دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٠٤٠
تهران ، شهر، ادامه مقاله (٣)
دوره پهلوی. دوره پهلوی (١٣٠٤ـ١٣٥٧ ش)، مرحلهگذار از اروپاییگری معتدل و التقاطی عهد قاجار به اروپاییمآبی دوره پهلوی اول و امریكاییگرایی دوره پهلوی دوم است.
١) پهلوی اول. دوره رضاشاه (حك : ١٣٠٤ـ١٣٢٠ ش) از جنبه اجتماعی و سیاسی، دوره انتقال از نظام فئودالی و حاكمیت چندگانه به حاكمیت متمركز، از جنبه فرهنگی و مذهبی، دوره برخورد ارزشهای سنّتی و مذهبی با فرهنگ وارداتی غربی و غیردینی، از جنبه اقتصادی، دوره تكوین صنایع جدید بر پایه فنّاوری غرب بود (رجوع كنید به پهلوی * ، سلسله، بخش ٣). هریك از این جنبهها، فضای خاص خود را در تهران پدید آورد.
نخستین اقدامات رضاشاه عبارت بود از: احداث كاخهای سلطنتی و ساختمانهای حكومتی، از جمله احداث مجموعه كاخهای سعدآباد؛ كاخ مرمر و مجموعه كاخهای شاهزادگان پهلوی در پیرامون آن؛ مجموعه اداری ـ سیاسی و اقتصادی بهنام معماری رضاشاهی؛ و نیز طراحی و گسترش شهر تهران به سبك غربی و احداث مجموعههای فرهنگی جدید (دانشگاه تهران، دبستانها، دبیرستانها و دانشسراها و نظایر آنها).
بینش تجددطلبانه و مقاصد سكولاریستی رضاشاهی، برای تأمین منویات حكومت پهلوی اول و قشر متجدد، حامل و حافظ فرهنگ خاص او بود و مهمترین هدف آن تبدیل ایران به كشوری اروپایی و تحول پایتخت آن به پایتختی اروپایی بود (رجوع كنید به همبلی ، ص ٢١٣ـ٢٤٣). این كار بدون درك صحیح از تجدد در غرب صورت میگرفت (ماهرویان، ص ١١٦). بخشی از فرهنگ تجددطلبانه پهلوی اول، در زمینه كاركردهای اداری ـ سیاسی، امنیتی، آموزشی و اقتصادی، ساختار فضای شهری تهران را بهوجود آورد. ساختمان این كاركردها یكی از چشماندازهای فرهنگی شاخص این دوره را پدید آوردند.
در همین دوره، دو كار عمده برای امروزی كردن ظاهر شهر تهران صورت گرفت:
١) شهرسازی جدید. از ١٣١٨، كه احتمالاً نخستین خودرو (برای مظفرالدینشاه) وارد شهر تهران شد (فلور، ١٣٧٥ ش، ص ٢٠٢)، لزوم تأسیس بلدیه (شهرداری) تهران (١٣٢٨؛ رجوع كنید به بلدیه * ) و تدوین قواعد تردد درشكه و خودرو و خیابانكشی احساس شد. از اواخر عهد قاجار و اوایل دوره پهلوی، تعداد خودروها افزایش یافت، بهطوری كه در آغاز ١٣٠٨ ش، ٢٧ تعمیرگاه خودرو در تهران وجود داشت كه در پایان همین سال به ٢٣٣ تعمیرگاه رسید. انطباق وضع راهها و نحوه رفتار مردم با آمد و شد خودروها در سرعت بخشیدن به دگرگونی منظره پایتخت مؤثر بود (همان، ص ٢١٢ـ ٢١٣). نیاز به استفاده از وسایط نقلیه چرخدار (درشكه و خودرو) بهقدری زیاد شد كه بویژه در آغاز دوره پهلوی اول، پاسخگویی به این نیاز تنها عامل تعیین كننده اندازه و شكل خیابانها و نهایتاً ملاك ارزشیابی ساختار شهری بود (مدنیپور، ص ٣٦) و قوانین و آییننامههای برنامهریزی شهری و شهرداری در مورد شبكه حمل و نقل شهری را تحتالشعاع خود قرار داد. بهاینترتیب، با رشد و گسترش شهر، طرح جدید توسعه شهری بهصورت احداث خیابانهایی در بافت قدیمی شهر و كشیدن خیابانهای اصلی و فرعی شطرنجی شكل جدید، افكنده شد. اولین نقشه تهران پس از دگرگونی، در ١٣٠٩ ش «نقشه خیابانها» نامیده شد. قانونی كه بلدیه در ١٣٠٩ ش تصویب كرد، محملی شد برای مداخلات بسیار در بافتهای كهن شهری. به دنبال تصویب این قانون، اجرای نقشه جدید خیابانها در دستور كار قرار گرفت. دو خیابان چلیپایی، یعنی خیابان بوذرجمهری (جبهخانه قدیم، ١٥ خرداد كنونی) و خیام (اكبرآباد قدیم)، بافت كهن شهری را از بین برد (حبیبی، ص ١٥٨). از ١٣١١ ش به بعد، برج و بارو و خندق دارالخلافه ناصری ویران و تبدیل به خیابانهای بزرگ گردید (كریمان، ص ٢٩٧ـ ٢٩٨). ایجاد خیابان، به عنوان نماد تجدد، اولین بازتاب اقتباس از نوع شهرسازی اوسمان ، معمار و شهرساز فرانسوی، است. تصویب «قانون تعریض و توسعه معابر و خیابانها» در ١٣١٢ ش، به تبع همینگونه شهرسازی بود (حبیبی، ص ١٥٩). رضاشاه، بر خلاف بیشتر سلسلههای نوبنیاد ایران، پایتخت جدید بر نگزید، بلكه عملاً با تخریب حصار دور شهر و دروازههای آن و تعدادی از بناهای عصر قاجار، پایتخت جدیدی مطابق با جهانبینی خود ایجاد كرد (عدل و اوركاد ، ص ٣). افزون بر این، مجلس شورای ملی در ١٣١٤ ش، طبق مادّه دومِ نظامنامه تشریفات، بهكار بردن عناوین و القاب برای شهرها، مثل دارالخلافه طهران، را موقوف كرد (كسروی، ١٣٥٧ ش، ص ١٧٥).
٢) ساختمانسازی جدید. تحكیم مبانی حكومتی، لزوم تقویت كاركردهای موجود و فراهمآوردن كاركردهای نو، ضرورت احداث بناهای جدید و تغییر ساختمانها را هم از نظر صوری و هم از نظر كیفی، بویژه در معماری دولتی، سبب گردید كه چشمانداز فرهنگی مادّی جدیدی در تهران پدید آورد. مهمترین بناهای حكومتی تهران، در محل میدان مشق سربازخانه ناصرالدینشاه ساخته شد. این میدان از زمانی كه رضاخان تهران را فتح كرد تا ١٣١٣ ش، باغ ملی شد (یغمایی، ص ١٦٨). بهدستور وی در جلو این میدان سردری با اقتباس از سردرِ نقارهخانه قدیم باب همایون ساخته شد كه ابتدا به آن سردرِ نقارهخانه میگفتند (شهریباف، ج ١، ص ١٦ـ١٧) و امروزه سردرِ باغ ملی میگویند. معماری مجموعه ساختمانهایی كه در این محل بهكمك مهندسان خارجی و داخلی بنا شد، به سبك معماری رضاشاهی مشهور شد. بازگشت به سنن معماری باستانی و آمیختگی آن با معماریغربی، ازویژگیهای این سبك بود. مهمترین بناهای حكومتی این محلّ عبارت بودند از: كاخ شهربانی، كاخ وزارت امور خارجه، باشگاه افسران و ساختمانهای ارتشی، عمارت ثبت كل، اداره پست، كتابخانه ملی، موزهایرانباستان و هنرستان دختران. موزه ملی ملك نیز اخیراً در آن ساخته شد. كاخ شهربانی، عظیمترین بنای مجتمع، با تكیه بر معماری هخامنشیان و معماری غرب ساخته شد. پس از آن، معماران بناهای دولتی و غیردولتی، از شكل ستونها و سرستونها و دیگر عناصر كاخ شهربانی در آثارِ خود تقلید كردند (رجبی، ص ٤٦). بنای موزه ایران باستان، مقتبس از معماری ساسانیان است. آندره گدار ، معمار و باستانشناس فرانسوی، طاق كسرای ساسانیان را با پرداختی نو در سردر بنای این موزه بازآفرید (همان، ص ٤٨). كاخ وزارت امور خارجه ظاهراً با الهام از كعبه زردشت (یكی از بناهای دوره هخامنشیان در نقش رستم)، ساخته شده است (همان، ص٥٠). در ساختمان اداره پست، معماری ایرانی با معماری غربی در آمیخته است (همان، ص ٤٥). در همان سالها، هنریش ، معمار آلمانی، ساختمان بانك ملی را در مجاورت این مجتمع، در خیابان فردوسی، بنا كرد. در این ساختمان نیز تركیبی از معماری باستانی ایران و معماری اروپا عرضه شد و دولت آگاهانه از نقش فَرْوَهْر استفاده كرد (همان، ص ٤٢ـ٤٣). ساختمان دادگستری در ارگ، در قسمت غربی كاخ گلستان بنا شد. در این بنا به الگوهای معماری اروپایی توجه بیشتری شده است. با اینهمه، چشمانداز عمومی آن، با ایوان چهار ستونی ورودیهای اصلی و با استفاده از بعضی عناصر حجاریهای تختجمشید مانند نقش گل دوازده پر و شیر، ایرانی است (همان، ص ٥٢).
