دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥١٥٠
جوامع الطیمائوس فی العلم الطبیعی ، (یا جوامع كتاب طیماوس فی العلم الطبیعی لجالینوس)، عنوان بازنویسی جالینوس *از بخشی از رساله تیمائوسِ افلاطون. باتوجه به سهم متن اصلی تیمائوس در پدید آمدن جوامع كتاب طیماوس... به وسیله جالینوس و نیز اهمیت این كتاب در تكوین موضوع معرفتشناسی در یونان و نیز بعضی فیلسوفان دوره اسلامی، در ابتدا لازم است گزارشی از ماهیت و متن تیمائوس داده شود.
رساله تیمائوس، یگانه رساله «علمی» موجود از افلاطون و یك جزء از چند گانهای است كه او برای تبیین پارهای از آرای خود تألیف كرد. این چند گانه را شامل جمهوری، تیمائوس، كرِیتیاس (كه نیمهتمام ماند؛ برای متن موجود رجوع کنید به افلاطون، ١٣٨٠ ش، كریتیاس، ص ١٠٦ ـ ١٢١) و هرموكراتس (كه نوشته نشد) و یا سه رساله اخیر میدانند ( رجوع کنید به گمپرتس، ج ٢، ص ١١٤٦، پانویس ١؛ اكرمی، ص ٧٠). افلاطون، تیمائوس را در فاصله سالهای ٣٦٦ـ ٣٦٠ ق م، یعنی در دوران پختگی علمیاش نگاشت( رجوع کنید به < دائره المعارف فلسفه راتلیج >، ج ٧، ص ٤١٩؛ اكرمی، ص ٦٩ـ٧٠؛ قس افلاطون، ١٩٤٨، ص ١). افلاطون در این رساله مانند دیگر رسائلش، مقصود علمی ـ فلسفی خود را در قالب گفتگویی طرح كرده كه این بار میان سقراط، تیمائوس (تیمائوس لوكریسی، منسوب به لوكری یا لوكریس در جنوب ایتالیا كه برخی او را دوست و برخی شاگرد افلاطون میدانند رجوع کنید به افلاطون، ١٣٨٠ ش، تیمائوس ، ٢٠؛ همو، ١٩٤٨، ص ٢ـ٣؛ رازی، الحاوی، ترجمه فارسی، ج ١، فهرست اعلام، ص ٣٣٨؛ اكرمی، ص ٧٥؛ قس شهرستانی، ج ٢، ص ٨٨؛ كه در سطری او را استاد افلاطون و در سطری دیگر او را شاگرد افلاطون میداند؛ سارتون، ١٣٣٦ ش، ص ٤٥١)، كریتیاس (احتمالاً پدربزرگ مادر افلاطون رجوع کنید به افلاطون، ١٩٤٨، ص ١؛ قس اكرمی، همانجا) و هرموكراتس (ظاهراً از نظامیان و دولتمردان؛ رجوع کنید به افلاطون، ١٩٤٨، ص ٢) صورت گرفته است.
تیمائوس، با گفتگوی سقراط و تیمائوس در یادآوری مباحث جمهوری ( رجوع کنید به همو، ١٣٨٠ ش، تیمائوس، ١٧ـ١٩) آغاز میشود و با نقل خاطرهای از كودكی كریتیاس، در باره گفتگویی میان سولون (حكیم و قانوندان نامدار آتنی و یكی از حكمای هفتگانه، ح ٦٣٩ـ ح ٥٥٩ ق م رجوع کنید به سارتون، ١٣٣٦ ش، همانجا) و كاهنی مصری در باره جزیره افسانهای آتلانتیس ادامه مییابد ( رجوع کنید به افلاطون، ١٣٨٠ ش، تیمائوس ، ٢١ـ٢٦). سپس تیمائوس، مباحث كیهانشناسی را آغاز میكند ( رجوع کنید به همان، ٢٧ـ٦١). بخش پایانی رساله، بحث در باره ادراك حسی انسان، كارْ اندامشناسی (فیزیولوژی) بیماری و پیدایش جانداران دیگر در فرایند تناسخ * است ( رجوع کنید به ١٣٨٠ ش، تیمائوس ، ص ٦١ ـ٩٢).
