دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٣٣٥
چاپار ، عنوان اصلی پیك دولتی در ایران از قرن هفتم تا سیزدهم. چاپار واژهای تركی از ریشه چاپ/ چاپماق به معنای چهارنعل رفتن با اسب، دوانیدن، به سرعت راندن و شتاب كردن (رجوع کنید به دورفر، ج ٣، ص ١٢، ذیل «چاپار»؛ رشیدالدین فضلاللّه، ج ٣، تعلیقات روشن و موسوی، ص٢٣٥٠) و در اصطلاح به معنای پیك، قاصد و نامهبر است (برای اصطلاح برید و پیشینه تشكیلات پستی و انتقال پیامها در ایران پیش از اسلام رجوع کنید به برید * ).
در قرون اولیه اسلامی و تا قبل از حكومت مغولان در ایران، تشكیلات پستی ــ كه ارتباط میان مراكز حكومت و ولایات، تسریع در گزارش اخبار و رویدادهای مهم سیاسی، ارسال نامهها و پیامها، حمل و نقل كالاهای دولتی و گاه خصوصی، به مقصد رساندن مأموران دولتی و ابلاغ فرمانهای حكومتی را برعهده داشت ــ برید خوانده میشد.
برید در دوره مغولان و دیگر دولتهای ترك پس از ایشان، مانند جلایریان، تیموریان، قراقوینلوها، آققوینلوها، صفویان و قاجاریه، با عنوانهای یام، اولاغ/ الاغ و چاپار خوانده میشد (نیز رجوع کنید به یام*).
در دوره ایلخانان، شاهزادگان، امرا، سرداران، صاحبمنصبان دولتی و همسران ایلخانان، ایلچیان مخصوص داشتند (نیز رجوع کنید به ایلچی*).
به گزارش ماركوپولو (ج ١، ص ٤٣٣ـ٤٣٤) تعداد یامها در دوره ایلخانان حدود ده هزار واحد پستی و فاصله آنها از یكدیگر حدود ٢٥ تا ٣٠ مایل بود. بنابر قوانینی كه در زمان غازان تدوین شد، هر چاپار موظف بود در یك شبانهروز سی فرسخ طی كند. بنابراین، برای نمونه مسیر تبریز تا خراسان، چهار روز طول میكشید ( د. ایرانیكا ، ذیل واژه). در فاصله هر سی فرسخ، چاپار دیگری ادامه مأموریت را بر عهده میگرفت. چاپارها در دوره ایلخانان، حكمی با تمغای سبز همراه داشتند كه اگر به موقع به ایستگاه پست میرسیدند علامت Ө و اگر دیر میرسیدند علامت Ф روی آن حكم نقش میگردید (وصّاف الحضره، ص ٣٨٧).
در میان مغولان، از واژه چاپار برای اسامی خاص هم استفاده میشد (برای نمونه، چاپار پسر قایدو رجوع کنید به رشیدالدین فضلاللّه، ج ١، ص ٦٢٧ـ ٦٢٨، ٦٣١ـ٦٣٢).
در دوره تیموریان حفظ امنیت راهها و تعمیر یامخانههای سابق و ساختن یامخانههای جدید با تجهیزات بیشتر، مورد توجه حكومت قرار گرفت. در هر یامخانه بین صد تا دویست اسب وجود داشت. فقط پیكهای دولتی ایلچیها و سفیرانی كه به دربار تیمور میآمدند،حق استفاده از تشكیلات یام را داشتند و مردم عادی حق استفاده خصوصی از این تشكیلات را نداشتند (كلاویخو، ص ١٨٤ـ١٨٥). شتاب چاپاریان در رساندن اخبار به حدی بود كه در مواقع بسیاری موجب مرگ حیوان میشد (رجوع کنید به همان، ص ١٨٧).
با روی كار آمدن صفویان، بهتدریج یامها كه یا از بین رفته و یا رو به ویرانی بودند، جای خود را به ساختمانهای جدیدی به نام چاپارخانهها دادند و تشكیلات چاپار توسعه یافت. تشكیلات چاپاری در دوره صفویه تقریباً در انحصار خدمات درباری و دولتی بود و برای ارسال مراسلات و رسانیدن احكام و بخشنامهها و فرمانها از مركز به ولایات یا رساندن گزارشهای مربوط به حوادث و ولایات به مركز بود (رجوع کنید به تاورنیه، ج ٢، ص ٢٥٤ـ ٢٥٥).