در مجموع، ابنیه دوره پهلوی اول، بیشتر متأثر از معماری آلمانی است كه ظواهر فرهنگ باستانی ایران در آن مشاهده میشود. اصول معماری این بناها همان اصول معماری آلمانی و ایتالیایی است. نمونه بارز آن، ساختمان ایستگاه راهآهن تهران است كه علامت صلیب شكسته بر سقفش نمایان است (اصغریان جدی، ص ١٩٣).
در این دوره، علاوه بر خیابانهای وسیع، میدانهایی مانند فردوسی و حسنآباد، احداث شد كه در عین ایجاد تسهیلاتی در شبكه عبور و مرور، تقلیدی از شهرسازی اروپایی به شمار میرفت.
سیاست فرهنگی دوره رضاشاه، از تلاش برای گسترش معارف اروپایی و تصویب قانون اعزام محصل به خارج از كشور در ١٣٠٧ ش آشكار است. احداث دبستانها، دبیرستانها، دانشسراها، دانشكدهها و تأسیس دانشگاه تهران، نیز از نشانههای سیاست فرهنگی این دوره است، فرهنگستان زبان ایران نیز در ١٣١٤ ش تأسیس شد (صدیق، ص ٣٥٤ـ٣٥٦، ٤٦٦ـ٤٦٧).
با وجود آثار شهرسازی و سیاست فرهنگی تجددطلبانه دوره رضاشاهی بر چهره مادّی و معنوی تهران، هنوز روحیه ایرانی ـ اسلامی در مردم و چشمانداز فرهنگی تهران وجود داشت.
٢) پهلوی دوم. در دوره محمدرضاشاه، هنگام جنگ جهانی دوم، تهران با مشكلات سیاسی و اقتصادی روبرو شد. به علت حمله بیگانگان و ترس از جنگ و قحطی، بسیاری از مردم شهرها و روستاهای كشور بهطرف تهران سرازیر شدند، چنانكه در ١٣٢٥ ش جمعیت تهران به بیش از ٠٠٠ ، ٨٨٠ تن رسید (كریمان، ص ٣٢٤). در نتیجه این مهاجرتها، شهر بدون طرح و نقشه قبلی گسترش مییافت و شهرداری آن دوره قادر نبود امكانات خود را با رشد بیوقفه شهر هماهنگ سازد.
برنامهریزی برای غلبه بر مشكلات همهجانبه، در نیمه دوم دهه ١٣٢٠ ش در دستور كار دولت قرار گرفت و تشكیل سازمان برنامه و بودجه و هیئت عالی آن در ١٣٢٧ ش، اولین حركت در این زمینه بود. فعالیتهای عمرانی دولت و مؤسسات خصوصی، در پایتخت، یعنی قطب اصلی این فعالیتها، متمركز شده بود. این برنامه منجر به رشد شتابان پایتخت شد (حبیبی، ص ١٧٥ـ١٧٦).
در دوره شهرسازی پس از شهریور ١٣٢٠، به سبب رشد شهرنشینی، تعداد كارمندان و كارگران نیز افزایش بسیار یافت و نیاز به مسكن تبدیل به مسئلهای اجتماعی شد. در همین دوره، اولین مجموعههای مسكونی، همچون مجموعه نازیآباد و فرحآباد (صد دستگاه و چهارصد دستگاه) و مجموعه مسكونی نارمك، در خارج از محدوده شهری تهران احداث شد. در میان چند مجموعهای كه در دهه ١٣٢٠ ش احداث شد، مجموعه چهارصد دستگاه فرحآباد (پیروزی كنونی) شاخصتر از سایر مجموعههاست و به صورت مجموعهای شهری با فضاهای شهری متناسب ایجاد شده است (هاشمزاده همایونی، ص ٢١).
تهران از اوایل دهه ١٣٣٠ ش، با اتكا به مازاد اقتصادی نفت، رشد و توسعه بسیار یافت. مهاجرت، خصوصاً پس از اصلاحات ارضی، بیشتر شد. بهاینترتیب، جمعیت تهران در اولین سرشماری عمومی نفوس و مسكن (آبان ١٣٣٥ ش) به ٠٨٢ ، ٥١٢ ، ١ تن رسید (ایران. وزارت كشور. اداره كل آمار عمومی، ج ١، ص ١٨٣). پیامدهای همه جانبه ناشی از این تغییر را در تأسیسوزارتخانههای جدید، برنامهریزی و طراحی شهری، ساختمانسازیهای دولتی و خصوصی طبقات اعیان و متوسط میتوان دید.
در دهه ١٣٣٠ ش، خانوادههای كارگری در حاشیه شهر سكونت داشتند، در نیم دایرهای كه از شمال شرقی آغاز میشد و در سراسر جنوب ادامه مییافت و به جنوب غربی میرسید؛ خانههای تجار متوسط و پیشهوران در وسط شهر، میان خیابان سپه و سیروس و مولوی و امیریه، واقع شده بود؛ منازل كارمندان مرفه و صاحبان مشاغل آزاد (مانند پزشكان، وكلای دادگستری و تجار بزرگ) در خیابانهای شمالی و شمال غربی بود؛ مناطق تجاری در محدوده بین خیابانهای سعدی و فردوسی و شاه (جمهوری اسلامی كنونی) و بوذرجمهری تا بازار متمركز بود؛ ناحیهای كه از بهارستان تا اطراف میدان توپخانه را در بر میگرفت، منطقه اداری و حكومتی محسوب میشد؛ كارخانهها و واحدهای صنعتی در جنوب و جنوب غربی و بعدها در شمال شرقی تهران واقع شده بود (بهنام و راسخ، ص٣٠ـ٣١). این روند گسترش مناطق مسكونی و اداری و صنعتی، در دهههای بعد، بویژه از سمت غرب، نیز ادامه یافت. روند كویسازی همچنان ادامه پیدا كرد. برای اولینبار، وزارت دارایی در ١٣٣٢ ش قریه یوسفآباد را، كه یكی از املاك خالصه بود، تقسیم و به كارمندان دولت واگذار كرد. این اراضی بدون توجه به نقشه شهرسازی و بدون در نظر گرفتن عوارض طبیعی، مانند تپه ماهورها، تقسیم و واگذار گردید (بدیع، ص ٢١٣). كوی نارمك و نازیآباد نیز در اوایل دهه ١٣٣٠ ش واگذار شد ( رجوع كنید به همان، ص ٢١٤).
تمركز فعالیتها در تهران سبب شد تا در ١٣٣٥ ش، قانونی به تصویب برسد مبنی بر اینكه تا شعاع ده كیلومتری از میدان سپه (میدان امام خمینی كنونی)، اراضی موات و اوقاف و اراضی دولتی از دست متصرفان خارج گردد و در اختیار دولت قرار گیرد. تصویب این قانون نشاندهنده گسترش شهر و سوداگری با زمین شهری بود، همانگونه كه تصویب قانون احداث جاده سوم تهران ـ شمیران در ١٣٣٥ ش، از گسترش سریع شهر به سوی شمال و رفت و آمد بسیار بین تهران و شمیران حكایت میكرد (دو جاده دیگر: جاده قدیم شمیران، نام كنونی آن خیابان شریعتی؛ جاده/ خیابان پهلوی، نام كنونی آن خیابان ولیعصر). این رشد و گسترش روزافزون و دستاندازی بر زمینهای پیرامونی، باعث شد تا در ١٣٣٩ ش مالكیت بر اراضی موات و بایر، تا شعاع یك كیلومتری شهر، مجاز دانسته شود و قانون تملك اراضی برای اجرای برنامههای شهرسازی و خانهسازی تصویب گردد (حبیبی، ص ١٨٢ـ١٨٣).
در دوره انقلاب سفید و با اجرای اصول آن، از جمله اصلاحات ارضی (پس از ١٣٤١ ش) و اجرای برنامه توسعه اقتصادی ـ اجتماعی سوم كشور (١٣٤١ـ١٣٤٦ ش)، تهران در جهات گوناگون توسعه یافت، فاصله طبقاتی زیاد شد و طبقهبندی اجتماعی و اختلاف فضای شهری حدوداً از دهه ١٣٤٠ ش به بعد بیش از پیش بر تهران تحمیل گردید. از این زمان خانوادههای بزرگ تهرانی خانههای زیبای قدیمی خود را در مركز شهر ترك كردند و بهطور دائم در خانههای جدید شمال شهر ساكن شدند. در حدود دهه ١٣٥٠، شهر تهران، كه تابستانها بهسبب گرمای شدیدش متروك میشد، به ییلاقات شمیران متصل شد. در این هنگام، الگوی شهر ساختار كاملاً دوگانهای داشت. این انتقال از محلههای مركزی و بسیار ثروتمند به شمال شهر، موجب جدایی اجتماعی و سپس گسستگی سیاسی شد (اوركاد، ص٢٣٢ـ٢٣٣). دوگانگی دیگر بین مركز و حاشیه شهر حاصل شد. این روند ــ كه از آغاز گسترش شهری تهران (دارالخلافه) در دوره ناصری آغاز شد و بویژه در عصر پهلوی دوم افزایش یافت ــ همچنان ادامه دارد.
نرخ رشد سالانه جمعیت تهران از ١٣٣٥ تا ١٣٤٥ ش، ١ر٦% بود، به طوری كه جمعیت شهر در ١٣٤٥ ش به ٧٣٠ ، ٧١٩ ، ٢ تن رسید (زنجانی، ص ٢٩١). در همین سال، تهران ١٨٠ كیلومتر مربع وسعت داشت ( چكیده طرح جامع تهران ، ص ١٠).
