دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٢٨٨
جَهْضَمی ، نصر بن علی، محدّث اهل سنّت در قرن سوم. وی اهل بصره و كنیهاش ابوعمرو بود (خطیب بغدادی، ج ١٥، ص ٣٨٩). نسبت جهضمی به محله جهاضمه شهر بصره اشاره دارد. نسبتهای اَزْدی و حُدّانی هم برای او ذكر شده است (رجوع کنید به سمعانی، ج ٢، ص ١٣٢ـ١٣٣) زیرا وی از طرف مادر، به تیره حُدّانِ قبیله اَزْد منسوب است. جدّ مادریش، ابوعبداللّه اشعثبن عبداللّهبن جابر حدّانی، از تابعین تابعین (مزّی، ج ٢، ص ٢٧٦ـ٢٧٧) و پدرش، ابوالحسن علیبن نصر جهضمی، از راویان بنام بصره بود (ذهبی، ج ١٢، ص ١٣٦؛ نیز رجوع کنید به مزّی، ج ١٣، ص ٤١٣). مزّی (ج ١٣، ص ٤١٤) او را ثقه دانسته است.
از تاریخ تولد و سوانح زندگی جهضمی اطلاع چندانی در دست نیست، اما باتوجه به سال درگذشت یكی از استادانش، نوحبن قیس، محدّث بصری (متوفی ١٨٣ یا ١٨٤؛ رجوع کنید به ادامه مقاله)، احتمالاً تاریخ ولادت وی حدود سال ١٧٠ بوده است. جایگاه علمی و اجتماعی او را با الفاظ مدحآمیزی چون «من نُبَلاءِ الناس»، «ثقه» و «حُجّه» ستودهاند (رجوع کنید به خطیب بغدادی، ج ١٥، ص ٣٩١ـ٣٩٢؛ ذهبی، ج ١٢، ص ١٣٣). به گزارش خطیب بغدادی (ج ١٥، ص ٣٨٩)، وی به بغداد سفر كرده و در آنجا به نقل حدیث پرداخته است. از جمله مشایخ وی این اشخاص بودهاند: نوحبن قیس حُدّانی، سفیانبن عُیینه *(محدّث و فقیه كوفی، متوفی ١٩٦)، یحییبن سعید قَطّان (مورخ و محدّث بصری، متوفی ١٩٤)، ابوداوود طَیالسی *(صاحب مسند، متوفی ٢٠٤)، عبدالملكبن قُرَیب اَصمَعی*(ادیب و محدّث بصری، متوفی ٢١٥) و علیبن جعفر عُرَیضی (محدّث مدنی و فرزند امام صادق علیهالسلام، متوفی ٢١٠؛ مزّی، ج ١٩، ص ٦٦ ـ ٦٧). نام جهضمی در سلسله روایت احادیثی از كتاب مشهور مسائل علیبن جعفر عریضی نیز در متون امامیه آمده است (رجوع کنید به ابنبابویه، ص ٢٩٩، ٤١٢).
از راویان او ابوزُرعه (محدّث دمشقی، متوفی ٢٨٠)، اسماعیلبن اسحاق جهضمی*، عبداللّهبن احمدبن حنبل*، ابوالقاسم عبداللّهبن محمد بَغَوی*(محدّث بغدادی، متوفی ٣١٧)، ابن ابی الدنیا *(محدّث بغدادی، متوفی ٢٨١)، بَقِیبن مَخْلَد *(فقیه، محدّث و مفسر اندلسی، متوفی ٢٨٦) و مؤلفان جوامع حدیثی معروف اهلسنّت بودهاند (مزّی، ج ١٩، ص ٦٧ـ ٦٨؛ ذهبی، ج ١٢، ص ١٣٣).
