دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٢٨٧
جَهْضَمی ، حَمّاد بن اسحاق، نیز مشهور به اَزْدی، كنیهاش ابواسماعیل، محدّث، فقیه و قاضی مالكی قرن سوم. او در ١٩٧ یا ١٩٩ در بصره به دنیا آمد (خطیب بغدادی، ج ٨، ص ١٥٩؛ ابنجوزی، ج ١٢، ص ٢١٣). نزد احمدبن مُعذَّل (متوفی ح ٢٤٠) فقه آموخت و بعد از مدتی در بغداد عهدهدار امر قضا و افتا شد (خطیب بغدادی، همانجا؛ ابنفرحون، ص ١٧٨).
حمّاد در استماع حدیث، شاگرد كسانی چون مُسْلمبن ابراهیم فَراهیدی (متوفی٢٢٢)، عبداللّهقَعْنبی (متوفی٢٢١)، اسماعیلبن اَبی اُوَیس (متوفی ٢٢٦)، ابومُصعَب زُهری (متوفی ٢٣٥) و اسحاقبن محمد فَرْوی (متوفی ٢٢٦) بود (خطیب بغدادی، همانجا؛ قاضیعیاض، ج٤، ص ٢٩٤؛ ذهبی، ج ١٣، ص ١٦). به نقل وَكیع (ص ٦٦٧)، وی احادیث بسیاری از بر كرد. برخی چون فرزندش ابراهیم، یحییبن اَكْثَم تَمیمی (قاضی بصره، متوفی ٢٤٢)، محمدبن جعفر خَرائطی (متوفی ٣٢٧) و حسینبن اسماعیل مَحاملی (متوفی ٣٣٠) از او حدیث شنیدند (خطیب بغدادی، ج ١٤، ص ١٩١؛ ذهبی، همانجا؛ علیمی حنبلی، ج ١، ص١٩٠). خطیب بغدادی (همانجا) او را ثقه دانسته است.
حمّاد نزد خلفای عباسی از جایگاه خاصی برخوردار بود و نزد ابواحمدبن متوكل، معروف به موفق (برادر معتز)، از خاصان به شمار میرفت (قاضیعیاض، همانجا). وی در منازعه سال ٢٥١ كوشید میان موالی (كه از موفق پشتیبانی میكردند) و ابنطاهر محمدبن عبداللّه (امیربغداد و كاتب قبلی معتز عباسی) صلح برقرار كند و نامههایی هم میان ابنطاهر و موفق رد و بدل كرد (طبری، ج ٩، ص ٣٣٦). هنگام كنارهگیری معتز (حك: ٢٥٢ـ ٢٥٥) از خلافت، حمّادبن اسحاق از كسانی بود كه به خلع او شهادت داد (همان، ج ٩، ص ٣٣٦، ٣٩٢) اما در همین سال محمدبن واثق، ملقب به المهتدی باللّه (حك: ٢٥٥ـ٢٥٦)، حكومت را در دست گرفت و حمّاد را به سبب مكاتبهای كه در سفر مكه با موفق كرده بود، مجازات كرد. به فرمان وی، حمّاد را به نشانه تحقیر سوار استر كردند و در سامرا (مركز خلافت) چرخاندند و سپس او را به اهواز تبعید كردند (قاضیعیاض؛ وكیع، همانجاها).
حمّاد در ٢٦٧ یا ٢٦٩ یا ٢٧٠ در شوش درگذشت (قاضیعیاض، همانجا؛ صفدی، ج ١٣، ص ١٥١). او را دارای آثار بسیار در علوم گوناگون دانستهاند ولی از آثار او صرفاً به المُهادنه و الرَّدعلی الشافعی اشاره كردهاند (خطیب بغدادی؛ قاضیعیاض، همانجاها).
