دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٣٣١
جَیهانی ، خاندان، خاندانی مشهور در بخارا در دوره سامانیان كه تنی چند از آنان وزیر و صاحبمنصب بودند. به گفته قزوینی (ج ٢، ص ٢٠٣، ٢٠٨ـ٢٠٩)، نسبت جیهانی از نام نیای ایشان به دست آمده است. جیهان در میان عرب و عجم نام متداولی برای مردان بود (رجوع کنید به ابنماكولا، ج١، ص ٤٢٤، ج ٢، ص ١٥٧؛ سمعانی، ج ٣، ص ٣٢٣، ج ٤، ص ٣٠٧؛ سیوطی، ج ٢، ص ٢٧١)، اما یاقوت حموی (١٩٦٥، ذیل «جیحون»، «جیهان»)، به روایت از حمزه اصفهانی، جیهان را نام شهری بر ساحل جیحون دانسته كه خاندان جیهانی به آن منسوباند. از این خاندان آگاهی چندانی در دست نیست و ضبط آشفته و خلط نامها در منابع بر مشكل افزوده است. برخی از افراد مشهور این خاندان عبارتاند از:
١) ابوعبداللّه محمدبن احمد جیهانی . به نوشته یاقوت حموی (١٩٩٣، ج ٥، ص ٢٣١٧، قس ج ١، ص ٤٥٥، كه نام او را احمدبن محمد ضبط كرده است)، نام جدش نصر بود. ثعالبی (١٣٦٦، ج ٤، ص ٦٤) او را ابوعبداللّه جیهانی كبیر خوانده است. از گفته وی (همانجا؛
قس همو، ١٣٧٩، ص٥٠؛
نیز رجوع کنید به خواندمیر، ج ٢، ص ٣٥٦) برمیآید كه جیهانی پس از ابوبكربن حامد نَسَفی، چندی وزیر احمدبن اسماعیل سامانی (حك: ٢٩٥ـ٣٠١) بود. پس از مرگ احمدبن اسماعیل و به امارت نشستن نصربن احمد سامانی در ٢١ جمادیالا´خره ٣٠١، جیهانی به وزارت رسید و به اتفاق دولتمردان سامانی، از جمله حَمّویه بن علی *، امور كشور را سامان داد (گردیزی، ص ٣٢٩ـ ٣٣٠؛
نرشخی، ص ١٢٩ـ١٣٠؛
ابناثیر، ج ٨، ص ٧٨؛
قس تاریخ سیستان ، ص ٣٠٢، كه در آن نام او عبداللّه جیهانی نوشته شده است)، اما نسفی (ص ٨١) نوشته است كه در آغاز امارت نصربن احمد، ابوبكر محمدبن حامد نسفی تا زمان مرگش (محرّم ٣٠٢) وزیر بود (قس مقدسی، ص ٣٣٧، كه ابوعبداللّه جیهانی را سومین وزیر نصربن احمد دانسته است).
