دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥١٥٩
جَوّانی ، ابوعلی شرفالدین محمدبن اسعدبن علی حسینی ، نقیب، نسبشناس، شاعر، جغرافیانگار و مورخ سده ششم. نسبت جوّانی را برخی بدون تشدید ضبط كردهاند (رجوع کنید به مُنذِری، ج ١، ص ١٧٨). صَفَدی از او با لقب رشیدالدین و نسبت مازندرانی یاد كرده (ج ٢، ص ٢٠٢)؛ اما، ظاهراً وی را با ابنشهر آشوب (متوفی ٥٨٨) خلط كرده است (ابنصابونی، ص١٠٠، تعلیقه مصطفی جواد). بهگفته یاقوت حموی، جَوّانیه ــ كه محمدبن اسعد جوّانی و دیگر اشراف علوی بنوجوّانی بدانجا منسوباند ــ جا یا روستایی نزدیك مدینه بوده است (١٩٦٥، ج ٢، ص ١٣٧). گفته میشود كه صلاحالدین ایوبی، جوّانیه را به نام محمد جوّانی توقیع كرد و او كسی را به نیابت بدانجا فرستاد تا آن را برای وی بهرهبرداری كند (منذری، همانجا؛ ابنصابونی، ص ١٠١؛ ذهبی، ص ٣٠٨).
بنا بر تبارنامهای كه كتب انساب و تراجم ذكر كردهاند، نسب جوّانی به عبیداللّه اعرجبن حسین اصغر، نواده امام زینالعابدین علیبن حسین علیهماالسلام، میرسد و نسبت حسینی، علوی و عُبَیدلی (عَبدلی) از همین جاست ( رجوع کنید به منذری، ج ١، ص ١٧٧؛ ابنعِنَبَه، ص ٣١٨ـ ٣٢٠؛ قس ذهبی، ص ٣٠٧؛ صفدی، همانجا). غسانی، مؤلف العَسجدالمسبوك (ص٢٢٠)، وی را حسنی خوانده كه خطاست. بهگفته عمادالدین كاتب، پدر جوّانی در اصل اهل موصل بود كه به مصر مهاجرت كرد و در آنجا سكنا گزید. وی عالمی نحوی و ادیب و شاعر بود و ظاهراً به منصب قضاوت رسید (عمادالدین كاتب، قسم شعراء مصر، ج ١، ص ١١٩ـ١٢٠؛ نیز رجوع کنید به یاقوت حموی، ١٩٩٣، ج ٢، ص ٦٤٥؛ همو، ١٩٦٥، همانجا؛ قِفْطی، ص ٢٠٦). شهرت او «نحوی» بوده است (مَقْریزی، ١٤١١، ج ٢، ص ٨٠) و از اینرو جوّانی را ابن نحوی ( رجوع کنید به یاقوت حموی، ١٩٦٥، ج ٣، ص ٨٩٩؛ قس ابنشاكر كتبی، ج ١، ص ٢٩٤) نیز خواندهاند.
برخی، همچون تاجالدین رَمْلی نسّابه، تبارنامه جوّانی را ساختگی خواندهاند. بنا به گفته وی جد و نیای اعلای جوّانی در كرانه مغرب میزیستند و از آنجا به بِجایه و سپس به مصر نقل مكان كردند. اسعد در آنجا ادعای شرافت و انتساب به فاطمیان مصر كرد. او با دختر جوهرِ صقلّی * ازدواج كرد و صاحب پسری به نام محمد شد. محمد نام جدش، یحیی، را به علی تغییر داد و به نام پدرش همزه افزود و بعداً به مقام نقابت رسید (رجوع کنید به مقریزی، ١٤١١، ج ٢، ص٨٠ ـ٨١). ابنعنبه نیز از طعن در نسب جوّانی گزارش كرده، اما افزوده كه به عقیده برخی، اسعد پدر محمد نسّابه، غیر از «اسعد»ی است كه عُمَری در المَجدی ذكر كرده است ( رجوع کنید به ص ٢٣٩، ٣٢٠ـ٣٢١). ابنعدیم هم اگرچه از طعن در نسب جوّانی یاد كرده، اما گفتار وی نشان میدهد كه این مطلب را ناشی از برخوردی خصمانه و متقابل با جوّانی میدانسته است (رجوع کنید به ج ٣، ص ١٣٢٨).