حمّاد دو پسر داشت: ابراهیم و محمد. ابراهیم (كنیهاش ابواسحاق) در ٢٤٠ یا ٢٤١ بهدنیا آمد و نزد عمویش، اسماعیل، فقه خواند. وی علاوه بر پدرش، از كسانی چون محمدبن یحیی خِشی/ خُشَنی، ابوداوود سجستانی (متوفی ٢٧٥) و زیدبن اَخْرم/ اَخْزم (متوفی ٢٥٧) حدیث شنید. دو تن از فرزندان ابراهیم، یكی احمد (كنیهاش ابوعثمان، قاضیمصر، متوفی ٣٢٩) و دیگری علی (كنیهاش ابوالحسن، قاضی اهواز، متوفی ٣٥٦) و افرادی چون ابوبكر ابهری (متوفی ٣٧٥) و ابوالحسن دارَقُطْنی (متوفی ٣٨٥) و ابواسحاق دینوَری (زنده در ٣٩٢) از او روایت كردهاند (خطیب بغدادی، ج ٤، ص ١٥، ج ١١، ص٣٣٩؛ قاضی عیاض، ج٥، ص١٣ـ١٤، ٢٦٤ـ ٢٦٥؛ ابنفرحون، ص ١٤١؛ برای راویان دیگر رجوع کنید به خطیب بغدادی، ج ٣، ص ٨٧، ج ٥، ص ٨١، ج ٧، ص ١٣٢، ج١٠، ص ٣٦٨، ج ١٢، ص ٢٥٦). هارون، فرزند دیگر ابراهیم، قاضی مصر بود و در ٣٢٨ درگذشت (خطیب بغدادی، ج ١٤، ص٣٠؛ قاضی عیاض، ج ٥، ص ٢٦٣ـ ٢٦٤). قاضیعیاض در یك جا (ج ٤، ص ٢٩٥)، به اشتباه، هارون را فرزند حمّاد دانسته است.
دارقطنی و بسیاری دیگر (رجوع کنید به خطیب بغدادی، ج ٦، ص ٦١؛ ابنفرحون، همانجا) ابراهیم را ثقه، فاضل و صدوق دانسته و گفتهاند كه او بسیار زاهد و دائمالذكر بود. وی در ٣٢٣ درگذشت و كنار قبر عمویش، اسماعیل، دفن شد (قاضیعیاض، ج ٥، ص ١٤ـ ١٥). ابنندیم (ص ٤٢٥) او را صاحب كتابهای الجَنائز، الجهاد، و دَلائلالنبوه دانسته است.
محمد، پسر دیگر حمّاد، را جوانی پاكدامن، مورد اعتماد موفقِ عباسی و صاحب منصب قضا در بصره معرفی كردهاند. او در ٢٧٦ از دنیا رفت (خطیببغدادی، ج٢، ص٢٧٢؛ قاضی عیاض، ج ٤، ص ٢٩٥).
منابع:
(١) ابنجوزی، المنتظم فی تاریخالملوك و الامم، چاپ محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٢) ابنفرحون، الدیباج المُذهَّب فی معرفه اعیان علماء المَذهَب، چاپ مأمونبن محییالدین جنان، بیروت ١٤١٧/١٩٩٦؛
(٣) ابنندیم (تهران)؛
(٤) خطیب بغدادی؛
(٥) ذهبی؛
(٦) صفدی؛
(٧) طبری، تاریخ (بیروت)؛
(٨) مجیرالدین عبدالرحمانبن محمد علیمی حنبلی، المنهج الاحمد فی تراجم اصحاب الامام احمد، ج ١، چاپ محمود أرناؤوط، بیروت ١٩٩٧؛
(٩) عیاض بن موسی قاضی عیاض، ترتیب المدارك و تقریب المسالك لمعرفه اعلام مذهب مالك، ج ٤، چاپ عبدالقادر صحراوی، مغرب ١٤٠٣/١٩٨٣،ج ٥،چاپ محمدبن شریفه، مغرب [بیتا.]؛
(١٠) محمد بن خلف وكیع، اخبارالقضاه، چاپ سعید محمد لحام، بیروت ١٤٢٢/٢٠٠١.
/ لیلی كریمیان /