به نظر میرسد تكوین نظام دیوانی سامانیان بیشتر مرهون كوشش ابوعبداللّه جیهانی بوده است. وی با دولتهای دیگر مكاتبه كرد و اطلاعات آیینهای كشورداری را فراهم آورد و پس از مطالعه آنها و گزینش موارد نیكو، دستور داد تا اهل دربار و دیوان برطبق آن عمل كنند (گردیزی، ص٣٣٠). این مجموعه مدون احتمالاً دستمایه او در تألیف كتاب آیین بوده است (رجوع کنید به ابنندیم، چاپ تجدد، ص ١٥٣؛
ناجی، ص ٥٢١). نرشخی (ص ٦٩)، كه كنیه او را ابوعبیداللّه نوشته، در رویدادهای ٣٠٦، از جیهانی به عنوان وزیر سامانیان یاد كرده و بنای مناره مسجد بخارا را كار او دانسته است. ابنفضلان نیز، كه در ٣٠٩ وارد بخارا شد، نوشته است كه جیهانی كاتبِ امیر سامانی و در سراسر خراسان به شیخالعمید معروف بود (ص ٧٦). ابنفضلان پس از چند روز اقامت، به واسطه جیهانی به حضور امیرنصر رسید (همان، ص٧٧). ابنندیم نیز جیهانی را كاتب و وزیر امیر سامانی ذكر كرده است (همانجا، با این ملاحظه كه نام او را ابوعبداللّه احمدبن محمدبن نصر جیهانی ضبط كردهاست؛
قس همان، چاپ فلوگل، ص ١٣٨، كه لفظ كاتب را ندارد؛
نیز رجوع کنید به مقدسی، ص ٣؛
قزوینی، ج ٢، ص ٢٠٥). از پایان وزارت ابوعبداللّه جیهانی و انتصاب ابوالفضل بلعمی*به جای او اطلاعی در دست نیست، اما احتمالاً وی براثر فشار فقهای بخارا و شاید به اتهام زندقه و الحاد بركنار شده است (رجوع کنید به زرینكوب، ج ٢، ص ١٩٧) زیرا آنچه ابنندیم (چاپ تجدد، همانجا)، و به پیروی از او یاقوتحموی (١٩٩٣، ج١،ص٢٧٤)، درباره متهم شدن ابوعلی محمدبن [ محمدبن] احمد جیهانی به ثنویت مطرح كرده، به نظر برخی محققان و به احتمال بسیار، مربوط به ابوعبداللّه محمدبن احمد جیهانی است (رجوع کنید به قزوینی،ج ٢، ص ٢٠٦؛
حدودالعالم، مقدمه بارتولد، ص ١٧ـ ١٨؛
بارتولد، ج ١، ص ٥٥).
به روایت ثعالبی (١٣٦٦، ج ٤، ص ٦٥ـ٦٧؛
همو، ١٣٧٩، ص٥٠ـ٥١؛
قس همو،١٣٦٦، ج ٤، ص ٦٤، كه از ابوعبداللّه جیهانی با عنوان كاتب یاد كرده است)، ابواحمد كاتب عَطَوانی (پسر ابوبكربن حامد وزیر) ــ كه به لحاظ مهارت در كتابت، خود را از جیهانی و بلعمی برای وزارت شایستهتر میدید ــ جیهانی را به بیكفایتی و تفرعن متهم كرد(نیز رجوع کنید به یاقوت حموی، ١٩٩٣، ج ١، ص ٤٥٦؛
صفدی، ج ٨، ص ٥٣ـ٥٤). همچنین جیهانی دچار وسواس بود و جز با كاغذ یا پارچه با كسی دست نمیداد؛
ازاینرو، ابوطیب طاهری شاعر (از بازماندگان خاندان طاهریان) به نكوهش وی پرداخته است (یاقوت حموی، ١٩٩٣، ج ٥، ص ٢٣١٨؛
صفدی، ج ٢، ص ٨١).
ابوعبداللّه شاعران پارسیگو و عربزبان را گرامی میداشت، بهطوری كه برخی از آنان، وی را ستودهاند (نفیسی، ١٣٠٩ ش، ص ١٩٣)، از جمله شهیدبلخی، ابواحمدبن ابیبكربنحامد كاتب و ابوالحسین محمدبن محمد مرادی بخاری (رجوع کنید به ثعالبی، ١٣٦٦، ج٤، ص٦٦- ٦٧، ٧٦؛
عوفی،١٣٢١ـ ١٣٢٤، ج ٢، ص ٤). او به فلسفه و نجوم و هیئت آگاهی داشت (مقدسی، ص٣) و كتابهایی تألیف كرد كه اكنون در دست نیستند، از جمله المسالك و الممالك*، آیین مقالات، كتب [ یا كتاب( العهود للخلفاء و الامراء، الزیادات فی كتاب الناسی ) الناشیء؟ یا آیین ؟] فی المقالات، و رسائل (رجوع کنید به ابنندیم، چاپ تجدد، همانجا؛
یاقوت حموی، ١٩٩٣، ج ١، ص ٤٥٥؛
صفدی، ج ٨، ص ٥٣ ـ٥٤؛
بغدادی، ج٢، ستون ٣٦؛
نفیسی، ١٣٠٩ ش، ص١٩٣ و پانویس ٤٧). ابنندیم كتابهای یاد شده را به ابوعبداللّه احمدبن محمدبن نصر نسبت داده و ابوعبداللّه محمدبن احمد جیهانی را با نوادهاش یكی پنداشته است (رجوع کنید به قزوینی، ج ٢، ص ٢٠٤ـ٢٠٥، ٢٠٧؛
صفدی، ج ٢، ص ٨١، ج ٨، ص ٥٤).