تیمائوس عمدتاً به كیهانشناسی فلسفی و پیدایش جهان میپردازد، اما مفسران و شارحان آن را اوج حكمت افلاطونی دانستهاند (سارتون، ١٣٣٦، ص ٤٥٠).
اگر چه افلاطون در این رساله سعی داشته است كه توضیحاتی در تبیین برخی پدیدههای علمی عرضه كند اما توضیحات وی عموماً حتی با دانش آن روزگار هم سازگار نیست ( رجوع کنید به اكرمی، ص ٨٢، ٣٩٦).
دیدگاه فلسفی خاص حاكم بر تیمائوس و نیز اعتبار مباحث نجوم و ریاضی آن باعث شد كه از نخستین كتابهایی باشد كه توجه مترجمان، مفسران و شارحان را به خود جلب كرد. خلكیدیوس (فیلسوف و منجم قرن چهارم میلادی) اولین كسی بود كه تیمائوس را به لاتینی ترجمه كرد. این كار او بسیار مهم بود زیرا تا پایان قرن دوازدهم میلادی، افلاطون را در غرب عمدتاً با این ترجمه لاتینی میشناختند (سارتون، ١٩٧٥، ج ١، ص ٣٥٢ـ٣٥٣). این ترجمه آنقدر ارزشمند بود كه آن را انجیل افلاطونی مینامیدند و شاید همین موضوع باعث شد تا خرافاتی در تفسیرها وارد شود (همو، ١٣٣٦ ش، ص ٤٥٤). ارزش عجیب و غریب تیمائوس برجا بود تا اینكه در قرن دوازدهم، منون و فایدون به لاتینی ترجمه و اروپاییان با دیگر تألیفات افلاطون آشنا شدند ( رجوع کنید به همو، ١٩٧٥، ج ١، ص ١١٣، ج ٢، ص ٣٤٧). نخستین كسی كه تیمائوس را تفسیر كرد كرانتور سولیایی (مشهور در ٣٠٠ ق م) بود. دیگر مفسران آن عبارت بودند از: پوسیدونیوس آپامهای (قرن اول ق م) كه تفسیر او تا پایان قرون وسطا بر عقاید فلسفی تأثیر فراوان داشت، آدراستوس افرودیسیایی (شكوفایی در قرن دوم) كه تفسیر او به مسائل ریاضی و ستارهشناسی تیمائوس پرداخته بود، و اسكلپیودوتوس اسكندرانی (برآمدن در نیمه دوم قرن پنجم) و برخی از مفسران قرون سپسین (برای تفصیلات و دیگر مفسران رجوع کنید به سارتون، ١٣٣٦ ش، ص ٤٥٩ـ٤٦١؛ همو، ١٩٧٥، ج ١، ص ٢٠٤، ٢٧١، ٣٥٢ـ٣٥٣، ج ٢، ص ١٢١ و جاهای دیگر). به نوشته اكرمی (ص ٧٧)، ارسطو هم از مهمترین مفسران تیمائوس بوده است. نخستین ترجمه یونانی تیمائوس و دیگر آثار افلاطون در سال ٩١٩/١٥١٣ در ونیز به وسیله آلدوس و موسوروس صورت گرفت (سارتون، ١٩٧٥، ج ١، ص ١١٣).
جوئیت در ١٢٨٨/١٨٧١ این رساله را به انگلیسی ترجمه كرد. محمدحسن لطفی، بر اساس ترجمههای آلمانی و فرانسه و انگلیسی، اقدام به ترجمه و چاپ دوره آثار افلاطون ، از جمله رساله تیمائوس، در ١٣٥٦ ش به زبان فارسی نمود. این مجموعه در ١٣٦٧ ش و ١٣٨٠ ش كاملتر شد(برای گزارشی از چاپهای این كتاب و پژوهشهایی كه در باره آن در غرب انجام شده است رجوع کنید به < مجموعه كیمبریج در باره افلاطون >، ص ٥١٩ ـ ٥٢٠).
