دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٢٤٢
جُوَیم (جویم/ جویم) ، بخش و شهری در شهرستان لارستان از استان فارس.
١) بخش جویم، به مركزیت شهر جویم، در شمال شهرستان لارستان قرار دارد و مشتمل است بر دو دهستان به نامهای جویم و هَرْم، و شهر جویم. رشتهكوه زاگرس در شمال و شمال غربی بخش امتداد دارد و كوه سیاهزنگی (بلندترین قله ح ٠٥٧ ، ٢ متر) در دهستان هرم، از جمله كوههای آن است (جعفری، ج ١، ص ٣٤٢). اشْكَفْتِ (غار) ملامهدی در مغرب آبادی كاظم آباد و اشكفت سیاه در دو كیلومتری جنوبشرقی آبادی كاریان، از جاذبههای طبیعی آنجاست ( فرهنگ جغرافیائی آبادیها ، ج ١١٢، ص ٩٨، ١٠٠).
سیلابها و بارانهای شدید در فصل زمستان، بزرگترین دریاچه فصلی استان فارس، یعنی دریاچه هرم، را در بخش جویم، در دشت هرم، به وجود آورده كه طول آن حدود سی كیلومتر و عرض آن حدود یازده كیلومتر است (تقوی، ص ١١٠، ٢٧٢).
آب و هوای این بخش گرم و خشك است. بادهای محلی آن، سُوُم و بادآتش (تَشْباد) و باد بهاری نام دارد. جویم معمولاً در تابستانها، بهویژه در تیر و مرداد، همزمان با وزش بادهای ١٢٠ روزه سیستان و تودههای موسمی از دریای عمان به سوی بخش، دارای گردباد است (همان، ص ١٢٢ـ١٢٣). در ١٣٧٥ش، جمعیت بخش جویم (شامل دهستانهای هرم و جویم) ٢٣٧، ١٩ تن ضبط شده است كه از این میان ٩٤٥، ٥ تن (ح ٣١%) شهرنشین و بقیه روستانشین یا غیرساكناند (مركز آمار ایران، ١٣٧٦ ش ب، ص هشتاد؛ نیز رجوع کنید به همو، ١٣٧٦ ش الف ، ص ١٠، ١٤).
عدهای از اهالی بخش جویم شیعه دوازده امامی و عدهای نیز سنّیاند. مردم آنجا به فارسی با لهجه محلی گفتگو میكنند ( فرهنگ جغرافیائی آبادیها، ج ١١٢، ص ٣٣). طوایفی از ایلات خمسه و قشقایی در این بخش قشلاق دارند (مركز آمار ایران، ١٣٧٨ ش، ص ١١٢).
در ١٣١٦ ش جویم به همراه بیدشهر و خنج، به مركزیت شهر جویم، یكی از بخشهای تابع شهرستان جهرم در استان جنوب بود (ایران. قوانین و احكام، ١٣١٦ ش، ص ٧٣ـ ٧٤). در ١٣٢٣ ش، جویم بخش و دهستانی از توابع شهرستان لار/ لارستان از استان هفتم (فارس) شد (ایران. وزارت كشور. اداره كل آمار و ثبتاحوال، ج ٢، ص بیستوهفت، ٣٣٣).
در اسفند ١٣٦٤، دهستان جویم در شهرستان لار تشكیل شد (ایران. قوانین و احكام، ١٣٧٠ ش، ص ٦٦٤) و در ١٣٦٥ ش به بخش جویم تبدیل شد (ایران. وزارت كشور. معاونت سیاسی، ١٣٨١ ش، ذیل «استان فارس»).
بخش جویم دارای آبادیهای قدیمی است، از جمله آبادی كاریان در شصت كیلومتری جنوب غربی شهر جویم و آبادی بَهْرُویه در یك كیلومتری جنوبغربی جویم در ارتفاع ٨٣٠ متری. بهرویه، كه هماكنون خالی از سكنه است، در دوره صفوی (ح ٩٠٦ـ ١١٣٥)، با ضبط بیهری، شهر كوچكی معرفی شده كه دارای كاروانسرایی زیبا و تازهساخت بوده است. این شهر را شاه عباس كبیر (حك: ٩٩٦ـ ١٠٣٨) از گبرها گرفته و آنها را مجبور به قبول دین اسلام كرده بود (تاورنیه، ج ٢، ص ٣٢٥). از آثار تاریخی آن در دوره صفوی است: كاروانسرای بهرویه كه در ١٠٨٥، ساخته شد و از آن فقط دو برج نیمه ویرانه و حلقهای چاه باقی مانده است؛ و قلعه بهرویه با دو برج، بركه، جوی آب و چاه (تقوی، ص ٤٢٨، ٤٧٣). در دوره قاجار (حك: ١٢١٠ـ١٣٤٤) شخصی به نام حشمتالممالك شیرازی این قلعه را در تصرف داشت و تا چند دهه پیش، این قلعه رعیتنشین بود (تقوی، ص ٤٦٨). اعتمادالسلطنه در دوره ناصری (١٢٦٤ ـ ١٣١٣)، بهرویه را «قریه» خوانده است (ج ٤، ص ٢٢٩٤).