نَرشخی (ص ٢٦) و مسعودی (ص ٧٥)، بدون ذكر نام مؤلف، از المسالك و الممالك یاد كردهاند. گردیزی (ص٣٣٠، ٥٩٧) نیز به تألیفات بسیار جیهانی در شاخههای گوناگون علوم و همچنین كتاب مسالك و ممالك وی و نحوه گردآوری مطالب آن اشاره كرده و اطلاعاتی در مورد تركان از آن برگرفته است.
ابنندیم (چاپ تجدد، ص ١٧١) كتاب البلدان*ابنفقیه همدانی را برگرفته از مطالب كتاب جیهانی (احتمالاً المسالك و الممالك ) و تألیفات دیگران دانسته است، اما باتوجه به تقدم زمانی ابن فقیه، در صحت این سخن باید تردید كرد (كراچكوفسكی، قسم ١، ص ٢٢١). در باره مأخذ جیهانی در تألیف كتابش اطلاع دقیقی در دست نیست، اما برخی گفتهاند كه كتاب وی مشتمل بر متن كامل اثر ابنخرداذبه بوده و او از آن الگو گرفته است (مقدسی، ص ٤، ٢٤١؛
د. اسلام ، چاپ دوم، ج ٢، ص ٥٨١؛
قس كراچكوفسكی، قسم ١، ص٢٢٠، كه در درستی این سخن تردید كرده است). در واقع، دسترسی آسان جیهانی به منابع مكتوب و اطلاعات شفاهی در باره ملل دیگر، سبب اهمیت تصنیف او ( المسالك و الممالك ) بود (رجوع کنید به مقدسی، ص ٣ـ٤، ٣٤٦؛
گردیزی، ص٣٣٠). این كتاب از مآخذ جغرافیانویسان بعدی گردید، به خصوص در مورد مشرق جهان اسلام و چین و روسیه (فرای، ص ٢٠١ـ٢٠٢؛
كراچكوفسكی، قسم ١، ص ٢٢٢، ٢٧٦، ٢٨٧). ابنحوقل (ص ٤٥٣)، مقدسی (ص ٢٦٩، و جاهای دیگر)، ابوریحان بیرونی (١٩٢٣، ص ٢٦٤، ٢٧١؛
همو، ١٣٧٤ ش، ص ٢٦٩)، گردیزی (ص ٥٦٢، با این ملاحظه كه منبع خود را ذكر نكرده است)، ادریسی (ج ١، ص ٥، ٧٦، ج ٢، ص ٩٣٤، با این ملاحظه كه نام وی را ابونصر سعید الجیهانی نوشته است)، شرفالزمان طاهر مروزی در طبایع الحیوان، خرقی در منتهیالادراك فی تفسیر الافلاك (رجوع کنید به كراچكوفسكی، قسم ١، ص ٢٦٣، ٣١٦ـ٣١٧)، افضلالدین كرمانی در عقدالعلی (ص ١٢٢)، عبدالكریم رافعی قزوینی (ج ١، ص ٤٦) و زكریابن محمد قزوینی (ص ٢١١، در متن اشتباهاً هیجانی آمده است) نیز از المسالك و الممالك نقل و استفاده كردهاند. ابنعَدیم نیز در مواردی (ج ١، ص ٣٤٨، ٣٩٧، ٤٤٦)، بدون ذكر نام كتاب، از آن اقتباس كرده است. مؤلف ناشناخته حدودالعالم * نیز بیشك از المسالك و الممالك جیهانی بهره برده است (بارتولد،ج ١، ص٥٧ـ٥٨؛
حدودالعالم، مقدمه بارتولد، ص ٢٥ـ٢٦، حواشی مینورسكی، ص ١١١). یاقوت حموی (١٩٦٥، ج ١، ص ٧) جیهانی را در شمار جغرافیانویسان متقدم آورده است.
