دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥١٩
بُچاقچی ، ایل ، بزرگترین ایل استان کرمان . مذهب آنان تشیّع و زبانشان ترکی آمیخته با عناصر فراوان فارسی است ( رجوع کنید به وزیری کرمانی ، ١٣٥٣ ش ، ص ١٥٧). «بیچاقچی » در ترکی به معنی سازنده و فروشندة کارد است ( رجوع کنید به ردهاوس ، ذیل «بیچاقچی »). ابن بطوطه نیز، که از اخی احمد بچقچی در سیواس (ج ١، ص ٣٢٨) و اخی بچقچی در ازاق (آزُف ) (همان ، ج ١، ص ٣٦٥) نام می برد، «بچق » راچاقو و «بچقچی » را منسوب به چاقو دانسته است . ظاهراً نام این ایل از خانواده ای
به نام بچاقچی که به ریاست ایل رسیده اخذ شده است ؛ زیرا که طایفه و تیره ای به این نام در ساختار اجتماعی ایل دیده نمی شود.
افراد این ایل در مشرق شهرستان سیرجان (در دامنه های کوههای چهارگنبد)، در دهستان بَلْوَرْد، و در شهرستان بافت زندگی می کنند، و تیره هایی از آن در استان هرمزگان قشلاق دارند. جمعیت کوچندة این ایل در ١٣٦٦ ش به ٤١٥ خانوار (٤٥٥ ، ٢ تن ) می رسید (مرکز آمار ایران ، ص ١٣). امروز اهالی ساکن دهستان بلورد عمدتاً از بچاقچیها هستند. بچاقچیها از صدسال پیش تاکنون بتدریج آبادی نشین شده اند، ولی دسته هایی از آن هنوز چادرنشین اند. مرکز خوانین این ایل در دورة قاجاریه روستایِ بلورد، در ٤٢ کیلومتری مشرق شهر سیرجان ، بود؛ اما امروز، که نظام قبیله ای ایل در معرض فروپاشی است ، خانها دیگر در رأس هرم قدرت قرار ندارند. با اینهمه ، هنوز برخی از طوایف استقلال خود را حفظ کرده اند. سابقاً بچاقچیها به طوایف متعددی تقسیم می شدند، از جمله «راینی »ها (جمعیت کوچنده : ٦٥٧ خانوار، ٨٨٩ ، ٣ تن ) که امروز ایل مستقلی به شمار می آیند. در حال حاضر، طوایف این ایل به تیره ها، شاخه ها و چادرهایی تقسیم می شوند که هنوز ساختار قبیله ای خود را حفظ کرده اند. از جمله مهمترین این طوایف عباسلو، اَنْگَلو، قراسعدلو، سارسعدلو (ساری سعدلو) را می توان نام برد (سازمان برنامه و بودجه ). بچاقچیها درگذشته به پرورش اسب اشتغال داشتند و در سوارکاری مشهور بودند، به طوری که در دورة رضاخان واحدهای سواره نظام کرمان از افراد آن ایل تشکیل می شدند (علی رزم آرا، ص ١٤٧ـ ١٤٨). شغل مردان بچاقچی دامپروری و باغداری و کارگری است ، و زنها به بافتن قالی ، جاجیم و گلیم اشتغال دارند. نوعی بز شیری رنگ با دست و پای بلند به وزن ـ متوسط ـ ٣٠ کیلو در این ایل پرورش داده می شود که به بز نژاد رایین معروف است و کرک لطیف و مرغوبی دارد که به خارج صادر می شود. در قدیم ، از این کرک شال کرمانی (شال کاکی ) بافته می شد. چنین بزهایی اغلب در مناطق بافت و رابُر پرورش داده می شوند.
