دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥١٧٢
جواهرنامه نظامی ، قدیمترین كتاب به زبان فارسی در باره احجار و معدنشناسی، از محمدبن ابیالبركات جوهری نیشابوری. این كتاب اساس تألیف تنسوخنامه ایلخانی* خواجه نصیرالدین طوسی و عرایس الجواهر و نفایس الاطایب*ابوالقاسم كاشی بوده و از طریق آن دو به جواهرنامههای بعدی هم وارد شده است ( رجوع کنید به افشار، ١٣٥٠ ش، ص ٣٥ـ٤٢). جواهرنامه نظامی در ٥٩٢، به نام صدرالدین ابوالفتح مسعودبن بهاءالدین علیبن ابیالقاسم ابهری، وزیر علاءالدین تكش خوارزمشاهی تألیف شده است.
در باره مؤلف همین قدر میدانیم كه پدرش، خودش و پسرش، جوهری (زرگر و حكاك) بودهاند ( رجوع کنید به جوهری نیشابوری، ص ٥٤ ـ ٥٥، ١١٤ـ١٢١) و اهمیت عمده جواهرنامه نظامی نیز از همین روست ( رجوع کنید به همان، مقدمه افشار، ص ١٨ـ١٩). به گفته مؤلف (ص ٥٤ ـ ٥٥)، كتاب او تركیبی است از گفتار حكمای متقدم، تجربههای شخصی از پیشه جواهرسازی و صنعت حكاكی، و حكایاتی كه مؤلف از معتمدان و تجار شنیده است؛ پس، از این حیث كه حاوی نكتههای ابتكاری است، ارزش خاصی دارد. مراد مؤلف از گفتار حكمای متقدم، اقوالی است كه معمولاً از كتاب الجماهر ابوریحان بیرونی* و كتاب الاحجار* ارسطو آورده است. از تركیب و مندرجات جواهرنامه مشهود است كه مؤلف مطالب بسیاری را از الجماهر نقل كرده است (مثلاً ص ٧٧ـ ٧٨، ٨٠، ١١٨، ٣٣٥) و شاید بتوان گفت كه مأخذ عمده او الجماهر بوده است. در متن، هفده بار به نام آن تصریح گردیده و از ابوریحان بیرونی نیز اغلب با ذكر «استاد» یاد شده است؛ اما، موارد حذف، تلخیص، ابقا و ترتیب نقل مباحث، و وارد كردن اطلاعات تجربی خود و دیگران، بنا بر سلیقه و حاصل تجارب مؤلف است. به جز این، اسم كتابهایی مانند النُخَب (ص ٢٣٢،٣٤٠) و خواص (و به صورتهای خواص احجار و كتب خواص ؛ مثلاً ص ١٣٤، ٢١٩، ٢٨٣)، از تألیفات ارسطو، در آن آمده است كه مورد استفاده ابوریحان بیرونی نیز بودهاند و احتمال بیشتر آن است كه جوهری نیشابوری به همان گفته ابوریحان بیرونی اكتفا كرده و خود، این كتابها را ندیده باشد.
مؤلف در نقل مطالب، به جز آنچه مربوط به تعریف علمی جواهر یا معرفی معادن است، كمترین عنایتی به مطالب جنبی و التزام به جوانب ادبی ندارد و همهجا نظرش به بیان مباحث علمی مربوط به پیشه جوهری بوده است. مثلاً، هیچیك از مباحث ادبی و اشعار عربی، كه ابوریحان بیرونی در متن الجماهر گنجانده، در جواهرنامه نیامده است. او حتی دو بیت شعر فارسی مندرج در الجماهر (ص ١٥٤ـ١٥٥) را به كتاب خود وارد نكرده است.
جواهرنامه به چهار مقاله تقسیم شده است: مقاله اول، كیفیت مفردات معدنیاتی، در چهار فصل؛ مقاله دوم، در باره جواهری كه از حجر باشد و اشباه آنها و قیمتها و اخبار و حكایات در باره آنها، ابوریحان بیرونی در این مبحث ٣٢ جوهر (از جمله مینا) را معرفی كرده ولی در جواهرنامه وصف ٥٢ جوهر و در پایان، دو فصل «خواص احجار» از ارسطاطالیس و «شناخت احجاری كه آنها را خاصیتی است»، آمده است؛ مقاله سوم، معرفی فلزات است، شامل كبریت، زِیبَق، زر، نقره، نُحاس، رَصاص، اُسرُب، آهن، خارْصینی، و آهنچینی ( الجماهر مبحث كبریت و آهنچینی را ندارد)، مؤلف در همین مقاله، «معمولات و ممزوجات» (اسفیدروی، بَتروی، طالیقون) را نیز آورده است؛ مقاله چهارم، در انواع مینا و عمل هریك و شرح مركّبات است. قسمت عمده این مقاله به «تلاویحات» (از فنون شیشهگری) اختصاص دارد.
