دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥١١٩
جِنِّه ، شهری تاریخی در كشور مالی. این شهر در ٣٦٠ كیلومتری جنوب غربی تمبوكتو *، در میان دشتی وسیع، در ساحل چپ رود بنی از شاخههای رود نیجر[حدود صد كیلومتریجنوب محل التقای رود بنی به رود نیجر(، رویتپهای به ارتفاع ٢٧٨ متر واقعاست. رود بنی، در طولسهماهبارندگیسالانه(حدود نیمهمرداد تا نیمهآبان/ اوت، سپتامبر و اكتبر) طغیان میكند و اطراف جنّه را آب میگیرد و شهر به صورتجزیره در میآید. ظاهراً نام اصلی شهر دینّه بوده است، در باره ریشه كلمه اطلاع دقیقی در دست نیست )رجوع کنید به د. اسلام، چاپدوم، ذیل ""Dienne]. در مآخذ عربی به صورت جنی آمده است.
تاریخ بنای شهر دقیقاً معلومنیست. عبدالرحمانبنعبداللّهسعدی، مؤلف تاریخالسودان، مدتی اداره شهر را بهعهده داشت(١٠٣٦ـ١٠٤٧/١٦٢٧ـ١٦٣٧). [او در تاریخ السودان(ص١٢) نوشته است كه به اینمكانزُبْرُ/ زُبُرُ گفته میشد ( . قبیله نونو، كه در قرن سوم/ نهم از شمال آمدند، در زبُرُ ساكن شدند و بوزو ها را، كه در آننواحیسكونتداشتند، تحتحاكمیتخود در آوردند. بعدها، بر اثر اختلاط این دو قبیله و كمبود مسكن، گروهی جدا شدند و شهر امروزی جنّه را )در كنار شهر قدیمی جنه/ جِنو ( ساختند )رجوع کنید به د.ا.ترك، ذیل مادّه]. اینشهر ــ كه بازرگانانِ سرزمینمنده بر سر راهیتجاری و در ملتقایرود نیجر و شاخههایآن، آنرا ساختهاند ــ یكیاز زیباترینمراكز مسكوندر سودانغربیاست.
به نوشته سعدی [همانجا (، مردمشهر، به سببرفت و آمد بازرگانانمسلماندر قرنششم/ دوازدهم، اسلامآوردند. وقتیسلطانكنبورو (اولینپادشاهی كه در جنّه مسلمانشد) اسلامآورد، كاخخود را ویرانكرد و به جایآنمسجد بزرگیساخت(اینمسجد تا اوایلقرنسیزدهم/ نوزدهم بر پا بود). وی سپس علمای شهر را گرد آورد و در حضور آناناعلامكرد كه به اسلام گرویده است. چون مردم جنّه مسلمانشدند، معابد را ویران كردند و به جای آنها، جامعو مسجد و دیگر بناهای اسلامیساختند )همان، ص١٢ـ١٣]. همچنین مدرسه بزرگی ساختند كه علوم دینی و اجتماعی و به خصوص طب در آن تدریس میشد.
جنّه در برابر حملات خارجی به خوبیحراست میشد. گرداگرد شهر را حصاری آجری فراگرفتهبود. فرانسویاندر اواخر قرنسیزدهم/ نوزدهمآنحصار را، كه مانع توسعهشهر بود، خراب كردند [ د. اسلام، همانجا(. گرچه پادشاهانمالیبارها شهر را محاصرهكردند، نتوانستند آنرا بگشایند. سرانجام، حصار استوارِ جنّه را علیبْر(علی اكبر) )سُنّیعلی (حك: ٨٦٧ ـ ٨٩٧)(، پادشاه سنگای، در همشكست و پس از محاصرهای كه طبق روایت، بیش از هفت سال به طولانجامید، در ٨٧٧/ ١٤٧٣ وارد شهر شد. وی تمبوكتو را آتش زد و ویرانكرد، اما به جنّه آسیبینرساند و با مردم شهر به ملایمت رفتار كرد. علیبر، با آنكه به ظاهر مسلمانبود، فرائض دینی را بهجا نمیآورد و متهم به بدرفتاری با علما بود. بعد از وی، در ٨٩٧/١٤٩٢ یكی از فرزندانشجانشیناو شد، اما یكسالبعد، محمد نوری، یكیاز فرمانروایانعلیبر، به حاكمیت خاندان سنگای خاتمه داد و بر جنّه مستولیشد )رجوع کنید به سنگای*].