در دهههای ١٣٤٠ و ١٣٥٠ ش، شهرداری، انجمن شهر تهران، و سازمان برنامه و بودجه تصمیمگیرندگان اصلی برای برنامهریزی شهری تهران بودند. رئیس انجمن شهر، در گزارش خود به مجمع عمومی اهالی تهران در ٢٩ خرداد ١٣٥١، فلسفه تشكیل دوره اول انجمن را در دوره چهارساله ١٣٤٧ ـ ١٣٥١ ش، «منشور انقلاب شاه و مردم» ذكر كرده است. روش كلی انجمن بر چند اصل استوار بوده است. نخست اینكه طرحها و پیشنهادهای شهرداری را بررسی و جریان صحیح امور را برقرار كند و با گروههای شهری تماس دائم داشته باشد و كارهای مفیدی در محدوده امكانات مالی و فنی و زمانی انجمن شهر انجام دهد. دوم اینكه با تصویب پیشنهادهای یاد شده، در شهرداری وضعی ثابت و سازمانی متناسب و مدیریتی مصمم بهوجود بیاورد و در اجرای برنامههای اصلاحی و غلبه بر مشكلات و مسائل شهری از آن پشتیبانی كند (انجمن شهر تهران، ص ٧). از مصوبات مهم انجمن شهر تهران، تصویب طرح جامع شهر با استفاده از افكار عمومی و اندیشه صاحبنظران، رفع مشكلات كلی این طرح با اصلاحات ضروری در آن، مراقبت در تهیه نقشههای تفصیلی طبق ضوابط طرح جامع برای قسمتهای گوناگون شهر و قائل شدن مراحلی برای گسترش شهر بود و بر اساس آن، شهر تهران یكی از چند شهر بزرگ دنیا با طرح جامع و نقشههای تفصیلی میشد، كه در آن تكلیف مناطق گوناگون و معابر و ساختمانها معین گردیده بود و در نتیجه، نحوه استفاده مالكان از زمینهای خود، شهر متناسبی را به وجود میآورد و به این ترتیب، دوران بینقشهای و خودرویی شهر خاتمه مییافت (همان، ص ٨ ـ٩).
به سبب رشد از پیش طراحی نشده شهر تهران، مسائل و مشكلات عدیده در زمینههای گوناگون شهری پدید آمد، از جمله كمبود مسكن، كمی امكانات آموزشی و رفاهی، عدم امكان توزیع متناسب تأسیسات شهری چون برق و آب و تلفن و مشكلات رفت و آمد؛ ازینرو، در بهمن ١٣٤٤ سازمان برنامه و بودجه، مؤسسه مهندسین مشاور (عبدالعزیز فرمانفرمائیان و ویكتور گروئن) را مشاور خود در امر شهرسازی كرد و مقرر نمود كه طرح جامعی برای توسعه شهر تهران در ٢٥ سال آینده، تهیه كنند.
در نتیجه مطالعاتی كه در مرحله اول طرح جامع به عمل آمد، این اقدامات و روشها پیشنهاد شد: اجرای روش خطی توسعه تهران بر اساس جمعیت ٥ر٥ میلیون تنی تا ١٣٧٠ ش؛ انجام دادن یك سلسله اقدامات تحدیدی مؤثر، بهطوری كه جمعیت تهران تا ١٣٧٠ ش از ٥ر٥ میلیون تن تجاوز نكند؛ وضع قوانین و مقررات لازم جهت اجرای طرح جامع و ایجاد سازمانی برای نظارت بر اجرای آن؛ اقدامات كوتاهمدت برای رفع كمبودهای ساختاری موجود در نواحی شهری و ایجاد محیطی مناسب و بهتر. هدفهای طرح جامع عبارت بود از: دسترسی به نقل و انتقال آسان با حداقل صرف وقت وهزینه، قابلیت انطباق با تحرك شهری كه بسرعت در حال توسعه بود، كفایت كلیه وسایل مورد لزوم زندگی شهری، ایجاد تنوع در وسایل و تسهیلات زندگی برای افزایش امكان انتخاب، كارایی برنامهریزی شهری بهمنظور تخصیص متعادل منابع مالی و هزینههای بهرهبرداری، بهداشت و ایمنی شهروندان و بالاخره اقداماتی برای زیباسازی شهر ( چكیده طرح جامع تهران ، ص ٧ـ٩، ١٧). وسعت تهران در این طرح جامع (١٣٧١ ش)، ششصد كیلومتر مربع بود (همان، ص ١٠).
گسترش بیسابقه تهران و تبعیت نكردن آن از طرح جامع مصوب ١٣٤٥ ش، موجب شد تا عملاً بخش مهمی از این طرح اجرا نشود (همان، ص ١١). در ١٣٥٢ ش، دولت برای مهار كردن رشد تهران، «سازمان نظارت بر گسترش شهر تهران» را تأسیس كرد و در سال بعد وزارت آبادانی و مسكن را به وزارت مسكن و شهرسازی تبدیل نمود (حبیبی، ص١٩١).
بعد از تصویب طرح جامع، تحولات اقتصادی ناشی از افزایش قیمت نفت صادراتی موجب شد كه تهران بیش از پیش جاذب اصلی قسمت عمده رشد اقتصادی و منابع تولیدی كشور شود ( چكیده طرح جامع تهران ، ص ١٧). نرخ رشد جمعیت در دهه ١٣٤٥ـ١٣٥٥ ش، نیز ١ر٦% بود و جمعیت تهران در ١٣٥٥ ش به ٢٢٣ ، ٥٣٠ ، ٤ تن رسید (زنجانی، ص ٢٩١).
علاوه بر آن، از ١٣٥٠ تا ١٣٥٧ ش (پیروزی انقلاب اسلامی ایران) هجوم سرمایه، اولویتها را از بنیاد تغییر داد؛
دیگر مسئله مهاركردن توسعه شهر یا تشكیل شهری بزرگ مطرح نبود، بلكه میخواستند هرچه زودتر پایتختی باشكوه بسازند كه با تصویر بلندپروازیهای جدید و تمدن بزرگ، كه شاه آن را وعده میداد، همخوانی داشته باشد. بنابراین، به طرحهای خانهسازی (اكباتان) و تجهیزاتی (مترو) اولویت داده شد. در این میان حكومت سلطنتی كه تا آن زمان توجه چندانی به پایتخت نشان نداده بود، با حمایت از طرح ایجاد یك مركز جدید معتبر شهری (شهستان پهلوی، در فضای ٥٥٤ هكتاری شمال خیابان عباسآباد موسوم به تپههای عباسآباد، از ١٣٥٠ ش) ــ كه میبایست با تصویری كه محمدرضا پهلوی از ایران قرن بیست و یكم برای خود ساخته بود مطابقت میداشت ــ ناگهان به دخالت در سیاست شهری پرداخت (اوركاد، ص ٢٣٦). طرح شهستان با پیروزی انقلاب اسلامی ایران عملی نشد.
رشد همهجانبه تهران در دهه ١٣٥٠ ش بهحدی بود كه برنامههای طرح جامع، از ١٣٤٧ تا ١٣٥٧ ش بیش از چهل بار اصلاح شد. برخی از طرحهایی كه بهتصویب رسید، عبارت بود از: طرح تجدیدنظر توسعه تهران، در ١٣٥٠ ش؛
طرح اسكان اهالی گودهای جنوب شهر تهران در ناحیه دولتآباد،
در ١٥ اسفند ١٣٥٢؛
احداث ٢٧١ ، ٢ واحد مسكونی شركت تعاونی شركت نفت در ١٦ خرداد ١٣٥٥؛
ایجاد شهرك لویزان، در ٥ بهمن ١٣٥٤. در همین تاریخ، در باره احداث آپارتمانهای آـ اسـ پ در زمینی به مساحت ٠٠٠ ، ٥٨ مترمربع در اراضی ونك موافقت شد. با اجرای این طرحها، در برنامههای تحدیدی مغایرتهایی ایجاد شد. احداث مجتمع مسكونی كَن و اراضی سلیمانیه نیز باعث همجواریهای نامتناسب و توسعههای ناخواسته گردید ( چكیده طرح جامع تهران ، ص ١٢).در ٢٤ آبان ١٣٥٧، گسترش شهر تا مشرق رودخانه كن مجاز اعلام شد و در ٢٦ تیر ١٣٥٨ اجازه احداث ساختمان و تفكیك اراضی محدوده پارك عمومی ونك صادر گردید (همان، ص ١٣).
اكهارت اهلرس تهران را بهدلیل برخورداری از این كاركردها، اَبَرشهر (متروپل) خوانده است: ١) كانون اداری و حكومتی نظامی متمركز، ٢) محل زندگی بیشتر نخبگان كشور و منطقه (زمینداران بزرگ، تجار، رؤسای قبایل و طوایف و مانند آن)، ٣) مركز اصلی داد و ستد كشور، كه در آن شیوههای سنّتی مبتنی بر سرمایهداری بهرهوری نقش بارزی دارند، ٤) بزرگترین كانون صنعتی كشور كه جایگاه متمایز و متمركز آن، متضمن سلطه این شهر بر شهرهای دیگر در زمینه تولید و توزیع تولیدات صنعتی است، ٥) كانون تمركز شركتهای بزرگ، شركتهای بیمه و شعب مركزی بانكها. وی میافزاید كه جمع این شاخصهها سبب میشود كه در تحلیل نهایی، تمامی خاك كشور را حوزه نفوذ تهران در نظر گیریم و تمامی بخشهای كشور را بهطور مستقیم و غیرمستقیم، وابسته به آن بهشمار آوریم. در این میان مراكز بزرگ استانی مانند واسطهای میان تهران و سایر قسمتهای كشور عمل میكنند (١٣٨٠ ش، ص ٢٤٤ـ٢٤٥). طبق آمار ١٣٥٩ ش، ٥ر٥٩% ارزش محصولات، ٤٣% كارگاهها و ٥ر٥٦% از كاركنان كارگاههای بزرگ صنعتی در پایان دوره پهلوی در تهران متمركز بوده است (ایران. وزارت مسكن و شهرسازی، ص ٦١). بنای مجلس سنا (مجلس شورای اسلامی كنونی) در ١٣٣٤ ش طراحی شد و در ١٣٣٨ ش پایان پذیرفت. مهندس این بنا با الهام از گذشته و فرهنگ قومی و تلفیق آن با پیشرفتهای فنّاوری در معماری، كوشید تا معماری جدید و ممتاز ایرانی را خلق كند (غیائی، ص ٢٤٦ـ٢٤٧؛
دهباشی، ص ٩).
