، ج‌ 4، ص‌ 129ـ130، 132). طریقه‌های‌ دیگری‌ چون‌ جَزولیه‌ و احمدیه‌ و دَندراویه‌ و دَرقاویه‌ نیز در غرب‌ و شاخ‌ افریقا با ایتالیا و انگلیس‌ مبارزه‌ كردند (همان‌، ج‌ 4، ص‌130، 132؛ مونس‌، ج‌ 2، جزء 3، ص‌ 84). در مغرب‌ تمام‌ زوایای‌ صوفیه‌ مراكز دفاعی‌ در برابر هجوم‌ و اشغالگری‌ اسپانیا و پرتغال‌ بودند (زبیب‌، ج‌ 4، ص‌ 356). برخی‌ از مریدان‌ احمدبن‌ ادریس‌ مؤسس‌ طریقه‌ ادریسیه‌ با استعمارگران‌ شمال‌غرب‌ و غرب‌ افریقا، و احمدبن‌ شریف‌ سَنوسی‌ (1290ـ1351/ 1873ـ1933) از مشایخ‌ طریقه‌ سنوسیه‌، از 1320 تا 1330/ 1902ـ1912 در صحرا با فرانسه‌ و در 1329/ 1911 در لیبی‌ با ایتالیاییها مبارزه‌ كردند. محمدبن‌ عبداللّه‌ حسن‌ (متوفی‌ 1301 ش‌/ 1922) از سومالی‌، در برابر اشغالگران‌ اتیوپیایی‌ و ایتالیایی‌ و انگلیسی‌ ایستادگی‌ كرد ( د. اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذیل‌ «طریقت‌» و «السنوسی‌»). در عین‌ حال‌، برخی‌ طریقه‌ها در سنگال‌ و سودان‌ و موریتانی‌ هنگام‌ درگیری‌ میان‌ استعمارگران‌ و مردم‌، بین‌ آنها میانجیگری‌ می‌كردند و حتی‌ برخی‌ مشایخ‌ با استعمارگران‌ همكاری‌ می‌نمودند، مثلاً چند تن‌ از مشایخ‌ قادریه‌ به‌ گسترش‌ نفوذ فرانسه‌ در صحرا كمك‌ كردند (، ج‌ 4، ص‌130). اندیشه‌ اتحاد اسلامی‌ نیز از طریق‌ برخی‌ طریقه‌های‌ اصلاح‌طلب‌، مانند قادریه‌ و شاذلیه‌، در افریقا گسترش‌ یافت‌ و زوایای‌ صوفیه‌ با استفاده‌ از تعالیم‌ اسلامی‌ برای‌ متحدكردن‌ قبایل‌ افریقایی‌ در برابر استعمارگران‌ بسیار كوشیدند (مونس‌، ج‌ 2، جزء 3؛ < دایره‌المعارف‌ جهان‌ اسلام‌ آكسفورد> ، ج‌ 4، ص‌130ـ131). طریقه‌های‌ صوفیه‌ در افریقا. این‌ طریقه‌ها در افریقا ابتدا در خاندان‌ وَزّانی‌ (ساكن‌ وَزّان‌ در شمال‌ مغرب‌)، شكل‌ گرفتند. عبدالسلام‌بن‌ مَشیش‌، مؤسس‌ طریقه‌ مَدْینیه‌ و مرید ابومَدْین‌ تلمسانی‌، از مشاهیر این‌ خاندان‌ بود (مونس‌، همانجا؛ زبیب‌، ج‌ 4، ص‌ 355) و هر دو آنها از بزرگترین‌ شیوخ‌ صوفیه‌ در مغرب‌ بودند (همانجاها). طریقه‌ قادریه‌ و شاذلیه‌ زودتر و طریقه‌های‌ دیگر مانند تجانیه‌ و جزولیه‌ و ختمیه‌ و سنوسیه‌ دیرتر از طریقه‌های‌ دیگر در افریقا رواج‌ یافتند. چهار طریقه‌ اخیر اغلب‌ تحت‌تأثیر قادریه‌ و شاذلیه‌ بودند (بل‌، ص‌ 421ـ422؛ د. اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذیل‌ «طریقت‌»؛ غنیمی‌، ج‌ 6، ص‌ 95). پرطرفدارترین‌ طریقه‌های‌ صوفیه‌ نیز قادریه‌ و شاذلیه‌ و تجانیه‌اند و بسیاری‌ از طریقه‌ها از آنها منشعب‌ شده‌اند (مونس‌، همانجا). قادریه‌. گفته‌ می‌شود كه‌ این‌ طریقه‌ از یمن‌ یا حَضْرَموت‌ ابتدا به‌ اتیوپی‌ وارد شد. احتمالاً ابوبكرعبداللّه‌ العَیدَروس‌ (متوفی‌ 909/ 1503) اول‌ بار آن‌ را به‌ اتیوپی‌ برد (كوك‌، ص‌ 472). این‌ طریقه‌ در انتشار اسلام‌ در افریقا نقش‌ مهمی‌ داشته‌ است‌. از برنامه‌های‌ كنونی‌ آن‌ تعلیم‌ قرآن‌ به‌ اطفال‌ و فرستادن‌ پیروان‌، به‌ سرمایه‌ زوایا، برای‌ تحصیل‌ در مراكز علمی‌ جهان‌ اسلام‌ و مراجعت‌ به‌ وطنشان‌ برای‌ تبلیغ‌ دین‌ اسلام‌ در برابر تبلیغات‌ مسیحیان‌ است‌ (عقبی‌، ص‌ 144ـ145). برخی‌ شیوخ‌ مهم‌ قادری‌ این‌ اشخاص‌ بودند: محمد بقّاعی‌ كه‌ موجب‌ رواج‌ طریقه‌ قادریه‌ در غرب‌ افریقا شد؛ مختار كُنْتی‌ (متوفی‌ 1226/ 1811) و شیخ‌عثمان‌ دان‌ فودیو هر دو از مبلّغان‌ اندیشه‌ اتحاد مسلمین‌ و اصلاحات‌؛ احمدبن‌ محمدبن‌ ابوبكر، مرید عثمان‌ دان‌ فودیو، كه‌ او را مجدِّد (احیاكننده‌) می‌دانستند و در غرب‌ افریقا نهضتهای‌ جهادی‌ را رهبری‌ می‌كرد؛ عبدالرحمان‌بن‌ عبداللّه‌ شاشی‌، سراینده‌ نعت‌ مشهوری‌ به‌ نام‌ شجره‌الیقین‌ (، ج‌ 4، ص‌ 130؛ علم‌الدین‌، ص‌ 604ـ 605؛ كوك‌، ص‌ 502). از قرن‌ دوازدهم‌/ هجدهم‌ طریقه‌ قادریه‌ تحت‌الشعاع‌ تجانیه‌ قرار گرفت‌، اما تأثیر معنوی‌ این‌ طریقه‌، بخصوص‌ مؤسس‌ آن‌ عبدالقادر گیلانی‌ * ، باقی‌ مانده‌ است‌. عبدالقادر هیچگاه‌ به‌ افریقا نرفت‌، اما به‌ عقیده‌ مسلمانان‌ این‌ سرزمین‌، او تلاش‌ بسیار كرد تا كفارِ منطقه‌ شاخ‌ افریقا را مسلمان‌ كند. در داستانی‌ گفته‌ شده‌ است‌ كه‌ عبدالقادر گیلانی‌ چهل‌ جان‌ داشته‌ است‌ و بدین‌ترتیب‌، وجود قبرهای‌ او را در برخی‌ شهرهای‌ افریقا توجیه‌ می‌كنند ( د. اسلام‌ ، همانجا؛ ملك‌ شهمیرزادی‌، ص‌ 75). برخی‌ طریقه‌ها در افریقا، ادعا می‌كنند كه‌ با عبدالقادر گیلانی‌ پیوند معنوی‌ دارند ( د. اسلام‌ ، همانجا). بعضی‌ از شاخه‌های‌ منشعب‌ از قادریه‌ عبارت‌اند از: مُریدیه‌ * ، كه‌ آن‌ را احمدو بامبا (1267ـ1346/ 1851ـ1927)، از مخالفان‌ مشهور استعمار فرانسه‌، در 1304/ 1887 در سنگال‌ بنیان‌ نهاد (علم‌الدین‌، ص‌ 607؛ كوك‌، ص‌170ـ171؛ < دایره‌المعارف‌ جهان‌ اسلام‌ آكسفورد >، ج‌ 4، ص‌ 131)؛ بهاریه‌، از شاخه‌های‌ قادریه‌ در سودان‌ و منسوب‌ به‌ تاج‌الدین‌ بهاری‌، این‌ طریقه‌ در 1155/ 1742 متشتت‌ شد و بسیاری‌ از پیروان‌ آن‌ بتدریج‌ به‌ طریقه‌ ختمیه‌ پیوستند (علم‌الدین‌، ص‌ 588)؛ فاضلیه‌ ، شعبه‌ای‌ از قادریه‌ در موریتانی‌ كه‌ مؤسس‌ آن‌ محمد فاضل‌ (1194ـ1286/ 1780ـ1869) بود (كوك‌، ص‌ 141ـ142). شاذلیه‌. ابوالحسن‌ شاذِلی‌ (متوفی‌ 656/ 1258)، مرید عبدالسلام‌ مَشیش‌، این‌ طریقه‌ را ــ كه‌ از جمله‌ طریقه‌های‌ اصلاح‌طلب‌ است‌ ــ در تونس‌ بنیان‌ نهاد (مونس‌، همانجا). گفته‌اند كه‌ حَمْدا بُودونانه‌ این‌ طریقه‌ را به‌ سودان‌ برد. از مبلّغان‌ مشهور آن‌ شیخ‌ خُوجَلی‌بن‌ عبدالرحمان‌بن‌ ابراهیم‌ (متوفی‌ 1155/ 1742) بود (كوك‌، ص‌ 428). یكی‌ از شعب‌ مهم‌ این‌ طریقه‌ در افریقا، درقاویه‌ * است‌ كه‌ ابتدا در تِلِمسان‌ در قرن‌ یازدهم‌/ هفدهم‌ ظهور كرد (عقبی‌، ص‌ 230، 232). طَیبیه‌. یكی‌ از شاخه‌های‌ شاذلیه‌ است‌ و وزانیه‌ و تهامیه‌ نیز نامیده‌ می‌شود (كوك‌، ص‌ 105). این‌ طریقه‌ منسوب‌ به‌ عبداللّه‌بن‌ ابراهیم‌ وزانی‌ (متوفی‌ 1089) است‌ و از مشایخ‌ آن‌ عبدالحی‌ كتانی‌ است‌. او از استادان‌ مسجدجامع‌ قَرَویین‌ بود و به‌ خروج‌ از دین‌ متهم‌ شد. این‌ طریقه‌ از اوایل‌ قرن‌ دوازدهم‌/ اواخر قرن‌ هفدهم‌ وارد امور سیاسی‌ شد و تا قرن‌ سیزدهم‌/ نوزدهم‌ پیروانی‌ داشت‌ (زبیب‌، ج‌ 4، ص‌ 357؛ عقبی‌، ص‌ 227). زَروقیه‌. یكی‌ دیگر از شاخه‌های‌ شاذلیه‌ است‌ و منسوب‌ است‌ به‌ احمد بُرنسی‌ مشهور به‌ زَرّوق‌ (متوفی‌ 899/ 1494)، عالِم‌ مراكشی‌. شاخه‌هایی‌ كه‌ نَسَب‌ معنوی‌ خود را به‌ او می‌رسانند عبارت‌اند از: رُشدیه‌ یا یوسفیه‌ هر دو در مراكش‌ در قرن‌ دهم‌؛ ناصریه‌ در مراكش‌، شیخیه‌ در الجزایر و شابیه‌ در تونس‌، همه‌ در قرن‌ یازدهم‌ ( د. اسلام‌ ، همانجا) و دَرقاویه‌ * منسوب‌ به‌ ابوحمید عرب‌ دَرقاوی‌ (متوفی‌ 1238/ 1823) در قرن‌ دوازدهم‌. از مشایخ‌ معروف‌ درقاویه‌، احمد علوی‌ (متوفی‌ 1303 ش‌/ 1924) بود كه‌ طریقه‌ علویه‌ منسوب‌ به‌ او در الجزایر رواج‌ دارد. شهرت‌ و نفوذ معنوی‌ وی‌ چنان‌ است‌ كه‌ حتی‌ در میان‌ پژوهشگران‌ اروپایی علاقه‌مند به‌ عرفان‌ پیروانی‌ دارد (مونس‌؛ د. اسلام‌ ، همانجاها؛ زبیب‌، ج‌ 4، ص‌ 357؛ برای‌ زندگی‌ شیخ‌احمد علوی‌ رجوع كنید به لینگز، 1360 ش‌). ختمیه‌ یا مَرغانیه‌. پس‌ از وفات‌ سیداحمدبن‌ ادریس‌ فاسی‌ (متوفی‌ 1253/ 1837)، میان‌ مریدان‌ او بر سر تعیین‌ خلیفه‌ اختلاف‌ افتاد. سیدمحمد عثمان‌ میرغَنی‌ (1208ـ 1268/ 1794ـ1852)، كه‌ سیداحمد او را برای‌ تبلیغ‌ از مصر به‌ سودان‌ فرستاده‌ بود، طریقه‌ خود را جدا كرد. محمد عثمان‌ ادعا داشت‌ كه‌ تعالیم‌ طریقه‌هایی‌ مانند قادریه‌ و نقشبندیه‌ و شاذلیه‌ را با هم‌ جمع‌ كرده‌ و طریقه‌ او خاتم‌ طرق‌ است‌. وی‌ تلاش‌ می‌كرد تا این‌ طریقه‌ها را یكی‌ كند، اما در نهایت‌ این‌ طریقه‌ نیز طریقه‌ای‌ در كنار آن‌ طریقه‌ها شد (ولت‌، ص‌ 77ـ 78). محمد عثمان‌ فرزند و جانشین‌ خود، محمد سرّالختم‌ (متوفی‌ 1280)، را مسئول‌ طریقه‌ در یمن‌ كرد و دو فرزند دیگرش‌، جعفر در حجاز و حسن‌ در سودان‌، مسئول‌ تبلیغ‌ طریقه‌ شدند. بعد از مرگ‌ محمد عثمان‌ هر كدام‌ از پسران‌ او به‌ استقلال‌، در منطقه‌ خود زعامت‌ طریقه‌ را بر عهده‌ گرفتند (همان‌، ص‌ 134). بدین‌ترتیب‌ ختمیه‌ به‌ شاخه‌های‌ مختلفی‌ تقسیم‌ شد. مهمترین‌ مركز آن‌ در سودان‌ است‌ و بیش‌ از همه‌ طریقه‌ها در آنجا پیروانی‌ دارد، چنانكه‌ برخی‌ طرفداران‌ شاذلیه‌ در سودان‌ به‌ ختمیه‌ پیوستند ( رجوع كنید به علم‌الدین‌، ص‌540 ـ541؛ كوك‌، ص‌ 473). علی‌مایه‌ دورُگْبا این‌ طریقه‌ را در سومالی‌ معرفی‌ كرد. ختمیه‌ در حوالی‌ موگادیشو و منطقه‌ای‌ در ناحیه‌ اُوگادِن‌ اتیوپی‌ نیز پیروانی‌ دارد (ملك ‌شهمیرزادی‌، ص‌ 76ـ77). طریقه‌ ختمیه‌ از مصر و عثمانی‌ كمكهای‌ مالی‌ دریافت‌ می‌كرد و در درگیریها از حمایت‌ آنهابرخوردار بود و برای‌ گسترش‌ خود از نفوذ آنها سود می‌جست‌. هنگام‌ قیام‌ مهدی‌ سودانی‌ در سودان‌، ختمیه‌ در زمره‌ مخالفان‌ او بودند و حركت‌ وی‌ را فتنه‌ای‌ بر ضد اسلام‌ می‌دانستند. گرچه‌ قوای‌ مهدی‌ مقاومت‌ نظامی‌ ختمیه‌ را در هم‌ شكستند، پس‌ از سركوبی‌ قیام‌ مهدی‌ و پس‌ از آنكه‌ سربازان‌ مصری‌ و انگلیسی‌ در 1316/ 1898 سودان‌ را اشغال‌ كردند، این‌ طریقه‌ دو باره‌ قوّت‌ گرفت‌ (< دایره‌المعارف‌ جهان‌ اسلام‌ آكسفورد >، ج‌ 4، ص‌ 131؛ ولت‌، ص‌ 148، 296). جَزولیه‌. این‌ طریقه‌ را ابوعبداللّه‌ محمد جَزولی‌ * ، صوفی‌ مراكشی‌، در قرن‌ نهم‌ تأسیس‌ كرد. زاویه‌های‌ آن‌ از تلمسان‌ تا سوس‌الاقصی‌ گسترده‌ است‌ و از طریقه‌های‌ مهم‌ شمال‌ افریقا محسوب‌ می‌شود. جزولیه‌، در حوادث‌ سیاسی‌ تأثیر داشتند و با استعمار پرتغال‌ و اسپانیا در شمال‌غربی‌ افریقا مبارزه‌ كردند (بل‌، ص‌ 421). عبداللّه‌بن‌ مبارك‌، مرید جزولی‌، در مبارزه‌ با پرتغالیها در برابر درخواست‌ بزرگان‌ سوس‌ برای‌ تصدی‌ رهبری‌، شریف‌ سعدی‌ (متوفی‌ 923) را معرفی‌ كرد. سعدی‌ با لقب‌ القائم‌ بامراللّه‌ با مردم‌ بیعت‌ و دولت‌ سعدیه‌ را تأسیس‌ كرد ( رجوع كنید به بل‌، ص‌ 421ـ427؛ غنیمی‌، ج‌ 6، ص‌113ـ 115؛ حجی‌، ج‌ 2، ص‌ 483ـ 485). عیساویه‌ * یا عیسویه‌ یكی‌ از شاخه‌های‌ جزولیه‌ و منسوب‌ به‌ محمدبن‌ عیسی‌ فهدی‌ (متوفی‌ 931/ 1525)، صوفی‌ مراكشی‌، است‌. عیساویه‌ به‌ زیارت‌ قبور شیوخ‌ و سماع‌ اهمیت‌ می‌دادند، ولی‌ علمای‌ دینی‌ با آنان‌ مخالف‌ بودند و آنان‌ را عامل‌ انحطاط‌ اسلام‌ در شمال‌ افریقا می‌دانستند ( د. اسلام‌ ، همانجا). ملك‌محمد پنجم‌، پادشاه‌ مغرب‌، مجالس‌ سماع‌ آنها را ممنوع‌ كرد و این‌ طریقه‌ را باطل‌ خواند (زبیب‌، ج‌ 4، ص‌ 357ـ 358؛ د. اسلام‌ ، همانجا)، با اینحال‌ عیساویه‌ هنوز در الجزایر و تونس‌ وجود دارند (كوك‌، ص‌ 83، 105). سَمّانیه‌. این‌ طریقه‌ یكی‌ از شاخه‌های‌ خلوتیه‌ است‌. بنیانگذار آن‌ محمدبن‌ عبدالكریم‌ سمّانی‌ (1130ـ1189/ 1718ـ 1775) است‌. این‌ طریقه‌ را احمدبن‌ طبیب‌بن‌ بَشیر (متوفی‌ 1239/ 1824) در اتیوپی‌ و سودان‌ رواج‌ داد. محمد احمد (مهدی‌) از مریدان‌ سمّانیه‌ بود و شاخه‌ای‌ از این‌ طریقه‌ در به‌ قدرت‌ رساندن‌ او سهم‌ مهمی‌ داشت‌ ( د. اسلام‌ ، همانجا؛ ولت‌، ص‌ 153ـ154). امروزه‌ سمّانیه‌ از طریقه‌های‌ دیگر پیروان‌ كمتری‌ دارد (علم‌الدین‌، ص‌ 594). رحمانیه‌. این‌ طریقت‌ یكی‌ از شاخه‌های‌ طریقه‌ خلوتیه‌ است‌. بنیانگذار آن‌ محمدبن‌ عبدالرحمان‌ ادریسی‌ (متوفی‌ 1208) است‌. این‌ طریقه‌، مبارزاتی‌ بر ضد استعمار فرانسه‌، بخصوص‌ در الجزایر، داشت‌. بیشترین‌ مریدان‌ آن‌ در الجزایر و تونس‌اند (عقبی‌، ص‌ 155، 157). مجذوبیه‌. پیش‌ از آنكه‌ طریقه‌ مجذوبیه‌ به‌وجود آید، در مغرب‌ به‌ كسانی‌ كه‌ به‌ واسطه‌ جذبه‌ الاهی‌ به‌ مقام‌ قرب‌ می‌رسیدند و صاحب‌ كرامات‌ و باخبر از غیب‌ می‌شدند، مجذوب‌ می‌گفتند. از جمله‌ مجذوبان‌، علی‌بن‌ احمد صنهاجی‌ دوار (متوفی‌ 949/ 1542) بود كه‌ در قصر بزرگان‌ بنی‌وطاس‌ (حك : 831ـ957/ 1428ـ1550) از او استقبال‌ می‌شد و او هرچه‌ از آنان‌ می‌گرفت‌ به‌ فقرا می‌داد. یكی‌ دیگر از این‌ مجذوبان‌ در مغرب‌، عبدالرحمان‌ مجذوب‌ (متوفی‌ 976/ 1568) مرید صنهاجی‌ بود، هرچند كه‌ حالت‌ جذبه‌ وی‌ دائمی‌ نبود. وی‌ مریدان‌ را از اقتدا كردن‌ به‌ افعال‌ خود در هنگام‌ جذب‌ نهی‌ می‌كرد. در باره‌ سیرت‌ و مناقب‌ او آثار بسیاری‌ وجود دارد، دیوانهایی‌ به‌ او منسوب‌ است‌ و سخنانی‌ شبیه‌ به‌ سخنان‌ حلّاج‌ و ابن‌عربی‌ از او نقل‌ كرده‌اند (حجی‌، ج‌ 2، ص‌ 485ـ486). طریقه‌ مجذوبیه‌ را، كه‌ شاخه‌ای‌ از شاذلیه‌ محسوب‌ می‌شود، حمدبن‌ محمد مجذوب‌ (متوفی‌ 1190/ 1776) بنیان‌ نهاد. جانشین‌ وی‌، پسرش‌ قمرالدین‌ (متوفی‌ 1155) معروف‌به‌ محمد صغیر، مدارس‌ و مساجد بسیاری‌ در سودان‌ بنا كرد.در هنگام‌ انقلاب‌ مهدی‌ سودانی‌، مجذوبان‌ به‌ او پیوستند و در جنگ‌ با تركها با قوای‌ مهدی‌ همراه‌ بودند، ولی‌ بعداز دوران‌ مهدی‌ این‌ گروه‌ به‌ اجتماعات‌ كوچك‌ محدود شد (علم‌الدین‌، ص‌599 ـ601؛ برای‌ زندگی‌ حمدبن‌ مجذوب‌ رجوع كنید به درنیقه‌، ص‌ 97). نیز رجوع كنید به تجانیه‌ * ، سنوسیه‌ * ، صالحیه‌ * منابع‌: (34) ابن‌بطوطه‌، سفرنامه‌ ابن‌بطوطه‌ ، ترجمه‌ محمدعلی‌ موحد، تهران‌ 1361 ش‌؛ (35) محمدابراهیم‌ ابوسلیم‌، الحركه‌ الفكریه‌ فی‌المهدیه‌ ، بیروت‌ 1981؛ (36) آلفرد بل‌، الفرق‌ الاسلامیه‌ فی‌الشمال‌ الافریقی‌ من‌الفتح‌ العربی‌ حتی‌ الیوم‌ ، ترجمه‌ عن‌ الفرنسیه‌ عبدالرحمان‌ بدوی‌، بیروت‌ 1987؛ (37) محمد حجی‌، جولات‌ تاریخیه‌ ، بیروت‌ 1995؛ (38) حسن‌علی‌حسن‌، الحضاره‌الاسلامیه‌ فی‌المغرب‌ و الاندلس‌: عصر المرابطین‌ و الموحدین‌ ، قاهره‌ 1980؛ (39) محمداحمد درنیقه‌، الطریقه‌ الشّاذلّیه‌ و اعلامها ، بیروت‌ 1410/ 1990؛ (40) نجیب‌ زبیب‌، الموسوعه‌ العامه‌ لتاریخ‌ المغرب‌ و الاندلس‌ ، بیروت‌ 1415/ 1995؛ (41) صلاح‌ مؤید عقبی‌، الطرق‌ الصوفیه‌ و الزوایا بالجزائر: تاریخها و نشاطها ، بیروت‌ 2002؛ (42) سلیمان‌سلیم‌ علم‌الدین‌، التصوف‌ الاسلامی‌: تاریخ‌ ـ عقائد ـ طریق‌ ـ اعلام‌ ، بیروت‌ 1999؛ (43) عبدالفتاح‌ مقلد غنیمی‌، موسوعه‌ تاریخ‌ المغرب العربی‌ ، قاهره‌ 1414/ 1994؛ (44) ژوزف‌ كوك‌، مسلمانان‌ افریقا ، ترجمه‌ اسداللّه‌ علوی‌، مشهد 1373 ش‌؛ (45) مارتین‌ لینگز، عارفی‌ از الجزایر ، ترجمه‌ نصراللّه‌ پورجوادی‌، تهران‌ 1360 ش‌؛ (46) صادق‌ ملك‌ شهمیرزادی‌، «صوفیان‌ افریقا»، چشم‌انداز ، سال‌ 1، ش‌ 9 (آذر 1376)؛ (47) حسین‌ مونس‌، تاریخ‌ المغرب‌ و حضارته‌ ، بیروت‌ 1412/ 1992؛ (48) عبداللّه‌ ناصری‌ طاهری‌، مقدمه‌ای‌ بر تاریخ‌ سیاسی‌ اجتماعی‌ شمال‌ افریقا: از آغاز تا ظهور عثمانیها : تهران‌ 1375 ش‌؛ (49) جان‌ اوبرت‌ ولت‌، تاریخ‌ الطریقه‌ الختمیه‌ فی‌ السودان‌ ، ترجمه‌ محمدسعید قدال‌، قاهره‌ 2002؛ (50) محمدطه‌ ولی‌، المساجد فی‌ الاسلام‌ ، بیروت‌ 1409/ 1988؛ (51) EI 2 , svv. " A l-Sanusi" (by A. H. D e Groot), "Tarika. 2: In North Africa" (by P. Lory); (52) Mervyn Hiskett, The course of Islam in Africa , Edinburgh 1994; (53) The Oxford encyclopedia of the modern Islamic World , ed. John L. Esposito, New York 1995, s.v. "Sufism and politics" (by J. E. A. Johansen). / ملیحه‌ معلم‌ و پروانه‌ عروج‌نیا / 12) تصوف‌ اسلامی‌ در غرب‌. تأثیر تصوف‌ در غرب‌ (ایالات‌ متحده‌ امریكا، كانادا، اروپای‌ غربی‌ و امریكای‌ جنوبی‌) بیشتر در حوزه‌ مطالعات‌ دانشگاهی‌، فرهنگ‌ عامه‌ و آیینهای‌ دینی‌ آشكار است‌. مطالعات‌ دانشگاهی‌. ترجمه‌ متون‌ اصلی‌ صوفیان‌ با ترجمه‌ اشعار فارسی‌ ــ كه‌ بخش‌ اعظم‌ آنها آكنده‌ از مفاهیم‌ عرفانی‌ است‌ ــ شروع‌ شد. در دهه‌های‌ اولیه‌ قرن‌ یازدهم‌/ هفدهم‌، گلستان‌ سعدی‌ به‌ آلمانی‌ برگردانده‌ شد و یك‌ قرن‌ بعد سر ویلیام‌ جونز ، مستشرق‌ و زبان‌شناس‌ انگلیسی‌، در دانشكده‌ فرت‌ ویلیامِ كلكته‌ مطالعه‌ و ترجمه‌ گسترده‌ متون‌ كهن‌ فارسی‌ را آغاز كرد. این‌ ترجمه‌ها باعث‌ شد كه‌ شاعران‌ غربی‌، همچون‌ گوته‌ و والت‌ ویتمن‌ ، درصدد جستجو و كشف‌ مضامین‌ عرفانی‌ شرقی‌ در آثار آنها برآیند. پس‌ از اشغال‌ استعماری‌ جوامع‌ مسلمان‌ توسط‌ فرانسه‌ و انگلیس‌ و دیگر قدرتهای‌ اروپایی‌، محققان‌ اروپایی‌ و كارگزاران‌ مستعمرات‌ به‌ این‌ جنبه‌ از اسلام‌ علاقه‌مند شدند. با گسترش‌ صنعت‌ چاپ‌ در اروپا و بعد از آن‌ در خاورمیانه‌ در قرن‌ سیزدهم‌/ نوزدهم‌، امكان‌ انتشار و اشاعه‌ متون‌ صوفیه‌ به‌ زبانهای‌ رایج‌ در كشورهای‌ اسلامی‌ و ترجمه‌های‌ اروپایی‌ آن‌ بیشتر شد. نخستین‌ مطالعات‌ اروپاییان‌ در باره‌ تصوف‌، در بر گیرنده‌ تأملاتی‌ راجع‌ به‌ ریشه‌های‌ غیراسلامی‌ آن‌، از جمله‌ ایران‌باستان‌ و هند و مسیحیت‌ و حتی‌ تأثیرات‌ بودایی‌، بود. در آغاز قرن‌ چهاردهم‌/ بیستم‌، مستشرقانی‌ همچون‌ آربری‌ و رینولد نیكلسون‌ در انگلستان‌، متون‌ قدیمی منثور و منظوم‌ صوفیه‌ را از فارسی‌ و عربی‌ به‌ انگلیسی‌ برگرداندند. در مطالعات‌ اسلامی‌ ایالات‌ متحده‌ امریكا، بررسی‌ تصوف‌ اهمیت‌ ویژه‌ای‌ داشته‌ است‌ و بسیاری‌ از محققان‌ امریكایی‌ به‌ این‌ حوزه‌ از اسلام‌ توجه‌ دارند. برای‌ دین‌پژوهان‌ و هنرمندان‌ و عموم‌ مردم‌ غرب‌، جنبه‌ عرفانی‌ تصوف‌ جذابیت‌ ویژه‌ای‌ داشته‌ است‌. در ایالات‌ متحده‌، بویژه‌ از دهه‌ 1350 ش‌/ 1970، بسیاری‌ از دانشجویان‌ رشته‌ مطالعات‌ اسلامی‌ علایق‌ فكری‌ و شخصیشان‌ را در این‌ جنبه‌ از اسلام‌ یافتند. هنگامی‌ كه‌ مؤسسات‌ دانشگاهی‌ اروپایی‌ عموماً شرایط‌ مناسبی‌ برای‌ مطالعات‌ دینی‌ نداشتند، محققانی‌ نظیر لویی‌ ماسینیون‌ (متوفی‌ 1341 ش‌/ 1962)، فریتس‌ مایر (متوفی‌ 1377 ش‌/ 1998)، و آنه‌ماری‌ شیمل‌ (متوفی‌ 1381 ش‌/ 2003) مقاله‌های‌ درخور توجهی‌ در زمینه‌ تصوف‌ نگاشتند. جنبه‌ عملی‌ تصوف‌. در ایالات‌ متحده‌، تصوف‌ به‌ عنوان‌ آیینی‌ دینی‌ و زنده‌ از زمان‌ تشكیل‌ شورای‌ جهانی‌ مذاهب‌ در 1310/ 1893، رایج‌ شد. متعاقب‌ آن‌ نخستین‌ استاد بزرگ‌ تصوف‌ در[ ایالات‌ متحده‌ ]، حضرت‌ عنایت‌خان‌ (متوفی‌ 1306 ش‌/ 1927)، در 1328/1910 در سفری‌ سیاحتی‌، به‌ عنوان‌ موسیقیدان‌ هندی‌، به‌ ایالات‌ متحده‌ رفت‌ و پس‌ از آن‌ در امریكا و اروپا به‌ اشاعه‌ تعالیم‌ طریقه‌ هندی‌ چشتیه‌ * پرداخت‌. تأثیر تصوف‌ در ایالات‌ متحده‌ تا اواخر دهه‌ 1340 ش‌/ 1960 بسیار محدود بود. از طرفی‌، تا بعد از تغییر قوانین‌ مهاجرت‌ در 1342 ش‌/ 1963 ــ كه‌ منجر به‌ آزادی‌ مهاجرت‌ شمار بیشتری‌ از غیر اروپاییان‌ به‌ ایالات‌ متحده‌ شد ــ مسلمانان‌ در ایالات‌ متحده‌ حضور چندانی‌ نداشتند. وضع‌ فرهنگی‌ دهه‌ 1960/ 1340 ش‌ و مقارن‌ آن‌ علاقه‌ به‌ معنویت‌ شرقی‌، موجب‌ تمایل‌ به‌ جنبش‌ عنایت‌خان‌ شد. پسر وی‌، پیر ولایت‌خان‌، در دهه‌ مذكور این‌ جنبش‌ را با نام‌ «طریقه‌ تصوف‌ در غرب‌» یا «رسالت‌ در عصر ما» احیا كرد. اكنون‌ نام‌ آن‌ طریقه‌ تصوف‌ جهانی‌ است‌ كه‌ نشان‌دهنده‌ جریانهای‌ فراملیتی‌ امروزی‌ است‌. در 1379 ش‌/ 2000، مقام‌ جانشینی‌ عنایت‌خان‌ به‌ نوه‌ وی‌، ضیاء عنایت‌خان‌، تفویض‌ شد كه‌ در حال‌ حاضر در مقر خویش‌ در لبنان‌ جدید واقع‌ در نیویورك‌ رهبری‌ طریقه‌ و انتقال‌ تعالیم‌ را برعهده‌ دارد. امروزه‌ در ایالات‌ متحده‌ به‌طور كلی‌ سه‌ نوع‌ جنبش‌ تصوف‌ وجود دارد. یكی‌ از این‌ جنبشها بیشتر نگرش‌ جهانی‌ دارند. آنان‌ به‌ تصوف‌ و جنبه‌های‌ سنّت‌ اسلامی‌ استناد می‌كنند، اما از پیروان‌ خود نمی‌خواهند كه‌ مذهب‌ خود را تغییر دهند و مسلمان‌ شوند. این‌ دسته‌ شامل‌ طریقت‌ تصوف‌ جهانی‌، انجمن‌ تحقیقات‌ تصوف‌ (ادریس‌ و عمرعلی‌شاه‌) و جنبش‌ سماع‌ صلح‌ جهانی‌ است‌. جنبشهای‌ دیگر، با اینكه‌ بیشتر عضوگیریشان‌ از میان‌ امریكاییان‌ است‌، ریشه‌ در شریعت‌ اسلامی‌ دارند و مسلمان‌ بودن‌ را برای‌ رشد معنوی‌ در سنّت‌ تصوف‌ ضروری‌ می‌دانند. بیشتر رهبران‌ این‌ جنبشها را مهاجران‌ جوامع‌ مسلمان‌ تشكیل‌ می‌دهند. نمونه‌های‌ برجسته‌ این‌ جنبشها عبارت‌اند از: طریقه‌ نقشبندی‌ ـ حقّانی‌، طریقه‌ خلوتی‌ جرّاحی‌، پیروان‌ گورو باوا محیی‌الدین‌ ، و طریقه‌ مولویه‌. دانشگاهیان‌ مرتبط‌ با جنبشهای‌ تصوف‌ امریكایی‌، چون‌ هیوستون‌ اسمیت‌ و سیدحسین‌ نصر، مدافع‌ پیروی‌ از حقیقت‌ جاودان‌ یا حكمت‌ خالده‌ اند و با نظری‌ موافق‌، تعالیم‌ اسلامی‌ را در پرتو دریافتهای‌ باطنی‌ و عرفانی‌ عرضه‌ و معرفی‌ كرده‌اند. همچنین‌ فریتیوف‌ شوئون‌ (شووان‌) (متوفی‌ 1377 ش‌/ 1998)، سوئیسی‌ای‌ كه‌ در بلومینگتونِ ایندیانا ساكن‌ شد، در اشاعه‌ تلقی سنّت‌گرا از تصوف‌ یا حكمت‌ خالده‌ مرجوع كنید بهثر بود. وی‌ در همان‌ زمان‌ ریاست‌ طریقه‌ای‌ معروف‌ به‌ «میریامیه‌»، شاخه‌ای‌ از طریقه‌ شاذلیه‌، را بر عهده‌ داشت‌. صوفیان‌ امریكایی‌ مشتمل‌اند بر گروههایی‌ از مهاجران‌ جوامع‌ مسلمان‌، بخصوص‌ در مراكز شهرهای‌ بزرگتر همچون‌ نیویورك‌ و شیكاگو و لوس‌آنجلس‌. آنان‌ از تعالیم‌ تصوف‌ به‌ شیوه‌هایی‌ پیروی‌ می‌كنند كه‌ بسیار شبیه‌ به‌ آیینهای‌ مرسوم‌ در جوامع‌ خودشان‌ است‌. در بریتانیای‌ كبیر نقش‌ صوفیان‌ مهاجر، بخصوص‌ آنهایی‌ كه‌ از آسیای‌ جنوبی‌ به‌ آنجا رفته‌اند، به‌سبب‌ الگوی‌ مهاجرتی‌ مراكز صنعتی‌ بزرگ‌ در میدلندز انگلستان‌، بسیار برجسته‌تر است‌. در آنجا تعداد زیادی‌ از مهاجران‌ هندی‌ و پاكستانی‌، پیرانی سنّتی‌اند كه‌ بسیاری‌ از جنبه‌های‌ عامیانه‌ و محلی‌ آیینهای‌ فرهنگی‌ اسلامی‌ را ادامه‌ می‌دهند. در جوامع‌ غربی اروپایی‌ آیینهای‌ دینی‌ رایجی‌ وجود دارد كه‌ با نفوذ مهاجران‌ مسلمان‌ مرتبط‌ است‌؛ آلمانیها با طریقتهایی‌ مانند سلیمانیه‌ روبرو هستند كه‌ از تركیه‌ به‌ آنجا رفته‌اند، و هلندیها و فرانسویها با رگه‌ها و عناصری‌ از تصوف‌ شمال‌ افریقا مواجه‌اند. سازگاری‌ و انطباق‌ مراسم‌ و آیینهای‌ صوفیانه‌ با شرایط‌ غربی‌، متضمن‌ نادیده‌انگاشتن‌ برخی‌ جنبه‌های‌ عمومی‌ و رایج‌ اعمال‌ و آیینهای‌ اسلامی‌ است‌، مانند زیارت‌ مزارهای‌ اولیا و داشتن‌ نگرش‌ انعطاف‌پذیرتر نسبت‌ به‌ حضور و مشاركت‌ زنان‌ در امور اجتماعی‌. با اینحال‌، در برخی‌ موارد آیین‌ صوفیانه‌ و سنّتی زیارت‌ مقابر و مزار صوفیان‌، به‌ زمینه‌ امریكایی‌ منتقل‌ شده‌ و به‌ یاد اولین‌ نسل‌ رهبران‌ طریقت‌، در امریكا بقعه‌هایی‌ بنا شده‌ است‌، از جمله‌ بقعه‌ مرشد ساموئل‌ لوئیس‌ در نیومكزیكو، گورو باوا در پنسیلوانیا، و شاه‌مقصود در كالیفرنیا. حامیان‌ و اعضای‌ جنبشهای‌ متنوع‌ تصوف‌ امریكایی‌ مختلف‌اند، زیرا نماینده‌ جهت‌گیریهای‌ دینی‌ و اجتماعی‌ متفاوت‌اند. طریقت‌ تصوف‌ در غرب‌ و جنبش‌ ادریس‌شاه‌، به‌واسطه‌ فعالیتهای‌ انتشاراتی‌ و یاری‌رساندن‌ به‌ جماعتهای‌ دیگر از طریق‌ روان‌شناسی‌ فراشخصی‌ و سلامت‌ كل‌نگرانه‌ و سماع‌، تأثیر گسترده‌تری‌ بر فرهنگ‌ امریكایی‌ داشته‌ است‌. اعضا مجبور نیستند كه‌ شیوه‌ زندگی‌ كاملاً صوفیانه‌ داشته‌ باشند یا با اجتماع‌ سازگار شوند. گرایش‌ به‌ این‌ جنبشها احتمالاً در نیمه‌ دوم‌ دهه‌ 1350 ش‌/1970 به‌ اوج‌ خود رسید. از وقتی‌ كه‌ طریقت‌ تصوفِ پیر ولایت‌خان‌ ادعا كرد كه‌ ده‌ هزار تن‌ از طریقِ وی‌ به‌ طریقت‌ مشرّف‌ شده‌اند، تعداد بسیار زیادی‌ از امریكاییان‌ در اردوها و هم‌اندیشیهای‌ تصوف‌ شركت‌ می‌كنند و كتابهایشان‌ را می‌خوانند. تصوف‌ سنّت‌گرا یا حكمت‌ خالده‌ در جهت‌ آثار فریتیوف‌ شووان‌ و سیدحسین‌ نصر و هیوستون‌ اسمیت‌ ــ از طریق‌ رسانه‌هایی‌ چون‌ فیلمهای‌ مستند، گفتگوهای‌ تلویزیونی و فعالیتهای‌ انتشاراتی عالمانه‌ و عامیانه‌ ــ مخاطبان‌ وسیعی‌ در فرهنگ‌ امریكایی‌ پیدا كرده‌ است‌. نفوذ این‌ جنبشها در اصل‌ به‌سبب‌ عقاید آنهاست‌ تا مشاركتشان‌ در جنبشهای‌ سازمان‌یافته‌. جنبشهای‌ تصوف‌ دورگه‌ یا امریكایی‌ ـ اسلامی‌ در روند كلی‌ فرهنگ‌ امریكایی‌ تأثیر كمتری‌ داشته‌اند، زیرا عقاید عرضه‌شده‌ بیشتر اختصاص‌ به‌ علایق‌ مسلمانان‌ دارد. از آنجا كه‌ برخی‌ تفسیرهای‌ صوفیانه‌ از اسلام‌، مانند عقیده‌ به‌ رهبران‌ فره‌مند و شفاعت‌ اولیا، را همه‌ مسلمانان‌ نپذیرفته‌اند، نباید تصور كرد كه‌ چنین‌ جنبشهایی‌ را همه‌ مسلمانان‌ امریكا تأیید می‌كنند. در عین‌ حال‌، بسیاری‌ از مسلمانان‌ غیر صوفی‌ موفقیتهای‌ آنان‌ را در جلب‌ امریكاییان‌ به‌ اسلام‌ ارج‌ می‌نهند. تصوف‌ در هر دو شاخه‌ شیعه‌ و سنّی‌ اسلام‌ به‌ وجود آمده‌ است‌ و تعدادی‌ از سلسله‌های‌ شیعی‌، از جمله‌ سلسله‌ نعمت‌اللهی‌ و اویسی‌ ـ شاه‌مقصودی‌، در بین‌ مهاجران‌ ایرانی‌ و جماعت‌ امریكایی‌ پیروانی‌ دارند. تصوف‌ به‌ همان‌ نسبت‌ در میان‌ مسلمانان‌ افریقایی‌ مقیم‌ امریكا تأثیر كمتری‌ داشته‌است‌، اگرچه‌ فعالیتهای‌ سلسله‌ تجانیه‌ * و طریقه‌ نقشبندی‌ ـ حقّانی شیخ‌ ناظم‌ ــ كه‌ احتمالاً در میان‌ طریقه‌های‌ موجود در ایالات‌ متحده‌ و اروپا متنوعترین‌ پیروان‌ را دارد ــ علایقی‌ برانگیخته‌ است‌. با اینهمه‌، حتی‌ قدیمترین‌ جنبشهای‌ اسلامی افریقایی‌ ـ امریكایی‌، همچون‌ احمدیه‌ و معبد علم‌ موریش‌ ، با جریانهای‌ رمزی‌ و عرفانی‌، از جمله‌ برخی‌ تأثیرات‌ تصوف‌، موافق‌ بوده‌اند. فرهنگ‌ عامه‌. رواج‌ تصوف‌ در غرب‌، آشكارا از رهگذر علاقه‌ بسیار به‌ اشعار مولانا بوده‌ است‌. شاعری‌ امریكایی‌ به‌ نام‌ كولمان‌ باركز آثار او را ترجمه‌ كرد. افراد شناخته‌ شده‌ای‌ چون‌ دیپك‌ چوپرا و برخی‌ خوانندگان‌ نیز در یادآوری‌ و مرور آثار مولانا سهیم‌ بوده‌اند. علاقه‌ به‌ موسیقی‌ جهان‌ در جوامع‌ غربی‌ منجر به‌ محبوبیت‌ و شهرت‌ آیینهای‌ صوفیانه‌ای‌ همچون‌ قوالیهای‌ هندی‌ و دسته‌های‌ ذكر و مناجات‌خوانی‌ صوفیان‌، مانند مراسم‌ سماع‌ مولویه‌، شده‌ است‌. منابع‌: (54) Marcia K. Hermansen, "Hybrid identity formations in Muslim America: the case of American Sufi movements", The Muslim world , vol. 90, no. 1 & 2( Spring 2000), 158-197; (55) idem , "In the garden of American Sufi movements: Hybrids and Perennials", in New trends and developments in the world of Islam , ed. Peter B. Clarke, London 1997, 155-178; (56) Zia Inayat Khan, A pearl in wine: essays on the life, music and sufism of Inayat Khan , New Lebanon, N.Y. 2001; (57) James Jervis, "The Sufi order in the West and Pir Vilayat Inayat Khan" , in New trends and developments in the world of Islam , ibid; (58) Andrew Rawlinson, The book of enlightened masters: Western teachers in Eastern traditions , Chicago 1997; (59) Gisela Webb, "Sufism in America", in America's alternative religions , ed. Timothy Miller and Harold Coward, Albany, N. Y. 1995; (60) idem, "Tradition and innovation in contemporary American Islamic spirituality: the Bawa Muhaiyaddeen Fellowship", in Muslim communities in North America , ed. Yvonne Y. Haddad and Jane I. Smith, Albany, N.Y. 1994. / مارشا هرمانسن‌ / 13) مستشرقان‌ و تصوف‌. برخی‌ مستشرقان‌ بر اساس‌ تمایلشان‌ به‌ قولِ به‌ اخذ و اقتباس‌ با نظر به‌ بعضی‌ از اجزا و عناصر تصوف‌، كلیت‌ آن‌ را غیراسلامی‌ و دخیل‌ در عالم‌ اسلام‌ تلقی‌ كرده‌اند، لیكن‌ این‌ مستشرقان‌ در باره‌ اصل‌ و منشأ آن‌ اتفاق‌ نظر ندارند و هر گروه‌ از آنها آن‌ را مأخوذ یا متأثر از سنّتی‌ متفاوت‌ دانسته‌اند: الف‌) مسیحیت‌. به‌ نظر مركس‌ ، تصوف‌ بر گرفته‌ از رهبانیت‌ شام‌ است‌. گولدتسیهر قائل‌ است‌ كه‌ فقر و درویشی ظاهر شده‌ در عالم‌ اسلام‌ از فروع‌ مسیحیت‌ است‌. نولدكه‌ پشمینه‌پوشی‌ و نیكلسون‌ مصطلحات‌ صوفیه‌ را نصرانی‌ و مسیحی‌ دانسته‌اند. آسین‌ پالاسیوس‌ و ونسینك‌ و تور آندره‌آ نیز تأثیر عقاید مسیحی‌ را در تصوف‌ اسلامی‌ نشان‌ داده‌اند. دلایل‌ و مستندات‌ این‌ گروه‌ اجمالاً همان‌ است‌ كه‌ ابن‌تیمیه‌ (متوفی‌ 728) مطرح‌ كرده‌ است‌. ابن‌تیمیه‌ ترجیح‌ فقر بر غنا را آموزه‌ای‌ مسیحی‌ دانسته‌ است‌، همچنانكه‌ توكل‌ بر خدا در امر معاش‌ و تن‌ زدن‌ از كار و ظهور شیخ‌ در میان‌ صوفیه‌ و امتناع‌ برخی‌ از آنان‌ از ازدواج‌ و تأهل‌ و تمایل‌ ایشان‌ به‌ تجرد، به‌رغم‌ نهی‌ پیامبر اكرم‌ از رهبانیت‌، و استشهاد آنان‌ به‌ اقوال‌ حضرت‌ مسیح‌ و اناجیل‌، بر تأثیر عقاید مسیحی‌ در تصوف‌ و عرفان‌ اسلامی‌ دلالت‌ می‌كند (رجوع كنید به ابن‌تیمیه‌، ج‌ 7، جزء 11، ص‌ 14ـ 30؛ نیكلسون‌، مقدمه‌ عفیفی‌، ص‌ 21ـ22؛ كیلانی‌، ص‌ 21ـ22؛ فاخوری‌ و جر، ص‌297ـ300؛ زرین‌كوب‌، ص‌12ـ 13، 22ـ27). عقیده‌ برخی‌ فرق‌ صوفیه‌ به‌ حلول‌ و اتحاد متناظر با اعتقاد مسیحی‌ در باب‌ الوهیت‌ مسیح‌ است‌. همچنین‌ گفته‌ شده‌ كه‌ قول‌ به‌ اسقاط‌ تكلیف‌ برای‌ واصلان‌، شاید مأخوذ از نامه‌ پولس‌ رسول‌ به‌ غلاطیان‌ (5:18) باشد: «اما اگر روح‌ خدا شما را هدایت‌ كند، شما در قید شریعت‌ نیستید». این‌ دو عقیده‌ اساس‌ ردیه‌های‌ بسیار علیه‌ صوفیان‌ بوده‌ است‌، چندانكه‌ از همان‌ ابتدا ابن‌حنبل‌ آنان‌ را به‌ اباحه‌، و خَشیش‌ و ابوزُرعه‌ (دو شاگرد وی‌) متصوفه‌ را به‌ طایفه‌ای‌ از زنادقه‌ (روحانیه‌) منتسب‌ كرده‌اند ( رجوع كنید به ابونصر سرّاج‌، ص‌ 433؛ فاخوری‌ و جر، ص‌ 300؛ د. اسلام‌ ، چاپ‌ اول‌، ذیل‌ «تصوف‌»). ب‌) سنّت‌ یونانی‌. وینفلد ، براون‌ ، مركس‌، نیكلسون‌ و ماسینیون‌ بر تأثیر آرای‌ گنوسی‌ و فیثاغوری‌ و نوافلاطونی‌ بر تصوف‌ تأكید كرده‌اند (براون‌، ج‌ 1، ص‌ 613ـ615؛ زرین‌كوب‌، ص‌ 13؛ كیلانی‌، ص‌ 22ـ23). نیكلسون‌ (ص‌ 60ـ61) به‌ مقایسه‌ آرای‌ دیونوسیوس‌ با ذوالنون‌ مصری‌ * (متوفی‌ 245) پرداخته‌ است‌ و می‌دانیم‌ كه‌ آرای‌ این‌ متأله‌ مسیحی‌ تا چه‌ مایه‌ متأثر از برقلس‌ * بوده‌ است‌ (بریه‌، ص‌ 43ـ46). در مورد ذوالنون‌ نیز گفته‌اند كه‌ همچون‌ جابربن‌ حیان‌ از علوم‌ اوایل‌ اطلاع‌ داشته‌ است‌ (ابن‌ندیم‌، ص‌ 423؛ قفطی‌، ص‌ 185؛ زرین‌كوب‌، ص‌ 59). مفاهیم‌ و معانیی‌ نظیر زندان‌ بودن‌ تن‌ برای‌ روح‌، عدم‌ امكان‌ معرفت‌ به‌ حقیقت‌ عالی‌ از طریق‌ فكرت‌ عقلی‌ و لزوم‌ اشراق‌ و جذبه‌، معرفت‌ نفس‌ و عالم‌ صغیر بودن‌ انسان‌ و قول‌ به‌ فیض‌ و سریان‌ جملگی‌ از حكمت‌ و فلسفه‌ یونان‌ به‌ تصوف‌ و عرفان‌ اسلامی‌ سرایت‌ كرده‌ است‌ (كیلانی‌، ص‌ 22ـ23؛ فاخوری‌ وجر، ص‌ 300ـ303؛ نیز رجوع كنید به غنی‌، ج‌ 2، قسمت‌ 1، ص‌ 110ـ 111؛ لاهیجی‌، مقدمه‌ سمیعی‌، ص‌ سی‌ونه‌ ـ پنجاه‌وپنج‌؛ زرین‌كوب‌، ص‌ 20ـ22). از حیث‌ ریشه‌شناسی‌ كلمات‌ نیز ابوریحان‌ بیرونی‌ (ص‌ 24) اصل‌ كلمه‌ صوفی‌ را مأخوذ از سوف‌ یونانی‌ به‌ معنای‌ حكمت‌ و دانایی‌ دانسته‌ است‌. ج‌) سنّت‌ هندی‌ و بودایی‌. هورتن‌ با نقل‌ اقوال‌ ابوریحان‌ بیرونی‌ و داراشكوه‌، بر مشابهت‌ اوپانیشادها و یوگا سوترا و آرای‌ متصوفه‌ متقدم‌ حكم‌ كرده‌ و تأثیر آرای‌ هندوان‌ و مذاهب‌ برهمنان‌ را مخصوصاً بر سخنان‌ حلاج‌ * و بعضی‌ دیگر از متصوفه‌، چون‌ بایزیدِ بسطامی‌ * و جنیدِ بغدادی‌ * ، قوی‌ یافته‌ است‌. جونس‌ نیز بر همین‌ اعتقاد است‌. این‌ مستشرقان‌ به‌ مسئله‌ ذكر در طریقتهای‌ صوفیه‌، عبادت‌ و مجاهده‌ و قول‌ به‌ تناسخ‌ و اتحاد نفس‌ با معقول‌ خود و وصول‌ به‌ مقام‌ فنا متناظر با اتحاد با نیروانا، به‌ عنوان‌ شواهد این‌ رأی‌ استناد می‌كنند. در مجموعه‌ مشهور اوپانیشادها یا حكمت‌ وِدانتا (مخزن‌ عمده‌ یوگا)، برهما ، كه‌ مبدأ كل‌ عالم‌ است‌، با آتما (اصل‌ درونی‌ آدمی‌)، در حقیقت‌ یكی‌ است‌ و برای‌ رهایی‌ از جدایی‌ ظاهری‌ میان‌ انسان‌ و برهما راه‌ چاره‌ عبارت‌ است‌ از تصفیه‌ وجود از آلایشهای‌ جسمانی‌ و عبور متوالی‌ از تنگنای‌ تناسخ‌، كه‌ به‌ آن‌ سمساره‌ گویند. شباهت‌ این‌ سخن‌ و سوز و گداز جدایی‌ از اصل‌ در میان‌ عرفا و قول‌ برخی‌ از آنان‌ به‌ تناسخ‌، آشكار است‌. گولدتسیهر مشابهت‌ سرگذشت‌ بودا و ابراهیم‌ ادهم‌ را دلیل‌ بر توارد افكار و تشابه‌ حالات‌ دانسته‌ و اولیری‌ گفته‌ است‌ كه‌ نمی‌توانیم‌ از اثر بودا، كه‌ از طریق‌ بلاد فارس‌ و ماوراءالنهر به‌ جزیره‌العرب‌ رفته‌ بود، غفلت‌ ورزیم‌ (فاخوری‌ و جر، ص‌ 295ـ 297؛ كیلانی‌، ص‌ 23ـ24؛ زرین‌كوب‌، ص‌ 12ـ13، 17ـ20؛ د. اسلام‌ ، همانجا). د) سنّت‌ ایرانی‌ پیش‌ از اسلام‌. نخستین‌ كتابی‌ كه‌ در اروپا در باره‌ تصوف‌ منتشر شد، نوشته‌ ثولاك‌ بود. وی‌ ابتدا مدعی‌ شد كه‌ منشأ عمده‌ تصوف‌، آیین‌ مجوس‌ بوده‌ است‌ و حتی‌ بعضی‌ مشایخ‌ صوفیه‌ نیز مجوسی‌ تبار بوده‌اند، اما بعدها در آرای‌ خود تجدید نظر كرد. دوزی‌ عقیده‌ نخستینِ ثولاك‌ را تأیید نموده‌ و بلوشه‌ نیز به‌ تأثیر عقاید و مبادی‌ ایرانی‌ اشاره‌ كرده‌ است‌. به‌ اعتقاد براون‌، شباهت‌ زهد در عالم‌ اسلام‌ به‌ زهد و عبادت‌ مانویان‌ و مزدكیان‌ و اینكه‌ حقیقت‌ محمدیه‌ شبیه‌ هرمز در نظر زردشت‌ است‌ و نیز نفوذ ایرانیان‌ در عهد عباسی‌، تأثیر آنان‌ را آشكار می‌سازد (براون‌، ج‌ 1، ص‌ 611ـ613؛ نیكلسون‌، مقدمه‌ عفیفی‌، ص‌ 12 ـ 13؛ كیلانی‌، ص‌ 24ـ 25؛ زرین‌كوب‌، ص‌ 12ـ 13). در این‌ میان‌، برخی‌ در باره‌ اصل‌ و منشأ تصوف‌ گفته‌اند كه‌ چند عنصر و عامل‌، با هم‌ و به‌ صورت‌ تركیبی‌، تأثیر داشته‌اند. هارتمان‌ بیشتر به‌ نفوذ هندوان‌، به‌ علاوه‌ بعضی‌ عوامل‌ دیگر، توجه‌ كرده‌ است‌. فون‌ كرمر از تأثیر عنصر هندی‌ و بودایی‌، كه‌ به‌ عقیده‌ وی‌ مظهرش‌ جنید و بایزید است‌، سخن‌ گفته‌ و عنصر دیگر را رهبانیت‌ مسیحی‌ معرفی‌ كرده‌ است‌. وی‌ مخصوصاً حارثِ محاسبی‌ * وذوالنون‌ مصری‌ را از مظاهر آن‌ دانسته‌ است‌. كارادوو منشأ تصوف‌ را در آیین‌ مسیح‌، در حكمت‌ یونان‌، در ادیان‌ هند و ایران‌ و حتی‌ در آیین‌ یهود می‌داند. در این‌ خصوص‌، توضیح‌ داده‌اند كه‌ این‌ عناصر بدان‌ صورت‌ در آن‌ داخل‌ نشده‌اند كه‌ تعیین‌ و تحدید آنها آسان‌ باشد و بتوان‌ هر عنصری‌ را به‌طور دقیق‌ و صریح‌ به‌ اصل‌ خود ارجاع‌ داد. مثلاً حیات‌ ناسكانه‌ را هم‌ در میان‌ بوداییان‌ می‌توان‌ دید هم‌ در میان‌ مسیحیان‌. همچنین‌ است‌ فقر و توكل‌ كه‌ میان‌ آن‌ دو مذهب‌ مشترك‌ است‌ و موضوع‌ محبت‌ الاهی‌، عاملی‌ مشترك‌ میان‌ مسیحیت‌ و نحله‌ نوافلاطونی‌ است‌؛ همچنانكه‌ حجابهای‌ گنوسی‌ تا اندازه‌ای‌ فلوطینی‌ است‌. بعلاوه‌، این‌ مذاهب‌، مستقل‌ از یكدیگر و دور از هم‌ به‌ وجود نیامده‌اند، بلكه‌ با یكدیگر در اسكندریه‌ معارضه‌ كرده‌ و بر هم‌ تأثیر داشته‌اند؛ همچنانكه‌ بعدها این‌ امر در دمشق‌ و بصره‌ و كوفه‌ و بغداد پدید آمد (زرین‌كوب‌، ص‌ 13 ـ 14؛ فاخوری‌ و جر، ص‌ 302). اما نیكلسون‌ كه‌ ابتدا تصوف‌ را از حیث‌ نظری‌ نتیجه‌ امتزاج‌ و اتحاد آرای‌ نو افلاطونی‌ و دین‌ مسیحی‌ و آیین‌ گنوسی‌ می‌دانست‌ و از حیث‌ عملی‌ متأثر از طرز فكر هندوایرانی‌، سرانجام‌ اظهار كرد كه‌ حكم‌ به‌ اینكه‌ تصوف‌ امری‌ دخیل‌ در اسلام‌ بوده‌ مطلقاً پذیرفتنی‌ نیست‌ و در قرآن‌ و حدیث‌، معانی‌ عمیق‌ عرفانی‌ وجود دارد (نیكلسون‌، مقدمه‌ عفیفی‌، ص‌ 27ـ29؛ د. اسلام‌ ، همانجا). پل‌ نویا (ص‌ 9ـ14) نیز در تكمیل‌ مطالعات‌ ماسینیون‌ در كتاب‌ < تحقیق‌ در مبادی‌ اصطلاحات‌ عرفان‌ اسلامی‌ >، با تحقیق‌ در آثار كهن‌ و با توجه‌ به‌ كتاب‌ دریای‌ جان‌ هلموت‌ ریتر ، بر آن‌ است‌ كه‌ نشان‌ دهد چگونه‌ زبان‌ تأویلی‌ عرفا و اصطلاحات‌ صوفیه‌ از قرآن‌ نشئت‌یافته‌ است‌. به‌ بیان‌ زرین‌كوب‌ (ص‌ 13)، شكی‌ نیست‌ كه‌ اندیشه‌های‌ فلسفی‌ و دینی‌ گوناگون‌ در جریان‌ تصوف‌ اسلامی‌ وارد و حل‌ شده‌ است‌، لیكن‌ فرض‌ آنكه‌ تصوف‌ به‌ ناچار باید منشائی‌ غیراسلامی‌ داشته‌ باشد، موجه‌ و معقول‌ نیست‌. همچنانكه‌ فرضیه‌هایی‌ از این‌ قبیل‌ كه‌ تصوف‌ عكس‌العمل‌ دماغ‌ آریایی‌ است‌ در مقابل‌ مذاهب‌ و عقاید سامی‌، نیز قابل‌ دفاع‌ نیست‌ (نیز رجوع كنید به كیلانی‌، ص‌ 16ـ21؛ لاهیجی‌، مقدمه‌ سمیعی‌، ص‌ پنجاه‌وشش‌؛ مطهری‌، ج‌ 14، ص‌ 555 ـ 559). منابع‌: (61) علاوه‌ بر كتاب‌ مقدس‌. عهد جدید؛ (62) ابن‌تیمیه‌، مجموع‌ الفتاوی‌ ، چاپ‌ مصطفی‌ عبدالقادر عطا، ج‌ 7، جزء 11: كتاب التصوف‌ ، بیروت‌ 1421/2000؛ (63) ابن‌ندیم‌؛ (64) ابوریحان‌ بیرونی‌، كتاب‌ البیرونی‌ فی‌ تحقیق‌ ماللهند ، حیدرآباد دكن‌ 1377/1957؛ (65) ابونصر سرّاج‌، كتاب‌ اللّمع‌ فی‌ التصوف‌ ، چاپ‌ رینولد الین‌ نیكلسون‌، لیدن‌ 1914، چاپ‌ افست‌ تهران‌ [بی‌تا. (؛ (66) ادوارد گرانویل‌ براون‌، تاریخ‌ ادبی‌ ایران‌ ، ج‌ 1: از قدیمترین‌ روزگاران‌ تا زمان‌ فردوسی‌ ، ترجمه‌ و تحشیه‌ و تعلیق‌ علی‌پاشا صالح‌، تهران‌ 1356 ش‌؛ (67) امیل‌ بریه‌، تاریخ‌ فلسفه‌ قرون‌ وسطی‌ در دوره‌ تجدد ، ترجمه‌ و تلخیص‌ یحیی‌ مهدوی‌، تهران‌ 1377 ش‌؛ (68) عبدالحسین‌ زرین‌كوب‌، ارزش‌ میراث‌ صوفیه‌ ، تهران‌ 1369 ش‌؛ (69) قاسم‌ غنی‌، بحث‌ در آثار و افكار و احوال‌ حافظ‌ ، ج‌ 2، قسمت‌ 1، تهران‌ 1366 ش‌؛ (70) حنا فاخوری‌ و خلیل‌ جر، تاریخ‌ الفلسفه‌ العربیه‌ ، بیروت‌ 1993؛ (71) علی‌بن‌ یوسف‌ قفطی‌، تاریخ‌ الحكماء، و هو مختصر الزوزنی‌ المسمی‌ بالمنتخبات‌ الملتقطات‌ من‌ كتاب‌ اخبار العلماء باخبار الحكماء ، چاپ‌ لیپرت‌، لایپزیگ‌ 1903؛ (72) قمر كیلانی‌، فی‌التصوف‌ الاسلامی‌: مفهومه‌ و تطوره‌ و اعلامه‌ ، بیروت‌ 1962؛ (73) محمدبن‌ یحیی‌ لاهیجی‌، مفاتیح‌ الاعجاز فی‌ شرح‌ گلشن‌ راز، )تهران‌ 1337 ش‌ ]؛ (74) مرتضی‌ مطهری‌، مجموعه‌ آثار ، ج‌ 14: خدمات‌ متقابل‌ اسلام‌ و ایران‌ ، تهران‌ 1375 ش‌؛ (75) پل‌ نویا، تفسیر قرآنی‌ و زبان‌ عرفانی ، ترجمه‌ اسماعیل‌ سعادت‌، تهران‌ 1373 ش‌؛ (76) رینولد الین‌ نیكلسون‌، پیدایش‌ و سیر تصوف‌ ، ترجمه‌ محمدباقر معین‌، تهران‌ 1357 ش‌؛ (77) EI 2 , s.v. "Tasawwuf" (by Louis Massignon). / رضا سلیمان‌حشمت‌ / "> ، ج‌ 4، ص‌ 129ـ130، 132). طریقه‌های‌ دیگری‌ چون‌ جَزولیه‌ و احمدیه‌ و دَندراویه‌ و دَرقاویه‌ نیز در غرب‌ و شاخ‌ افریقا با ایتالیا و انگلیس‌ مبارزه‌ كردند (همان‌، ج‌ 4، ص‌130، 132؛ مونس‌، ج‌ 2، جزء 3، ص‌ 84). در مغرب‌ تمام‌ زوایای‌ صوفیه‌ مراكز دفاعی‌ در برابر هجوم‌ و اشغالگری‌ اسپانیا و پرتغال‌ بودند (زبیب‌، ج‌ 4، ص‌ 356). برخی‌ از مریدان‌ احمدبن‌ ادریس‌ مؤسس‌ طریقه‌ ادریسیه‌ با استعمارگران‌ شمال‌غرب‌ و غرب‌ افریقا، و احمدبن‌ شریف‌ سَنوسی‌ (1290ـ1351/ 1873ـ1933) از مشایخ‌ طریقه‌ سنوسیه‌، از 1320 تا 1330/ 1902ـ1912 در صحرا با فرانسه‌ و در 1329/ 1911 در لیبی‌ با ایتالیاییها مبارزه‌ كردند. محمدبن‌ عبداللّه‌ حسن‌ (متوفی‌ 1301 ش‌/ 1922) از سومالی‌، در برابر اشغالگران‌ اتیوپیایی‌ و ایتالیایی‌ و انگلیسی‌ ایستادگی‌ كرد ( د. اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذیل‌ «طریقت‌» و «السنوسی‌»). در عین‌ حال‌، برخی‌ طریقه‌ها در سنگال‌ و سودان‌ و موریتانی‌ هنگام‌ درگیری‌ میان‌ استعمارگران‌ و مردم‌، بین‌ آنها میانجیگری‌ می‌كردند و حتی‌ برخی‌ مشایخ‌ با استعمارگران‌ همكاری‌ می‌نمودند، مثلاً چند تن‌ از مشایخ‌ قادریه‌ به‌ گسترش‌ نفوذ فرانسه‌ در صحرا كمك‌ كردند (، ج‌ 4، ص‌130). اندیشه‌ اتحاد اسلامی‌ نیز از طریق‌ برخی‌ طریقه‌های‌ اصلاح‌طلب‌، مانند قادریه‌ و شاذلیه‌، در افریقا گسترش‌ یافت‌ و زوایای‌ صوفیه‌ با استفاده‌ از تعالیم‌ اسلامی‌ برای‌ متحدكردن‌ قبایل‌ افریقایی‌ در برابر استعمارگران‌ بسیار كوشیدند (مونس‌، ج‌ 2، جزء 3؛ < دایره‌المعارف‌ جهان‌ اسلام‌ آكسفورد> ، ج‌ 4، ص‌130ـ131). طریقه‌های‌ صوفیه‌ در افریقا. این‌ طریقه‌ها در افریقا ابتدا در خاندان‌ وَزّانی‌ (ساكن‌ وَزّان‌ در شمال‌ مغرب‌)، شكل‌ گرفتند. عبدالسلام‌بن‌ مَشیش‌، مؤسس‌ طریقه‌ مَدْینیه‌ و مرید ابومَدْین‌ تلمسانی‌، از مشاهیر این‌ خاندان‌ بود (مونس‌، همانجا؛ زبیب‌، ج‌ 4، ص‌ 355) و هر دو آنها از بزرگترین‌ شیوخ‌ صوفیه‌ در مغرب‌ بودند (همانجاها). طریقه‌ قادریه‌ و شاذلیه‌ زودتر و طریقه‌های‌ دیگر مانند تجانیه‌ و جزولیه‌ و ختمیه‌ و سنوسیه‌ دیرتر از طریقه‌های‌ دیگر در افریقا رواج‌ یافتند. چهار طریقه‌ اخیر اغلب‌ تحت‌تأثیر قادریه‌ و شاذلیه‌ بودند (بل‌، ص‌ 421ـ422؛ د. اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذیل‌ «طریقت‌»؛ غنیمی‌، ج‌ 6، ص‌ 95). پرطرفدارترین‌ طریقه‌های‌ صوفیه‌ نیز قادریه‌ و شاذلیه‌ و تجانیه‌اند و بسیاری‌ از طریقه‌ها از آنها منشعب‌ شده‌اند (مونس‌، همانجا). قادریه‌. گفته‌ می‌شود كه‌ این‌ طریقه‌ از یمن‌ یا حَضْرَموت‌ ابتدا به‌ اتیوپی‌ وارد شد. احتمالاً ابوبكرعبداللّه‌ العَیدَروس‌ (متوفی‌ 909/ 1503) اول‌ بار آن‌ را به‌ اتیوپی‌ برد (كوك‌، ص‌ 472). این‌ طریقه‌ در انتشار اسلام‌ در افریقا نقش‌ مهمی‌ داشته‌ است‌. از برنامه‌های‌ كنونی‌ آن‌ تعلیم‌ قرآن‌ به‌ اطفال‌ و فرستادن‌ پیروان‌، به‌ سرمایه‌ زوایا، برای‌ تحصیل‌ در مراكز علمی‌ جهان‌ اسلام‌ و مراجعت‌ به‌ وطنشان‌ برای‌ تبلیغ‌ دین‌ اسلام‌ در برابر تبلیغات‌ مسیحیان‌ است‌ (عقبی‌، ص‌ 144ـ145). برخی‌ شیوخ‌ مهم‌ قادری‌ این‌ اشخاص‌ بودند: محمد بقّاعی‌ كه‌ موجب‌ رواج‌ طریقه‌ قادریه‌ در غرب‌ افریقا شد؛ مختار كُنْتی‌ (متوفی‌ 1226/ 1811) و شیخ‌عثمان‌ دان‌ فودیو هر دو از مبلّغان‌ اندیشه‌ اتحاد مسلمین‌ و اصلاحات‌؛ احمدبن‌ محمدبن‌ ابوبكر، مرید عثمان‌ دان‌ فودیو، كه‌ او را مجدِّد (احیاكننده‌) می‌دانستند و در غرب‌ افریقا نهضتهای‌ جهادی‌ را رهبری‌ می‌كرد؛ عبدالرحمان‌بن‌ عبداللّه‌ شاشی‌، سراینده‌ نعت‌ مشهوری‌ به‌ نام‌ شجره‌الیقین‌ (، ج‌ 4، ص‌ 130؛ علم‌الدین‌، ص‌ 604ـ 605؛ كوك‌، ص‌ 502). از قرن‌ دوازدهم‌/ هجدهم‌ طریقه‌ قادریه‌ تحت‌الشعاع‌ تجانیه‌ قرار گرفت‌، اما تأثیر معنوی‌ این‌ طریقه‌، بخصوص‌ مؤسس‌ آن‌ عبدالقادر گیلانی‌ * ، باقی‌ مانده‌ است‌. عبدالقادر هیچگاه‌ به‌ افریقا نرفت‌، اما به‌ عقیده‌ مسلمانان‌ این‌ سرزمین‌، او تلاش‌ بسیار كرد تا كفارِ منطقه‌ شاخ‌ افریقا را مسلمان‌ كند. در داستانی‌ گفته‌ شده‌ است‌ كه‌ عبدالقادر گیلانی‌ چهل‌ جان‌ داشته‌ است‌ و بدین‌ترتیب‌، وجود قبرهای‌ او را در برخی‌ شهرهای‌ افریقا توجیه‌ می‌كنند ( د. اسلام‌ ، همانجا؛ ملك‌ شهمیرزادی‌، ص‌ 75). برخی‌ طریقه‌ها در افریقا، ادعا می‌كنند كه‌ با عبدالقادر گیلانی‌ پیوند معنوی‌ دارند ( د. اسلام‌ ، همانجا). بعضی‌ از شاخه‌های‌ منشعب‌ از قادریه‌ عبارت‌اند از: مُریدیه‌ * ، كه‌ آن‌ را احمدو بامبا (1267ـ1346/ 1851ـ1927)، از مخالفان‌ مشهور استعمار فرانسه‌، در 1304/ 1887 در سنگال‌ بنیان‌ نهاد (علم‌الدین‌، ص‌ 607؛ كوك‌، ص‌170ـ171؛ < دایره‌المعارف‌ جهان‌ اسلام‌ آكسفورد >، ج‌ 4، ص‌ 131)؛ بهاریه‌، از شاخه‌های‌ قادریه‌ در سودان‌ و منسوب‌ به‌ تاج‌الدین‌ بهاری‌، این‌ طریقه‌ در 1155/ 1742 متشتت‌ شد و بسیاری‌ از پیروان‌ آن‌ بتدریج‌ به‌ طریقه‌ ختمیه‌ پیوستند (علم‌الدین‌، ص‌ 588)؛ فاضلیه‌ ، شعبه‌ای‌ از قادریه‌ در موریتانی‌ كه‌ مؤسس‌ آن‌ محمد فاضل‌ (1194ـ1286/ 1780ـ1869) بود (كوك‌، ص‌ 141ـ142). شاذلیه‌. ابوالحسن‌ شاذِلی‌ (متوفی‌ 656/ 1258)، مرید عبدالسلام‌ مَشیش‌، این‌ طریقه‌ را ــ كه‌ از جمله‌ طریقه‌های‌ اصلاح‌طلب‌ است‌ ــ در تونس‌ بنیان‌ نهاد (مونس‌، همانجا). گفته‌اند كه‌ حَمْدا بُودونانه‌ این‌ طریقه‌ را به‌ سودان‌ برد. از مبلّغان‌ مشهور آن‌ شیخ‌ خُوجَلی‌بن‌ عبدالرحمان‌بن‌ ابراهیم‌ (متوفی‌ 1155/ 1742) بود (كوك‌، ص‌ 428). یكی‌ از شعب‌ مهم‌ این‌ طریقه‌ در افریقا، درقاویه‌ * است‌ كه‌ ابتدا در تِلِمسان‌ در قرن‌ یازدهم‌/ هفدهم‌ ظهور كرد (عقبی‌، ص‌ 230، 232). طَیبیه‌. یكی‌ از شاخه‌های‌ شاذلیه‌ است‌ و وزانیه‌ و تهامیه‌ نیز نامیده‌ می‌شود (كوك‌، ص‌ 105). این‌ طریقه‌ منسوب‌ به‌ عبداللّه‌بن‌ ابراهیم‌ وزانی‌ (متوفی‌ 1089) است‌ و از مشایخ‌ آن‌ عبدالحی‌ كتانی‌ است‌. او از استادان‌ مسجدجامع‌ قَرَویین‌ بود و به‌ خروج‌ از دین‌ متهم‌ شد. این‌ طریقه‌ از اوایل‌ قرن‌ دوازدهم‌/ اواخر قرن‌ هفدهم‌ وارد امور سیاسی‌ شد و تا قرن‌ سیزدهم‌/ نوزدهم‌ پیروانی‌ داشت‌ (زبیب‌، ج‌ 4، ص‌ 357؛ عقبی‌، ص‌ 227). زَروقیه‌. یكی‌ دیگر از شاخه‌های‌ شاذلیه‌ است‌ و منسوب‌ است‌ به‌ احمد بُرنسی‌ مشهور به‌ زَرّوق‌ (متوفی‌ 899/ 1494)، عالِم‌ مراكشی‌. شاخه‌هایی‌ كه‌ نَسَب‌ معنوی‌ خود را به‌ او می‌رسانند عبارت‌اند از: رُشدیه‌ یا یوسفیه‌ هر دو در مراكش‌ در قرن‌ دهم‌؛ ناصریه‌ در مراكش‌، شیخیه‌ در الجزایر و شابیه‌ در تونس‌، همه‌ در قرن‌ یازدهم‌ ( د. اسلام‌ ، همانجا) و دَرقاویه‌ * منسوب‌ به‌ ابوحمید عرب‌ دَرقاوی‌ (متوفی‌ 1238/ 1823) در قرن‌ دوازدهم‌. از مشایخ‌ معروف‌ درقاویه‌، احمد علوی‌ (متوفی‌ 1303 ش‌/ 1924) بود كه‌ طریقه‌ علویه‌ منسوب‌ به‌ او در الجزایر رواج‌ دارد. شهرت‌ و نفوذ معنوی‌ وی‌ چنان‌ است‌ كه‌ حتی‌ در میان‌ پژوهشگران‌ اروپایی علاقه‌مند به‌ عرفان‌ پیروانی‌ دارد (مونس‌؛ د. اسلام‌ ، همانجاها؛ زبیب‌، ج‌ 4، ص‌ 357؛ برای‌ زندگی‌ شیخ‌احمد علوی‌ رجوع كنید به لینگز، 1360 ش‌). ختمیه‌ یا مَرغانیه‌. پس‌ از وفات‌ سیداحمدبن‌ ادریس‌ فاسی‌ (متوفی‌ 1253/ 1837)، میان‌ مریدان‌ او بر سر تعیین‌ خلیفه‌ اختلاف‌ افتاد. سیدمحمد عثمان‌ میرغَنی‌ (1208ـ 1268/ 1794ـ1852)، كه‌ سیداحمد او را برای‌ تبلیغ‌ از مصر به‌ سودان‌ فرستاده‌ بود، طریقه‌ خود را جدا كرد. محمد عثمان‌ ادعا داشت‌ كه‌ تعالیم‌ طریقه‌هایی‌ مانند قادریه‌ و نقشبندیه‌ و شاذلیه‌ را با هم‌ جمع‌ كرده‌ و طریقه‌ او خاتم‌ طرق‌ است‌. وی‌ تلاش‌ می‌كرد تا این‌ طریقه‌ها را یكی‌ كند، اما در نهایت‌ این‌ طریقه‌ نیز طریقه‌ای‌ در كنار آن‌ طریقه‌ها شد (ولت‌، ص‌ 77ـ 78). محمد عثمان‌ فرزند و جانشین‌ خود، محمد سرّالختم‌ (متوفی‌ 1280)، را مسئول‌ طریقه‌ در یمن‌ كرد و دو فرزند دیگرش‌، جعفر در حجاز و حسن‌ در سودان‌، مسئول‌ تبلیغ‌ طریقه‌ شدند. بعد از مرگ‌ محمد عثمان‌ هر كدام‌ از پسران‌ او به‌ استقلال‌، در منطقه‌ خود زعامت‌ طریقه‌ را بر عهده‌ گرفتند (همان‌، ص‌ 134). بدین‌ترتیب‌ ختمیه‌ به‌ شاخه‌های‌ مختلفی‌ تقسیم‌ شد. مهمترین‌ مركز آن‌ در سودان‌ است‌ و بیش‌ از همه‌ طریقه‌ها در آنجا پیروانی‌ دارد، چنانكه‌ برخی‌ طرفداران‌ شاذلیه‌ در سودان‌ به‌ ختمیه‌ پیوستند ( رجوع كنید به علم‌الدین‌، ص‌540 ـ541؛ كوك‌، ص‌ 473). علی‌مایه‌ دورُگْبا این‌ طریقه‌ را در سومالی‌ معرفی‌ كرد. ختمیه‌ در حوالی‌ موگادیشو و منطقه‌ای‌ در ناحیه‌ اُوگادِن‌ اتیوپی‌ نیز پیروانی‌ دارد (ملك ‌شهمیرزادی‌، ص‌ 76ـ77). طریقه‌ ختمیه‌ از مصر و عثمانی‌ كمكهای‌ مالی‌ دریافت‌ می‌كرد و در درگیریها از حمایت‌ آنهابرخوردار بود و برای‌ گسترش‌ خود از نفوذ آنها سود می‌جست‌. هنگام‌ قیام‌ مهدی‌ سودانی‌ در سودان‌، ختمیه‌ در زمره‌ مخالفان‌ او بودند و حركت‌ وی‌ را فتنه‌ای‌ بر ضد اسلام‌ می‌دانستند. گرچه‌ قوای‌ مهدی‌ مقاومت‌ نظامی‌ ختمیه‌ را در هم‌ شكستند، پس‌ از سركوبی‌ قیام‌ مهدی‌ و پس‌ از آنكه‌ سربازان‌ مصری‌ و انگلیسی‌ در 1316/ 1898 سودان‌ را اشغال‌ كردند، این‌ طریقه‌ دو باره‌ قوّت‌ گرفت‌ (< دایره‌المعارف‌ جهان‌ اسلام‌ آكسفورد >، ج‌ 4، ص‌ 131؛ ولت‌، ص‌ 148، 296). جَزولیه‌. این‌ طریقه‌ را ابوعبداللّه‌ محمد جَزولی‌ * ، صوفی‌ مراكشی‌، در قرن‌ نهم‌ تأسیس‌ كرد. زاویه‌های‌ آن‌ از تلمسان‌ تا سوس‌الاقصی‌ گسترده‌ است‌ و از طریقه‌های‌ مهم‌ شمال‌ افریقا محسوب‌ می‌شود. جزولیه‌، در حوادث‌ سیاسی‌ تأثیر داشتند و با استعمار پرتغال‌ و اسپانیا در شمال‌غربی‌ افریقا مبارزه‌ كردند (بل‌، ص‌ 421). عبداللّه‌بن‌ مبارك‌، مرید جزولی‌، در مبارزه‌ با پرتغالیها در برابر درخواست‌ بزرگان‌ سوس‌ برای‌ تصدی‌ رهبری‌، شریف‌ سعدی‌ (متوفی‌ 923) را معرفی‌ كرد. سعدی‌ با لقب‌ القائم‌ بامراللّه‌ با مردم‌ بیعت‌ و دولت‌ سعدیه‌ را تأسیس‌ كرد ( رجوع كنید به بل‌، ص‌ 421ـ427؛ غنیمی‌، ج‌ 6، ص‌113ـ 115؛ حجی‌، ج‌ 2، ص‌ 483ـ 485). عیساویه‌ * یا عیسویه‌ یكی‌ از شاخه‌های‌ جزولیه‌ و منسوب‌ به‌ محمدبن‌ عیسی‌ فهدی‌ (متوفی‌ 931/ 1525)، صوفی‌ مراكشی‌، است‌. عیساویه‌ به‌ زیارت‌ قبور شیوخ‌ و سماع‌ اهمیت‌ می‌دادند، ولی‌ علمای‌ دینی‌ با آنان‌ مخالف‌ بودند و آنان‌ را عامل‌ انحطاط‌ اسلام‌ در شمال‌ افریقا می‌دانستند ( د. اسلام‌ ، همانجا). ملك‌محمد پنجم‌، پادشاه‌ مغرب‌، مجالس‌ سماع‌ آنها را ممنوع‌ كرد و این‌ طریقه‌ را باطل‌ خواند (زبیب‌، ج‌ 4، ص‌ 357ـ 358؛ د. اسلام‌ ، همانجا)، با اینحال‌ عیساویه‌ هنوز در الجزایر و تونس‌ وجود دارند (كوك‌، ص‌ 83، 105). سَمّانیه‌. این‌ طریقه‌ یكی‌ از شاخه‌های‌ خلوتیه‌ است‌. بنیانگذار آن‌ محمدبن‌ عبدالكریم‌ سمّانی‌ (1130ـ1189/ 1718ـ 1775) است‌. این‌ طریقه‌ را احمدبن‌ طبیب‌بن‌ بَشیر (متوفی‌ 1239/ 1824) در اتیوپی‌ و سودان‌ رواج‌ داد. محمد احمد (مهدی‌) از مریدان‌ سمّانیه‌ بود و شاخه‌ای‌ از این‌ طریقه‌ در به‌ قدرت‌ رساندن‌ او سهم‌ مهمی‌ داشت‌ ( د. اسلام‌ ، همانجا؛ ولت‌، ص‌ 153ـ154). امروزه‌ سمّانیه‌ از طریقه‌های‌ دیگر پیروان‌ كمتری‌ دارد (علم‌الدین‌، ص‌ 594). رحمانیه‌. این‌ طریقت‌ یكی‌ از شاخه‌های‌ طریقه‌ خلوتیه‌ است‌. بنیانگذار آن‌ محمدبن‌ عبدالرحمان‌ ادریسی‌ (متوفی‌ 1208) است‌. این‌ طریقه‌، مبارزاتی‌ بر ضد استعمار فرانسه‌، بخصوص‌ در الجزایر، داشت‌. بیشترین‌ مریدان‌ آن‌ در الجزایر و تونس‌اند (عقبی‌، ص‌ 155، 157). مجذوبیه‌. پیش‌ از آنكه‌ طریقه‌ مجذوبیه‌ به‌وجود آید، در مغرب‌ به‌ كسانی‌ كه‌ به‌ واسطه‌ جذبه‌ الاهی‌ به‌ مقام‌ قرب‌ می‌رسیدند و صاحب‌ كرامات‌ و باخبر از غیب‌ می‌شدند، مجذوب‌ می‌گفتند. از جمله‌ مجذوبان‌، علی‌بن‌ احمد صنهاجی‌ دوار (متوفی‌ 949/ 1542) بود كه‌ در قصر بزرگان‌ بنی‌وطاس‌ (حك : 831ـ957/ 1428ـ1550) از او استقبال‌ می‌شد و او هرچه‌ از آنان‌ می‌گرفت‌ به‌ فقرا می‌داد. یكی‌ دیگر از این‌ مجذوبان‌ در مغرب‌، عبدالرحمان‌ مجذوب‌ (متوفی‌ 976/ 1568) مرید صنهاجی‌ بود، هرچند كه‌ حالت‌ جذبه‌ وی‌ دائمی‌ نبود. وی‌ مریدان‌ را از اقتدا كردن‌ به‌ افعال‌ خود در هنگام‌ جذب‌ نهی‌ می‌كرد. در باره‌ سیرت‌ و مناقب‌ او آثار بسیاری‌ وجود دارد، دیوانهایی‌ به‌ او منسوب‌ است‌ و سخنانی‌ شبیه‌ به‌ سخنان‌ حلّاج‌ و ابن‌عربی‌ از او نقل‌ كرده‌اند (حجی‌، ج‌ 2، ص‌ 485ـ486). طریقه‌ مجذوبیه‌ را، كه‌ شاخه‌ای‌ از شاذلیه‌ محسوب‌ می‌شود، حمدبن‌ محمد مجذوب‌ (متوفی‌ 1190/ 1776) بنیان‌ نهاد. جانشین‌ وی‌، پسرش‌ قمرالدین‌ (متوفی‌ 1155) معروف‌به‌ محمد صغیر، مدارس‌ و مساجد بسیاری‌ در سودان‌ بنا كرد.در هنگام‌ انقلاب‌ مهدی‌ سودانی‌، مجذوبان‌ به‌ او پیوستند و در جنگ‌ با تركها با قوای‌ مهدی‌ همراه‌ بودند، ولی‌ بعداز دوران‌ مهدی‌ این‌ گروه‌ به‌ اجتماعات‌ كوچك‌ محدود شد (علم‌الدین‌، ص‌599 ـ601؛ برای‌ زندگی‌ حمدبن‌ مجذوب‌ رجوع كنید به درنیقه‌، ص‌ 97). نیز رجوع كنید به تجانیه‌ * ، سنوسیه‌ * ، صالحیه‌ * منابع‌: (34) ابن‌بطوطه‌، سفرنامه‌ ابن‌بطوطه‌ ، ترجمه‌ محمدعلی‌ موحد، تهران‌ 1361 ش‌؛ (35) محمدابراهیم‌ ابوسلیم‌، الحركه‌ الفكریه‌ فی‌المهدیه‌ ، بیروت‌ 1981؛ (36) آلفرد بل‌، الفرق‌ الاسلامیه‌ فی‌الشمال‌ الافریقی‌ من‌الفتح‌ العربی‌ حتی‌ الیوم‌ ، ترجمه‌ عن‌ الفرنسیه‌ عبدالرحمان‌ بدوی‌، بیروت‌ 1987؛ (37) محمد حجی‌، جولات‌ تاریخیه‌ ، بیروت‌ 1995؛ (38) حسن‌علی‌حسن‌، الحضاره‌الاسلامیه‌ فی‌المغرب‌ و الاندلس‌: عصر المرابطین‌ و الموحدین‌ ، قاهره‌ 1980؛ (39) محمداحمد درنیقه‌، الطریقه‌ الشّاذلّیه‌ و اعلامها ، بیروت‌ 1410/ 1990؛ (40) نجیب‌ زبیب‌، الموسوعه‌ العامه‌ لتاریخ‌ المغرب‌ و الاندلس‌ ، بیروت‌ 1415/ 1995؛ (41) صلاح‌ مؤید عقبی‌، الطرق‌ الصوفیه‌ و الزوایا بالجزائر: تاریخها و نشاطها ، بیروت‌ 2002؛ (42) سلیمان‌سلیم‌ علم‌الدین‌، التصوف‌ الاسلامی‌: تاریخ‌ ـ عقائد ـ طریق‌ ـ اعلام‌ ، بیروت‌ 1999؛ (43) عبدالفتاح‌ مقلد غنیمی‌، موسوعه‌ تاریخ‌ المغرب العربی‌ ، قاهره‌ 1414/ 1994؛ (44) ژوزف‌ كوك‌، مسلمانان‌ افریقا ، ترجمه‌ اسداللّه‌ علوی‌، مشهد 1373 ش‌؛ (45) مارتین‌ لینگز، عارفی‌ از الجزایر ، ترجمه‌ نصراللّه‌ پورجوادی‌، تهران‌ 1360 ش‌؛ (46) صادق‌ ملك‌ شهمیرزادی‌، «صوفیان‌ افریقا»، چشم‌انداز ، سال‌ 1، ش‌ 9 (آذر 1376)؛ (47) حسین‌ مونس‌، تاریخ‌ المغرب‌ و حضارته‌ ، بیروت‌ 1412/ 1992؛ (48) عبداللّه‌ ناصری‌ طاهری‌، مقدمه‌ای‌ بر تاریخ‌ سیاسی‌ اجتماعی‌ شمال‌ افریقا: از آغاز تا ظهور عثمانیها : تهران‌ 1375 ش‌؛ (49) جان‌ اوبرت‌ ولت‌، تاریخ‌ الطریقه‌ الختمیه‌ فی‌ السودان‌ ، ترجمه‌ محمدسعید قدال‌، قاهره‌ 2002؛ (50) محمدطه‌ ولی‌، المساجد فی‌ الاسلام‌ ، بیروت‌ 1409/ 1988؛ (51) EI 2 , svv. " A l-Sanusi" (by A. H. D e Groot), "Tarika. 2: In North Africa" (by P. Lory); (52) Mervyn Hiskett, The course of Islam in Africa , Edinburgh 1994; (53) The Oxford encyclopedia of the modern Islamic World , ed. John L. Esposito, New York 1995, s.v. "Sufism and politics" (by J. E. A. Johansen). / ملیحه‌ معلم‌ و پروانه‌ عروج‌نیا / 12) تصوف‌ اسلامی‌ در غرب‌. تأثیر تصوف‌ در غرب‌ (ایالات‌ متحده‌ امریكا، كانادا، اروپای‌ غربی‌ و امریكای‌ جنوبی‌) بیشتر در حوزه‌ مطالعات‌ دانشگاهی‌، فرهنگ‌ عامه‌ و آیینهای‌ دینی‌ آشكار است‌. مطالعات‌ دانشگاهی‌. ترجمه‌ متون‌ اصلی‌ صوفیان‌ با ترجمه‌ اشعار فارسی‌ ــ كه‌ بخش‌ اعظم‌ آنها آكنده‌ از مفاهیم‌ عرفانی‌ است‌ ــ شروع‌ شد. در دهه‌های‌ اولیه‌ قرن‌ یازدهم‌/ هفدهم‌، گلستان‌ سعدی‌ به‌ آلمانی‌ برگردانده‌ شد و یك‌ قرن‌ بعد سر ویلیام‌ جونز ، مستشرق‌ و زبان‌شناس‌ انگلیسی‌، در دانشكده‌ فرت‌ ویلیامِ كلكته‌ مطالعه‌ و ترجمه‌ گسترده‌ متون‌ كهن‌ فارسی‌ را آغاز كرد. این‌ ترجمه‌ها باعث‌ شد كه‌ شاعران‌ غربی‌، همچون‌ گوته‌ و والت‌ ویتمن‌ ، درصدد جستجو و كشف‌ مضامین‌ عرفانی‌ شرقی‌ در آثار آنها برآیند. پس‌ از اشغال‌ استعماری‌ جوامع‌ مسلمان‌ توسط‌ فرانسه‌ و انگلیس‌ و دیگر قدرتهای‌ اروپایی‌، محققان‌ اروپایی‌ و كارگزاران‌ مستعمرات‌ به‌ این‌ جنبه‌ از اسلام‌ علاقه‌مند شدند. با گسترش‌ صنعت‌ چاپ‌ در اروپا و بعد از آن‌ در خاورمیانه‌ در قرن‌ سیزدهم‌/ نوزدهم‌، امكان‌ انتشار و اشاعه‌ متون‌ صوفیه‌ به‌ زبانهای‌ رایج‌ در كشورهای‌ اسلامی‌ و ترجمه‌های‌ اروپایی‌ آن‌ بیشتر شد. نخستین‌ مطالعات‌ اروپاییان‌ در باره‌ تصوف‌، در بر گیرنده‌ تأملاتی‌ راجع‌ به‌ ریشه‌های‌ غیراسلامی‌ آن‌، از جمله‌ ایران‌باستان‌ و هند و مسیحیت‌ و حتی‌ تأثیرات‌ بودایی‌، بود. در آغاز قرن‌ چهاردهم‌/ بیستم‌، مستشرقانی‌ همچون‌ آربری‌ و رینولد نیكلسون‌ در انگلستان‌، متون‌ قدیمی منثور و منظوم‌ صوفیه‌ را از فارسی‌ و عربی‌ به‌ انگلیسی‌ برگرداندند. در مطالعات‌ اسلامی‌ ایالات‌ متحده‌ امریكا، بررسی‌ تصوف‌ اهمیت‌ ویژه‌ای‌ داشته‌ است‌ و بسیاری‌ از محققان‌ امریكایی‌ به‌ این‌ حوزه‌ از اسلام‌ توجه‌ دارند. برای‌ دین‌پژوهان‌ و هنرمندان‌ و عموم‌ مردم‌ غرب‌، جنبه‌ عرفانی‌ تصوف‌ جذابیت‌ ویژه‌ای‌ داشته‌ است‌. در ایالات‌ متحده‌، بویژه‌ از دهه‌ 1350 ش‌/ 1970، بسیاری‌ از دانشجویان‌ رشته‌ مطالعات‌ اسلامی‌ علایق‌ فكری‌ و شخصیشان‌ را در این‌ جنبه‌ از اسلام‌ یافتند. هنگامی‌ كه‌ مؤسسات‌ دانشگاهی‌ اروپایی‌ عموماً شرایط‌ مناسبی‌ برای‌ مطالعات‌ دینی‌ نداشتند، محققانی‌ نظیر لویی‌ ماسینیون‌ (متوفی‌ 1341 ش‌/ 1962)، فریتس‌ مایر (متوفی‌ 1377 ش‌/ 1998)، و آنه‌ماری‌ شیمل‌ (متوفی‌ 1381 ش‌/ 2003) مقاله‌های‌ درخور توجهی‌ در زمینه‌ تصوف‌ نگاشتند. جنبه‌ عملی‌ تصوف‌. در ایالات‌ متحده‌، تصوف‌ به‌ عنوان‌ آیینی‌ دینی‌ و زنده‌ از زمان‌ تشكیل‌ شورای‌ جهانی‌ مذاهب‌ در 1310/ 1893، رایج‌ شد. متعاقب‌ آن‌ نخستین‌ استاد بزرگ‌ تصوف‌ در[ ایالات‌ متحده‌ ]، حضرت‌ عنایت‌خان‌ (متوفی‌ 1306 ش‌/ 1927)، در 1328/1910 در سفری‌ سیاحتی‌، به‌ عنوان‌ موسیقیدان‌ هندی‌، به‌ ایالات‌ متحده‌ رفت‌ و پس‌ از آن‌ در امریكا و اروپا به‌ اشاعه‌ تعالیم‌ طریقه‌ هندی‌ چشتیه‌ * پرداخت‌. تأثیر تصوف‌ در ایالات‌ متحده‌ تا اواخر دهه‌ 1340 ش‌/ 1960 بسیار محدود بود. از طرفی‌، تا بعد از تغییر قوانین‌ مهاجرت‌ در 1342 ش‌/ 1963 ــ كه‌ منجر به‌ آزادی‌ مهاجرت‌ شمار بیشتری‌ از غیر اروپاییان‌ به‌ ایالات‌ متحده‌ شد ــ مسلمانان‌ در ایالات‌ متحده‌ حضور چندانی‌ نداشتند. وضع‌ فرهنگی‌ دهه‌ 1960/ 1340 ش‌ و مقارن‌ آن‌ علاقه‌ به‌ معنویت‌ شرقی‌، موجب‌ تمایل‌ به‌ جنبش‌ عنایت‌خان‌ شد. پسر وی‌، پیر ولایت‌خان‌، در دهه‌ مذكور این‌ جنبش‌ را با نام‌ «طریقه‌ تصوف‌ در غرب‌» یا «رسالت‌ در عصر ما» احیا كرد. اكنون‌ نام‌ آن‌ طریقه‌ تصوف‌ جهانی‌ است‌ كه‌ نشان‌دهنده‌ جریانهای‌ فراملیتی‌ امروزی‌ است‌. در 1379 ش‌/ 2000، مقام‌ جانشینی‌ عنایت‌خان‌ به‌ نوه‌ وی‌، ضیاء عنایت‌خان‌، تفویض‌ شد كه‌ در حال‌ حاضر در مقر خویش‌ در لبنان‌ جدید واقع‌ در نیویورك‌ رهبری‌ طریقه‌ و انتقال‌ تعالیم‌ را برعهده‌ دارد. امروزه‌ در ایالات‌ متحده‌ به‌طور كلی‌ سه‌ نوع‌ جنبش‌ تصوف‌ وجود دارد. یكی‌ از این‌ جنبشها بیشتر نگرش‌ جهانی‌ دارند. آنان‌ به‌ تصوف‌ و جنبه‌های‌ سنّت‌ اسلامی‌ استناد می‌كنند، اما از پیروان‌ خود نمی‌خواهند كه‌ مذهب‌ خود را تغییر دهند و مسلمان‌ شوند. این‌ دسته‌ شامل‌ طریقت‌ تصوف‌ جهانی‌، انجمن‌ تحقیقات‌ تصوف‌ (ادریس‌ و عمرعلی‌شاه‌) و جنبش‌ سماع‌ صلح‌ جهانی‌ است‌. جنبشهای‌ دیگر، با اینكه‌ بیشتر عضوگیریشان‌ از میان‌ امریكاییان‌ است‌، ریشه‌ در شریعت‌ اسلامی‌ دارند و مسلمان‌ بودن‌ را برای‌ رشد معنوی‌ در سنّت‌ تصوف‌ ضروری‌ می‌دانند. بیشتر رهبران‌ این‌ جنبشها را مهاجران‌ جوامع‌ مسلمان‌ تشكیل‌ می‌دهند. نمونه‌های‌ برجسته‌ این‌ جنبشها عبارت‌اند از: طریقه‌ نقشبندی‌ ـ حقّانی‌، طریقه‌ خلوتی‌ جرّاحی‌، پیروان‌ گورو باوا محیی‌الدین‌ ، و طریقه‌ مولویه‌. دانشگاهیان‌ مرتبط‌ با جنبشهای‌ تصوف‌ امریكایی‌، چون‌ هیوستون‌ اسمیت‌ و سیدحسین‌ نصر، مدافع‌ پیروی‌ از حقیقت‌ جاودان‌ یا حكمت‌ خالده‌ اند و با نظری‌ موافق‌، تعالیم‌ اسلامی‌ را در پرتو دریافتهای‌ باطنی‌ و عرفانی‌ عرضه‌ و معرفی‌ كرده‌اند. همچنین‌ فریتیوف‌ شوئون‌ (شووان‌) (متوفی‌ 1377 ش‌/ 1998)، سوئیسی‌ای‌ كه‌ در بلومینگتونِ ایندیانا ساكن‌ شد، در اشاعه‌ تلقی سنّت‌گرا از تصوف‌ یا حكمت‌ خالده‌ مرجوع كنید بهثر بود. وی‌ در همان‌ زمان‌ ریاست‌ طریقه‌ای‌ معروف‌ به‌ «میریامیه‌»، شاخه‌ای‌ از طریقه‌ شاذلیه‌، را بر عهده‌ داشت‌. صوفیان‌ امریكایی‌ مشتمل‌اند بر گروههایی‌ از مهاجران‌ جوامع‌ مسلمان‌، بخصوص‌ در مراكز شهرهای‌ بزرگتر همچون‌ نیویورك‌ و شیكاگو و لوس‌آنجلس‌. آنان‌ از تعالیم‌ تصوف‌ به‌ شیوه‌هایی‌ پیروی‌ می‌كنند كه‌ بسیار شبیه‌ به‌ آیینهای‌ مرسوم‌ در جوامع‌ خودشان‌ است‌. در بریتانیای‌ كبیر نقش‌ صوفیان‌ مهاجر، بخصوص‌ آنهایی‌ كه‌ از آسیای‌ جنوبی‌ به‌ آنجا رفته‌اند، به‌سبب‌ الگوی‌ مهاجرتی‌ مراكز صنعتی‌ بزرگ‌ در میدلندز انگلستان‌، بسیار برجسته‌تر است‌. در آنجا تعداد زیادی‌ از مهاجران‌ هندی‌ و پاكستانی‌، پیرانی سنّتی‌اند كه‌ بسیاری‌ از جنبه‌های‌ عامیانه‌ و محلی‌ آیینهای‌ فرهنگی‌ اسلامی‌ را ادامه‌ می‌دهند. در جوامع‌ غربی اروپایی‌ آیینهای‌ دینی‌ رایجی‌ وجود دارد كه‌ با نفوذ مهاجران‌ مسلمان‌ مرتبط‌ است‌؛ آلمانیها با طریقتهایی‌ مانند سلیمانیه‌ روبرو