دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٣٠٤
جیبوتی ، كشوری در شمالشرقی افریقا، در جنوب دریای سرخ، واقع در منطقه شاخ افریقا. این كشور از شمال با اریتره، از شمالغربی، غرب و جنوب با اتیوپی و از جنوبشرقی با سومالی همسایه است و از مشرق در كنار خلیج عدن و تنگه بابالمندب قرار دارد. مساحت آن ٢٠٠ ، ٢٣ كیلومترمربع و پایتختش شهر جیبوتی است ( < كتاب سال جهان اروپا ٢٠٠٥ >، ج ١، ص ١٤٩٥، ١٤٩٩).
جیبوتی از نظر جغرافیای طبیعی به سه منطقه اصلی تقسیم میشود: ١) دشت ساحلی كه خلیج تاجوره (با دهانه ٤٥ و طول ٥٨ كیلومتر) و نیز دماغهها، خلیجهای كوچك و چند جزیره آن را بریدهاند. ارتفاع این دشت در مناطق داخلیتر به كمتر از دویست متر میرسد. این منطقه پوشیده از شنهای سوزان و بوتههای خاردار است. ٢) فلاتهای آتشفشانی كه در جنوب و مركز كشور قرار دارند و ارتفاع آنها بین ٣٠٠ تا ٥٠٠ ، ١ متر است. در این منطقه چندین دریاچه نمك وجود دارد كه برخی از آنها از پستترین نقاط افریقا هستند.از جمله آنها دریاچه نمك عسَّل، واقع در حدود ١٥٥ متر پایینتر از سطح دریا، پستترین نقطه افریقاست. بزرگترین دریاچه كشور نیز دریاچه اَبه است كه بیش از نیمی از آن در خاك اتیوپی است. ٣) منطقه كوهستانی شمال كشور كه ارتفاع آن در كوه موسالی به ٠٦٣ ، ٢ متر میرسد (امجدعلی، ص ٣٨٨ـ ٣٨٩؛ اوبرله و اوگو، ص ١٦).
به طور كلی جیبوتی سرزمینی بیابانی (ح ٩٠%) و خشك، و دارای پرتگاههای تند در كنار دریا، مسیلهای عمیق، شنهای سوزان یا سنگلاخ و بوتههای خاردار است. رود دائمی در آن جریان ندارد. بهجز نواحی جنگلی كوچك در دامنههای كوه گودا و كوه مابلا، پوشش گیاهی آن عمدتاً بوتههای خاردار كوتاه و علفهای فصلی و نیز درختان پراكنده نخل است ( آمریكانا ، ذیل مادّه؛ اوبرله و اوگو، همانجا؛ امجدعلی، ص ٣٨٩).
آب و هوای كشور بسیار گرم و در فصل بارانهای موسمی، رطوبت آن زیاد است. جیبوتی دو فصل دارد: تابستانی داغ از ماه اردیبهشت تا مهر/ مه تا اكتبر و فصلی نسبتاً خنك از آبان تا فروردین/ نوامبر تا آوریل. در تابستان، دمای هوا در بیشتر روزها به ْ٤٠ میرسد. در فصل خنك، دمای هوا بیشتر بین ْ٥ر٢٢ تا ْ٥ر٣٠ است. از آخر تابستان تا پایان اسفند، بادهای دریایی از سمت اقیانوس هند موجب بارندگی میشود؛ میانگین بارش سالانه در سواحل به حدود ١٢٥ میلیمتر و در نقاط بلندتر داخلی تا حدود ٥٠٠ میلیمتر میرسد(<افریقای جنوب صحرا ١٩٩٣>، ص ٣١٧؛ آمریكانا، همانجا؛ بریتانیكا، ذیل مادّه).
