دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٢١٤
جَوْلان (یا جُولان یا بلندیهای جولان) ، از مناطق مهم خاورمیانه، واقع در جنوب غربی سوریه، جزو استان قُنَیطرَه *. جولان فلات نسبتاً مرتفعی به مساحت تقریبی ٢٧٦ ، ١ كیلومتر مربع است كه با سوریه، لبنان، فلسطین و اردن مرز مشترك دارد. میانِ َ٤١ ٣٢ تا َ١٥ ٣٣ عرض شمالی و َ٣٧ ٣٥ تا َ٥٧ ٣٥ طول شرقی واقع است. طول آن از شمال به جنوب بیش از ٦٥ كیلومتر و عرض آن بین ١٢ تا ٢٥ كیلومتر است (مصلح، ص ١). رود اردن و دریاچه طبریه در مغرب، آن را از فلسطین جدا میسازند. رود یرموك * در جنوب، حد فاصل جولان و اردن است. در شمال، كوه حِرمون (جبلالشیخ)، كه بر جولان مشرف است، آن را از لبنان جدا میكند و در مشرق نهرالعَلاّ ن و حوضههای كم ارتفاع طبیعی نَقَره و جَیدور، جولان را از حوران *جدا میسازد (اِفْنیخِر، ص ١٧ـ ١٨؛ د. جودائیكا، ذیل مادّه؛ نیز رجوع کنید به د. اسلام ، چاپ دوم، ذیل مادّه).
یكی از دلایل اهمیت جولان، اشرافِ آن بر سرزمینهای مجاور است. بیشتر منطقه جولان بیش از پانصد متر از سطح آبهای آزاد ارتفاع دارد.
به جز قسمت شمالی، ارتفاعات جولان متشكل از دو رشته كوه است: رشته كوه اول، در مركز جولان، از شمال غربی شهر قنیطره آغاز میشود و به سمت جنوب شرقی امتداد مییابد. رشته كوه دوم، در جنوب جولان، از جنوب قنیطره تا روستای رَفید، تقریباً با جهت شمال به جنوب، امتداد یافته است. در مركز و جنوب جولان تپههایی با ارتفاع بیش از هزار متر وجود دارد، مانند تپه عَموریه به ارتفاع ٢٢٦ ، ١ متر در شمالغربی شهر قنیطره در مركز جولان، كه بلندترین نقطه جولان نیز به شمار میآید، و تپه آتشفشان ابوالنَدی به ارتفاع ٢٠٤ ، ١ متر در جنوب غربی شهر قنیطره (رجوع کنید به توكلی؛ مصلح، همانجاها).
بخش جنوبی جولان كوچكترین و ناهموارترین بخش این منطقه است (بیات، ص ١٠٩٢). منطقه جولان سرچشمه منابع آبی مناطق مجاور در كشورهای سوریه، فلسطین، اردن و لبنان است (همانجا).
بلندیهای جولان از حیث منابع آب سطحی و زیرزمینی بسیار غنی است، از جمله دریاچه مَسعَدَه در شمال شهر قنیطره و مشرق شهر مسعده، و دریاچه طبریه میان جولان و فلسطین واقع است و رودهای پرآبی چون رود اردن در مغرب جولان و رُقّاد در شمال جولان جاری است (رجوع کنید به افنیخر، ص ٣٠ـ ٣٥).
جولان آب و هوای خاصی دارد كه به آب و هوای جولانی معروف است (توكلی، همانجا). میانگین دمای سالانه در مناطق گوناگون جولان، بین ْ١٤ تا ْ١٩ است ( الموسوعه العربیه، ج ٧، ص ٨٠٨). این منطقه بهسبب واقع شدن در ْ٣٢ تا ْ٣٣ عرضشمالی و قرار گرفتن در مسیر بادهای غربی، آب و هوایی معتدل و مرطوب و بالاترین بارش را در سوریه دارد (افنیخر، ص ٣٠).
بارش سالانه آن بین ٣٥٠ تا ٦٥٠ میلیمتر است (همان، ص ٣٠ـ٣١) كه همراه با مراتع غنی، از قدیم در جذب عشایر بهاین منطقه مؤثر بوده است. آلفضل و آلنعیم از عشایر بزرگ منطقه و مَرازقه، قَصیرین، سَبارِجه، جَعاتین و وِیسه، عشایر كوچكی هستند كه تاكنون در جولان به صورت پراكنده باقی ماندهاند (زكریا، ج ٢، ص ٣٩١ـ ٣٩٥، پیك، ج ٢، ص ٢١٣، ٢٦٠، ٢٧٠، ٣٤٤، ٣٥٩، ٣٦٤؛
نیز رجوع کنید به ادامه مقاله).