رشد روزافزون تهران در دهه پایانی دوره پهلوی دوم، موجب طراحی مجتمعهای بزرگ مسكونی شد، از جمله طرح شهستان پهلوی (عظیمترین مجتمع شهرسازی در قلب پایتخت)، طرح مركز اسلامی آریامهر تهران و طرح نگارستان تهران (بنی ، ص ٣٣٥، ٣٦٠ـ٣٦١) كه هیچكدام اجرا نشد.
پس از انقلاب اسلامی. با پیروزی انقلاب اسلامی، تهران بهعنوان پایتخت جمهوری اسلامی ایران و در چارچوب سیاستهای دولت، از لحاظ سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فضای شهری تغییرات بسیاری كرد. مجموعه این سیاستها، مبانی رشد و توسعه كالبدی تهران را تشكیل میدهد.
مسائلی كه در جریان پیروزی انقلاب اسلامی و سالهای اولیه انقلاب روی داد (از جمله مهاجرت بیرویه و ناگهانی مردم مناطق محروم كشور به تهران)، ابتدا گسترشهای بیقاعدهای را در تهران پدید آورد. در ١٣٥٨ ش، قسمتی از محدوده ٢٥ ساله در مغرب تهران، از مرز محدوده پنج ساله تا مسیل رودخانه كن، به نام محدوده آزاد اعلام گردید و ساختمانسازی در آن آزاد شد، اما حدود این اراضی آزادشده، تا ١٣٦٠ ش از مسیل رودخانه كن نیز تجاوز كرد و تا اراضی لَتْ مالِ كن ادامه یافت و كل منطقه شمال غربی تا نزدیك جنگلهای چیتگر را در بر گرفت. شهرداریها و سازمان زمین شهری، تفكیك و تعیین حدود این اراضی را بر عهده داشتند. بهدنبال شهركسازی در محدوده ٢٥ ساله، سازمان مسكن ضمن صدور مجوز تأسیس شهرك، برای واگذاری اراضی به تعاونیهای مسكن نیز اقداماتی كرد و از طرف دیگر بعضی از روستاهای قدیم به مرور گسترش یافتند و اقامتگاهها و شهركهای اطراف تهران را تشكیل دادند (نظریان، ص ١١٥).
از نخستین اقدامات مهم، فرمان ٢١ فروردین ١٣٥٨ امام خمینی (ره) مبنی بر تشكیل بنیاد مسكن انقلاب اسلامی به منظور تأمین مسكن محرومان، بویژه روستاییان، در چارچوب سیاستها و برنامههای دولت بودكه داشتن مسكن را كمترین حقوق هر فرد دانسته است (ایران. قوانین و احكام، ص ٢٨٨؛
رضائی، ص ٤ـ٥). اصول سوم، سی و یكم و چهل و سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران از مبانی قانونی اقدامات شهرسازی و تهیه مسكن است كه بر اساس آنها، طرح جامع شهری و قوانین تأمین مسكن تهیه گردید و تأثیرات مهمی در گسترش شهری تهران بزرگ گذاشت. شورای عالی شهرسازی و معماری ایران در ١٢ اسفند ١٣٧١ (طی نامه شماره ١٤٤٠١ر٨ ـ٩٦٤٠ر١)، تصویب طرح جامع تهران را به شهرداری تهران ابلاغ نمود. هدف اصلی این طرح مطالعه امكانات فضای شهری تهران جهت كاربری دقیق آنها بهصورت قابلیتهای ممكن فضایی و در عین حال حفظ امكانات فضایی یادشده و ساماندهی بخشی از مشكلات شهری و هدایت آن به سوی تعادل كاربریهای خدماتی، تأسیساتی و شهری است (رجوع كنید به چكیده طرح جامع تهران ، ص ١٩٥ـ٢٠١). در مدت اجرای طرح حفظ و ساماندهی، وزارت مسكن و شهرسازی مطالعات اساسی مسائل شهرنشینی و جهات توسعه تهران و منطقه آن را، در چارچوب طرح ملی، به انجام میرساند.
برخی از مواد متن مصوبه طرح جدید (ش ١٤٤٠١ر٨ ـ ٩٦٤٠ر١ در تاریخ ١٢/١٢/١٣٧١ش)، بدینقرار است: مساحت محدوده طرح توسعه ٥١ر٧٠٧ كیلومترمربع و حد نهایی جمعیت در این محدوده ٠٠٠ ، ٦٥٠ ، ٧ میلیون تن تعیین میگردد. شهر تهران به پنج حوزه و ٢٢ منطقه و هر منطقه به چند ناحیه و هر ناحیه به چند محله تقسیم میشود. تأسیسات نظامی محدوده شهر، بجز مراكز ستادی، به خارج از منطقه تهران انتقال مییابند و محل آنها بر اساس طرح جامع به كاربریهای خدماتی اختصاص پیدا میكند. توسعه صنایع موجود در داخل محدوده شهر و افزایش سطح كاربری آنها در مقیاس شهر و فراتر از آن ممنوع میشود و لازمه آن، استقرار آنها در شهرهای جدید اطراف تهران، طبق مجوزهای مصوبه ٩٤٢/ت ١١٩ ه ، مورخ ٩ تیر ١٣٦٩ هیئت وزیران، خواهد بود. كلیه صنایع مزاحم باید به خارج از تهران منتقل شود. انبارهای شهر، كه عملكرد شهری و فراشهری دارند، به پایانه معینی منتقل میشوند و محل آنها بر اساس طرح جامع به كاربریهای خدماتی اختصاص مییابد. كاربری اراضی عباسآباد، طبق نظر مقام رهبری، فضای سبز و برحسب نیاز، كاربریهای فرهنگی در مقیاس ملی و منطقهای خواهد بود (همان، ص ١٩٦ـ١٩٧، ٢٠٠).
از دهه ١٣٦٠ ش تا ١٣٨٠ ش، رشد و گسترش تهران در مناطق ٢٢ گانه شهرداری در امتداد خیابانها و بزرگراهها ادامه یافته و بافتها در مناطق زیادی متراكمتر شده و برجسازیهای فراوان، بویژه در شمال شهر، پدید آمده و بزرگراههای شرقی ـ غربی و شمالی ـ جنوبی ساخته شده است.
هرچند برجسازی در دوره پهلوی دوم، بویژه در دهه ١٣٥٠ ش، در شمال و شمال غربی تهران رونق پیدا كرد، با شكلگیری انقلاب اسلامی، تقریباً بیش از ده سال متوقف شد. موج جدید برجسازی در سالهای پایانی دهه ١٣٦٠ ش، در پی افزایش قیمت زمین در تهران و آغاز فروش تراكم از سوی شهرداری تهران، از بخشهای شمالی تهران آغاز شد و كلیه مناطق این شهر را دربرگرفت. رونق برجسازی خصوصی، نهادهای دولتی را نیز تشویق به ساختن برجهای جدید یا افزودن بلوكهای جدید به مجموعههای مسكونی تحت پوشش خود كرده است، به طوری كه در ١٣٨٠ ش، در شهر تهران ١٠٩١ برج احداث شده یا در حال احداث بود. منطقه یك با ١٨٨ برجِ مرتفعتر از ده طبقه دارای بیشترینتراكم در تعداد برجسازی در مناطق تهران بود. منطقه پنج با ١٨٤ برج، منطقه سه با ١٥٤ برج و منطقه شش با ١١٤ برج در ردیفهای بعدی قرار گرفتند. مهمترین دلیل برجسازی در این مناطق گرانی قیمت زمین و ارزش افزوده آن میباشد. پایینترین رقم تعداد برج، از آنِ مناطق هجده و نوزده است (صفوی، ص ١٨ـ١٩).
در ادامه روند اشغال اراضی اطراف شهر تهران و روستاهای نزدیك و مزارع اطراف آنها یا در داخل محدوده ٢٥ ساله برحسب نوع شكلگیری، ساخت و بافت، موقعیت اجتماعیـ اقتصادی و جمعیت پذیری، سه نوع شهرك قابل تشخیص است:
١) شهركهایی كه ریشه روستایی ندارند و در اراضی بایر یا در داخل محدوده ٢٥ ساله احداث شدهاند. این شهركها را یا سازمانهای دولتی یا تعاونیهای مسكن با رعایت ضوابط شهرداری احداث كردهاند یا دلالان و بورسبازان، زمین آنها را واگذار كردهاند یا كارخانههای اطراف تهران آنها را برای اسكان كارگران ساختهاند. تعداد این شهركها تا ١٣٦٥ ش، به چهل واحد میرسید كه برخی از آنها در داخل منطقه شهری یا خط سبز قرار دارند.
٢) شهركهایی كه ریشه روستایی دارند و هنوز هم تا حدی بافت و چهره روستایی خود را حفظ كردهاند ولی از جنبههای گوناگون شهری گسترش یافتهاند. تعداد این شهركها تا ١٣٦٥ ش به پانزده واحد میرسید.