در ١٣٨٢ ش/ ٢٠٠٣، جمعیت جیبوتی ٠٠٠ ، ٧٠٣ تن بوده است. بیشتر جمعیت كشور در كنار خلیج تاجوره یا در امتداد خط آهن بندر جیبوتی ـ آدیسآبابا زندگی میكنند. پرجمعیتترین شهر كشور، جیبوتی است كه در ١٣٨٢ ش/ ٢٠٠٣ حدود ٠٠٠ ، ٥٤٧ تن جمعیت داشت؛ بدینترتیب، این شهر حدود ٧٥% جمعیت كشور را در خود جای داده است. دیگر شهرهای اصلی عبارتاند از: علی صبیح، تاجوره، دخیل و اوبوك (< كتاب سال جهان اروپا ٢٠٠٥ >، ج ١، ص ١٤٩٩؛ امجدعلی، ص٣٩٠؛ < كتاب سال بریتانیكا ١٩٩٨>، ص ٥٨٩).
بیشتر مردم جیبوتی حامی تبارند (تریمینگام، ص ٨). آمار دقیقی از تركیب قومی جیبوتی وجود ندارد، اما تخمیناً گفته شده است كه سومالیها، عمدتاً شامل اقوام عیسا، گَدَبورسی و ایساق، حدود ٦٠% از جمعیت را شكل میدهند. از این میان عیساها بزرگترین قوم كشور بهشمار میآیند و عَفَرها، كه عربها به آنها دناقل (مفرد: دنقلی * ) میگویند، حدود ٣٥% جمعیت جیبوتی هستند. حدود ٥% از جمعیت نیز عرب (عمدتاً یمنی)، اروپایی (بیشتر فرانسوی) یا از مردم اتیوپیاند ( < دایره المعارف اقلیتهای جهان >، ذیل مادّه؛ <كتاب سال بریتانیكا ١٩٩٨>، همانجا).
عیساها و دیگر اقوام سومالیتبار در جنوب، عفرها در شمال و غرب، و عربها و اروپاییها عمدتاً در شهر جیبوتی زندگی میكنند. زبان رسمی كشور، فرانسه و عربی است (امجدعلی، همانجا). عربی در پایتخت و مناطق ساحلی كاربرد بسیار دارد، با وجود این عیساها و عفرها به زبانهای بومی خود، كه متعلق به گروه كوشی * است، سخن میگویند. بیش از ٩٨% مردم مسلماناند و بهجز گروهی از یمنیهای زیدی، بقیه شافعیمذهباند. بقیه جمعیت نیز مسیحیاند (لوئیس، ص ٤؛ كوك، ص ٤٨٤).
گسترش دین اسلام از سال ٢١٠/٨٢٥ با ورود هیئتهای تبلیغی از عربستان به منطقه شاخ افریقا، كه در آن زمان در سلطه حبشیها بود، آغاز شد. تا سده ششم/دوازدهم بازرگانان و روحانیان از شبهجزیره عربستان دین اسلام را در امتداد ساحل گسترش دادند و درنتیجه، قبیلههای محلی، امارتهای اسلامی كوچكی برپا كردند. از سده هفتم تا یازدهم/ سیزدهم ـ هفدهم، این امارتها، برای دستیابی به استقلال، با حاكمان مسیحی حبشه جنگیدند و چند سلطاننشین ایجاد كردند كه امروزه نیز به صورت نمادین در جیبوتی وجود دارند.یكی از این سلطاننشینها تاجوره و دیگری رحیتو به مركزیت اوبوك است (< دایره المعارف جهان اسلام آكسفورد >، ذیل مادّه؛ كوك، ص ٤٨٢).
بسیاری از مردم جیبوتی از طریقت قادریه، كه از سده سیزدهم/ نوزدهم به منطقه وارد شد، پیروی میكنند. از پایان همین سده، طریقیت احمدیه، كه بنیانگذار آن سیداحمدبن ادریس فاسی (١١٧٣ـ١٢٥٢/١٧٦٠ـ١٨٣٧) بود، در میان برخی قبایل سومالیتبار پیروانی یافت و طریقت صالحیه نیز در جیبوتی پیروانی جذب كرد. مقامات مذهبی متعددی در جیبوتی مورد توجه مردم قرار دارد كه از جمله آنها سه مَقام به افتخار عبدالقادر گیلانی و یك مقام در شهر دخیل است. مشهورترین مكان مذهبی جیبوتی، كه یمنیها و مسلمانان سومالی و اتیوپی نیز به زیارت آن میروند، مقبره منسوب به شیخ بایزید بسطامی بر فراز كوه گودا است كه در منطقه عفرها قرار دارد (لوئیس، ص ٦٤ـ٦٥؛ كوك، ص ٤٨٤ـ٤٨٥).