سیدبن طاووس، محدّث شیعی (متوفی ٦٦٤؛ ١٣٩٩، ص ١٧٥، ١٨٤؛ همو،١٤١٤ـ١٤١٦، ج ٣، ص ١١٤)، كتابی با عناوین مختلف چون تاریخ أهلالبیت من آلالرسّول، تاریخ اهلبیت، و كتاب الموالید به جهضمی نسبت داده كه در باره تاریخ زندگی امامان شیعه است (آقابزرگ طهرانی، ج ٣، ص ٢١٢، ج ٤، ص ٤٧٣ـ٤٧٤). همانگونه كه كولبرگ (ص ٢٦٥ـ٢٦٦) اشاره كرده است، در صحت نسبت این كتاب به جهضمی تردید هست، چرا كه بخشی از حوادث نقل شده در این كتاب متعلق به زمانی پس از درگذشت جهضمی است و احتمالاً این كتاب تألیف محمدبن احمد، مشهور به ابنابیثَلج (متوفی ٣٢٢ یا ٣٢٥)، است(رجوع کنید به تاریخ اهلالبیت علیهمالسلام، مقدمه حسینی، ص ٤٩ـ ٥٨).
نقل شده كه جهضمی در مجلس متوكل عباسی (حك: ٢٣٢ـ ٢٤٧) حدیثی را از پیامبر اكرم صلی اللّهعلیهوآلهوسلم در باره ارزش و اجر دوستی خاندان خود روایت كرد. بر این اساس، متوكل به گمان شیعه بودن جهضمی وی را به هزار ضربه شلاق محكوم كرد، اما با وساطت برخی افراد و شهادت ایشان بر اهلسنّت بودن وی، گذشت كرد (رجوع کنید به خطیب بغدادی، ج ١٥، ص٣٩٠). جهضمی در ٢٥٠ وفات یافت. به نوشته خطیب بغدادی (ج ١٥، ص ٣٩٢) پس از آنكه حاكم بصره به جهضمی ابلاغ كرد كه مستعین باللّه (حك: ٢٤٨ـ٢٥٢) به او منصب قضای بصره را داده است، جهضمی مرگ خود را از خدا درخواست كرد، سپس به خواب رفت و در همان حال درگذشت. فرزند وی، ابوالحسن علیبن نصر، نیز همنام و هم كنیه جدّش بود و به جهضمی صغیر مشهور است (مزّی، ج ١٣، ص ٤١٤). وی نیز از محدّثان بنام بوده و از كسانی چون طیالسی و ضحاكبن مَخْلَد روایت كرده است (همان، ج١٣، ص٤١٤ـ٤١٥). از او محدّثانی چون، مسلم، ابوداوود سجستانی و ترمذی حدیث نقل كردهاند (همان، ج ١٣، ص ٤١٥). بر وثاقت وی در منابع رجالی اهل سنّت تأكید شده است (رجوع کنید به همان، همانجا). جهضمی صغیر در شعبان ٢٥٠ ــ به نوشته ذهبی (ج ١٢، ص ١٣٩) چهار ماه بعد از وفات پدرش ــ درگذشت.
منابع:
(١) آقابزرگ طهرانی؛
(٢) ابنبابویه، الامالی، قم ١٤١٧؛
(٣) ابنطاووس، اقبال الاعمال، چاپ جواد قیومی اصفهانی، قم ١٤١٤ـ ١٤١٦؛
(٤) همو، الطرائف فیمعرفه مذاهبالطوائف، قم١٣٩٩؛
(٥) تاریخاهلالبیتعلیهمالسلام، بروایه كبارالمحدثین و المورخین، چاپ محمدرضا حسینی، قم: آلالبیت، ١٤١٠؛
(٦) خطیب بغدادی؛
(٧) ذهبی؛
(٨) سمعانی؛
(٩) یوسفبن عبدالرحمان مِزّی، تهذیب الكمال فی اسماء الرجال، چاپ احمدعلی عبید و حسن احمدآغا، بیروت ١٤٢١/٢٠٠٠؛
(١٠) Etan Kohlberg, A medieval Muslim scholar at work: Ibn T.awus and his library , Leiden ١٩٩٢.
/ ابوالفضل والازاده /