دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٢٢٦
جوهرالنَّضید فی شرح منطقالتجرید ، كتابی در منطق به عربی، تألیف علامه حلّی *، در شرحِ بخش منطق كتاب تجرید خواجهنصیرالدین طوسی*. منطق تجرید یك دوره كامل و بسیار مختصر در منطق است و علامه حلّی بهسبب همین اختصار ــ كه موجب دشواری در فهم عبارات آن شده ــ و نیز به جهت احتوای كتاب بر مباحث ارزنده، به شرح آن پرداخته است (علامه حلّی، ١٣٨٤ ش، ص ٢٠).
منطق تجرید و شرح آن ( الجوهرالنّضید ) مشتمل بر نُه فصل است: ١) در باره مدخل منطق، شامل مباحثی از قبیل دلالت الفاظ، اقسام حمل و كلیات خمس؛ ٢) در باره مقولات، كه در آن از اقسام تقدم و تأخر نیز بحث میشود؛ ٣) در باره قضایا، شامل مباحثی در باره اجزای قضیه، اقسام آن، مناط صدق در قضایا، تلازم شرطیات، جهات قضایا، تناقض و عكس؛ ٤) در باره قیاس، كه از مباحثی همچون اقسام قیاس، اشكال چهارگانه قیاس اقترانی، شرایط انتاج آن، قیاس اقترانی شرطی، قیاس استثنایی و لواحق آن بحث میكند؛ ٥) برهان وحد، كه در آن اقسام «مطالب» (پرسشهای سهگانه ما، هل و لِمَ)، مبادی برهان، شرایط مقدمات برهان، احوال علوم، اقسام حد و مشاركت حد و برهان مطرح میشود؛ ٦) جدل، شامل مباحثی چون مبادی جدل، مادّه و صورت و مواضع آن؛ ٧) مغالطه، كه در آن مواد مغالطه و اسباب آن بیان میشود؛ ٨) در باره خطابه؛ ٩) شعر.
الجوهرالنّضید به سبك «قال» و «اقول» نگاشته شده و دارای ویژگیهای شروح انتقادی، تحلیلی و توضیحی است. نویسنده آن از اقوال بزرگان فن منطق، همانند ارسطو (رجوع کنید به علامه حلّی، ١٣٨٤ ش، ص ٣٥٢، ٣٩٨، ٤٠٦، ٤٣٨) و ابنسینا (همان، ص ٣٨ـ٣٩، ٥٩، ٦٢، ٢٥١)، استفاده كرده و در برخی موارد (رجوع کنید به همان، ص ٣٣، ٤٤، ٥٠، ٦٨، ٣٠٠) خواننده را به كتاب الاسرارالخَفیه (اثر دیگری از علامه حلّی) ارجاع داده است.
خواجهنصیرالدین طوسی منطق تجرید را مطابق با ساختار بخش منطق كتاب شفاء ابنسینا و به روش ارسطویی نگاشته و از اینرو، در آن به بحث در باره مقولات پرداخته و دلیل این كار را نیاز منطقی به بحث مقولات در مباحث حدود و اكتساب آن دانسته است (رجوع کنید به ابنسینا، ١٤٠٣، ج ١، ص ٨٣ ـ٨٤، شرح نصیرالدین طوسی). علامه حلّی نیز، به تبعیت از او، در الجوهرالنّضید (١٣٨٤ ش، ص ٤٩ـ٦٤) مقولات را شرح كرده و از صناعات خمس به تفصیل سخن گفته و حد و رسم را در بخش فن برهان مطرح كرده است، در حالی كه در آثار منطقی دیگرش (مانند بخش منطق الاسرار الخفیه، و القواعدالجَلیه)، به پیروی از روش ابوعلیسینا در منطق اشارات، بحث مقولات را از مباحث فلسفی دانسته و آن را از منطق به فلسفه منتقل كرده است (نیز رجوع کنید به ابنسینا، ١٤٠٥، ج ١، فن ٢، مقدمه مدكور، ص ٨؛ ملكشاهی، ج ٢، ص ١٩ـ٢٠). وی از صناعات خمس تنها به طرح برهان و مغالطه اكتفا كرده و پس از طرح كلیات خمس، حد و رسم را از فن برهان به مبحث تصورات منتقل كرده است. بنابراین، باب معرِّف (مباحث مربوط به تعریف) را قبل از باب حجت (مباحث مربوط به استدلال) آورده است (رجوع کنید به ملكشاهی، ج ٢، ص ٢٢).
