دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٢١٦
جوناگَره ، بخش و شهری در ایالت گجرات در مغربهند.
نام جوناگره در منابع به صورتهایی چون جونِهگده (فرشته، ج ١، ص ١٤٣)، جونهگره (خافیخان نظامالملكی، ج ١، ص ١٨٧)، چوناگده (صمصامالدوله شاهنوازخان، ج ٣، ص ١٠٢)، جونگر (جهانگیر، ص ١٠٧) و چوتاكره (تتوی و همكاران، ص ٢٠٧) ضبط شده است.
در زبان گجراتی جونه بهمعنای كهنه و گده بهمعنای قلعه و جوناگره بهمعنای قلعه كهنه است. قلعه جوناگره، اوپَركوت، بر دامنه غربی كوه كرنار كوهیچه واقع بود و سه دروازه شرقی، غربی و شمالی داشت (علیمحمدخان بهادر، ص ١٨٨).
بخش جوناگره، به مركزیت شهر جوناگره، در جنوبغربی ایالت گجرات *قرار دارد. رود بهادر(بادر) بزرگترین رود بخش است كه با شعباتش زمینهای بخش را آبیاری میكند. همچنین رودهای ساراسواتی (رود مقدّس هند) و پربهاس پاتن نیز در این بخش جاری است (< فرهنگ جغرافیایی سلطنتی هند>، ج ١٤، ص ٢٣٦؛
< اطلس جهان تایمز>، نقشه ٢٩).
آب و هوای آن استوایی است. میانگین بارندگی سالانه آن ٨٤٤ میلیمتر است (جانسون، ذیل "Junagadh" ).
از شهرهای مهم آن جتپور، دوراجی، ویراوَل، پاتَن و پوربندر است. پوربندر، به سبب تولید ابریشم مصنوعی مرغوب و تولید چوب، سیمان، سنگ مرمر و نساجی كتان،و نیز به سبب آنكه زادگاه مهاتما گاندی و بندری قدیمی برای رفتوآمد به مشرق افریقا بوده، بسیار مهم و مشهور است ( < فرهنگ جغرافیایی سلطنتی هند >، همانجا؛
جانسون، ذیل "Junagadh"، "Porbandar" ).
شهر جوناگره، واقع در حدود یكصد كیلومتری جنوبغربی شهر راجكوت و در حدود ١٣٠ كیلومتری مشرق پوربندر، از تماشاییترین شهرهای هند است ( < فرهنگ جغرافیایی سلطنتی هند >، ج ١٤، ص ٢٣٨) كه در دامنه كوه مقدّس گِرنار و تپه مارداتار قرار دارد. شاخهای از رود بهادر از جنوب شهر میگذرد. این شهر دارای آب و هوای گرم و مرطوب استوایی است (همان، ج ١٤، ص ٢٣٧؛
< اطلس ایالتهای هند >، ص ١٤؛
جانسون، ذیل "Junagadh" ).
در اوایل قرن بیستم بیش از نصف جمعیت، هندو و بقیه مسلمان و تعداد كمی نیز پیرو آیین جین بودند ( < فرهنگ جغرافیایی سلطنتی هند >، ج ١٤، ص ٢٣٨). راهآهن سومنات ـ جامنگر از میان شهر میگذرد.
از مهمترین آثار تاریخی آنجاست: قلعه اوپَركوت یا دژ قدیمی در شمالشرقی شهر؛
معبد مخروبه سومنات، كه مورد احترام هندوهاست، و فرمان حك شده آشوكا بر صخره آشوكا، متعلق به سده سوم پیش از میلاد. این شهر به سبب داشتن مساجد و معابد تاریخی مورد توجه مسلمانان، اقوام بودایی، هندو و جین است. مقبره مهابت و موزه دوربارهل نیز از آثار تاریخی آنجاست (همان، ج ١٤، ص ٢٣٧ـ ٢٣٨؛
جانسون، همانجا؛
< نقشههای هند >، ٢٠٠٦).
قبل از اسلام، جوناگره بخشی از قلمرو سلسله موریا، باكتریان و یونانیان بود و مركز حكومت آنها، جوناگره بود؛
با كشف سكههای یونانی آپولودوتوس در بهادرداو این موضوع ثابت شده است ( د. اسلام، چاپ دوم، ذیل مادّه).