اقتصاد جولان بر كشاورزی و دامداری استوار است. در شمال جولان سیب و گیلاس و بادام، در مركز آن حبوبات، در بخش جنوبی حبوبات و زیتون، و در وادیهای یرموك و معود موز و لیموشیرین به عمل میآید (توكلی، همانجا).
در مركز جولان پرورش گاو، گاومیش، بز، شتر و بهویژه گوسفند و مرغ رواج دارد. از معادن سُرب در كوه هرمون و مس در كوههای حرمون، ماسه كوارتز در كوه شیخ و مارن و گوگرد به ویژه در منطقه حَمَه بهرهبرداری میشود (افنیخر، ص ٢٨ـ٢٩).
در ١٣٧٩ ش/٢٠٠٠، جمعیت جولان حدود ٠٠٠ ، ٥٠٠ تن بوده است. تجمع جمعیت بیشتر در سه مركز اصلی قنیطره، دامنههای جنوبی كوه حرمون و شمال جولان، و منطقه فیق در جنوب جولان است (همان، ص ١٨).
بقایای قلعه صُبَیبه (قلعه نمرود)، آثار شهر بانیاس و بابالهوی در شمال از جمله آثار قدیمی جولان است (افنیخر، ص ٢٩ـ٣٠).
پیشینه. واژه جولان، به معنای خاكی كه باد آن را در سطح زمین جابهجا میكند (خلیلبن احمد، ج ٦، ص ١٨١)، از ریشه ج و ل گرفته شده و بر موضع، كوه یا روستایی در شام اطلاق شده است (ابندرید، ج ١، ص ٤٩٣، ٥٦٦؛
ازهری، ج ١١، ص ١٨٨؛
ابنسیده، ج ٧، ص ٣٨٢). در تورات (صحیفه یوشعبن نون، ٢٠:٨، ٢١:٢٧) از شهر جولان یاد شده كه سَلّوم (ص ٣) آن را با جولان كنونی یكی دانسته است. نام جولان در اشعار عرب نیز بارها آمده است (برای نمونه رجوع کنید به اخطل، ج ١، ص ٢٦٩؛
راعی نمیری، ص ١٢٧). یونانیان به این منطقه گولانیتیس میگفتند (بوچر ، ص ١٥٧). به این منطقه حارِثُ الجَولان هم گفتهاند (رجوع کنید به نابغه ذبیانی، ص ١٩٠؛
ابندرید، ج ١، ص ٤٩٣؛
حسانبن ثابت، ج ١، ص ١٩٥). علت این تسمیه، انتسابِ آن به حارثبن ابیشمر غسّانی (از امرای غسانی، متوفی سال هشتم هجرت)است كه احتمالاً در بخشی از جولان (یكی از مراكز غَسانیان كه پایتختشان شهر بُصری' *بود) فرمانروایی میكرد. وجه تسمیه دیگر را جولان دادن اسبها و لشكریان در جنگ یرموك ذكر كردهاند (افنیخر، ص ٢٢ـ٢٣؛
نیز رجوع کنید به ادامه مقاله).
تاریخ آن از هزاره سوم پیش از میلاد، با ورود قبایل كنعانی به غرب سوریه آغاز میشود. در كتیبههایی كه در تلُ العَمارنه *كشف شده، جولان جزو املاك فرعونها ذكر شده است (الموسوعه العربیه، ج ٧، ص ٨٠٩).