از منشأ بوچاقچیها اطلاع چندانی در دست نیست . نام ایل بوچاقچی از دورة قاجار در کتابهای تاریخی آمده است . به نوشتة احمدعلی وزیری ، اسفندیارخان بچاقچی در ١٣١٥ ـ ١٣١٧ شهر سیرجان را متصرف شد ولی در آن شهر به قتل رسید (١٣٦٤ ش ، ص ٨٣٣ ـ ٨٣٩). پس از او، پسرش حسین خان در جریان جنگ بین المللی اول (١٣٣٣) با انگلیسیها به نبرد پرداخت و سواران ایل بچاقچی ، به یاری وی ، با پلیس * جنوب ایران درگیر شدند (سفیری ، ص ١٠٨). در ١٣٣٤/١٩١٦ حسین خان بچاقچی در قلعة بلورد به ٢٥ تن از فراریان آلمانی ، که اسیر ژنرال سایکس بودند، پناه داد (همان ، ص ١٢٥). در ١٣٣٦/١٩١٨ بچاقچیها، به سرپرستی مرادخان شکوه السلطان رئیس طایفة بچاقچی ، وارد شهر کرمان شدند (ایران . وزارت داخله ، ص ١٥٨ ـ ١٦٠).
در ١٣٢٢ ش ، ارتش ایران با حسین خان بچاقچی ، که طغیان کرده بود، وارد جنگ شد و مدت سه ماه با سواران بچاقچی به زدوخورد پرداخت (وزیری کرمانی ، ١٣٦٤ش ، ص ٥٥؛ پیغمبر دزدان ، ص ١٥٨).
منابع :
(١) ابن بطوطه ، سفرنامة ابن بطوطه ، ترجمة محمدعلی موحّد، تهران ١٣٦١ ش ؛
(٢) ایرج افشار سیستانی ، مقدمه ای بر شناخت ایلها، چادرنشینان و طوایف عشایری ایران ، تهران ١٣٦٨ ش ؛
(٣) ایران . وزارت داخله ، ایران و جنگ جهانی اول : اسناد وزارت داخله ، چاپ کاوة بیات ، تهران ١٣٦٩ ش ؛
(٤) محمد حسن پیغمبر دزدان ، پیغمبر دزدان ، چاپ باستانی پاریزی ، تهران ١٣٥٣ ش ؛
(٥) حسینعلی رزم آرا، فرهنگ جغرافیائی ایران (آبادیها) ، ج ٨: استان هشتم (کرمان و مکران ) ، تهران ١٣٥٥ ش ؛
(٦) علی رزم آرا، جغرافیای نظامی کرمان ، تهران ١٣٢٣ ش ؛
(٧) سازمان برنامه و بودجه ، طرح مطالعات جامعة عشایر استان کرمان ، ١٣٦٩ ش ؛
(٨) فلوریدا سفیری ، پلیس جنوب ایران ، ترجمة منصوره اتحادیه (نظام مافی ) و منصوره جعفری فشارکی (رفیعی )، تهران ١٣٦٤ ش ؛
(٩) مسعود کیهان ، جغرافیای مفصل ایران ، تهران ١٣١٠ـ١٣١١ ش ؛
(١٠) مرکز آمار ایران ، سرشماری اجتماعی ـ اقتصادی عشایر کوچنده ١٣٦٦، نتایج تفصیلی استان کرمان ، تهران ١٣٦٩ ش ؛
(١١) محمد میرشکرائی ، «بَلوَرد: پایگاه ایل بچاقچی » در ایران . وزارت فرهنگ و آموزش عالی . مرکز مردمشناسی ، مجموعه مقالات مردم شناسی ، دفتر دوم ، ایلات و عشایر ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(١٢) اسکارفن نیدرمایر، زیرآفتاب سوزان ایران ، ترجمة کیکاووس جهانداری ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(١٣) احمدعلی وزیری کرمانی ، تاریخ کرمان ، چاپ باستانی پاریزی ، تهران ١٣٦٤ ش ؛
(١٤) همو، جغرافیای کرمان ، چاپ باستانی پاریزی ، تهران ١٣٥٣ ش ؛
(١٥) Sir James W. Redhouse, A Turkish and English lexicon, Istanbul ١٩٧٨.
/ خسرو خسروی /