دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٣١٣
جیره ، سهمیه غذایی كه روزانه، ماهانه یا سالانه در دوره صفوی (ح ٩٠٦ـ ١١٣٥) و پس از آن به افراد نظامی یا كاركنان دولتی داده میشد. برخی كلمه جیره را فارسی دانستهاند (رجوع کنید به داعیالاسلام؛ نفیسی؛ شاد، ذیل واژه). این كلمه، كه به نظر میرسد از مادّه عربی اَجری یجری (برقرار ساختن مقرری و وظیفه) گرفته شده، به صورت مصدرِ اجرا و با تركیبهایی همچون اجرا دادن، اجراخور، اجراخوار و اجراكش، وارد متون فارسی شده (رجوع کنید به بیهقی، ص٣٦١،٤٠٤؛ نظامی عروضی، ص٤١؛ انوری، ج٢، ص٦٢٦؛ خاقانی، ص ٢٣٢، ٢٦٩، ٣٢٦، ٣٨٤، ٥٤٢، ٧٦٩؛ عطار، ج ١، ص ١٩٨؛ ابنبیبی، ص ٢٣٧، ٢٤٦، ٣٠١) و سپس در دوره صفوی و در تداول عامه، به صورت جیره تحریف شده است (دهخدا، ج ١، ص ٤١٠، پانویس ١)؛ از اینرو، كلمه جیره ، بهرغم اصل عربی آن، در هیچ یك از لغت نامههای عربی یا در متون عربی و فارسی قبل از دوره صفوی نیامده و اصطلاحات ارزاق (رجوع کنید به ابنسعد، ج ٧، ص ٣٩٨؛ جاحظ، ج ٢، ص ١٤٢؛ بلاذری، ص ٣٢٧ـ ٣٢٨؛ یعقوبی، ج ٢، ص ٢٩٠؛ طبری، ج٨، ص٤٠٦، ج٩، ص٢٨٣؛ طرطوشی، ص٣١٣ـ٣١٤)، جرایات (ابوالفرج اصفهانی، ج ١٩، ص٩٠؛ ابناثیر، ج ٨، ص ٣٦٨، ٥٧٥، ج ٩، ص ٦٤٣، ج١٠، ص ١٧٧؛ ابنكثیر، ج ١١، ص١٩٧، ٣٥٤؛ قلقشندی، ج٣، ص٢٦٨، ٤٨٨، ج ١٠، ص٤١٥ـ ٤١٦)، اجرا، تغار*، مُشاهَره (جیره ماهانه)، میاوَمه (جیره روزانه)، مرسوم *، وظیفه *و آش (رشیدالدین فضلاللّه، ص١٢٤، ١٣١،١٤٠، ٢١٦ـ٢١٧،٢٢٠ـ٢٢١؛ شمس منشی،ج٢، ص ١١٣، ١٧٦، ٢٢١) بیانگر معنای جیره بوده است. خوارزمی در قرن چهارم، در بیان انواع وظیفه و جیره (ارزاق) در دیوانهای خراسان، از سه نوع جیره (رزق) به نام «حسابُ العِشرینیه»، «حساب الجُند» و «حساب المرتزقه» نام برده است كه در هر سال به ترتیب چهار، سه و دو نوبت به لشكریان داده میشد (ص ٤٣). وی همچنین برخی اصطلاحات راجع به جیره را، كه در این دیوانها رایج بوده، توضیح داده است (همانجا).
كلمه جیره در منابع دوره صفوی و پس از آن به كار رفته است. به گفته میرزاسمیعا (ص ٣٣،٥١، ٦٣؛
نیز رجوع کنید به نصیری، ص ٣٠، ٤١، ٤٣، ٦٨)، بسیاری از كاركنان اداری و رؤسای دیوانها علاوه بر مبالغ نقدی، جیره نیز دریافت میكردند. جیره سربازان از املاكی داده میشد كه در اختیار فرماندهان آنان قرار گرفته بود (سانسون، ص ٨٧). كارگران كارخانههای اصفهان، به تناسب شغل خود، روزانه مقداری جیره دریافت میكردند (شاردن، ج ٧، ص٣٣١ـ٣٣٢)، این جیرهها طبق اسناد رسمی اعطا میشد و میبایست در دفاتر و «روزنامجات» ثبت میگردید (میرزا سمیعا، ص ٣٣، ٣٥). در فرمانی كه شاه سلیمان در ١١٢٢ صادر كرده و بر اساس آن یك ریختهگر اروپایی به استخدام توپخانه در آمده، مقدار جیره روزانه او نیز ذكر شده است ( یكصدوپنجاه سند تاریخی، ص ٧٦؛
بوسه، ص ٢١٨). در دوره صفوی جیره عمدتاً شامل مواد غذایی، از قبیل نان و گوشت و برنج و ادویه و كره و فلفل و پیاز و نمك، بود كه به صورت خام یا پخته در اختیار افراد قرار میگرفت (مینورسكی، ص ١٦٤، به نقل از دومان). واحد پرداخت جیره، قاب (بشقاب، سینی) بود (میرزا سمیعا، ص ٦٣؛
نصیری، ص ٦٨،٧٠) كه مواد غذایی كافی برای شش تا هفت نفر در آن جا میگرفت (شاردن، ج ٧، ص ٣٣٢) و به هر فرد، به تناسب شغل و مقام وی، ممكن بود از ١٤ قاب تا دوقاب در روز جیره داده شود (همانجا؛
نیز رجوع کنید به بوسه، ص ١٣٧). افراد میتوانستند به جای جیره غذایی، معادل نقدی آن را دریافت كنند (شاردن؛
بوسه، همانجاها).