بر اساس مطالبی كه در تورات آمده (برای نمونه رجوع کنید به سفر اعداد، فصل بیستویك و بیستودو)، در هزاره دوم پیش از میلاد، جولان یكی از مناطق هلال خصیب *، محل چرای دامهای اَموریهای عربتبار، كه كوه جولان را مقدّس میدانستند، بود. در اواخر هزاره دوم و اوایل هزاره اول پیش از میلاد آرامیها به منطقه جولان رفتند و در قسمتهای گوناگون آن مستقر شدند. آنان پس از برقراری حكومت در دمشق، جولان را ضمیمه قلمرو خود كردند (اسماعیل علی، ج ١، ص ١٠٠ـ١٠١، ١٠٦؛
جواد علی، ج ١، ص ٥٧٣ ـ ٥٧٨؛
سلوم، ص ٧ـ٩). با سقوط حكومت آرامیها به دست آشوریها (٧٣٢ ق م) جولان جزو قلمرو آشوریها شد و با روی كار آمدن حكومت جدید بابلیها (٧٢١ ق م) به تصرف آنها در آمد. در قرن پنجم پیش از میلاد، ایرانیان، كه حكومتشان تا سرزمین شام و رودهای اردن و عاصی گسترش یافته بود، جولان را نیز تصرف كردند (رجوع کنید به زیدان، ص ١٣١ـ١٣٤؛
جواد علی، ج ٢، ص ٦٢٦ـ٦٣١؛
الموسوعه العربیه، ج ٧، ص ٨١٠). با روی كار آمدن سلوكیان در ٣٠٠ ق م، جولان صحنه درگیری میان سلوكیان و بَطالمه مصر شد و در ٦٤ ق م به دست رومیان افتاد.با روی كار آمدن رومیان شرقی در قرن سوم میلادی، جولان از توابع شهر بصری شد و تعداد ساكنان عرب آنجا افزایش یافت و در اواخر قرن سوم میلادی، جولان اقامتگاه قبایل تنوخ گردید كه در شام به سر میبردند (اسماعیل علی، ج ١، ص ٥٢٨ ـ٥٢٩؛
الموسوعه العربیه، همانجا).
جولان پیش از اسلام، مثل بیشتر نقاط شام، تابع غسانیان بود كه از قرن سوم میلادی به مدت چهار قرن حكومتهایی تشكیل داده بودند (بوچر، ص ٧١؛
دَبِس، ج ١، ص ٢٤٥ـ٢٤٦؛
سلوم، ص ١٢).
در زمان ورود اسلام به شام، جولان تابع اردن و وابسته به شام بود و علاوه بر كوره (استان)، شهر نیز خوانده میشد. پس از ورود اسلام بلافاصله ضمیمه جُنْد دمشق گردید (رجوع کنید به ادامه مقاله). مسلمانان در سال ١٣، در زمان حكومت ابوبكر (١١ـ١٣)، جنوب جولان را فتح كردند (ازدی، ص ٨٤؛
واقدی، ج ١، ص ١٣٩؛
نیز رجوع کنید به جابیه *) كه نبرد یرموك از شواهد آن است و در آن مسلمانان بر جنوب شامات مسلط شدند (واقدی، ج ١، ص ١٣٤ـ١٤٠؛
طبری، ج ٣، ص ٣٩٤ـ٤٠٦). با این حال، این گفته بلاذری (ص ١٥٩ـ١٦٠) كه شهر جولان، از توابع اردن، در زمان عمربن خطّاب (حك: ١٣ـ٢٣)، به وسیله شُرَحْبیلبن حَسَنَه *و به صلح فتح شد، نشان میدهد كه فتوحات مسلمانان در جولان در زمان خلافت عمر تكمیل و از آنجا به بقیه شامات گسترش یافته است.
مؤلفان مسلمان قرنهای سوم تا ششم از جولان نام بردهاند (ابنخرداذبه، ص ٧٧؛
ابنفقیه، ص ١٠٥؛
یعقوبی، ص ٣٢٦؛
مقدسی، ص ١٥٤؛
بكری، ج ٢، ص ٤٠٦؛
ادریسی، ج ١، ص ٣٧٧).
در سال ٥٠٠/ ١١٢١، صلیبیها جولان را غارت كردند (رانسیمان ، ج ٢، ص ١٥٩؛
برای اطلاع بیشتر از این واقعه رجوع کنید به پیك، ج ١، ص ١١٩؛
غامدی، ص ٢٣٤). در حمله مغولان به شام در قرن هفتم، بهویژه پس از شكست آنان از ملك مظفر قُطُزْ در عینجالوت * در ٦٥٨ (رجوع کنید به ابنشداد، ج ١، ص ٩٠؛
ابنتغری بردی، ج ٧، ص ٧٩، ٩٠ـ٩١)، جولان بار دیگر آسیب دید، ولی از آن پس تا آغاز تسلط عثمانیها بر شام در اوایل سده دهم، آرامش نسبی داشت ( الموسوعه العربیه ، ج ٧، ص ٨١٠؛
نیز رجوع کنید به امین، ص ٩٥ـ١٠١). عثمانیها تا اواخر جنگ جهانی اول (١٩١٤ـ ١٩١٨) در جولان و دیگر مناطق سوریه حضور داشتند. در زمان آنها، جولان قضای وابسته به دمشق و مهمترین راه ارتباطی دمشق با فلسطین و مصر بود. این موقعیت سبب ایجاد مراكزی چون قنیطره و نیز مهاجرت (بعضاً اجباری) گروههای گوناگونی به جولان گردید ( الموسوعه العربیه، ج ٧، ص ٨١١).
