دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥١٣٣
جواد اصفهانی ، ابوجعفر محمدبن علیبن ابیمنصور ملقب به جمالالدین، وزیر ایرانی تبار زنگیان*در سده ششم. از تاریخ تولد او اطلاعی در دست نیست. پدر بزرگش، ابو منصور، در دوره سلطنت ملكشاهسلجوقی(٤٦٥ـ ٤٨٥) نگهدارنده سگهای شكاری بود. پدرش اهل اصفهان و حاجب شمسالملكبن نظامالملك، وزیر سلطانمحمد سلجوقی(حك: ٤٩٨ـ٥١١)، بود (بُنداری، ص١٩٣؛ كسائی، ص٥٧). جمالالدین نخست تحت تربیت پدرش قرار گرفت و با حمایت عزیزالدین ابونصر احمدبنحامد، از امرای سلجوقی، به دربار سلجوقیان راه یافت. او در دوره حكومت سلطانمحمود سلجوقی(٥١١ ـ ٥٢٥) مسئول دیوانعرض(دیوان لشكر و سپاه) شد (بنداری، همانجا؛ ابنخلّكان، ج٥، ص١٤٣؛ د. اسلام، چاپدوم، ذیلمادّه). جمالالدین در دربار سلجوقیان به اَبلج(مرد گشاده ابرو) شهرت داشت(بنداری، همانجا).
در ٥٢٢ كه عمادالدینِ زنگی*حكومت اتابكان زنگی را بنیان گذارد، جمالالدین به وی پیوست و رئیس دیواناِشراف و حاكم نصیبین و رَحْبه شد (بنداری؛ ابنخلّكان، همانجاها). درستكاری او سبب گردید تا در این منصب باقی بماند (بنداری، همانجا).
با مرگ عمادالدین زنگی در ٥٤١، بین فرزندان و امرایش بر سر جانشینی او كشمكش در گرفت. سیفالدین غازیاول كه از حمایت جمالالدین و صلاحالدینمحمد باغیسیانی، یكی از امرای زنگیان، برخوردار بود، به امارت رسید و جمالالدین وزیر او شد (ابناثیر، ١٣٩٩ ـ ١٤٠٢، ج١١، ص١١٢ـ١١٣؛ بنداری، ص١٩٤؛ ابنخلدون، ج٥، ص٢٧٩). جمالالدین در دوره سیفالدین قدرت و ثروت بسیار به دستآورد. او از بذل مال دریغ نمیكرد، به همین سبب به جواد مشهور شد (بنداری، ص١٩٤ـ ١٩٥؛ ابنخلّكان، ج٥، ص١٤٤).
پس از سیفالدینغازی، برادرش قطبالدینمودود (حك: ٥٤٤ ـ ٥٦٤)، با یاری جمالالدین و زینالدینعلی كوچك سپهسالار، از امیران زنگی، به امارت رسید(ابنقَلانِسی، ص٣٠٦ـ٣٠٧؛ ابناثیر، ١٣٩٩ـ١٤٠٢، ج١١، ص١٣٩؛ بنداری، ص٢٠٧). جمالالدین همچنان بر مسند وزارت باقی ماند و اقدامات مفیدی برای آبادی مكه و مدینه كرد (رجوع کنید به ابناثیر،١٣٩٩- ١٤٠٢، ج١١، ص٣٠٩؛ همو، ١٣٨٢، ص١٢٨ـ١٢٩؛ ابنخلّكان، ج٥، ص١٤٤ـ ١٤٥).
در ٥٥٨ قطبالدین مودود بر جواد اصفهانی خشم گرفت و او را به زندان افكند (ابناثیر، ١٣٩٩ـ١٤٠٢، ج١١، ص٣٠٦). ظاهراً محبوبیت و نفوذ وی، موجب هراس قطبالدین مودود شده بوده است. وی در ٥٥٩ در زندان درگذشت و گویا مرگ خویش را پیشبینی كرده بود (رجوع کنید به همانجا). پیكر او را در موصل به امانت به خاك سپردند و ششسال بعد به وصیت خود وی و با حمایت اسدالدین شیركوه، عموی صلاحالدینایوبی كه از دوستان جواد اصفهانی بود، جسدش را به مدینه منتقل كردند و در سرایی نزدیك مسجدالنبی به خاك سپردند (ابنجوزی، ج١٨، ص١٦١؛ ابناثیر، ١٣٩٩ـ١٤٠٢، ج١١، ص٣٠٧؛ ابنعماد، ج٤، ص ١٨٥).
او ممدوح برخی از شاعران عرب چون ابوالفوارس سعدبن محمدبن سعدبن صیفی تمیمی مشهور به حَیص بَیص*، و محمدبننصر قَیسَرانیبود (بنداری، ص١٩٤؛ ابنخلّكان، ج٥، ص ١٤٤). خاقانی مثنوی تحفه العراقین را به وی تقدیم كرده و در اشعار بسیاری او را ستوده است (رجوع کنید به ص١٠ـ١١، ١٨٦ـ١٩٥).
پسر جواد اصفهانی، جلالالدین ابوالحسن علی، در دوره امارت سیفالدین غازیبن قطب الدین مودود وزیر شد.او نیز مورد غضب اتابك زنگی قرار گرفت و چندی در زندان به سر برد (ابناثیر، ١٣٩٩ـ١٤٠٢، ج١١، ص٤٤٨؛ ابنخلّكان، ج٥، ص١٤٦).
منابع:
(١) ابناثیر، التاریخ الباهر فی الدوله الاتابكیه، چاپ عبدالقادر احمد طلیمات، قاهره [ ? ١٣٨٢/١٩٦٣(؛
(٢) همو، الكامل فی التاریخ، بیروت ١٣٨٥ـ ١٣٨٦/ ١٩٦٥ـ١٩٦٦، چاپ افست ١٣٩٩ـ١٤٠٢/ ١٩٧٩ـ١٩٨٢؛
(٣) ابنجوزی، المنتظم فی تاریخ الملوك و الامم، چاپ محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادرعطا، بیروت١٤١٢ /١٩٩٢؛
(٤) ابنخلدون؛
(٥) ابنخلّكان؛
(٦) ابنعماد؛
(٧) ابن قلانسی، تاریخ أبییعلی حمزهابن القلانسی، المعروف بذیل تاریخ دمشق، قاهره: مكتبهالمتنبی، )بیتا.(؛
(٨) فتحبنعلیبنداری، تاریخ دوله آل سلجوق ) زبدهالنصر و نخبهالعصر]، بیروت ١٩٧٨؛
(٩) بدیلبن علیخاقانی، مثنوی تحفه العراقین،چاپ یحیی قریب، تهران١٣٣٣ ش؛
(١٠) نوراللّه كسائی، «جمالالدین اصفهانی: وزیر نیكوكار عصر سلجوقی»، وقف: میراث جاویدان، سال٥، ش٣ و ٤ (پاییز و زمستان١٣٧٦)؛
(١١) EI ٢ , s.v. " Al - Djawad Al - Isfahani".
/ مهینفهیمی/