ایجاز، اشتمال بر تمامی بخشها و ابواب منطق، و اجتناب از طرح آرای گوناگون بهطور گسترده، موجب گردید كه منطق تجرید، به منزله متن آموزشی مناسب، مورد توجه قرار گیرد، چنانكه متأخران در كتابهای آموزشی خود دقیقاً مطالبی را از آن نقل كردهاند (برای نمونه رجوع کنید به صدرالدین شیرازی، ١٣٧٨ ش، ص ٥٣). وجود نسخههای متعدد الجوهرالنّضید(رجوع کنید به حسینی اشكوری، ج ١، ص ١٥٣، ج ١٢، ص ٢٦٨، ج ١٥، ص ٢٩٣؛ فاضل، ج ١، ص ٨١؛ حجتی، ص٥١٠؛ عربزاده، ص ٢٣١؛ ولائی، ج ١١، ص ٤٣٩ـ٤٤٠) و نیز چاپهای مكرر آن (رجوع کنید به ادامه مقاله)، نشان میدهد كه این كتاب یكی از رایجترین متون درسی منطق بوده و حكیمان متأخر و مدرسان معاصر نیز از آن استقبال شایانی كردهاند.
الجوهرالنّضید از جهاتی با دیگر آثار منطقی علامه حلّی (مستقل یا غیرمستقل) متفاوت است، از جمله اینكه چون تفصیل زیاد و اجمال بیش از حد ندارد، از دیگر آثار منطقی علامه حلّی ممتاز و متمایز است (علامه حلّی، ١٣٨٤ ش، همان مقدمه، ص ١٤). علامه حلّی در الجوهرالنّضید مباحثی مانند نسبتهای چهارگانه بین مفاهیم، كلی طبیعی، كلی منطقی و كلیعقلی، قضایای سهگانه (خارجیه، ذهنیه، حقیقیه) و تحلیل ساختار معنایی قضیه (= تحقیق محصورات) را مطرح نكرده، اما در القواعدالجَلیه (ص ٢٢٢ـ٢٢٤، ٢٥٤ـ ٢٥٥) و الاسرار الخَفیه (ص ٢٣ ـ ٢٤، ٦١ـ٦٣) آنها را آورده است. همچنین مباحثی همچون مقولات و تناقض در شرطیات را در الجوهرالنّضید (١٣٨٤ ش، ص ٤٩ـ٦٤، ١٣٤) مطرح كرده، اما در سایر آثار منطقیاش آنها را ذكر نكرده است.
در منطق تجرید از ماهیت منطق و موضوع آن بحث نشده، اما شارح در الجوهرالنّضید (١٣٨٤ ش، ص ٢٢) بهطور مختصر به بیان آن پرداخته است. علامه حلّی در این اثر برخلاف نظر خواجه، به این موارد قائل است:
١) قضایای طبیعیه در زمره قضایای مهمله نیستند. خواجه نصیرالدینطوسی چون قضایای طبیعیه را مستقل از قضایای مهمله ندانسته، در منطق تجرید از آنها نامی نبرده است. علامه حلّی (١٣٨٤ ش، ص ٩٦) علاوه بر قضیه طبیعیه در باره قضیه عامه نیز سخن گفته است و طرح آن از نوآوریهای وی به شمار میآید. گفتنی است آنچه را كه كاتبی قزوینی، متكلم و منطقدان (متوفی ٤٩٣؛ ص ٢٥١ـ٢٥٢)، قضیه طبیعیه تلقی كرده، علامه حلّی (همانجا) قضیه عامه دانسته است. ٢) در قضایای شخصیه تضاد قابل تحقق است (همان، ص ١٢٦). ٣) نفی اخذ علل در حدود (همان، ص ٣٤٣). ٤) نتایج قیاس مشتمل بر دو مقدمه منفصله مانعهالجمع است (همان، ص٢٥٠). ٥) دلالت لفظ بر معنا تابع اراده و قصد گوینده نیست (همان، ص ٢٦؛ همو، ١٤١٧، ص ١٩٦)؛ ٦) نفی شرطِ تعلقِ ایجاب و سلب، به لزوم و شرطِ صدقِ مقدّم، در سالبه اتفاقیه، در تلازم شرطیات (همو، ١٣٨٤ ش، ص ٨٨ ـ٨٩)؛ ٧) نحوه ترتیب مطالب (پرسشهای ما، هل، لِمَ؛ همان، ص ٣٠٨).