در زمان عثمانیها (در اواسط سده سیزدهم)، سپاهیان مصری، به فرماندهی ابراهیم پاشا، جولان را اشغال كردند. این منطقه پس از جنگ جهانی اول تا زمان حضور نظامیان بریتانیایی در اواخر جنگ جهانی دوم در منطقه، به مدت ٢١ سال تحتالحمایه فرانسویها بود (همان، ج ٧، ص ٨١٠ ـ ٨١١؛
سلوم، ص ٣٧٤؛
نیز رجوع کنید به معلم، ص ٣٦٤ـ٣٧٢). هنگام حضور فرانسویها در منطقه، در ١٣٠٢ ش/١٩٢٣ مرز سوریه و فلسطین در جولان تعیین شد (رجوع کنید به مصلح، ص ١٣٤ـ١٣٦). در زمان تسلط بریتانیا بر جولان، دو قلعه، یكی در مسعده در ١٣١٥ ش/١٩٣٧ و دیگری نزدیك مسعده، احداث شد كه قلعه اخیر به دروازه جولان معروف است (رجوع کنید به دبّاغ، ج ٦، قسم ٢، ص ٤٤١).
در ١٣٢٧ ش/١٩٤٨، به دلیل پناه بردن حدود شانزده هزار فلسطینی به جولان، بهویژه بهسبب نگرانی رژیم اشغالگر قدس از اشراف ارتفاعات جولان بر سكونتگاههای اسرائیلی در مناطق پست و كمارتفاع، جولان به منطقهای نظامی بدل شد ( الموسوعه العربیه، ج ٧، ص ٨١١؛
بومونت و همكاران، ص ٥٤٨؛
نجاتی، ص ٨٥). در ١٣٢٨ ش/١٩٤٩، با اعلام آتشبس میان سوریه و رژیم صهیونیستی، كه در پی اولین برخورد نظامی اعراب و اسرائیل (١٣٢٧ ش) روی داد، مرزهای سوریه با فلسطین اشغالی در جولان، در چهار منطقه خالی از اسلحه (بانیاس، حوله ـ كَعْوَش، عامریه ـ حاصل، و منطقه دریاچه طبریه) تعیین شد، كه صهیونیستها بارها به آنها حمله كردند (مصلح، ص ١١ـ٢٧؛
الموسوعه العربیه، همانجا).
در خرداد ١٣٤٦/ ژوئن ١٩٦٧، در جنگ شش روزه، اشغالگران صهیونیست با هجوم گسترده به سوریه، جولان را تصرف كردند (بل ، ص ٣٨٨ـ٣٩٠؛
بومونت و همكاران، ص ٥٢٧؛
نیز رجوع کنید به نجاتی، ص ٨٧ ـ٩٠) و بلافاصله به احداث شهركهای یهودینشین در جولان پرداختند. در ١٣٤٨ ش/١٩٦٩ نیز طرح اسكان و توسعه جولان، با هدف اسكان بیشتر یهودیان در منطقه و احداث شهر جولان، و در ١٣٥٢ ش/ ١٩٧٣ طرح توسعه كشاورزی و احداث شهركهای زراعی در بخشهای شمالی و مركزی و جنوبی جولان و طرحهای صنعتی به اجرا در آمد (رجوع کنید به عاید، ص ٢٩٨ـ٢٩٩).