چون مؤلف، جوهری و حكاك بوده، اِشرافی عملی و علمی نسبت به جواهر به طور كلی و جواهر مناطق مختلف (حتی تركستان، سیستان، هندوستان، و سیلان) داشته است، ولی آنچه بیشتر مورد نظر اوست، خراسان (به خصوص نیشابور) است و سپس كرمان و سیراف. در متن حدود پنجاه بار مطالب راجع به خراسان نقل شده است (اعم از گفتههای ابوریحان بیرونی یا اطلاعات شخصی مؤلف).
از فصول مهم جواهرنامه نظامی ، فصلهای «مروارید» و «فیروزه» است. از جمله امتیازات كتاب، آوردن نام چهلگونه مروارید است كه در اندازه و وزن و انواع آن تفصیل دارد (رجوع کنید به ص ١٥٨ـ ١٦٨). مؤلف در باره بهای مروارید بیش از ابوریحان بیرونی اطلاعات جمع كرده ( رجوع کنید به ص ١٦٨ـ١٧٢)، مطالب بسیاری را از شنیدههای خود از كسانی آورده كه كارشان در سیراف و كیش و بحرین و خارك و قلغتو غواصی (ص ١٥٤ـ ١٥٥) و سوراخ كردن (ثَقْب؛ ص ١٥٦) و به رشته كشیدن (هارات) و تجارت مروارید (ص ١٦٦ـ ١٦٨) بوده است. فصل مروارید حاوی اصطلاحات بسیار فارسی و ایرانی راجع به این گوهر، و شرح مفصّلش در مورد سوراخ كردن مروارید حاوی اطلاعات تمدنی و تاریخی است (رجوع کنید به ص ١٦٨). از این گونه اطلاعات موارد متعددی در كتاب وجود دارد.
چون نیشابور (موطن مؤلف) مهمترین مركز معادن فیروزه است، او در فصل فیروزه هم معادن مهم آنجا را یك به یك به نام برشمرده ( رجوع کنید به ص ١٢٨ـ١٢٩) و هم تفاوت میان فیروزههای نیشابور را با جاهای دیگر، از جمله خجند، بیان كرده (رجوع کنید به ص ١٢٩ـ ١٣٠) و مهمتر آنكه قیمت بسیاری از انواع آن را به دقت آورده است (رجوع کنید به ص ١٣١، ١٣٣ـ١٣٤).
برخی از اصطلاحات فارسی مستعمل در جواهرنامه نظامی، از ناحیه نیشابور و دیگر شهرهای خراسان است، مانند داش (كوره؛ مثلاً ص ١٣٥ـ١٣٦)، داشخال (سفال جوشدیده؛ ص ٦٧)، و كِشْته (برگه میوه؛ ص ٨٣، ٣١٧). همچنین لغات نادری در كتاب آمده است (اگر مصحّف نباشد) كه در مورد هریك از آنها باید شواهدی پیدا كرد تا بتوان معنای درست هریك را دریافت، مثلانمسه (ص ٨٧)، بكتش (ص ٨٨)، استیر = استار (ص ١٥٦)، ساواری (ص ١٨٣)، خورا (ص ١٥٣).
از جواهرنامه نظامی پنج نسخه خطی در قم، استانبول، تهران، تاشكند و لاهور شناخته شده است (رجوع کنید به افشار، ٢٠٠٠، ص ١٥٥ـ١٥٦؛ جوهری نیشابوری، همان مقدمه، ص ٢١ ـ ٢٦). افتادگیها در هر پنج نسخه زیاد است و هیچ كدام از نسخهها بخش خاتمه را ندارد. نسخه چاپی كتاب، با استفاده از پنج نسخه خطی، در ١٣٨٣ ش به كوشش ایرج افشار منتشر شد. اساس طبع نسخهای است كه از آغاز و انجام افتادگی دارد، ولی احتمالاً در اواخر قرن هفتم كتابت شده است.
نیز رجوع کنید به تنسوخنامه ایلخانی*؛ جواهرنامه *
منابع:
(١) ابوریحان بیرونی، الجماهر فی الجواهر، چاپ یوسف الهادی، تهران ١٣٧٤ ش؛
(٢) ایرج افشار، « جوهرنامه نظامی مأخذ تنسوخنامه و عرایسالجواهر »، یغما، سال ٢٤، ش ١ (فروردین ١٣٥٠)؛
(٣) محمدبن ابیالبركات جوهری نیشابوری، جواهرنامه نظامی ، چاپ ایرج افشار با همكاری محمدرسول دریا گشت، تهران ١٣٨٣ ش؛
(٤) Iraj Afshar, "[Review of [ Javaher-name-ye Nezam", in Nasr A l-Dn Tus: philosophe et savant du XIII e siecle, actes du colloque tenu a l'Universite de Teheran (٦-٩ mars ١٩٩٧), etudes reunies et presentees par N. Pourjavady et Z. Vesel, Tehran ٢٠٠٠.
/ ایرج افشار /