پس از این، گویا آشنایی مستقیم با كتاب جیهانی قطع شده و آگاهی مؤلفان متأخر، بر نقل و سماع متكی بوده، مثلاً حاجیخلیفه (ج ٢، ستون ١٦٦٤) فقط كلمات مقدسی را بازگو كرده است (كراچكوفسكی، قسم١، ص٢٢٢). از پارهای منقولات ابوریحان بیرونی و زكریای قزوینی برمیآید كه این كتاب جیهانی بخش عمدهای در باره شگفتیهای بلاد داشته است (نفیسی، ١٣٠٩ ش، ص ١٩٢). نسخه یافته شده در كابل با عنوان اشكالالعالم ، به نظر محققان ارتباطی با المسالك و الممالك جیهانی ندارد (رجوع کنید به مینورسكی، ص٨٩ ـ٩٠؛
نیز رجوع کنید به د. اسلام، چاپ دوم، تكمله ٥ـ٦، ذیل مادّه). نفیسی (١٣٣٨ ش، ص ٣٧٨) بر آن است كه اصطخری از كتاب جیهانی رونویسی كرده است، اما مقابله دقیق ریو(ج١، ص ٤١٦) نشان داده كه اشكالالعالم تلخیصی است از المسالك و الممالك اصطخری.
گردیزی (ص ٦١٢، ٦١٨) از تألیف دیگری از ابوعبداللّه [محمدبن احمد] جیهانی به نام تواریخ یاد كرده و نوشته كه در مطالب مربوط به هندوان از این كتاب بهره برده است.
٢) ابوعلی محمدبن محمد جیهانی ، پسر جیهانی كبیر، وی در ٣٢٦، پس از بركناری ابوالفضل بلعمی، به وزارت منصوب شد (ابناثیر، ج ٨، ص ٣٧٨؛
گردیزی، ص ٣٣٨ـ ٣٣٩؛
قس مقدسی، ص ٣٣٧، كه پس از وزارت ابوالفضل بلعمی، از وزارت ابوعبداللّهجیهانی یاد كرده است؛
نیز رجوع کنید به منینی، ج ١، ص١٧٠؛
قزوینی، ج ٢، ص ٢٠٦ـ٢٠٧). ابنندیم (چاپ تجدد، ص ١٥٣) و یاقوت حموی (١٩٩٣، ج ١، ص ٢٧٤) از ابوعلی محمدبن احمد الجیهانی به عنوان وزیر نصربن احمد یاد كرده و نوشتهاند كه وی به ابوزید احمدبن سهل بلخی*، دانشمند فیلسوف، صله میداد، ولی باتوجه به زمان مرگ ابوزید بلخی (٣٢٢)، این مطلب را باید مربوط به ابوعبداللّه محمدبن احمد جیهانی كبیر دانست (قزوینی، ج ٢، ص٢٠٦؛
بارتولد، ج ١، ص ٥٥).
از طول دوره وزارت ابوعلی جیهانی آگاهی چندانی نیست. در همین دوره، امیرنصر و ابو طیب محمدبن حاتم مُصْعَبی (صاحب دیوان رسایل سامانیان) به اسماعیلیان (قرامطه) گرویدند و اوضاع كشور آشفته گردید (گردیزی، ص ٣٣٩؛
نسفی، ص ٤٣٨ـ٤٣٩؛
صفیالدین بلخی، ص ٢٩٣ـ٢٩٤). چندی بعد، جیهانی در ٣٣٠ در زیر آوار هلاك شد (ابناثیر، ج ٨، ص ٣٩٣) و امیرنصر، مصعبی را به وزارت برگزید (ثعالبی،١٣٦٦،ج٤، ص٧٩؛
ثعالبی،١٩٩٠، ص١٦٩ ـ١٧٠؛
نظامالملك، ص ٢٨٧ـ٢٨٩؛
منینی، ج ٢، ص ٦٢).