٣) مراكزی كه ریشه روستایی دارند ولی با دگرگونی و گسترش بافت قدیمشان چهره جدید شهری به خود گرفته و به شهركی در اطراف تهران تبدیل شدهاند. تعداد این شهركها تا ١٣٦٥ ش نُه واحد بود (نظریان، ص ١١٧ـ١٢١).
گذشته از آبادیهایی كه در محدوده توسعه ٢٥ ساله تهران (١٣٤٥ ش ـ١٣٧٠ ش) به شهرك تبدیل شدند، تا ١٣٦٥ ش نزدیك به ٢٣ شهرك یا آبادی، به صورت شهركهای اَقْماری، در محدوده استحفاظی شهر تهران بهوجود آمد كه جمعیت همه آنها جز چهار شهرك، بیش از پنج هزار تن است (همان، ص ١٢٣). این روند همچنان ادامه دارد.
همزمان با احداث بناهای مسكونی و مساجد و مرمت امامزادهها، بزرگراهها، پادگانها، دانشگاهها، بیمارستانها و مراكز دولتی و ملی و بازرگانی و صنعتی، فضاسازیهای دینی نیز در تهران بزرگ پدید آمد كه از آن جمله است: مرقد مطهر امام خمینی به نام مجموعه مذهبی ـ فرهنگی آفتاب، و ساختمان مصلای تهران در اراضی عباسآباد.
بر مبنای تنوع و تراكم صنعتی بعد از انقلاب اسلامی ایران، تهران را میتوان به این بخشهای صنعتی تقسیم نمود:
١) بخش غربی. این بخش كه در امتداد محورهای غربی شكل گرفته، متراكمترین و متنوعترین بخش صنعتی تهران است. بخش غربی با تمركز صنایع سنگین و سَبُك، تغییرات اساسی در بافت تهران بهوجود آورده و از نظر ساخت شهری، تهران را به شهری خطی تبدیل كرده است. استقرار تأسیسات صنعتی در این بخش موجب افزایش جمعیت نقاط شهری آن شده است. از مهمترین صنایع این بخش است: صنایع ماشینآلات، تجهیزات خودرو، لباس و كفش، نساجی، غذایی، شیشه، فلزكاری و فلزسازی، شیمیایی و پتروشیمی و دارویی. در این بخش پانزده محدوده صنعتی ثبت شده قرار دارد. محدودههای صنعتی ٢٨% از منطقه را اشغال كردهاند. كارخانههای بزرگ و مهم در این بخش قرار دارند (توكلینیا، ص ٢٥٩ـ٢٦٠).
٢) بخش جنوب غربی. این بخش، در امتداد جاده ساوه، بخش دوم صنعتی تهران محسوب میگردد. تمركز صنایع در این بخش، بعد از انقلاب موجب دستاندازی به زمینهای كشاورزی و از بین رفتن مزارع آن شده است. احداث مجتمعهای جدید صنعتی ـ بازرگانی بر جاذبه منطقه افزوده است. مجتمع صنف فروشندگان لوازم یدكی و مجتمع فروشندگان ماشینآلات سنگین، علاوه بر افزایش تمركز منطقهای، تغییراتی در سكونتگاههای پیرامونی بخش بهوجود آوردهاند. عوارض حاصل از فروش كالا در این مجتمعها، كه شهرداری آن را دریافت میكند، موجب رشد منطقه شده است. در بخش جنوب غربی بیشتر صنایع از نوع نساجی، پوشاك، مصالح ساختمانی و ماشینآلات صنعتی است.
٣) بخش جنوبی تهران، در مسیر جاده قم. این بخش با استقرار واحدهای كوچك، از نظر تراكم صنعتی در
ردیف سوم قرار میگیرد. احداث شهركهای جدیدالتأسیس صنعتی در این محور بر جاذبه بخش افزوده و موجب تغییر كاركرد نقاط روستایی به روستاهای خوابگاهی شده است. شهرهای این بخش ظاهری روستایی دارند كه به علت مجاورت با بخش صنعتی، دگرگون و به شهر ـ روستا تبدیل شدهاند. در این محدوده، صنایع از نوع ماشینآلات، نساجی، پوشاك، الكتریكی، فلزكاری، سنگ و شیشه و چرم است.
٤) بخش شرقی و جنوب شرقی، در امتداد جاده ورامین، سمنان و دماوند. این بخش بهلحاظ تراكم صنعتی از سه بخش قبل كوچكتر است. در بخش شرقی و جنوب شرقی، صنایع تولید مصالح ساختمانی، ماشینآلات و تجهیزات، الكترونیك، فلزكاری، تولید قطعات خودرو و صنایع نظامی استقرار یافته است (همان، ص ٢٥٩ـ٢٦١).
نوار حاشیهای تهران (شامل مناطق ٤، ١٥، ١٨، ١٩ و ٢١) كه واحدهای صنعتی و تولیدی بیشتری را در مقایسه با سایر مناطق در خود جای داده، بیشترین درصد مهاجر را پذیرفته است. بنابراین، مهاجران در بخشهای حاشیهای مناطق ٢٢ گانه شهر تهران بیشترین سهم و در محدوده مركزی آن كمترین سهم را دارند.
آثار ناشی از تحولات جمعیتی شهر تهران را میتوان چنین خلاصه نمود: ١) گسترش نواحی حاشیهای شهر به شكل پیوسته و ناپیوسته و شكلگیری نقاط جدید مسكونی؛
٢) افزایش تراكم جمعیت در مناطق قدیمی؛
٣) تغییر در ساختار اجتماعی ـ اقتصادی شهر، مانند رشد بخش جدید نیروی كار، رشد طبقه متوسط، پیدایش مشاغل كاذب و واسطهای، و گسترش بخشهای خدماتی بویژه در بخشهای اداری و دولتی (همان، ص ٢٧٢).
بهطوركلی تهران از نظر اقتصادی مركزیت كشوری دارد و تقسیم كار در آن دارای تنوع فراوان است. بخش كشاورزی، به سبب گسترش شهر در مناطق روستایی پیرامون تهران و ساخت و سازهای شهری بیضابطه در زمینهای كشاورزی، بسیار ناچیز است. ٦٦ر٠% از شاغلان در بخش كشاورزی، ٨٨ر٢٩% در بخش صنعت و ٥١ر٦٦% در بخش خدمات شاغلاند و شغل ٩٥ر٢% نامشخص است (مركز آمار ایران، ١٣٧٨ ش، ص سی، نمودار ٨).
تهران مركز اصلی قوای سهگانه و كلیه وزارتخانههای كشور، محل همه ادارات كل استان و شهرستان تهران، محل تمركز كاركردهای سیاسی، دفاعی، اقتصادی (بازار)، علمی، فرهنگی، بهداشتی، درمانی و دیگر كاركردها و تأسیسات آنهاست.
طبق آمار ١٣٧٥ ش، تهران با ٨٤٥ ، ٧٥٨ ، ٦ تن جمعیت در ٢٢ منطقه شهری، دارای جمعیتی جوان است. بنا بر این آمار، ٧٤ر٣٠% كمتر از ١٥ سال، ١٨ر٦٤% بین ١٥ تا ٦٤ سال، و ٧٤ر٤% از ٦٥ سال به بالا داشتهاند. ٣٧ر٩٨% مردم مسلمان، و بقیه پیروان ادیان دیگرند (مركز آمار ایران، ١٣٧٨ ش، ص چهارده ـ شانزده).
توزیع جمعیت از ٢٨ تن در هكتار (منطقه یك) تا بیش از ٤٠٠ تن در هكتار (منطقه دَه) نوسان دارد. نقاط خوش آب و هوا و مرفهنشین كمتراكمترین مناطقاند و بخش مركزی تهران متراكمترین منطقه است. بعد از ١٣٥٥ ش، بر تراكم مناطق حاشیهای شهر، مانند منطقه ١٨ و ١٩، بشدت افزوده شده و مناطق ١٢، ١٣، ١٤ و ١٥ جمعیت كمتری را جذب كرده است (توكلینیا، ص ٢٦٨). مناطق شمالی و مناطق پیرامون جنوب تهران گسترش بسیار دارند و پس از انقلاب بشدت بر جمعیت آنها افزوده شده است (زنجانی، ص ٣٠١ـ٣٠٢). این افزایش جمعیت ناشی از افزایش طبیعی و افزایش مهاجرت به تهران است، بهطوری كه از ١٣٦٥ تا ١٣٧٥ ش، ٥٢٢ ، ٥٦٧ تن به شهر تهران مهاجرت كردهاند. ٧٤ر٧٨% مهاجران از سایر استانها، ٧٣ر٩% از شهرستانهای دیگر استان تهران و ٨٣ر٣% از شهرستان محل سرشماری به تهران آمدهاند (مركز آمار ایران، ١٣٧٨ ش، ص هفده).