اقتصاد جیبوتی تقریباً بهطور كامل مبتنی بر تجارت ترانزیتی و خدمات تجاری است. خط آهن بندر جیبوتی به آدیسآبابا (به طول ٧٨١ كیلومتر كه ١٢١ كیلومتر آن در خاك جیبوتی است)، كه بخش عمدهای از صادرات و واردات اتیوپی از طریق آن انجام میشود، موجب رونق بندر جیبوتی شده است( بریتانیكا، همانجا؛ <كتاب سال جهان اروپا ٢٠٠٥>، ج١، ص ١٥٠٣). پس از جنگ عرب و اسرائیل در خرداد ١٣٤٦/ ژوئن ١٩٦٧، كه منجر به بسته شدن آبراه سوئز تا ١٣٥٤ ش/ ١٩٧٥ شد، اهمیت ترانزیتی این بندر افزایش یافت. جنگ سومالی و اتیوپی در ١٣٥٦ـ١٣٥٧ ش/ ١٩٧٧ـ ١٩٧٨ موجب شد كه این خط آهن موقتاً بسته شود و این امر به تجارت كشور لطمه بسیار زد. این جنگ موجب شد تا اتیوپی در ١٣٥٧ ش/١٩٧٨ بندر عَصَب در اریتره را گسترش دهد. با این حال و با وجود درگیریها در اریتره در ١٣٦٢ ش/١٩٨٣، حدود ٦٠% تجارت خارجی اتیوپی از طریق بندر جیبوتی انجام میشد (امجدعلی، ص ٣٩٣). در ١٣٧٦ ش/١٩٩٧، حدود ٧٥% كالاهای وارداتی به بندر جیبوتی برای انتقال به اتیوپی بود (سدون و سدون ـ دینز، ذیل "Djibouti, economy" ). از ١٣٧٧ ش/ ١٩٩٨، با افزایش اختلافات مرزی اتیوپی و اریتره، فعالیت بندر جیبوتی بهگونهای چشمگیر افزایش یافت. در ١٣٨٢ش/ ٢٠٠٣، سهم بخش خدمات (عمدتاً خدمات تجاری) از تولید ناخالص داخلی، بیش از ٨٠% بود ( <كتاب سال جهان اروپا ١٩٩٩ >، ج ١، ص ١٢١١؛ > كتاب سال جهان اروپا ٢٠٠٥ < ، ج ١، ص ١٤٩٨). فرودگاه بینالمللی جیبوتی و نیز ارائه خدمات به نظامیان پادگان فرانسوی، در رونق اقتصاد كشور نقش زیادی دارند (< افریقای جنوب صحرا ١٩٩٣>، ص٣٢٠).
تقریباً همه كالاهای مصرفی كشور، از مواد غذایی و كشاورزی و صنعتی، وارداتی است. بیشتر صادرات كشور نیز صادرات مجدد به كشورهای همسایه یا دام زنده است (همانجا؛ بریتانیكا، همانجا؛ < دایره المعارف جهان سوم >، ج ١، ص ٤٨٥). مهمترین شركای تجاری جیبوتی كشورهای اتیوپی و سومالی و عربستان و یمن و فرانسهاند (< كتاب سال جهان اروپا ٢٠٠٥ >، ج ١، ص١٥٠٠). هیچ معدن یا صنعت چشمگیری در كشور وجود ندارد. كمتر از یك درصد زمینهای جیبوتی قابل كشت است كه عمدتاً در واحه آمبولی و نزدیك نواحی شهری قرار دارند. سبزی، برخی میوهها و خرما محصولات اصلی كشاورزیاند ( بریتانیكا؛ امجدعلی، همانجاها). در ١٣٨٢ ش/٢٠٠٣، سهم كشاورزی در تولید ناخالص داخلی كمتر از ٤% تولید ناخالص داخلی بوده است و با احتساب بخش دامپروری (كه حدود نیمی از جمعیت را به خود مشغول كرده)، بیش از ٧٧% نیروی كار در بخش كشاورزی به فعالیت میپردازند. تولیدات كشاورزی جیبوتی تنها قادر به تأمین حدود ١٠% از كل نیازهای غذایی كشور است. جیبوتی، به دلیل مشكلات اقتصادی، به شدت به كمكهای خارجی وابسته است. هزینههای نظامی بالا در دوره جنگهای داخلی (١٣٧٠ـ ١٣٧٣ ش/ ١٩٩١ـ١٩٩٤) و تهدید خط آهن از سوی شورشیان عفر نیز مشكلات مالی را تشدید كرد. فرانسه و امریكا و عربستان اصلیترین كشورهای تأمینكننده كمكهای اقتصادی به جیبوتی هستند (<كتاب سال جهان اروپا ١٩٩٩>؛ <كتاب سال جهان اروپا ٢٠٠٥ >، همانجاها؛ < افریقای جنوب صحرا ١٩٩٣>، ص ٣٢١).