از دیگر وظایف چاپارها در این دوره، پذیرایی كردن و تأمین احتیاجات ایلچیان و هیئتهای سفارت خارجی در مسیر رسیدن به دربار بود (رجوع کنید به شاردن، ج ٢، ص ١٩٩ـ٢٠٢؛ عبدلی فرد، ج ١، ص ١٠٣ـ١٠٧). تأمین احتیاجات ارتباطی اردوها و سفرهای شاهی و اردوهای جنگی و رسانیدن سریع مراسلات و اخبار میان سپاه و اردوی دشمن نیز از وظایف دیگر چاپارها بود (رجوع کنید به فریدونبیگپاشا، ج ٢، ص ٢٧٩؛ بیانی، ص ١٢٩).
به چاپارهای پیاده در این دوره معمولاً شاطر *میگفتند.
نادرشاه افشار (حك: ١١٤٨ـ١١٦٠) نیز، به منظور برقراری ارتباط مستقیم با ایالات و حكام، به ترمیم و توسعه چاپارخانهها پرداخت. چاپارها در این دوره نیز بیشتر برای مقاصد سلطنتی و دولتی استفاده میشدند (رجوع کنید به بازن، ص ٢٢ـ٢٣). به گزارش ژاناوته (ص ٤٨، ٥٨، ٦٢، ٦٨، ٢٢٣)، در تمام مسیر حركت هیئت سفارت او از عثمانی تا پایتخت ایران، چاپارهای نادر آخرین اخبار فتوحات نادر و پیامهای او را به این هیئت میرساندند.
در متن فرمانی از نادر به تاریخ ١١٥١، كه در گزارشهای ایالتی هشترخان مندرج است، اصطلاح «اسب چاپار» به معنای مالیاتی كه برای نگهداری اسبهای پستی گرفته میشد، بهكار رفته است. این مالیات از كشاورزانی كه در زمینهای خالصه *و تیول *مینشستند، گرفته میشد (آرونووا و اشرفیان، ص ٨٣).
بیتوجهی به راههای چاپاری و چاپارخانهها در دوره زندیه و اوایل قاجاریه، وضع نابسامانی برای تشكیلات پستی بهوجود آورد. تا زمانی كه عباسمیرزا، نایبالسلطنه، راههای چاپاری و چاپارخانهها را تعمیر كرد و بهویژه در راههای تبریز به تهران و تبریز به جلفا و ارزروم، تشكیلات چاپاری منظمی بهوجود آورد (مفتون دنبلی، ص ٢١٥؛ عبدلیفرد، ج ١، ص ٣٢). اقدامات عباسمیرزا را امیركبیر در زمان صدارتش پی گرفت. او در ١٢٦٦ تشكیلات چاپاری لشكری و در ١٢٦٧ تشكیلات چاپاری برای عموم را سازماندهی كرد (رجوع کنید به هدایت، ج١٠، ص ٤٦٦؛ عبدلیفرد، ج ١، ص ٣٦). كتابچه مخصوص ضوابط و قوانین چاپارخانه نیز در زمان امیركبیر تدوین شد (رجوع کنید به عبدلیفرد، ج ١، ص ٤٢ـ٤٣). با استخدام موسیو ریدرر (مستشار اتریشی و كارشناس پست) در ١٢٩٢، تغییرات عمدهای در تشكیلات پستی و چاپاری بهوجود آمد و پست ایران وارد مرحله جدیدی شد (رجوع کنید به كرزن، ج ١، ص ٤٦٥ـ ٤٦٦؛ عبدلیفرد، ج ١، ص ١٩٥) و سرانجام در ١٢٩٧، با تشكیل وزارت پست، اداره چاپارخانهها نیز ذیل این وزارتخانه قرار گرفت و بهتدریج چاپارخانهها بهكلی از بین رفتند و جای خود را به وزارت پست و تلگراف و تلفن دادند (عبدلیفرد، ج ١، ص ٨٤).