پس از اسلام، نخستینبار در اوایل قرن پنجم به جوناگره اشاره و گفته شده كه ولایت جوناگره، جزو پَرگناتِ سورتِ جدید در صوبه گجرات است (فرشته، ج ٢، ص ١١٤). در ٤١٦ سلطانمحمود غزنوی با حمله به هند دژ مستحكم جوناگره را گرفت و در پایین آن قلعهای از سنگ ساخت. او پس از فتح سومنات *، یكی از هندوان قوم دابِشلیم را حاكم ولایت جوناگره كرد و قرار شد كه او هر سال به خزانه محمود در غزنین باج و خراج بپردازد (میرخواند، ج٤، ص ١١٨ـ١٢٠؛
علاّ می، ١٨٩٢ـ ١٨٩٣، ج ٢، ص ١١٤ـ١١٧؛
فرشته، ج ١، ص ٣٢ـ٣٤؛
نیز رجوع کنید به خافیخان نظامالملكی، ج ٣، ص ٦). ظاهراً در اواسط قرن هشتم به جوناگره، كرنال میگفتند (رجوع کنید به بكری، ص٢٨٠). در ٧٥٢، سلطان محمدبن تغلق جوناگره را تسخیر كرد (فرشته، ج ١، ص ١٤٣؛
قس بكری، ص ٤٨:٧٥١).
جوناگره تا ٨٦٣، ایالتی راجپوتنشین و تحت حاكمیت راجپوتهای قبیله چوداسما بود. در این سال، حاكم گجرات، سلطان محمود بیگرا، جوناگره را ضمیمه قلمرو خویش ساخت. محمود بیگرا در ٨٧١ و ٨٧٢ و ٨٧٥ شورشهای راجپوتهای جوناگره را سركوب و قلعه را محاصره كرد. با طولانی شدن محاصره، مردم قلعه از او امان خواستند. سرانجام، بعد از ١٩٠٠ سال، قلعه جوناگره از تصرف هندوها بیرون آمد. تمام ساكنان به كوه كرنال پناه بردند و مسلمانان قلعه را تصرف كردند. جوناگره مدتی مصطفیآباد نامیده شد و مساجد و اماكنی در آن بنا گردید، اما این نام چندان نپایید (تتوی و همكاران، ص ٢٠٧؛
علیمحمدخان بهادر، ج ١، ص٦٠ـ٦٢؛
< فرهنگ جغرافیایی سلطنتی هند >، ج ١٤، ص ٢٣٩). به نوشته خافیخان (ج ١، ص ١٩٥)،در دوره حكومت اكبر شاه (حك: ٩٦٣ـ١٠١٤) جوناگره وابسته به دهلی و تحت حكومت مغول در گجرات و ملكی در كنار رودشور بود. در آغاز قرن یازدهم جوناگره تحت حاكمیت سلاطین گجرات بود (بداؤنی، ج ٢، ص ٢٧١)، سپس جزو قلمرو بابریان*شد (رجوع کنید به علاّ می، ١٨٧٧ـ١٨٨٦، ج ٣، ص٦٢٠). با شروع حكومت اورنگزیب (حك: ١٠٦٨ـ ١١١٨)، به دستور او قطبالدین خویشگی همراه با برادر بزرگ خود، شمسالدین، فوجدار*جوناگره شد. با درگیری دو برادر، شمسالدین به دستور اورنگزیب به دكن رفت و قطبالدین فوجدار جوناگره و صوبهدار گجرات گردید (خافیخان نظامالملكی، ج ٢، ص ١٢٩؛
صمصامالدوله شاهنوازخان، ج ٣، ص ١٠٢ـ١٠٣؛
بختاورخان، ج ١، ص ٦٦، پانویس ٥، ص ٢٣٥، ٢٨٣). پس از آن، دلیرخان به فوجداری جوناگره منصوب شد (علیمحمدخان بهادر، ج ١، ص ٢٩٢). در ١٠٨٣، قلعه جوناگره فروریخت و دوباره آن را تعمیر كردند (همان، ج ١، ص ٣٠٨). در ١١١٤ مغولان بهتدریج قدرت خود را در گجرات از دست دادند و شیرخان بابی، پسر صلابتخان (از فرماندهان مغول)، خود را وارث قانونی و حاكم جوناگره اعلام كرد ( < فرهنگ جغرافیایی سلطنتی هند >، ج ١٤، ص ٢٣٦ـ٢٣٧).
دولت بریتانیا برای اولین بار در ١٢٢٢/١٨٠٧ با حاكم جوناگره رابطه برقرار كرد و آنجا را تحت تسلط خود در آورد و به حاكم جوناگره لقب نواب داد (همان، ج ١٤، ص ٢٣٧).
