دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٢٤٦
جوینی ، عبداللّه بن یوسف، فقیه و مفسر شافعی قرن چهارم و پنجم. لقب او ركن الاسلام و كنیهاش ابومحمد است (باخرزی، ج ٢، ص ٩٩٨؛ ابنقاضی شهبه، ج ١، ص ٢١١؛ داوودی، ج ١، ص ٢٥٨ـ ٢٥٩) و نسب وی، به گفته خودش، به قبیله سِنْبِسْ، شاخهای از قبیله طَی (رجوع کنید به ابناثیر، ج ٢، ص ١٤٤؛ ابنمنظور، ج ٦، ص ٣٨٣)، میرسد (ذهبی، ج ١٧، ص ٦١٧؛ داوودی، ج ١، ص ٢٦٠).
از تاریخ تولد او اطلاعی نیست. وی در جوین * به دنیا آمد. ادبیات را نزد پدرش و فقه را از ابویعقوب ابیوَردی (متوفی ح ٤٠٠) فرا گرفت، سپس در نیشابور اقامت گزید و از محضر ابوطیب صُعْلوكی *بهره برد. پس از آن، به مرو رفت و نزد فقیه مشهور شافعی، عبداللّهبن احمد قَفّالِ مَروَزی *، مبانی و اصول مذهب شافعی را آموخت. در ٤٠٧ به نیشابور بازگشت و به كار تدریس و افتا پرداخت و مجالس مناظره برپا داشت (یاقوت حموی، ذیل «جوین»؛ یافعی، ج ٣، ص ٤٦؛ سبكی، ج ٥، ص٧٣ـ٧٤؛ ابنقاضی شهبه، ص ٢١١؛ داوودی، ج ١، ص٢٥٩).
اشخاص بسیاری نزد جوینی تلمذ كردند، از جمله فرزندش امامالحرمین (رجوع کنید به جوینی*، عبدالملكبن عبداللّه)، علی باخَرْزی * ، محمدبن قاسمبن عَبدوس، ابوسعید ناصحی نیشابوری و اسماعیلبن احمد طُرَیثیثی (باخرزی، همانجا؛ یاقوت حموی، همانجا؛ سبكی، ج ٤، ص ١٩٥، ٢٦٦، ج ٥، ص ١٦٩).
جوینی از محدّثان بسیاری در شهرهای گوناگون حدیث شنید، از جمله در مكه از ابننظیف، در كوفه از ابومحمد جناحبن نذیر (صریفینی، ص ٤٣٤)، در بغداد از ابوالحسینبن بِشران (صریفینی؛ داوودی، همانجاها) و در نیشابور از ابونُعَیم ازهری و قَفّال مروزی (صریفینی، همانجا؛ برای آگاهی از افراد دیگر رجوع کنید به سمعانی، ج ٣، ص ٤٢٩ـ٤٣٠؛ ابنجوزی، ج ١٥، ص ٣٠٦؛ سبكی، ج ٥، ص ٧٣). همچنین فرزندش امامالحرمین، علیبن احمد مَدینی و سهلبن ابراهیم مَسجدی (سجزی) از او حدیث نقل كردهاند (ذهبی؛ سبكی؛ داوودی، همانجاها).
جوینی در عصر خود در علوم گوناگون سرآمد بود، از جمله در فقه، اصول، تفسیر، حدیث و ادبیات عرب (ابنعساكر، ص ٢٥٧؛ ابنخلّكان، ج ٣، ص ٤٧؛ سبكی، ج ٥، ص ٧٣). وی برای تدریس فقه و علوم دیگر، مدرسهای در نیشابور افتتاح كرد كه پس از او فرزندش امامالحرمین اداره آن را برعهده گرفت (وات ، ص ١١١؛ گرایلی، ص ٢٤٧).
شرححالنگاران، جوینی را به زهد و پرهیزگاری ستوده و سخنان مبالغهآمیزی نقل كردهاند (رجوع کنید به سبكی، ج ٥، ص ٧٤؛ ابنقاضی شهبه، ج ١، ص ٢١٢). همچنین گفتهاند كه وی از حُسن خلق و بیان رسا و مهارت در تدریس و وقار و هیبت برخوردار بود (رجوع کنید به ابنعساكر، ص ٢٥٧ـ ٢٥٨؛ یافعی؛ سبكی؛ داوودی، همانجاها). ابنخلّكان (ج ٣، ص ٤٧ـ ٤٨) نیز گزارش مبالغهآمیزی از مراسم كفن كردن او ارائه كرده است.
جوینی در ٤٣٨ در نیشابور درگذشت (ابنعساكر، ص ٢٥٧؛ ابنجوزی، ج ١٥، ص ٣٠٧) و در مقبره الحسین به خاك سپرده شد (ابنخلّكان، ج ٣، ص ١٦٩). به نوشته برخی منابع (رجوع کنید به یاقوت حموی، همانجا؛
ابنخلّكان، ج ٣، ص ٤٧)، وی در ٤٣٤ درگذشته، اما نظر نخست با آنچه در برخی منابع متأخر (رجوع کنید به سبكی، ج ٥، ص ١٦٩؛
ابنقاضی شهبه، ج ١، ص ٢٧٥) آمده است مبنی بر اینكه امامالحرمین پس از وفات پدر در حدود بیست سالگی اداره امور مدرسه وی را بهعهده گرفت، سازگارتر است.