در رأس تشكیلات چاپار در دوره قاجار تا ١٢٩١، منصب چاپارچیباشی قرار داشت(رجوع کنید به كرزن، ج ١، ص ٤٦٥؛ كتاب نارنجی ، ج ١، ص٢٠، پانویس ٢٢) كه مستقیماً از جانب شاه برگزیده میشد (عبدلیفرد، ج ١، ص ٨٧). چاپارچیباشیها معمولاً اداره هر مسیر معین را به فردی، كه نایب چاپارخانه، چاپارخانهچی یا چاپارچی یا مباشر نام داشت، اجاره میدادند. ابواب جمعی چاپارخانه (شامل ضابط و محرر احكام، مشرف، غلام و شاگرد چاپارخانه، مهتر، جلودار و فراش) زیرنظر نایب كار میكردند (رجوع کنید به اوبن، ص ١٦ـ ١٧؛ عبدلیفرد، ج ١، ص٦٠ـ٦١، ٨٧). حقوق سالانه نایب چاپارخانه در ١٢٥٧، پنجاه تومان و یك خروار جو بود (رجوع کنید به مكنزی، ص ١٣٤). به نوشته اوژن اوبن (ص ١٦)، حقوق نایب در ١٣٢٤ ماهی سه تومان بود. تأمین و آماده نگاه داشتن اسبهای سالم به تعداد كافی، استخدام شاگرد چاپار و غلام، نگهداری و تعمیرات ساختمان چاپارخانه، تهیه امكانات رفاهی برای چاپاران و مسافرانی كه در چاپارخانه بیتوته میكردند، حسابرسی هزینههای سالانه چاپارخانه و گزارش آن به مسئول آن خطِ چاپاری و درخواست تنخواه مالی و جنسی برای چاپارخانه، از وظایف نایب چاپارخانه بود (عبدلی فرد، ج ١، ص ١٢١).
وظیفه شاگرد چاپار، علاوه بر انجام دادن دستورهای نایب و كارهای چاپارخانه، آن بود كه پس از رساندن مسافر به مقصد، از راه معین اسب را به چاپارخانه اولیه بازگرداند (رجوع کنید به اورسول، ص ٢٧ـ ٢٨؛ ویلز، ص ٣٦١). حقوق غلام چاپار، غیر از انعامی كه مسافران میدادند، دو تومان در ماه بود (اوبن، ص ١٧). نرخ مسافرت چاپاری برای مسافران از قرار هر فرسنگ برای هر اسب، دو قران بود كه در مقصد پرداخت میشد (همانجا؛ قس اورسول، ص ٢٧).
در هر دوره تاریخی چاپارها (به جز آن دسته از ایشان كه حامل اطلاعات محرمانه یا جاسوس و خبررسان ویژه شاه بودند و قاعدتاً میبایست در لباس معمولی رفتوآمد میكردند)، دارای لباس ویژه بودند. در دوره ایلخانان (حك: ٦٥٤ـ٧٣٧) چاپارها، علاوه بر نشانی كه به معنای عجله داشتن با خود حمل میكردند، حلقهای زنگدار و كمربندی زنگولهدار به همراه داشتند كه در حركت به صدا درمیآمد (رجوع کنید به ماركوپولو، ج ١، ص ٤٣٥ـ٤٣٦). در دوره صفوی، به گزارش شاردن (ج٢، ص٢٠٠ـ٢٠١) چاپارها شالی بزرگ را بر گردن حمایل میساختند. به گزارش ایون گره (ص ١٥٩)، چاپار مخصوص بالاپوش بلندی بر دوش خود میانداخت و كلاه «تربوش» بر سر میگذاشت و شالی بنفش كه نشانه مأموریت دولتی بود به كمر میبست. در دوره افشاریه، چاپارها حمایل و شال سفیدی بر شانه میانداختند و ادامه آن را به كمر میبستند و مسلح به شمشیر بودند ( د. ایرانیكا، همانجا). در دوره قاجاریه، نایب چاپارخانه لباس مخصوص شامل نیمتنه آبیرنگ و كلاه پوستی میپوشید (رجوع کنید به اوبن، همانجا). لباس مخصوص شاگرد چاپار، نیمتنهای نمدی و شلواری آبیرنگ و فراخ بود (ویلز، همانجا). در ١٢٧١، در زمان محمداسماعیلخان چاپارچیباشی، مقرر شد كه طبق طرحی كه صدراعظم مشخص میكند، قطعههای نشان برای غلامهای چاپاران بسازند و به كلاه آنها نصب كنند تا در طول مسیر شناخته شوند (رجوع کنید به روزنامه وقایع اتفاقیه، ش ٢٢٣، ص ٣). در ١٢٧٤، مقرر شد كه كلاه چاپارها دو رویه باشد و قیمت آن بین دو تومان تا سه هزار دینار. همچنین پوشیدن لباس ترمه كشمیری و كرمانی برای چاپارها ممنوع شد (رجوع کنید به همان، ش ٣٧١، ص [٩]). چاپارها معمولاً یك خورجین كوچك، یك قمه، شمشیر و تیردان و كمان به همراه داشتند و چماق یا تازیانهای در دست میگرفتند (شاردن؛ ویلز، همانجاها).