در ١٢٧٥/ ١٨٥٩، فرانسویان به منطقه جیبوتی كنونی وارد شدند. سبب اصلی حضور آنها در منطقه، رقابت با انگلیس بر سر تسلط بر ورودی دریای سرخ بود، زیرا انگلیس با تصرف بندر عدن در ١٢٥٥/١٨٣٩ پایگاه مستحكمی در منطقه داشت (لوئیس، ص٤٠ـ٤١؛ اوبرله و اوگو، ص ٥٦، ٥٨ ـ ٥٩). در ٣ رمضان ١٢٧٨/ ٤ مارس ١٨٦٢، فرانسویها با رهبران دو سلطاننشین عفر، تاجوره و اوبوك، قراردادی بستند كه طبق آن، توانستند با پرداخت پول، بندرگاه اوبوك را بهطور كامل در اختیار بگیرند (كوك، ص ٤٨٣؛ اوبرله و اوگو، ص ٥٨ـ ٥٩). افتتاح آبراه سوئز در ١٢٨٥/١٨٦٩، موجب توجه بیشتر قدرتهای اروپایی به این منطقه شد. فرانسویها با امضای قراردادی در ١٣٠١/ ١٨٨٤ با حاكمان محلی و قرارداد دیگری در جمادیالاولی ١٣٠٢/ مارس ١٨٨٥ با اشراف محلی عیسا در منطقه كنونی شهر جیبوتی، توانستند همه قلمروی شمالی و جنوبی خلیج تاجوره را تصرف كنند (امجدعلی، ص٣٩٠؛ اوبرله و اوگو، ص ٦٤ـ٦٩). در شعبان ١٣٠١/ ژوئن ١٨٨٤، لئونس لاگارد فرانسوی، فرماندار اوبوك شد (لوئیس، ص ٤٤). به دستور او ساخت شهر جیبوتی در ٢١ جمادیالا´خره ١٣٠٥/ ٦ مارس ١٨٨٨ آغاز گردید. این شهر، به سبب قرار داشتن در منطقه رأس جبوتی یا گبوتی (احتمالاً تلفظ عربی واژه گبود به معنای سینی بافته شده از الیاف خرما)، جیبوتی نامیده شد (خطیبی، ص ٧٣؛ د.اسلام، چاپ دوم، ذیل مادّه). در ١٣٠٩/١٨٩٢، لاگارد رسماً مقر حكومت خود را از اوبوك به شهر جیبوتی منتقل كرد. در ١٣١٣/١٨٩٦،این قلمرو رسماً ساحل فرانسوی سومالی نامیده شد (اوبرله و اوگو، ص ٦٩؛ كوك، همانجا). در ١٣٠٦/١٨٨٨، فرانسویها طی موافقتنامهای با انگلیسیها، مرزهای جنوبی و در ١٣١٨ـ١٣١٩/١٩٠٠ـ ١٩٠١، طی موافقتنامههای دیگری با ایتالیاییها كه در اریتره مستقر شده بودند، مرزهای شمالی را ترسیم كردند. در ٢ رمضان ١٣١١/ ٩ مارس ١٨٩٤ و در شعبان ١٣١٤/ ژانویه ١٨٩٧ نیز طی معاهداتی با امپراتور حبشه، مِنِلیك دوم، مرز با اتیوپی تثبیت شد. پس از عقد معاهده دوم مرزی با اتیوپی در جمادیالاولی ١٣١٥/ اكتبر ١٨٩٧، فرانسویها ساخت خط آهن بندر جیبوتی به آدیسآبابا را آغاز كردند كه در ١٣٣٥/١٩١٧ به پایان رسید. تكمیل این خط آهن بر اهمیت جیبوتی، به عنوان تنها بندر فرانسوی و مهمترین بندر دریای سرخ در ساحل افریقایی، افزود (امجدعلی، همانجا؛ اوبرله و اوگو، ص ٧٧ـ ٧٨، ٩١ـ٩٢؛ كوك، همانجا).