پس از ٩٩٩/١٥٩١ (به احتمالبسیار در ١٠٠٥/ ١٥٩٦)، جُدارپاشا ــ كه شریف احمدِ منصور، سلطان فاس، او را مأمور فتح سودان كرده بود ــ جنّه را تصرفكرد. حكومت فاس تا قرن سیزدهم/ نوزدهمدر اینشهر ادامهیافت. نمایندهدولتفاسبا دو معاون، یعنییكفرمانده(قائد) و یك خزانهدار(امین)، جنّه را ادارهمیكرد، اما، مردم جنّه به سبب نارضایتی از حكومتفاس، به جاهای دیگر مهاجرتكردند. در قرندوازدهم/ هجدهم، بمباره ها، كه در سرزمینمندهعلیا به تدریج قدرت یافته بودند، به جنّه میتاختند و شهر را غارت و مردم را به پرداخت جزیه مجبور میكردند و حتی در زماننِگولو دیارا (١١٨٠ـ ١٢٠٥/ ١٧٦٦ـ١٧٩٠) حاكمیت شهر را به دست گرفتند[رجوع کنید به تریمینگام، ١٩٨٥، ص١٤٩].
در آغاز سدهسیزدهم/ نوزدهم، شیخاحمدو لُبّو در مزرعهای نزدیك جنّه سكونتگزید و به ترویج اسلامپرداخت(رجوع کنید به احمدو لبّو *)؛ اما، حكومتفاس، كه از فعالیتهایاو ناخشنود بود، وی را از آنسرزمینراند. او به ماسینا رفت و در آنجا نفوذ یافت و در مدتی كوتاه دعوتخویش را تا تمبوكتو و جنّه، كهتودههایمسلماندر آنجاها فراوانبودند، اشاعهداد. احمدو لبّو به درخواست مردمجنّهــ كه از حكمرانانمسلط بر خود به تنگآمدهبودند ــ نمایندگانی به آنشهر فرستاد و حكومت خود را در آنجا هم تثبیتكرد؛ اما، پساز مدتكوتاهی، چون نمایندگانِ وی را كشتند، او نیز شهر را محاصره و تصرفكرد و گروهیاز مردم را تبعید نمود. همچنینمسجدی را كه سلطانكنبورو در قرندوازدهم ساخته بود ویرانكرد و به جای آن مسجد دیگریساخت(١٢٤٦/١٨٣٠ [د. اسلام، همانجا]). احمدو لبّو ادارهشهر را، با نظارت یكی از مأمورانخود، به رؤسایمحلیسپرد و پادگانیدر شهر دایر كرد. جنّهدر ١٢٧٩/ ١٨٦١ به تصرف فولانی*ها ــ كه حاجعمر تال آنان را رهبری میكرد ــ درآمد. در ١٣١١/١٨٩٣، نیروهای فرانسویشهر را اشغالكردند و جنّه بهخاك سودانپیوست. با استقلالجمهوریمالیدر ١٣٢٩ ش/ ١٩٦٠، جنّه نیز جزوِ سرزمینهای مالی باقی ماند.
