دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٢٧٦
جهاننامه ، كتابی جغرافیایی به فارسی، تألیف محمدبن نجیب بَكْران در اوایل سده هفتم.
از زندگی مؤلف اطلاعی در دست نیست. احتمالاً مدتی در خراسان میزیسته و كتابش را به نام علاءالدین خوارزمشاه *تدوین كرده است (بكران، ١٣٤٢ش، ص٣، مقدمه برشچفسكی، ص چهارده). بكران نقشهای از عالم را بر جامهای ترسیم كرده بود كه یكی از قدیمترین نقشههای مدرّج بوده است. در واقع، جهاننامه حاشیهای بر این نقشه است كه در آن مؤلف به شرح و وصف مناطقِ ترسیم شده پرداخته است (همان، ص٨، ١٢، مقدمه ریاحی، ص شش، مقدمه برشچفسكی، ص بیست). این كتاب با نثری ساده و روان و جملات كوتاه، در بیست فصل تنظیم شده است: چهار فصل نخست در باره نحوه ترسیم نقشه و استفاده از آن است. فصل پنجم تا یازدهم در توصیف مناطق مندرج در نقشه است و حاوی اطلاعات خلاصه و مفیدی در باره فاصله میان شهرها، موقعیت دریاها و دریاچهها، جزایر، رودها، كوهها و بیابانهاست. فصول بعد به موضوعاتی از قبیل نام و القاب شهرها، مهاجرت اقوام، خلق و خوی مردم شهرها، فلزات و جواهر و چند حكایت اختصاص داده شده است (همان، ص ٤ـ ٥). بكران در تألیف اثرش، به جز روایات شفاهی، از كتابهای نجوم، انواع زیجها، المسالك و الممالك ابنخرداذبه، سفرنامه ناصرخسرو، اشكال الاقالیم منسوب به محمدبن بحرالرهنی و مُسَوَدّات شرفالدین طوسی استفاده كرده است (همان، ص ٦ـ٧). ظاهراً وی برای تألیف این اثر به كتابهای دیگری مانند مسالك و ممالك اصطخری، كاملالصناعه علیبن عباس مجوسی اهوازی، آثارالباقیه و التفهیم بیرونی دسترسی داشته است (رجوع کنید به همان، مقدمه برشچفسكی، ص شانزده ـ بیست).
به نظر میرسد بكران اطلاعات مندرج در جهاننامه را از منابع گوناگون گرد آورده و خود به سیر و سیاحت نپرداخته است، زیرا در كتاب كلماتی مانند «شنیدیم»، «میگویند» یا عباراتی مانند «آنچه در این باب یافته شد، گفتیم» و یا «آنچه معروفتر است و به قبول عقول نزدیكتر، آورده شد» را بهكار برده است (برای نمونه رجوع کنید به همان، ص ٣٨، ٦٠ـ٦١).
ارزش و اهمیت جهاننامه، افزون بر اطلاعات جغرافیایی، به سبب شرح مؤلف در باره برخی آثار تاریخی، از جمله صورت سنگی شیرین و شبدیز كسری' در بیستون و چهره ملوك شهر بیشاپور بر روی كوهی در نزدیكی شهر است (رجوع کنید به همان، ص ٥٧، ٨٣). وی همچنین در باره محل سكونت اقوام و جابهجایی آنها (همان، ص ٧١ـ٧٣) و اوضاع جامعه آن دوره، منابع زیرزمینی و نامهای مترادف شهرها (برای نمونه رجوع کنید به همان، ص ٦٦ـ ٦٩، ٧٦، ٩٢ـ١٠٠) اطلاعات سودمندی داده است.
حافظ ابرو *در تألیف اثر جغرافیاییاش (ج ١، ص ٥٠) و حمداللّه مستوفی در نزههالقلوب* از جهاننامه بهره بردهاند (رجوع کنید به ریو، ج ١، ص ٤١٨، ٤٢٣). دو نسخه خطی از جهاننامه موجود است. در ١٣١٠/١٨٩٢ ابوالفضل گلپایگانی نسخهای از جهاننامه (سال تحریر ٦٦٣) را در كتابخانه بخارا یافت و آن را در ١٣١١/١٨٩٣ به تومانسكی، خاورشناس روسی، اهدا كرد، سپس با نسخه ناقص موجود در كتابخانه پاریس (سال تحریر ٨٣٣) در ١٣٣٩ ش/١٩٦٠ آن را به صورت چاپ عكسی در مسكو منتشر نمود (بكران، ١٣٤٢ ش، مقدمه برشچفسكی، ص ده؛
همان، ١٣٨١ ش، مقدمه صفینژاد، ص ٩ـ١٠؛
نیز رجوع کنید به حدودالعالم، مقدمه ستوده، ص پنج). محمدامین ریاحی جهاننامه را با دو مقدمه، یكی كوتاه و مختصر از خود ریاحی و دیگری مفصّلتر از برشچفسكی (ترجمه محسن ابراهیمی)، بر اساس نسخهای كه در ٦٦٣ استنساخ شده است، در ١٣٤٢ ش در تهران چاپ كرد. در ١٣٨١ ش، متن بازنویسی شده جهاننامه بهكوشش جواد صفینژاد بهچاپ رسید.
منابع:
(١) محمدبن نجیب بكران، جهاننامه، چاپ محمدامین ریاحی، تهران ١٣٤٢ ش؛
(٢) همان، بازنویسی جواد صفینژاد، تهران ١٣٨١ ش؛
(٣) حافظ ابرو، جغرافیای حافظ ابرو، چاپ صادق سجادی، تهران ١٣٧٥ شـ ؛
(٤) حدودالعالم؛
(٥) Charles Rieu, Catalogue of the Persian manuscripts in the British Museum , London ١٩٦٦.
/ شهناز رازپوش /