پرداخت جیره، بهویژه به سربازان، در دورههای بعد نیز ادامه یافت. مؤلف چراغ هدایت خود شاهد پرداخت جیره از طرف نادرشاه (حك: ١١٤٨ـ١١٦٠) به «مردم و قشون و فوج» بوده است (آرزو، ص ٥٥). در منابع این دوره، از اعتراض و شورش سربازان و قشون به سبب تأخیر در پرداخت جیره، فراوان سخن رفته است. این اعتراضات اغلب موجب واكنش دولت و پرداخت سریع جیره آنان میشد (برای نمونه رجوع کنید به وقایعاتفاقیه، ص ١٧ـ ١٨، ١٥٠، ١٦١، ١٦٣، ٤٨١، ٥٠٩؛
اعتمادالسلطنه، ص ٣٣؛
مقصودلو، ج ١، ص ١٥٥). به گفته شیل (ص ٤٣)، در دوره ناصرالدین شاه (١٢٦٤ـ١٣١٣) هرگاه یكی از افراد متشخص عازم سفر بود از دربار فرمانی میگرفت كه بر اساس آن، جیره و احتیاجات خدم و حشم وی (شامل زعفران و چای و ادویه و ریسههای سیر و پیاز) را میبایست روستانشینان، بدون دریافت پول، تأمین میكردند (برای اطلاع بیشتر در باره جیره در دوره قاجار رجوع کنید به مدرسی و همكاران، ص ٢٠٢ـ٢٠٣؛
یكصد و پنجاه سند تاریخی، ص٢٣٠، ٢٣٤،٢٥٢، ٢٥٦).
در اسناد دوره عثمانی واژه عربی جرایه، به معنای صدقه جاریه، بیانگر جیرهای است كه دولت به كارگزاران، روحانیان، سپاهیان، مسكینان، ایتام و بازنشستگان میداد. لفظ جرایه نخستینبار در نیمه دوم قرن دهم در اسناد عثمانی راجع به مصر، به مقدار مشخصی از حبوبات اعطایی دولت، اطلاق شده است. جرایه، كه به دو نوع خاص و عام تقسیم میشد، با حوالهای به افراد اعطا میگردید و در صورت مرگ جرایهبگیر، به وارثان شرعی وی منتقل میشد. جرایهای به نام جرایه حرمین نیز به شریف مكه، قاضی مكه، شیخالحرمین و نایب او، قاضی مدینه و عدهای از كاركنان قضایی این دو شهر اختصاص داشت و به صورت ششماهه یا سالانه برای آنان ارسال میگردید. جرایه به صورت دقیق در دفاتر مالی و اداری عثمانی ثبت میشد. با ضعف دولت عثمانی و سوءاستفاده جیره بگیران، این رسم به تدریج از بین رفت (رجوع کنید به د. ترك، ذیل «جرایه»).
جیره و مشتقات آن در برخی مَثَلهای فارسی به كار رفته است (رجوع کنید به دهخدا، ج ١، ص ٤١٠، ج ٢، ص ٦٠٣؛
شاملو، ذیل واژه). امروزه «جیرهخورِ كسی بودن» معنایی منفی دارد و مزدوری را به ذهن متبادر میسازد.