در تمدن اسلامی، ترجمه عربی تلخیص و بازنویسی جالینوس از تیمائوس تداول یافت كه ظاهراً متن یونانی آن از بین رفته است. این رساله كه جوامع كتاب طیمائوس فیالعلم الطبیعی نام دارد، بیشتر به بخشهای پزشكی و فلسفه طبیعی اندیشههای افلاطون میپردازد. به نوشته جالینوس (ص ٨٧ ـ ٨٨)، افلاطون در این رساله برخلاف دیگر كتابهایش، كلامش كوتاه و مختصر است و شاید هدف افلاطون از ایجاز كلام در این كتاب آن بوده است كه جز با اندیشه كامل و غور در مطالبش مفهوم آنها برای دیگران آشكار نشود و فقط كسانی كه بر سایر آثارش اشراف دارند مفهوم این رساله را دریابند. گاهی جالینوس برای توضیح بیشتر نظریات افلاطون به مقالات خود نیز ارجاع داده است. مثلاً، در توضیح كار چشم، سخن را كوتاه كرده و به مقاله فی آراء بقراط و فلاطن ( رجوع کنید به همان، ص ٩٧) و در توضیح علل امراض نیز به جای توضیح بیشتر، خوانندگان را به دو اثر یعنی فی آراء بقراط و فلاطن و الشرحِ لِما فی كتاب طیماوس من علم الطب ارجاع داده ( رجوع کنید به همان، ص ١١٣ـ١١٤، ١١٨ـ١١٩) و گاهی نیز به مثال متوسل شده است ( رجوع کنید به همان، ص ١٠٤ـ ١٠٥).
برای نخستین بار، یحییبن بطریق بازنویسی جالینوس از تیمائوس افلاطون را به عربی ترجمه كرد (ابنندیم، ص ٣٠٦ـ٣٠٧؛ نیز رجوع کنید به هاشمی، ص ٤١). بهگزارش حنینبن اسحاق (ص ٦١)، او ابتدا این كتاب را از یونانی به سریانی و سپس، مقاله اول آن را به عربی برگرداند. پس از حنین، اسحاقبن حنین بقیه آن را به عربی ترجمه كرد. عجیب اینكه حنین، برخلاف ابنندیم، از ترجمه ابنبطریق از این كتاب سخنی به میان نیاورده،در حالیكه به روایت ابنندیم (ص ٣٠٧) حنین ترجمه ابنبطریق را اصلاح نموده است (نیز رجوع کنید به هاشمی، همانجا). ابنندیم در جایی (ص ٣٠٦ـ٣٠٧) از این كتاب، تنها با عنوان كتاب طیماوس و در جایی دیگر (ص ٣٤٩) از آن با عنوان ما ذَكَرَه فلاطُن فی طیماوس یاد كرده است. عنوان دوم، كاملاً شبیه عنوانی است كه حنینبن اسحاق (همانجا) برای این كتاب آورده است. اما ابنابی اصیبعه (ج ١، ص ١٠٣) از این كتاب با عنوان تفسیر ما فی كتاب فلاطن المسمّی طیماوُس من علم الطب یاد كرده است. به نوشته قفطی (ص ١٨)، یحییبن عدی نیز این كتاب را اصلاح نموده است اگرچه بهرغم نوشته حنین (همانجا)، كه از تبویب كتاب در چهار مقاله یاد كرده، این كتاب بدون بخشبندی خاصی و تنها در یك بخش كلی تهیه شده است.
جوامع، مورد توجه آن دسته از پزشكان و دانشمندان دوره اسلامی، كه به موضوع فلسفه طبیعی علاقهمند بودند، قرار گرفت و به آثار بسیاری از آنان راه یافت، از آن جمله جابربنحیان بود كه از آن با نام كتاب طب طیماوس نام برده است (رجوع کنید به كراوس، ج ٢، ص ٤٩). این اشاره جابر و نیز مواردی از این دست، از جمله نقل نظریه خلقت منسوب به افلاطون در تیمائوس ( رجوع کنید به همان، ج ٢، پانویس ص ٤٨) و نیز تفسیر مكتب كیمیایی افلاطون در «مصححّات افلاطون» (همان، ج ٢، ص ٤٨)، نشان میدهد كه برخی حكمای اسلامی با آثار جالینوس، پیش از شروع نهضت ترجمه، احتمالاً آشنا بودهاند.