در اوایل مهر ١٣٥٢/ اوایل اكتبر ١٩٧٣، همزمان با حمله نیروهای مصری به صحرای سینا، ارتش سوریه نیز به مواضع صهیونیستها در بلندیهای جولان حمله كرد و ضمن آزادسازی قنیطره در نخستین حملات، جولان و اراضی اشغال شده را پس گرفت، ولی اندكی بعد قسمت عمده این منطقه بار دیگر اشغال شد و در هر صورت، خط آتش جدیدی ایجاد شد كه بر اساس آن قنیطره و آبادیهای مهمی چون حمیدیه، قحطانیه و رفید جزو سوریه شد (نجاتی؛
الموسوعه العربیه، همانجاها؛
نیز رجوع کنید به افنیخر، ص ٦١ـ٦٩؛
در باره خط آتشبس ١٣٢٨ ش/١٩٤٩ و ١٣٤٦ش/ ١٩٦٧ رجوع کنید به مصلح، ص ١٣٤ـ١٣٦؛
در باره مسیر تهاجمات رژیم صهیونیستی به جولان، موقعیت آبادیهای جولان و نیز پراكندگی شهركهای جدیدالاحداث یهودینشین در آن رجوع کنید به گیلبرت، ص ٦٩ـ ٧٠، ٧٢، ١١٩ـ١٢٠).
رژیم صهیونیستی، به منظور جدا كردن جولان از سوریه، سیاستهای خود را بر ساخت شهركهای یهودینشین در مناطق مركزی جولان متمركز كرد. در ١٣٦٠ ش/١٩٨١، انضمام جولان به رژیم صهیونیستی در مجلس این رژیم تصویب شد. با آنكه جولان محور مذاكرات صلح در برابر زمین (در ١٣٧٠ ش/١٩٩١ در شهر مادرید) بود و در مذاكرات ١٣٧٢ ش/ ١٩٩٣، جزو سوریه شناخته شد، اما مسئله جولان و اشغال اراضی هنوز پایان نیافته است (الموسوعه العربیه، ج ٧، ص ٨١٢؛
الموسوعه العربیه العالمیه، ذیل «الجولان، مرتفعات»).
منابع:
(١) علاوه بر كتاب مقدّس. عهد عتیق؛
(٢) ابنتغری بردی، النجوم الزاهره فی ملوك مصر و القاهره، قاهر [? ١٣٨٣(ـ١٣٩٢/ )? ١٩٦٣(ـ ١٩٧٢؛
(٣) ابنخرداذبه؛
(٤) ابندرید، كتاب جمهره اللغه، چاپ رمزی منیربعلبكی، بیروت ١٩٨٧ـ ١٩٨٨؛
(٥) ابنسیده، المحكم و المحیط الاعظم فی اللغه، قاهره ١٣٧٧ـ١٣٩٣/ ١٩٥٨ـ١٩٧٣؛
(٦) ابنشداد، الاعلاق الخطیره فی ذكر امراء الشام و الجزیره، ج ١، قسم ١، چاپ یحیی زكریا عبّاره، دمشق ١٩٩١؛
(٧) ابنفقیه؛
(٨) غیاثبن غوث اخطل، شعرالاخطل، چاپ فخرالدین قباوه، بیروت ١٣٩٩/١٩٧٩؛
(٩) محمدبن محمد ادریسی، كتاب نزهه المشتاق فی اختراق الا´فاق، بیروت ١٤٠٩/ ١٩٨٩؛
(١٠) محمدبن عبداللّه ازدی، تاریخ فتوحالشام، چاپ عبدالمنعم عبداللّه عامر، قاهره ١٩٧٠؛
(١١) محمدبن احمد ازهری، تهذیب اللغه، ج ١١، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره )بیتا.(؛
(١٢) احمد اسماعیل علی، تاریخ بلادالشام، دمشق ١٩٩٨؛
(١٣) احمد یحیی افنیخر، الجولان: الارض الاسیره، دمشق ٢٠٠٣؛
(١٤) حسن امین، غارات علی بلادالشام، )دمشق( ١٤٢١/٢٠٠٠؛
(١٥) عبداللّهبن عبدالعزیز بكری، معجم ما استعجم من اسماء البلاد و المواضع، چاپ مصطفی سقا، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(١٦) جان بویربل، جنگ طولانی اعراب و اسرائیل از ١٩٤٦، ترجمه ابوطالب صارمی، تهران ١٣٤٩ ش؛
(١٧) بلاذری (بیروت)؛