حق تقدم چاپارها برای ادامه مسیر در راههای چاپاری بر دیگر مسافران، در دورههای مختلف از قوانین راههای چاپاری بود. حتی در مواردی كه به علتی اسب چاپار در بین راه تلف میشد یا قدرت طی ادامه مسیر را نداشت، چاپار حق داشت اسب مسافران در راه را بگیرد و به سفر خود ادامه دهد (رجوع کنید به شاردن، همانجا؛ عبدلیفرد، ج ١، ص ٤١). این قانون، اغلب سوءاستفادههایی در پی داشت و موجب دست درازی چاپارها به اموال و مواشی مردم میشد (رجوع کنید به شاردن، همانجا؛ بازن، ص ٢٣)، حتی گاهی راهزنان در كسوت چاپارهای رسمی به چپاول روستاها و كاروانها اقدام میكردند(رجوع کنید به اشپولر،ص ٣٥١؛ د. ایرانیكا، همانجا). بنابراین، وضع مقرراتی برای حفظ امنیت راهها و نیز تأمین اسب و علوفه به طوری كه مانع تعدی به مردم ساكن در طول راههای چاپاری شود، از مسائل مورد توجه حكومتها بود (رجوع کنید به مشیزی، ص ٣٩٥؛ مفتون دنبلی، ص ٢١٥؛ اعتضادالسلطنه، ص ٢٩١). بدیهی است كه چاپارها هرگز متعرض افراد صاحب مقام یا مسافران خارجی كه قصد رفتن به دربار داشتند، نمیشدند و از آنها اسب و علوفه درخواست نمیكردند (رجوع کنید به شاردن، ج ٢، ص٢٠٠).
كاملترین نمونه قوانین مدون چاپارخانهها مربوط به زمان امیركبیر است كه كتابچهای تهیه شد و نمونهای از آن برای همه سفارتخانههایی كه دارای برنامههای چاپاری بودند و نیز برای رجال و امرا و والیان و مأموران ولایات ارسال شد (رجوع کنید به اسناد و نامههای امیركبیر، ص ١٣٥، ٢٣٦؛ امیركبیر، مقدمه آلداود، ص ٢١). نمونهای از این كتابچه، كه در آلبوم شماره ٢٤٢ آلبومهای بیوتات سلطنتی وجود داشت، اكنون در سازمان اسناد ملی ایران نگهداری میشود. این كتابچه شامل نام كاروانسراها و چاپارخانههای راههای اصلی ایران و بهای اسبهای كرایهای است (رجوع کنید به اسناد و نامههای امیركبیر، همانجاها؛ عبدلیفرد، ج ١، ص ٤٤ـ ٥٢؛ نیز رجوع کنید به تصویر).
در ١٢٦٧ قوانین مربوط به حركت چاپارها به ولایات، مسائل انضباطی و انتظامی چاپارخانهها و مقررات ارسال امانات در روزنامه وقایع اتفاقیه بهچاپ رسید (رجوع کنید به ش ١، ص ٢، ش ٢، ص ٣؛ نیز رجوع کنید به عبدلیفرد، ج ١، ص ٥٣). در همین سال، در زمان ریاست حسینخان سرتیپ بر امور چاپارخانهها، دفترچه دیگری شامل قوانین جدید چاپارخانهها چاپ و در دسترس مردم قرار گرفت (رجوع کنید به عبدلیفرد، ج ١، ص ٥٣ـ ٦٥).
ساختمان چاپارخانهها را معمولاً در كنار كاروانسراها و رباطها و در كنار چشمه، چاه قنات یا نهر آب میساختند. گاهی نیز در قسمتی از كاروانسرا محلی را به منظور چاپارخانه در نظر میگرفتند (همان، ج ١، ص ١١١؛ برای نمونه رجوع کنید به كلاویخو، ص ١٩٨ـ١٩٩).