جوناگره ضرابخانهای برای ضرب سكه داشت (همان، ج ١٤، ص ٢٣٧ـ ٢٣٨). محمد رسولخان (حك: ١٢٧١ـ١٢٩٠/ ١٨٩٢ـ ١٩١١) از فرمانروایان نوگرای جوناگره بود كه در دوره او دانشكده، كتابخانه، موزه، پرورشگاه، بیمارستان پیشرفته و كارخانهای برای آبرسانی در شهر تأسیس شد.او برای نگهداری كتیبههای تاریخی فرمانهای آشوكن و مرمت معبد سومنات نیز اقداماتی كرد. پس از مرگ وی، محمد مهابتخان، فرزند خردسالش، اداره ایالت جوناگره را به عهده گرفت. در ١٣٢٦ ش/١٩٤٧، هنگام استقلال هند، این ایالت اعلام كرد كه به پاكستان ملحق خواهد شد، اما با مخالفت دولت هند، نیروهای هند آن ایالت را به زور تصرف كردند و نواب جوناگره همراه با خانوادهاش به پاكستان پناهنده شد. مناقشه الحاق و اشغال جوناگره تا ١٣٤٩ ش/١٩٧٠ در دستور كار شورای امنیت سازمان ملل قرار داشت ( د. اسلام ، همانجا).
منابع:
(١) محمد بختاورخان، مرآه العالم: تاریخ اورنگزیب، چاپ ساجده س.علوی، لاهور ١٩٧٩؛
(٢) عبدالقادربن ملوكشاه بداؤنی، منتخب التواریخ، تصحیح احمدعلی صاحب، چاپ توفیق ه . سبحانی، تهران ١٣٧٩ـ١٣٨٠ ش؛
(٣) محمد معصوم بكری، تاریخ سند، المعروف به تاریخ معصومی، چاپ عمربن محمد داود پوته، بمبئی ١٩٣٨؛
(٤) احمدبن نصراللّه تتوی و همكاران، تاریخ الفی: تاریخ ایران و كشورهای همسایه در سالهای ٨٥٠ ـ٩٨٤ ه، چاپ علی آلداود، تهران ١٣٧٨ ش؛
(٥) جهانگیر، امپراتور هند، جهانگیرنامه [ یا( توزك جهانگیری، چاپ محمد هاشم، تهران ١٣٥٩ ش؛
(٦) محمدهاشم خافیخان نظامالملكی، منتخباللباب، كلكته ١٨٦٠ـ١٨٧٤؛
(٧) صمصامالدوله شاهنوازخان، مآثرالامرا، كلكته ١٨٨٨ـ١٨٩١؛
(٨) ابوالفضلبن مبارك علاّ می، آئین اكبری، چاپ سنگی لكهنو ١٨٩٢ـ١٨٩٣؛
(٩) همو، اكبرنامه، چاپ آغااحمد علی، كلكته ١٨٧٧ ـ ١٨٨٦؛
(١٠) علیمحمد خان بهادر دیوان گجرات، مرآت احمدی، چاپ عبدالكریمبن نور محمد و رحمه اللّه بن فتح محمد، چاپ سنگی بمبئی ١٣٠٦ـ١٣٠٧؛
(١١) محمدقاسمبن غلامعلی فرشته، تاریخ فرشته، یا، گلشن ابراهیمی، چاپ سنگی لكهنو ١٢٨١؛
(١٢) میرخواند؛
(١٣) نقشه راهنمای هند، مقیاس ٠٠٠ ، ٠٠٠ ٤، : ١، تهران: گیتاشناسی، )بیتا.]؛
(١٤) EI ٢, s.v. "Dj unagarh" (by A. S. Bazmee Ansari);
(١٥) The Imperial gazetteer of India , vol. ١٤, Oxford: Clarendon Press, ١٩٠٨, repr. New Delhi: Today & Tomorrow's Printers & Publishers, [n.d.(;
(١٦) B.L.C. Johnson, Geographical dictionary of India , New Delhi ٢٠٠٢;
Maps of India . )Online(. Available: http://www. mapsofindia. com/maps/gujarat/ junagadh. htm )٢٢ Nov. ٢٠٠٦];
Vincent A. Smith, The Oxford history of India , ed. Percival Spear, Oxford ١٩٥٨;
States atlas of India , ed. S. Muthiah and P. Poovendran, Delhi: Indian Book Depot, Map House, ١٩٩٠;
The Times atlas of the world , London: Times Books, ١٩٨٥.
/ فرزانه ساسانپور /