جوّانی در جمادیالاولی ٥٢٥ در مصر بهدنیا آمد و همانجا پرورش یافت (قفطی، همانجا؛ منذری، ج ١، ص ١٧٧)؛ از اینرو، برخی مورخان به او نسبت مصری دادهاند ( رجوع کنید به ذهبی؛ صفدی، همانجاها). وی نزد پدرش و استادانی فقیه و محدّث و ادیب و لغوی دانش آموخت ( رجوع کنید به منذری، ج ١، ص ١٧٧ـ ١٧٨؛ ابنصابونی، ص١٠٠ـ١٠١؛ ذهبی، همانجا؛ مقریزی، ١٤١١، ج ٥، ص ٣٠٦ـ٣٠٧).
جوّانی در مصر به تعلیم و تحدیث پرداخت (رجوع کنید به ابنصابونی، ص ١٣٩، ٢٩٩)، به دمشق و حلب سفر كرد و در آنجا نیز حدیث گفت (همان، ص١٠١، ١٨٩). شاگردان بسیاری نزد او دانش آموخته و از وی روایت كردهاند ( رجوع کنید به ابنصابونی، ص٨٢ ـ٨٣،١٠١، ١٣٩، ١٨٨ـ١٨٩، ٢٩٨ـ٢٩٩؛ مقریزی،١٤١١، ج ٢، ص ١٢٨، ج ٥، ص ٣٠٧، ج ٧، ص ١٤٥؛ آقابزرگ طهرانی، ص ٢٤٩). با وجود این، برخی جوّانی را در روایت جرح كردهاند. منذری اگرچه میگوید كه استادان ما از وی روایت كردهاند (ج ١، ص ١٧٨)، دیگران به نقل از منذری گفتهاند كه «اصول» سماعات وی بیشتر تاریك و مخدوش است و استادان ما به حدیث وی اعتماد نمیكردهاند ( رجوع کنید به مقریزی، ١٤١١، ج ٥، ص ٣٠٨؛ ابنحجر عسقلانی، ج ٥، ص ٧٥). قفطی وی را به سبب پرنویسی در مظانّ كذب (همانجا) و رشید عطار روایت او را جای تأمل دانسته است (به نقل ابنحجر عسقلانی، ج ٥، ص ٧٤ـ٧٥). ابنحجر عسقلانی پارهای اشكالات و ایرادات را در تألیفات جوّانی یاد كرده است ( رجوع کنید به همانجا).
صفدی (همانجا) او را عالمی شیعی دانسته و غسانی (ص ٢٢٠) وی را زیدی خوانده است. جوّانی در جزوهای طرق حدیث ردّ شمس برای امام علی علیهالسلام را گرد آورده است (ابنحجر عسقلانی، ج ٥، ص ٧٦)، لیكن به نظر میرسد كه وی به تشیع تمایل داشته؛ چه، از اظهار مذهب سنّت نیز خودداری نمیكرده است. وی برای عادل ایوبی كتابی به نام غیض اولی الرفض و المطر فی فضل من یكنّی ابابكر تألیف كرد كه با شرح حال ابوبكر آغاز و با شرح حال عادل ایوبی (كنیهاش ابوبكر) پایان مییافت (ابنحجر عسقلانی، همانجا؛ قس مقریزی، ١٤١١، ج ٥، ص ٣٠٧ـ ٣٠٨). با این حال، از میان منابع كهن، تنها مقریزی (١٤١١، ج ٥، ص ٣٠٦) از جوّانی با نسبت مالكی یاد كرده است كه برخی منابع معاصر آن را تكرار كردهاند (رجوع کنید به بروكلمان، < ذیل >، ج ١، ص ٦٢٦؛
زركلی، ج ٦، ص ٣١)؛
از اینرو، چنین نسبتی تردیدآمیز مینماید.
جوّانی در مصر چندی نقیب اشراف شد كه مقام رسمی دولتی بود (عمادالدین كاتب، قسم شعراء مصر، ج ١، ص ١١٧؛
منذری، همانجا؛
نیز رجوع کنید به قفطی، همانجا؛
ابنصابونی، ص ٩٩، تعلیقه مصطفی جواد).
بیشتر منابع مرگ جوّانی را در ٥٨٨ یاد كردهاند (برای نمونه رجوع کنید به منذری، ج ١، ص ١٧٧؛
ذهبی، ص ٢٩٢، ٣٠٧؛
ابنحجر عسقلانی، ج ٥، ص ٧٤)؛
اما، به نوشته مقریزی (١٤١١، ج ٥، ص ٣٠٨)، وی در ١٨ شوال ٥٩٨ در مصر درگذشت.
