨ شباط ١٩٦٣ من حوار المفاهیم إلی حوارالدم: مراجعات فی ذاكره طالبالشبیب ، بیروت ١٩٩٩؛
(١٥) فاضل براك، دورالجیش العراقی فی حكومه الدفاع الوطنی و الحرب مع بریطانیا: سنه ١٩٤١، بغداد )١٩٧٩ (؛
(١٦) فاضل حسین، تاریخالحزب الوطنی الدّمقراطی: ١٩٤٦ـ ١٩٥٨، بغداد ١٩٦٣؛
(١٧) همو، الفكر السیاسی فیالعراق المعاصر: ١٩١٤ـ ١٩٥٨، بغداد ١٤٠٤/ ١٩٨٤؛
(١٨) فائق بطی، اعلام فی صحافه العراق، )بغداد(: دارالساعه، ١٩٧١؛
(١٩) فؤاد حسین وكیل، جماعه الاهالی فیالعراق: ١٩٣٢ـ١٩٣٧ ، بغداد ١٩٧٩؛
(٢٠) محمدمهدی كبّه، مذكَّراتی فی صمیم الاحداث: ١٩١٨ـ ١٩٥٨، بیروت ١٩٦٥؛
(٢١) كمالمظهر احمد، صفحات من تاریخالعراق المعاصر، بغداد ١٩٨٧؛
(٢٢) محمود شبیب، قضایا ملتهبه فیالسیاسه العراقیه: ١٩٥٠ـ ١٩٥٨، بغداد )١٩٨٤]؛
(٢٣) حمید مطبعی، موسوعه اعلام العراق فیالقرن العشرین، بغداد ١٩٩٥ـ ١٩٩٨.
/ عباس عبیدی /