علامه حلّی در الجوهرالنّضید همچنین بر خلاف آرای منطقی برخی از اندیشمندان (برای نمونه رجوع کنید به ابنسینا، ١٣٦٤ ش، ص ٢٧ـ ٢٨؛ بهمنیاربن مرزبان، ص ٥٥؛ كاتبی قزوینی، ص ٢٥٧) نظریاتی دارد كه برخی از آنها عبارتاند از: ١) اعم بودن سالبه نسبت به موجبه معدوله، اعتباری است نه بر حسب موضوع (علامه حلّی، ١٣٨٤ ش، ص ٩٥؛ نیز رجوع کنید به همو، ١٤١٧، ص ٢٥٨؛ صدرالدین شیرازی، ١٩٨١، سفر ١، ج ١، ص٣٧٠ـ ٣٧٢)؛ با این بیان كه تفاوت قضیه موجبه و سالبه در باب موضوع و اخصیت موجبه از سالبه بدینسبب است كه در سالبه میتوانیم از موضوع غیرثابت از آن جهت كه غیرثابت است، امری را سلب كنیم، اما قضیه موجبه ــ اگرچه میتواند موضوع ثابت داشته باشد ــ نمیتوان بر موضوع ثابت یا غیرثابت از آن جهت كه غیرثابت است حكمی نمود بلكه از آن جهت كه ثابت است ــ اگرچه این ثبوت ذهنی باشد ــ حكمپذیر است. بنابراین، اعمّیت سالبه به اعتبار حیثیت است نه به اعتبار وجود یا عدم موضوع. ٢) همه شرایط هشتگانه تناقض، متعلق به موضوع و محمول است و ارجاع برخی شروط به موضوع و اختصاص بعضی دیگر به محمولْ باطل است (علامه حلّی، ١٣٨٤ ش، ص ١٢٤ـ ١٢٥؛ نیز رجوع کنید به همو، ١٤١٧، ص٢٩٠ـ٢٩٢). علامه حلّی (١٣٨٤ ش، ص ٣٣٧) همانند خواجهنصیر طوسی و ابنسینا (١٤٠٣، ج ١، ص ٩٥) از ذكر لفظ «كوتاه» در تعریف حد (= گفتار كوتاه دالّ بر ماهیت شیء) انتقاد و آن را حذف كرده است و بر خلاف بوعلی (همانجا)، برای رفع ابهام از واژه «دالّ» و ارائه تعریفی مانع برای حد، قید بالذات را به تعریف حد افزوده است. ٣) موضوع منطق معقولات ثانیه است (علامه حلّی، ١٣٨٤ ش، ص ٢٢). وی در اینجا هیچ قیدی برای معقولات ثانیه قائل نشده، در حالیكه ابنسینا (١٤٠٤، ص ١٦٧ـ ١٦٨) معقولات ثانیه را، مشروط به اینكه ما را از معلوم به مجهول هدایت كنند، موضوع منطق دانسته است. برخی بر نظر علامه حلّی و همفكرانش در این باره اشكال وارد كردهاند (برای نمونه رجوع کنید به سبزواری، ج ١، ص٦٠ـ٦٢، تعلیقات حسن زاده آملی). علامه حلّی (١٣٨٤ ش، ص ٥٧) در مباحث فلسفیای كه بهتبع بحث مقولات در الجوهرالنّضید مطرح میشود، حركت در جوهر را انكار كرده است.