منابع:
(١) سراجالدین علیبن حسامالدین آرزو، چراغ هدایت، در محمدبن جلالالدین غیاثالدین رامپوری، غیاثاللغات، چاپ منصور ثروت، تهران ١٣٧٥ ش؛
(٢) ابناثیر؛
(٣) ابنبیبی، اخبار سلاجقه روم، چاپ محمدجواد مشكور، تهران ١٣٥٠ ش؛
(٤) ابنسعد (بیروت)؛
(٥) ابنكثیر، البدایه و النهایه فی التاریخ، ج ١١، بیروت: دارالفكر العربی، [بیتا.(؛
(٦) ابوالفرج اصفهانی؛
(٧) محمدحسنبن علی اعتمادالسلطنه، روزنامههای مرآت السفر و اردوی همایون، بخط میرزا محمدرضا كلهر، تهران ١٣٦٣ ش؛
(٨) محمدبن محمد (علی) انوری، دیوان، چاپ محمدتقی مدرس رضوی، تهران ١٣٣٧ـ١٣٤٠ ش؛
(٩) بلاذری (بیروت)؛
(١٠) بیهقی؛
(١١) جاحظ، البیان و التبیین، چاپ عبدالسلام محمد هارون، قاهره ١٣٨٠ـ١٣٨١/ ١٩٦٠ـ١٩٦١؛
(١٢) بدیلبن علی خاقانی، دیوان ، چاپ ضیاءالدین سجادی، تهران ١٣٥٧ ش؛
(١٣) محمدبن احمد خوارزمی، مفاتیح العلوم، مصر ١٣٤٢؛
(١٤) محمدعلی داعیالاسلام، فرهنگ نظام، چاپ سنگی حیدرآباد دكن ١٣٠٥ـ ١٣١٨ ش، چاپ افست تهران ١٣٦٢ـ١٣٦٤ ش؛
(١٥) علیاكبر دهخدا، امثال و حكم ، تهران ١٣٥٢ ش؛
(١٦) رشیدالدین فضلاللّه، وقفنامه ربع رشیدی، چاپ مجتبی مینوی و ایرج افشار، تهران ١٣٥٦ ش؛
(١٧) مارتین سانسون، سفرنامه سانسون: وضع كشور ایران در عهد شاهسلیمان صفوی، ترجمه محمد مهریار، اصفهان ١٣٧٧ ش؛
(١٨) محمدپادشاهبن غلام محییالدین شاد، آنندراج: فرهنگ جامع فارسی، چاپ محمد دبیر سیاقی، تهران ١٣٦٣ ش؛
(١٩) احمد شاملو، كتاب كوچه، حرف ج، تهران ١٣٨١ ش؛
(٢٠) محمدبن هندوشاه شمس منشی، دستورالكاتب فی تعیین المراتب، چاپ عبدالكریم علیزاده، مسكو ١٩٦٤ ـ ١٩٧٦؛
(٢١) مریلئونورا شیل (وولف)، خاطرات لیدی شیل: همسر وزیر مختار انگلیس در اوائل سلطنت ناصرالدینشاه، ترجمه حسین ابوترابیان، تهران ١٣٦٨ش؛
(٢٢) طبری، تاریخ (بیروت)؛
(٢٣) محمد بن ولید طرطوشی، سراجالملوك، بیروت ١٩٩٥؛
(٢٤) محمدبن ابراهیم عطار، تذكره الاولیاء ، چاپ نیكلسون،تهران ١٣٧٠ش؛
(٢٥) قلقشندی؛
٢٦- یحیی مدرسی، حسین سامعی، و زهرا صفوی مبرهن، فرهنگ اصطلاحات دوره قاجار: قشون و نظمیه، تهران ١٣٨٠ ش؛
(٢٧) حسینقلی مقصودلو، مخابرات استراباد، چاپ ایرج افشار و محمدرسول دریاگشت، تهران ١٣٦٣ ش؛
(٢٨) میرزا سمیعا، تذكره الملوك، چاپ محمد دبیرسیاقی، تهران ١٣٦٨ ش؛
(٢٩) ولادیمیر فئودوروویچ مینورسكی، سازمان اداری حكومت صفوی، یا، تحقیقات و حواشی و تعلیقات استاد مینورسكی بر تذكره الملوك، ترجمه مسعود رجبنیا، در میرزاسمیعا، تذكره الملوك، چاپ محمد دبیرسیاقی، تهران ١٣٦٨ ش؛
(٣٠) علینقی نصیری، القاب و مواجب دوره سلاطین صفویه، چاپ یوسف رحیملو، مشهد ١٣٧٢ش؛
(٣١) احمدبن عمر نظامی عروضی، كتاب چهار مقاله، چاپ محمد بن عبدالوهاب قزوینی، لیدن ١٣٢٧/١٩٠٩، چاپ افست تهران )بیتا.]؛
(٣٢) علیاكبر نفیسی، فرهنگ نفیسی،تهران ١٣٥٥ ش؛
(٣٣) وقایع اتّفاقیه: مجموعه گزارشهای خفیهنویسان انگلیس در ولایات جنوبی ایران از سال ١٢٩١ تا ١٣٢٢ قمری، چاپ سعیدی سیرجانی، تهران: نوین، ١٣٦٢ ش؛
(٣٤) یعقوبی، تاریخ؛
(٣٥) یكصد و پنجاه سند تاریخی: از جلایریان تا پهلوی، چاپ جهانگیر قائممقامی، تهران ١٣٤٨ ش؛
(٣٦) Heribert Busse, Untersuchungen zum islamischen Kanzleiwesen: an Hand turkmenischer und Safawidischer Urkunden , Cairo;
(٣٧) ١٩٥٩ Jean Chardin;
(٣٨) Voyages du Chevalier Chardin en Perse et autres lieux de l'Orient , new ed. by L.Langles, Paris ١٨١١;
(٣٩) T A , s.v. "Ceraye".
/ محسن معصومی /