(١٨) پیتر بومونت، جرالدبلیك، و مالكوم واگ واستاف، خاورمیانه، ترجمه محسن مدیرشانهچی، محمود رمضانزاده، و علی آخشینی، مشهد ١٣٦٩ ش؛
(١٩) حمید بیات، «نقش بلندیهای جولان درآیندهی گفتوگوهای سوریه و رژیم صهیونیستی»، فصلنامهی سیاست خارجی، سال ١٣، ش ٤ (زمستان ١٣٧٨)؛
(٢٠) فردریك جرارد پیك، تاریخ شرقی الاردن و قبائلها، تعریب بهاءالدین طوقات، بغداد )? ١٩٣٤(؛
(٢١) محسن توكلی، « و جولان، كلید صلح و یا جنگ در خاورمیانه»، دیدگاهها و تحلیلها، ش ١٢٩ (شهریور ١٣٧٨)؛
(٢٢) جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، بغداد ١٤١٣/١٩٩٣؛
(٢٣) حسانبن ثابت، دیوان، چاپ ولید عرفات، لندن١٩٧١؛
(٢٤) خلیلبن احمد، كتابالعین ، چاپ مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی، قم ١٤٠٥؛
(٢٥) مصطفی مراد دبّاغ، بلادنا فلسطین، خلیل ، ج ٣، قسم ٢، ١٤٠٥/١٩٨٥، ج ٦، قسم ٢، ١٣٩٤/١٩٧٤؛
(٢٦) یوسف دبس، مختصر تاریخ سوریه، ج ١، بیروت ١٩٨٤؛
(٢٧) عبیدبن حصین راعی نمیری، شعرالراعی النمیری، چاپ نوری حمودی قیسی و هلال ناجی، )بغداد( ١٤٠٠/١٩٨٠؛
(٢٨) احمد وصفی زكریا، عشائرالشام، دمشق ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٢٩) جرجی زیدان، العرب قبلالاسلام، بیروت: منشورات دارمكتبه الحیاه، )بیتا.(؛
(٣٠) عبدالحكیم سلوم، دررالبیان فی تاریخ الجولان، )دمشق( ٢٠٠٢؛
(٣١) طبری، تاریخ (بیروت)؛
(٣٢) خالد عاید،«شهركسازی در اراضی اشغالی»، در سیاست و حكومت رژیم صهیونیستی، ترجمه مركز مطالعات و تحقیقات اندیشهسازان نور، تهران: مركز اسناد انقلاب اسلامی، ١٣٧٧ ش؛
(٣٣) علی غامدی، بلادالشام قُبَیلَ الغزو المغولی: ٥٨٩ـ٦٥٧ ه / ١١٩٣ـ١٢٥٩ م، مكه ١٤٠٨/ ١٩٨٨؛
(٣٤) محمد مصلح، الجولان: الطریق الی الاحتلال، بیروت ٢٠٠٠؛
(٣٥) ولید معلم، سوریه: ١٩١٦ـ١٩٤٦ م، الطریق الی الحرّیه، دمشق ١٩٨٨؛
(٣٦) مقدسی؛
(٣٧) الموسوعه العربیه، دمشق: هیئه الموسوعه العربیه، ١٩٩٨ـ ؛
(٣٨) الموسوعه العربیه العالمیه، ریاض: مؤسسه اعمال الموسوعه للنشر و التوزیع، ١٤١٩/١٩٩٩؛
(٣٩) زیادبن معاویه نابغه ذبیانی، دیوان، چاپ محمدطاهر ابن عاشور، تونس ١٩٨٦؛
(٤٠) غلامرضا نجاتی، جنگ چهارم اعراب و اسرائیل: رمضان ١٣٩٣، )تهران( ١٣٥٢ ش؛
(٤١) ) نقشه] لبنان، مقیاس ٠٠٠ ، ٢٠٠: ١، بیروت: جیوپروجكتس، ٢٠٠٢؛
(٤٢) محمدبن عمرواقدی، فتوحالشام، بیروت ١٤٢٥/٢٠٠٤؛
(٤٣) یعقوبی، البلدان؛
(٤٤) Kevin Butcher, Roman Syria and the Near East , London ٢٠٠٣;
(٤٥) Encyclopaedia Judaica , Jerusalem ١٩٧٨-١٩٨٢, s.v. "Golan" (by Michael Avi-Yonah);
(٤٦) EI ٢ , s.v. "Al-Dj awlan" (by D. Sourdel);
(٤٧) Martin Gilbert, The Routledge atlas of the Arab-Israeli conflict , London ٢٠٠٢;
(٤٨) Steven Runciman, A history of the Crusades , Middlesex, Engl. ١٩٨٠-١٩٨١.
/ بهزاد لاهوتی /