٣) ابوعبداللّه احمدبن محمد جیهانی . در زمان منصوربن نوح سامانی شغل وزارت میان ابوعلی بلعمی*، ابوجعفر عُتبی (رجوع کنید به عُتبی*، خاندان) و ابومنصور یوسفبن اسحاق دست به دست گشت(گردیزی،ص٣٦٠ـ٣٦١) تا اینكه در ٣٦٥ ابوعبداللّه احمدبن محمد جیهانی، نواده جیهانی كبیر (رجوع کنید به بارتولد، ج ١، ص ٥٣٦؛
قزوینی، ج ٢، ص ٢٠٥، ٢٠٧) به وزارت رسید (گردیزی، همانجا و مقدسی، ص ٣٣٨، از ابنجیهانی یاد كردهاند كه ظاهراً مراد همین جیهانی است؛
نیز رجوع کنید به یاقوت حموی،١٩٩٣، ج ٥، ص ٢٣٠٢ـ٢٣٠٣؛
عوفی، ١٣٦٢ ش، قسم ٢، ج ٢، ص ٦٨٧ـ ٦٨٨؛
قس عقیلی، ص ١٤٧، كه ابوعلی بلعمی را در ٣٦٥ وزیر منصوربن عبدالملك سامانی دانسته است). ابوعبداللّه احمدبن محمد جیهانی پس از جلوس نوحبن منصور سامانی (حك: ٣٦٦ـ٣٨٧)، همچنان در مقام خود ماند و در ربیعالا´خر ٣٦٧ جای خود را به ابوالحسین عتبی داد (گردیزی، ص ٣٦٢؛
یاقوت حموی، ١٩٩٣، ج ١، ص ٤٥٦ و به پیروی از او صفدی، ج ٨، ص ٥٤، با این ملاحظه كه هر دو این جیهانیرا با جدّ او،ابوعبداللّه محمدبناحمد جیهانی، وزیر نصربن احمد سامانی، اشتباه گرفتهاند؛
نرشخی، ص ١٣٦ نیز او را با جیهانی كبیر اشتباه كرده است؛
رجوع کنید به قزوینی، همانجا). ابوعبداللّه احمدبن محمد جیهانی اگرچه وزارتش دوامی نیافت، وزیر بسیار با كفایتی بود (عوفی، ١٣٦٢ ش، قسم ٢، ج ٢، ص ٦٨٦، با این ملاحظه كه نام وی را عبداللّه جیهانی ضبط كرده است).
٤) ابومنصور عبیداللّهبن احمد جیهانی. احمدبن اسماعیل سامانی در ٢٩٨، ضمن لشكركشی به سیستان، بُست را گرفت و حكومت آنجا را به حاتمبن عبداللّه شاشی داد ( تاریخ سیستان، ص ٢٩٢ـ٢٩٣). چندی بعد، ابومنصور عبیداللّهبن احمد جیهانی بهعنوان عامل سامانیان، حكومتِ بست و رُخَّج را بهدست گرفت. به دنبال شورش سیستان در آغاز امارت نصربن احمد سامانی در ٣٠١، ابومنصور عبیداللّهبن احمد جیهانی گریخت (ابناثیر، ج ٨، ص ٧٩؛
تاریخ سیستان، ص ٣٠١ـ ٣٠٥، از این جیهانی تنها با كنیه بومنصور یاد شده است). برخی محققان او را برادر ابوعبداللّه محمدبن احمد جیهانی دانستهاند (رجوع کنید به قزوینی، ج٢،ص٢٠٨؛
نفیسی، ١٣٠٩ش، ص١٩٩). هنریجورج راورتی ابومنصور جیهانی را فردی غیر از عبیداللّهبن احمد جیهانی فرض كرده، اما سعید نفیسی گفته كه احتمالاً ابومنصور كنیه عبیداللّه بن احمد بوده است (نفیسی، ١٣٠٩ ش، ص ٢٠٠ـ٢٠١).