منابع:
(١) بدری آتابای، فهرست تاریخ، سفرنامه، سیاحتنامه، روزنامه و جغرافیای خطی كتابخانه سلطنتی، [تهران( ١٣٥٦ ش؛
(٢) فریدون آدمیت، اندیشه ترقی و حكومت قانون: عصر سپهسالار، تهران ١٣٥٦ ش؛
(٣) آمار دارالخلافه تهران: اسنادی از تاریخ اجتماعی تهران در عصر قاجار ، چاپ سیروس سعدوندیان و منصوره اتحادیه، تهران: نشر تاریخ ایران، ١٣٦٨ ش؛
(٤) ابنابیحاتم، كتاب الجرح و التعدیل ، حیدرآباد دكن ١٣٧١ـ١٣٧٣/ ١٩٥٢ـ١٩٥٣، چاپ افست بیروت )بیتا. ]؛
(٥) ابنحجر عسقلانی، تهذیب التهذیب ، حیدرآباد دكن ١٣٢٥ـ١٣٢٧؛
(٦) ابنقیسرانی، المؤتلف و المختلف، المعروف بالانساب المتفقه فی الخط المتماثله فیالنقط و الضبط ، بیروت ١٤١١/١٩٩١؛
(٧) منصوره اتحادیه، «بافت اجتماعی ـ اقتصادی بازار تهران در نیمه دوم قرن ١٣ ه . ق»، در سعی مشكور: یادنامه استاد فقید دكتر محمدجواد مشكور ، گردآوری سعید میرمحمدصادق، تهران: پایا، ١٣٧٤ ش الف ؛
(٨) همو، «رشد و توسعه شهر تهران در دوره ناصری: ١٢٦٩ـ١٣٢٠ ق»، تحقیقات اسلامی ، سال ١٠، ش ١ و ٢ (١٣٧٤ ش ب )؛
(٩) همو، «موقوفات تهران و تحول شهر: ١٢٦٩ـ١٣٢٠ ه ق»، وقف: میراث جاویدان ، سال ٧، ش ٤ (زمستان ١٣٧٨)؛
(١٠) حسن اخوی، «استعمار: چگونه بریتانیای كبیر با ایران صغیر بازی میكرد»، فصلنامه رهآورد (لسآنجلس)، ش ٢٤ (زمستان ١٣٦٨)؛
(١١) محمدمهدیبن محمدنصیر استرآبادی، جهانگشای نادری ، چاپ عبداللّه انوار، تهران ١٣٤١ ش؛
(١٢) جنیفر اسكرس، «نقش معماری در پیدایش شهر تهران»، ترجمه احمد سیدی و فاطمه وثوقی خزائی، در تهران: پایتخت دویست ساله ، زیرنظر شهریار عدل و برنار اوركاد، تهران: سازمان مشاور فنی و مهندسی شهر تهران، ١٣٧٥ ش؛
(١٣) احمد اشرف، موانع تاریخی رشد سرمایهداری در ایران: دوره قاجاریه ، تهران ١٣٥٩ ش؛
احمد اصغریان جدی، روش تقرب به طراحی حفظ آثار
(١٤) جنگ ، تهران ١٣٧٢ ش؛
(١٥) اطلس پاركهای تهران ، تهران: سازمان پاركها و فضای سبز شهر تهران (زیرچاپ)؛
(١٦) محمدحسنبن علی اعتمادالسلطنه، تاریخ منتظم ناصری ، چاپ محمداسماعیل رضوانی، تهران ١٣٦٣ـ١٣٦٧ ش؛
(١٧) همو، المآثر و الا´ثار ، در چهل سال تاریخ ایران ، چاپ ایرج افشار، ج ١، تهران ١٣٦٣ ش؛
(١٨) همو، مرآهالبلدان ، چاپ عبدالحسین نوائی و میرهاشم محدث، تهران ١٣٦٧ـ ١٣٦٨ ش؛
(١٩) نیكلاس امبرسز و چارلز ملویل، تاریخ زمینلرزههای ایران ، ترجمه ابوالحسن رده، تهران ١٣٧٠ ش؛
(٢٠) امین احمد رازی، هفت اقلیم ، چاپ جواد فاضل، تهران [بیتا.(؛
(٢١) انجمن شهر تهران، مجموعه مصوبات انجمن شهر تهران: از آبان ماه ١٣٤٧ تا اسفندماه ١٣٥٥ ، تهران ١٣٧٨ ش؛
(٢٢) ارنست اورسول، سفرنامه اورسل: ١٨٨٢ میلادی ، ترجمه علیاصغر سعیدی، تهران )? ١٣٥٢ ش (؛
(٢٣) برنار اوركاد، «شهرسازی و بحران شهری در عهد محمدرضاشاه پهلوی»، ترجمه ابوالحسن سروقدم مقدم، در تهران: پایتخت دویست ساله ، همان؛
(٢٤) اكارت اهلرز، ایران: شهر، روستا، عشایر ( مجموعه مقالات )، ترجمه عباس سعیدی: «سرمایهداری بهرهبری و تكوین شهر در شرق اسلامی (نمونه ایران)»، تهران ١٣٨٠ ش؛
(٢٥) همو، «پایتختها و سازماندهی فضا در ایران»، ترجمه احمد سیدی، در تهران: پایتخت دویست ساله ، همان، ١٣٧٥ ش؛
(٢٦) ایران. قوانین و احكام، مجموعه قوانین و مقررات شهرداری و شورای اسلامی ، تدوین غلامرضا حجتی اشرفی، تهران ١٣٧٠ ش؛
(٢٧) ایران. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی. معاونت امور مطبوعاتی و تبلیغاتی، فهرست نشریات دارای مجوز تا پایان اسفندماه ١٣٨٢ ، تهران )١٣٨٣ ش ]؛
(٢٨) ایران. وزارت كشور. اداره كل آمار عمومی، گزارش خلاصه سرشماری عمومی كشور در سال ١٣٣٥ ، ج ١: تعداد و توزیع ساكنین كشور ، تهران ١٣٣٩ ش؛
(٢٩) ایران. وزارت كشور. معاونت سیاسی. دفتر تقسیمات كشوری، نشریه تاریخ تأسیس عناصر تقسیماتی به همراه شماره مصوبات آن ، تهران ١٣٨١ ش؛
(٣٠) ایران. وزارت مسكن و شهرسازی. معاونت شهرسازی و برنامهریزی، برنامهریزی شهری در ایران: گذشته، حال، آینده ، تهران ١٣٦١ ش؛
(٣١) ایران. وزارت نیرو، آب و برق در پنجاه سال شاهنشاهی پهلوی ، تهران ١٣٥٥ ش؛
(٣٢) بدیع، «علل پیدایش كویهای تازه یوسفآباد، نارمك، نازیآباد»، در سخنرانیها و گزارشها در نخستین سمینار بررسی مسائل اجتماعی شهر تهران، اردیبهشت ماه ١٣٤١ ، تهران: دانشگاه تهران، مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی، ١٣٤٣ ش؛
(٣٣) حسین بشیریه و ناصر جمالزاده، «اشكال گفتمانی علمای شیعه از صفویه تا مشروطیت»، مدرس ، دوره ٢، ش ٨ (پاییز ١٣٧٧)؛
(٣٤) سلیمان بهبودی، «خاطرات سلیمان بهبودی: بیست سال با رضاشاه»، در رضاشاه: خاطرات سلیمان بهبودی، شمس پهلوی، علی ایزدی ، چاپ غلامحسین میرزاصالح، تهران: طرح نو، ١٣٧٢ ش؛
(٣٥) علی بهرامیان، «یك محدث تهرانی از سده سوم هجری قمری»، وقف: میراث جاویدان ، سال ٧، ش ٤ (زمستان ١٣٧٨)؛
(٣٦) جمشید بهنام و شاپور راسخ، طرح مقدماتی جامعهشناسی ایران ، تهران ١٣٣٩ ش؛
(٣٧) پایتختهای شاهنشاهی ایران ، تهران: شورای مركزی جشن شاهنشاهی ایران، ١٣٥٠ ش؛
(٣٨) پژوهش و بررسی لرزه زمینساخت ایرانزمین ، بخش ٥: پژوهش و بررسی ژرفنو زمینساخت، لرزه زمینساخت و خطر زمینلرزه ـ گسلش در گسترهی تهران و پیرامون ، نگارش م. بربریان و دیگران، تهران: سازمان زمینشناسی كشور، ١٣٦٤ ش؛
(٣٩) ابراهیم پورداود، آناهیتا: پنجاه گفتار پورداود ، چاپ مرتضی گرجی، تهران ١٣٤٣ ش؛
(٤٠) ناصر تكمیل همایون، تاریخ اجتماعی و فرهنگی تهران ، تهران ١٣٧٧ـ١٣٧٩ ش؛
(٤١) جمیله توكلینیا، «تأثیرات اقتصادی ـ فضائی شهركهای صنعتی بر منطقه تهران بزرگ، نمونه موردی: غرب و جنوب تهران»، پایاننامه دكتری جغرافیای انسانی، دانشكده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس ١٣٧٩ ش؛
(٤٢) محمدعلی جمالزاده، «طهران»، كاوه ، سال ٢، ش ٢ (جمادیالا´خره ١٣٣٩)؛
(٤٣) همو، گنج شایگان، یا، اوضاع اقتصادی ایران ، برلین ١٣٣٥، چاپ افست تهران ١٣٦٢ ش؛
(٤٤) چكیده طرح جامع تهران: طرح حفظ و ساماندهی تهران، مصوب شورای عالی شهرسازی و معماری سال ١٣٧١ ، جمعآوری و تدوین صمد ذواشتیاق با همكاری حوزه معاونت شهرسازی و معماری شهرداری تهران، تهران: شركت پردازش و برنامهریزی شهری، ١٣٧٧ ش؛
