دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٣٠٨
جَیحان ، رودی دائمی و شهری در جنوب تركیه.
١) رود جیحان، به طول حدود ٤٧٦ كیلومتر، از رشتهكوه توروس *سرچشمه میگیرد و در مغرب خلیج اسكندرون به دریای مدیترانه میریزد. وسعت حوضه آبریز آن ٤٣٠ ، ٢٠ كیلومترمربع است ( د. ترك، ذیل "Ceyhan Nehri" ).
جیحان در قسمت علیا از درههای تنگ و باریك میگذرد و نزدیك مصب، پهنای آن به هشتاد تا صد متر میرسد (همانجا).
بهنوشته محمدبن موسی خوارزمی (متوفی ٢٣٢، ص١٤٥)، نام این رود در نوشتههای بطلمیوس آمده است. در دوران باستان به آن پیرامس میگفتند (رجوع کنید به د. اسلام ، چاپ دوم، ذیل مادّه؛ لسترنج، ص ١٣٠). ابنخرداذبه (ص ١٧٧) نام دیگر رود را نهر مَصِّیصَه ذكر كرده و مؤلف حدودالعالم (ص ١٧١) آن را جیحون ضبط كرده است كه به نظر میرسد به دلیل نزدیكی واژههای جیحان و سیحان در آناطولی با جیحون و سیحون در آسیای میانه بوده باشد. به نوشته ابوالفداء (متوفی ٧٣٢)، مردم به آن جهان میگفتند ( تقویمالبلدان ، ص ٥٠؛ نیز رجوع کنید به همو، المختصر فی اخبار البشر، ج ٤، ص ١١٩).
رود جیحان در برخی منابع اسلامی یكی از رودهای بهشت معرفی شده است (رجوع کنید به ابنفقیه، ص ١١٦، ١٦٤؛
مسعودی، ج ٤، ص ١٤٥). بعضی جغرافیانویسان مسلمان، از جمله ادریسی (ج ٢، ص ٦٤٧) و حافظ ابرو (ج ١، ص ٣٨٤)، رود جیحان را بزرگتر از سیحان* ذكر كردهاند (نیز رجوع کنید به ابوالفداء، تقویمالبلدان، همانجا؛
دمشقی، ص ١٣٩). ابوالفداء جیحان را در عظمت مانند فرات دانسته است ( تقویمالبلدان ، همانجا؛
برای اطلاع بیشتر از این رود در منابع قدیمی رجوع کنید به ابنخرداذبه، ص ٩٩، ١٧٧؛
مقدسی، ص ٢٢؛
بكران، ص ٥١؛
ابنشحنه، ص ١٨٠ـ١٨١).
٢) شهر جیحان. در ساحل چپ رود و در مشرق دشت نسبتاً هموار چوكورووا، در جنوب شرقی استان اَدَنَه/ آدانا، در ارتفاع ٢٤ متری از سطح دریا قرار دارد. این شهر مركز شهرستانی (ایلچهای) به همین نام است و چند بخش (بوچاق) به نامهای قرمیت، یومورتالق و كوسرلی دارد ( د. ترك، ذیل مادّه؛
< نقشه استانهای تركیه >).
در آمار ١٣٨٥ ش/ ٢٠٠٦، جمعیت جیحان ٧٩٠ ، ٩٦ تن (دومین شهر پرجمعیت استان) بوده است (< فرهنگ جغرافیائی جهان >، ذیل مادّه). قلعه توملو در حدود بیست كیلومتری شمالغربی شهر و قلعه یلان در هشت كیلومتری مغرب شهر در كنار رود جیحان قرار دارد (رجوع کنید به < اطلس جغرافیایی تركیه >، بخش ٢، نقشه ٨٨).