هستند كه‌ از تركیه‌ به‌ آنجا رفته‌اند، و هلندیها و فرانسویها با رگه‌ها و عناصری‌ از تصوف‌ شمال‌ افریقا مواجه‌اند. سازگاری‌ و انطباق‌ مراسم‌ و آیینهای‌ صوفیانه‌ با شرایط‌ غربی‌، متضمن‌ نادیده‌انگاشتن‌ برخی‌ جنبه‌های‌ عمومی‌ و رایج‌ اعمال‌ و آیینهای‌ اسلامی‌ است‌، مانند زیارت‌ مزارهای‌ اولیا و داشتن‌ نگرش‌ انعطاف‌پذیرتر نسبت‌ به‌ حضور و مشاركت‌ زنان‌ در امور اجتماعی‌. با اینحال‌، در برخی‌ موارد آیین‌ صوفیانه‌ و سنّتی زیارت‌ مقابر و مزار صوفیان‌، به‌ زمینه‌ امریكایی‌ منتقل‌ شده‌ و به‌ یاد اولین‌ نسل‌ رهبران‌ طریقت‌، در امریكا بقعه‌هایی‌ بنا شده‌ است‌، از جمله‌ بقعه‌ مرشد ساموئل‌ لوئیس‌ در نیومكزیكو، گورو باوا در پنسیلوانیا، و شاه‌مقصود در كالیفرنیا. حامیان‌ و اعضای‌ جنبشهای‌ متنوع‌ تصوف‌ امریكایی‌ مختلف‌اند، زیرا نماینده‌ جهت‌گیریهای‌ دینی‌ و اجتماعی‌ متفاوت‌اند. طریقت‌ تصوف‌ در غرب‌ و جنبش‌ ادریس‌شاه‌، به‌واسطه‌ فعالیتهای‌ انتشاراتی‌ و یاری‌رساندن‌ به‌ جماعتهای‌ دیگر از طریق‌ روان‌شناسی‌ فراشخصی‌ و سلامت‌ كل‌نگرانه‌ و سماع‌، تأثیر گسترده‌تری‌ بر فرهنگ‌ امریكایی‌ داشته‌ است‌. اعضا مجبور نیستند كه‌ شیوه‌ زندگی‌ كاملاً صوفیانه‌ داشته‌ باشند یا با اجتماع‌ سازگار شوند. گرایش‌ به‌ این‌ جنبشها احتمالاً در نیمه‌ دوم‌ دهه‌ 1350 ش‌/1970 به‌ اوج‌ خود رسید. از وقتی‌ كه‌ طریقت‌ تصوفِ پیر ولایت‌خان‌ ادعا كرد كه‌ ده‌ هزار تن‌ از طریقِ وی‌ به‌ طریقت‌ مشرّف‌ شده‌اند، تعداد بسیار زیادی‌ از امریكاییان‌ در اردوها و هم‌اندیشیهای‌ تصوف‌ شركت‌ می‌كنند و كتابهایشان‌ را می‌خوانند. تصوف‌ سنّت‌گرا یا حكمت‌ خالده‌ در جهت‌ آثار فریتیوف‌ شووان‌ و سیدحسین‌ نصر و هیوستون‌ اسمیت‌ ــ از طریق‌ رسانه‌هایی‌ چون‌ فیلمهای‌ مستند، گفتگوهای‌ تلویزیونی و فعالیتهای‌ انتشاراتی عالمانه‌ و عامیانه‌ ــ مخاطبان‌ وسیعی‌ در فرهنگ‌ امریكایی‌ پیدا كرده‌ است‌. نفوذ این‌ جنبشها در اصل‌ به‌سبب‌ عقاید آنهاست‌ تا مشاركتشان‌ در جنبشهای‌ سازمان‌یافته‌. جنبشهای‌ تصوف‌ دورگه‌ یا امریكایی‌ ـ اسلامی‌ در روند كلی‌ فرهنگ‌ امریكایی‌ تأثیر كمتری‌ داشته‌اند، زیرا عقاید عرضه‌شده‌ بیشتر اختصاص‌ به‌ علایق‌ مسلمانان‌ دارد. از آنجا كه‌ برخی‌ تفسیرهای‌ صوفیانه‌ از اسلام‌، مانند عقیده‌ به‌ رهبران‌ فره‌مند و شفاعت‌ اولیا، را همه‌ مسلمانان‌ نپذیرفته‌اند، نباید تصور كرد كه‌ چنین‌ جنبشهایی‌ را همه‌ مسلمانان‌ امریكا تأیید می‌كنند. در عین‌ حال‌، بسیاری‌ از مسلمانان‌ غیر صوفی‌ موفقیتهای‌ آنان‌ را در جلب‌ امریكاییان‌ به‌ اسلام‌ ارج‌ می‌نهند. تصوف‌ در هر دو شاخه‌ شیعه‌ و سنّی‌ اسلام‌ به‌ وجود آمده‌ است‌ و تعدادی‌ از سلسله‌های‌ شیعی‌، از جمله‌ سلسله‌ نعمت‌اللهی‌ و اویسی‌ ـ شاه‌مقصودی‌، در بین‌ مهاجران‌ ایرانی‌ و جماعت‌ امریكایی‌ پیروانی‌ دارند. تصوف‌ به‌ همان‌ نسبت‌ در میان‌ مسلمانان‌ افریقایی‌ مقیم‌ امریكا تأثیر كمتری‌ داشته‌است‌، اگرچه‌ فعالیتهای‌ سلسله‌ تجانیه‌ * و طریقه‌ نقشبندی‌ ـ حقّانی شیخ‌ ناظم‌ ــ كه‌ احتمالاً در میان‌ طریقه‌های‌ موجود در ایالات‌ متحده‌ و اروپا متنوعترین‌ پیروان‌ را دارد ــ علایقی‌ برانگیخته‌ است‌. با اینهمه‌، حتی‌ قدیمترین‌ جنبشهای‌ اسلامی افریقایی‌ ـ امریكایی‌، همچون‌ احمدیه‌ و معبد علم‌ موریش‌ ، با جریانهای‌ رمزی‌ و عرفانی‌، از جمله‌ برخی‌ تأثیرات‌ تصوف‌، موافق‌ بوده‌اند. فرهنگ‌ عامه‌. رواج‌ تصوف‌ در غرب‌، آشكارا از رهگذر علاقه‌ بسیار به‌ اشعار مولانا بوده‌ است‌. شاعری‌ امریكایی‌ به‌ نام‌ كولمان‌ باركز آثار او را ترجمه‌ كرد. افراد شناخته‌ شده‌ای‌ چون‌ دیپك‌ چوپرا و برخی‌ خوانندگان‌ نیز در یادآوری‌ و مرور آثار مولانا سهیم‌ بوده‌اند. علاقه‌ به‌ موسیقی‌ جهان‌ در جوامع‌ غربی‌ منجر به‌ محبوبیت‌ و شهرت‌ آیینهای‌ صوفیانه‌ای‌ همچون‌ قوالیهای‌ هندی‌ و دسته‌های‌ ذكر و مناجات‌خوانی‌ صوفیان‌، مانند مراسم‌ سماع‌ مولویه‌، شده‌ است‌. منابع‌: (54) Marcia K. Hermansen, "Hybrid identity formations in Muslim America: the case of American Sufi movements", The Muslim world , vol. 90, no. 1 & 2( Spring 2000), 158-197; (55) idem , "In the garden of American Sufi movements: Hybrids and Perennials", in New trends and developments in the world of Islam , ed. Peter B. Clarke, London 1997, 155-178; (56) Zia Inayat Khan, A pearl in wine: essays on the life, music and sufism of Inayat Khan , New Lebanon, N.Y. 2001; (57) James Jervis, "The Sufi order in the West and Pir Vilayat Inayat Khan" , in New trends and developments in the world of Islam , ibid; (58) Andrew Rawlinson, The book of enlightened masters: Western teachers in Eastern traditions , Chicago 1997; (59) Gisela Webb, "Sufism in America", in America's alternative religions , ed. Timothy Miller and Harold Coward, Albany, N. Y. 1995; (60) idem, "Tradition and innovation in contemporary American Islamic spirituality: the Bawa Muhaiyaddeen Fellowship", in Muslim communities in North America , ed. Yvonne Y. Haddad and Jane I. Smith, Albany, N.Y. 1994. / مارشا هرمانسن‌ / 13) مستشرقان‌ و تصوف‌. برخی‌ مستشرقان‌ بر اساس‌ تمایلشان‌ به‌ قولِ به‌ اخذ و اقتباس‌ با نظر به‌ بعضی‌ از اجزا و عناصر تصوف‌، كلیت‌ آن‌ را غیراسلامی‌ و دخیل‌ در عالم‌ اسلام‌ تلقی‌ كرده‌اند، لیكن‌ این‌ مستشرقان‌ در باره‌ اصل‌ و منشأ آن‌ اتفاق‌ نظر ندارند و هر گروه‌ از آنها آن‌ را مأخوذ یا متأثر از سنّتی‌ متفاوت‌ دانسته‌اند: الف‌) مسیحیت‌. به‌ نظر مركس‌ ، تصوف‌ بر گرفته‌ از رهبانیت‌ شام‌ است‌. گولدتسیهر قائل‌ است‌ كه‌ فقر و درویشی ظاهر شده‌ در عالم‌ اسلام‌ از فروع‌ مسیحیت‌ است‌. نولدكه‌ پشمینه‌پوشی‌ و نیكلسون‌ مصطلحات‌ صوفیه‌ را نصرانی‌ و مسیحی‌ دانسته‌اند. آسین‌ پالاسیوس‌ و ونسینك‌ و تور آندره‌آ نیز تأثیر عقاید مسیحی‌ را در تصوف‌ اسلامی‌ نشان‌ داده‌اند. دلایل‌ و مستندات‌ این‌ گروه‌ اجمالاً همان‌ است‌ كه‌ ابن‌تیمیه‌ (متوفی‌ 728) مطرح‌ كرده‌ است‌. ابن‌تیمیه‌ ترجیح‌ فقر بر غنا را آموزه‌ای‌ مسیحی‌ دانسته‌ است‌، همچنانكه‌ توكل‌ بر خدا در امر معاش‌ و تن‌ زدن‌ از كار و ظهور شیخ‌ در میان‌ صوفیه‌ و امتناع‌ برخی‌ از آنان‌ از ازدواج‌ و تأهل‌ و تمایل‌ ایشان‌ به‌ تجرد، به‌رغم‌ نهی‌ پیامبر اكرم‌ از رهبانیت‌، و استشهاد آنان‌ به‌ اقوال‌ حضرت‌ مسیح‌ و اناجیل‌، بر تأثیر عقاید مسیحی‌ در تصوف‌ و عرفان‌ اسلامی‌ دلالت‌ می‌كند (رجوع كنید به ابن‌تیمیه‌، ج‌ 7، جزء 11، ص‌ 14ـ 30؛ نیكلسون‌، مقدمه‌ عفیفی‌، ص‌ 21ـ22؛ كیلانی‌، ص‌ 21ـ22؛ فاخوری‌ و جر، ص‌297ـ300؛ زرین‌كوب‌، ص‌12ـ 13، 22ـ27). عقیده‌ برخی‌ فرق‌ صوفیه‌ به‌ حلول‌ و اتحاد متناظر با اعتقاد مسیحی‌ در باب‌ الوهیت‌ مسیح‌ است‌. همچنین‌ گفته‌ شده‌ كه‌ قول‌ به‌ اسقاط‌ تكلیف‌ برای‌ واصلان‌، شاید مأخوذ از نامه‌ پولس‌ رسول‌ به‌ غلاطیان‌ (5:18) باشد: «اما اگر روح‌ خدا شما را هدایت‌ كند، شما در قید شریعت‌ نیستید». این‌ دو عقیده‌ اساس‌ ردیه‌های‌ بسیار علیه‌ صوفیان‌ بوده‌ است‌، چندانكه‌ از همان‌ ابتدا ابن‌حنبل‌ آنان‌ را به‌ اباحه‌، و خَشیش‌ و ابوزُرعه‌ (دو شاگرد وی‌) متصوفه‌ را به‌ طایفه‌ای‌ از زنادقه‌ (روحانیه‌) منتسب‌ كرده‌اند ( رجوع كنید به ابونصر سرّاج‌، ص‌ 433؛ فاخوری‌ و جر، ص‌ 300؛ د. اسلام‌ ، چاپ‌ اول‌، ذیل‌ «تصوف‌»). ب‌) سنّت‌ یونانی‌. وینفلد ، براون‌ ، مركس‌، نیكلسون‌ و ماسینیون‌ بر تأثیر آرای‌ گنوسی‌ و فیثاغوری‌ و نوافلاطونی‌ بر تصوف‌ تأكید كرده‌اند (براون‌، ج‌ 1، ص‌ 613ـ615؛ زرین‌كوب‌، ص‌ 13؛ كیلانی‌، ص‌ 22ـ23). نیكلسون‌ (ص‌ 60ـ61) به‌ مقایسه‌ آرای‌ دیونوسیوس‌ با ذوالنون‌ مصری‌ * (متوفی‌ 245) پرداخته‌ است‌ و می‌دانیم‌ كه‌ آرای‌ این‌ متأله‌ مسیحی‌ تا چه‌ مایه‌ متأثر از برقلس‌ * بوده‌ است‌ (بریه‌، ص‌ 43ـ46). در مورد ذوالنون‌ نیز گفته‌اند كه‌ همچون‌ جابربن‌ حیان‌ از علوم‌ اوایل‌ اطلاع‌ داشته‌ است‌ (ابن‌ندیم‌، ص‌ 423؛ قفطی‌، ص‌ 185؛ زرین‌كوب‌، ص‌ 59). مفاهیم‌ و معانیی‌ نظیر زندان‌ بودن‌ تن‌ برای‌ روح‌، عدم‌ امكان‌ معرفت‌ به‌ حقیقت‌ عالی‌ از طریق‌ فكرت‌ عقلی‌ و لزوم‌ اشراق‌ و جذبه‌، معرفت‌ نفس‌ و عالم‌ صغیر بودن‌ انسان‌ و قول‌ به‌ فیض‌ و سریان‌ جملگی‌ از حكمت‌ و فلسفه‌ یونان‌ به‌ تصوف‌ و عرفان‌ اسلامی‌ سرایت‌ كرده‌ است‌ (كیلانی‌، ص‌ 22ـ23؛ فاخوری‌ وجر، ص‌ 300ـ303؛ نیز رجوع كنید به غنی‌، ج‌ 2، قسمت‌ 1، ص‌ 110ـ 111؛ لاهیجی‌، مقدمه‌ سمیعی‌، ص‌ سی‌ونه‌ ـ پنجاه‌وپنج‌؛ زرین‌كوب‌، ص‌ 20ـ22). از حیث‌ ریشه‌شناسی‌ كلمات‌ نیز ابوریحان‌ بیرونی‌ (ص‌ 24) اصل‌ كلمه‌ صوفی‌ را مأخوذ از سوف‌ یونانی‌ به‌ معنای‌ حكمت‌ و دانایی‌ دانسته‌ است‌. ج‌) سنّت‌ هندی‌ و بودایی‌. هورتن‌ با نقل‌ اقوال‌ ابوریحان‌ بیرونی‌ و داراشكوه‌، بر مشابهت‌ اوپانیشادها و یوگا سوترا و آرای‌ متصوفه‌ متقدم‌ حكم‌ كرده‌ و تأثیر آرای‌ هندوان‌ و مذاهب‌ برهمنان‌ را مخصوصاً بر سخنان‌ حلاج‌ * و بعضی‌ دیگر از متصوفه‌، چون‌ بایزیدِ بسطامی‌ * و جنیدِ بغدادی‌ * ، قوی‌ یافته‌ است‌. جونس‌ نیز بر همین‌ اعتقاد است‌. این‌ مستشرقان‌ به‌ مسئله‌ ذكر در طریقتهای‌ صوفیه‌، عبادت‌ و مجاهده‌ و قول‌ به‌ تناسخ‌ و اتحاد نفس‌ با معقول‌ خود و وصول‌ به‌ مقام‌ فنا متناظر با اتحاد با نیروانا، به‌ عنوان‌ شواهد این‌ رأی‌ استناد می‌كنند. در مجموعه‌ مشهور اوپانیشادها یا حكمت‌ وِدانتا (مخزن‌ عمده‌ یوگا)، برهما ، كه‌ مبدأ كل‌ عالم‌ است‌، با آتما (اصل‌ درونی‌ آدمی‌)، در حقیقت‌ یكی‌ است‌ و برای‌ رهایی‌ از جدایی‌ ظاهری‌ میان‌ انسان‌ و برهما راه‌ چاره‌ عبارت‌ است‌ از تصفیه‌ وجود از آلایشهای‌ جسمانی‌ و عبور متوالی‌ از تنگنای‌ تناسخ‌، كه‌ به‌ آن‌ سمساره‌ گویند. شباهت‌ این‌ سخن‌ و سوز و گداز جدایی‌ از اصل‌ در میان‌ عرفا و قول‌ برخی‌ از آنان‌ به‌ تناسخ‌، آشكار است‌. گولدتسیهر مشابهت‌ سرگذشت‌ بودا و ابراهیم‌ ادهم‌ را دلیل‌ بر توارد افكار و تشابه‌ حالات‌ دانسته‌ و اولیری‌ گفته‌ است‌ كه‌ نمی‌توانیم‌ از اثر بودا، كه‌ از طریق‌ بلاد فارس‌ و ماوراءالنهر به‌ جزیره‌العرب‌ رفته‌ بود، غفلت‌ ورزیم‌ (فاخوری‌ و جر، ص‌ 295ـ 297؛ كیلانی‌، ص‌ 23ـ24؛ زرین‌كوب‌، ص‌ 12ـ13، 17ـ20؛ د. اسلام‌ ، همانجا). د) سنّت‌ ایرانی‌ پیش‌ از اسلام‌. نخستین‌ كتابی‌ كه‌ در اروپا در باره‌ تصوف‌ منتشر شد، نوشته‌ ثولاك‌ بود. وی‌ ابتدا مدعی‌ شد كه‌ منشأ عمده‌ تصوف‌، آیین‌ مجوس‌ بوده‌ است‌ و حتی‌ بعضی‌ مشایخ‌ صوفیه‌ نیز مجوسی‌ تبار بوده‌اند، اما بعدها در آرای‌ خود تجدید نظر كرد. دوزی‌ عقیده‌ نخستینِ ثولاك‌ را تأیید نموده‌ و بلوشه‌ نیز به‌ تأثیر عقاید و مبادی‌ ایرانی‌ اشاره‌ كرده‌ است‌. به‌ اعتقاد براون‌، شباهت‌ زهد در عالم‌ اسلام‌ به‌ زهد و عبادت‌ مانویان‌ و مزدكیان‌ و اینكه‌ حقیقت‌ محمدیه‌ شبیه‌ هرمز در نظر زردشت‌ است‌ و نیز نفوذ ایرانیان‌ در عهد عباسی‌، تأثیر آنان‌ را آشكار می‌سازد (براون‌، ج‌ 1، ص‌ 611ـ613؛ نیكلسون‌، مقدمه‌ عفیفی‌، ص‌ 12 ـ 13؛ كیلانی‌، ص‌ 24ـ 25؛ زرین‌كوب‌، ص‌ 12ـ 13). در این‌ میان‌، برخی‌ در باره‌ اصل‌ و منشأ تصوف‌ گفته‌اند كه‌ چند عنصر و عامل‌، با هم‌ و به‌ صورت‌ تركیبی‌، تأثیر داشته‌اند. هارتمان‌ بیشتر به‌ نفوذ هندوان‌، به‌ علاوه‌ بعضی‌ عوامل‌ دیگر، توجه‌ كرده‌ است‌. فون‌ كرمر از تأثیر عنصر هندی‌ و بودایی‌، كه‌ به‌ عقیده‌ وی‌ مظهرش‌ جنید و بایزید است‌، سخن‌ گفته‌ و عنصر دیگر را رهبانیت‌ مسیحی‌ معرفی‌ كرده‌ است‌. وی‌ مخصوصاً حارثِ محاسبی‌ * وذوالنون‌ مصری‌ را از مظاهر آن‌ دانسته‌ است‌. كارادوو منشأ تصوف‌ را در آیین‌ مسیح‌، در حكمت‌ یونان‌، در ادیان‌ هند و ایران‌ و حتی‌ در آیین‌ یهود می‌داند. در این‌ خصوص‌، توضیح‌ داده‌اند كه‌ این‌ عناصر بدان‌ صورت‌ در آن‌ داخل‌ نشده‌اند كه‌ تعیین‌ و تحدید آنها آسان‌ باشد و بتوان‌ هر عنصری‌ را به‌طور دقیق‌ و صریح‌ به‌ اصل‌ خود ارجاع‌ داد. مثلاً حیات‌ ناسكانه‌ را هم‌ در میان‌ بوداییان‌ می‌توان‌ دید هم‌ در میان‌ مسیحیان‌. همچنین‌ است‌ فقر و توكل‌ كه‌ میان‌ آن‌ دو مذهب‌ مشترك‌ است‌ و موضوع‌ محبت‌ الاهی‌، عاملی‌ مشترك‌ میان‌ مسیحیت‌ و نحله‌ نوافلاطونی‌ است‌؛ همچنانكه‌ حجابهای‌ گنوسی‌ تا اندازه‌ای‌ فلوطینی‌ است‌. بعلاوه‌، این‌ مذاهب‌، مستقل‌ از یكدیگر و دور از هم‌ به‌ وجود نیامده‌اند، بلكه‌ با یكدیگر در اسكندریه‌ معارضه‌ كرده‌ و بر هم‌ تأثیر داشته‌اند؛ همچنانكه‌ بعدها این‌ امر در دمشق‌ و بصره‌ و كوفه‌ و بغداد پدید آمد (زرین‌كوب‌، ص‌ 13 ـ 14؛ فاخوری‌ و جر، ص‌ 302). اما نیكلسون‌ كه‌ ابتدا تصوف‌ را از حیث‌ نظری‌ نتیجه‌ امتزاج‌ و اتحاد آرای‌ نو افلاطونی‌ و دین‌ مسیحی‌ و آیین‌ گنوسی‌ می‌دانست‌ و از حیث‌ عملی‌ متأثر از طرز فكر هندوایرانی‌، سرانجام‌ اظهار كرد كه‌ حكم‌ به‌ اینكه‌ تصوف‌ امری‌ دخیل‌ در اسلام‌ بوده‌ مطلقاً پذیرفتنی‌ نیست‌ و در قرآن‌ و حدیث‌، معانی‌ عمیق‌ عرفانی‌ وجود دارد (نیكلسون‌، مقدمه‌ عفیفی‌، ص‌ 27ـ29؛ د. اسلام‌ ، همانجا). پل‌ نویا (ص‌ 9ـ14) نیز در تكمیل‌ مطالعات‌ ماسینیون‌ در كتاب‌ < تحقیق‌ در مبادی‌ اصطلاحات‌ عرفان‌ اسلامی‌ >، با تحقیق‌ در آثار كهن‌ و با توجه‌ به‌ كتاب‌ دریای‌ جان‌ هلموت‌ ریتر ، بر آن‌ است‌ كه‌ نشان‌ دهد چگونه‌ زبان‌ تأویلی‌ عرفا و اصطلاحات‌ صوفیه‌ از قرآن‌ نشئت‌یافته‌ است‌. به‌ بیان‌ زرین‌كوب‌ (ص‌ 13)، شكی‌ نیست‌ كه‌ اندیشه‌های‌ فلسفی‌ و دینی‌ گوناگون‌ در جریان‌ تصوف‌ اسلامی‌ وارد و حل‌ شده‌ است‌، لیكن‌ فرض‌ آنكه‌ تصوف‌ به‌ ناچار باید منشائی‌ غیراسلامی‌ داشته‌ باشد، موجه‌ و معقول‌ نیست‌. همچنانكه‌ فرضیه‌هایی‌ از این‌ قبیل‌ كه‌ تصوف‌ عكس‌العمل‌ دماغ‌ آریایی‌ است‌ در مقابل‌ مذاهب‌ و عقاید سامی‌، نیز قابل‌ دفاع‌ نیست‌ (نیز رجوع كنید به كیلانی‌، ص‌ 16ـ21؛ لاهیجی‌، مقدمه‌ سمیعی‌، ص‌ پنجاه‌وشش‌؛ مطهری‌، ج‌ 14، ص‌ 555 ـ 559). منابع‌: (61) علاوه‌ بر كتاب‌ مقدس‌. عهد جدید؛ (62) ابن‌تیمیه‌، مجموع‌ الفتاوی‌ ، چاپ‌ مصطفی‌ عبدالقادر عطا، ج‌ 7، جزء 11: كتاب التصوف‌ ، بیروت‌ 1421/2000؛ (63) ابن‌ندیم‌؛ (64) ابوریحان‌ بیرونی‌، كتاب‌ البیرونی‌ فی‌ تحقیق‌ ماللهند ، حیدرآباد دكن‌ 1377/1957؛ (65) ابونصر سرّاج‌، كتاب‌ اللّمع‌ فی‌ التصوف‌ ، چاپ‌ رینولد الین‌ نیكلسون‌، لیدن‌ 1914، چاپ‌ افست‌ تهران‌ [بی‌تا. (؛ (66) ادوارد گرانویل‌ براون‌، تاریخ‌ ادبی‌ ایران‌ ، ج‌ 1: از قدیمترین‌ روزگاران‌ تا زمان‌ فردوسی‌ ، ترجمه‌ و تحشیه‌ و تعلیق‌ علی‌پاشا صالح‌، تهران‌ 1356 ش‌؛ (67) امیل‌ بریه‌، تاریخ‌ فلسفه‌ قرون‌ وسطی‌ در دوره‌ تجدد ، ترجمه‌ و تلخیص‌ یحیی‌ مهدوی‌، تهران‌ 1377 ش‌؛ (68) عبدالحسین‌ زرین‌كوب‌، ارزش‌ میراث‌ صوفیه‌ ، تهران‌ 1369 ش‌؛ (69) قاسم‌ غنی‌، بحث‌ در آثار و افكار و احوال‌ حافظ‌ ، ج‌ 2، قسمت‌ 1، تهران‌ 1366 ش‌؛ (70) حنا فاخوری‌ و خلیل‌ جر، تاریخ‌ الفلسفه‌ العربیه‌ ، بیروت‌ 1993؛ (71) علی‌بن‌ یوسف‌ قفطی‌، تاریخ‌ الحكماء، و هو مختصر الزوزنی‌ المسمی‌ بالمنتخبات‌ الملتقطات‌ من‌ كتاب‌ اخبار العلماء باخبار الحكماء ، چاپ‌ لیپرت‌، لایپزیگ‌ 1903؛ (72) قمر كیلانی‌، فی‌التصوف‌ الاسلامی‌: مفهومه‌ و تطوره‌ و اعلامه‌ ، بیروت‌ 1962؛ (73) محمدبن‌ یحیی‌ لاهیجی‌، مفاتیح‌ الاعجاز فی‌ شرح‌ گلشن‌ راز، )تهران‌ 1337 ش‌ ]؛ (74) مرتضی‌ مطهری‌، مجموعه‌ آثار ، ج‌ 14: خدمات‌ متقابل‌ اسلام‌ و ایران‌ ، تهران‌ 1375 ش‌؛ (75) پل‌ نویا، تفسیر قرآنی‌ و زبان‌ عرفانی ، ترجمه‌ اسماعیل‌ سعادت‌، تهران‌ 1373 ش‌؛ (76) رینولد الین‌ نیكلسون‌، پیدایش‌ و سیر تصوف‌ ، ترجمه‌ محمدباقر معین‌، تهران‌ 1357 ش‌؛ (77) EI 2 , s.v. "Tasawwuf" (by Louis Massignon). / رضا سلیمان‌حشمت‌ / "> ، ج‌ 4، ص‌ 129ـ130، 132). طریقه‌های‌ دیگری‌ چون‌ جَزولیه‌ و احمدیه‌ و دَندراویه‌ و دَرقاویه‌ نیز در غرب‌ و شاخ‌ افریقا با ایتالیا و انگلیس‌ مبارزه‌ كردند (همان‌، ج‌ 4، ص‌130، 132؛ مونس‌، ج‌ 2، جزء 3، ص‌ 84). در مغرب‌ تمام‌ زوایای‌ صوفیه‌ مراكز دفاعی‌ در برابر هجوم‌ و اشغالگری‌ اسپانیا و پرتغال‌ بودند (زبیب‌، ج‌ 4، ص‌ 356). برخی‌ از مریدان‌ احمدبن‌ ادریس‌ مؤسس‌ طریقه‌ ادریسیه‌ با استعمارگران‌ شمال‌غرب‌ و غرب‌ افریقا، و احمدبن‌ شریف‌ سَنوسی‌ (1290ـ1351/ 1873ـ1933) از مشایخ‌ طریقه‌ سنوسیه‌، از 1320 تا 1330/ 1902ـ1912 در صحرا با فرانسه‌ و در 1329/ 1911 در لیبی‌ با ایتالیاییها مبارزه‌ كردند. محمدبن‌ عبداللّه‌ حسن‌ (متوفی‌ 1301 ش‌/ 1922) از سومالی‌، در برابر اشغالگران‌ اتیوپیایی‌ و ایتالیایی‌ و انگلیسی‌ ایستادگی‌ كرد ( د. اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذیل‌ «طریقت‌» و «السنوسی‌»). در عین‌ حال‌، برخی‌ طریقه‌ها در سنگال‌ و سودان‌ و موریتانی‌ هنگام‌ درگیری‌ میان‌ استعمارگران‌ و مردم‌، بین‌ آنها میانجیگری‌ می‌كردند و حتی‌ برخی‌ مشایخ‌ با استعمارگران‌ همكاری‌ می‌نمودند، مثلاً چند تن‌ از مشایخ‌ قادریه‌ به‌ گسترش‌ نفوذ فرانسه‌ در صحرا كمك‌ كردند (، ج‌ 4، ص‌130). اندیشه‌ اتحاد اسلامی‌ نیز از طریق‌ برخی‌ طریقه‌های‌ اصلاح‌طلب‌، مانند قادریه‌ و شاذلیه‌، در افریقا گسترش‌ یافت‌ و زوایای‌ صوفیه‌ با استفاده‌ از تعالیم‌ اسلامی‌ برای‌ متحدكردن‌ قبایل‌ افریقایی‌ در برابر استعمارگران‌ بسیار كوشیدند (مونس‌، ج‌ 2، جزء 3؛ < دایره‌المعارف‌ جهان‌ اسلام‌ آكسفورد> ، ج‌ 4، ص‌130ـ131). طریقه‌های‌ صوفیه‌ در افریقا. این‌ طریقه‌ها در افریقا ابتدا در خاندان‌ وَزّانی‌ (ساكن‌ وَزّان‌ در شمال‌ مغرب‌)، شكل‌ گرفتند. عبدالسلام‌بن‌ مَشیش‌، مؤسس‌ طریقه‌ مَدْینیه‌ و مرید ابومَدْین‌ تلمسانی‌، از مشاهیر این‌ خاندان‌ بود (مونس‌، همانجا؛ زبیب‌، ج‌ 4، ص‌ 355) و هر دو آنها از بزرگترین‌ شیوخ‌ صوفیه‌ در مغرب‌ بودند (همانجاها). طریقه‌ قادریه‌ و شاذلیه‌ زودتر و طریقه‌های‌ دیگر مانند تجانیه‌ و جزولیه‌ و ختمیه‌ و سنوسیه‌ دیرتر از طریقه‌های‌ دیگر در افریقا رواج‌ یافتند. چهار طریقه‌ اخیر اغلب‌ تحت‌تأثیر قادریه‌ و شاذلیه‌ بودند (بل‌، ص‌ 421ـ422؛ د. اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذیل‌ «طریقت‌»؛ غنیمی‌، ج‌ 6، ص‌ 95). پرطرفدارترین‌ طریقه‌های‌ صوفیه‌ نیز قادریه‌ و شاذلیه‌ و تجانیه‌اند و بسیاری‌ از طریقه‌ها از آنها منشعب‌ شده‌اند (مونس‌، همانجا). قادریه‌. گفته‌ می‌شود كه‌ این‌ طریقه‌ از یمن‌ یا حَضْرَموت‌ ابتدا به‌ اتیوپی‌ وارد شد. احتمالاً ابوبكرعبداللّه‌ العَیدَروس‌ (متوفی‌ 909/ 1503) اول‌ بار آن‌ را به‌ اتیوپی‌ برد (كوك‌، ص‌ 472). این‌ طریقه‌ در انتشار اسلام‌ در افریقا نقش‌ مهمی‌ داشته‌ است‌. از برنامه‌های‌ كنونی‌ آن‌ تعلیم‌ قرآن‌ به‌ اطفال‌ و فرستادن‌ پیروان‌، به‌ سرمایه‌ زوایا، برای‌ تحصیل‌ در مراكز علمی‌ جهان‌ اسلام‌ و مراجعت‌ به‌ وطنشان‌ برای‌ تبلیغ‌ دین‌ اسلام‌ در برابر تبلیغات‌ مسیحیان‌ است‌ (عقبی‌، ص‌ 144ـ145). برخی‌ شیوخ‌ مهم‌ قادری‌ این‌ اشخاص‌ بودند: محمد بقّاعی‌ كه‌ موجب‌ رواج‌ طریقه‌ قادریه‌ در غرب‌ افریقا شد؛ مختار كُنْتی‌ (متوفی‌ 1226/ 1811) و شیخ‌عثمان‌ دان‌ فودیو هر دو از مبلّغان‌ اندیشه‌ اتحاد مسلمین‌ و اصلاحات‌؛ احمدبن‌ محمدبن‌ ابوبكر، مرید عثمان‌ دان‌ فودیو، كه‌ او را مجدِّد (احیاكننده‌) می‌دانستند و در غرب‌ افریقا نهضتهای‌ جهادی‌ را رهبری‌ می‌كرد؛ عبدالرحمان‌بن‌ عبداللّه‌ شاشی‌، سراینده‌ نعت‌ مشهوری‌ به‌ نام‌ شجره‌الیقین‌ (، ج‌ 4، ص‌ 130؛ علم‌الدین‌، ص‌ 604ـ 