از جمله آثار باستانی و تاریخی بخش جویم اینهاست: قلعه كریمی، احتمالاً متعلق به دوره پیش از اسلام، در حدود سه كیلومتری شهر جویم، دارای حصارهای سنگی، دروازه، آبانبار و چاهی به عمق ٣٥٠ متر؛ قلعه بل، در یك كیلومتری مشرق قلعه كریمی، كه آثار برج و بارو و دو حلقه چاه و چند اتاقكِ آن به جامانده است؛ مجموعهای از آثار باستانی در آبادی رحمتآباد، در نوزده كیلومتری شمالغربی شهر جویم، مشتمل بر تخت كیقباد و عمارت منسوب به او،تخت كیخسرو و عمارت منسوب به او كه سه طبقه است؛ قلعه گبری در آبادی احمدْ محمودی، در ٦٨ كیلومتری مغرب جویم؛ قلعه ماه فرخان یا نقارهخانه، متعلق به دوره پیش از اسلام، دارای دو برج، سه بارو، یك گنبدخانه و یك غار واقع در آبادی حسنآباد/ حسنآباد جویم، در ٢١ كیلومتری جنوب شهر جویم؛ قلعه منصورآباد واقع در آبادیای به همین نام در دهستان جویم؛ كاروانسرای شاهعباسی و بركهای متعلق به ١٠٣٦ و حمامی متعلق به اواخر دوره قاجار در آبادی حسنآباد؛ كاروانسرای مُوْزار در آبادیای به همین نام، در هجده كیلومتری مغرب جویم، متعلق به دوره صفوی؛ حمامی قدیمی در آبادی فرشتهجان، در پنج كیلومتری جنوبغربی جویم، و حمام قدیمی دیگری در آبادی قطبآباد، در یك كیلومتری جنوبشرقی جویم؛ و گنبدخانه سیدمرتضی متعلق به دوره سلجوقیان واقع در آبادی هرم، در ٦٥ كیلومتری جنوبغربی جویم (تقوی، ص ٤٦٣ـ ٤٦٨، ٤٧٠، ٤٧٥، ٤٧٧ـ٤٧٩، ٤٨٤).
٢) شهر جویم ، مركز بخش جویم، در ارتفاع ٨٣٥ متری، در ٧٢ كیلومتری جنوبشرقی شهر جهرم قرار دارد. آب و هوای آن گرم و خشك است.
در ١٣٧٥ ش، جمعیت شهر ٩٤٥ ، ٥ تن ضبط شده است (مركز آمار ایران، ١٣٧٦ ش ب، همانجا). جویم در اردیبهشت ١٣٧٢ شهر شد (ایران. وزارت كشور. معاونت سیاسی، ١٣٨٢ ش، ذیل «استان فارس»).
از جمله آثار تاریخی شهر جویم اینهاست: بقایای دو قلعه متعلق به سده هفتم در جنوبغربی شهر،به نامهای شاه سیفالدین و شاهقطبالدین، كه هر دو قلعه و نیز حصار و باروهای شهر در زمینلرزه ٨٤٤ ویران شدند؛ دو كاروانسرا در مركز شهر، یكی به نام خواجهابوالحسن (احداث در ١٢٠٠) و دیگری به نام شترخانه، كه ظاهراً متعلق به اواخر دوره زندیه است؛ كاروانسرای صفیقلی كه در ١٠٩٣ احداث شده است؛ حمام خضر، كه در ١٠٨٥ احداث شد؛ خنكخانه صفی كه تا اواخر دوره قاجار هم كاربرد داشته و گویا این مكان، با نقبی،به حمام خضر متصل میشده است؛ مسجدجامع جویم كه در ١٠٩٧ احداث شده است. این مسجد منبری سنگی با دوازده پله دارد و صندوق سنگی متعلق به اوایل سده هشتم، كه احمد جویمی (رجوع کنید به ادامه مقاله) آن را ساخته است، در آن نگهداری میشود (تقوی، ص ٣٦١، ٤٦٨، ٤٧١ـ٤٧٣، ٤٧٦ـ ٤٧٧، ٤٨٤ـ٤٨٥).