در ٣٨٨، وزارت دولت سامانیان به ابوالفضل محمدبن احمد خُنامَتی رسید (گردیزی، ص ٣٧٧؛
ناجی، ص ٢٠٥). برخی نویسندگان خنامتی را جیهانی خوانده و احتمال دادهاند كه وی پسر ابوعبداللّه احمدبن محمد جیهانی باشد (رجوع کنید به بارتولد، ج ١، ص٥٦٥؛
قزوینی، ج ٢،ص٢٠٨؛
قس نفیسی، ١٣٠٩ش، ص١٩٨ـ ١٩٩، كه وی را ابوالفضل محمدبن احمد جیهانی و برادر كهترِ جیهانی بزرگ، ابوعبداللّه محمدبن احمد، پنداشته است).
منابع:
(١) ابناثیر؛
(٢) ابنحوقل؛
(٣) ابنعدیم، بغیه الطلب فی تاریخ حلب، چاپ سهیل زكّار، بیروت [? ١٤٠٨/١٩٨٨(؛
(٤) ابنفضلان، رساله ابنفضلان، چاپ سامی دهان، دمشق ١٣٧٩/١٩٦٠؛
(٥) ابن ماكولا، الاكمال فی رفع الارتیاب عن المؤتلف و المختلف من الاسماء و الكنی و الانساب، چاپ عبدالرحمانبن یحیی معلمی یمانی، حیدرآباد، دكن ١٣٨١ـ١٤٠٦/ ١٩٦٢ـ١٩٨٦؛
(٦) ابنندیم (تهران)؛
(٧) همان (لایپزیگ)؛
(٨) ابوریحان بیرونی، الا´ثار الباقیه عنالقرون الخالیه، چاپ ادوارد زاخاو، لایپزیگ ١٩٢٣؛
(٩) همو، الجماهر فی الجواهر، چاپ یوسف الهادی، تهران ١٣٧٤ ش؛
(١٠) محمدبن محمد ادریسی، كتاب نزهه المشتاق فی اختراق الا´فاق، قاهره: مكتبه الثقافه الدینیه،) بیتا.(؛
(١١) احمدبن حامد افضلالدین كرمانی، كتاب عقدالعلی للموقف الاعلی، چاپ علیمحمد عامری نائینی، تهران ١٣٥٦ ش؛
(١٢) واسیلی ولادیمیروویچ بارتولد، تركستاننامه: تركستان در عهد هجوم مغول، ترجمه كریم كشاورز، تهران ١٣٦٦ ش؛
(١٣) اسماعیل بغدادی، هدیه العارفین، ج ٢، در حاجیخلیفه، ج ٦؛
(١٤) تاریخ سیستان، چاپ محمدتقی بهار، تهران: زوار، )? ١٣١٤ ش(؛
(١٥) عبدالملك بن محمد ثعالبی، آداب الملوك، چاپ جلیل عطیه، بیروت ١٩٩٠؛
(١٦) همو، لطائف المعارف، چاپ ابراهیم ابیاری و حسن كامل صیرفی، )قاهره ? ١٣٧٩/١٩٦٠(؛
(١٧) همو، یتیمه الدهر، چاپ محمد محییالدین عبدالحمید، قاهره ١٣٦٦/١٩٤٧؛
(١٨) حاجیخلیفه؛
(١٩) حدودالعالم من المشرق الی المغرب، با مقدمه بارتولد و حواشی و تعلیقات مینورسكی، ترجمه میرحسین شاه، كابل ١٣٤٢ ش؛
(٢٠) خواندمیر؛
(٢١) عبدالكریمبن محمد رافعی قزوینی، التدوین فی اخبار قزوین ، چاپ عزیزاللّه عطاردی، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٧؛
(٢٢) عبدالحسین زرینكوب، تاریخ مردم ایران: كشمكش با قدرتها، تهران ١٣٦٤ـ١٣٦٨ ش؛
(٢٣) سمعانی؛
(٢٤) عبدالرحمانبن ابیبكر سیوطی، المزهر فی علوم اللغه و انواعها، چاپ فؤاد علی منصور، بیروت ١٩٩٨؛