نقشه ساختمان چاپارخانه معمولاً چهارگوش سادهای به ابعاد ٢٥×٣٠ متر یا ٨٠ ×١٠٠ متر بود كه در چهار كنج دارای چهار برج نیماستوانهای بود. معمولاً در بالای در ورودی چاپارخانه، اتاقی میساختند كه بالاخانه نام داشت. بالاخانه محل سكونت رئیس چاپارخانه یا محل استراحت چاپاران مخصوص بود. ضلع ورودی (ضلع پیشانی) بنا، دیواری كنگرهدار و بدون پنجره و مرتفعتر از سه دیوار دیگر بود (عبدلیفرد، ج ١، ص ١٠٩). در امتداد در ورودی راهرویی مسقف قرار داشت و در هر یك از طرفین آن، یك ایوان سكو مانند بود كه در هر طرف آنها اتاقهایی ساخته شده بود. اتاقها تاریك و دخمهمانند بودند و گاهی پنجرهای بدون شیشه از طرف حیاطِ چاپارخانه، نور آن را تأمین میكرد. بعد از گذشتن از راهروها و در وسط ساختمان، حیاط چاپارخانه قرار داشت. در دیوارهای به سمت حیاط، سوراخهایی به صورت آخور برای تعلیف اسبهای چاپارخانه تعبیه شده بود كه مملو از كاه یا جو بود. در قسمت جلوی این آخورها میلههای فلزی ضخیمی از سرآخور به زمین نصب شده بود كه برای بستن افسار حیوانات بهكار میرفت. در پشت این آخورها اتاقهایی طویل و تاریك قرار داشت كه برای نگهداری علوفه یا استراحت زمستانی اسبها و گاه برای استراحت غلامهای پست مورد استفاده قرار میگرفت. در وسط حیاط چاپارخانه سكویی به صورت بارانداز قرار داشت كه مسافران بارهای خود را روی آن میانباشتند و در تابستان برای استراحت شبانه مسافران هم مورد استفاده قرار میگرفت. گاه در زیر این بارانداز آبانبار میساختند (همان، ج ١، ص ١٠٩ـ ١١٩؛ برای پلان ساده چاپارخانهها رجوع کنید به همان، ج ١، ص ١١٥، ١٢٠).
معمولاً محل چاپارخانهها در كنار جادهها و در قسمت ورودی یا خروجی شهرها و قصبات و بهندرت در داخل شهرهای بین راهی بود. فاصله چاپارخانهها از هم معمولاً سه تا هشت فرسخ بود كه البته به سهل یا صعب بودن جاده بستگی داشت (همان، ج ١، ص ١١١؛ برای مهمترین راههای چاپاری در ایران و نیز چاپارخانهها و مهمانخانههای ایران رجوع کنید به عبدلیفرد، ١٣٨٣ ش).
منابع:
(١) ماریانا روبنوونا آرونووا و كلارا زارمایروونا اشرفیان، دولت نادرشاه افشار، ترجمه حمید امین، تهران ١٣٥٦ ش؛
(٢) اسناد و نامههای امیركبیر( و داستانهای تاریخی در باره او )، نگارش و تدوین علی آلداود، تهران: سازمان اسناد ملی ایران، ١٣٧٩ ش؛
(٣) علیقلیبن فتحعلی اعتضادالسلطنه، اكسیرالتواریخ: تاریخ قاجاریه از آغاز تا سال ١٢٥٩ ق، چاپ جمشید كیانفر، تهران١٣٧٠ ش؛
(٤) امیركبیر، نامههای امیركبیر؛
(٥) بهانضمام رساله نوادرالامیر، چاپ علی آلداود، تهران ١٣٧١ ش؛
(٦) ژاناوته، سفرنامه ژاناوتر: عصرنادرشاه ، ترجمه علی اقبالی، تهران ١٣٦٣ ش؛
(٧) ارنست اورسول، سفرنامه اورسل: ١٨٨٢ میلادی، ترجمه علیاصغر سعیدی، تهران [? ١٣٥٢ ش(؛
(٨) بازن، نامههای طبیب نادرشاه ، ترجمه علیاصغر حریری، چاپ بدرالدین یغمائی، )تهران( ١٣٦٥ ش؛