پیشینه. واژه جویم را مركّب از «جو» بهمعنای جویبار و «یم» بهمعنای دریا دانستهاند. همچنین گفته شده است كه شاید یم تغییر یافته نام جَم، پادشاه اساطیری، باشد (تقوی، ص ٥١). نام جویم در منابع متقدم به صورتهای جویمِ ابیاحمد، جویمِ ابواحمد، گویم، خونم و حوتم آمده است (رجوع کنید به ابنخرداذبه، ص ٤٦، پانویس؛
مقدسی، ص ٣٠؛
حمداللّه مستوفی، ص ١٣٤؛
نیز رجوع کنید به فسائی، ج ١، ص ٢٨٥). ظاهراً، ابواحمد یا ابیاحمد از نام ابواحمد هجربن احمد گرفته شده كه در سده چهارم مدتی حاكم جویم بوده است (رجوع کنید به تقوی، ص ٢٢٣). جویم در نقشههای دوره قاجار، ژیوم ضبط شده است. امروزه اهالی محل آن را جییم تلفظ میكنند (همان، ص ٥٢).
در سده سوم، جویم از رستاقهای كوره دارابگرد ذكر شده است (ابنفقیه، ص ٢٠٣؛
ابن خرداذبه، ص ٤٦). این جویم را نباید با جویم دیگری كه در نزدیكی شیراز و جزو كوره اردشیر خُرَّه بوده است، یكی دانست. در اواسط سده چهارم، اصطخری (ص ١٠٧) در ذكر نواحی دارابگرد، از ناحیه جویم و شهر جویم یاد كرده است. در اواخر همین قرن، مقدسی (ص ٤٢٣، ٤٢٨، ٤٥٤) رستاق جویم را از توابع خَسُو و شهر جویم را از شهرهای بزرگ دانسته است كه آب آشامیدنی آن از قنات و نهر كوچكی در كنار بازار تأمین میشود و در وسط شهر آبانبار زیبایی قرار دارد. جاده دارابگرد ــ سیراف از جویم میگذشت (همان، ص ٤٥٤). ابنبلخی در قرن ششم قلعه سمیران را قلعهای استوار در نزدیكی جویم ذكر كرده و نوشته است كه شهر از ناحیه ایراهستان، دارای جامع و منبر، با مردمی جنگاور است و هوای آن گرم و محصولات آن خرما و كرباس و غله است (ص ١٣٢، ١٥٩). وی از چراگاه جویم، با نام مَرغِ بهمن، با طول و عرض یك فرسخ یاد كرده و آن را جزو ناحیه شیراز دانسته است (ص ١٥٥)؛
ازاینرو، تصور میشود كه منظور از جویم، ولایت اردشیر خُرَّه بوده است (قس حمداللّه مستوفی، ص ١٣٥، كه مَرغِ بهمن را در حدود جویم ابیاحمد ذكر كرده است).
در زمان ارغون خان (٦٨٣ ـ ٦٩٠)، حكومت ایراهستان و گرمسیرات فارس، از جمله لار و سیراف و جویم، در دست امیرابودُلَف جاتی بود (وصافالحضره، ص ١٧٤ـ ١٧٥).
از ١٢٠٠ تا ١٢٥٦، كریمخان بیدشهری حاكم بلوك جویم و بیدشهر بود (فسائی، ج ٢، ص ١٢٦٩).
در دوره ناصری، جویم به همراه بیدشهر بلوكی را تشكیل میداد كه ٢٢ قریه داشت و قریه جویم، حاكمنشین این بلوك، بود (اعتمادالسلطنه، ج ٤، ص ٢٢٩٣ـ٢٢٩٤). به نوشته فسائی (ج ٢، ١٢٦٨ـ١٢٦٩) حاكمان بلوك جویم را آقایان جویمی میخوانند. سدیدالسلطنه (متوفی ١٣٢٠، ص ٢١٩) آن را قریهای معتبر، دارای چهار كاروانسرا و یك قلعه محكم معرفی كرده است.
از جمله بزرگان جویم بودهاند: ابوسعد محمدبن عبدالجبار المقری معروف به جویمی، استاد قرآن (متوفی پیش از سده هفتم)؛
ابوعبداللّه محمدبن ابراهیم جویمی و ابوبكر عبدالعزیزبن عمر جویمی، هر دو محدّث، و درگذشته پیش از سده هفتم (یاقوت حموی، ذیل مادّه)؛
شیخحیدر جویمی یا شیخحیدر مرتضوی جویمی (متوفی ٦٠٦)، عارف؛
و شیخیوسف جویمی، عارفی كه در حدود ٧٨٠ درگذشت (جنید شیرازی، ص ١٠٠، ١٣٠؛
نیز رجوع کنید به فسائی، ج ٢، ص ١٢٦٩).