جوّانی شعری ناب و نیكو داشته (ابنصابونی، ص ١٠١؛
مقریزی، همانجا؛
غسانی، ص٢٢٠) و اشعار بسیاری در ستایش بزرگان و امرای روزگار خود سروده كه پارهای از آنها باقی است (رجوع کنید به عمادالدین كاتب، قسم شعراء مصر، ج ١، ص ١١٧ـ١١٩؛
قفطی، ص ٢٠٧؛
ابنصابونی، ص ١٠١ـ١٠٤)؛
اما، عمده شهرت وی به سبب علم و احاطه او به انساب است و همین، وی را شایسته عنوان نسّابه و علامه نسب در عصر خویش و یگانه روزگار در این دانش ساخته بوده است ( رجوع کنید به عمادالدین كاتب، قسم شعراء مصر، ج ١، ص ١١٧؛
ذهبی، ص ٣٠٧).
از هجده عنوان كتاب جوّانی كه مقریزی (١٤١١، ج ٥، ص ٣٠٧ـ ٣٠٨) ذكر كرده است بیشتر آنها به انساب اختصاص دارد. او علم انساب را از شریف ثقه الدوله ابوالحسین یحییبن محمدبن حیدره حسینی ارقطی فراگرفت (منذری، ج ١، ص ١٧٨؛
ذهبی، همانجا).
زمینه دیگر علم و علایق جوّانی تاریخ بود. ابنجُمَّیزی كتاب السیره را از آغاز نزد جوّانی خواند. جوّانی این كتاب را از ابنرفاعه روایت میكرد (مقریزی، ١٤١١، ج ٥، ص ٣٠٧). از كتابهای جوّانی با عنوان شجره رسولاللّه یا الشجره المحمدیه در باره نسبنامه پیامبر اكرم و خاندان او با یادكردی مختصر از حوادث تاریخی، و نیز التحفه الشریفه و الطُرفه المُنیفه در باره مهمترین رویدادهای تاریخی در زندگانی پیامبر اكرم و صحابه، چند نسخه خطی باقی است (بروكلمان، ج ١، ص ٤٥١ـ٤٥٢، < ذیل >، ج ١، ص ٦٢٦؛
قس ابنصابونی، ص١٠٠، تعلیقه مصطفی جواد).
یاقوت حموی (١٩٩٣، ج ٢، ص ٧٨٤ـ٧٨٥)، ابنخلّكان (ج ٣، ص ١٥٢)، ابنشاكر كتبی (ج ١، ص ٢٩٤)، مقریزی (١٤١١، ج ٥، ص٤٣٠ـ٤٣١) و ابنتغری بردی (١٩٨٦، ج ٤، ص ١٨٨ـ١٨٩) مطالبی تاریخی از دستنوشتهها و آثار جوّانی نقل كردهاند.
جوّانی به جغرافیا، به ویژه وصف مصر،نیز آگاه بود. یاقوتحموی از كتاب النقط لمعجم( بِعَجم) ما اُشكِلَ علیه منالخطط جوّانی مطالبی در باره فسطاط و جغرافیای تاریخی مصر نقل كرده است ( رجوع کنید به ١٩٦٥، ج ١، ص ٣٧٨، ج ٣، ص٨٩٩ ـ ٩٠١). مقریزی نیز، ضمن كتابهایی كه در باره بخشها و نواحی مصر تألیف شده، از این كتاب یاد كرده و مطالبی از آن نقل نموده است (رجوع کنید به ١٩٧٠، ج ١، ص ٥، ٣٣٧، ٤٩١، ج ٢، ص ٨١). جوّانی كتاب خطط مصر محمدبن بركات (متوفی ٥٢٠) را نیز به خط خود تحریر كرد (مقریزی، ١٤١١، ج ٥، ص ٤٣١). از آثار جوّانی رسالهای كوچك با عنوان مختصر منالكلام فی الفرق بین مَن اسم ابیه سلّام و سلام بهكوشش صلاحالدین منجّد در دمشق ( رجوع کنید به ١٩٦٥ میلادی) بهچاپ رسیده است. دیگر كتاب جوّانی، اصول الاحساب و فصول الانساب یا تحفه الانسابیا تحفه ظریفه و مقدمه لطیفه و هدیه منیفه فی اصول الاحساب و فصول الانساب، در باره نسب پیامبر اكرم تا آدم علیهالسلام، با تعاریفی دقیق از اصطلاحات انساب است كه آن را برای قاضی مجیرالدین عبدالرحیمبن علی لخمی نیشابوری (متوفی٥٦٦) تألیف كرد و نسخههایی خطی از آن باقی است (رجوع کنید به بروكلمان؛
ابنصابونی، تعلیقه مصطفی جواد، همانجاها).