(٢٥) صفدی؛
(٢٦) عبداللّهبن عمر صفیالدین بلخی، فضائل بلخ، ترجمه عبداللّهبن محمدحسینی بلخی،چاپ عبدالحی حبیبی، تهران ١٣٥٠ ش؛
٢٧- حاجیبن نظام عقیلی، آثار الوزراء، چاپ جلالالدین محدث ارموی، تهران ١٣٤٨ ش؛
(٢٨) محمدبن محمد عوفی، جوامع الحكایات و لوامعالروایات، قسم ٢، ج ٢، چاپ امیر بانوكریمی (مصفا) و مظاهر مصفا، تهران ١٣٦٢ ش؛
(٢٩) همو، لبابالالباب، چاپ ادوارد براون و محمد قزوینی، لیدن ١٣٢١ـ١٣٢٤/١٩٠٣ـ١٩٠٦؛
(٣٠) زكریابن محمد قزوینی، عجائب المخلوقات و غرائب الموجودات، چاپ فاروق سعد، بیروت ١٩٧٨؛
(٣١) محمد قزوینی، یادداشتها، چاپ ایرج افشار، تهران ١٣٣٧ـ١٣٤٢ ش؛
(٣٢) ایگناتی یولیانوویچ كراچكوفسكی، تاریخ الادب الجغرافی العربی ، نقله الی اللغه العربیه صلاحالدین عثمان هاشم، قاهره ١٩٦٣ـ ١٩٦٥؛
(٣٣) عبدالحیبن ضحاك گردیزی، تاریخ گردیزی، چاپ عبدالحی حبیبی، تهران ١٣٦٣ ش؛
(٣٤) مسعودی، تنبیه ؛
(٣٥) مقدسی؛
(٣٦) احمدبن علی منینی، الفتحالوهبی (شرحالیمینی )، قاهره ١٢٨٦؛
(٣٧) محمدرضا ناجی، تاریخ و تمدن اسلامی در قلمرو سامانیان ، تهران ١٣٧٨ ش؛
(٣٨) محمدبن جعفر نرشخی، تاریخ بخارا ، ترجمه ابونصر احمدبن محمدبن نصرقباوی، تلخیص محمدبن زفربن عمر، چاپ مدرس رضوی، تهران ١٣٥١ ش؛
(٣٩) عمربن محمد نسفی، القند فی ذكر علماء سمرقند، چاپ یوسفالهادی، تهران ١٣٧٨ ش؛
(٤٠) حسنبن علی نظام الملك، سیرالملوك ( سیاستنامه )، چاپ هیوبرت دارك، تهران ١٣٥٥ ش؛
(٤١) سعید نفیسی، « )در باره] ترجمه اشكال العالم»، راهنمای كتاب، سال ٢، ش ٣ (آذر ١٣٣٨)؛
(٤٢) همو، «وزرای آل سامان: خانواده جیهانیان»، ارمغان، سال ١١، ش ٣ (خرداد ١٣٠٩)؛
(٤٣) یاقوت حموی، كتاب معجمالبلدان، چاپ فردیناند ووستنفلد، لایپزیگ ١٨٦٦ـ١٨٧٣، چاپ افست تهران ١٩٦٥؛
(٤٤) همو، معجمالادباء، چاپ احسان عباس، بیروت ١٩٩٣؛
(٤٥) EI ٢, s.v. "Djughrafiya. I-V" (by S. Maqbul Ahmad);
(٤٦) ibid, Suppl ., fascs. ٥-٦, Leiden ١٩٨٢, s.v. "Al-Djayhani" (by Ch. Pellat);
(٤٧) Richard N. Frye, The golden age of Persia: the Arabs in the East , London ١٩٧٥;
(٤٨) Vladimir Fedorovich Minorsky, "A false Jayhani", BSOAS , XIII (١٩٤٩);
(٤٩) Charles Rieu, Catalogue of the Persian manuscripts in the British Museum , London ١٩٦٦.
/ محمدرضا ناجی /