پیشینه. شهر جیحان، اگرچه در دوره معاصر به دلیل مجاورت با رود جیحان به این نام معروف شده، شهری با سابقه است كه در منطقه قدیمی تشكیلدهنده حوضه رود جیحان قرار دارد. مسلمانان گاهی به این منطقه بلاد سیس میگفتند (رجوع کنید به جوینی، ج ٣، حواشی قزوینی، ص ٤٨٦، پانویس ١ و ٢). نام جیحان به صورتهای دیگر، از جمله جاهان، نیز ضبط شده است (رجوع کنید به د. ا. ترك، ذیل مادّه). این منطقه در قرن اول میلادی تابع دولت تدمریان بود و قبل از اسلام از سرزمینهای امپراتوری روم شرقی به شمار میرفت (رجوع کنید به ابوخلیل، ص ٢٦، ٢٩).
شهر جیحان و منطقه آن ظاهراً در سال ٣١ در قلمرو اسلامی قرار گرفت و مانند دیگر نواحی شمالی شام به سرعت به ثغور شام تبدیل شد (رجوع کنید به بلاذری، ص ٥٢٣).
از سدههای اولیه اسلامی به بعد همه وقایعی كه برای شهرهای حاشیه رود جیحان و منطقه آن روی میداد، ظاهراً شامل شهر جیحان نیز میشد، از جمله جنگهای صلیبی و حمله مغولها در سدههای ششم و هفتم (رانسیمان، ج ٢، ص ٥٤) و حمله بوهموند دوم، حاكم انطاكیه (همان، ج ٢، ص ١٨٢ـ١٨٣) و حمله مغولها به شام (ابوالفداء، المختصر فی اخبار البشر ، ج ٤، ص ١١٩؛
رشیدالدین فضلاللّه، ج ٢، ص ١٢٩٨، ج ٤، تعلیقات روشن و موسوی، ص ٢٢٧٤). سپس این شهر به تصرف پادشاهی ارمنستان صغیر و پس از مدتی به تصرف ممالیك مصر در آمد و پس از آن در اوایل سده دهم تابع دولت عثمانی شد (رجوع کنید به د.ترك ، همانجا). در زمان جنگ كریمه میان روسیه و عثمانی در ١٢٦٩ـ١٢٧٢/ ١٨٥٣ـ١٨٥٦، ناحیه جیحان، اورفیه نامیده میشد. اندكی پس از آن، این شهر محل شورش قبایل تركمن منطقه شد كه این گروه را در ١٢٨٢ حكام عثمانی سركوب كردند و یك سال بعد، سنجقِ جیحان، به همراه سنجقهای قوزان و مرعش و اورفه، تابع ولایت حلب شد (همانجا).
در جنگ جهانی اول *، تلاش كشورهای اروپایی برای تقسیم ممالك عثمانی، به تنظیم موافقنامه سایكس پیكو در ١٣٣٥/١٩١٦ در پترزبورگ انجامید. مطابق با این معاهده، جیحان كه طبق تقسیمات اداری، جزو سنجق مرعش در ولایت آدانا بود، جزو منطقه تحت نفوذ فرانسویها شناخته شد (رجوع کنید به ابوخلیل، ص١٤٠؛
نصراللّه و همكاران، نقشه ٢٥). پس از این معاهده، به موجب ائتلاف آنكارا در ١٣٠٠ ش/١٩٢١ و تصویب مجلس این كشور، جیحان در استان سیحان (آدانا) و تابع تركیه شناخته شد ( د. ترك، همانجا).
شهر جیحان، به سبب صادرات مواد نفتی كركوك عراق در سده چهاردهم/ بیستم، شهرت منطقهایداشت. در تیر ١٣٨٥/ ژوئن ٢٠٠٦، بهرهبرداری از خط لوله باكو ـ تفلیس ـ جیحان، كه بخشی از آن در امتداد رود جیحان است، بر شهرت جیحان افزود و بندر آن را به بندری بینالمللی تبدیل كرد. این خط نخستین خط لوله نفتی است كه انرژی دریای خزر را، بدون گذر از ایران یا روسیه، به بازار جهانی میرساند و پس از خط لوله نفتی روسیه به اروپا دومین خط لوله بزرگ دنیاست. برای انتخاب جیحان به عنوان محل صادرات انرژی، اجلاس سازمان امنیت و همكاری اروپا در استانبول برگزار و موافقتنامهای تنظیم شد كه در آن منابع انرژی كشورهای شرق دریای خزر، مانند تركمنستان و قزاقستان، نیز برای صادرات در نظر گرفته شد. خط لوله باكو ـ تفلیس ـ جیحان در حالی احداث شد كه موقعیت ایران، به عنوان كوتاهترین راه ممكن برای انتقال انرژی و بدون پیامدهای زیست محیطی، مناسبتر بود، اما با دخالت امریكا، كه حفاظت از خط لوله را برعهده گرفت، نادیده گرفته شد (رجوع کنید به نوری، ص١٠ـ١١؛
< «خط لوله باكو ـ تفلیس ـ جیحان» >، ٢٠٠٦).