در ١٣٣٥ـ١٣٣٦/١٩١٧ـ ١٩١٨، امپراتور مخلوع حبشه، لیج یاسو، به عفرها كمك كرد تا بر ضد فرانسویها قیام كنند، اما قیام آنها سركوب شد. پس از پایان جنگ جهانی دوم، در ١٩ اسفند ١٣٢٤/ ١٠ مارس ١٩٤٦ نخستین شورای نمایندگان تشكیل شد و چند ماه بعد، ساحل فرانسوی سومالی با تصویب مجلس ملی فرانسه به جایگاه قلمروی ماورای بحار دست یافت (امجدعلی، همانجا؛ اوبرله و اوگو، ص ١٢٣). طبق قانون ٢ تیر ١٣٣٥/ ٢٣ ژوئن ١٩٥٦، به جیبوتی، به عنوان قلمروی ماورای بحار فرانسه، خودمختاری بیشتری اعطا شد. بر اساس این قانون، در ١٣٣٦ ش/١٩٥٧ فرمانداری فرانسوی بر منطقه حكومت میكرد و یك شورای حكومتی متشكل از هشت وزیر شكل گرفت. همچنین مجلس نمایندگان با رأی مستقیم مردم ایجاد شد (اوبرله و اوگو، ص ١٢٩؛ كوك، همانجا).
در همهپرسی ١٣٣٧ ش/١٩٥٨، ٧٥% مردم، كه بیشترشان عَفَر بودند، به ماندن قلمروی خود در حاكمیت فرانسه رأی دادند. اما محمود حربی كه نایب رئیس شورای حكومتی بود، از استقلال و ایجاد سومالی بزرگ حمایت میكرد. لذا فرانسویها شورای وزیران را منحل كردند و انتخابات جدید برگزار شد و حسن گولد آپتیدون از قوم عیسا، كه با استقلال مخالف بود، انتخاب شد (كوك، همانجا؛ اوبرله و اوگو، ص ١٤٣، ١٤٥ـ١٤٦؛ لوئیس، ص١٨٠ـ١٨١).
در تیر ١٣٣٩/ ژوئیه ١٩٦٠، جمهوری سومالی به استقلال دست یافت و این امر به عیساهای سومالیتبار، برای دستیابی به استقلال كامل، انگیزه بیشتری داد (لوئیس، ص ١٧٨). همین امر موجب شد تا فرانسویها از رهبر عفرها، علی عارف برهان و حزب وی به نام حزب ترقی حمایت كنند (امجدعلی، ص٣٩٠ـ ٣٩١؛ اوبرله و اوگو، ص ١٥٣). حسن گولد نیز همچنان از احزاب مدافع وحدت با فرانسه حمایت میكرد، اما در ١٣٤٦ ش/١٩٦٧ به صف هواداران استقلال پیوست. در سفر دوگل، رئیسجمهور فرانسه، به جیبوتی در ١٣٤٥ ش/ ١٩٦٦، تظاهرات خشونتآمیز طرفداران استقلال موجب شد فرانسه برای اثبات حمایت مردم از حكومت فرانسه، همهپرسی دیگری برگزار كند. این همهپرسی در ٢٨ اسفند ١٣٤٥/ ١٩ مارس ١٩٦٧ انجام شد. دولت فرانسه تا حد امكان از حضور عیساها در انتخابات جلوگیری میكرد. بدینترتیب، حدود ٦٠% مردم (عمدتاً عفر) به حفظ حاكمیت فرانسه رأی مثبت دادند (كوك، همانجا؛ امجدعلی، ص ٣٩١؛ اوبرله و اوگو، ص ٢٢٢، ٢٢٥).