(٩) خانبابا بیانی، تاریخ نظامی ایران: دوره صفویه، )تهران( ١٣٥٣ ش؛
(١٠) رشیدالدین فضلاللّه؛
(١١) روزنامه وقایع اتفاقیه، ش ١، ٥ ربیعالا´خر ١٢٦٧، ش ٢، ١١ ربیعالا´خر ١٢٦٧، ش ٢٢٣، ٢٣ شعبان ١٢٧١، ش ٣٧١، ٢٤ رجب ١٢٧٤؛
(١٢) فریدون عبدلیفرد، چاپارخانهها و راههای چاپاری در ایران، تهران ١٣٨٣ ش؛
(١٣) احمد فریدون بیگپاشا، منشآت السلاطین، )استانبول( ١٢٧٤ـ١٢٧٥؛
(١٤) كتاب نارنجی: گزارشهای سیاسی وزارت امور خارجه روسیه تزاری در باره انقلاب مشروطه ایران ، ج ١، ترجمه حسین قاسمیان، چاپ احمد بشیری، تهران: نشر نور، ١٣٦٧ ش؛
(١٥) روی گونثالث د كلاویخو، سفرنامه كلاویخو، ترجمه مسعود رجبنیا، تهران ١٣٤٤ ش؛
(١٦) ایون گره، سفیر زیبا: سرگذشت و سفرنامه فرستاده فرانسه در دربار شاهسلطان حسین صفوی، ترجمه و توضیح علیاصغر سعیدی، تهران ١٣٧٠ ش؛
(١٧) میر محمد سعیدبن علی مشیزی، تذكره صفویه كرمان ، چاپ محمدابراهیم باستانی پاریزی، تهران ١٣٦٩ ش؛
(١٨) عبدالرزاقبن نجفقلی مفتون دنبلی، مآثر سلطانیه: تاریخ جنگهای اول ایران و روس، چاپ غلامحسین زرگرینژاد، تهران ١٣٨٣ ش؛
(١٩) چارلز فرانسیس مكنزی، سفرنامه شمال، ترجمه منصوره اتحادیه (نظام مافی)، تهران ١٣٥٩ ش؛
(٢٠) عبداللّهبن فضلاللّه وصّافالحضره، تاریخ وصّاف، چاپ سنگی بمبئی ١٢٦٩، چاپ افست )تهران] ١٣٣٨ ش؛
(٢١) چارلز جیمز ویلز، تاریخ اجتماعی ایران در عهد قاجاریه؛
٢٢- ترجمه سیدعبداللّه، چاپ جمشید دودانگه و مهرداد نیكنام، تهران ١٣٦٣ ش؛
(٢٣) رضاقلیبن محمدهادی هدایت، ملحقات تاریخ روضهالصفای ناصری، در میرخواند، ج ٨ ـ١٠؛
(٢٤) Eugene Aubin, La Perse d'aujourd'hui: Iran, Mإsopotamie , Paris ١٩٠٨;
(٢٥) Jean Chardin, Voyages du Chevalier Chardin en Perse et autres lieux de l'Orient , new ed. by L. Langles, Paris ١٨١١;
(٢٦) George N. Curzon, Persia and the Persian question , London ١٨٩٢;
(٢٧) Gerhard Doerfer, Turkische und mongolische Elemente im Neupersischen , Wiesbaden ١٩٦٣-١٩٧٥;
(٢٨) EIr ., s.v. "Capar" (by Willem Floor);
(٢٩) Marco Polo, The book of Ser Marco Polo the Venetian concerning the kingdoms and marvels of the East , translated and edited, with notes by Henry Yule, ١٨٧١, ٣rd. ed. by Henry Cordier, ١٩٠٣-١٩٢٠, repr. London ١٩٧٥;
(٣٠) Bertold Spuler, Die Mongolen in Iran , Leiden ١٩٨٥;
(٣١) Jean-Baptiste Tavernier, Les six voyages de Turquie et de Perse , Introduction et notes de Stephane Yerasimos, Paris ١٩٨١.
/ فریدون عبدلیفرد /
تصاویر این مدخل:
صفحه نخست کتابچه تشخیص منازل و فواصل راههای کشور که به دستور امیرکبیر تدوین شده است. منبع: اسناد و نامه های امیرکبیر (و داستانهای تاریخی درباره او)، نگارش و تدوین علی آل داود، تهران: سازمان اسناد ملی ایران، ١٣٧٩ش