منابع:
(١) ابنخرداذبه؛
(٢) ابنشحنه، الدرّالمنتخب فی تاریخ مملكه حلب، چاپ یوسف الیان سركیس، بیروت ١٩٠٩؛
(٣) ابنفقیه؛
(٤) اسماعیلبن علی ابوالفداء، كتاب تقویمالبلدان، چاپ رنو و دسلان، پاریس ١٨٤٠؛
(٥) همو، المختصر فی اخبارالبشر: تاریخ ابیالفداء، بیروت: دارالمعرفه للطباعه و النشر، [بیتا.]؛
(٦) شوقی ابوخلیل، اطلس التاریخ العربی الاسلامی، بیروت ١٤٢٣/٢٠٠٢؛
(٧) محمد بن محمد ادریسی، كتاب نزهه المشتاق فی اختراق الا´فاق، بیروت ١٤٠٩/١٩٨٩؛
(٨) محمدبن نجیب بكران، جهاننامه، چاپ محمدامین ریاحی، تهران ١٣٤٢ ش؛
(٩) بلاذری (بیروت)؛
(١٠) جوینی؛
(١١) عبداللّهبن لطفاللّه حافظ ابرو، جغرافیای حافظ ابرو، چاپ صادق سجادی، تهران ١٣٧٥ ش ـ ؛
(١٢) حدودالعالم ؛
(١٣) محمدبن موسی خوارزمی، كتاب صوره الارض من المدن و الجبال و البحار و الجزائر و الانهار ، استخرجه من كتاب جغرافیا الذی الفه بطلمیوس القلوذی، چاپ هانس فون مژیك، وین ١٣٤٥/١٩٢٦، چاپ افست بغداد ١٩٦٢؛
(١٤) محمدبن ابیطالب دمشقی، كتاب نخبه الدهر فی عجائب البرِّوالبحر ، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(١٥) رشیدالدین فضلاللّه؛
(١٦) مسعودی، مروج (بیروت)؛
(١٧) مقدسی؛
(١٨) علیرضا نوری، «قرارداد خط لوله باكو ـ جیحان»، دیدگاهها و تحلیلها ، ش ١٣٣ (دی ١٣٧٨)؛
"Baku-Tbilisi-Ceyhan Pipeline", Answers. com, ٢٠٠٦(. Online]. Available: http://www.answers. com/topic/ baku- tbilisi- ceyhan-pieeline? hl... )٢ Oct.٢٠٠٦(;
EI ٢, s.v. "Djahan" (by M. Canard);
IA , s.v. "Ceyhan" (by Besim Darkot);
Guy Le Strange, The lands of the Eastern Caliphate , Cambridge ١٩٣٠;
Mehmet Nasrullah, Mehmet Rusdu, and Mehmet Esref, Osmanl atlas ( XX , yuzyl baslar),ed. Rahmi Tekin and Yasar Bas, Istanbul ٢٠٠٣;
Steven Runciman, A history of the crusades , Middlesex, Engl. ١٩٨٠-١٩٨١;
TA , s.vv. "Ceyhan", "Ceyhan Nehri";
Turkiye cografya atlas, Istanbul: Dogan Burda Rizzoli, ٢٠٠٤;
Turkiye iller haritas, scale ١:١'٨٠٠'٠٠٠, Istanbul: Gurbuz Yayinlari Harita va Ders Araclari, ٢٠٠٥;
World gazetteer. ١Jan. ٢٠٠٦. )Online(. Available: http://www. world-gazetteer. com/wg.php?x... )٢ Oct. ٢٠٠٦].
/ صنوبر منصوری /