باوجود برگزاریهمهپرسی، شورش و اعتراض استقلالطلبان افزایش یافت. در ١٢ تیر ١٣٤٦/ ٣ ژوئیه ١٩٦٧ مجلس ملی فرانسه به قانونی رأی داد كه به موجب آن نام سرزمین به قلمروی فرانسوی عفرها و عیساها تغییر یافت و به آن خودمختاری مالی و قضایی بیشتری داده شد و قرار شد رئیس كابینه و شورای حكومتی را مجلس نمایندگان منتخب مردم برگزینند (اوبرله و اوگو، ص ٢٣٨ـ٢٣٩). در ١٣٤٦ ش/ ١٩٦٨ در انتخابات مجلس نمایندگان، حزب ترقی به رهبری علی عارف به پیروزی دست یافت و وی به عنوان نخستین نخستوزیر برگزیده شد. این در حالی بود كه احزاب طرفدار استقلال، كه رهبر اصلی آنها حسن گولد بود، بر تحركات خود افزودند (امجدعلی، همانجا). در اسفند ١٣٥٠/ مارس ١٩٧٢، اتحاد دو حزب اتحاد دموكراتیك عفر و اتحاد ملل افریقایی برای كسب استقلال، شكل گرفت كه رهبری آن را حسن گولد بر عهده داشت (كوك، ص ٤٨٤؛ < افریقای جنوب صحرا ١٩٩٣>، ص ٣١٧).
با افزایش مقاومتها و حملات چریكی در خرداد ١٣٥٥/ ژوئن ١٩٧٦، فرانسویها اجلاسی از احزاب مختلف جیبوتی برگزار كردند. بنا شد همهپرسی عادلانهای برای استقلال یا اتحاد با فرانسه برگزار شود. سرانجام در مجلس نمایندگان در ١٨ اردیبهشت ١٣٥٦/ ٨ مه ١٩٧٧، قریب به اتفاق نمایندگان مجلس به استقلال رأی دادند. مجلسی، كه بیشتر نمایندگان آن از قوم عیسا بودند، تشكیل گردید و رهبر عیساها، حسن گولد، به عنوان نخستین رئیسجمهوری برگزیده شد. بدینترتیب، جمهوری جیبوتی از ٦ تیر ١٣٥٦/ ٢٧ ژوئن ١٩٧٧ به استقلال دست یافت. رهبر عفرها، احمد دینی، به نخستوزیری برگزیده شد. چهار وزیر عفر نیز در كابینه دینی حضور داشتند (امجدعلی، همانجا).
كنار گذاشتن عفرها از مقامات حساس دولتی موجب شد تا در ١٣٥٦ ش/١٩٧٧ احمد دینی و وزیران عفر استعفا كنند. پس از آن، بین عفرها و عیساها درگیریهایی روی داد. به دستور رئیسجمهور، كمیسیون ویژهای تشكیل شد تا به شكایات عفرها رسیدگی كند. بر اساس توصیههای كمیسیون، دولت كوشید تا رضایت عفرها را جلب نماید. رئیس كمیسیون عبداللّه كمیل، كه عفر بود، در بهمن ١٣٥٦/ فوریه ١٩٧٨ نخستوزیر شد و در كابینه وی شش وزیر عفر، شش عیسا، دو سومالیتبار و یك عرب حضور داشتند (همان، ص ٣٩١ـ٣٩٢). در همین سال بَركات گوراد حَمادو، از قوم عفر، جای كمیل را گرفت (گوراد در بهمن ١٣٧٩/ فوریه ٢٠٠١ از این مقام استعفا كرد). در اسفند ١٣٥٧/ مارس ١٩٧٩، گولد یك حزب سیاسی جدید، به نام تجمع مردمی برای ترقی، تشكیل داد. پیش از استقلال، دو حزب اصلی عفرها یعنی جنبش مردمی برای آزادی جیبوتی و اتحاد ملی برای استقلال، در مخالفت با حكومت، پنهانی متحد شدند و جبهه دموكراتیك برای آزادی جیبوتی را، كه پایگاه آن در اتیوپی بود، تشكیل دادند (< دایره المعارف جهان سوم>،ج ١، ص ٤٨٧؛ < كتاب سال جهان اروپا ٢٠٠٥ >، ج ١، ص ١٤٩٥ـ١٤٩٦).