الجوهرالنّضید، بر اساس نسخههای متعدد و با توضیحات فارسی محسن بیدارفر، در ١٣٨١ و ١٣٨٤ ش در قم به چاپ رسید (برای آگاهی از چاپهای دیگررجوع کنید به آقابزرگ طهرانی، ١٤٠٣، ج ٥، ص٢٩٠؛ كدیور و نوری، ج ٢، ص ١٥٦٩). منوچهر صانعی درهبیدی آن را به فارسی ترجمه و در ١٣٧٠ ش در تهران چاپ كرد.
منابع:
(١) آقابزرگ طهرانی؛
(٢) همو، طبقات اعلامالشیعه: احیاء الداثر منالقرن العاشر، چاپ علی نقی منزوی، تهران ١٣٦٦ ش؛
(٣) ابنسینا، الاشارات و التنبیهات، معالشرح لنصیرالدین طوسی و شرح الشرح لقطبالدین رازی، تهران ١٤٠٣؛
(٤) همو، التعلیقات، چاپ عبدالرحمان بدوی، قم ١٤٠٤؛
(٥) همو، الشفاء، المنطق، ج ١، الفنالثانی: المقولات، چاپ ابراهیم مدكور و دیگران، قاهره ١٣٧٨/١٩٥٩، چاپ افست قم ١٤٠٥؛
(٦) همو، النجاه منالغرق فی بحر الضلالات، چاپ محمد تقی دانشپژوه، تهران ١٣٦٤ ش؛
(٧) حسن امین، مستدركات اعیان الشیعه، بیروت ١٤٠٨ـ ١٤١٦/ ١٩٨٧ـ١٩٩٦؛
(٨) محسن امین، اعیان الشیعه، چاپ حسن امین، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٩) بهمنیاربن مرزبان، التحصیل، چاپ مرتضی مطهری، تهران ١٣٧٥ ش؛
(١٠) محمدباقر حجتی، فهرست نسخههای خطی كتابخانه دانشكده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران، تهران١٣٤٥ ش؛
(١١) احمد حسینی اشكوری، فهرست نسخههای خطی كتابخانه عمومی حضرت آیه اللّه العظمی مرعشی نجفی، قم ١٣٥٤ـ١٣٧٦ ش؛
(١٢) هادیبن مهدی سبزواری، شرحالمنظومه، چاپ حسن حسنزاده آملی، تهران ١٤١٦ـ١٤٢٢؛
(١٣) محمدبن ابراهیم صدرالدین شیرازی، التنقیح فی المنطق، چاپ غلامرضا یاسیپور، تهران ١٣٧٨ ش؛
(١٤) همو، الحكمه المتعالیه فیالاسفار العقلیه الاربعه، بیروت١٩٨١؛
١٥- ابوالفضل عربزاده، فهرست نسخههای خطی كتابخانه آیه اللّه العظمی گلپایگانی، قم ١٣٧٨ ش؛
(١٦) حسنبن یوسف علامه حلّی، الاسرار الخفیه فیالعلوم العقلیه، قم ١٣٧٩ ش؛
(١٧) همو، الجوهرالنضید فی شرح منطقالتجرید، [قم] ١٣٦٣ ش؛
(١٨) همان، چاپ محسن بیدارفر، قم ١٣٨٤ ش؛
(١٩) همو، القواعد الجلیه فی شرح الرساله الشمسیه، چاپ فارس حسون تبریزیان، قم ١٤١٧؛
(٢٠) محمود فاضل، فهرست نسخههای خطی كتابخانه دانشكده الهیات و معارف اسلامی مشهد، ج ١، مشهد ١٣٥٥ ش؛
(٢١) علیبن عمر كاتبی قزوینی، الرساله الشمسیه، ضمن القواعد الجلیه فی شرح الرساله الشمسیه از حسنبن یوسف علامه حلّی، همان؛
(٢٢) محسن كدیور و محمد نوری، مأخذ شناسیعلوم عقلی: منابع چاپی علوم عقلی از ابتداء تا ١٣٧٥، تهران ١٣٧٩ ش؛
٢٣- حسن ملكشاهی، ترجمه و شرح اشارات و تنبیهات ابنسینا، تهران ١٣٦٣ـ١٣٦٧ ش؛
(٢٤) مهدی ولائی، فهرست كتب خطی كتابخانه مركزی آستان قدس رضوی، ج ١١، مشهد ١٣٦٤ ش.
/ عبداللّه صلواتی /