منابع:
(١) ابنبلخی؛
(٢) ابنخرداذبه؛
(٣) ابنفقیه؛
(٤) اصطخری؛
(٥) اعتمادالسلطنه؛
(٦) ایران. قوانین و احكام، مجموعه قوانین سال ١٣١٦، تهران: روزنامه رسمی كشور شاهنشاهی ایران، [? ١٣١٦ ش]؛
(٧) همو، مجموعه قوانین و مقررات مربوط به وزارت كشور: از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی تا پایان سال ١٣٦٩، تهران ١٣٧٠ ش؛
(٨) ایران. وزارت كشور، فهرست واحدهای تقسیمات كشوری تا پایان شهریور ماه ١٣٦٥، تهران ١٣٦٥ ش؛
(٩) ایران. وزارت كشور. اداره كل آمار و ثبت احوال، كتاب جغرافیا و اسامی دهات كشور، ج ٢، تهران ١٣٢٩ ش؛
(١٠) ایران. وزارت كشور. معاونت سیاسی. دفتر تقسیمات كشوری، نشریه اسامی عناصر و واحدهای تقسیماتی ( به همراه مراكز )، تهران ١٣٨٢ ش؛
(١١) همان، ١٣٨٤ ش؛
(١٢) همو، نشریه تاریخ تأسیس عناصر تقسیماتی به همراه شماره مصوبات آن، تهران ١٣٨١ ش؛
(١٣) كرامتاللّه تقوی، جغرافیای عمومی بخش جویم ، شیراز ١٣٧٦ ش؛
(١٤) عباس جعفری، گیتاشناسی ایران، تهران ١٣٦٨ـ١٣٧٩ ش؛
(١٥) جنیدبن محمود جنید شیرازی، شدّ الازار فی حطّ الاوزار عن زوّارالمزار، چاپ محمد قزوینی و عباس اقبال آشتیانی، تهران ١٣٦٦ ش؛
(١٦) حمداللّه مستوفی، نزهه القلوب ؛
(١٧) محمدعلی سدیدالسلطنه، بندرعباس و خلیجفارس = اعلام الناس فی احوال بندرعباس، چاپ احمد اقتداری و علی ستایش، تهران ١٣٦٣ ش؛
(١٨) فرهنگ جغرافیائی آبادیهای كشور جمهوری اسلامی ایران ، ج ١١٢: جهرم، تهران : سازمان جغرافیائی نیروهای مسلح، ١٣٦٩ ش؛
(١٩) حسنبن حسن فسائی، فارسنامه ناصری، چاپ منصور رستگار فسائی، تهران ١٣٦٧ ش؛
(٢٠) مركز آمار ایران، سرشماری اجتماعی ـ اقتصادی عشایر كوچنده ١٣٧٧: جمعیت عشایری دهستانها، كل كشور، تهران ١٣٧٨ ش؛
(٢١) همو، سرشماری عمومی نفوس و مسكن ١٣٧٥: شناسنامه آبادیهای كشور، استان فارس، شهرستان لار، تهران ١٣٧٦ ش الف ؛
(٢٢) همو، سرشماری عمومی نفوس و مسكن ١٣٧٥: نتایج تفصیلی كل كشور ، تهران ١٣٧٦ ش ب ؛
(٢٣) مقدسی؛
(٢٤) نقشه تقسیمات كشوری جمهوری اسلامی ایران ، مقیاس ٠٠٠ ، ٥٠٠ ،٢: ١، تهران: سازمان نقشهبرداری كشور، ١٣٨٣ ش؛
(٢٥) نقشه جمهوری اسلامی ایران: بر اساس تقسیمات كشوری، مقیاس ٠٠٠ ، ٦٠٠ ، ١:١، تهران: گیتاشناسی، ١٣٨٣ ش؛
(٢٦) نقشه عملیات مشترك (زمینی): جهرم، مقیاس ٠٠٠ ، ٢٥٠: ١، تهران: اداره جغرافیائی ارتش، ١٣٦٧ ش؛
(٢٧) عبداللّهبن فضلاللّه وصّاف الحضره، تاریخ وصّاف ، چاپ سنگی بمبئی ١٢٦٩؛
(٢٨) یاقوت حموی؛
(٢٩) Jean-Baptiste Tavernier, Les six voyages de Turquie et de Perse, Introduction et notes de Stephane Yerasimos, Paris ١٩٨١.
/ صنوبر منصوری /
تصاویر این مدخل:
کاروانسرای خواجه ابوالحسن (احداث در ١٢٠٠) منبع: اداره میراث فرهنگی و گردشگری لارستان