605؛ كوك‌، ص‌ 502). از قرن‌ دوازدهم‌/ هجدهم‌ طریقه‌ قادریه‌ تحت‌الشعاع‌ تجانیه‌ قرار گرفت‌، اما تأثیر معنوی‌ این‌ طریقه‌، بخصوص‌ مؤسس‌ آن‌ عبدالقادر گیلانی‌ * ، باقی‌ مانده‌ است‌. عبدالقادر هیچگاه‌ به‌ افریقا نرفت‌، اما به‌ عقیده‌ مسلمانان‌ این‌ سرزمین‌، او تلاش‌ بسیار كرد تا كفارِ منطقه‌ شاخ‌ افریقا را مسلمان‌ كند. در داستانی‌ گفته‌ شده‌ است‌ كه‌ عبدالقادر گیلانی‌ چهل‌ جان‌ داشته‌ است‌ و بدین‌ترتیب‌، وجود قبرهای‌ او را در برخی‌ شهرهای‌ افریقا توجیه‌ می‌كنند ( د. اسلام‌ ، همانجا؛ ملك‌ شهمیرزادی‌، ص‌ 75). برخی‌ طریقه‌ها در افریقا، ادعا می‌كنند كه‌ با عبدالقادر گیلانی‌ پیوند معنوی‌ دارند ( د. اسلام‌ ، همانجا). بعضی‌ از شاخه‌های‌ منشعب‌ از قادریه‌ عبارت‌اند از: مُریدیه‌ * ، كه‌ آن‌ را احمدو بامبا (1267ـ1346/ 1851ـ1927)، از مخالفان‌ مشهور استعمار فرانسه‌، در 1304/ 1887 در سنگال‌ بنیان‌ نهاد (علم‌الدین‌، ص‌ 607؛ كوك‌، ص‌170ـ171؛ < دایره‌المعارف‌ جهان‌ اسلام‌ آكسفورد >، ج‌ 4، ص‌ 131)؛ بهاریه‌، از شاخه‌های‌ قادریه‌ در سودان‌ و منسوب‌ به‌ تاج‌الدین‌ بهاری‌، این‌ طریقه‌ در 1155/ 1742 متشتت‌ شد و بسیاری‌ از پیروان‌ آن‌ بتدریج‌ به‌ طریقه‌ ختمیه‌ پیوستند (علم‌الدین‌، ص‌ 588)؛ فاضلیه‌ ، شعبه‌ای‌ از قادریه‌ در موریتانی‌ كه‌ مؤسس‌ آن‌ محمد فاضل‌ (1194ـ1286/ 1780ـ1869) بود (كوك‌، ص‌ 141ـ142). شاذلیه‌. ابوالحسن‌ شاذِلی‌ (متوفی‌ 656/ 1258)، مرید عبدالسلام‌ مَشیش‌، این‌ طریقه‌ را ــ كه‌ از جمله‌ طریقه‌های‌ اصلاح‌طلب‌ است‌ ــ در تونس‌ بنیان‌ نهاد (مونس‌، همانجا). گفته‌اند كه‌ حَمْدا بُودونانه‌ این‌ طریقه‌ را به‌ سودان‌ برد. از مبلّغان‌ مشهور آن‌ شیخ‌ خُوجَلی‌بن‌ عبدالرحمان‌بن‌ ابراهیم‌ (متوفی‌ 1155/ 1742) بود (كوك‌، ص‌ 428). یكی‌ از شعب‌ مهم‌ این‌ طریقه‌ در افریقا، درقاویه‌ * است‌ كه‌ ابتدا در تِلِمسان‌ در قرن‌ یازدهم‌/ هفدهم‌ ظهور كرد (عقبی‌، ص‌ 230، 232). طَیبیه‌. یكی‌ از شاخه‌های‌ شاذلیه‌ است‌ و وزانیه‌ و تهامیه‌ نیز نامیده‌ می‌شود (كوك‌، ص‌ 105). این‌ طریقه‌ منسوب‌ به‌ عبداللّه‌بن‌ ابراهیم‌ وزانی‌ (متوفی‌ 1089) است‌ و از مشایخ‌ آن‌ عبدالحی‌ كتانی‌ است‌. او از استادان‌ مسجدجامع‌ قَرَویین‌ بود و به‌ خروج‌ از دین‌ متهم‌ شد. این‌ طریقه‌ از اوایل‌ قرن‌ دوازدهم‌/ اواخر قرن‌ هفدهم‌ وارد امور سیاسی‌ شد و تا قرن‌ سیزدهم‌/ نوزدهم‌ پیروانی‌ داشت‌ (زبیب‌، ج‌ 4، ص‌ 357؛ عقبی‌، ص‌ 227). زَروقیه‌. یكی‌ دیگر از شاخه‌های‌ شاذلیه‌ است‌ و منسوب‌ است‌ به‌ احمد بُرنسی‌ مشهور به‌ زَرّوق‌ (متوفی‌ 899/ 1494)، عالِم‌ مراكشی‌. شاخه‌هایی‌ كه‌ نَسَب‌ معنوی‌ خود را به‌ او می‌رسانند عبارت‌اند از: رُشدیه‌ یا یوسفیه‌ هر دو در مراكش‌ در قرن‌ دهم‌؛ ناصریه‌ در مراكش‌، شیخیه‌ در الجزایر و شابیه‌ در تونس‌، همه‌ در قرن‌ یازدهم‌ ( د. اسلام‌ ، همانجا) و دَرقاویه‌ * منسوب‌ به‌ ابوحمید عرب‌ دَرقاوی‌ (متوفی‌ 1238/ 1823) در قرن‌ دوازدهم‌. از مشایخ‌ معروف‌ درقاویه‌، احمد علوی‌ (متوفی‌ 1303 ش‌/ 1924) بود كه‌ طریقه‌ علویه‌ منسوب‌ به‌ او در الجزایر رواج‌ دارد. شهرت‌ و نفوذ معنوی‌ وی‌ چنان‌ است‌ كه‌ حتی‌ در میان‌ پژوهشگران‌ اروپایی علاقه‌مند به‌ عرفان‌ پیروانی‌ دارد (مونس‌؛ د. اسلام‌ ، همانجاها؛ زبیب‌، ج‌ 4، ص‌ 357؛ برای‌ زندگی‌ شیخ‌احمد علوی‌ رجوع كنید به لینگز، 1360 ش‌). ختمیه‌ یا مَرغانیه‌. پس‌ از وفات‌ سیداحمدبن‌ ادریس‌ فاسی‌ (متوفی‌ 1253/ 1837)، میان‌ مریدان‌ او بر سر تعیین‌ خلیفه‌ اختلاف‌ افتاد. سیدمحمد عثمان‌ میرغَنی‌ (1208ـ 1268/ 1794ـ1852)، كه‌ سیداحمد او را برای‌ تبلیغ‌ از مصر به‌ سودان‌ فرستاده‌ بود، طریقه‌ خود را جدا كرد. محمد عثمان‌ ادعا داشت‌ كه‌ تعالیم‌ طریقه‌هایی‌ مانند قادریه‌ و نقشبندیه‌ و شاذلیه‌ را با هم‌ جمع‌ كرده‌ و طریقه‌ او خاتم‌ طرق‌ است‌. وی‌ تلاش‌ می‌كرد تا این‌ طریقه‌ها را یكی‌ كند، اما در نهایت‌ این‌ طریقه‌ نیز طریقه‌ای‌ در كنار آن‌ طریقه‌ها شد (ولت‌، ص‌ 77ـ 78). محمد عثمان‌ فرزند و جانشین‌ خود، محمد سرّالختم‌ (متوفی‌ 1280)، را مسئول‌ طریقه‌ در یمن‌ كرد و دو فرزند دیگرش‌، جعفر در حجاز و حسن‌ در سودان‌، مسئول‌ تبلیغ‌ طریقه‌ شدند. بعد از مرگ‌ محمد عثمان‌ هر كدام‌ از پسران‌ او به‌ استقلال‌، در منطقه‌ خود زعامت‌ طریقه‌ را بر عهده‌ گرفتند (همان‌، ص‌ 134). بدین‌ترتیب‌ ختمیه‌ به‌ شاخه‌های‌ مختلفی‌ تقسیم‌ شد. مهمترین‌ مركز آن‌ در سودان‌ است‌ و بیش‌ از همه‌ طریقه‌ها در آنجا پیروانی‌ دارد، چنانكه‌ برخی‌ طرفداران‌ شاذلیه‌ در سودان‌ به‌ ختمیه‌ پیوستند ( رجوع كنید به علم‌الدین‌، ص‌540 ـ541؛ كوك‌، ص‌ 473). علی‌مایه‌ دورُگْبا این‌ طریقه‌ را در سومالی‌ معرفی‌ كرد. ختمیه‌ در حوالی‌ موگادیشو و منطقه‌ای‌ در ناحیه‌ اُوگادِن‌ اتیوپی‌ نیز پیروانی‌ دارد (ملك ‌شهمیرزادی‌، ص‌ 76ـ77). طریقه‌ ختمیه‌ از مصر و عثمانی‌ كمكهای‌ مالی‌ دریافت‌ می‌كرد و در درگیریها از حمایت‌ آنهابرخوردار بود و برای‌ گسترش‌ خود از نفوذ آنها سود می‌جست‌. هنگام‌ قیام‌ مهدی‌ سودانی‌ در سودان‌، ختمیه‌ در زمره‌ مخالفان‌ او بودند و حركت‌ وی‌ را فتنه‌ای‌ بر ضد اسلام‌ می‌دانستند. گرچه‌ قوای‌ مهدی‌ مقاومت‌ نظامی‌ ختمیه‌ را در هم‌ شكستند، پس‌ از سركوبی‌ قیام‌ مهدی‌ و پس‌ از آنكه‌ سربازان‌ مصری‌ و انگلیسی‌ در 1316/ 1898 سودان‌ را اشغال‌ كردند، این‌ طریقه‌ دو باره‌ قوّت‌ گرفت‌ (< دایره‌المعارف‌ جهان‌ اسلام‌ آكسفورد >، ج‌ 4، ص‌ 131؛ ولت‌، ص‌ 148، 296). جَزولیه‌. این‌ طریقه‌ را ابوعبداللّه‌ محمد جَزولی‌ * ، صوفی‌ مراكشی‌، در قرن‌ نهم‌ تأسیس‌ كرد. زاویه‌های‌ آن‌ از تلمسان‌ تا سوس‌الاقصی‌ گسترده‌ است‌ و از طریقه‌های‌ مهم‌ شمال‌ افریقا محسوب‌ می‌شود. جزولیه‌، در حوادث‌ سیاسی‌ تأثیر داشتند و با استعمار پرتغال‌ و اسپانیا در شمال‌غربی‌ افریقا مبارزه‌ كردند (بل‌، ص‌ 421). عبداللّه‌بن‌ مبارك‌، مرید جزولی‌، در مبارزه‌ با پرتغالیها در برابر درخواست‌ بزرگان‌ سوس‌ برای‌ تصدی‌ رهبری‌، شریف‌ سعدی‌ (متوفی‌ 923) را معرفی‌ كرد. سعدی‌ با لقب‌ القائم‌ بامراللّه‌ با مردم‌ بیعت‌ و دولت‌ سعدیه‌ را تأسیس‌ كرد ( رجوع كنید به بل‌، ص‌ 421ـ427؛ غنیمی‌، ج‌ 6، ص‌113ـ 115؛ حجی‌، ج‌ 2، ص‌ 483ـ 485). عیساویه‌ * یا عیسویه‌ یكی‌ از شاخه‌های‌ جزولیه‌ و منسوب‌ به‌ محمدبن‌ عیسی‌ فهدی‌ (متوفی‌ 931/ 1525)، صوفی‌ مراكشی‌، است‌. عیساویه‌ به‌ زیارت‌ قبور شیوخ‌ و سماع‌ اهمیت‌ می‌دادند، ولی‌ علمای‌ دینی‌ با آنان‌ مخالف‌ بودند و آنان‌ را عامل‌ انحطاط‌ اسلام‌ در شمال‌ افریقا می‌دانستند ( د. اسلام‌ ، همانجا). ملك‌محمد پنجم‌، پادشاه‌ مغرب‌، مجالس‌ سماع‌ آنها را ممنوع‌ كرد و این‌ طریقه‌ را باطل‌ خواند (زبیب‌، ج‌ 4، ص‌ 357ـ 358؛ د. اسلام‌ ، همانجا)، با اینحال‌ عیساویه‌ هنوز در الجزایر و تونس‌ وجود دارند (كوك‌، ص‌ 83، 105). سَمّانیه‌. این‌ طریقه‌ یكی‌ از شاخه‌های‌ خلوتیه‌ است‌. بنیانگذار آن‌ محمدبن‌ عبدالكریم‌ سمّانی‌ (1130ـ1189/ 1718ـ 1775) است‌. این‌ طریقه‌ را احمدبن‌ طبیب‌بن‌ بَشیر (متوفی‌ 1239/ 1824) در اتیوپی‌ و سودان‌ رواج‌ داد. محمد احمد (مهدی‌) از مریدان‌ سمّانیه‌ بود و شاخه‌ای‌ از این‌ طریقه‌ در به‌ قدرت‌ رساندن‌ او سهم‌ مهمی‌ داشت‌ ( د. اسلام‌ ، همانجا؛ ولت‌، ص‌ 153ـ154). امروزه‌ سمّانیه‌ از طریقه‌های‌ دیگر پیروان‌ كمتری‌ دارد (علم‌الدین‌، ص‌ 594). رحمانیه‌. این‌ طریقت‌ یكی‌ از شاخه‌های‌ طریقه‌ خلوتیه‌ است‌. بنیانگذار آن‌ محمدبن‌ عبدالرحمان‌ ادریسی‌ (متوفی‌ 1208) است‌. این‌ طریقه‌، مبارزاتی‌ بر ضد استعمار فرانسه‌، بخصوص‌ در الجزایر، داشت‌. بیشترین‌ مریدان‌ آن‌ در الجزایر و تونس‌اند (عقبی‌، ص‌ 155، 157). مجذوبیه‌. پیش‌ از آنكه‌ طریقه‌ مجذوبیه‌ به‌وجود آید، در مغرب‌ به‌ كسانی‌ كه‌ به‌ واسطه‌ جذبه‌ الاهی‌ به‌ مقام‌ قرب‌ می‌رسیدند و صاحب‌ كرامات‌ و باخبر از غیب‌ می‌شدند، مجذوب‌ می‌گفتند. از جمله‌ مجذوبان‌، علی‌بن‌ احمد صنهاجی‌ دوار (متوفی‌ 949/ 1542) بود كه‌ در قصر بزرگان‌ بنی‌وطاس‌ (حك : 831ـ957/ 1428ـ1550) از او استقبال‌ می‌شد و او هرچه‌ از آنان‌ می‌گرفت‌ به‌ فقرا می‌داد. یكی‌ دیگر از این‌ مجذوبان‌ در مغرب‌، عبدالرحمان‌ مجذوب‌ (متوفی‌ 976/ 1568) مرید صنهاجی‌ بود، هرچند كه‌ حالت‌ جذبه‌ وی‌ دائمی‌ نبود. وی‌ مریدان‌ را از اقتدا كردن‌ به‌ افعال‌ خود در هنگام‌ جذب‌ نهی‌ می‌كرد. در باره‌ سیرت‌ و مناقب‌ او آثار بسیاری‌ وجود دارد، دیوانهایی‌ به‌ او منسوب‌ است‌ و سخنانی‌ شبیه‌ به‌ سخنان‌ حلّاج‌ و ابن‌عربی‌ از او نقل‌ كرده‌اند (حجی‌، ج‌ 2، ص‌ 485ـ486). طریقه‌ مجذوبیه‌ را، كه‌ شاخه‌ای‌ از شاذلیه‌ محسوب‌ می‌شود، حمدبن‌ محمد مجذوب‌ (متوفی‌ 1190/ 1776) بنیان‌ نهاد. جانشین‌ وی‌، پسرش‌ قمرالدین‌ (متوفی‌ 1155) معروف‌به‌ محمد صغیر، مدارس‌ و مساجد بسیاری‌ در سودان‌ بنا كرد.در هنگام‌ انقلاب‌ مهدی‌ سودانی‌، مجذوبان‌ به‌ او پیوستند و در جنگ‌ با تركها با قوای‌ مهدی‌ همراه‌ بودند، ولی‌ بعداز دوران‌ مهدی‌ این‌ گروه‌ به‌ اجتماعات‌ كوچك‌ محدود شد (علم‌الدین‌، ص‌599 ـ601؛ برای‌ زندگی‌ حمدبن‌ مجذوب‌ رجوع كنید به درنیقه‌، ص‌ 97). نیز رجوع كنید به تجانیه‌ * ، سنوسیه‌ * ، صالحیه‌ * منابع‌: (34) ابن‌بطوطه‌، سفرنامه‌ ابن‌بطوطه‌ ، ترجمه‌ محمدعلی‌ موحد، تهران‌ 1361 ش‌؛ (35) محمدابراهیم‌ ابوسلیم‌، الحركه‌ الفكریه‌ فی‌المهدیه‌ ، بیروت‌ 1981؛ (36) آلفرد بل‌، الفرق‌ الاسلامیه‌ فی‌الشمال‌ الافریقی‌ من‌الفتح‌ العربی‌ حتی‌ الیوم‌ ، ترجمه‌ عن‌ الفرنسیه‌ عبدالرحمان‌ بدوی‌، بیروت‌ 1987؛ (37) محمد حجی‌، جولات‌ تاریخیه‌ ، بیروت‌ 1995؛ (38) حسن‌علی‌حسن‌، الحضاره‌الاسلامیه‌ فی‌المغرب‌ و الاندلس‌: عصر المرابطین‌ و الموحدین‌ ، قاهره‌ 1980؛ (39) محمداحمد درنیقه‌، الطریقه‌ الشّاذلّیه‌ و اعلامها ، بیروت‌ 1410/ 1990؛ (40) نجیب‌ زبیب‌، الموسوعه‌ العامه‌ لتاریخ‌ المغرب‌ و الاندلس‌ ، بیروت‌ 1415/ 1995؛ (41) صلاح‌ مؤید عقبی‌، الطرق‌ الصوفیه‌ و الزوایا بالجزائر: تاریخها و نشاطها ، بیروت‌ 2002؛ (42) سلیمان‌سلیم‌ علم‌الدین‌، التصوف‌ الاسلامی‌: تاریخ‌ ـ عقائد ـ طریق‌ ـ اعلام‌ ، بیروت‌ 1999؛ (43) عبدالفتاح‌ مقلد غنیمی‌، موسوعه‌ تاریخ‌ المغرب العربی‌ ، قاهره‌ 1414/ 1994؛ (44) ژوزف‌ كوك‌، مسلمانان‌ افریقا ، ترجمه‌ اسداللّه‌ علوی‌، مشهد 1373 ش‌؛ (45) مارتین‌ لینگز، عارفی‌ از الجزایر ، ترجمه‌ نصراللّه‌ پورجوادی‌، تهران‌ 1360 ش‌؛ (46) صادق‌ ملك‌ شهمیرزادی‌، «صوفیان‌ افریقا»، چشم‌انداز ، سال‌ 1، ش‌ 9 (آذر 1376)؛ (47) حسین‌ مونس‌، تاریخ‌ المغرب‌ و حضارته‌ ، بیروت‌ 1412/ 1992؛ (48) عبداللّه‌ ناصری‌ طاهری‌، مقدمه‌ای‌ بر تاریخ‌ سیاسی‌ اجتماعی‌ شمال‌ افریقا: از آغاز تا ظهور عثمانیها : تهران‌ 1375 ش‌؛ (49) جان‌ اوبرت‌ ولت‌، تاریخ‌ الطریقه‌ الختمیه‌ فی‌ السودان‌ ، ترجمه‌ محمدسعید قدال‌، قاهره‌ 2002؛ (50) محمدطه‌ ولی‌، المساجد فی‌ الاسلام‌ ، بیروت‌ 1409/ 1988؛ (51) EI 2 , svv. " A l-Sanusi" (by A. H. D e Groot), "Tarika. 2: In North Africa" (by P. Lory); (52) Mervyn Hiskett, The course of Islam in Africa , Edinburgh 1994; (53) The Oxford encyclopedia of the modern Islamic World , ed. John L. Esposito, New York 1995, s.v. "Sufism and politics" (by J. E. A. Johansen). / ملیحه‌ معلم‌ و پروانه‌ عروج‌نیا / 12) تصوف‌ اسلامی‌ در غرب‌. تأثیر تصوف‌ در غرب‌ (ایالات‌ متحده‌ امریكا، كانادا، اروپای‌ غربی‌ و امریكای‌ جنوبی‌) بیشتر در حوزه‌ مطالعات‌ دانشگاهی‌، فرهنگ‌ عامه‌ و آیینهای‌ دینی‌ آشكار است‌. مطالعات‌ دانشگاهی‌. ترجمه‌ متون‌ اصلی‌ صوفیان‌ با ترجمه‌ اشعار فارسی‌ ــ كه‌ بخش‌ اعظم‌ آنها آكنده‌ از مفاهیم‌ عرفانی‌ است‌ ــ شروع‌ شد. در دهه‌های‌ اولیه‌ قرن‌ یازدهم‌/ هفدهم‌، گلستان‌ سعدی‌ به‌ آلمانی‌ برگردانده‌ شد و یك‌ قرن‌ بعد سر ویلیام‌ جونز ، مستشرق‌ و زبان‌شناس‌ انگلیسی‌، در دانشكده‌ فرت‌ ویلیامِ كلكته‌ مطالعه‌ و ترجمه‌ گسترده‌ متون‌ كهن‌ فارسی‌ را آغاز كرد. این‌ ترجمه‌ها باعث‌ شد كه‌ شاعران‌ غربی‌، همچون‌ گوته‌ و والت‌ ویتمن‌ ، درصدد جستجو و كشف‌ مضامین‌ عرفانی‌ شرقی‌ در آثار آنها برآیند. پس‌ از اشغال‌ استعماری‌ جوامع‌ مسلمان‌ توسط‌ فرانسه‌ و انگلیس‌ و دیگر قدرتهای‌ اروپایی‌، محققان‌ اروپایی‌ و كارگزاران‌ مستعمرات‌ به‌ این‌ جنبه‌ از اسلام‌ علاقه‌مند شدند. با گسترش‌ صنعت‌ چاپ‌ در اروپا و بعد از آن‌ در خاورمیانه‌ در قرن‌ سیزدهم‌/ نوزدهم‌، امكان‌ انتشار و اشاعه‌ متون‌ صوفیه‌ به‌ زبانهای‌ رایج‌ در كشورهای‌ اسلامی‌ و ترجمه‌های‌ اروپایی‌ آن‌ بیشتر شد. نخستین‌ مطالعات‌ اروپاییان‌ در باره‌ تصوف‌، در بر گیرنده‌ تأملاتی‌ راجع‌ به‌ ریشه‌های‌ غیراسلامی‌ آن‌، از جمله‌ ایران‌باستان‌ و هند و مسیحیت‌ و حتی‌ تأثیرات‌ بودایی‌، بود. در آغاز قرن‌ چهاردهم‌/ بیستم‌، مستشرقانی‌ همچون‌ آربری‌ و رینولد نیكلسون‌ در انگلستان‌، متون‌ قدیمی منثور و منظوم‌ صوفیه‌ را از فارسی‌ و عربی‌ به‌ انگلیسی‌ برگرداندند. در مطالعات‌ اسلامی‌ ایالات‌ متحده‌ امریكا، بررسی‌ تصوف‌ اهمیت‌ ویژه‌ای‌ داشته‌ است‌ و بسیاری‌ از محققان‌ امریكایی‌ به‌ این‌ حوزه‌ از اسلام‌ توجه‌ دارند. برای‌ دین‌پژوهان‌ و هنرمندان‌ و عموم‌ مردم‌ غرب‌، جنبه‌ عرفانی‌ تصوف‌ جذابیت‌ ویژه‌ای‌ داشته‌ است‌. در ایالات‌ متحده‌، بویژه‌ از دهه‌ 1350 ش‌/ 1970، بسیاری‌ از دانشجویان‌ رشته‌ مطالعات‌ اسلامی‌ علایق‌ فكری‌ و شخصیشان‌ را در این‌ جنبه‌ از اسلام‌ یافتند. هنگامی‌ كه‌ مؤسسات‌ دانشگاهی‌ اروپایی‌ عموماً شرایط‌ مناسبی‌ برای‌ مطالعات‌ دینی‌ نداشتند، محققانی‌ نظیر لویی‌ ماسینیون‌ (متوفی‌ 1341 ش‌/ 1962)، فریتس‌ مایر (متوفی‌ 1377 ش‌/ 1998)، و آنه‌ماری‌ شیمل‌ (متوفی‌ 1381 ش‌/ 2003) مقاله‌های‌ درخور توجهی‌ در زمینه‌ تصوف‌ نگاشتند. جنبه‌ عملی‌ تصوف‌. در ایالات‌ متحده‌، تصوف‌ به‌ عنوان‌ آیینی‌ دینی‌ و زنده‌ از زمان‌ تشكیل‌ شورای‌ جهانی‌ مذاهب‌ در 1310/ 1893، رایج‌ شد. متعاقب‌ آن‌ نخستین‌ استاد بزرگ‌ تصوف‌ در[ ایالات‌ متحده‌ ]، حضرت‌ عنایت‌خان‌ (متوفی‌ 1306 ش‌/ 1927)، در 1328/1910 در سفری‌ سیاحتی‌، به‌ عنوان‌ موسیقیدان‌ هندی‌، به‌ ایالات‌ متحده‌ رفت‌ و پس‌ از آن‌ در امریكا و اروپا به‌ اشاعه‌ تعالیم‌ طریقه‌ هندی‌ چشتیه‌ * پرداخت‌. تأثیر تصوف‌ در ایالات‌ متحده‌ تا اواخر دهه‌ 1340 ش‌/ 1960 بسیار محدود بود. از طرفی‌، تا بعد از تغییر قوانین‌ مهاجرت‌ در 1342 ش‌/ 1963 ــ كه‌ منجر به‌ آزادی‌ مهاجرت‌ شمار بیشتری‌ از غیر اروپاییان‌ به‌ ایالات‌ متحده‌ شد ــ مسلمانان‌ در ایالات‌ متحده‌ حضور چندانی‌ نداشتند. وضع‌ فرهنگی‌ دهه‌ 1960/ 1340 ش‌ و مقارن‌ آن‌ علاقه‌ به‌ معنویت‌ شرقی‌، موجب‌ تمایل‌ به‌ جنبش‌ عنایت‌خان‌ شد. پسر وی‌، پیر ولایت‌خان‌، در دهه‌ مذكور این‌ جنبش‌ را با نام‌ «طریقه‌ تصوف‌ در غرب‌» یا «رسالت‌ در عصر ما» احیا كرد. اكنون‌ نام‌ آن‌ طریقه‌ تصوف‌ جهانی‌ است‌ كه‌ نشان‌دهنده‌ جریانهای‌ فراملیتی‌ امروزی‌ است‌. در 1379 ش‌/ 2000، مقام‌ جانشینی‌ عنایت‌خان‌ به‌ نوه‌ وی‌، ضیاء عنایت‌خان‌، تفویض‌ شد كه‌ در حال‌ حاضر در مقر خویش‌ در لبنان‌ جدید واقع‌ در نیویورك‌ رهبری‌ طریقه‌ و انتقال‌ تعالیم‌ را برعهده‌ دارد. امروزه‌ در ایالات‌ متحده‌ به‌طور كلی‌ سه‌ نوع‌ جنبش‌ تصوف‌ وجود دارد. یكی‌ از این‌ جنبشها بیشتر نگرش‌ جهانی‌ دارند. آنان‌ به‌ تصوف‌ و جنبه‌های‌ سنّت‌ اسلامی‌ استناد می‌كنند، اما از پیروان‌ خود نمی‌خواهند كه‌ مذهب‌ خود را تغییر دهند و مسلمان‌ شوند. این‌ دسته‌ شامل‌ طریقت‌ تصوف‌ جهانی‌، انجمن‌ تحقیقات‌ تصوف‌ (ادریس‌ و عمرعلی‌شاه‌) و جنبش‌ سماع‌ صلح‌ جهانی‌ است‌. جنبشهای‌ دیگر، با اینكه‌ بیشتر عضوگیریشان‌ از میان‌ امریكاییان‌ است‌، ریشه‌ در شریعت‌ اسلامی‌ دارند و مسلمان‌ بودن‌ را برای‌ رشد معنوی‌ در سنّت‌ تصوف‌ ضروری‌ می‌دانند. بیشتر رهبران‌ این‌ جنبشها را مهاجران‌ جوامع‌ مسلمان‌ تشكیل‌ می‌دهند. نمونه‌های‌ برجسته‌ این‌ جنبشها عبارت‌اند از: طریقه‌ نقشبندی‌ ـ حقّانی‌، طریقه‌ خلوتی‌ جرّاحی‌، پیروان‌ گورو باوا محیی‌الدین‌ ، و طریقه‌ مولویه‌. دانشگاهیان‌ مرتبط‌ با جنبشهای‌ تصوف‌ امریكایی‌، چون‌ هیوستون‌ اسمیت‌ و سیدحسین‌ نصر، مدافع‌ پیروی‌ از حقیقت‌ جاودان‌ یا حكمت‌ خالده‌ اند و با نظری‌ موافق‌، تعالیم‌ اسلامی‌ را در پرتو دریافتهای‌ باطنی‌ و عرفانی‌ عرضه‌ و معرفی‌ كرده‌اند. همچنین‌ فریتیوف‌ شوئون‌ (شووان‌) (متوفی‌ 1377 ش‌/ 1998)، سوئیسی‌ای‌ كه‌ در بلومینگتونِ ایندیانا ساكن‌ شد، در اشاعه‌ تلقی سنّت‌گرا از تصوف‌ یا حكمت‌ خالده‌ مرجوع كنید بهثر بود. وی‌ در همان‌ زمان‌ ریاست‌ طریقه‌ای‌ معروف‌ به‌ «میریامیه‌»، شاخه‌ای‌ از طریقه‌ شاذلیه‌، را بر عهده‌ داشت‌. صوفیان‌ امریكایی‌ مشتمل‌اند بر گروههایی‌ از مهاجران‌ جوامع‌ مسلمان‌، بخصوص‌ در مراكز شهرهای‌ بزرگتر همچون‌ نیویورك‌ و شیكاگو و لوس‌آنجلس‌. آنان‌ از تعالیم‌ تصوف‌ به‌ شیوه‌هایی‌ پیروی‌ می‌كنند كه‌ بسیار شبیه‌ به‌ آیینهای‌ مرسوم‌ در جوامع‌ خودشان‌ است‌. در بریتانیای‌ كبیر نقش‌ صوفیان‌ مهاجر، بخصوص‌ آنهایی‌ كه‌ از آسیای‌ جنوبی‌ به‌ آنجا رفته‌اند، به‌سبب‌ الگوی‌ مهاجرتی‌ مراكز صنعتی‌ بزرگ‌ در میدلندز انگلستان‌، بسیار برجسته‌تر است‌. در آنجا تعداد زیادی‌ از مهاجران‌ هندی‌ و پاكستانی‌، پیرانی سنّتی‌اند كه‌ بسیاری‌ از جنبه‌های‌ عامیانه‌ و محلی‌ آیینهای‌ فرهنگی‌ اسلامی‌ را ادامه‌ می‌دهند. در جوامع‌ غربی اروپایی‌ آیینهای‌ دینی‌ رایجی‌ وجود دارد كه‌ با نفوذ مهاجران‌ مسلمان‌ مرتبط‌ است‌؛ آلمانیها با طریقتهایی‌ مانند سلیمانیه‌ روبرو هستند كه‌ از تركیه‌ به‌ آنجا رفته‌اند، و هلندیها و فرانسویها با رگه‌ها و عناصری‌ از تصوف‌ شمال‌ افریقا مواجه‌اند. سازگاری‌ و انطباق‌ مراسم‌ و آیینهای‌ صوفیانه‌ با شرایط‌ غربی‌، متضمن‌ نادیده‌انگاشتن‌ برخی‌ جنبه‌های‌ عمومی‌ و رایج‌ اعمال‌ و آیینهای‌ اسلامی‌ است‌، مانند زیارت‌ مزارهای‌ اولیا و داشتن‌ نگرش‌ انعطاف‌پذیرتر نسبت‌ به‌ حضور و مشاركت‌ زنان‌ در امور اجتماعی‌. با اینحال‌، در برخی‌ موارد آیین‌ صوفیانه‌ و سنّتی زیارت‌ مقابر و مزار صوفیان‌، به‌ زمینه‌ امریكایی‌ منتقل‌ شده‌ و به‌ یاد اولین‌ نسل‌ رهبران‌ طریقت‌، در امریكا بقعه‌هایی‌ بنا شده‌ است‌، از جمله‌ بقعه‌ مرشد ساموئل‌ لوئیس‌ در نیومكزیكو، گورو باوا در پنسیلوانیا، و شاه‌مقصود در كالیفرنیا. حامیان‌ و اعضای‌ جنبشهای‌ متنوع‌ تصوف‌ امریكایی‌ مختلف‌اند، زیرا نماینده‌ جهت‌گیریهای‌ دینی‌ و اجتماعی‌ متفاوت‌اند. طریقت‌ تصوف‌ در غرب‌ و جنبش‌ ادریس‌شاه‌، به‌واسطه‌ فعالیتهای‌ انتشاراتی‌ و یاری‌رساندن‌ به‌ جماعتهای‌ دیگر از طریق‌ روان‌شناسی‌ فراشخصی‌ و سلامت‌ كل‌نگرانه‌ و سماع‌، تأثیر گسترده‌تری‌ بر فرهنگ‌ امریكایی‌ داشته‌ است‌. اعضا مجبور نیستند كه‌ شیوه‌ زندگی‌ كاملاً صوفیانه‌ داشته‌ باشند یا با اجتماع‌ سازگار شوند. گرایش‌ به‌ این‌ جنبشها احتمالاً در نیمه‌ دوم‌ دهه‌ 1350 ش‌/1970 به‌ اوج‌ خود رسید. از وقتی‌ كه‌ طریقت‌ تصوفِ پیر ولایت‌خان‌ ادعا كرد كه‌ ده‌ هزار تن‌ از طریقِ وی‌ به‌ طریقت‌ مشرّف‌ شده‌اند، تعداد بسیار زیادی‌ از امریكاییان‌ در اردوها و هم‌اندیشیهای‌ تصوف‌ شركت‌ می‌كنند و كتابهایشان‌ را می‌خوانند. تصوف‌ سنّت‌گرا یا حكمت‌ خالده‌ در جهت‌ آثار فریتیوف‌ شووان‌ و سیدحسین‌ نصر و هیوستون‌ اسمیت‌ ــ از طریق‌ رسانه‌هایی‌ چون‌ فیلمهای‌ مستند، گفتگوهای‌ تلویزیونی و فعالیتهای‌ انتشاراتی