منابع:
(١) محمدمحسن آقابزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعه: الثقات العیون فی سادس القرون، چاپ علینقی منزوی، بیروت ١٣٩٢/١٩٧٢؛
(٢) ابنتغری بردی، المنهل الصافی، ج ٤، چاپمحمد محمدامین، قاهره ١٩٨٦؛
(٣) همو، النجوم الزاهره فی ملوك مصر و القاهره، قاهره [? ١٣٨٣( ـ ١٣٩٢/ )? ١٩٦٣(ـ١٩٧٢؛
(٤) ابنحجر عسقلانی، لسانالمیزان، حیدرآباد دكن ١٣٢٩ـ١٣٣١، چاپ افست بیروت ١٣٩٠/ ١٩٧١؛
(٥) ابنخلّكان؛
(٦) ابنزهره، غنیه النزوع الی علمی الاصول و الفروع، چاپ ابراهیم بهادری، قم ١٤١٧؛
(٧) ابنشاكر كتبی، فوات الوفیات، چاپ احسان عباس، بیروت ١٩٧٣ـ١٩٧٤؛
(٨) ابنصابونی، تكمله اكمال الاكمال فی الانساب و الاسماء و الالقاب، چاپ مصطفی جواد، )بغداد( ١٣٧٧/١٩٥٧؛
(٩) ابنعدیم، بغیه الطلب فی تاریخ حلب، چاپ سهیل زكار، بیروت )? ١٤٠٨/١٩٨٨ (؛
(١٠) ابنعنبه، عمده الطالب فی انساب آل ابیطالب، چاپ محمدحسن آل طالقانی، نجف ١٣٨٠/١٩٦١؛
(١١) محمدبن احمد ذهبی، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، چاپ عمر عبدالسلام تدمری، حوادث و وفیات ٥٨١ـ٥٩٠ ه، بیروت ١٤١٧/١٩٩٦؛
(١٢) خیرالدین زركلی، الاعلام، بیروت ١٩٨٤؛
(١٣) صفدی؛
(١٤) محمدبن محمد عمادالدین كاتب، خریده القصر و جریده العصر، قسم شعراء مصر، چاپ احمد امین و دیگران، )قاهره ? ١٩٥١ (؛
(١٥) اسماعیلبن عباس غسانی، العسجد المسبوك و الجوهر المحكوك فی طبقات الخلفاء و الملوك، چاپ شاكر محمود عبدالمنعم، بغداد ١٣٩٥/١٩٧٥؛
(١٦) علیبن یوسف قفطی، المحمدون من الشعراء و اشعارهم ، چاپ ریاض عبدالحمید مراد، دمشق ١٣٩٥/١٩٧٥؛
(١٧) قلقشندی؛
(١٨) احمدبن علی مقریزی، كتاب المقفی الكبیر، چاپ محمد یعلاوی، بیروت ١٤١١/١٩٩١؛
(١٩) همو، كتاب المواعظ و الاعتبار بذكر الخطط و الا´ثار، المعروف بالخطط المقریزیه، بولاق ١٢٧٠، چاپ افست بغداد )١٩٧٠]؛
(٢٠) عبدالعظیمبن عبدالقوی منذری، التكمله لوفیات النقله، چاپ بشار عواد معروف، بیروت ١٤٠١/ ١٩٨١؛
(٢١) یاقوت حموی، كتاب معجمالبلدان، چاپ فردیناند ووستنفلد، لایپزیگ ١٨٦٦ـ١٨٧٣، چاپ افست تهران ١٩٦٥؛
(٢٢) همو، معجمالادباء، چاپ احسان عباس، بیروت ١٩٩٣؛
(٢٣) Carl Brockelmann, Geschichte der Arabischen Litteratur , Leiden ١٩٤٣-١٩٤٩;
(٢٤) Supplementband , ١٩٣٧-١٩٤٢.
/ محمدرضا ناجی /