در خرداد ١٣٦٠/ ژوئن ١٩٨١ نخستین انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد و حسن گولد، كه تنها نامزد این انتخابات بود،برای یك دوره شش ساله برگزیده شد. بلافاصله پس از انتخابات، یك حزب مخالف به نام حزب مردمی جیبوتی ، به رهبری نخستوزیر سابق، احمد دینی، شكل گرفت كه از سوی حكومت غیرقانونی اعلام شد. با اصلاح قانون اساسی در ٢٨ مرداد/ ١٩ اكتبر همان سال، حزب حاكم، تنها حزب قانونی كشور اعلام شد (همان، ج ١، ص ١٤٩٥؛ امجدعلی، ص ٣٩٢).
تا ١٣٦٥ ش/١٩٨٦، مخالفت چندانی با حزب حاكم به چشم نمیخورد. در این سال، در مقرّ حزب حاكم بمبی منفجر و یكی از تاجران برجسته محلی كشته شد. این رویدادها به تشدید تدابیر امنیتی انجامید. گولد، تنها نامزد انتخابات، بار دیگر در فروردین ١٣٦٦/ آوریل ١٩٨٧ به ریاست جمهوری برگزیده شد (< كتاب سال جهان اروپا ٢٠٠٥ >، همانجا).
در بهمن ١٣٦٦/ فوریه ١٩٨٨، شورشیان عفر به شهر مرزی بالهو حمله كردند. در ١٣٦٨ ش/ ١٩٨٩، تنشهای قومی و قبیلهای در شهر جیبوتی و ناآرامی در مناطق عفرنشین افزایش یافت. در خرداد ١٣٦٩/ ژوئن ١٩٩٠ واحدهایی از ارتش، در حمله به شهر تاجوره، برخی از عفرهای مخالف را بازداشت كردند. در دی ١٣٦٩/ ژانویه ١٩٩١، علی عارف برهان (نخستوزیر پیش از استقلال) و حدود صد تن دیگر از مخالفان دستگیر شدند. در فروردین ١٣٧٠/ آوریل ١٩٩١، سه گروه مسلح عفر، با تشكیل قدرتمندترین گروه مخالف دولت به نام جبهه مقاومت برای وحدت و دموكراسی ، مانعی جدّی بر سر راه حكومت گولد ایجاد كرد. در نیمه نوامبر/ آخر آبان، این جبهه با نیرویی در حدود سه هزار تن دست به حملهای همهجانبه زد و بر بیشتر شهرها و روستاهای شمال كشور تسلط یافت و دو شهر تاجوره و اوبوك را نیز محاصره كرد. دولت تا بهمن ١٣٧٠/ ژانویه ١٩٩٢، تسلط بر بیشتر نواحی عفرنشین در شمال و غرب كشور را از دست داده بود (<افریقای جنوب صحرا ١٩٩٣>، ص ٣١٨). در بهمن ١٣٧٠/ فوریه ١٩٩٢، با میانجیگری فرانسه، میان دو طرف آتشبس برقرار شد. در خرداد ١٣٧١/ ژوئن ١٩٩٢، احمد دینی رهبری سیاسی جبهه را به دست گرفت. در شهریور / سپتامبر همان سال، طی یك همهپرسی كه همه احزاب و گروههای مخالف آن را تحریم كردند، قانون اساسی اصلاح شد. بر اساس این اصلاحات، شمار احزاب قانونی به چهار حزب افزایش یافت. اما درگیری میان نیروهای دولتی و شورشیان عفر از دی ١٣٧١/ ژانویه ١٩٩٣ از سر گرفته شد (< كتاب سال جهان اروپا ٢٠٠٥ >، همانجا).