عالمانه‌ و عامیانه‌ ــ مخاطبان‌ وسیعی‌ در فرهنگ‌ امریكایی‌ پیدا كرده‌ است‌. نفوذ این‌ جنبشها در اصل‌ به‌سبب‌ عقاید آنهاست‌ تا مشاركتشان‌ در جنبشهای‌ سازمان‌یافته‌. جنبشهای‌ تصوف‌ دورگه‌ یا امریكایی‌ ـ اسلامی‌ در روند كلی‌ فرهنگ‌ امریكایی‌ تأثیر كمتری‌ داشته‌اند، زیرا عقاید عرضه‌شده‌ بیشتر اختصاص‌ به‌ علایق‌ مسلمانان‌ دارد. از آنجا كه‌ برخی‌ تفسیرهای‌ صوفیانه‌ از اسلام‌، مانند عقیده‌ به‌ رهبران‌ فره‌مند و شفاعت‌ اولیا، را همه‌ مسلمانان‌ نپذیرفته‌اند، نباید تصور كرد كه‌ چنین‌ جنبشهایی‌ را همه‌ مسلمانان‌ امریكا تأیید می‌كنند. در عین‌ حال‌، بسیاری‌ از مسلمانان‌ غیر صوفی‌ موفقیتهای‌ آنان‌ را در جلب‌ امریكاییان‌ به‌ اسلام‌ ارج‌ می‌نهند. تصوف‌ در هر دو شاخه‌ شیعه‌ و سنّی‌ اسلام‌ به‌ وجود آمده‌ است‌ و تعدادی‌ از سلسله‌های‌ شیعی‌، از جمله‌ سلسله‌ نعمت‌اللهی‌ و اویسی‌ ـ شاه‌مقصودی‌، در بین‌ مهاجران‌ ایرانی‌ و جماعت‌ امریكایی‌ پیروانی‌ دارند. تصوف‌ به‌ همان‌ نسبت‌ در میان‌ مسلمانان‌ افریقایی‌ مقیم‌ امریكا تأثیر كمتری‌ داشته‌است‌، اگرچه‌ فعالیتهای‌ سلسله‌ تجانیه‌ * و طریقه‌ نقشبندی‌ ـ حقّانی شیخ‌ ناظم‌ ــ كه‌ احتمالاً در میان‌ طریقه‌های‌ موجود در ایالات‌ متحده‌ و اروپا متنوعترین‌ پیروان‌ را دارد ــ علایقی‌ برانگیخته‌ است‌. با اینهمه‌، حتی‌ قدیمترین‌ جنبشهای‌ اسلامی افریقایی‌ ـ امریكایی‌، همچون‌ احمدیه‌ و معبد علم‌ موریش‌ ، با جریانهای‌ رمزی‌ و عرفانی‌، از جمله‌ برخی‌ تأثیرات‌ تصوف‌، موافق‌ بوده‌اند. فرهنگ‌ عامه‌. رواج‌ تصوف‌ در غرب‌، آشكارا از رهگذر علاقه‌ بسیار به‌ اشعار مولانا بوده‌ است‌. شاعری‌ امریكایی‌ به‌ نام‌ كولمان‌ باركز آثار او را ترجمه‌ كرد. افراد شناخته‌ شده‌ای‌ چون‌ دیپك‌ چوپرا و برخی‌ خوانندگان‌ نیز در یادآوری‌ و مرور آثار مولانا سهیم‌ بوده‌اند. علاقه‌ به‌ موسیقی‌ جهان‌ در جوامع‌ غربی‌ منجر به‌ محبوبیت‌ و شهرت‌ آیینهای‌ صوفیانه‌ای‌ همچون‌ قوالیهای‌ هندی‌ و دسته‌های‌ ذكر و مناجات‌خوانی‌ صوفیان‌، مانند مراسم‌ سماع‌ مولویه‌، شده‌ است‌. منابع‌: (54) Marcia K. Hermansen, "Hybrid identity formations in Muslim America: the case of American Sufi movements", The Muslim world , vol. 90, no. 1 & 2( Spring 2000), 158-197; (55) idem , "In the garden of American Sufi movements: Hybrids and Perennials", in New trends and developments in the world of Islam , ed. Peter B. Clarke, London 1997, 155-178; (56) Zia Inayat Khan, A pearl in wine: essays on the life, music and sufism of Inayat Khan , New Lebanon, N.Y. 2001; (57) James Jervis, "The Sufi order in the West and Pir Vilayat Inayat Khan" , in New trends and developments in the world of Islam , ibid; (58) Andrew Rawlinson, The book of enlightened masters: Western teachers in Eastern traditions , Chicago 1997; (59) Gisela Webb, "Sufism in America", in America's alternative religions , ed. Timothy Miller and Harold Coward, Albany, N. Y. 1995; (60) idem, "Tradition and innovation in contemporary American Islamic spirituality: the Bawa Muhaiyaddeen Fellowship", in Muslim communities in North America , ed. Yvonne Y. Haddad and Jane I. Smith, Albany, N.Y. 1994. / مارشا هرمانسن‌ / 13) مستشرقان‌ و تصوف‌. برخی‌ مستشرقان‌ بر اساس‌ تمایلشان‌ به‌ قولِ به‌ اخذ و اقتباس‌ با نظر به‌ بعضی‌ از اجزا و عناصر تصوف‌، كلیت‌ آن‌ را غیراسلامی‌ و دخیل‌ در عالم‌ اسلام‌ تلقی‌ كرده‌اند، لیكن‌ این‌ مستشرقان‌ در باره‌ اصل‌ و منشأ آن‌ اتفاق‌ نظر ندارند و هر گروه‌ از آنها آن‌ را مأخوذ یا متأثر از سنّتی‌ متفاوت‌ دانسته‌اند: الف‌) مسیحیت‌. به‌ نظر مركس‌ ، تصوف‌ بر گرفته‌ از رهبانیت‌ شام‌ است‌. گولدتسیهر قائل‌ است‌ كه‌ فقر و درویشی ظاهر شده‌ در عالم‌ اسلام‌ از فروع‌ مسیحیت‌ است‌. نولدكه‌ پشمینه‌پوشی‌ و نیكلسون‌ مصطلحات‌ صوفیه‌ را نصرانی‌ و مسیحی‌ دانسته‌اند. آسین‌ پالاسیوس‌ و ونسینك‌ و تور آندره‌آ نیز تأثیر عقاید مسیحی‌ را در تصوف‌ اسلامی‌ نشان‌ داده‌اند. دلایل‌ و مستندات‌ این‌ گروه‌ اجمالاً همان‌ است‌ كه‌ ابن‌تیمیه‌ (متوفی‌ 728) مطرح‌ كرده‌ است‌. ابن‌تیمیه‌ ترجیح‌ فقر بر غنا را آموزه‌ای‌ مسیحی‌ دانسته‌ است‌، همچنانكه‌ توكل‌ بر خدا در امر معاش‌ و تن‌ زدن‌ از كار و ظهور شیخ‌ در میان‌ صوفیه‌ و امتناع‌ برخی‌ از آنان‌ از ازدواج‌ و تأهل‌ و تمایل‌ ایشان‌ به‌ تجرد، به‌رغم‌ نهی‌ پیامبر اكرم‌ از رهبانیت‌، و استشهاد آنان‌ به‌ اقوال‌ حضرت‌ مسیح‌ و اناجیل‌، بر تأثیر عقاید مسیحی‌ در تصوف‌ و عرفان‌ اسلامی‌ دلالت‌ می‌كند (رجوع كنید به ابن‌تیمیه‌، ج‌ 7، جزء 11، ص‌ 14ـ 30؛ نیكلسون‌، مقدمه‌ عفیفی‌، ص‌ 21ـ22؛ كیلانی‌، ص‌ 21ـ22؛ فاخوری‌ و جر، ص‌297ـ300؛ زرین‌كوب‌، ص‌12ـ 13، 22ـ27). عقیده‌ برخی‌ فرق‌ صوفیه‌ به‌ حلول‌ و اتحاد متناظر با اعتقاد مسیحی‌ در باب‌ الوهیت‌ مسیح‌ است‌. همچنین‌ گفته‌ شده‌ كه‌ قول‌ به‌ اسقاط‌ تكلیف‌ برای‌ واصلان‌، شاید مأخوذ از نامه‌ پولس‌ رسول‌ به‌ غلاطیان‌ (5:18) باشد: «اما اگر روح‌ خدا شما را هدایت‌ كند، شما در قید شریعت‌ نیستید». این‌ دو عقیده‌ اساس‌ ردیه‌های‌ بسیار علیه‌ صوفیان‌ بوده‌ است‌، چندانكه‌ از همان‌ ابتدا ابن‌حنبل‌ آنان‌ را به‌ اباحه‌، و خَشیش‌ و ابوزُرعه‌ (دو شاگرد وی‌) متصوفه‌ را به‌ طایفه‌ای‌ از زنادقه‌ (روحانیه‌) منتسب‌ كرده‌اند ( رجوع كنید به ابونصر سرّاج‌، ص‌ 433؛ فاخوری‌ و جر، ص‌ 300؛ د. اسلام‌ ، چاپ‌ اول‌، ذیل‌ «تصوف‌»). ب‌) سنّت‌ یونانی‌. وینفلد ، براون‌ ، مركس‌، نیكلسون‌ و ماسینیون‌ بر تأثیر آرای‌ گنوسی‌ و فیثاغوری‌ و نوافلاطونی‌ بر تصوف‌ تأكید كرده‌اند (براون‌، ج‌ 1، ص‌ 613ـ615؛ زرین‌كوب‌، ص‌ 13؛ كیلانی‌، ص‌ 22ـ23). نیكلسون‌ (ص‌ 60ـ61) به‌ مقایسه‌ آرای‌ دیونوسیوس‌ با ذوالنون‌ مصری‌ * (متوفی‌ 245) پرداخته‌ است‌ و می‌دانیم‌ كه‌ آرای‌ این‌ متأله‌ مسیحی‌ تا چه‌ مایه‌ متأثر از برقلس‌ * بوده‌ است‌ (بریه‌، ص‌ 43ـ46). در مورد ذوالنون‌ نیز گفته‌اند كه‌ همچون‌ جابربن‌ حیان‌ از علوم‌ اوایل‌ اطلاع‌ داشته‌ است‌ (ابن‌ندیم‌، ص‌ 423؛ قفطی‌، ص‌ 185؛ زرین‌كوب‌، ص‌ 59). مفاهیم‌ و معانیی‌ نظیر زندان‌ بودن‌ تن‌ برای‌ روح‌، عدم‌ امكان‌ معرفت‌ به‌ حقیقت‌ عالی‌ از طریق‌ فكرت‌ عقلی‌ و لزوم‌ اشراق‌ و جذبه‌، معرفت‌ نفس‌ و عالم‌ صغیر بودن‌ انسان‌ و قول‌ به‌ فیض‌ و سریان‌ جملگی‌ از حكمت‌ و فلسفه‌ یونان‌ به‌ تصوف‌ و عرفان‌ اسلامی‌ سرایت‌ كرده‌ است‌ (كیلانی‌، ص‌ 22ـ23؛ فاخوری‌ وجر، ص‌ 300ـ303؛ نیز رجوع كنید به غنی‌، ج‌ 2، قسمت‌ 1، ص‌ 110ـ 111؛ لاهیجی‌، مقدمه‌ سمیعی‌، ص‌ سی‌ونه‌ ـ پنجاه‌وپنج‌؛ زرین‌كوب‌، ص‌ 20ـ22). از حیث‌ ریشه‌شناسی‌ كلمات‌ نیز ابوریحان‌ بیرونی‌ (ص‌ 24) اصل‌ كلمه‌ صوفی‌ را مأخوذ از سوف‌ یونانی‌ به‌ معنای‌ حكمت‌ و دانایی‌ دانسته‌ است‌. ج‌) سنّت‌ هندی‌ و بودایی‌. هورتن‌ با نقل‌ اقوال‌ ابوریحان‌ بیرونی‌ و داراشكوه‌، بر مشابهت‌ اوپانیشادها و یوگا سوترا و آرای‌ متصوفه‌ متقدم‌ حكم‌ كرده‌ و تأثیر آرای‌ هندوان‌ و مذاهب‌ برهمنان‌ را مخصوصاً بر سخنان‌ حلاج‌ * و بعضی‌ دیگر از متصوفه‌، چون‌ بایزیدِ بسطامی‌ * و جنیدِ بغدادی‌ * ، قوی‌ یافته‌ است‌. جونس‌ نیز بر همین‌ اعتقاد است‌. این‌ مستشرقان‌ به‌ مسئله‌ ذكر در طریقتهای‌ صوفیه‌، عبادت‌ و مجاهده‌ و قول‌ به‌ تناسخ‌ و اتحاد نفس‌ با معقول‌ خود و وصول‌ به‌ مقام‌ فنا متناظر با اتحاد با نیروانا، به‌ عنوان‌ شواهد این‌ رأی‌ استناد می‌كنند. در مجموعه‌ مشهور اوپانیشادها یا حكمت‌ وِدانتا (مخزن‌ عمده‌ یوگا)، برهما ، كه‌ مبدأ كل‌ عالم‌ است‌، با آتما (اصل‌ درونی‌ آدمی‌)، در حقیقت‌ یكی‌ است‌ و برای‌ رهایی‌ از جدایی‌ ظاهری‌ میان‌ انسان‌ و برهما راه‌ چاره‌ عبارت‌ است‌ از تصفیه‌ وجود از آلایشهای‌ جسمانی‌ و عبور متوالی‌ از تنگنای‌ تناسخ‌، كه‌ به‌ آن‌ سمساره‌ گویند. شباهت‌ این‌ سخن‌ و سوز و گداز جدایی‌ از اصل‌ در میان‌ عرفا و قول‌ برخی‌ از آنان‌ به‌ تناسخ‌، آشكار است‌. گولدتسیهر مشابهت‌ سرگذشت‌ بودا و ابراهیم‌ ادهم‌ را دلیل‌ بر توارد افكار و تشابه‌ حالات‌ دانسته‌ و اولیری‌ گفته‌ است‌ كه‌ نمی‌توانیم‌ از اثر بودا، كه‌ از طریق‌ بلاد فارس‌ و ماوراءالنهر به‌ جزیره‌العرب‌ رفته‌ بود، غفلت‌ ورزیم‌ (فاخوری‌ و جر، ص‌ 295ـ 297؛ كیلانی‌، ص‌ 23ـ24؛ زرین‌كوب‌، ص‌ 12ـ13، 17ـ20؛ د. اسلام‌ ، همانجا). د) سنّت‌ ایرانی‌ پیش‌ از اسلام‌. نخستین‌ كتابی‌ كه‌ در اروپا در باره‌ تصوف‌ منتشر شد، نوشته‌ ثولاك‌ بود. وی‌ ابتدا مدعی‌ شد كه‌ منشأ عمده‌ تصوف‌، آیین‌ مجوس‌ بوده‌ است‌ و حتی‌ بعضی‌ مشایخ‌ صوفیه‌ نیز مجوسی‌ تبار بوده‌اند، اما بعدها در آرای‌ خود تجدید نظر كرد. دوزی‌ عقیده‌ نخستینِ ثولاك‌ را تأیید نموده‌ و بلوشه‌ نیز به‌ تأثیر عقاید و مبادی‌ ایرانی‌ اشاره‌ كرده‌ است‌. به‌ اعتقاد براون‌، شباهت‌ زهد در عالم‌ اسلام‌ به‌ زهد و عبادت‌ مانویان‌ و مزدكیان‌ و اینكه‌ حقیقت‌ محمدیه‌ شبیه‌ هرمز در نظر زردشت‌ است‌ و نیز نفوذ ایرانیان‌ در عهد عباسی‌، تأثیر آنان‌ را آشكار می‌سازد (براون‌، ج‌ 1، ص‌ 611ـ613؛ نیكلسون‌، مقدمه‌ عفیفی‌، ص‌ 12 ـ 13؛ كیلانی‌، ص‌ 24ـ 25؛ زرین‌كوب‌، ص‌ 12ـ 13). در این‌ میان‌، برخی‌ در باره‌ اصل‌ و منشأ تصوف‌ گفته‌اند كه‌ چند عنصر و عامل‌، با هم‌ و به‌ صورت‌ تركیبی‌، تأثیر داشته‌اند. هارتمان‌ بیشتر به‌ نفوذ هندوان‌، به‌ علاوه‌ بعضی‌ عوامل‌ دیگر، توجه‌ كرده‌ است‌. فون‌ كرمر از تأثیر عنصر هندی‌ و بودایی‌، كه‌ به‌ عقیده‌ وی‌ مظهرش‌ جنید و بایزید است‌، سخن‌ گفته‌ و عنصر دیگر را رهبانیت‌ مسیحی‌ معرفی‌ كرده‌ است‌. وی‌ مخصوصاً حارثِ محاسبی‌ * وذوالنون‌ مصری‌ را از مظاهر آن‌ دانسته‌ است‌. كارادوو منشأ تصوف‌ را در آیین‌ مسیح‌، در حكمت‌ یونان‌، در ادیان‌ هند و ایران‌ و حتی‌ در آیین‌ یهود می‌داند. در این‌ خصوص‌، توضیح‌ داده‌اند كه‌ این‌ عناصر بدان‌ صورت‌ در آن‌ داخل‌ نشده‌اند كه‌ تعیین‌ و تحدید آنها آسان‌ باشد و بتوان‌ هر عنصری‌ را به‌طور دقیق‌ و صریح‌ به‌ اصل‌ خود ارجاع‌ داد. مثلاً حیات‌ ناسكانه‌ را هم‌ در میان‌ بوداییان‌ می‌توان‌ دید هم‌ در میان‌ مسیحیان‌. همچنین‌ است‌ فقر و توكل‌ كه‌ میان‌ آن‌ دو مذهب‌ مشترك‌ است‌ و موضوع‌ محبت‌ الاهی‌، عاملی‌ مشترك‌ میان‌ مسیحیت‌ و نحله‌ نوافلاطونی‌ است‌؛ همچنانكه‌ حجابهای‌ گنوسی‌ تا اندازه‌ای‌ فلوطینی‌ است‌. بعلاوه‌، این‌ مذاهب‌، مستقل‌ از یكدیگر و دور از هم‌ به‌ وجود نیامده‌اند، بلكه‌ با یكدیگر در اسكندریه‌ معارضه‌ كرده‌ و بر هم‌ تأثیر داشته‌اند؛ همچنانكه‌ بعدها این‌ امر در دمشق‌ و بصره‌ و كوفه‌ و بغداد پدید آمد (زرین‌كوب‌، ص‌ 13 ـ 14؛ فاخوری‌ و جر، ص‌ 302). اما نیكلسون‌ كه‌ ابتدا تصوف‌ را از حیث‌ نظری‌ نتیجه‌ امتزاج‌ و اتحاد آرای‌ نو افلاطونی‌ و دین‌ مسیحی‌ و آیین‌ گنوسی‌ می‌دانست‌ و از حیث‌ عملی‌ متأثر از طرز فكر هندوایرانی‌، سرانجام‌ اظهار كرد كه‌ حكم‌ به‌ اینكه‌ تصوف‌ امری‌ دخیل‌ در اسلام‌ بوده‌ مطلقاً پذیرفتنی‌ نیست‌ و در قرآن‌ و حدیث‌، معانی‌ عمیق‌ عرفانی‌ وجود دارد (نیكلسون‌، مقدمه‌ عفیفی‌، ص‌ 27ـ29؛ د. اسلام‌ ، همانجا). پل‌ نویا (ص‌ 9ـ14) نیز در تكمیل‌ مطالعات‌ ماسینیون‌ در كتاب‌ < تحقیق‌ در مبادی‌ اصطلاحات‌ عرفان‌ اسلامی‌ >، با تحقیق‌ در آثار كهن‌ و با توجه‌ به‌ كتاب‌ دریای‌ جان‌ هلموت‌ ریتر ، بر آن‌ است‌ كه‌ نشان‌ دهد چگونه‌ زبان‌ تأویلی‌ عرفا و اصطلاحات‌ صوفیه‌ از قرآن‌ نشئت‌یافته‌ است‌. به‌ بیان‌ زرین‌كوب‌ (ص‌ 13)، شكی‌ نیست‌ كه‌ اندیشه‌های‌ فلسفی‌ و دینی‌ گوناگون‌ در جریان‌ تصوف‌ اسلامی‌ وارد و حل‌ شده‌ است‌، لیكن‌ فرض‌ آنكه‌ تصوف‌ به‌ ناچار باید منشائی‌ غیراسلامی‌ داشته‌ باشد، موجه‌ و معقول‌ نیست‌. همچنانكه‌ فرضیه‌هایی‌ از این‌ قبیل‌ كه‌ تصوف‌ عكس‌العمل‌ دماغ‌ آریایی‌ است‌ در مقابل‌ مذاهب‌ و عقاید سامی‌، نیز قابل‌ دفاع‌ نیست‌ (نیز رجوع كنید به كیلانی‌، ص‌ 16ـ21؛ لاهیجی‌، مقدمه‌ سمیعی‌، ص‌ پنجاه‌وشش‌؛ مطهری‌، ج‌ 14، ص‌ 555 ـ 559). منابع‌: (61) علاوه‌ بر كتاب‌ مقدس‌. عهد جدید؛ (62) ابن‌تیمیه‌، مجموع‌ الفتاوی‌ ، چاپ‌ مصطفی‌ عبدالقادر عطا، ج‌ 7، جزء 11: كتاب التصوف‌ ، بیروت‌ 1421/2000؛ (63) ابن‌ندیم‌؛ (64) ابوریحان‌ بیرونی‌، كتاب‌ البیرونی‌ فی‌ تحقیق‌ ماللهند ، حیدرآباد دكن‌ 1377/1957؛ (65) ابونصر سرّاج‌، كتاب‌ اللّمع‌ فی‌ التصوف‌ ، چاپ‌ رینولد الین‌ نیكلسون‌، لیدن‌ 1914، چاپ‌ افست‌ تهران‌ [بی‌تا. (؛ (66) ادوارد گرانویل‌ براون‌، تاریخ‌ ادبی‌ ایران‌ ، ج‌ 1: از قدیمترین‌ روزگاران‌ تا زمان‌ فردوسی‌ ، ترجمه‌ و تحشیه‌ و تعلیق‌ علی‌پاشا صالح‌، تهران‌ 1356 ش‌؛ (67) امیل‌ بریه‌، تاریخ‌ فلسفه‌ قرون‌ وسطی‌ در دوره‌ تجدد ، ترجمه‌ و تلخیص‌ یحیی‌ مهدوی‌، تهران‌ 1377 ش‌؛ (68) عبدالحسین‌ زرین‌كوب‌، ارزش‌ میراث‌ صوفیه‌ ، تهران‌ 1369 ش‌؛ (69) قاسم‌ غنی‌، بحث‌ در آثار و افكار و احوال‌ حافظ‌ ، ج‌ 2، قسمت‌ 1، تهران‌ 1366 ش‌؛ (70) حنا فاخوری‌ و خلیل‌ جر، تاریخ‌ الفلسفه‌ العربیه‌ ، بیروت‌ 1993؛ (71) علی‌بن‌ یوسف‌ قفطی‌، تاریخ‌ الحكماء، و هو مختصر الزوزنی‌ المسمی‌ بالمنتخبات‌ الملتقطات‌ من‌ كتاب‌ اخبار العلماء باخبار الحكماء ، چاپ‌ لیپرت‌، لایپزیگ‌ 1903؛ (72) قمر كیلانی‌، فی‌التصوف‌ الاسلامی‌: مفهومه‌ و تطوره‌ و اعلامه‌ ، بیروت‌ 1962؛ (73) محمدبن‌ یحیی‌ لاهیجی‌، مفاتیح‌ الاعجاز فی‌ شرح‌ گلشن‌ راز، )تهران‌ 1337 ش‌ ]؛ (74) مرتضی‌ مطهری‌، مجموعه‌ آثار ، ج‌ 14: خدمات‌ متقابل‌ اسلام‌ و ایران‌ ، تهران‌ 1375 ش‌؛ (75) پل‌ نویا، تفسیر قرآنی‌ و زبان‌ عرفانی ، ترجمه‌ اسماعیل‌ سعادت‌، تهران‌ 1373 ش‌؛ (76) رینولد الین‌ نیكلسون‌، پیدایش‌ و سیر تصوف‌ ، ترجمه‌ محمدباقر معین‌، تهران‌ 1357 ش‌؛ (77) EI 2 , s.v. "Tasawwuf" (by Louis Massignon). / رضا سلیمان‌حشمت‌ / ">
دانشنامه جهان اسلام
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص
٦٦٣ ص
٦٦٤ ص
٦٦٥ ص
٦٦٦ ص
٦٦٧ ص
٦٦٨ ص
٦٦٩ ص
٦٧٠ ص
٦٧١ ص
٦٧٢ ص
٦٧٣ ص
٦٧٤ ص
٦٧٥ ص
٦٧٦ ص
٦٧٧ ص
٦٧٨ ص
٦٧٩ ص
٦٨٠ ص
٦٨١ ص
٦٨٢ ص
٦٨٣ ص
٦٨٤ ص
٦٨٥ ص
٦٨٦ ص
٦٨٧ ص
٦٨٨ ص
٦٨٩ ص
٦٩٠ ص
٦٩١ ص
٦٩٢ ص
٦٩٣ ص
٦٩٤ ص
٦٩٥ ص
٦٩٦ ص
٦٩٧ ص
٦٩٨ ص
٦٩٩ ص
٧٠٠ ص
٧٠١ ص
٧٠٢ ص
٧٠٣ ص
٧٠٤ ص
٧٠٥ ص
٧٠٦ ص
٧٠٧ ص
٧٠٨ ص
٧٠٩ ص
٧١٠ ص
٧١١ ص
٧١٢ ص
٧١٣ ص
٧١٤ ص
٧١٥ ص
٧١٦ ص
٧١٧ ص
٧١٨ ص
٧١٩ ص
٧٢٠ ص
٧٢١ ص
٧٢٢ ص
٧٢٣ ص
٧٢٤ ص
٧٢٥ ص
٧٢٦ ص
٧٢٧ ص
٧٢٨ ص
٧٢٩ ص
٧٣٠ ص
٧٣١ ص
٧٣٢ ص
٧٣٣ ص
٧٣٤ ص
٧٣٥ ص
٧٣٦ ص
٧٣٧ ص
٧٣٨ ص
٧٣٩ ص
٧٤٠ ص
٧٤١ ص
٧٤٢ ص
٧٤٣ ص
٧٤٤ ص
٧٤٥ ص
٧٤٦ ص
٧٤٧ ص
٧٤٨ ص
٧٤٩ ص
٧٥٠ ص
٧٥١ ص
٧٥٢ ص
٧٥٣ ص
٧٥٤ ص
٧٥٥ ص
٧٥٦ ص
٧٥٧ ص
٧٥٨ ص
٧٥٩ ص
٧٦٠ ص
٧٦١ ص
٧٦٢ ص
٧٦٣ ص
٧٦٤ ص
٧٦٥ ص
٧٦٦ ص
٧٦٧ ص
٧٦٨ ص
٧٦٩ ص
٧٧٠ ص
٧٧١ ص
٧٧٢ ص
٧٧٣ ص
٧٧٤ ص
٧٧٥ ص
٧٧٦ ص
٧٧٧ ص
٧٧٨ ص
٧٧٩ ص
٧٨٠ ص
٧٨١ ص
٧٨٢ ص
٧٨٣ ص
٧٨٤ ص
٧٨٥ ص
٧٨٦ ص
٧٨٧ ص
٧٨٨ ص
٧٨٩ ص
٧٩٠ ص
٧٩١ ص
٧٩٢ ص
٧٩٣ ص
٧٩٤ ص
٧٩٥ ص
٧٩٦ ص
٧٩٧ ص
٧٩٨ ص
٧٩٩ ص
٨٠٠ ص
٨٠١ ص
٨٠٢ ص
٨٠٣ ص
٨٠٤ ص
٨٠٥ ص
٨٠٦ ص
٨٠٧ ص
٨٠٨ ص
٨٠٩ ص
٨١٠ ص
٨١١ ص
٨١٢ ص
٨١٣ ص
٨١٤ ص
٨١٥ ص
٨١٦ ص
٨١٧ ص
٨١٨ ص
٨١٩ ص
٨٢٠ ص
٨٢١ ص
٨٢٢ ص
٨٢٣ ص
٨٢٤ ص
٨٢٥ ص
٨٢٦ ص
٨٢٧ ص
٨٢٨ ص
٨٢٩ ص
٨٣٠ ص
٨٣١ ص
٨٣٢ ص
٨٣٣ ص
٨٣٤ ص
٨٣٥ ص
٨٣٦ ص
٨٣٧ ص
٨٣٨ ص
٨٣٩ ص
٨٤٠ ص
٨٤١ ص
٨٤٢ ص
٨٤٣ ص
٨٤٤ ص
٨٤٥ ص
٨٤٦ ص
٨٤٧ ص
٨٤٨ ص
٨٤٩ ص
٨٥٠ ص
٨٥١ ص
٨٥٢ ص
٨٥٣ ص
٨٥٤ ص
٨٥٥ ص
٨٥٦ ص
٨٥٧ ص
٨٥٨ ص
٨٥٩ ص
٨٦٠ ص
٨٦١ ص
٨٦٢ ص
٨٦٣ ص
٨٦٤ ص
٨٦٥ ص
٨٦٦ ص
٨٦٧ ص
٨٦٨ ص
٨٦٩ ص
٨٧٠ ص
٨٧١ ص
٨٧٢ ص
٨٧٣ ص
٨٧٤ ص
٨٧٥ ص
٨٧٦ ص
٨٧٧ ص
٨٧٨ ص
٨٧٩ ص
٨٨٠ ص
٨٨١ ص
٨٨٢ ص
٨٨٣ ص
٨٨٤ ص
٨٨٥ ص
٨٨٦ ص
٨٨٧ ص
٨٨٨ ص
٨٨٩ ص
٨٩٠ ص
٨٩١ ص
٨٩٢ ص
٨٩٣ ص
٨٩٤ ص
٨٩٥ ص
٨٩٦ ص
٨٩٧ ص
٨٩٨ ص
٨٩٩ ص
٩٠٠ ص
٩٠١ ص
٩٠٢ ص
٩٠٣ ص
٩٠٤ ص
٩٠٥ ص
٩٠٦ ص
٩٠٧ ص
٩٠٨ ص
٩٠٩ ص
٩١٠ ص
٩١١ ص
٩١٢ ص
٩١٣ ص
٩١٤ ص
٩١٥ ص
٩١٦ ص
٩١٧ ص
٩١٨ ص
٩١٩ ص
٩٢٠ ص
٩٢١ ص
٩٢٢ ص
٩٢٣ ص
٩٢٤ ص
٩٢٥ ص
٩٢٦ ص
٩٢٧ ص
٩٢٨ ص
٩٢٩ ص
٩٣٠ ص
٩٣١ ص
٩٣٢ ص
٩٣٣ ص
٩٣٤ ص
٩٣٥ ص
٩٣٦ ص
٩٣٧ ص
٩٣٨ ص
٩٣٩ ص
٩٤٠ ص
٩٤١ ص
٩٤٢ ص
٩٤٣ ص
٩٤٤ ص
٩٤٥ ص
٩٤٦ ص
٩٤٧ ص
٩٤٨ ص
٩٤٩ ص
٩٥٠ ص
٩٥١ ص
٩٥٢ ص
٩٥٣ ص
٩٥٤ ص
٩٥٥ ص
٩٥٦ ص
٩٥٧ ص
٩٥٨ ص
٩٥٩ ص
٩٦٠ ص
٩٦١ ص
٩٦٢ ص
٩٦٣ ص
٩٦٤ ص
٩٦٥ ص
٩٦٦ ص
٩٦٧ ص
٩٦٨ ص
٩٦٩ ص
٩٧٠ ص
٩٧١ ص
٩٧٢ ص
٩٧٣ ص
٩٧٤ ص
٩٧٥ ص
٩٧٦ ص
٩٧٧ ص
٩٧٨ ص
٩٧٩ ص
٩٨٠ ص
٩٨١ ص
٩٨٢ ص
٩٨٣ ص
٩٨٤ ص
٩٨٥ ص
٩٨٦ ص
٩٨٧ ص
٩٨٨ ص
٩٨٩ ص
٩٩٠ ص
٩٩١ ص
٩٩٢ ص
٩٩٣ ص
٩٩٤ ص
٩٩٥ ص
٩٩٦ ص
٩٩٧ ص
٩٩٨ ص
٩٩٩ ص
١٠٠٠ ص
١٠٠١ ص
١٠٠٢ ص
١٠٠٣ ص
١٠٠٤ ص
١٠٠٥ ص
١٠٠٦ ص
١٠٠٧ ص
١٠٠٨ ص
١٠٠٩ ص
١٠١٠ ص
١٠١١ ص
١٠١٢ ص
١٠١٣ ص
١٠١٤ ص
١٠١٥ ص
١٠١٦ ص
١٠١٧ ص
١٠١٨ ص
١٠١٩ ص
١٠٢٠ ص
١٠٢١ ص
١٠٢٢ ص
١٠٢٣ ص
١٠٢٤ ص
١٠٢٥ ص
١٠٢٦ ص
١٠٢٧ ص
١٠٢٨ ص
١٠٢٩ ص
١٠٣٠ ص
١٠٣١ ص
١٠٣٢ ص
١٠٣٣ ص
١٠٣٤ ص
١٠٣٥ ص
١٠٣٦ ص
١٠٣٧ ص
١٠٣٨ ص
١٠٣٩ ص
١٠٤٠ ص
١٠٤١ ص
١٠٤٢ ص
١٠٤٣ ص
١٠٤٤ ص
١٠٤٥ ص
١٠٤٦ ص
١٠٤٧ ص
١٠٤٨ ص
١٠٤٩ ص
١٠٥٠ ص
١٠٥١ ص
١٠٥٢ ص
١٠٥٣ ص
١٠٥٤ ص
١٠٥٥ ص
١٠٥٦ ص
١٠٥٧ ص
١٠٥٨ ص
١٠٥٩ ص
١٠٦٠ ص
١٠٦١ ص
١٠٦٢ ص
١٠٦٣ ص
١٠٦٤ ص
١٠٦٥ ص
١٠٦٦ ص
١٠٦٧ ص
١٠٦٨ ص
١٠٦٩ ص
١٠٧٠ ص
١٠٧١ ص
١٠٧٢ ص
١٠٧٣ ص
١٠٧٤ ص
١٠٧٥ ص
١٠٧٦ ص
١٠٧٧ ص
١٠٧٨ ص
١٠٧٩ ص
١٠٨٠ ص
١٠٨١ ص
١٠٨٢ ص
١٠٨٣ ص
١٠٨٤ ص
١٠٨٥ ص
١٠٨٦ ص
١٠٨٧ ص
١٠٨٨ ص
١٠٨٩ ص
١٠٩٠ ص
١٠٩١ ص
١٠٩٢ ص
١٠٩٣ ص
١٠٩٤ ص
١٠٩٥ ص
١٠٩٦ ص
١٠٩٧ ص
١٠٩٨ ص
١٠٩٩ ص
١١٠٠ ص
١١٠١ ص
١١٠٢ ص
١١٠٣ ص
١١٠٤ ص
١١٠٥ ص
١١٠٦ ص
١١٠٧ ص
١١٠٨ ص
١١٠٩ ص
١١١٠ ص
١١١١ ص
١١١٢ ص
١١١٣ ص
١١١٤ ص
١١١٥ ص
١١١٦ ص
١١١٧ ص
١١١٨ ص
١١١٩ ص
١١٢٠ ص
١١٢١ ص
١١٢٢ ص
١١٢٣ ص
١١٢٤ ص
١١٢٥ ص
١١٢٦ ص
١١٢٧ ص
١١٢٨ ص
١١٢٩ ص
١١٣٠ ص
١١٣١ ص
١١٣٢ ص
١١٣٣ ص
١١٣٤ ص
١١٣٥ ص
١١٣٦ ص
١١٣٧ ص
١١٣٨ ص
١١٣٩ ص
١١٤٠ ص
١١٤١ ص
١١٤٢ ص
١١٤٣ ص
١١٤٤ ص
١١٤٥ ص
١١٤٦ ص
١١٤٧ ص
١١٤٨ ص
١١٤٩ ص
١١٥٠ ص
١١٥١ ص
١١٥٢ ص
١١٥٣ ص
١١٥٤ ص
١١٥٥ ص
١١٥٦ ص
١١٥٧ ص
١١٥٨ ص
١١٥٩ ص
١١٦٠ ص
١١٦١ ص
١١٦٢ ص
١١٦٣ ص
١١٦٤ ص
١١٦٥ ص
١١٦٦ ص
١١٦٧ ص
١١٦٨ ص
١١٦٩ ص
١١٧٠ ص
١١٧١ ص
١١٧٢ ص
١١٧٣ ص
١١٧٤ ص
١١٧٥ ص
١١٧٦ ص
١١٧٧ ص
١١٧٨ ص
١١٧٩ ص
١١٨٠ ص
١١٨١ ص
١١٨٢ ص
١١٨٣ ص
١١٨٤ ص
١١٨٥ ص
١١٨٦ ص
١١٨٧ ص
١١٨٨ ص
١١٨٩ ص
١١٩٠ ص
١١٩١ ص
١١٩٢ ص
١١٩٣ ص
١١٩٤ ص
١١٩٥ ص
١١٩٦ ص
١١٩٧ ص
١١٩٨ ص
١١٩٩ ص
١٢٠٠ ص
١٢٠١ ص
١٢٠٢ ص
١٢٠٣ ص
١٢٠٤ ص
١٢٠٥ ص
١٢٠٦ ص
١٢٠٧ ص
١٢٠٨ ص
١٢٠٩ ص
١٢١٠ ص
١٢١١ ص
١٢١٢ ص
١٢١٣ ص
١٢١٤ ص
١٢١٥ ص
١٢١٦ ص
١٢١٧ ص
١٢١٨ ص
١٢١٩ ص
١٢٢٠ ص
١٢٢١ ص
١٢٢٢ ص
١٢٢٣ ص
١٢٢٤ ص
١٢٢٥ ص
١٢٢٦ ص
١٢٢٧ ص
١٢٢٨ ص
١٢٢٩ ص
١٢٣٠ ص
١٢٣١ ص
١٢٣٢ ص
١٢٣٣ ص
١٢٣٤ ص
١٢٣٥ ص
١٢٣٦ ص
١٢٣٧ ص
١٢٣٨ ص
١٢٣٩ ص
١٢٤٠ ص
١٢٤١ ص
١٢٤٢ ص
١٢٤٣ ص
١٢٤٤ ص
١٢٤٥ ص
١٢٤٦ ص
١٢٤٧ ص
١٢٤٨ ص
١٢٤٩ ص
١٢٥٠ ص
١٢٥١ ص
١٢٥٢ ص
١٢٥٣ ص
١٢٥٤ ص
١٢٥٥ ص
١٢٥٦ ص
١٢٥٧ ص
١٢٥٨ ص
١٢٥٩ ص
١٢٦٠ ص
١٢٦١ ص
١٢٦٢ ص
١٢٦٣ ص
١٢٦٤ ص
١٢٦٥ ص
١٢٦٦ ص
١٢٦٧ ص
١٢٦٨ ص
١٢٦٩ ص
١٢٧٠ ص
١٢٧١ ص
١٢٧٢ ص
١٢٧٣ ص
١٢٧٤ ص
١٢٧٥ ص
١٢٧٦ ص
١٢٧٧ ص
١٢٧٨ ص
١٢٧٩ ص
١٢٨٠ ص
١٢٨١ ص
١٢٨٢ ص
١٢٨٣ ص
١٢٨٤ ص
١٢٨٥ ص
١٢٨٦ ص
١٢٨٧ ص
١٢٨٨ ص
١٢٨٩ ص
١٢٩٠ ص
١٢٩١ ص
١٢٩٢ ص
١٢٩٣ ص
١٢٩٤ ص
١٢٩٥ ص
١٢٩٦ ص
١٢٩٧ ص
١٢٩٨ ص
١٢٩٩ ص
١٣٠٠ ص
١٣٠١ ص
١٣٠٢ ص
١٣٠٣ ص
١٣٠٤ ص
١٣٠٥ ص
١٣٠٦ ص
١٣٠٧ ص
١٣٠٨ ص
١٣٠٩ ص
١٣١٠ ص
١٣١١ ص
١٣١٢ ص
١٣١٣ ص
١٣١٤ ص
١٣١٥ ص
١٣١٦ ص
١٣١٧ ص
١٣١٨ ص
١٣١٩ ص
١٣٢٠ ص
١٣٢١ ص
١٣٢٢ ص
١٣٢٣ ص
١٣٢٤ ص
١٣٢٥ ص
١٣٢٦ ص
١٣٢٧ ص
١٣٢٨ ص
١٣٢٩ ص
١٣٣٠ ص
١٣٣١ ص
١٣٣٢ ص
١٣٣٣ ص
١٣٣٤ ص
١٣٣٥ ص
١٣٣٦ ص
١٣٣٧ ص
١٣٣٨ ص
١٣٣٩ ص
١٣٤٠ ص
١٣٤١ ص
١٣٤٢ ص
١٣٤٣ ص
١٣٤٤ ص
١٣٤٥ ص
١٣٤٦ ص
١٣٤٧ ص
١٣٤٨ ص
١٣٤٩ ص
١٣٥٠ ص
١٣٥١ ص
١٣٥٢ ص
١٣٥٣ ص
١٣٥٤ ص
١٣٥٥ ص
١٣٥٦ ص
١٣٥٧ ص
١٣٥٨ ص
١٣٥٩ ص
١٣٦٠ ص
١٣٦١ ص
١٣٦٢ ص
١٣٦٣ ص
١٣٦٤ ص
١٣٦٥ ص
١٣٦٦ ص
١٣٦٧ ص