ثابتبن قرّه (ص ٢١، ٣٤، ٤٥) از تفسیر جالینوس بر طیماوس ( در پزشكی ) و ابنبیطار (ج ٢، ص ٦٦، ج ٤، ص١٧٨) از كتاب طیماوسِ جالینوس نام بردهاند. در میان پزشكان دوره اسلامی، بیشترین ارجاع به این كتاب از آنِ محمدبن زكریای رازی است. او دستكم در دو كتابش، یعنی الحاوی فی الطب (از جمله، ج ١، ص ٨٨ ـ٨٩، ١٥٣، ١٥٧، ج ٤، ص ٨٨) و الجُدری و الحصبه *(ص ٣)، از جوامع سود برده است. بر اساس فهرستی كه ابوریحان بیرونی از آثار رازی تهیه كرده (ص ١٣)، رازی كتابی به نام تفسیر كتاب طیماوس نیز تألیف كرده بوده (نیز رجوع کنید به سزگین، ج ٣، ص ٤٩؛ قس قفطی، ص ٢٧٥) كه نسخهای از آن باقینمانده است. حتی به نظر میرسد كه او از تفاسیری كه پلوتارك و جالینوس بر تیمائوس نوشتهاند تأثیر پذیرفته است ( د. اسلام، چاپ دوم، ذیل «افلاطون»). از دیگر نویسندگان دوره اسلامی كه جوامع مورد توجه آنان قرار گرفته است، مسعودی (متوفی ٣٤٦) است. او در التنبیه و الاشراف (ص ١٦٢ـ١٦٣) از این كتاب با نام طیماوس فیما بعدالطبیعه یاد كرده و نوشته كه افلاطون آن را در سه مقاله برای شاگردش تیمائوس تألیف كرده است. گفتنی است كه در این موضع، مسعودی این كتاب را با اثری كه جالینوس بر آن تفسیر نوشته، متفاوت دانسته است. مسعودی در مبحث كهانت مُروج الذهب (ج ٢، ص ٣١٧)، برای ارتباط بین نفس و روح و بدن انسان، از این كتاب یاد كرده است (نیز رجوع کنید به فارابی، ص ٩١). در این میان، شماری از دانشمندان (از جمله اشتاین شنایدر، ص ١٤٨؛ مایرهوف و شاخت، ص ٥٦ـ٦٣ و به نقل از آنها، محقق، ص ١١ـ١٣) از انتقاد ابنمیمون بر آنچه جالینوس بر كتاب جوامع طیماوس در كتاب الفصول خود نوشته، یاد كردهاند، اما بررسی یكی از نسخههای متقن الفصولابنمیمون (نسخه خطی كتابخانه ( ش١ ) مجلس شورایاسلامی، ش٢/٦٥٠٥)، نشان داد كه چنین انتقادی از سوی ابنمیمون صورت نگرفته است. به نظر میرسد كه این اشتباه تاریخی ناشی از خلط دو عنوان از آثار ابنمیمون، یعنی الفصول و رساله القبریه، باشد.
از جوامع نسخههای معدودی مانده است (برای معرفی دو عنوان از این نسخهها كه مورد استفاده عبدالرحمان بدوی برای چاپ انتقادی این كتاب بودهاند رجوع کنید به جالینوس، ص ٨٥، معرفی نسخهها به وسیله بدوی). این كتاب را نخستین بار پل كراوس در ١٩٥١ در لندن چاپ كرد و سپس به اهتمام عبدالرحمان بدوی در ١٣٥٣ ش/ ١٩٧٤ در تهران بهچاپ رسید.