آثار جوینی عمدتاً فقهی است، البته وی كتابی بزرگ با عنوان التفسیر داشته كه در آن برای تفسیر آیات از علوم گوناگون بهره گرفته است (ابنخلّكان، همانجا؛
ابنقاضی شهبه، ج ١، ص ٢١٣؛
داوودی، ج ١، ص٢٦٠). كتابهای فقهی او عبارتاند از: التبصره، التذكره و السلسله در فروع فقه (یافعی؛
ابنقاضی شهبه، همانجاها)، الجمع و الفرق ( الفرق و الجمع ؟) كه نسخه خطی آن در كتابخانه سلطنتی برلین بوده است (یافعی، همانجا؛
آلوارت ، ج ٤، ص ٢٥٦)، مختصر فی موقف الامام و المأموم (یافعی، همانجا؛
سبكی، ج ٥، ص ٧٥)، الفروق ، التعلیقه (ذهبی، ج ١٧، ص ٦١٨؛
داوودی، همانجا) و كتاب المُعْتَصَر فی مختصرالمختصر كه تلخیصی از كتاب المختصر مُزَنی در فقه شافعی است (ابنعساكر، همانجا). عثمانبن محمد مُصْعَبی (متوفی ٥٥٠ یا بعد آن) شرحی بر این كتاب نگاشته و غزالی (متوفی ٥٠٥) آن را تلخیص نموده است (سبكی، ج ٧، ص ٢٠٩؛
زرینكوب، ص ١٤٧). سُبكی (ج ٧، ص ١٥٢) از تدریس این كتاب در مكه، گزارش كرده است. زركلی (ج ٤، ص ١٤٦) اثری با عنوان رساله فی اثبات الاستواء نیز به جوینی نسبت داده است.
جوینی نگارش كتابی استدلالی در فقه را با عنوان المحیط آغاز كرد و پس از آنكه سه بخش از آن را نگاشت، آنهارا نزد ابوبكر بیهقی فرستاد ولی او از كتاب انتقادهایی كرد و جوینی از ادامه تألیف آن منصرف شد (رجوع کنید به سبكی، ج ٥، ص ٧٦ـ٧٧).
برادر جوینی، علیبن یوسف جوینی، معروف به شیخحجاز، نیز از عالمان و محدّثان بود و در خراسان مجلس املا داشت. وی علاوه بر مشایخ روایی برادرش، از محدّثان دیگری نیز در نیشابور و مصر استماع حدیث نمود و كسانی چون زاهربن طاهرشَحْامی در مرو و محمدبن فضل فراوی در نیشابور از او حدیث شنیدند (رجوع کنید به یاقوت حموی، همانجا). وی در زمره صوفیان بود و در ٤٦٣ در نیشابور درگذشت (ابنعماد، ج ٣، ص ٢٦٢). نسخهای از كتاب السّلوهاو، در علم تصوف، به خط خودش نزد سمعانی بوده است (سمعانی، ج ٣، ص ٤٣٠).
منابع:
(١) ابناثیر، اللباب فی تهذیبالانساب ، بیروت ١٤١٤/١٩٩٤؛
(٢) ابنجوزی، المنتظم فی تاریخ الملوك و الامم، چاپ محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت ١٤١٢ / ١٩٩٢؛
(٣) ابنخلّكان؛
(٤) ابنعساكر، تبیین كذب المفتری فیما نسب الی الامام ابیالحسن الاشعری ، دمشق ١٣٩٩؛
(٥) ابنعماد؛
(٦) ابنقاضی شهبه، طبقات الشافعیه، چاپ حافظ عبدالعلیمخان، حیدرآباد، دكن ١٣٩٨ـ١٤٠٠/ ١٩٧٨ـ١٩٨٠؛
(٧) ابنمنظور؛
(٨) علیبن حسن باخرزی، دمیه القصر و عصره اهل العصر، چاپ محمد تونجی، ج ٢، دمشق [? ١٣٩٢/١٩٧٢(؛
(٩) محمدبن علی داوودی، طبقات المفسرین، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(١٠) ذهبی؛
(١١) خیرالدین زركلی، الاعلام ، بیروت ١٩٩٩؛
(١٢) عبدالحسین زرینكوب، فرار از مدرسه: در باره زندگی و اندیشه ابوحامد غزالی ، تهران ١٣٦٩ ش؛
(١٣) عبدالوهاببن علی سبكی، طبقات الشافعیه الكبری ، چاپ محمود محمد طناحی و عبدالفتاح محمد حلو، قاهره ١٩٦٤ـ١٩٧٦؛
(١٤) سمعانی؛
(١٥) ابراهیمبن محمد صریفینی، تاریخ نیسابور: المنتخب من السیاق ، چاپ محمدكاظم محمودی، قم ١٣٦٢ ش؛
(١٦) فریدون گرایلی، نیشابور: شهر فیروزه، )مشهد] ١٣٥٧ ش؛
(١٧) عبداللّهبن اسعد یافعی، مراه الجنان و عبره الیقظان، بیروت ١٤١٧ /١٩٩٧؛
(١٨) یاقوت حموی؛
(١٩) W. Ahlwardt, Verzeichniss der arabischen Handschriften der Koniglichen Bibliothek zu Berlin, Berlin ١٨٨٧-١٨٩٩;
(٢٠) William Montgomery Watt, Islamic philosophy and theology , Edinbugh ١٩٧٢.
/ فریده سعیدی /