١٣٦٨ ص
١٣٦٩ ص
١٣٧٠ ص
١٣٧١ ص
١٣٧٢ ص
١٣٧٣ ص
١٣٧٤ ص
١٣٧٥ ص
١٣٧٦ ص
١٣٧٧ ص
١٣٧٨ ص
١٣٧٩ ص
١٣٨٠ ص
١٣٨١ ص
١٣٨٢ ص
١٣٨٣ ص
١٣٨٤ ص
١٣٨٥ ص
١٣٨٦ ص
١٣٨٧ ص
١٣٨٨ ص
١٣٨٩ ص
١٣٩٠ ص
١٣٩١ ص
١٣٩٢ ص
١٣٩٣ ص
١٣٩٤ ص
١٣٩٥ ص
١٣٩٦ ص
١٣٩٧ ص
١٣٩٨ ص
١٣٩٩ ص
١٤٠٠ ص
١٤٠١ ص
١٤٠٢ ص
١٤٠٣ ص
١٤٠٤ ص
١٤٠٥ ص
١٤٠٦ ص
١٤٠٧ ص
١٤٠٨ ص
١٤٠٩ ص
١٤١٠ ص
١٤١١ ص
١٤١٢ ص
١٤١٣ ص
١٤١٤ ص
١٤١٥ ص
١٤١٦ ص
١٤١٧ ص
١٤١٨ ص
١٤١٩ ص
١٤٢٠ ص
١٤٢١ ص
١٤٢٢ ص
١٤٢٣ ص
١٤٢٤ ص
١٤٢٥ ص
١٤٢٦ ص
١٤٢٧ ص
١٤٢٨ ص
١٤٢٩ ص
١٤٣٠ ص
١٤٣١ ص
١٤٣٢ ص
١٤٣٣ ص
١٤٣٤ ص
١٤٣٥ ص
١٤٣٦ ص
١٤٣٧ ص
١٤٣٨ ص
١٤٣٩ ص
١٤٤٠ ص
١٤٤١ ص
١٤٤٢ ص
١٤٤٣ ص
١٤٤٤ ص
١٤٤٥ ص
١٤٤٦ ص
١٤٤٧ ص
١٤٤٨ ص
١٤٤٩ ص
١٤٥٠ ص
١٤٥١ ص
١٤٥٢ ص
١٤٥٣ ص
١٤٥٤ ص
١٤٥٥ ص
١٤٥٦ ص
١٤٥٧ ص
١٤٥٨ ص
١٤٥٩ ص
١٤٦٠ ص
١٤٦١ ص
١٤٦٢ ص
١٤٦٣ ص
١٤٦٤ ص
١٤٦٥ ص
١٤٦٦ ص
١٤٦٧ ص
١٤٦٨ ص
١٤٦٩ ص
١٤٧٠ ص
١٤٧١ ص
١٤٧٢ ص
١٤٧٣ ص
١٤٧٤ ص
١٤٧٥ ص
١٤٧٦ ص
١٤٧٧ ص
١٤٧٨ ص
١٤٧٩ ص
١٤٨٠ ص
١٤٨١ ص
١٤٨٢ ص
١٤٨٣ ص
١٤٨٤ ص
١٤٨٥ ص
١٤٨٦ ص
١٤٨٧ ص
١٤٨٨ ص
١٤٨٩ ص
١٤٩٠ ص
١٤٩١ ص
١٤٩٢ ص
١٤٩٣ ص
١٤٩٤ ص
١٤٩٥ ص
١٤٩٦ ص
١٤٩٧ ص
١٤٩٨ ص
١٤٩٩ ص
١٥٠٠ ص
١٥٠١ ص
١٥٠٢ ص
١٥٠٣ ص
١٥٠٤ ص
١٥٠٥ ص
١٥٠٦ ص
١٥٠٧ ص
١٥٠٨ ص
١٥٠٩ ص
١٥١٠ ص
١٥١١ ص
١٥١٢ ص
١٥١٣ ص
١٥١٤ ص
١٥١٥ ص
١٥١٦ ص
١٥١٧ ص
١٥١٨ ص
١٥١٩ ص
١٥٢٠ ص
١٥٢١ ص
١٥٢٢ ص
١٥٢٣ ص
١٥٢٤ ص
١٥٢٥ ص
١٥٢٦ ص
١٥٢٧ ص
١٥٢٨ ص
١٥٢٩ ص
١٥٣٠ ص
١٥٣١ ص
١٥٣٢ ص
١٥٣٣ ص
١٥٣٤ ص
١٥٣٥ ص
١٥٣٦ ص
١٥٣٧ ص
١٥٣٨ ص
١٥٣٩ ص
١٥٤٠ ص
١٥٤١ ص
١٥٤٢ ص
١٥٤٣ ص
١٥٤٤ ص
١٥٤٥ ص
١٥٤٦ ص
١٥٤٧ ص
١٥٤٨ ص
١٥٤٩ ص
١٥٥٠ ص
١٥٥١ ص
١٥٥٢ ص
١٥٥٣ ص
١٥٥٤ ص
١٥٥٥ ص
١٥٥٦ ص
١٥٥٧ ص
١٥٥٨ ص
١٥٥٩ ص
١٥٦٠ ص
١٥٦١ ص
١٥٦٢ ص
١٥٦٣ ص
١٥٦٤ ص
١٥٦٥ ص
١٥٦٦ ص
١٥٦٧ ص
١٥٦٨ ص
١٥٦٩ ص
١٥٧٠ ص
١٥٧١ ص
١٥٧٢ ص
١٥٧٣ ص
١٥٧٤ ص
١٥٧٥ ص
١٥٧٦ ص
١٥٧٧ ص
١٥٧٨ ص
١٥٧٩ ص
١٥٨٠ ص
١٥٨١ ص
١٥٨٢ ص
١٥٨٣ ص
١٥٨٤ ص
١٥٨٥ ص
١٥٨٦ ص
١٥٨٧ ص
١٥٨٨ ص
١٥٨٩ ص
١٥٩٠ ص
١٥٩١ ص
١٥٩٢ ص
١٥٩٣ ص
١٥٩٤ ص
١٥٩٥ ص
١٥٩٦ ص
١٥٩٧ ص
١٥٩٨ ص
١٥٩٩ ص
١٦٠٠ ص
١٦٠١ ص
١٦٠٢ ص
١٦٠٣ ص
١٦٠٤ ص
١٦٠٥ ص
١٦٠٦ ص
١٦٠٧ ص
١٦٠٨ ص
١٦٠٩ ص
١٦١٠ ص
١٦١١ ص
١٦١٢ ص
١٦١٣ ص
١٦١٤ ص
١٦١٥ ص
١٦١٦ ص
١٦١٧ ص
١٦١٨ ص
١٦١٩ ص
١٦٢٠ ص
١٦٢١ ص
١٦٢٢ ص
١٦٢٣ ص
١٦٢٤ ص
١٦٢٥ ص
١٦٢٦ ص
١٦٢٧ ص
١٦٢٨ ص
١٦٢٩ ص
١٦٣٠ ص
١٦٣١ ص
١٦٣٢ ص
١٦٣٣ ص
١٦٣٤ ص
١٦٣٥ ص
١٦٣٦ ص
١٦٣٧ ص
١٦٣٨ ص
١٦٣٩ ص
١٦٤٠ ص
١٦٤١ ص
١٦٤٢ ص
١٦٤٣ ص
١٦٤٤ ص
١٦٤٥ ص
١٦٤٦ ص
١٦٤٧ ص
١٦٤٨ ص
١٦٤٩ ص
١٦٥٠ ص
١٦٥١ ص
١٦٥٢ ص
١٦٥٣ ص
١٦٥٤ ص
١٦٥٥ ص
١٦٥٦ ص
١٦٥٧ ص
١٦٥٨ ص
١٦٥٩ ص
١٦٦٠ ص
١٦٦١ ص
١٦٦٢ ص
١٦٦٣ ص
١٦٦٤ ص
١٦٦٥ ص
١٦٦٦ ص
١٦٦٧ ص
١٦٦٨ ص
١٦٦٩ ص
١٦٧٠ ص
١٦٧١ ص
١٦٧٢ ص
١٦٧٣ ص
١٦٧٤ ص
١٦٧٥ ص
١٦٧٦ ص
١٦٧٧ ص
١٦٧٨ ص
١٦٧٩ ص
١٦٨٠ ص
١٦٨١ ص
١٦٨٢ ص
١٦٨٣ ص
١٦٨٤ ص
١٦٨٥ ص
١٦٨٦ ص
١٦٨٧ ص
١٦٨٨ ص
١٦٨٩ ص
١٦٩٠ ص
١٦٩١ ص
١٦٩٢ ص
١٦٩٣ ص
١٦٩٤ ص
١٦٩٥ ص
١٦٩٦ ص
١٦٩٧ ص
١٦٩٨ ص
١٦٩٩ ص
١٧٠٠ ص
١٧٠١ ص
١٧٠٢ ص
١٧٠٣ ص
١٧٠٤ ص
١٧٠٥ ص
١٧٠٦ ص
١٧٠٧ ص
١٧٠٨ ص
١٧٠٩ ص
١٧١٠ ص
١٧١١ ص
١٧١٢ ص
١٧١٣ ص
١٧١٤ ص
١٧١٥ ص
١٧١٦ ص
١٧١٧ ص
١٧١٨ ص
١٧١٩ ص
١٧٢٠ ص
١٧٢١ ص
١٧٢٢ ص
١٧٢٣ ص
١٧٢٤ ص
١٧٢٥ ص
١٧٢٦ ص
١٧٢٧ ص
١٧٢٨ ص
١٧٢٩ ص
١٧٣٠ ص
١٧٣١ ص
١٧٣٢ ص
١٧٣٣ ص
١٧٣٤ ص
١٧٣٥ ص
١٧٣٦ ص
١٧٣٧ ص
١٧٣٨ ص
١٧٣٩ ص
١٧٤٠ ص
١٧٤١ ص
١٧٤٢ ص
١٧٤٣ ص
١٧٤٤ ص
١٧٤٥ ص
١٧٤٦ ص
١٧٤٧ ص
١٧٤٨ ص
١٧٤٩ ص
١٧٥٠ ص
١٧٥١ ص
١٧٥٢ ص
١٧٥٣ ص
١٧٥٤ ص
١٧٥٥ ص
١٧٥٦ ص
١٧٥٧ ص
١٧٥٨ ص
١٧٥٩ ص
١٧٦٠ ص
١٧٦١ ص
١٧٦٢ ص
١٧٦٣ ص
١٧٦٤ ص
١٧٦٥ ص
١٧٦٦ ص
١٧٦٧ ص
١٧٦٨ ص
١٧٦٩ ص
١٧٧٠ ص
١٧٧١ ص
١٧٧٢ ص
١٧٧٣ ص
١٧٧٤ ص
١٧٧٥ ص
١٧٧٦ ص
١٧٧٧ ص
١٧٧٨ ص
١٧٧٩ ص
١٧٨٠ ص
١٧٨١ ص
١٧٨٢ ص
١٧٨٣ ص
١٧٨٤ ص
١٧٨٥ ص
١٧٨٦ ص
١٧٨٧ ص
١٧٨٨ ص
١٧٨٩ ص
١٧٩٠ ص
١٧٩١ ص
١٧٩٢ ص
١٧٩٣ ص
١٧٩٤ ص
١٧٩٥ ص
١٧٩٦ ص
١٧٩٧ ص
١٧٩٨ ص
١٧٩٩ ص
١٨٠٠ ص
١٨٠١ ص
١٨٠٢ ص
١٨٠٣ ص
١٨٠٤ ص
١٨٠٥ ص
١٨٠٦ ص
١٨٠٧ ص
١٨٠٨ ص
١٨٠٩ ص
١٨١٠ ص
١٨١١ ص
١٨١٢ ص
١٨١٣ ص
١٨١٤ ص
١٨١٥ ص
١٨١٦ ص
١٨١٧ ص
١٨١٨ ص
١٨١٩ ص
١٨٢٠ ص
١٨٢١ ص
١٨٢٢ ص
١٨٢٣ ص
١٨٢٤ ص
١٨٢٥ ص
١٨٢٦ ص
١٨٢٧ ص
١٨٢٨ ص
١٨٢٩ ص
١٨٣٠ ص
١٨٣١ ص
١٨٣٢ ص
١٨٣٣ ص
١٨٣٤ ص
١٨٣٥ ص
١٨٣٦ ص
١٨٣٧ ص
١٨٣٨ ص
١٨٣٩ ص
١٨٤٠ ص
١٨٤١ ص
١٨٤٢ ص
١٨٤٣ ص
١٨٤٤ ص
١٨٤٥ ص
١٨٤٦ ص
١٨٤٧ ص
١٨٤٨ ص
١٨٤٩ ص
١٨٥٠ ص
١٨٥١ ص
١٨٥٢ ص
١٨٥٣ ص
١٨٥٤ ص
١٨٥٥ ص
١٨٥٦ ص
١٨٥٧ ص
١٨٥٨ ص
١٨٥٩ ص
١٨٦٠ ص
١٨٦١ ص
١٨٦٢ ص
١٨٦٣ ص
١٨٦٤ ص
١٨٦٥ ص
١٨٦٦ ص
١٨٦٧ ص
١٨٦٨ ص
١٨٦٩ ص
١٨٧٠ ص
١٨٧١ ص
١٨٧٢ ص
١٨٧٣ ص
١٨٧٤ ص
١٨٧٥ ص
١٨٧٦ ص
١٨٧٧ ص
١٨٧٨ ص
١٨٧٩ ص
١٨٨٠ ص
١٨٨١ ص
١٨٨٢ ص
١٨٨٣ ص
١٨٨٤ ص
١٨٨٥ ص
١٨٨٦ ص
١٨٨٧ ص
١٨٨٨ ص
١٨٨٩ ص
١٨٩٠ ص
١٨٩١ ص
١٨٩٢ ص
١٨٩٣ ص
١٨٩٤ ص
١٨٩٥ ص
١٨٩٦ ص
١٨٩٧ ص
١٨٩٨ ص
١٨٩٩ ص
١٩٠٠ ص
١٩٠١ ص
١٩٠٢ ص
١٩٠٣ ص
١٩٠٤ ص
١٩٠٥ ص
١٩٠٦ ص
١٩٠٧ ص
١٩٠٨ ص
١٩٠٩ ص
١٩١٠ ص
١٩١١ ص
١٩١٢ ص
١٩١٣ ص
١٩١٤ ص
١٩١٥ ص
١٩١٦ ص
١٩١٧ ص
١٩١٨ ص
١٩١٩ ص
١٩٢٠ ص
١٩٢١ ص
١٩٢٢ ص
١٩٢٣ ص
١٩٢٤ ص
١٩٢٥ ص
١٩٢٦ ص
١٩٢٧ ص
١٩٢٨ ص
١٩٢٩ ص
١٩٣٠ ص
١٩٣١ ص
١٩٣٢ ص
١٩٣٣ ص
١٩٣٤ ص
١٩٣٥ ص
١٩٣٦ ص
١٩٣٧ ص
١٩٣٨ ص
١٩٣٩ ص
١٩٤٠ ص
١٩٤١ ص
١٩٤٢ ص
١٩٤٣ ص
١٩٤٤ ص
١٩٤٥ ص
١٩٤٦ ص
١٩٤٧ ص
١٩٤٨ ص
١٩٤٩ ص
١٩٥٠ ص
١٩٥١ ص
١٩٥٢ ص
١٩٥٣ ص
١٩٥٤ ص
١٩٥٥ ص
١٩٥٦ ص
١٩٥٧ ص
١٩٥٨ ص
١٩٥٩ ص
١٩٦٠ ص
١٩٦١ ص
١٩٦٢ ص
١٩٦٣ ص
١٩٦٤ ص
١٩٦٥ ص
١٩٦٦ ص
١٩٦٧ ص
١٩٦٨ ص
١٩٦٩ ص
١٩٧٠ ص
١٩٧١ ص
١٩٧٢ ص
١٩٧٣ ص
١٩٧٤ ص
١٩٧٥ ص
١٩٧٦ ص
١٩٧٧ ص
١٩٧٨ ص
١٩٧٩ ص
١٩٨٠ ص
١٩٨١ ص
١٩٨٢ ص
١٩٨٣ ص
١٩٨٤ ص
١٩٨٥ ص
١٩٨٦ ص
١٩٨٧ ص
١٩٨٨ ص
١٩٨٩ ص
١٩٩٠ ص
١٩٩١ ص
١٩٩٢ ص
١٩٩٣ ص
١٩٩٤ ص
١٩٩٥ ص
١٩٩٦ ص
١٩٩٧ ص
١٩٩٨ ص
١٩٩٩ ص
٢٠٠٠ ص
٢٠٠١ ص
٢٠٠٢ ص
٢٠٠٣ ص
٢٠٠٤ ص
٢٠٠٥ ص
٢٠٠٦ ص
٢٠٠٧ ص
٢٠٠٨ ص
٢٠٠٩ ص
٢٠١٠ ص
٢٠١١ ص
٢٠١٢ ص
٢٠١٣ ص
٢٠١٤ ص
٢٠١٥ ص
٢٠١٦ ص
٢٠١٧ ص
٢٠١٨ ص
٢٠١٩ ص
٢٠٢٠ ص
٢٠٢١ ص
٢٠٢٢ ص
٢٠٢٣ ص
٢٠٢٤ ص
٢٠٢٥ ص
٢٠٢٦ ص
٢٠٢٧ ص
٢٠٢٨ ص
٢٠٢٩ ص
٢٠٣٠ ص
٢٠٣١ ص
٢٠٣٢ ص
٢٠٣٣ ص
٢٠٣٤ ص
٢٠٣٥ ص
٢٠٣٦ ص
٢٠٣٧ ص
٢٠٣٨ ص
٢٠٣٩ ص
٢٠٤٠ ص
٢٠٤١ ص
٢٠٤٢ ص
٢٠٤٣ ص
٢٠٤٤ ص
٢٠٤٥ ص
٢٠٤٦ ص
٢٠٤٧ ص
٢٠٤٨ ص
٢٠٤٩ ص
٢٠٥٠ ص
٢٠٥١ ص
٢٠٥٢ ص
٢٠٥٣ ص
٢٠٥٤ ص
٢٠٥٥ ص
٢٠٥٦ ص
٢٠٥٧ ص
٢٠٥٨ ص
٢٠٥٩ ص
٢٠٦٠ ص
٢٠٦١ ص
٢٠٦٢ ص
٢٠٦٣ ص
٢٠٦٤ ص
٢٠٦٥ ص
٢٠٦٦ ص
٢٠٦٧ ص
٢٠٦٨ ص
٢٠٦٩ ص
٢٠٧٠ ص
٢٠٧١ ص
٢٠٧٢ ص
٢٠٧٣ ص
٢٠٧٤ ص
٢٠٧٥ ص
٢٠٧٦ ص
٢٠٧٧ ص
٢٠٧٨ ص
٢٠٧٩ ص
٢٠٨٠ ص
٢٠٨١ ص
٢٠٨٢ ص
٢٠٨٣ ص
٢٠٨٤ ص
٢٠٨٥ ص
٢٠٨٦ ص
٢٠٨٧ ص
٢٠٨٨ ص
٢٠٨٩ ص
٢٠٩٠ ص
٢٠٩١ ص
٢٠٩٢ ص
٢٠٩٣ ص
٢٠٩٤ ص
٢٠٩٥ ص
٢٠٩٦ ص
٢٠٩٧ ص
٢٠٩٨ ص
٢٠٩٩ ص
٢١٠٠ ص
٢١٠١ ص
٢١٠٢ ص
٢١٠٣ ص
٢١٠٤ ص
٢١٠٥ ص
٢١٠٦ ص
٢١٠٧ ص
٢١٠٨ ص
٢١٠٩ ص
٢١١٠ ص
٢١١١ ص
٢١١٢ ص
٢١١٣ ص
٢١١٤ ص
٢١١٥ ص
٢١١٦ ص
٢١١٧ ص
٢١١٨ ص
٢١١٩ ص
٢١٢٠ ص
٢١٢١ ص
٢١٢٢ ص
٢١٢٣ ص
٢١٢٤ ص
٢١٢٥ ص
٢١٢٦ ص
٢١٢٧ ص
٢١٢٨ ص
٢١٢٩ ص
٢١٣٠ ص
٢١٣١ ص
٢١٣٢ ص
٢١٣٣ ص
٢١٣٤ ص
٢١٣٥ ص
٢١٣٦ ص
٢١٣٧ ص
٢١٣٨ ص
٢١٣٩ ص
٢١٤٠ ص
٢١٤١ ص
٢١٤٢ ص
٢١٤٣ ص
٢١٤٤ ص
٢١٤٥ ص
٢١٤٦ ص
٢١٤٧ ص
٢١٤٨ ص
٢١٤٩ ص
٢١٥٠ ص
٢١٥١ ص
٢١٥٢ ص
٢١٥٣ ص
٢١٥٤ ص
٢١٥٥ ص
٢١٥٦ ص
٢١٥٧ ص
٢١٥٨ ص
٢١٥٩ ص
٢١٦٠ ص
٢١٦١ ص
٢١٦٢ ص
٢١٦٣ ص
٢١٦٤ ص
٢١٦٥ ص
٢١٦٦ ص
٢١٦٧ ص
٢١٦٨ ص
٢١٦٩ ص
٢١٧٠ ص
٢١٧١ ص
٢١٧٢ ص
٢١٧٣ ص
٢١٧٤ ص
٢١٧٥ ص
٢١٧٦ ص
٢١٧٧ ص
٢١٧٨ ص
٢١٧٩ ص
٢١٨٠ ص
٢١٨١ ص
٢١٨٢ ص
٢١٨٣ ص
٢١٨٤ ص
٢١٨٥ ص
٢١٨٦ ص
٢١٨٧ ص
٢١٨٨ ص
٢١٨٩ ص
٢١٩٠ ص
٢١٩١ ص
٢١٩٢ ص
٢١٩٣ ص
٢١٩٤ ص
٢١٩٥ ص
٢١٩٦ ص
٢١٩٧ ص
٢١٩٨ ص
٢١٩٩ ص
٢٢٠٠ ص
٢٢٠١ ص
٢٢٠٢ ص
٢٢٠٣ ص
٢٢٠٤ ص
٢٢٠٥ ص
٢٢٠٦ ص
٢٢٠٧ ص
٢٢٠٨ ص
٢٢٠٩ ص
٢٢١٠ ص
٢٢١١ ص
٢٢١٢ ص
٢٢١٣ ص
٢٢١٤ ص
٢٢١٥ ص
٢٢١٦ ص
٢٢١٧ ص
٢٢١٨ ص
٢٢١٩ ص
٢٢٢٠ ص
٢٢٢١ ص
٢٢٢٢ ص
٢٢٢٣ ص
٢٢٢٤ ص
٢٢٢٥ ص
٢٢٢٦ ص
٢٢٢٧ ص
٢٢٢٨ ص
٢٢٢٩ ص
٢٢٣٠ ص
٢٢٣١ ص
٢٢٣٢ ص
٢٢٣٣ ص
٢٢٣٤ ص
٢٢٣٥ ص
٢٢٣٦ ص
٢٢٣٧ ص
٢٢٣٨ ص
٢٢٣٩ ص
٢٢٤٠ ص
٢٢٤١ ص
٢٢٤٢ ص
٢٢٤٣ ص
٢٢٤٤ ص
٢٢٤٥ ص
٢٢٤٦ ص
٢٢٤٧ ص
٢٢٤٨ ص
٢٢٤٩ ص
٢٢٥٠ ص
٢٢٥١ ص
٢٢٥٢ ص
٢٢٥٣ ص
٢٢٥٤ ص
٢٢٥٥ ص
٢٢٥٦ ص
٢٢٥٧ ص
٢٢٥٨ ص
٢٢٥٩ ص
٢٢٦٠ ص
٢٢٦١ ص
٢٢٦٢ ص
٢٢٦٣ ص
٢٢٦٤ ص
٢٢٦٥ ص
٢٢٦٦ ص
٢٢٦٧ ص
٢٢٦٨ ص
٢٢٦٩ ص
٢٢٧٠ ص
٢٢٧١ ص
٢٢٧٢ ص
٢٢٧٣ ص
٢٢٧٤ ص
٢٢٧٥ ص
٢٢٧٦ ص
٢٢٧٧ ص
٢٢٧٨ ص
٢٢٧٩ ص
٢٢٨٠ ص
٢٢٨١ ص
٢٢٨٢ ص
٢٢٨٣ ص
٢٢٨٤ ص
٢٢٨٥ ص
٢٢٨٦ ص
٢٢٨٧ ص
٢٢٨٨ ص
٢٢٨٩ ص
٢٢٩٠ ص
٢٢٩١ ص
٢٢٩٢ ص
٢٢٩٣ ص
٢٢٩٤ ص
٢٢٩٥ ص
٢٢٩٦ ص
٢٢٩٧ ص
٢٢٩٨ ص
٢٢٩٩ ص
٢٣٠٠ ص
٢٣٠١ ص
٢٣٠٢ ص
٢٣٠٣ ص
٢٣٠٤ ص
٢٣٠٥ ص
٢٣٠٦ ص
٢٣٠٧ ص
٢٣٠٨ ص
٢٣٠٩ ص
٢٣١٠ ص
٢٣١١ ص
٢٣١٢ ص
٢٣١٣ ص
٢٣١٤ ص
٢٣١٥ ص
٢٣١٦ ص
٢٣١٧ ص
٢٣١٨ ص
٢٣١٩ ص
٢٣٢٠ ص
٢٣٢١ ص
٢٣٢٢ ص
٢٣٢٣ ص
٢٣٢٤ ص
٢٣٢٥ ص
٢٣٢٦ ص
٢٣٢٧ ص
٢٣٢٨ ص
٢٣٢٩ ص
٢٣٣٠ ص
٢٣٣١ ص
٢٣٣٢ ص
٢٣٣٣ ص
٢٣٣٤ ص
٢٣٣٥ ص
٢٣٣٦ ص
٢٣٣٧ ص
٢٣٣٨ ص
٢٣٣٩ ص
٢٣٤٠ ص
٢٣٤١ ص
٢٣٤٢ ص
٢٣٤٣ ص
٢٣٤٤ ص
٢٣٤٥ ص
٢٣٤٦ ص
٢٣٤٧ ص
٢٣٤٨ ص
٢٣٤٩ ص
٢٣٥٠ ص
٢٣٥١ ص
٢٣٥٢ ص
٢٣٥٣ ص
٢٣٥٤ ص
٢٣٥٥ ص
٢٣٥٦ ص
٢٣٥٧ ص
٢٣٥٨ ص
٢٣٥٩ ص
٢٣٦٠ ص
٢٣٦١ ص
٢٣٦٢ ص
٢٣٦٣ ص
٢٣٦٤ ص
٢٣٦٥ ص
٢٣٦٦ ص
٢٣٦٧ ص
٢٣٦٨ ص
٢٣٦٩ ص
٢٣٧٠ ص
٢٣٧١ ص
٢٣٧٢ ص
٢٣٧٣ ص
٢٣٧٤ ص
٢٣٧٥ ص
٢٣٧٦ ص
٢٣٧٧ ص
٢٣٧٨ ص
٢٣٧٩ ص
٢٣٨٠ ص
٢٣٨١ ص
٢٣٨٢ ص
٢٣٨٣ ص
٢٣٨٤ ص
٢٣٨٥ ص
٢٣٨٦ ص
٢٣٨٧ ص
٢٣٨٨ ص
٢٣٨٩ ص
٢٣٩٠ ص
٢٣٩١ ص
٢٣٩٢ ص
٢٣٩٣ ص
٢٣٩٤ ص
٢٣٩٥ ص
٢٣٩٦ ص
٢٣٩٧ ص
٢٣٩٨ ص
٢٣٩٩ ص
٢٤٠٠ ص
٢٤٠١ ص
٢٤٠٢ ص
٢٤٠٣ ص
٢٤٠٤ ص
٢٤٠٥ ص
٢٤٠٦ ص
٢٤٠٧ ص
٢٤٠٨ ص
٢٤٠٩ ص
٢٤١٠ ص
٢٤١١ ص
٢٤١٢ ص
٢٤١٣ ص
٢٤١٤ ص
٢٤١٥ ص
٢٤١٦ ص
٢٤١٧ ص
٢٤١٨ ص
٢٤١٩ ص
٢٤٢٠ ص
٢٤٢١ ص
٢٤٢٢ ص
٢٤٢٣ ص
٢٤٢٤ ص
٢٤٢٥ ص
٢٤٢٦ ص
٢٤٢٧ ص
٢٤٢٨ ص
٢٤٢٩ ص
٢٤٣٠ ص
٢٤٣١ ص
٢٤٣٢ ص
٢٤٣٣ ص
٢٤٣٤ ص
٢٤٣٥ ص
٢٤٣٦ ص
٢٤٣٧ ص
٢٤٣٨ ص
٢٤٣٩ ص
٢٤٤٠ ص
٢٤٤١ ص
٢٤٤٢ ص
٢٤٤٣ ص
٢٤٤٤ ص
٢٤٤٥ ص
٢٤٤٦ ص
٢٤٤٧ ص
٢٤٤٨ ص
٢٤٤٩ ص
٢٤٥٠ ص
٢٤٥١ ص
٢٤٥٢ ص
٢٤٥٣ ص
٢٤٥٤ ص
٢٤٥٥ ص
٢٤٥٦ ص
٢٤٥٧ ص
٢٤٥٨ ص
٢٤٥٩ ص
٢٤٦٠ ص
٢٤٦١ ص
٢٤٦٢ ص
٢٤٦٣ ص
٢٤٦٤ ص
٢٤٦٥ ص
٢٤٦٦ ص
٢٤٦٧ ص
٢٤٦٨ ص
٢٤٦٩ ص
٢٤٧٠ ص
٢٤٧١ ص
٢٤٧٢ ص
٢٤٧٣ ص
٢٤٧٤ ص
٢٤٧٥ ص
٢٤٧٦ ص
٢٤٧٧ ص
٢٤٧٨ ص
٢٤٧٩ ص
٢٤٨٠ ص
٢٤٨١ ص
٢٤٨٢ ص
٢٤٨٣ ص
٢٤٨٤ ص
٢٤٨٥ ص
٢٤٨٦ ص
٢٤٨٧ ص
٢٤٨٨ ص
٢٤٨٩ ص
٢٤٩٠ ص
٢٤٩١ ص
٢٤٩٢ ص
٢٤٩٣ ص
٢٤٩٤ ص
٢٤٩٥ ص
٢٤٩٦ ص
٢٤٩٧ ص
٢٤٩٨ ص
٢٤٩٩ ص
٢٥٠٠ ص
٢٥٠١ ص
٢٥٠٢ ص
٢٥٠٣ ص
٢٥٠٤ ص
٢٥٠٥ ص
٢٥٠٦ ص
٢٥٠٧ ص
٢٥٠٨ ص
٢٥٠٩ ص
٢٥١٠ ص
٢٥١١ ص
٢٥١٢ ص
٢٥١٣ ص
٢٥١٤ ص
٢٥١٥ ص
٢٥١٦ ص
٢٥١٧ ص
٢٥١٨ ص
٢٥١٩ ص
٢٥٢٠ ص
٢٥٢١ ص
٢٥٢٢ ص
٢٥٢٣ ص
٢٥٢٤ ص
٢٥٢٥ ص
٢٥٢٦ ص
٢٥٢٧ ص
٢٥٢٨ ص
٢٥٢٩ ص
٢٥٣٠ ص
٢٥٣١ ص
٢٥٣٢ ص
٢٥٣٣ ص
٢٥٣٤ ص
٢٥٣٥ ص
٢٥٣٦ ص
٢٥٣٧ ص
٢٥٣٨ ص
٢٥٣٩ ص
٢٥٤٠ ص
٢٥٤١ ص
٢٥٤٢ ص
٢٥٤٣ ص
٢٥٤٤ ص
٢٥٤٥ ص
٢٥٤٦ ص
٢٥٤٧ ص
٢٥٤٨ ص
٢٥٤٩ ص
٢٥٥٠ ص
٢٥٥١ ص
٢٥٥٢ ص
٢٥٥٣ ص
٢٥٥٤ ص
٢٥٥٥ ص
٢٥٥٦ ص
٢٥٥٧ ص
٢٥٥٨ ص
٢٥٥٩ ص
٢٥٦٠ ص
٢٥٦١ ص
٢٥٦٢ ص
٢٥٦٣ ص
٢٥٦٤ ص
٢٥٦٥ ص
٢٥٦٦ ص
٢٥٦٧ ص
٢٥٦٨ ص
٢٥٦٩ ص
٢٥٧٠ ص
٢٥٧١ ص
٢٥٧٢ ص
٢٥٧٣ ص
٢٥٧٤ ص
٢٥٧٥ ص
٢٥٧٦ ص
٢٥٧٧ ص
٢٥٧٨ ص
٢٥٧٩ ص
٢٥٨٠ ص
٢٥٨١ ص
٢٥٨٢ ص
٢٥٨٣ ص
٢٥٨٤ ص
٢٥٨٥ ص
٢٥٨٦ ص
٢٥٨٧ ص
٢٥٨٨ ص
٢٥٨٩ ص
٢٥٩٠ ص
٢٥٩١ ص
٢٥٩٢ ص
٢٥٩٣ ص
٢٥٩٤ ص
٢٥٩٥ ص
٢٥٩٦ ص
٢٥٩٧ ص
٢٥٩٨ ص
٢٥٩٩ ص
٢٦٠٠ ص
٢٦٠١ ص
٢٦٠٢ ص
٢٦٠٣ ص
٢٦٠٤ ص
٢٦٠٥ ص
٢٦٠٦ ص
٢٦٠٧ ص
٢٦٠٨ ص
٢٦٠٩ ص
٢٦١٠ ص
٢٦١١ ص
٢٦١٢ ص
٢٦١٣ ص
٢٦١٤ ص
٢٦١٥ ص
٢٦١٦ ص
٢٦١٧ ص
٢٦١٨ ص
٢٦١٩ ص
٢٦٢٠ ص
٢٦٢١ ص
٢٦٢٢ ص
٢٦٢٣ ص
٢٦٢٤ ص
٢٦٢٥ ص
٢٦٢٦ ص
٢٦٢٧ ص
٢٦٢٨ ص
٢٦٢٩ ص
٢٦٣٠ ص
٢٦٣١ ص
٢٦٣٢ ص
٢٦٣٣ ص
٢٦٣٤ ص
٢٦٣٥ ص
٢٦٣٦ ص
٢٦٣٧ ص
٢٦٣٨ ص
٢٦٣٩ ص
٢٦٤٠ ص
٢٦٤١ ص
٢٦٤٢ ص
٢٦٤٣ ص
٢٦٤٤ ص
٢٦٤٥ ص
٢٦٤٦ ص
٢٦٤٧ ص
٢٦٤٨ ص
٢٦٤٩ ص
٢٦٥٠ ص
٢٦٥١ ص
٢٦٥٢ ص
٢٦٥٣ ص
٢٦٥٤ ص
٢٦٥٥ ص
٢٦٥٦ ص
٢٦٥٧ ص
٢٦٥٨ ص
٢٦٥٩ ص
٢٦٦٠ ص
٢٦٦١ ص
٢٦٦٢ ص
٢٦٦٣ ص
٢٦٦٤ ص
٢٦٦٥ ص
٢٦٦٦ ص
٢٦٦٧ ص
٢٦٦٨ ص
٢٦٦٩ ص
٢٦٧٠ ص
٢٦٧١ ص
٢٦٧٢ ص
٢٦٧٣ ص
٢٦٧٤ ص
٢٦٧٥ ص
٢٦٧٦ ص
٢٦٧٧ ص
٢٦٧٨ ص
٢٦٧٩ ص
٢٦٨٠ ص
٢٦٨١ ص
٢٦٨٢ ص
٢٦٨٣ ص
٢٦٨٤ ص
٢٦٨٥ ص
٢٦٨٦ ص
٢٦٨٧ ص
٢٦٨٨ ص
٢٦٨٩ ص
٢٦٩٠ ص
٢٦٩١ ص
٢٦٩٢ ص
٢٦٩٣ ص
٢٦٩٤ ص
٢٦٩٥ ص
٢٦٩٦ ص
٢٦٩٧ ص
٢٦٩٨ ص
٢٦٩٩ ص
٢٧٠٠ ص
٢٧٠١ ص
٢٧٠٢ ص
٢٧٠٣ ص
٢٧٠٤ ص
٢٧٠٥ ص
٢٧٠٦ ص
٢٧٠٧ ص
٢٧٠٨ ص
٢٧٠٩ ص
٢٧١٠ ص
٢٧١١ ص
٢٧١٢ ص
٢٧١٣ ص
٢٧١٤ ص
٢٧١٥ ص
٢٧١٦ ص
٢٧١٧ ص
٢٧١٨ ص
٢٧١٩ ص
٢٧٢٠ ص
٢٧٢١ ص
٢٧٢٢ ص
٢٧٢٣ ص
٢٧٢٤ ص
٢٧٢٥ ص
٢٧٢٦ ص
٢٧٢٧ ص
٢٧٢٨ ص
٢٧٢٩ ص
٢٧٣٠ ص
٢٧٣١ ص
٢٧٣٢ ص
٢٧٣٣ ص
٢٧٣٤ ص
٢٧٣٥ ص
٢٧٣٦ ص
٢٧٣٧ ص
٢٧٣٨ ص
٢٧٣٩ ص
٢٧٤٠ ص
٢٧٤١ ص
٢٧٤٢ ص
٢٧٤٣ ص
٢٧٤٤ ص
٢٧٤٥ ص
٢٧٤٦ ص
٢٧٤٧ ص
٢٧٤٨ ص
٢٧٤٩ ص
٢٧٥٠ ص
٢٧٥١ ص
٢٧٥٢ ص
٢٧٥٣ ص
٢٧٥٤ ص
٢٧٥٥ ص
٢٧٥٦ ص
٢٧٥٧ ص
٢٧٥٨ ص
٢٧٥٩ ص
٢٧٦٠ ص
٢٧٦١ ص
٢٧٦٢ ص
٢٧٦٣ ص
٢٧٦٤ ص
٢٧٦٥ ص
٢٧٦٦ ص
٢٧٦٧ ص
٢٧٦٨ ص
٢٧٦٩ ص
٢٧٧٠ ص
٢٧٧١ ص
٢٧٧٢ ص
٢٧٧٣ ص
٢٧٧٤ ص
٢٧٧٥ ص
٢٧٧٦ ص
٢٧٧٧ ص
٢٧٧٨ ص
٢٧٧٩ ص
٢٧٨٠ ص
٢٧٨١ ص
٢٧٨٢ ص
٢٧٨٣ ص
٢٧٨٤ ص
٢٧٨٥ ص
٢٧٨٦ ص
٢٧٨٧ ص
٢٧٨٨ ص
٢٧٨٩ ص
٢٧٩٠ ص
٢٧٩١ ص
٢٧٩٢ ص
٢٧٩٣ ص
٢٧٩٤ ص
٢٧٩٥ ص
٢٧٩٦ ص
٢٧٩٧ ص
٢٧٩٨ ص
٢٧٩٩ ص
٢٨٠٠ ص
٢٨٠١ ص
٢٨٠٢ ص
٢٨٠٣ ص
٢٨٠٤ ص
٢٨٠٥ ص
٢٨٠٦ ص
٢٨٠٧ ص
٢٨٠٨ ص
٢٨٠٩ ص
٢٨١٠ ص
٢٨١١ ص
٢٨١٢ ص
٢٨١٣ ص
٢٨١٤ ص
٢٨١٥ ص
٢٨١٦ ص
٢٨١٧ ص
٢٨١٨ ص
٢٨١٩ ص
٢٨٢٠ ص
٢٨٢١ ص
٢٨٢٢ ص
٢٨٢٣ ص
٢٨٢٤ ص
٢٨٢٥ ص
٢٨٢٦ ص
٢٨٢٧ ص
٢٨٢٨ ص
٢٨٢٩ ص
٢٨٣٠ ص
٢٨٣١ ص
٢٨٣٢ ص
٢٨٣٣ ص
٢٨٣٤ ص
٢٨٣٥ ص
٢٨٣٦ ص
٢٨٣٧ ص
٢٨٣٨ ص
٢٨٣٩ ص
٢٨٤٠ ص
٢٨٤١ ص
٢٨٤٢ ص
٢٨٤٣ ص
٢٨٤٤ ص
٢٨٤٥ ص
٢٨٤٦ ص
٢٨٤٧ ص
٢٨٤٨ ص
٢٨٤٩ ص
٢٨٥٠ ص
٢٨٥١ ص
٢٨٥٢ ص
٢٨٥٣ ص
٢٨٥٤ ص
٢٨٥٥ ص
٢٨٥٦ ص
٢٨٥٧ ص
٢٨٥٨ ص
٢٨٥٩ ص
٢٨٦٠ ص
٢٨٦١ ص
٢٨٦٢ ص
٢٨٦٣ ص
٢٨٦٤ ص
٢٨٦٥ ص
٢٨٦٦ ص
٢٨٦٧ ص
٢٨٦٨ ص
٢٨٦٩ ص
٢٨٧٠ ص
٢٨٧١ ص
٢٨٧٢ ص
٢٨٧٣ ص
٢٨٧٤ ص
٢٨٧٥ ص
٢٨٧٦ ص
٢٨٧٧ ص
٢٨٧٨ ص
٢٨٧٩ ص
٢٨٨٠ ص
٢٨٨١ ص
٢٨٨٢ ص
٢٨٨٣ ص
٢٨٨٤ ص
٢٨٨٥ ص
٢٨٨٦ ص
٢٨٨٧ ص
٢٨٨٨ ص
٢٨٨٩ ص
٢٨٩٠ ص
٢٨٩١ ص
٢٨٩٢ ص
٢٨٩٣ ص
٢٨٩٤ ص
٢٨٩٥ ص
٢٨٩٦ ص
٢٨٩٧ ص
٢٨٩٨ ص
٢٨٩٩ ص
٢٩٠٠ ص
٢٩٠١ ص
٢٩٠٢ ص
٢٩٠٣ ص
٢٩٠٤ ص
٢٩٠٥ ص
٢٩٠٦ ص
٢٩٠٧ ص
٢٩٠٨ ص
٢٩٠٩ ص
٢٩١٠ ص
٢٩١١ ص
٢٩١٢ ص
٢٩١٣ ص
٢٩١٤ ص
٢٩١٥ ص
٢٩١٦ ص
٢٩١٧ ص
٢٩١٨ ص
٢٩١٩ ص
٢٩٢٠ ص
٢٩٢١ ص
٢٩٢٢ ص
٢٩٢٣ ص
٢٩٢٤ ص
٢٩٢٥ ص
٢٩٢٦ ص
٢٩٢٧ ص
٢٩٢٨ ص
٢٩٢٩ ص
٢٩٣٠ ص
٢٩٣١ ص
٢٩٣٢ ص
٢٩٣٣ ص
٢٩٣٤ ص
٢٩٣٥ ص
٢٩٣٦ ص
٢٩٣٧ ص
٢٩٣٨ ص
٢٩٣٩ ص
٢٩٤٠ ص
٢٩٤١ ص
٢٩٤٢ ص
٢٩٤٣ ص
٢٩٤٤ ص
٢٩٤٥ ص
٢٩٤٦ ص
٢٩٤٧ ص
٢٩٤٨ ص
٢٩٤٩ ص
٢٩٥٠ ص
٢٩٥١ ص
٢٩٥٢ ص
٢٩٥٣ ص
٢٩٥٤ ص
٢٩٥٥ ص
٢٩٥٦ ص
٢٩٥٧ ص
٢٩٥٨ ص
٢٩٥٩ ص
٢٩٦٠ ص
٢٩٦١ ص
٢٩٦٢ ص
٢٩٦٣ ص
٢٩٦٤ ص
٢٩٦٥ ص
٢٩٦٦ ص
٢٩٦٧ ص
٢٩٦٨ ص
٢٩٦٩ ص
٢٩٧٠ ص
٢٩٧١ ص
٢٩٧٢ ص
٢٩٧٣ ص
٢٩٧٤ ص
٢٩٧٥ ص
٢٩٧٦ ص
٢٩٧٧ ص
٢٩٧٨ ص
٢٩٧٩ ص
٢٩٨٠ ص
٢٩٨١ ص
٢٩٨٢ ص
٢٩٨٣ ص
٢٩٨٤ ص
٢٩٨٥ ص
٢٩٨٦ ص
٢٩٨٧ ص
٢٩٨٨ ص
٢٩٨٩ ص
٢٩٩٠ ص
٢٩٩١ ص
٢٩٩٢ ص
٢٩٩٣ ص
٢٩٩٤ ص
٢٩٩٥ ص
٢٩٩٦ ص
٢٩٩٧ ص
٢٩٩٨ ص
٢٩٩٩ ص
٣٠٠٠ ص
٣٠٠١ ص
٣٠٠٢ ص
٣٠٠٣ ص
٣٠٠٤ ص
٣٠٠٥ ص
٣٠٠٦ ص
٣٠٠٧ ص
٣٠٠٨ ص
٣٠٠٩ ص
٣٠١٠ ص
٣٠١١ ص
٣٠١٢ ص
٣٠١٣ ص
٣٠١٤ ص
٣٠١٥ ص
٣٠١٦ ص
٣٠١٧ ص
٣٠١٨ ص
٣٠١٩ ص
٣٠٢٠ ص
٣٠٢١ ص
٣٠٢٢ ص
٣٠٢٣ ص
٣٠٢٤ ص
٣٠٢٥ ص
٣٠٢٦ ص
٣٠٢٧ ص
٣٠٢٨ ص
٣٠٢٩ ص
٣٠٣٠ ص
٣٠٣١ ص
٣٠٣٢ ص
٣٠٣٣ ص
٣٠٣٤ ص
٣٠٣٥ ص
٣٠٣٦ ص
٣٠٣٧ ص
٣٠٣٨ ص
٣٠٣٩ ص
٣٠٤٠ ص
٣٠٤١ ص
٣٠٤٢ ص
٣٠٤٣ ص
٣٠٤٤ ص
٣٠٤٥ ص
٣٠٤٦ ص
٣٠٤٧ ص
٣٠٤٨ ص
٣٠٤٩ ص
٣٠٥٠ ص
٣٠٥١ ص
٣٠٥٢ ص
٣٠٥٣ ص
٣٠٥٤ ص
٣٠٥٥ ص
٣٠٥٦ ص
٣٠٥٧ ص
٣٠٥٨ ص
٣٠٥٩ ص
٣٠٦٠ ص
٣٠٦١ ص
٣٠٦٢ ص
٣٠٦٣ ص
٣٠٦٤ ص
٣٠٦٥ ص
٣٠٦٦ ص
٣٠٦٧ ص
٣٠٦٨ ص
٣٠٦٩ ص
٣٠٧٠ ص
٣٠٧١ ص
٣٠٧٢ ص
٣٠٧٣ ص
٣٠٧٤ ص
٣٠٧٥ ص
٣٠٧٦ ص
٣٠٧٧ ص
٣٠٧٨ ص
٣٠٧٩ ص
٣٠٨٠ ص
٣٠٨١ ص
٣٠٨٢ ص
٣٠٨٣ ص
٣٠٨٤ ص
٣٠٨٥ ص
٣٠٨٦ ص
٣٠٨٧ ص
٣٠٨٨ ص
٣٠٨٩ ص
٣٠٩٠ ص
٣٠٩١ ص
٣٠٩٢ ص
٣٠٩٣ ص
٣٠٩٤ ص
٣٠٩٥ ص
٣٠٩٦ ص
٣٠٩٧ ص
٣٠٩٨ ص
٣٠٩٩ ص
٣١٠٠ ص
٣١٠١ ص
٣١٠٢ ص
٣١٠٣ ص
٣١٠٤ ص
٣١٠٥ ص
٣١٠٦ ص
٣١٠٧ ص
٣١٠٨ ص
٣١٠٩ ص
٣١١٠ ص
٣١١١ ص
٣١١٢ ص
٣١١٣ ص
٣١١٤ ص
٣١١٥ ص
٣١١٦ ص
٣١١٧ ص
٣١١٨ ص
٣١١٩ ص
٣١٢٠ ص
٣١٢١ ص
٣١٢٢ ص
٣١٢٣ ص
٣١٢٤ ص
٣١٢٥ ص
٣١٢٦ ص
٣١٢٧ ص
٣١٢٨ ص
٣١٢٩ ص
٣١٣٠ ص
٣١٣١ ص
٣١٣٢ ص
٣١٣٣ ص
٣١٣٤ ص
٣١٣٥ ص
٣١٣٦ ص
٣١٣٧ ص
٣١٣٨ ص
٣١٣٩ ص
٣١٤٠ ص
٣١٤١ ص
٣١٤٢ ص
٣١٤٣ ص
٣١٤٤ ص
٣١٤٥ ص
٣١٤٦ ص
٣١٤٧ ص
٣١٤٨ ص
٣١٤٩ ص
٣١٥٠ ص
٣١٥١ ص
٣١٥٢ ص
٣١٥٣ ص
٣١٥٤ ص
٣١٥٥ ص
٣١٥٦ ص
٣١٥٧ ص
٣١٥٨ ص
٣١٥٩ ص
٣١٦٠ ص
٣١٦١ ص
٣١٦٢ ص
٣١٦٣ ص
٣١٦٤ ص
٣١٦٥ ص
٣١٦٦ ص
٣١٦٧ ص
٣١٦٨ ص
٣١٦٩ ص
٣١٧٠ ص
٣١٧١ ص
٣١٧٢ ص
٣١٧٣ ص
٣١٧٤ ص
٣١٧٥ ص
٣١٧٦ ص
٣١٧٧ ص
٣١٧٨ ص
٣١٧٩ ص
٣١٨٠ ص
٣١٨١ ص
٣١٨٢ ص
٣١٨٣ ص
٣١٨٤ ص
٣١٨٥ ص
٣١٨٦ ص
٣١٨٧ ص
٣١٨٨ ص
٣١٨٩ ص
٣١٩٠ ص
٣١٩١ ص
٣١٩٢ ص
٣١٩٣ ص
٣١٩٤ ص
٣١٩٥ ص
٣١٩٦ ص
٣١٩٧ ص
٣١٩٨ ص
٣١٩٩ ص
٣٢٠٠ ص
٣٢٠١ ص
٣٢٠٢ ص
٣٢٠٣ ص
٣٢٠٤ ص
٣٢٠٥ ص
٣٢٠٦ ص
٣٢٠٧ ص
٣٢٠٨ ص
٣٢٠٩ ص
٣٢١٠ ص
٣٢١١ ص
٣٢١٢ ص
٣٢١٣ ص
٣٢١٤ ص
٣٢١٥ ص
٣٢١٦ ص
٣٢١٧ ص
٣٢١٨ ص
٣٢١٩ ص
٣٢٢٠ ص
٣٢٢١ ص
٣٢٢٢ ص
٣٢٢٣ ص
٣٢٢٤ ص
٣٢٢٥ ص
٣٢٢٦ ص
٣٢٢٧ ص
٣٢٢٨ ص
٣٢٢٩ ص
٣٢٣٠ ص
٣٢٣١ ص
٣٢٣٢ ص
٣٢٣٣ ص
٣٢٣٤ ص
٣٢٣٥ ص
٣٢٣٦ ص
٣٢٣٧ ص
٣٢٣٨ ص
٣٢٣٩ ص
٣٢٤٠ ص
٣٢٤١ ص
٣٢٤٢ ص
٣٢٤٣ ص
٣٢٤٤ ص
٣٢٤٥ ص
٣٢٤٦ ص
٣٢٤٧ ص
٣٢٤٨ ص
٣٢٤٩ ص
٣٢٥٠ ص
٣٢٥١ ص
٣٢٥٢ ص
٣٢٥٣ ص
٣٢٥٤ ص
٣٢٥٥ ص
٣٢٥٦ ص
٣٢٥٧ ص
٣٢٥٨ ص
٣٢٥٩ ص
٣٢٦٠ ص
٣٢٦١ ص
٣٢٦٢ ص
٣٢٦٣ ص
٣٢٦٤ ص
٣٢٦٥ ص
٣٢٦٦ ص
٣٢٦٧ ص
٣٢٦٨ ص
٣٢٦٩ ص
٣٢٧٠ ص
٣٢٧١ ص
٣٢٧٢ ص
٣٢٧٣ ص
٣٢٧٤ ص
٣٢٧٥ ص
٣٢٧٦ ص
٣٢٧٧ ص
٣٢٧٨ ص
٣٢٧٩ ص
٣٢٨٠ ص
٣٢٨١ ص
٣٢٨٢ ص
٣٢٨٣ ص
٣٢٨٤ ص
٣٢٨٥ ص
٣٢٨٦ ص
٣٢٨٧ ص
٣٢٨٨ ص
٣٢٨٩ ص
٣٢٩٠ ص
٣٢٩١ ص
٣٢٩٢ ص
٣٢٩٣ ص
٣٢٩٤ ص
٣٢٩٥ ص
٣٢٩٦ ص
٣٢٩٧ ص
٣٢٩٨ ص
٣٢٩٩ ص
٣٣٠٠ ص
٣٣٠١ ص
٣٣٠٢ ص
٣٣٠٣ ص
٣٣٠٤ ص
٣٣٠٥ ص
٣٣٠٦ ص
٣٣٠٧ ص
٣٣٠٨ ص
٣٣٠٩ ص
٣٣١٠ ص
٣٣١١ ص
٣٣١٢ ص
٣٣١٣ ص
٣٣١٤ ص
٣٣١٥ ص
٣٣١٦ ص
٣٣١٧ ص
٣٣١٨ ص
٣٣١٩ ص
٣٣٢٠ ص
٣٣٢١ ص
٣٣٢٢ ص
٣٣٢٣ ص
٣٣٢٤ ص
٣٣٢٥ ص
٣٣٢٦ ص
٣٣٢٧ ص
٣٣٢٨ ص
٣٣٢٩ ص
٣٣٣٠ ص
٣٣٣١ ص
٣٣٣٢ ص
٣٣٣٣ ص
٣٣٣٤ ص
٣٣٣٥ ص
٣٣٣٦ ص
٣٣٣٧ ص
٣٣٣٨ ص
٣٣٣٩ ص
٣٣٤٠ ص
٣٣٤١ ص
٣٣٤٢ ص
٣٣٤٣ ص
٣٣٤٤ ص
٣٣٤٥ ص
٣٣٤٦ ص
٣٣٤٧ ص
٣٣٤٨ ص
٣٣٤٩ ص
٣٣٥٠ ص
٣٣٥١ ص
٣٣٥٢ ص
٣٣٥٣ ص
٣٣٥٤ ص
٣٣٥٥ ص
٣٣٥٦ ص
٣٣٥٧ ص
٣٣٥٨ ص
٣٣٥٩ ص
٣٣٦٠ ص
٣٣٦١ ص
٣٣٦٢ ص
٣٣٦٣ ص
٣٣٦٤ ص
٣٣٦٥ ص
٣٣٦٦ ص
٣٣٦٧ ص
٣٣٦٨ ص
٣٣٦٩ ص
٣٣٧٠ ص
٣٣٧١ ص
٣٣٧٢ ص
٣٣٧٣ ص
٣٣٧٤ ص
٣٣٧٥ ص
٣٣٧٦ ص
٣٣٧٧ ص
٣٣٧٨ ص
٣٣٧٩ ص
٣٣٨٠ ص
٣٣٨١ ص
٣٣٨٢ ص
٣٣٨٣ ص
٣٣٨٤ ص
٣٣٨٥ ص
٣٣٨٦ ص
٣٣٨٧ ص
٣٣٨٨ ص
٣٣٨٩ ص
٣٣٩٠ ص
٣٣٩١ ص
٣٣٩٢ ص
٣٣٩٣ ص
٣٣٩٤ ص
٣٣٩٥ ص
٣٣٩٦ ص
٣٣٩٧ ص
٣٣٩٨ ص
٣٣٩٩ ص
٣٤٠٠ ص
٣٤٠١ ص
٣٤٠٢ ص
٣٤٠٣ ص
٣٤٠٤ ص
٣٤٠٥ ص
٣٤٠٦ ص
٣٤٠٧ ص
٣٤٠٨ ص
٣٤٠٩ ص
٣٤١٠ ص
٣٤١١ ص
٣٤١٢ ص
٣٤١٣ ص
٣٤١٤ ص
٣٤١٥ ص
٣٤١٦ ص
٣٤١٧ ص
٣٤١٨ ص
٣٤١٩ ص
٣٤٢٠ ص
٣٤٢١ ص
٣٤٢٢ ص
٣٤٢٣ ص
٣٤٢٤ ص
٣٤٢٥ ص
٣٤٢٦ ص
٣٤٢٧ ص
٣٤٢٨ ص
٣٤٢٩ ص
٣٤٣٠ ص
٣٤٣١ ص
٣٤٣٢ ص
٣٤٣٣ ص
٣٤٣٤ ص
٣٤٣٥ ص
٣٤٣٦ ص
٣٤٣٧ ص
٣٤٣٨ ص
٣٤٣٩ ص
٣٤٤٠ ص
٣٤٤١ ص
٣٤٤٢ ص
٣٤٤٣ ص
٣٤٤٤ ص
٣٤٤٥ ص
٣٤٤٦ ص
٣٤٤٧ ص
٣٤٤٨ ص
٣٤٤٩ ص
٣٤٥٠ ص
٣٤٥١ ص
٣٤٥٢ ص
٣٤٥٣ ص
٣٤٥٤ ص
٣٤٥٥ ص
٣٤٥٦ ص
٣٤٥٧ ص
٣٤٥٨ ص
٣٤٥٩ ص
٣٤٦٠ ص
٣٤٦١ ص
٣٤٦٢ ص
٣٤٦٣ ص
٣٤٦٤ ص
٣٤٦٥ ص
٣٤٦٦ ص
٣٤٦٧ ص
٣٤٦٨ ص
٣٤٦٩ ص
٣٤٧٠ ص
٣٤٧١ ص
٣٤٧٢ ص
٣٤٧٣ ص
٣٤٧٤ ص
٣٤٧٥ ص
٣٤٧٦ ص
٣٤٧٧ ص
٣٤٧٨ ص
٣٤٧٩ ص
٣٤٨٠ ص
٣٤٨١ ص
٣٤٨٢ ص
٣٤٨٣ ص
٣٤٨٤ ص
٣٤٨٥ ص
٣٤٨٦ ص
٣٤٨٧ ص
٣٤٨٨ ص
٣٤٨٩ ص
٣٤٩٠ ص
٣٤٩١ ص
٣٤٩٢ ص
٣٤٩٣ ص
٣٤٩٤ ص
٣٤٩٥ ص
٣٤٩٦ ص
٣٤٩٧ ص
٣٤٩٨ ص
٣٤٩٩ ص
٣٥٠٠ ص
٣٥٠١ ص
٣٥٠٢ ص
٣٥٠٣ ص
٣٥٠٤ ص
٣٥٠٥ ص
٣٥٠٦ ص
٣٥٠٧ ص
٣٥٠٨ ص
٣٥٠٩ ص
٣٥١٠ ص
٣٥١١ ص
٣٥١٢ ص
٣٥١٣ ص
٣٥١٤ ص
٣٥١٥ ص
٣٥١٦ ص
٣٥١٧ ص
٣٥١٨ ص
٣٥١٩ ص
٣٥٢٠ ص
٣٥٢١ ص
٣٥٢٢ ص
٣٥٢٣ ص
٣٥٢٤ ص
٣٥٢٥ ص
٣٥٢٦ ص
٣٥٢٧ ص
٣٥٢٨ ص
٣٥٢٩ ص
٣٥٣٠ ص
٣٥٣١ ص
٣٥٣٢ ص
٣٥٣٣ ص
٣٥٣٤ ص
٣٥٣٥ ص
٣٥٣٦ ص
٣٥٣٧ ص
٣٥٣٨ ص
٣٥٣٩ ص
٣٥٤٠ ص
٣٥٤١ ص
٣٥٤٢ ص
٣٥٤٣ ص
٣٥٤٤ ص
٣٥٤٥ ص
٣٥٤٦ ص
٣٥٤٧ ص
٣٥٤٨ ص
٣٥٤٩ ص
٣٥٥٠ ص
٣٥٥١ ص
٣٥٥٢ ص
٣٥٥٣ ص
٣٥٥٤ ص
٣٥٥٥ ص
٣٥٥٦ ص
٣٥٥٧ ص
٣٥٥٨ ص
٣٥٥٩ ص
٣٥٦٠ ص
٣٥٦١ ص
٣٥٦٢ ص
٣٥٦٣ ص
٣٥٦٤ ص
٣٥٦٥ ص
٣٥٦٦ ص
٣٥٦٧ ص
٣٥٦٨ ص
٣٥٦٩ ص
٣٥٧٠ ص
٣٥٧١ ص
٣٥٧٢ ص
٣٥٧٣ ص
٣٥٧٤ ص
٣٥٧٥ ص
٣٥٧٦ ص
٣٥٧٧ ص
٣٥٧٨ ص
٣٥٧٩ ص
٣٥٨٠ ص
٣٥٨١ ص
٣٥٨٢ ص
٣٥٨٣ ص
٣٥٨٤ ص
٣٥٨٥ ص
٣٥٨٦ ص
٣٥٨٧ ص
٣٥٨٨ ص
٣٥٨٩ ص
٣٥٩٠ ص
٣٥٩١ ص
٣٥٩٢ ص
٣٥٩٣ ص
٣٥٩٤ ص
٣٥٩٥ ص
٣٥٩٦ ص
٣٥٩٧ ص
٣٥٩٨ ص
٣٥٩٩ ص
٣٦٠٠ ص
٣٦٠١ ص
٣٦٠٢ ص
٣٦٠٣ ص
٣٦٠٤ ص
٣٦٠٥ ص
٣٦٠٦ ص
٣٦٠٧ ص
٣٦٠٨ ص
٣٦٠٩ ص
٣٦١٠ ص
٣٦١١ ص
٣٦١٢ ص
٣٦١٣ ص
٣٦١٤ ص
٣٦١٥ ص
٣٦١٦ ص
٣٦١٧ ص
٣٦١٨ ص
٣٦١٩ ص
٣٦٢٠ ص
٣٦٢١ ص
٣٦٢٢ ص
٣٦٢٣ ص
٣٦٢٤ ص
٣٦٢٥ ص
٣٦٢٦ ص
٣٦٢٧ ص
٣٦٢٨ ص
٣٦٢٩ ص
٣٦٣٠ ص
٣٦٣١ ص
٣٦٣٢ ص
٣٦٣٣ ص
٣٦٣٤ ص
٣٦٣٥ ص
٣٦٣٦ ص
٣٦٣٧ ص
٣٦٣٨ ص
٣٦٣٩ ص
٣٦٤٠ ص
٣٦٤١ ص
٣٦٤٢ ص
٣٦٤٣ ص
٣٦٤٤ ص
٣٦٤٥ ص
٣٦٤٦ ص
٣٦٤٧ ص
٣٦٤٨ ص
٣٦٤٩ ص
٣٦٥٠ ص
٣٦٥١ ص
٣٦٥٢ ص
٣٦٥٣ ص
٣٦٥٤ ص
٣٦٥٥ ص
٣٦٥٦ ص
٣٦٥٧ ص
٣٦٥٨ ص
٣٦٥٩ ص
٣٦٦٠ ص
٣٦٦١ ص
٣٦٦٢ ص
٣٦٦٣ ص
٣٦٦٤ ص
٣٦٦٥ ص
٣٦٦٦ ص
٣٦٦٧ ص
٣٦٦٨ ص
٣٦٦٩ ص
٣٦٧٠ ص
٣٦٧١ ص
٣٦٧٢ ص
٣٦٧٣ ص
٣٦٧٤ ص
٣٦٧٥ ص
٣٦٧٦ ص
٣٦٧٧ ص
٣٦٧٨ ص
٣٦٧٩ ص
٣٦٨٠ ص
٣٦٨١ ص
٣٦٨٢ ص
٣٦٨٣ ص
٣٦٨٤ ص
٣٦٨٥ ص
٣٦٨٦ ص
٣٦٨٧ ص
٣٦٨٨ ص
٣٦٨٩ ص
٣٦٩٠ ص
٣٦٩١ ص
٣٦٩٢ ص
٣٦٩٣ ص
٣٦٩٤ ص
٣٦٩٥ ص
٣٦٩٦ ص
٣٦٩٧ ص
٣٦٩٨ ص
٣٦٩٩ ص
٣٧٠٠ ص
٣٧٠١ ص
٣٧٠٢ ص
٣٧٠٣ ص
٣٧٠٤ ص
٣٧٠٥ ص
٣٧٠٦ ص
٣٧٠٧ ص