منابع:
(١) ابن ابیاصیبعه، كتاب عیون الانباء فی طبقات الاطباء، چاپ امرؤالقیس بیطحان [آوگوست مولر(، كونیگسبرگ و قاهره ١٢٩٩/١٨٨٢، چاپ افست انگلستان ١٩٧٢؛
(٢) ابنبیطار؛
(٣) ابنندیم (تهران)؛
(٤) ابوریحان بیرونی، فهرست كتابهای رازی و نامهای كتابهای بیرونی، تصحیح و ترجمه و تعلیق از مهدی محقق، تهران ١٣٧١ ش؛
(٥) افلاطون، دوره آثار افلاطون، ترجمه محمدحسن لطفی و رضا كاویانی، تهران ١٣٨٠ ش؛
(٦) موسی اكرمی، كیهانشناسی افلاطون، تهران ١٣٨٠ ش؛
(٧) ثابتبن قرّه، كتابالذخیره فی علمالطب ، چاپ صبحی، قاهره ١٩٢٨؛
(٨) جالینوس، جوامع كتاب طیماوس فیالعلمالطبیعی ، اخراج حنینبن اسحاق، در افلاطون فی الاسلام: نصوص، حققها و علق علیها عبدالرحمان بدوی، تهران: مؤسسه مطالعات اسلامی دانشگاه مكگیل، ١٣٥٣ ش؛
(٩) حنینبن اسحاق، رساله حنینبن اسحق الی علیبن یحیی فی ذكر ما تُرْجِمَ من كتب جالینوس، متن عربی با ترجمه فارسی، چاپ مهدی محقق، تهران ١٣٧٩ ش؛
(١٠) محمدبن زكریا رازی، ترجمه كتاب الجُدَری و الحصبه ( آبله و سرخك )، با حواشی و ملحقات به سعی و اهتمام محمود نجمآبادی، تهران ١٣٧١ ش؛
(١١) همو، كتابالحاوی فیالطب ، حیدرآباد، دكن ١٣٧٤ـ١٣٩٠/ ١٩٥٥ـ١٩٧١؛
(١٢) همان، ج ١، ترجمه محمود طباطبائی، )تهران] ١٣٦٩ ش؛
(١٣) جورج سارتون، تاریخ علم: تا پایان دوره طلایی یونان، ترجمه احمد آرام، تهران ١٣٣٦ ش؛
(١٤) محمدبن عبدالكریم شهرستانی، الملل و النحل، چاپ محمد سید كیلانی، قاهره ١٣٨٧/١٩٦٧؛
(١٥) محمدبن محمد فارابی، كتاب تحصیلالسّعاده، چاپ جعفر آلیاسین، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(١٦) علی بن یوسف قفطی، تاریخ الحكماء، و هو مختصرالزوزنی المسمی بالمنتخبات الملتقطات من كتاب اخبارالعلماء باخبار الحكماء، چاپ یولیوس لیپرت، لایپزیگ ١٩٠٣؛
(١٧) تئودورگمپرتس، متفكران یونانی، ترجمه محمدحسن لطفی، تهران ١٣٧٥ ش؛
(١٨) مهدی محقق، «ردّ موسیبن میمون بر جالینوس و دفاع از موسیبن عمران»، مجله دانشكده ادبیات و علومانسانی دانشگاه تهران ، سال ١٥، ش ١ (مهر ١٣٤٦)؛
(١٩) مسعودی، تنبیه ؛
(٢٠) همو، مروج (پاریس)؛
(٢١) احمد هاشمی، «آرا و آثار حنینبن اسحاق»، مجله تاریخ علم ، ش ٥ (بهار و تابستان ١٣٨٥)؛
(٢٢) The Cambridge companion to Plato , ed. Richard Kraut, New York: Cambridge university, ١٩٩٢;
(٢٣) EI ٢, s.v. "Aflatun" (by R.Walzer);
(٢٤) Paul Kraus, Jabir ibn Hayyan: contribution a l'histoire des idees scientifiques dans l'Islam , Cairo ١٩٤٢-١٩٤٣;
(٢٥) Max Meyerhof and Josef Schacht, "Maimonides against Galen on philosophy and cosmogony", Bulletin of the Faculty of Arts of the University of Egypt , vol.٥. ١٩٣٧;
(٢٦) Plato, Plato's cosmology: the Timaeus of Plato translated with a running commentary , by Francis Macdonald Cornford, London ١٩٤٨;
(٢٧) Routledge encyclopedia of philosophy , ed. Edward Craig, London: Routledge, ١٩٩٨, s.v. "Plato" (by Malcom Schofield);
(٢٨) George Sarton, Introduction to the history of science , Malabar, Fla. ١٩٧٥;
(٢٩) Fuat Sezgin, Geschichte des arabischen Schrifttums , Leiden ١٩٦٧;
(٣٠) Moritz Steinschneider, Die arabischen U bersetzungen aus dem Griechischen , Graz ١٩٦٠.
/ شمامه محمدیفر /