جنّه در دورههای گذشته، به دلیل آنكه در مسیر راه آبی و بر سر راه معادن طلای بیتو، لوبی و بوره واقع بود، اهمیت تجاری فراوانی داشت و تا پایان سدهدهم/شانزدهم بسیار مرفه بود. از سدهیازدهم/هفدهمتجارتبرده در آنجا آغاز شد و، به ویژه بههمینسبب، تا قرنسیزدهم/ نوزدهماهمیتتجاریخود را در مسیر افریقایشمالی حفظ كرد و همچنان شهریآباد و مرفه باقی ماند. اهمیت تجاری شهر، به تدریج به شهر موپتی، واقع در جلگهای در ملتقای دو رود نیجر و بنی، منتقلشد. جنّه امروزه از مراكز تجاریدرجه دو است [در سرشماری١٣٨٥ش/ ٢٠٠٦، جمعیت شهر ٨٥٢ ، ٢٢ تن بوده است(< فرهنگ جغرافیائی جهان>)(. شهر دارای خانههای زیبا و كهناست و به شیوه خاصی ساخته شده و مسجد بزرگ آن مشهور است. در طول تاریخ، عالِمانبسیاریدر آنجا پرورشیافتهاند)رجوع کنید به سعدی، ص١٦ـ٢٠(. این شهر امروزه هم در میان مسلمانانافریقا، جایگاه ویژهای دارد و یكیاز مراكز مهم علوم دینی است )رجوع کنید به عطیهاللّه، ج١، ص٦٤٣] و در برخی مآخذ جدید، آن را شهر مقدّس خواندهاند.
منابع:
(١) جان جوزف، الاسلام فی ممالك و امبراطوریات افریقیا السوداء، ترجمه مختار سویفی، قاهره١٤٠٤/ ١٩٨٤، ص٨٤ ـ ٨٥؛
(٢) حسن ابراهیم حسن، انتشار الاسلام فی القاره الافریقیه، قاهره١٩٨٤، ص٢١٧ـ ٢١٨؛
٣- [عبدالرحمانبنعبداللّه سعدی، تاریخ السودان، چاپ هوداس، پاریس١٩٨١(؛
(٤) احمد عطیهاللّه، القاموسالاسلامی، قاهره١٣٨٣/ ١٩٦٣ـ ؛
(٥) نعیم قداح، افریقیا الغربیه فی ظلالاسلام، الجزایر)بیتا.]، ص٨٦؛
(٦) لئویآفریقایی، وصفافریقیا، ترجمه عن الفرنسیه محمد حجی و محمد اخضر، بیروت١٩٨٣، ج١، ص٣٠؛
(٧) P.B. Clarke, West Africa and Islam , Oxford ١٩٨٥, vol.٢, ٤٣, ٤٨, ٥٣, ١٢٩, ١٧٧-١٧٨;
(٨) EI ٢ , s.v. "Dienne) " by R. Mauny);
(٩) J. D. Fage, A history of west Africa , Cambridge ١٩٦٩, ٢٢, ٣٠, ٣٩;
(١٠) J.D. Fage and M. Verity, An atlas of African history , London ١٩٧٨, map ١١;
(١١) M. Hiskete, The development of Islam in west Africa , London ١٩٨٤, ١٣٣٣, ١٢٩, ١٩٢, ٢٤٦, ٢٥٦, ٣٢١;
(١٢) IA , s.v. "Cenne" (by G. Yver);
(١٣) Pierr Maas, "Djenne: living tradition", Aramco world , XLI / ٦ (١٩٩٠), ١٨-٢٩;
(١٤) idem, "Fishing in the Pondo", ibid, XLI /٤ (١٩٩٠) ٢٣-٣١;
(١٥) Paul Robert, Le Robert: dictionnaire universel des noms propres , Paris ١٩٨٧, vol.٢, ٩٠٣;
(١٦) J. Spencer Trimingham, A history of Islam in west Africa , Oxford ١٩٨٥, ٣١, ٦٣-٦٤, ٧٧-٧٨, ١٤١, ١٧٩;
(١٧) idem, Islam in west Africa , Oxford ١٩٥٩, ١٤٣, ١٩١, ٢١٣;
[ World gazetteer . Online. Available: http://www. world- gazetteer. com/wg.php?x... ٢٤ June ٢٠٠٦].
/ محمد آیكاچ( د. ا. د. ترك) /