(٤٥) عبدالهادی حائری، نخستین رویاروییهای اندیشهگران ایران با دو رویه تمدن بورژوازی غرب ، تهران ١٣٦٧ ش؛
(٤٦) محسن حبیبی، از شار تا شهر: تحلیلی تاریخی از مفهوم شهر و سیمای كالبدی آن تفكر و تأثر ، تهران ١٣٧٨ ش؛
(٤٧) محمدرضا حسنبیگی، تهران قدیم ، تهران ١٣٦٦ ش؛
(٤٨) عبدالحسین حسینی خاتونآبادی، وقایع السنین و الاعوام، یا، گزارشهای سالیانه از ابتدای خلقت تا سال ١١٩٥ هجری ، چاپ محمدباقر بهبودی، تهران ١٣٥٢ ش؛
(٤٩) حمداللّه مستوفی، نزههالقلوب ؛
(٥٠) علیاكبر خانمحمدی، «وقفنامه مدرسه و مسجد دروازه دولت»، وقف: میراث جاویدان ، سال ٤، ش ٢ (تابستان ١٣٧٥)؛
(٥١) خواندمیر؛
(٥٢) د. فارسی ؛
(٥٣) پیترو دلاواله، سفرنامه پیترو دلاواله: قسمت مربوط به ایران ، ترجمه شعاعالدین شفا، تهران ١٣٤٨ ش؛
(٥٤) یحیی دولتآبادی، حیات یحیی ، تهران ١٣٦٢ ش؛
(٥٥) مزین دهباشی، «سیمای ایرانی معماری مدرن»، معماری و شهرسازی ، ش ٧٢ و ٧٣ (پاییز ١٣٨٢)؛
(٥٦) دهخدا؛
(٥٧) یحیی ذكاء، تاریخچه ساختمانهای ارگ سلطنتی تهران و راهنمای كاخ گلستان ، تهران ١٣٤٩ ش؛
(٥٨) محمدبن احمد ذهبی، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام ، چاپ عمر عبدالسلام تدمری، حوادث و وفیات ٢٦١ـ٢٨٠ ه ، بیروت ١٤١٥/١٩٩٤؛
(٥٩) همو، سیر اعلام النبلاء ، ج ١٢، چاپ شعیب ارنوؤط، بیروت ١٤٠٣/ ١٩٨٣؛
(٦٠) محمدبن علی راوندی، راحهالصدور و آیهالسرور در تاریخ آلسلجوق ، به سعی و تصحیح محمد اقبال، بانضمام حواشی و فهارس با تصحیحات لازم مجتبی مینوی، تهران ١٣٦٤ ش؛
(٦١) مرتضی راوندی، تاریخ اجتماعی ایران ، ج ١، تهران ١٣٥٦ ش؛
(٦٢) راهنمای فرهنگی تهران ، تهیه شده در دفتر پژوهشهای فرهنگی، تهران: شهرداری تهران، معاونت امور اجتماعی و فرهنگی، ١٣٧٣ ش؛
(٦٣) پرویز رجبی، معماری ایران در عصر پهلوی ، تهران ١٣٥٥ ش؛
(٦٤) محمدعلی رضائی، «امام خمینی و مسأله تأمین مسكن محرومین»، فصلنامه تخصصی بنیاد مسكن انقلاب اسلامی ، ش ٨٦ (بهار ١٣٧٨)؛
(٦٥) حبیباللّه زنجانی، «تاریخ دویست ساله جمعیت تهرا ن»، ترجمه ابوالحسن سروقد مقدم، در تهران: پایتخت دویست ساله ، همان؛
(٦٦) پیر امده امیلین پروب ژوبر، مسافرت در ارمنستان و ایران ، ترجمه علیقلی اعتماد مقدم، تهران ١٣٤٧ ش؛
(٦٧) سازمان هواشناسی كشور، سالنامه آماری هواشناسی: ١٣٧٦ـ ١٣٧٥ ، تهران ١٣٧٨ ش؛
(٦٨) سام میرزاصفوی، تحفه سامی ، چاپ وحید دستگردی، تهران ١٣١٤ ش؛
(٦٩) حسین سلطانزاده، «مسجد مدرسههای تهران»، وقف: میراث جاویدان ، سال٧، ش٤ (زمستان ١٣٧٨)؛
وقفنامه مدرسه عالی سپهسالاری محله دانشكده معقول و منقول،
(٧٠) عدد هشتم، تهران تیرماه ١٣١٦ ش؛
(٧١) سمعانی؛
(٧٢) زهرا شجیعی، نخبگان سیاسی ایران از انقلاب مشروطیت تا انقلاب اسلامی ، ج ١: وزارت و تطور آن در ایران ، تهران ١٣٧٢ ش؛
(٧٣) شرف ، ش ٢٧، جمادیالاولی ١٣٠٢؛
(٧٤) جعفر شهریباف، طهران قدیم ، تهران ١٣٨١ ش؛
زینالعابدینبن اسكندر شیروانی، ریاض السیاحه ، چاپ اصغر
(٧٥) حامد ربانی، تهران[ ? ١٣٦١ ش (؛
(٧٦) امیر صابری، «بررسی اثرات تغییرات ناشی از شهرسازی در مسیلهای شمال تهران به منظور ارائه روشهای كنترل و مدیریت سیلاب»، پایاننامه كارشناسیارشد جغرافیای طبیعی، دانشكده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس ١٣٧٥ ش؛
(٧٧) عیسی صدیق، تاریخ فرهنگ ایران: از آغاز تا زمان حاضر ، تهران ١٣٣٨ ش؛
(٧٨) یحیی صفوی، «ملاحظاتی بر بلندمرتبهسازی در تهران: ساختمانهای بلندمرتبه در تهران»، رشد آموزش جغرافیا ، سال ١٦، ش ٥٨ (تابستان ١٣٨٠)؛
(٧٩) فاطمه صفویبیات، «بررسی محلات اقلیتنشین (ارامنه) شهر تهران»، پایاننامه كارشناسی ارشد جغرافیای انسانی ـ اقتصادی، دانشكده علوم زمین، دانشگاه شهید بهشتی ١٣٧٠ ش؛
(٨٠) احسان طبری، بررسیهائی درباره برخی از جهانبینیها و جنبشهای اجتماعی در ایران : «نگاهی گریزان به پویه اندیشه فلسفی و اجتماعی از صفویه تا زمان ما»، )بیجا ]، ١٣٤٨ ش؛
(٨١) ظهیری، «سازمان آب شهر تهران»، در سخنرانیها و گزارشها در نخستین سمینار بررسی مسائل اجتماعی شهر تهران، اردیبهشت ماه ١٣٤١ ، همان؛
(٨٢) شهریار عدل، «باغ مسكونی یا تهران در گذشتههای دور: از پیدایش تا عهد صفوی»، ترجمه ابوالحسن سروقد مقدم، در تهران: پایتخت دویستساله ، همان؛
(٨٣) شهریار عدل و برنار اوركاد، «تهران، پایتخت دویست ساله»، ترجمه ابوالحسن سروقد مقدم، در همان منبع؛
(٨٤) چارلز عیسوی، تاریخ اقتصادی ایران: عصر قاجار، ١٣٣٢ـ١٢١٥ ه. ق ، ترجمه یعقوب آژند، تهران ١٣٦٢ ش؛
(٨٥) احمدبن محمد غفاری قزوینی، تاریخ جهانآرا ، تهران ١٣٤٣ ش؛
مجید غمامی، «رابطه شهر و منطقه تهران: تنگناها
(٨٦) و ضرورتها»، مدیریت شهری ، سال ٢، ش ٦ (تابستان ١٣٨٠)؛
(٨٧) بهناز غنچه، «مسجد امام خمینی (تهران)»، در دایرهالمعارف بناهای تاریخی ایران در دوره اسلامی ، ج ٢: مساجد تاریخی ، تهران: سازمان تبلیغات اسلامی، ١٣٧٨ ش الف ؛
(٨٨) همو، «مسجد حاجرجبعلی (تهران)»، در همان منبع، ١٣٧٨ ش ب ؛
(٨٩) فرهاد غیائی، «یادی از حیدر غیائی: مهندس معمار و مبتكر شیوه معماری نوین در ایران»، فصلنامه رهآورد (لسآنجلس)، ش ٢٦ (پاییز و زمستان ١٣٦٩)؛
(٩٠) فرهنگ جغرافیائی آبادیهای كشور جمهوری اسلامی ایران ، ج ٣٨: تهران ، تهران: سازمان جغرافیائی نیروهای مسلح، ١٣٧٠ ش؛
(٩١) فرهاد میرزا قاجار، جامجم ، چاپ سنگی تهران ١٢٧٢؛
(٩٢) بیژن فرهنگی، نگرشی بر سدهای ایران: گذشته، حال، آینده ، تهران ١٣٧٢ ش؛
(٩٣) جیمزبیلی فریزر، سفرنامه فریزر، معروف به سفر زمستانی: از مرز ایران تا تهران و دیگر شهرهای ایران ، ترجمه منوچهر امیری، تهران ١٣٦٤ ش؛
(٩٤) فضای فرهنگی ایران: فهرستگان كتابخانهها ، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ١٣٨٢ ش؛
(٩٥) ویلم فلور، جستارهایی از تاریخ اجتماعی ایران در عصر قاجار ، ج ١، ترجمه ابوالقاسم سری، تهران ١٣٦٦ ش؛
(٩٦) همو، «نخستین اعلانهای نظمیه در تهران»، ترجمه ابوالحسن سروقد مقدم، در تهران: پایتخت دویست ساله ، همان، ١٣٧٥ ش؛
(٩٧) ژوانس فووریه، سه سال در دربار ایران ، ترجمه عباس اقبال آشتیانی، تهران ١٣٦٣ ش؛
(٩٨) اقبال قاسمیپویا، مدارس جدید در دوره قاجاریه: بانیان و پیشروان ، تهران ١٣٧٧ ش؛
(٩٩) زكریابن محمد قزوینی، كتاب آثارالبلاد و اخبارالعباد ، چاپ فردیناند ووستنفلد، گوتینگن ١٨٤٨، چاپ افست ویسبادن ١٩٦٧؛