در نخستین انتخابات رقابتی، كه با حضور پنج نامزد در ١٧ اردیبهشت ١٣٧٢/ ٧ مه ١٩٩٣ برگزار شد، گولد با كسب حدود ٦٠% آرا به پیروزی دست یافت. با وجود برگزاری انتخابات نسبتاً آزاد و فعالیت آزادانهتر احزاب سیاسی، جنگ دولت و نیروهای شورشی ادامه یافت. در تیر ١٣٧٢/ ژوئیه ١٩٩٣، دولت بیشتر مناطق تحت تصرف شورشیان را پس گرفت. در ١٣٧٣ ش/ ١٩٩٤ و ١٣٧٤ ش/١٩٩٥، همزمان با مذاكره، دو طرف زد و خوردهای پراكندهای نیز داشتند. در اسفند ١٣٧٤/ مارس ١٩٩٦، با قانونی شناخته شدن جناح میانهروی جبهه مقاومت برای وحدت و دموكراسی، به رهبری كیفله احمد، جنگ میان نیروهای دولتی و شورشیان عفر عملاً به پایان رسید (همانجا).
در ٢٠ فروردین ١٣٧٨/ ٩ آوریل ١٩٩٩، با پایان یافتن دوره ریاست جمهوری حسن گولد، پسرعموی وی، اسماعیل عمر گله، در انتخابات پیروز شد و از ١٧ اردیبهشت ١٣٧٨/ ٧ مه ١٩٩٩ رسماً كار خود را آغاز كرد. امضای قرارداد صلح میان دولت و احمد دینی، رهبر جناح تندروی شورشیان عفر، در ٢٢ اردیبهشت ١٣٨٠/ ١٢ مه ٢٠٠١ نقطه پایان جنگهای داخلی بهشمار میآید. در شهریور ١٣٨١/ سپتامبر ٢٠٠٢، با لغو محدودیت شمار احزاب قانونی، آزادیهای سیاسی افزایش یافت. در ١٩ فروردین ١٣٨٤/ ٨ آوریل ٢٠٠٥، گله بار دیگر به ریاست جمهوری برگزیده شد (همان، ج ١، ١٤٩٦).
منابع:
(١) عذرا خطیبی، شاخ آفریقا در آئینه زمان، تهران ١٣٧٦ ش؛
(٢) ژوزف كوك، مسلمانان افریقا، ترجمه اسداللّه علوی، مشهد ١٣٧٣ ش؛
(٣) Africa South of the Sahara ١٩٩٣, ٢٢nd ed., London: Europa Publications, ١٩٩٢. s.v. "Djibouti: physical and social geography" (by I. M. Lewis), "ibid: Recent history" (by Miles Smith-Morris), "ibid: Economy" (by Margaret Dolley);
(٤) S. Amjad Ali, The Muslim world today , Islamabad ١٩٨٥;
(٥) EI ٢, s.v., "Djibuti" (by E. Chedeville);
(٦) The Encyclopedia Americana , Danbury ١٩٨٤, s.v. "Djibouti" (by Richard Adloff);
(٧) Encyclopedia of the Third World , rev. ed. by George Thomas Kurian, London: Mansell, ١٩٨٢, s.v. "Djibouti";
(٨) Encyclopedia of the World's minorities , ed. Carl Skutsch, New York: Routledge, ٢٠٠٥, s.v. "Djibouti" (by Jon G. Abbink);
(٩) The Europa world yearbook ١٩٩٩ , London: Europa Publications, ١٩٩٩;
(١٠) The Europa world yearbook ٢٠٠٥ , London: Routledge, ٢٠٠٥;
(١١) I. M. Lewis, The modern history of Somaliland: from nation to state , London ١٩٦٥;
(١٢) The New Encyclopaedia Britannica , Chicago ١٩٨٥, Micropaedia , s.v. "Djibouti",١٩٩٨ Britannica book of the year , Chicago ١٩٩٨;
(١٣) Philippe Oberle and Pierre Hugot, Histoire de Djibouti: des origines a la republique , Paris ١٩٨٥;
(١٤) The Oxford encyclopedia of the modern Islamic world , ed. John L. Esposito, New York ١٩٩٥, s.v. "Djibouti" (by Charlotte A. Quinn);
(١٥) David Seddon and Daniel Seddon-Daines, A political and economic dictionary of Africa , London ٢٠٠٥;
(١٦) J. Spencer Trimingham, Islam in Ethiopia , London ١٩٥٢.
/ مهدی كریمی /