(١٠٠) سیفاللّه كامبخشفرد، تهران سه هزار و دویست ساله: براساس كاوشهای باستانشناسی ، تهران ١٣٧٠ ش؛
(١٠١) محسن كدیور، حكومت ولایی ، تهران ١٣٧٨ ش؛
(١٠٢) همو، نظریههای دولت در فقه شیعه ، تهران ١٣٧٦ ش؛
(١٠٣) حسین كریمان، تهران در گذشته و حال ، تهران ١٣٥٥ ش؛
(١٠٤) احمد كسروی، مجموعه زبان پاك: آذری یا زبان باستان آذربایگان، نامهای شهرها و دیههای ایران ، بهكوشش عزیزاللّه علیزاده، تهران ١٣٧٨ ش؛
(١٠٥) همو، نامهای شهرها و دیههای ایران ، تهران ١٣٣٥ ش؛
(١٠٦) همو، نوشتههای كسروی در زمینه زبان فارسی ، به كوشش حسین یزدانیان، تهران ١٣٥٧ ش؛
(١٠٧) روی گونثالث د كلاویخو، سفرنامه كلاویخو ، ترجمه مسعود رجبنیا، تهران ١٣٤٤ ش؛
(١٠٨) جمشید كیانفر، «دستورالعمل احتسابیه و تنظیفیه كامران میرزا، نایبالسلطنه به محمدحسن خان صنیعالدوله»، وقف: میراث جاویدان ، سال ٧، ش ٤ (زمستان ١٣٧٨)؛
(١٠٩) مسعود كیهان، جغرافیای مفصّل ایران ، تهران ١٣١٠ـ١٣١١ ش؛
(١١٠) جان دی. گرنی، «تحول شهر تهران در عهد ناصری»، ترجمه احمد سیدی و فاطمه وثوقی خزائی، در تهران: پایتخت دویست ساله ، همان؛
(١١١) گنجنامه: فرهنگ آثار معماری اسلامی ایران ، دفتر ٣: بناهای مذهبی تهران ، زیرنظر كامبیز حاجی قاسمی، تهران: سازمان میراث فرهنگی كشور، ١٣٧٧ ش؛
(١١٢) هوشنگ ماهرویان، آیا ماركس فیلسوف هم بود؟ ، تهران ١٣٧٩ ش؛
(١١٣) «متن وقفنامه اصلی مدرسه عالی سپهسالار»، در سلسله انتشارات دانشكده معقول و منقول ، ج١، ش٨ ، تهران ١٣١٧ ش؛
(١١٤) حسین محبوبی اردكانی، تاریخ مؤسسات تمدنی جدید در ایران ، ج ١، تهران ?( ١٣٥٤ ش ) ؛
(١١٥) فرخ محمدزاده مهر، «دورههای مختلف طراحی شهری در میدان توپخانه: دوره اول»، آبادی ، سال ١، ش ٢ (پاییز ١٣٧٠)؛
(١١٦) فرجاللّه محمودی، «سیمای طبیعی تهران»، پژوهشهای جغرافیایی ، سال ٢٢، ش ٢٦ (شهریور ١٣٦٩)؛
(١١٧) اسكندر مختاری طالقانی، «امامزاده اسماعیل تهران»، وقف: میراث جاویدان ، سال ٧، ش ٤ (زمستان ١٣٧٨)؛
(١١٨) علی مدنیپور، «ساختن شهر: مقررات و ایدهها»، ترجمه روحی افسر، شهر ، ش ١٩ (پاییز ١٣٨٠)؛
(١١٩) ظهیرالدینبن نصیرالدین مرعشی، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران ، چاپ محمدحسین تسبیحی، تهران ١٣٤٥ ش؛
(١٢٠) مركز آمار ایران، سرشماری عمومی نفوس و مسكن ١٣٧٥: نتایج تفصیلی شهر تهران ، تهران ١٣٧٨ ش؛
(١٢١) همو، سرشماری عمومی نفوس و مسكن ١٣٧٥: نتایج تفصیلی كل كشور ، تهران ١٣٧٦ ش؛
(١٢٢) محمدكاظم مروی، عالمآرای نادری ، چاپ محمدامین ریاحی، تهران ١٣٦٤ ش؛
(١٢٣) محمدتقی مصطفوی، آثار تاریخی طهران ، ج ١، تنظیم و تصحیح میرهاشم محدث، تهران ١٣٦١ ش؛
(١٢٤) محسن معتمدی، جغرافیای تاریخی تهران ، تهران ١٣٨١ ش؛
(١٢٥) مینا معرفت، «پیشكسوتانی كه به تهران مدرن شكل دادند»، ترجمه احمد سیدی و فاطمه وثوقی خزائی، در تهران: پایتخت دویست ساله ، همان؛
(١٢٦) محمدرضا مقتدر، «تهران درون حصار: از صفویه تا آغاز پهلوی (١٣٠٨ـ٩٣٢ ش)»، ترجمه ابوالحسن سروقد مقدم، در همان منبع؛
(١٢٧) كاظم ملازاده، «مسجدجامع تهران»، در دایرهالمعارف بناهای تاریخی ایران در دوره اسلامی ، ج ٢: مساجد تاریخی ، تهران: سازمان تبلیغات اسلامی، ١٣٧٨ ش؛
(١٢٨) سعید میرمحمدصادق، «موقوفات شیخ علیخان رشتی شفتی بر مدرسه خان مروی»، وقف: میراث جاویدان ، سال ٦، ش ٢ (تابستان ١٣٧٧)؛
(١٢٩) عباس میلانی، مباحثی در باب تجدد در ایران ، ساربروكن، آلمان ١٣٧٣ ش؛
(١٣٠) عبدالغفاربن علی محمد نجمالدوله، تشخیص نفوس دارالخلافه ، چاپ ناصر پاكدامن، در فرهنگ ایران زمین ، ج٢٠ (١٣٥٣ ش)؛
(١٣١) ناصر نجمی، دارالخلافه تهران ، تهران ١٣٦٢ ش؛
(١٣٢) اصغر نظریان، «گسترش فضایی شهر تهران و پیدایش شهركهای اقماری»، فصلنامه تحقیقات جغرافیائی ، سال ٦، ش ١ (بهار ١٣٧٠)؛
(١٣٣) سعید نفیسی، تاریخ اجتماعی و سیاسی ایران در دوره معاصر ، تهران ١٣٦١ ش؛
(١٣٤) محمدشفیع وارد، تاریخ نادرشاهی ( نادرنامه )، چاپ رضا شعبانی، تهران ١٣٤٩ ش؛
(١٣٥) «وقفنامه مدرسه مروی تهران»، با مقدمه رضا استادی، وقف: میراث جاویدان ، سال ٤، ش ١ (بهار ١٣٧٥)؛
(١٣٦) «وقفنامه مسجد و مدرسه محمودیه تهران»، چاپ علیرضا میرزامحمد، وقف: میراث جاویدان ، سال ٨ ، ش ١ (بهار ١٣٧٩)؛
(١٣٧) جان ویشارد، بیست سال در ایران ، ترجمه علی پیرنیا، تهران ١٣٦٣ ش؛
(١٣٨) مهرداد هاشمزاده همایونی، «چهارصد دستگاه: نخستین مجموعه شهری طراحی شده ایران در دوره معاصر»، معماری و فرهنگ ، سال ٢، ش ٥ (تابستان ١٣٧٩)؛
(١٣٩) رضاقلیبن محمدهادی هدایت، ملحقات تاریخ روضهالصفای ناصری ، در میرخواند، تاریخ روضهالصفا ، ج ٨ ـ١٠، تهران ١٣٣٩ ش؛
(١٤٠) مهدیقلی هدایت، خاطرات و خطرات ، تهران ١٣٦٢ ش؛
(١٤١) یاقوت حموی؛
(١٤٢) احسان یغمایی، «دروازه میدان مشق یا سردر باغ ملی»، فصلنامه رهآورد (لسآنجلس)، ج ١٢، ش ٤٦ (بهار ١٣٧٧)؛
(١٤٣) Hamid Algar, Religion and state in Iran, ١٧٨٥-١٩٠٦: the role of the ulama in the Qajar period , Berkeley ١٩٦٩;
(١٤٤) idem, "Religious forces in eighteenth-and nineteenth- century Iran", in The Cambridge history of Iran , vol. ٧, ed. Peter Avery, Gavin Hambly, and Charles Melville, Cambridge ١٩٩١;
(١٤٥) H. Bahrambeygui, Tehran: an urban analysis , Tehran ١٩٧٧;
(١٤٦) Roloff Beny, Iran elements of destiny , ed. Shahrokh Amirarjomand, Toronto ١٩٧٨;
(١٤٧) Edward Granville Browne, A year amongst the Persians , London ١٩٥٠;
(١٤٨) G. N. Curzon, Persia and the Persian question , London ١٨٩٢;
(١٤٩) Eckart Ehlers and Mostafa Momeni, "Religion und Stadtentwicklung im Islam-das Beispiel Teheran/ Iran", Erdkunde , vol.٥٦ (٢٠٠٢) ;
(١٥٠) EI ١ , s.v. "Teheran" (by V. Minorsky);
(١٥١) Gavin R. G. Hambley, "The Pahlavi autocracy: Riza Shah, ١٩٢١-٤١", in The Cambridge history of Iran , vol. ٧, ibid;
(١٥٢) M. Seger, "Teheran von Schah zu Schia: Metropolitane Entwichlung unter gegensatzlichen Rahmenbedingungen", in Mega Cities. Die Metropolen des Sudens zwischen Globalisierung un Fragmentierung , ed. P. Feldbauer et al ., Frankfurt ١٩٩٧.
/ مصطفی مؤمنی /