٣٧٠٨ ص
٣٧٠٩ ص
٣٧١٠ ص
٣٧١١ ص
٣٧١٢ ص
٣٧١٣ ص
٣٧١٤ ص
٣٧١٥ ص
٣٧١٦ ص
٣٧١٧ ص
٣٧١٨ ص
٣٧١٩ ص
٣٧٢٠ ص
٣٧٢١ ص
٣٧٢٢ ص
٣٧٢٣ ص
٣٧٢٤ ص
٣٧٢٥ ص
٣٧٢٦ ص
٣٧٢٧ ص
٣٧٢٨ ص
٣٧٢٩ ص
٣٧٣٠ ص
٣٧٣١ ص
٣٧٣٢ ص
٣٧٣٣ ص
٣٧٣٤ ص
٣٧٣٥ ص
٣٧٣٦ ص
٣٧٣٧ ص
٣٧٣٨ ص
٣٧٣٩ ص
٣٧٤٠ ص
٣٧٤١ ص
٣٧٤٢ ص
٣٧٤٣ ص
٣٧٤٤ ص
٣٧٤٥ ص
٣٧٤٦ ص
٣٧٤٧ ص
٣٧٤٨ ص
٣٧٤٩ ص
٣٧٥٠ ص
٣٧٥١ ص
٣٧٥٢ ص
٣٧٥٣ ص
٣٧٥٤ ص
٣٧٥٥ ص
٣٧٥٦ ص
٣٧٥٧ ص
٣٧٥٨ ص
٣٧٥٩ ص
٣٧٦٠ ص
٣٧٦١ ص
٣٧٦٢ ص
٣٧٦٣ ص
٣٧٦٤ ص
٣٧٦٥ ص
٣٧٦٦ ص
٣٧٦٧ ص
٣٧٦٨ ص
٣٧٦٩ ص
٣٧٧٠ ص
٣٧٧١ ص
٣٧٧٢ ص
٣٧٧٣ ص
٣٧٧٤ ص
٣٧٧٥ ص
٣٧٧٦ ص
٣٧٧٧ ص
٣٧٧٨ ص
٣٧٧٩ ص
٣٧٨٠ ص
٣٧٨١ ص
٣٧٨٢ ص
٣٧٨٣ ص
٣٧٨٤ ص
٣٧٨٥ ص
٣٧٨٦ ص
٣٧٨٧ ص
٣٧٨٨ ص
٣٧٨٩ ص
٣٧٩٠ ص
٣٧٩١ ص
٣٧٩٢ ص
٣٧٩٣ ص
٣٧٩٤ ص
٣٧٩٥ ص
٣٧٩٦ ص
٣٧٩٧ ص
٣٧٩٨ ص
٣٧٩٩ ص
٣٨٠٠ ص
٣٨٠١ ص
٣٨٠٢ ص
٣٨٠٣ ص
٣٨٠٤ ص
٣٨٠٥ ص
٣٨٠٦ ص
٣٨٠٧ ص
٣٨٠٨ ص
٣٨٠٩ ص
٣٨١٠ ص
٣٨١١ ص
٣٨١٢ ص
٣٨١٣ ص
٣٨١٤ ص
٣٨١٥ ص
٣٨١٦ ص
٣٨١٧ ص
٣٨١٨ ص
٣٨١٩ ص
٣٨٢٠ ص
٣٨٢١ ص
٣٨٢٢ ص
٣٨٢٣ ص
٣٨٢٤ ص
٣٨٢٥ ص
٣٨٢٦ ص
٣٨٢٧ ص
٣٨٢٨ ص
٣٨٢٩ ص
٣٨٣٠ ص
٣٨٣١ ص
٣٨٣٢ ص
٣٨٣٣ ص
٣٨٣٤ ص
٣٨٣٥ ص
٣٨٣٦ ص
٣٨٣٧ ص
٣٨٣٨ ص
٣٨٣٩ ص
٣٨٤٠ ص
٣٨٤١ ص
٣٨٤٢ ص
٣٨٤٣ ص
٣٨٤٤ ص
٣٨٤٥ ص
٣٨٤٦ ص
٣٨٤٧ ص
٣٨٤٨ ص
٣٨٤٩ ص
٣٨٥٠ ص
٣٨٥١ ص
٣٨٥٢ ص
٣٨٥٣ ص
٣٨٥٤ ص
٣٨٥٥ ص
٣٨٥٦ ص
٣٨٥٧ ص
٣٨٥٨ ص
٣٨٥٩ ص
٣٨٦٠ ص
٣٨٦١ ص
٣٨٦٢ ص
٣٨٦٣ ص
٣٨٦٤ ص
٣٨٦٥ ص
٣٨٦٦ ص
٣٨٦٧ ص
٣٨٦٨ ص
٣٨٦٩ ص
٣٨٧٠ ص
٣٨٧١ ص
٣٨٧٢ ص
٣٨٧٣ ص
٣٨٧٤ ص
٣٨٧٥ ص
٣٨٧٦ ص
٣٨٧٧ ص
٣٨٧٨ ص
٣٨٧٩ ص
٣٨٨٠ ص
٣٨٨١ ص
٣٨٨٢ ص
٣٨٨٣ ص
٣٨٨٤ ص
٣٨٨٥ ص
٣٨٨٦ ص
٣٨٨٧ ص
٣٨٨٨ ص
٣٨٨٩ ص
٣٨٩٠ ص
٣٨٩١ ص
٣٨٩٢ ص
٣٨٩٣ ص
٣٨٩٤ ص
٣٨٩٥ ص
٣٨٩٦ ص
٣٨٩٧ ص
٣٨٩٨ ص
٣٨٩٩ ص
٣٩٠٠ ص
٣٩٠١ ص
٣٩٠٢ ص
٣٩٠٣ ص
٣٩٠٤ ص
٣٩٠٥ ص
٣٩٠٦ ص
٣٩٠٧ ص
٣٩٠٨ ص
٣٩٠٩ ص
٣٩١٠ ص
٣٩١١ ص
٣٩١٢ ص
٣٩١٣ ص
٣٩١٤ ص
٣٩١٥ ص
٣٩١٦ ص
٣٩١٧ ص
٣٩١٨ ص
٣٩١٩ ص
٣٩٢٠ ص
٣٩٢١ ص
٣٩٢٢ ص
٣٩٢٣ ص
٣٩٢٤ ص
٣٩٢٥ ص
٣٩٢٦ ص
٣٩٢٧ ص
٣٩٢٨ ص
٣٩٢٩ ص
٣٩٣٠ ص
٣٩٣١ ص
٣٩٣٢ ص
٣٩٣٣ ص
٣٩٣٤ ص
٣٩٣٥ ص
٣٩٣٦ ص
٣٩٣٧ ص
٣٩٣٨ ص
٣٩٣٩ ص
٣٩٤٠ ص
٣٩٤١ ص
٣٩٤٢ ص
٣٩٤٣ ص
٣٩٤٤ ص
٣٩٤٥ ص
٣٩٤٦ ص
٣٩٤٧ ص
٣٩٤٨ ص
٣٩٤٩ ص
٣٩٥٠ ص
٣٩٥١ ص
٣٩٥٢ ص
٣٩٥٣ ص
٣٩٥٤ ص
٣٩٥٥ ص
٣٩٥٦ ص
٣٩٥٧ ص
٣٩٥٨ ص
٣٩٥٩ ص
٣٩٦٠ ص
٣٩٦١ ص
٣٩٦٢ ص
٣٩٦٣ ص
٣٩٦٤ ص
٣٩٦٥ ص
٣٩٦٦ ص
٣٩٦٧ ص
٣٩٦٨ ص
٣٩٦٩ ص
٣٩٧٠ ص
٣٩٧١ ص
٣٩٧٢ ص
٣٩٧٣ ص
٣٩٧٤ ص
٣٩٧٥ ص
٣٩٧٦ ص
٣٩٧٧ ص
٣٩٧٨ ص
٣٩٧٩ ص
٣٩٨٠ ص
٣٩٨١ ص
٣٩٨٢ ص
٣٩٨٣ ص
٣٩٨٤ ص
٣٩٨٥ ص
٣٩٨٦ ص
٣٩٨٧ ص
٣٩٨٨ ص
٣٩٨٩ ص
٣٩٩٠ ص
٣٩٩١ ص
٣٩٩٢ ص
٣٩٩٣ ص
٣٩٩٤ ص
٣٩٩٥ ص
٣٩٩٦ ص
٣٩٩٧ ص
٣٩٩٨ ص
٣٩٩٩ ص
٤٠٠٠ ص
٤٠٠١ ص
٤٠٠٢ ص
٤٠٠٣ ص
٤٠٠٤ ص
٤٠٠٥ ص
٤٠٠٦ ص
٤٠٠٧ ص
٤٠٠٨ ص
٤٠٠٩ ص
٤٠١٠ ص
٤٠١١ ص
٤٠١٢ ص
٤٠١٣ ص
٤٠١٤ ص
٤٠١٥ ص
٤٠١٦ ص
٤٠١٧ ص
٤٠١٨ ص
٤٠١٩ ص
٤٠٢٠ ص
٤٠٢١ ص
٤٠٢٢ ص
٤٠٢٣ ص
٤٠٢٤ ص
٤٠٢٥ ص
٤٠٢٦ ص
٤٠٢٧ ص
٤٠٢٨ ص
٤٠٢٩ ص
٤٠٣٠ ص
٤٠٣١ ص
٤٠٣٢ ص
٤٠٣٣ ص
٤٠٣٤ ص
٤٠٣٥ ص
٤٠٣٦ ص
٤٠٣٧ ص
٤٠٣٨ ص
٤٠٣٩ ص
٤٠٤٠ ص
٤٠٤١ ص
٤٠٤٢ ص
٤٠٤٣ ص
٤٠٤٤ ص
٤٠٤٥ ص
٤٠٤٦ ص
٤٠٤٧ ص
٤٠٤٨ ص
٤٠٤٩ ص
٤٠٥٠ ص
٤٠٥١ ص
٤٠٥٢ ص
٤٠٥٣ ص
٤٠٥٤ ص
٤٠٥٥ ص
٤٠٥٦ ص
٤٠٥٧ ص
٤٠٥٨ ص
٤٠٥٩ ص
٤٠٦٠ ص
٤٠٦١ ص
٤٠٦٢ ص
٤٠٦٣ ص
٤٠٦٤ ص
٤٠٦٥ ص
٤٠٦٦ ص
٤٠٦٧ ص
٤٠٦٨ ص
٤٠٦٩ ص
٤٠٧٠ ص
٤٠٧١ ص
٤٠٧٢ ص
٤٠٧٣ ص
٤٠٧٤ ص
٤٠٧٥ ص
٤٠٧٦ ص
٤٠٧٧ ص
٤٠٧٨ ص
٤٠٧٩ ص
٤٠٨٠ ص
٤٠٨١ ص
٤٠٨٢ ص
٤٠٨٣ ص
٤٠٨٤ ص
٤٠٨٥ ص
٤٠٨٦ ص
٤٠٨٧ ص
٤٠٨٨ ص
٤٠٨٩ ص
٤٠٩٠ ص
٤٠٩١ ص
٤٠٩٢ ص
٤٠٩٣ ص
٤٠٩٤ ص
٤٠٩٥ ص
٤٠٩٦ ص
٤٠٩٧ ص
٤٠٩٨ ص
٤٠٩٩ ص
٤١٠٠ ص
٤١٠١ ص
٤١٠٢ ص
٤١٠٣ ص
٤١٠٤ ص
٤١٠٥ ص
٤١٠٦ ص
٤١٠٧ ص
٤١٠٨ ص
٤١٠٩ ص
٤١١٠ ص
٤١١١ ص
٤١١٢ ص
٤١١٣ ص
٤١١٤ ص
٤١١٥ ص
٤١١٦ ص
٤١١٧ ص
٤١١٨ ص
٤١١٩ ص
٤١٢٠ ص
٤١٢١ ص
٤١٢٢ ص
٤١٢٣ ص
٤١٢٤ ص
٤١٢٥ ص
٤١٢٦ ص
٤١٢٧ ص
٤١٢٨ ص
٤١٢٩ ص
٤١٣٠ ص
٤١٣١ ص
٤١٣٢ ص
٤١٣٣ ص
٤١٣٤ ص
٤١٣٥ ص
٤١٣٦ ص
٤١٣٧ ص
٤١٣٨ ص
٤١٣٩ ص
٤١٤٠ ص
٤١٤١ ص
٤١٤٢ ص
٤١٤٣ ص
٤١٤٤ ص
٤١٤٥ ص
٤١٤٦ ص
٤١٤٧ ص
٤١٤٨ ص
٤١٤٩ ص
٤١٥٠ ص
٤١٥١ ص
٤١٥٢ ص
٤١٥٣ ص
٤١٥٤ ص
٤١٥٥ ص
٤١٥٦ ص
٤١٥٧ ص
٤١٥٨ ص
٤١٥٩ ص
٤١٦٠ ص
٤١٦١ ص
٤١٦٢ ص
٤١٦٣ ص
٤١٦٤ ص
٤١٦٥ ص
٤١٦٦ ص
٤١٦٧ ص
٤١٦٨ ص
٤١٦٩ ص
٤١٧٠ ص
٤١٧١ ص
٤١٧٢ ص
٤١٧٣ ص
٤١٧٤ ص
٤١٧٥ ص
٤١٧٦ ص
٤١٧٧ ص
٤١٧٨ ص
٤١٧٩ ص
٤١٨٠ ص
٤١٨١ ص
٤١٨٢ ص
٤١٨٣ ص
٤١٨٤ ص
٤١٨٥ ص
٤١٨٦ ص
٤١٨٧ ص
٤١٨٨ ص
٤١٨٩ ص
٤١٩٠ ص
٤١٩١ ص
٤١٩٢ ص
٤١٩٣ ص
٤١٩٤ ص
٤١٩٥ ص
٤١٩٦ ص
٤١٩٧ ص
٤١٩٨ ص
٤١٩٩ ص
٤٢٠٠ ص
٤٢٠١ ص
٤٢٠٢ ص
٤٢٠٣ ص
٤٢٠٤ ص
٤٢٠٥ ص
٤٢٠٦ ص
٤٢٠٧ ص
٤٢٠٨ ص
٤٢٠٩ ص
٤٢١٠ ص
٤٢١١ ص
٤٢١٢ ص
٤٢١٣ ص
٤٢١٤ ص
٤٢١٥ ص
٤٢١٦ ص
٤٢١٧ ص
٤٢١٨ ص
٤٢١٩ ص
٤٢٢٠ ص
٤٢٢١ ص
٤٢٢٢ ص
٤٢٢٣ ص
٤٢٢٤ ص
٤٢٢٥ ص
٤٢٢٦ ص
٤٢٢٧ ص
٤٢٢٨ ص
٤٢٢٩ ص
٤٢٣٠ ص
٤٢٣١ ص
٤٢٣٢ ص
٤٢٣٣ ص
٤٢٣٤ ص
٤٢٣٥ ص
٤٢٣٦ ص
٤٢٣٧ ص
٤٢٣٨ ص
٤٢٣٩ ص
٤٢٤٠ ص
٤٢٤١ ص
٤٢٤٢ ص
٤٢٤٣ ص
٤٢٤٤ ص
٤٢٤٥ ص
٤٢٤٦ ص
٤٢٤٧ ص
٤٢٤٨ ص
٤٢٤٩ ص
٤٢٥٠ ص
٤٢٥١ ص
٤٢٥٢ ص
٤٢٥٣ ص
٤٢٥٤ ص
٤٢٥٥ ص
٤٢٥٦ ص
٤٢٥٧ ص
٤٢٥٨ ص
٤٢٥٩ ص
٤٢٦٠ ص
٤٢٦١ ص
٤٢٦٢ ص
٤٢٦٣ ص
٤٢٦٤ ص
٤٢٦٥ ص
٤٢٦٦ ص
٤٢٦٧ ص
٤٢٦٨ ص
٤٢٦٩ ص
٤٢٧٠ ص
٤٢٧١ ص
٤٢٧٢ ص
٤٢٧٣ ص
٤٢٧٤ ص
٤٢٧٥ ص
٤٢٧٦ ص
٤٢٧٧ ص
٤٢٧٨ ص
٤٢٧٩ ص
٤٢٨٠ ص
٤٢٨١ ص
٤٢٨٢ ص
٤٢٨٣ ص
٤٢٨٤ ص
٤٢٨٥ ص
٤٢٨٦ ص
٤٢٨٧ ص
٤٢٨٨ ص
٤٢٨٩ ص
٤٢٩٠ ص
٤٢٩١ ص
٤٢٩٢ ص
٤٢٩٣ ص
٤٢٩٤ ص
٤٢٩٥ ص
٤٢٩٦ ص
٤٢٩٧ ص
٤٢٩٨ ص
٤٢٩٩ ص
٤٣٠٠ ص
٤٣٠١ ص
٤٣٠٢ ص
٤٣٠٣ ص
٤٣٠٤ ص
٤٣٠٥ ص
٤٣٠٦ ص
٤٣٠٧ ص
٤٣٠٨ ص
٤٣٠٩ ص
٤٣١٠ ص
٤٣١١ ص
٤٣١٢ ص
٤٣١٣ ص
٤٣١٤ ص
٤٣١٥ ص
٤٣١٦ ص
٤٣١٧ ص
٤٣١٨ ص
٤٣١٩ ص
٤٣٢٠ ص
٤٣٢١ ص
٤٣٢٢ ص
٤٣٢٣ ص
٤٣٢٤ ص
٤٣٢٥ ص
٤٣٢٦ ص
٤٣٢٧ ص
٤٣٢٨ ص
٤٣٢٩ ص
٤٣٣٠ ص
٤٣٣١ ص
٤٣٣٢ ص
٤٣٣٣ ص
٤٣٣٤ ص
٤٣٣٥ ص
٤٣٣٦ ص
٤٣٣٧ ص
٤٣٣٨ ص
٤٣٣٩ ص
٤٣٤٠ ص
٤٣٤١ ص
٤٣٤٢ ص
٤٣٤٣ ص
٤٣٤٤ ص
٤٣٤٥ ص
٤٣٤٦ ص
٤٣٤٧ ص
٤٣٤٨ ص
٤٣٤٩ ص
٤٣٥٠ ص
٤٣٥١ ص
٤٣٥٢ ص
٤٣٥٣ ص
٤٣٥٤ ص
٤٣٥٥ ص
٤٣٥٦ ص
٤٣٥٧ ص
٤٣٥٨ ص
٤٣٥٩ ص
٤٣٦٠ ص
٤٣٦١ ص
٤٣٦٢ ص
٤٣٦٣ ص
٤٣٦٤ ص
٤٣٦٥ ص
٤٣٦٦ ص
٤٣٦٧ ص
٤٣٦٨ ص
٤٣٦٩ ص
٤٣٧٠ ص
٤٣٧١ ص
٤٣٧٢ ص
٤٣٧٣ ص
٤٣٧٤ ص
٤٣٧٥ ص
٤٣٧٦ ص
٤٣٧٧ ص
٤٣٧٨ ص
٤٣٧٩ ص
٤٣٨٠ ص
٤٣٨١ ص
٤٣٨٢ ص
٤٣٨٣ ص
٤٣٨٤ ص
٤٣٨٥ ص
٤٣٨٦ ص
٤٣٨٧ ص
٤٣٨٨ ص
٤٣٨٩ ص
٤٣٩٠ ص
٤٣٩١ ص
٤٣٩٢ ص
٤٣٩٣ ص
٤٣٩٤ ص
٤٣٩٥ ص
٤٣٩٦ ص
٤٣٩٧ ص
٤٣٩٨ ص
٤٣٩٩ ص
٤٤٠٠ ص
٤٤٠١ ص
٤٤٠٢ ص
٤٤٠٣ ص
٤٤٠٤ ص
٤٤٠٥ ص
٤٤٠٦ ص
٤٤٠٧ ص
٤٤٠٨ ص
٤٤٠٩ ص
٤٤١٠ ص
٤٤١١ ص
٤٤١٢ ص
٤٤١٣ ص
٤٤١٤ ص
٤٤١٥ ص
٤٤١٦ ص
٤٤١٧ ص
٤٤١٨ ص
٤٤١٩ ص
٤٤٢٠ ص
٤٤٢١ ص
٤٤٢٢ ص
٤٤٢٣ ص
٤٤٢٤ ص
٤٤٢٥ ص
٤٤٢٦ ص
٤٤٢٧ ص
٤٤٢٨ ص
٤٤٢٩ ص
٤٤٣٠ ص
٤٤٣١ ص
٤٤٣٢ ص
٤٤٣٣ ص
٤٤٣٤ ص
٤٤٣٥ ص
٤٤٣٦ ص
٤٤٣٧ ص
٤٤٣٨ ص
٤٤٣٩ ص
٤٤٤٠ ص
٤٤٤١ ص
٤٤٤٢ ص
٤٤٤٣ ص
٤٤٤٤ ص
٤٤٤٥ ص
٤٤٤٦ ص
٤٤٤٧ ص
٤٤٤٨ ص
٤٤٤٩ ص
٤٤٥٠ ص
٤٤٥١ ص
٤٤٥٢ ص
٤٤٥٣ ص
٤٤٥٤ ص
٤٤٥٥ ص
٤٤٥٦ ص
٤٤٥٧ ص
٤٤٥٨ ص
٤٤٥٩ ص
٤٤٦٠ ص
٤٤٦١ ص
٤٤٦٢ ص
٤٤٦٣ ص
٤٤٦٤ ص
٤٤٦٥ ص
٤٤٦٦ ص
٤٤٦٧ ص
٤٤٦٨ ص
٤٤٦٩ ص
٤٤٧٠ ص
٤٤٧١ ص
٤٤٧٢ ص
٤٤٧٣ ص
٤٤٧٤ ص
٤٤٧٥ ص
٤٤٧٦ ص
٤٤٧٧ ص
٤٤٧٨ ص
٤٤٧٩ ص
٤٤٨٠ ص
٤٤٨١ ص
٤٤٨٢ ص
٤٤٨٣ ص
٤٤٨٤ ص
٤٤٨٥ ص
٤٤٨٦ ص
٤٤٨٧ ص
٤٤٨٨ ص
٤٤٨٩ ص
٤٤٩٠ ص
٤٤٩١ ص
٤٤٩٢ ص
٤٤٩٣ ص
٤٤٩٤ ص
٤٤٩٥ ص
٤٤٩٦ ص
٤٤٩٧ ص
٤٤٩٨ ص
٤٤٩٩ ص
٤٥٠٠ ص
٤٥٠١ ص
٤٥٠٢ ص
٤٥٠٣ ص
٤٥٠٤ ص
٤٥٠٥ ص
٤٥٠٦ ص
٤٥٠٧ ص
٤٥٠٨ ص
٤٥٠٩ ص
٤٥١٠ ص
٤٥١١ ص
٤٥١٢ ص
٤٥١٣ ص
٤٥١٤ ص
٤٥١٥ ص
٤٥١٦ ص
٤٥١٧ ص
٤٥١٨ ص
٤٥١٩ ص
٤٥٢٠ ص
٤٥٢١ ص
٤٥٢٢ ص
٤٥٢٣ ص
٤٥٢٤ ص
٤٥٢٥ ص
٤٥٢٦ ص
٤٥٢٧ ص
٤٥٢٨ ص
٤٥٢٩ ص
٤٥٣٠ ص
٤٥٣١ ص
٤٥٣٢ ص
٤٥٣٣ ص
٤٥٣٤ ص
٤٥٣٥ ص
٤٥٣٦ ص
٤٥٣٧ ص
٤٥٣٨ ص
٤٥٣٩ ص
٤٥٤٠ ص
٤٥٤١ ص
٤٥٤٢ ص
٤٥٤٣ ص
٤٥٤٤ ص
٤٥٤٥ ص
٤٥٤٦ ص
٤٥٤٧ ص
٤٥٤٨ ص
٤٥٤٩ ص
٤٥٥٠ ص
٤٥٥١ ص
٤٥٥٢ ص
٤٥٥٣ ص
٤٥٥٤ ص
٤٥٥٥ ص
٤٥٥٦ ص
٤٥٥٧ ص
٤٥٥٨ ص
٤٥٥٩ ص
٤٥٦٠ ص
٤٥٦١ ص
٤٥٦٢ ص
٤٥٦٣ ص
٤٥٦٤ ص
٤٥٦٥ ص
٤٥٦٦ ص
٤٥٦٧ ص
٤٥٦٨ ص
٤٥٦٩ ص
٤٥٧٠ ص
٤٥٧١ ص
٤٥٧٢ ص
٤٥٧٣ ص
٤٥٧٤ ص
٤٥٧٥ ص
٤٥٧٦ ص
٤٥٧٧ ص
٤٥٧٨ ص
٤٥٧٩ ص
٤٥٨٠ ص
٤٥٨١ ص
٤٥٨٢ ص
٤٥٨٣ ص
٤٥٨٤ ص
٤٥٨٥ ص
٤٥٨٦ ص
٤٥٨٧ ص
٤٥٨٨ ص
٤٥٨٩ ص
٤٥٩٠ ص
٤٥٩١ ص
٤٥٩٢ ص
٤٥٩٣ ص
٤٥٩٤ ص
٤٥٩٥ ص
٤٥٩٦ ص
٤٥٩٧ ص
٤٥٩٨ ص
٤٥٩٩ ص
٤٦٠٠ ص
٤٦٠١ ص
٤٦٠٢ ص
٤٦٠٣ ص
٤٦٠٤ ص
٤٦٠٥ ص
٤٦٠٦ ص
٤٦٠٧ ص
٤٦٠٨ ص
٤٦٠٩ ص
٤٦١٠ ص
٤٦١١ ص
٤٦١٢ ص
٤٦١٣ ص
٤٦١٤ ص
٤٦١٥ ص
٤٦١٦ ص
٤٦١٧ ص
٤٦١٨ ص
٤٦١٩ ص
٤٦٢٠ ص
٤٦٢١ ص
٤٦٢٢ ص
٤٦٢٣ ص
٤٦٢٤ ص
٤٦٢٥ ص
٤٦٢٦ ص
٤٦٢٧ ص
٤٦٢٨ ص
٤٦٢٩ ص
٤٦٣٠ ص
٤٦٣١ ص
٤٦٣٢ ص
٤٦٣٣ ص
٤٦٣٤ ص
٤٦٣٥ ص
٤٦٣٦ ص
٤٦٣٧ ص
٤٦٣٨ ص
٤٦٣٩ ص
٤٦٤٠ ص
٤٦٤١ ص
٤٦٤٢ ص
٤٦٤٣ ص
٤٦٤٤ ص
٤٦٤٥ ص
٤٦٤٦ ص
٤٦٤٧ ص
٤٦٤٨ ص
٤٦٤٩ ص
٤٦٥٠ ص
٤٦٥١ ص
٤٦٥٢ ص
٤٦٥٣ ص
٤٦٥٤ ص
٤٦٥٥ ص
٤٦٥٦ ص
٤٦٥٧ ص
٤٦٥٨ ص
٤٦٥٩ ص
٤٦٦٠ ص
٤٦٦١ ص
٤٦٦٢ ص
٤٦٦٣ ص
٤٦٦٤ ص
٤٦٦٥ ص
٤٦٦٦ ص
٤٦٦٧ ص
٤٦٦٨ ص
٤٦٦٩ ص
٤٦٧٠ ص
٤٦٧١ ص
٤٦٧٢ ص
٤٦٧٣ ص
٤٦٧٤ ص
٤٦٧٥ ص
٤٦٧٦ ص
٤٦٧٧ ص
٤٦٧٨ ص
٤٦٧٩ ص
٤٦٨٠ ص
٤٦٨١ ص
٤٦٨٢ ص
٤٦٨٣ ص
٤٦٨٤ ص
٤٦٨٥ ص
٤٦٨٦ ص
٤٦٨٧ ص
٤٦٨٨ ص
٤٦٨٩ ص
٤٦٩٠ ص
٤٦٩١ ص
٤٦٩٢ ص
٤٦٩٣ ص
٤٦٩٤ ص
٤٦٩٥ ص
٤٦٩٦ ص
٤٦٩٧ ص
٤٦٩٨ ص
٤٦٩٩ ص
٤٧٠٠ ص
٤٧٠١ ص
٤٧٠٢ ص
٤٧٠٣ ص
٤٧٠٤ ص
٤٧٠٥ ص
٤٧٠٦ ص
٤٧٠٧ ص
٤٧٠٨ ص
٤٧٠٩ ص
٤٧١٠ ص
٤٧١١ ص
٤٧١٢ ص
٤٧١٣ ص
٤٧١٤ ص
٤٧١٥ ص
٤٧١٦ ص
٤٧١٧ ص
٤٧١٨ ص
٤٧١٩ ص
٤٧٢٠ ص
٤٧٢١ ص
٤٧٢٢ ص
٤٧٢٣ ص
٤٧٢٤ ص
٤٧٢٥ ص
٤٧٢٦ ص
٤٧٢٧ ص
٤٧٢٨ ص
٤٧٢٩ ص
٤٧٣٠ ص
٤٧٣١ ص
٤٧٣٢ ص
٤٧٣٣ ص
٤٧٣٤ ص
٤٧٣٥ ص
٤٧٣٦ ص
٤٧٣٧ ص
٤٧٣٨ ص
٤٧٣٩ ص
٤٧٤٠ ص
٤٧٤١ ص
٤٧٤٢ ص
٤٧٤٣ ص
٤٧٤٤ ص
٤٧٤٥ ص
٤٧٤٦ ص
٤٧٤٧ ص
٤٧٤٨ ص
٤٧٤٩ ص
٤٧٥٠ ص
٤٧٥١ ص
٤٧٥٢ ص
٤٧٥٣ ص
٤٧٥٤ ص
٤٧٥٥ ص
٤٧٥٦ ص
٤٧٥٧ ص
٤٧٥٨ ص
٤٧٥٩ ص
٤٧٦٠ ص
٤٧٦١ ص
٤٧٦٢ ص
٤٧٦٣ ص
٤٧٦٤ ص
٤٧٦٥ ص
٤٧٦٦ ص
٤٧٦٧ ص
٤٧٦٨ ص
٤٧٦٩ ص
٤٧٧٠ ص
٤٧٧١ ص
٤٧٧٢ ص
٤٧٧٣ ص
٤٧٧٤ ص
٤٧٧٥ ص
٤٧٧٦ ص
٤٧٧٧ ص
٤٧٧٨ ص
٤٧٧٩ ص
٤٧٨٠ ص
٤٧٨١ ص
٤٧٨٢ ص
٤٧٨٣ ص
٤٧٨٤ ص
٤٧٨٥ ص
٤٧٨٦ ص
٤٧٨٧ ص
٤٧٨٨ ص
٤٧٨٩ ص
٤٧٩٠ ص
٤٧٩١ ص
٤٧٩٢ ص
٤٧٩٣ ص
٤٧٩٤ ص
٤٧٩٥ ص
٤٧٩٦ ص
٤٧٩٧ ص
٤٧٩٨ ص
٤٧٩٩ ص
٤٨٠٠ ص
٤٨٠١ ص
٤٨٠٢ ص
٤٨٠٣ ص
٤٨٠٤ ص
٤٨٠٥ ص
٤٨٠٦ ص
٤٨٠٧ ص
٤٨٠٨ ص
٤٨٠٩ ص
٤٨١٠ ص
٤٨١١ ص
٤٨١٢ ص
٤٨١٣ ص
٤٨١٤ ص
٤٨١٥ ص
٤٨١٦ ص
٤٨١٧ ص
٤٨١٨ ص
٤٨١٩ ص
٤٨٢٠ ص
٤٨٢١ ص
٤٨٢٢ ص
٤٨٢٣ ص
٤٨٢٤ ص
٤٨٢٥ ص
٤٨٢٦ ص
٤٨٢٧ ص
٤٨٢٨ ص
٤٨٢٩ ص
٤٨٣٠ ص
٤٨٣١ ص
٤٨٣٢ ص
٤٨٣٣ ص
٤٨٣٤ ص
٤٨٣٥ ص
٤٨٣٦ ص
٤٨٣٧ ص
٤٨٣٨ ص
٤٨٣٩ ص
٤٨٤٠ ص
٤٨٤١ ص
٤٨٤٢ ص
٤٨٤٣ ص
٤٨٤٤ ص
٤٨٤٥ ص
٤٨٤٦ ص
٤٨٤٧ ص
٤٨٤٨ ص
٤٨٤٩ ص
٤٨٥٠ ص
٤٨٥١ ص
٤٨٥٢ ص
٤٨٥٣ ص
٤٨٥٤ ص
٤٨٥٥ ص
٤٨٥٦ ص
٤٨٥٧ ص
٤٨٥٨ ص
٤٨٥٩ ص
٤٨٦٠ ص
٤٨٦١ ص
٤٨٦٢ ص
٤٨٦٣ ص
٤٨٦٤ ص
٤٨٦٥ ص
٤٨٦٦ ص
٤٨٦٧ ص
٤٨٦٨ ص
٤٨٦٩ ص
٤٨٧٠ ص
٤٨٧١ ص
٤٨٧٢ ص
٤٨٧٣ ص
٤٨٧٤ ص
٤٨٧٥ ص
٤٨٧٦ ص
٤٨٧٧ ص
٤٨٧٨ ص
٤٨٧٩ ص
٤٨٨٠ ص
٤٨٨١ ص
٤٨٨٢ ص
٤٨٨٣ ص
٤٨٨٤ ص
٤٨٨٥ ص
٤٨٨٦ ص
٤٨٨٧ ص
٤٨٨٨ ص
٤٨٨٩ ص
٤٨٩٠ ص
٤٨٩١ ص
٤٨٩٢ ص
٤٨٩٣ ص
٤٨٩٤ ص
٤٨٩٥ ص
٤٨٩٦ ص
٤٨٩٧ ص
٤٨٩٨ ص
٤٨٩٩ ص
٤٩٠٠ ص
٤٩٠١ ص
٤٩٠٢ ص
٤٩٠٣ ص
٤٩٠٤ ص
٤٩٠٥ ص
٤٩٠٦ ص
٤٩٠٧ ص
٤٩٠٨ ص
٤٩٠٩ ص
٤٩١٠ ص
٤٩١١ ص
٤٩١٢ ص
٤٩١٣ ص
٤٩١٤ ص
٤٩١٥ ص
٤٩١٦ ص
٤٩١٧ ص
٤٩١٨ ص
٤٩١٩ ص
٤٩٢٠ ص
٤٩٢١ ص
٤٩٢٢ ص
٤٩٢٣ ص
٤٩٢٤ ص
٤٩٢٥ ص
٤٩٢٦ ص
٤٩٢٧ ص
٤٩٢٨ ص
٤٩٢٩ ص
٤٩٣٠ ص
٤٩٣١ ص
٤٩٣٢ ص
٤٩٣٣ ص
٤٩٣٤ ص
٤٩٣٥ ص
٤٩٣٦ ص
٤٩٣٧ ص
٤٩٣٨ ص
٤٩٣٩ ص
٤٩٤٠ ص
٤٩٤١ ص
٤٩٤٢ ص
٤٩٤٣ ص
٤٩٤٤ ص
٤٩٤٥ ص
٤٩٤٦ ص
٤٩٤٧ ص
٤٩٤٨ ص
٤٩٤٩ ص
٤٩٥٠ ص
٤٩٥١ ص
٤٩٥٢ ص
٤٩٥٣ ص
٤٩٥٤ ص
٤٩٥٥ ص
٤٩٥٦ ص
٤٩٥٧ ص
٤٩٥٨ ص
٤٩٥٩ ص
٤٩٦٠ ص
٤٩٦١ ص
٤٩٦٢ ص
٤٩٦٣ ص
٤٩٦٤ ص
٤٩٦٥ ص
٤٩٦٦ ص
٤٩٦٧ ص
٤٩٦٨ ص
٤٩٦٩ ص
٤٩٧٠ ص
٤٩٧١ ص
٤٩٧٢ ص
٤٩٧٣ ص
٤٩٧٤ ص
٤٩٧٥ ص
٤٩٧٦ ص
٤٩٧٧ ص
٤٩٧٨ ص
٤٩٧٩ ص
٤٩٨٠ ص
٤٩٨١ ص
٤٩٨٢ ص
٤٩٨٣ ص
٤٩٨٤ ص
٤٩٨٥ ص
٤٩٨٦ ص
٤٩٨٧ ص
٤٩٨٨ ص
٤٩٨٩ ص
٤٩٩٠ ص
٤٩٩١ ص
٤٩٩٢ ص
٤٩٩٣ ص
٤٩٩٤ ص
٤٩٩٥ ص
٤٩٩٦ ص
٤٩٩٧ ص
٤٩٩٨ ص
٤٩٩٩ ص
٥٠٠٠ ص
٥٠٠١ ص
٥٠٠٢ ص
٥٠٠٣ ص
٥٠٠٤ ص
٥٠٠٥ ص
٥٠٠٦ ص
٥٠٠٧ ص
٥٠٠٨ ص
٥٠٠٩ ص
٥٠١٠ ص
٥٠١١ ص
٥٠١٢ ص
٥٠١٣ ص
٥٠١٤ ص
٥٠١٥ ص
٥٠١٦ ص
٥٠١٧ ص
٥٠١٨ ص
٥٠١٩ ص
٥٠٢٠ ص
٥٠٢١ ص
٥٠٢٢ ص
٥٠٢٣ ص
٥٠٢٤ ص
٥٠٢٥ ص
٥٠٢٦ ص
٥٠٢٧ ص
٥٠٢٨ ص
٥٠٢٩ ص
٥٠٣٠ ص
٥٠٣١ ص
٥٠٣٢ ص
٥٠٣٣ ص
٥٠٣٤ ص
٥٠٣٥ ص
٥٠٣٦ ص
٥٠٣٧ ص
٥٠٣٨ ص
٥٠٣٩ ص
٥٠٤٠ ص
٥٠٤١ ص
٥٠٤٢ ص
٥٠٤٣ ص
٥٠٤٤ ص
٥٠٤٥ ص
٥٠٤٦ ص
٥٠٤٧ ص
٥٠٤٨ ص
٥٠٤٩ ص
٥٠٥٠ ص
٥٠٥١ ص
٥٠٥٢ ص
٥٠٥٣ ص
٥٠٥٤ ص
٥٠٥٥ ص
٥٠٥٦ ص
٥٠٥٧ ص
٥٠٥٨ ص
٥٠٥٩ ص
٥٠٦٠ ص
٥٠٦١ ص
٥٠٦٢ ص
٥٠٦٣ ص
٥٠٦٤ ص
٥٠٦٥ ص
٥٠٦٦ ص
٥٠٦٧ ص
٥٠٦٨ ص
٥٠٦٩ ص
٥٠٧٠ ص
٥٠٧١ ص
٥٠٧٢ ص
٥٠٧٣ ص
٥٠٧٤ ص
٥٠٧٥ ص
٥٠٧٦ ص
٥٠٧٧ ص
٥٠٧٨ ص
٥٠٧٩ ص
٥٠٨٠ ص
٥٠٨١ ص
٥٠٨٢ ص
٥٠٨٣ ص
٥٠٨٤ ص
٥٠٨٥ ص
٥٠٨٦ ص
٥٠٨٧ ص
٥٠٨٨ ص
٥٠٨٩ ص
٥٠٩٠ ص
٥٠٩١ ص
٥٠٩٢ ص
٥٠٩٣ ص
٥٠٩٤ ص
٥٠٩٥ ص
٥٠٩٦ ص
٥٠٩٧ ص
٥٠٩٨ ص
٥٠٩٩ ص
٥١٠٠ ص
٥١٠١ ص
٥١٠٢ ص
٥١٠٣ ص
٥١٠٤ ص
٥١٠٥ ص
٥١٠٦ ص
٥١٠٧ ص
٥١٠٨ ص
٥١٠٩ ص
٥١١٠ ص
٥١١١ ص
٥١١٢ ص
٥١١٣ ص
٥١١٤ ص
٥١١٥ ص
٥١١٦ ص
٥١١٧ ص
٥١١٨ ص
٥١١٩ ص
٥١٢٠ ص
٥١٢١ ص
٥١٢٢ ص
٥١٢٣ ص
٥١٢٤ ص
٥١٢٥ ص
٥١٢٦ ص
٥١٢٧ ص
٥١٢٨ ص
٥١٢٩ ص
٥١٣٠ ص
٥١٣١ ص
٥١٣٢ ص
٥١٣٣ ص
٥١٣٤ ص
٥١٣٥ ص
٥١٣٦ ص
٥١٣٧ ص
٥١٣٨ ص
٥١٣٩ ص
٥١٤٠ ص
٥١٤١ ص
٥١٤٢ ص
٥١٤٣ ص
٥١٤٤ ص
٥١٤٥ ص
٥١٤٦ ص
٥١٤٧ ص
٥١٤٨ ص
٥١٤٩ ص
٥١٥٠ ص
٥١٥١ ص
٥١٥٢ ص
٥١٥٣ ص
٥١٥٤ ص
٥١٥٥ ص
٥١٥٦ ص
٥١٥٧ ص
٥١٥٨ ص
٥١٥٩ ص
٥١٦٠ ص
٥١٦١ ص
٥١٦٢ ص
٥١٦٣ ص
٥١٦٤ ص
٥١٦٥ ص
٥١٦٦ ص
٥١٦٧ ص
٥١٦٨ ص
٥١٦٩ ص
٥١٧٠ ص
٥١٧١ ص
٥١٧٢ ص
٥١٧٣ ص
٥١٧٤ ص
٥١٧٥ ص
٥١٧٦ ص
٥١٧٧ ص
٥١٧٨ ص
٥١٧٩ ص
٥١٨٠ ص
٥١٨١ ص
٥١٨٢ ص
٥١٨٣ ص
٥١٨٤ ص
٥١٨٥ ص
٥١٨٦ ص
٥١٨٧ ص
٥١٨٨ ص
٥١٨٩ ص
٥١٩٠ ص
٥١٩١ ص
٥١٩٢ ص
٥١٩٣ ص
٥١٩٤ ص
٥١٩٥ ص
٥١٩٦ ص
٥١٩٧ ص
٥١٩٨ ص
٥١٩٩ ص
٥٢٠٠ ص
٥٢٠١ ص
٥٢٠٢ ص
٥٢٠٣ ص
٥٢٠٤ ص
٥٢٠٥ ص
٥٢٠٦ ص
٥٢٠٧ ص
٥٢٠٨ ص
٥٢٠٩ ص
٥٢١٠ ص
٥٢١١ ص
٥٢١٢ ص
٥٢١٣ ص
٥٢١٤ ص
٥٢١٥ ص
٥٢١٦ ص
٥٢١٧ ص
٥٢١٨ ص
٥٢١٩ ص
٥٢٢٠ ص
٥٢٢١ ص
٥٢٢٢ ص
٥٢٢٣ ص
٥٢٢٤ ص
٥٢٢٥ ص
٥٢٢٦ ص
٥٢٢٧ ص
٥٢٢٨ ص
٥٢٢٩ ص
٥٢٣٠ ص
٥٢٣١ ص
٥٢٣٢ ص
٥٢٣٣ ص
٥٢٣٤ ص
٥٢٣٥ ص
٥٢٣٦ ص
٥٢٣٧ ص
٥٢٣٨ ص
٥٢٣٩ ص
٥٢٤٠ ص
٥٢٤١ ص
٥٢٤٢ ص
٥٢٤٣ ص
٥٢٤٤ ص
٥٢٤٥ ص
٥٢٤٦ ص
٥٢٤٧ ص
٥٢٤٨ ص
٥٢٤٩ ص
٥٢٥٠ ص
٥٢٥١ ص
٥٢٥٢ ص
٥٢٥٣ ص
٥٢٥٤ ص
٥٢٥٥ ص
٥٢٥٦ ص
٥٢٥٧ ص
٥٢٥٨ ص
٥٢٥٩ ص
٥٢٦٠ ص
٥٢٦١ ص
٥٢٦٢ ص
٥٢٦٣ ص
٥٢٦٤ ص
٥٢٦٥ ص
٥٢٦٦ ص
٥٢٦٧ ص
٥٢٦٨ ص
٥٢٦٩ ص
٥٢٧٠ ص
٥٢٧١ ص
٥٢٧٢ ص
٥٢٧٣ ص
٥٢٧٤ ص
٥٢٧٥ ص
٥٢٧٦ ص
٥٢٧٧ ص
٥٢٧٨ ص
٥٢٧٩ ص
٥٢٨٠ ص
٥٢٨١ ص
٥٢٨٢ ص
٥٢٨٣ ص
٥٢٨٤ ص
٥٢٨٥ ص
٥٢٨٦ ص
٥٢٨٧ ص
٥٢٨٨ ص
٥٢٨٩ ص
٥٢٩٠ ص
٥٢٩١ ص
٥٢٩٢ ص
٥٢٩٣ ص
٥٢٩٤ ص
٥٢٩٥ ص
٥٢٩٦ ص
٥٢٩٧ ص
٥٢٩٨ ص
٥٢٩٩ ص
٥٣٠٠ ص
٥٣٠١ ص
٥٣٠٢ ص
٥٣٠٣ ص
٥٣٠٤ ص
٥٣٠٥ ص
٥٣٠٦ ص
٥٣٠٧ ص
٥٣٠٨ ص
٥٣٠٩ ص
٥٣١٠ ص
٥٣١١ ص
٥٣١٢ ص
٥٣١٣ ص
٥٣١٤ ص
٥٣١٥ ص
٥٣١٦ ص
٥٣١٧ ص
٥٣١٨ ص
٥٣١٩ ص
٥٣٢٠ ص
٥٣٢١ ص
٥٣٢٢ ص
٥٣٢٣ ص
٥٣٢٤ ص
٥٣٢٥ ص
٥٣٢٦ ص
٥٣٢٧ ص
٥٣٢٨ ص
٥٣٢٩ ص
٥٣٣٠ ص
٥٣٣١ ص
٥٣٣٢ ص
٥٣٣٣ ص
٥٣٣٤ ص
٥٣٣٥ ص
٥٣٣٦ ص
٥٣٣٧ ص
٥٣٣٨ ص
٥٣٣٩ ص
٥٣٤٠ ص
٥٣٤١ ص
٥٣٤٢ ص
٥٣٤٣ ص
٥٣٤٤ ص
٥٣٤٥ ص
٥٣٤٦ ص
٥٣٤٧ ص
٥٣٤٨ ص
٥٣٤٩ ص
٥٣٥٠ ص
٥٣٥١ ص
٥٣٥٢ ص
٥٣٥٣ ص
٥٣٥٤ ص
٥٣٥٥ ص
٥٣٥٦ ص
٥٣٥٧ ص
٥٣٥٨ ص
٥٣٥٩ ص
٥٣٦٠ ص
٥٣٦١ ص
٥٣٦٢ ص
٥٣٦٣ ص
٥٣٦٤ ص
٥٣٦٥ ص
٥٣٦٦ ص
٥٣٦٧ ص
٥٣٦٨ ص
٥٣٦٩ ص
٥٣٧٠ ص
٥٣٧١ ص
٥٣٧٢ ص
٥٣٧٣ ص
٥٣٧٤ ص
٥٣٧٥ ص
٥٣٧٦ ص
٥٣٧٧ ص
٥٣٧٨ ص
٥٣٧٩ ص
٥٣٨٠ ص
٥٣٨١ ص
٥٣٨٢ ص
٥٣٨٣ ص
٥٣٨٤ ص
٥٣٨٥ ص
٥٣٨٦ ص
٥٣٨٧ ص
٥٣٨٨ ص
٥٣٨٩ ص
٥٣٩٠ ص
٥٣٩١ ص
٥٣٩٢ ص
٥٣٩٣ ص
٥٣٩٤ ص
٥٣٩٥ ص
٥٣٩٦ ص
٥٣٩٧ ص
٥٣٩٨ ص
٥٣٩٩ ص
٥٤٠٠ ص
٥٤٠١ ص
٥٤٠٢ ص
٥٤٠٣ ص
٥٤٠٤ ص
٥٤٠٥ ص
٥٤٠٦ ص
٥٤٠٧ ص
٥٤٠٨ ص
٥٤٠٩ ص
٥٤١٠ ص
٥٤١١ ص
٥٤١٢ ص
٥٤١٣ ص
٥٤١٤ ص
٥٤١٥ ص
٥٤١٦ ص
٥٤١٧ ص
٥٤١٨ ص
٥٤١٩ ص
٥٤٢٠ ص
٥٤٢١ ص
٥٤٢٢ ص
٥٤٢٣ ص
٥٤٢٤ ص
٥٤٢٥ ص
٥٤٢٦ ص
٥٤٢٧ ص
٥٤٢٨ ص
٥٤٢٩ ص
٥٤٣٠ ص
٥٤٣١ ص
٥٤٣٢ ص
٥٤٣٣ ص
٥٤٣٤ ص
٥٤٣٥ ص
٥٤٣٦ ص
٥٤٣٧ ص
٥٤٣٨ ص
٥٤٣٩ ص
٥٤٤٠ ص
٥٤٤١ ص
٥٤٤٢ ص
٥٤٤٣ ص
٥٤٤٤ ص
٥٤٤٥ ص
٥٤٤٦ ص
٥٤٤٧ ص
٥٤٤٨ ص
٥٤٤٩ ص
٥٤٥٠ ص
٥٤٥١ ص
٥٤٥٢ ص
٥٤٥٣ ص
٥٤٥٤ ص
٥٤٥٥ ص
٥٤٥٦ ص
٥٤٥٧ ص
٥٤٥٨ ص
٥٤٥٩ ص
٥٤٦٠ ص
٥٤٦١ ص
٥٤٦٢ ص
٥٤٦٣ ص
٥٤٦٤ ص
٥٤٦٥ ص
٥٤٦٦ ص
٥٤٦٧ ص
٥٤٦٨ ص
٥٤٦٩ ص
٥٤٧٠ ص
٥٤٧١ ص
٥٤٧٢ ص
٥٤٧٣ ص
٥٤٧٤ ص
٥٤٧٥ ص
٥٤٧٦ ص
٥٤٧٧ ص
٥٤٧٨ ص
٥٤٧٩ ص
٥٤٨٠ ص
٥٤٨١ ص
٥٤٨٢ ص
٥٤٨٣ ص
٥٤٨٤ ص
٥٤٨٥ ص
٥٤٨٦ ص
٥٤٨٧ ص
٥٤٨٨ ص
٥٤٨٩ ص
٥٤٩٠ ص
٥٤٩١ ص
٥٤٩٢ ص
٥٤٩٣ ص
٥٤٩٤ ص
٥٤٩٥ ص
٥٤٩٦ ص
٥٤٩٧ ص
٥٤٩٨ ص
٥٤٩٩ ص
٥٥٠٠ ص
٥٥٠١ ص
٥٥٠٢ ص
٥٥٠٣ ص
٥٥٠٤ ص
٥٥٠٥ ص
٥٥٠٦ ص
٥٥٠٧ ص
٥٥٠٨ ص
٥٥٠٩ ص
٥٥١٠ ص
٥٥١١ ص
٥٥١٢ ص
٥٥١٣ ص
٥٥١٤ ص
٥٥١٥ ص
٥٥١٦ ص
٥٥١٧ ص
٥٥١٨ ص
٥٥١٩ ص
٥٥٢٠ ص
٥٥٢١ ص
٥٥٢٢ ص
٥٥٢٣ ص
٥٥٢٤ ص
٥٥٢٥ ص
٥٥٢٦ ص
٥٥٢٧ ص
٥٥٢٨ ص
٥٥٢٩ ص
٥٥٣٠ ص
٥٥٣١ ص
٥٥٣٢ ص
٥٥٣٣ ص
٥٥٣٤ ص
٥٥٣٥ ص
٥٥٣٦ ص
٥٥٣٧ ص
٥٥٣٨ ص
٥٥٣٩ ص
٥٥٤٠ ص
٥٥٤١ ص
٥٥٤٢ ص
٥٥٤٣ ص
٥٥٤٤ ص
٥٥٤٥ ص
٥٥٤٦ ص
٥٥٤٧ ص
٥٥٤٨ ص
٥٥٤٩ ص
٥٥٥٠ ص
٥٥٥١ ص
٥٥٥٢ ص
٥٥٥٣ ص
٥٥٥٤ ص
٥٥٥٥ ص
٥٥٥٦ ص
٥٥٥٧ ص
٥٥٥٨ ص
٥٥٥٩ ص
٥٥٦٠ ص
٥٥٦١ ص
٥٥٦٢ ص
٥٥٦٣ ص
٥٥٦٤ ص
٥٥٦٥ ص
٥٥٦٦ ص
٥٥٦٧ ص
٥٥٦٨ ص
٥٥٦٩ ص
٥٥٧٠ ص
٥٥٧١ ص
٥٥٧٢ ص
٥٥٧٣ ص
٥٥٧٤ ص
٥٥٧٥ ص
٥٥٧٦ ص
٥٥٧٧ ص
٥٥٧٨ ص
٥٥٧٩ ص
٥٥٨٠ ص
٥٥٨١ ص
٥٥٨٢ ص
٥٥٨٣ ص
٥٥٨٤ ص
٥٥٨٥ ص
٥٥٨٦ ص
٥٥٨٧ ص
٥٥٨٨ ص
٥٥٨٩ ص
٥٥٩٠ ص
٥٥٩١ ص
٥٥٩٢ ص
٥٥٩٣ ص
٥٥٩٤ ص
٥٥٩٥ ص
٥٥٩٦ ص
٥٥٩٧ ص
٥٥٩٨ ص
٥٥٩٩ ص
٥٦٠٠ ص
٥٦٠١ ص
٥٦٠٢ ص
٥٦٠٣ ص
٥٦٠٤ ص
٥٦٠٥ ص
٥٦٠٦ ص
٥٦٠٧ ص
٥٦٠٨ ص
٥٦٠٩ ص
٥٦١٠ ص
٥٦١١ ص
٥٦١٢ ص
٥٦١٣ ص
٥٦١٤ ص
٥٦١٥ ص
٥٦١٦ ص
٥٦١٧ ص
٥٦١٨ ص
٥٦١٩ ص
٥٦٢٠ ص
٥٦٢١ ص
٥٦٢٢ ص
٥٦٢٣ ص
٥٦٢٤ ص
٥٦٢٥ ص
٥٦٢٦ ص
٥٦٢٧ ص
٥٦٢٨ ص
٥٦٢٩ ص
٥٦٣٠ ص
٥٦٣١ ص
٥٦٣٢ ص
٥٦٣٣ ص
٥٦٣٤ ص
٥٦٣٥ ص
٥٦٣٦ ص
٥٦٣٧ ص
٥٦٣٨ ص
٥٦٣٩ ص
٥٦٤٠ ص
٥٦٤١ ص
٥٦٤٢ ص
٥٦٤٣ ص
٥٦٤٤ ص
٥٦٤٥ ص
٥٦٤٦ ص
٥٦٤٧ ص
٥٦٤٨ ص
٥٦٤٩ ص
٥٦٥٠ ص
٥٦٥١ ص
٥٦٥٢ ص
٥٦٥٣ ص
٥٦٥٤ ص
٥٦٥٥ ص
٥٦٥٦ ص
٥٦٥٧ ص
٥٦٥٨ ص
٥٦٥٩ ص
٥٦٦٠ ص
٥٦٦١ ص
٥٦٦٢ ص
٥٦٦٣ ص
٥٦٦٤ ص
٥٦٦٥ ص
٥٦٦٦ ص
٥٦٦٧ ص
٥٦٦٨ ص
٥٦٦٩ ص
٥٦٧٠ ص
٥٦٧١ ص
٥٦٧٢ ص
٥٦٧٣ ص
٥٦٧٤ ص
٥٦٧٥ ص
٥٦٧٦ ص
٥٦٧٧ ص
٥٦٧٨ ص
٥٦٧٩ ص
٥٦٨٠ ص
٥٦٨١ ص
٥٦٨٢ ص
٥٦٨٣ ص
٥٦٨٤ ص
٥٦٨٥ ص
٥٦٨٦ ص
٥٦٨٧ ص
٥٦٨٨ ص
٥٦٨٩ ص
٥٦٩٠ ص
٥٦٩١ ص
٥٦٩٢ ص
٥٦٩٣ ص
٥٦٩٤ ص
٥٦٩٥ ص
٥٦٩٦ ص
٥٦٩٧ ص
٥٦٩٨ ص
٥٦٩٩ ص
٥٧٠٠ ص
٥٧٠١ ص
٥٧٠٢ ص
٥٧٠٣ ص
٥٧٠٤ ص
٥٧٠٥ ص
٥٧٠٦ ص
٥٧٠٧ ص
٥٧٠٨ ص
٥٧٠٩ ص
٥٧١٠ ص
٥٧١١ ص
٥٧١٢ ص
٥٧١٣ ص
٥٧١٤ ص
٥٧١٥ ص
٥٧١٦ ص
٥٧١٧ ص
٥٧١٨ ص
٥٧١٩ ص
٥٧٢٠ ص
٥٧٢١ ص
٥٧٢٢ ص
٥٧٢٣ ص
٥٧٢٤ ص
٥٧٢٥ ص
٥٧٢٦ ص
٥٧٢٧ ص
٥٧٢٨ ص
٥٧٢٩ ص
٥٧٣٠ ص
٥٧٣١ ص
٥٧٣٢ ص
٥٧٣٣ ص
٥٧٣٤ ص
٥٧٣٥ ص
٥٧٣٦ ص
٥٧٣٧ ص
٥٧٣٨ ص
٥٧٣٩ ص
٥٧٤٠ ص
٥٧٤١ ص
٥٧٤٢ ص
٥٧٤٣ ص
٥٧٤٤ ص
٥٧٤٥ ص
٥٧٤٦ ص
٥٧٤٧ ص
٥٧٤٨ ص
٥٧٤٩ ص
٥٧٥٠ ص
٥٧٥١ ص
٥٧٥٢ ص
٥٧٥٣ ص
٥٧٥٤ ص
٥٧٥٥ ص
٥٧٥٦ ص
٥٧٥٧ ص
٥٧٥٨ ص
٥٧٥٩ ص
٥٧٦٠ ص
٥٧٦١ ص
٥٧٦٢ ص
٥٧٦٣ ص
٥٧٦٤ ص
٥٧٦٥ ص
٥٧٦٦ ص
٥٧٦٧ ص
٥٧٦٨ ص
٥٧٦٩ ص
٥٧٧٠ ص
٥٧٧١ ص
٥٧٧٢ ص
٥٧٧٣ ص
٥٧٧٤ ص
٥٧٧٥ ص
٥٧٧٦ ص
٥٧٧٧ ص
٥٧٧٨ ص
٥٧٧٩ ص
٥٧٨٠ ص
٥٧٨١ ص
٥٧٨٢ ص
٥٧٨٣ ص
٥٧٨٤ ص
٥٧٨٥ ص
٥٧٨٦ ص
٥٧٨٧ ص
٥٧٨٨ ص
٥٧٨٩ ص
٥٧٩٠ ص
٥٧٩١ ص
٥٧٩٢ ص
٥٧٩٣ ص
٥٧٩٤ ص
٥٧٩٥ ص
٥٧٩٦ ص
٥٧٩٧ ص
٥٧٩٨ ص
٥٧٩٩ ص
٥٨٠٠ ص
٥٨٠١ ص
٥٨٠٢ ص
٥٨٠٣ ص
٥٨٠٤ ص
٥٨٠٥ ص
٥٨٠٦ ص
٥٨٠٧ ص
٥٨٠٨ ص
٥٨٠٩ ص
٥٨١٠ ص
٥٨١١ ص
٥٨١٢ ص
٥٨١٣ ص
٥٨١٤ ص
٥٨١٥ ص
٥٨١٦ ص
٥٨١٧ ص
٥٨١٨ ص
٥٨١٩ ص
٥٨٢٠ ص
٥٨٢١ ص
٥٨٢٢ ص
٥٨٢٣ ص
٥٨٢٤ ص
٥٨٢٥ ص
٥٨٢٦ ص
٥٨٢٧ ص
٥٨٢٨ ص
٥٨٢٩ ص
٥٨٣٠ ص
٥٨٣١ ص
٥٨٣٢ ص
٥٨٣٣ ص
٥٨٣٤ ص
٥٨٣٥ ص
٥٨٣٦ ص
٥٨٣٧ ص
٥٨٣٨ ص
٥٨٣٩ ص
٥٨٤٠ ص
٥٨٤١ ص
٥٨٤٢ ص
٥٨٤٣ ص
٥٨٤٤ ص
٥٨٤٥ ص
٥٨٤٦ ص
٥٨٤٧ ص
٥٨٤٨ ص
٥٨٤٩ ص
٥٨٥٠ ص
٥٨٥١ ص
٥٨٥٢ ص
٥٨٥٣ ص
٥٨٥٤ ص
٥٨٥٥ ص
٥٨٥٦ ص
٥٨٥٧ ص
٥٨٥٨ ص
٥٨٥٩ ص
٥٨٦٠ ص
٥٨٦١ ص
٥٨٦٢ ص
٥٨٦٣ ص
٥٨٦٤ ص
٥٨٦٥ ص
٥٨٦٦ ص
٥٨٦٧ ص
٥٨٦٨ ص
٥٨٦٩ ص
٥٨٧٠ ص
٥٨٧١ ص
٥٨٧٢ ص
٥٨٧٣ ص
٥٨٧٤ ص
٥٨٧٥ ص
٥٨٧٦ ص
٥٨٧٧ ص
٥٨٧٨ ص
٥٨٧٩ ص
٥٨٨٠ ص
٥٨٨١ ص
٥٨٨٢ ص
٥٨٨٣ ص
٥٨٨٤ ص
٥٨٨٥ ص
٥٨٨٦ ص
٥٨٨٧ ص
٥٨٨٨ ص
٥٨٨٩ ص
٥٨٩٠ ص
٥٨٩١ ص
٥٨٩٢ ص
٥٨٩٣ ص
٥٨٩٤ ص
٥٨٩٥ ص
٥٨٩٦ ص
٥٨٩٧ ص
٥٨٩٨ ص
٥٨٩٩ ص
٥٩٠٠ ص
٥٩٠١ ص
٥٩٠٢ ص
٥٩٠٣ ص
٥٩٠٤ ص
٥٩٠٥ ص
٥٩٠٦ ص
٥٩٠٧ ص
٥٩٠٨ ص
٥٩٠٩ ص
٥٩١٠ ص
٥٩١١ ص
٥٩١٢ ص
٥٩١٣ ص
٥٩١٤ ص
٥٩١٥ ص
٥٩١٦ ص
٥٩١٧ ص
٥٩١٨ ص
٥٩١٩ ص
٥٩٢٠ ص
٥٩٢١ ص
٥٩٢٢ ص
٥٩٢٣ ص
٥٩٢٤ ص
٥٩٢٥ ص
٥٩٢٦ ص
٥٩٢٧ ص
٥٩٢٨ ص
٥٩٢٩ ص
٥٩٣٠ ص
٥٩٣١ ص
٥٩٣٢ ص
٥٩٣٣ ص
٥٩٣٤ ص
٥٩٣٥ ص
٥٩٣٦ ص
٥٩٣٧ ص
٥٩٣٨ ص
٥٩٣٩ ص
٥٩٤٠ ص
٥٩٤١ ص
٥٩٤٢ ص
٥٩٤٣ ص
٥٩٤٤ ص
٥٩٤٥ ص
٥٩٤٦ ص
٥٩٤٧ ص
٥٩٤٨ ص
٥٩٤٩ ص
٥٩٥٠ ص
٥٩٥١ ص
٥٩٥٢ ص
٥٩٥٣ ص
٥٩٥٤ ص
٥٩٥٥ ص
٥٩٥٦ ص
٥٩٥٧ ص
٥٩٥٨ ص
٥٩٥٩ ص
٥٩٦٠ ص
٥٩٦١ ص
٥٩٦٢ ص
٥٩٦٣ ص
٥٩٦٤ ص
٥٩٦٥ ص
٥٩٦٦ ص
٥٩٦٧ ص
٥٩٦٨ ص
٥٩٦٩ ص
٥٩٧٠ ص
٥٩٧١ ص
٥٩٧٢ ص
٥٩٧٣ ص
٥٩٧٤ ص
٥٩٧٥ ص
٥٩٧٦ ص
٥٩٧٧ ص
٥٩٧٨ ص
٥٩٧٩ ص
٥٩٨٠ ص
٥٩٨١ ص
٥٩٨٢ ص
٥٩٨٣ ص
٥٩٨٤ ص
٥٩٨٥ ص
٥٩٨٦ ص
٥٩٨٧ ص
٥٩٨٨ ص
٥٩٨٩ ص
٥٩٩٠ ص
٥٩٩١ ص
٥٩٩٢ ص
٥٩٩٣ ص
٥٩٩٤ ص
٥٩٩٥ ص
٥٩٩٦ ص
٥٩٩٧ ص
٥٩٩٨ ص
٥٩٩٩ ص
٦٠٠٠ ص
٦٠٠١ ص
٦٠٠٢ ص
٦٠٠٣ ص
٦٠٠٤ ص
٦٠٠٥ ص
٦٠٠٦ ص
٦٠٠٧ ص
٦٠٠٨ ص
٦٠٠٩ ص
٦٠١٠ ص
٦٠١١ ص
٦٠١٢ ص
٦٠١٣ ص
٦٠١٤ ص
٦٠١٥ ص
٦٠١٦ ص
٦٠١٧ ص
٦٠١٨ ص
٦٠١٩ ص
٦٠٢٠ ص
٦٠٢١ ص
٦٠٢٢ ص
٦٠٢٣ ص
٦٠٢٤ ص
٦٠٢٥ ص
٦٠٢٦ ص
٦٠٢٧ ص
٦٠٢٨ ص
٦٠٢٩ ص
٦٠٣٠ ص
٦٠٣١ ص
٦٠٣٢ ص
٦٠٣٣ ص
٦٠٣٤ ص
٦٠٣٥ ص
٦٠٣٦ ص
٦٠٣٧ ص
٦٠٣٨ ص
٦٠٣٩ ص
٦٠٤٠ ص
٦٠٤١ ص
٦٠٤٢ ص
٦٠٤٣ ص
٦٠٤٤ ص
٦٠٤٥ ص
٦٠٤٦ ص
٦٠٤٧ ص
٦٠٤٨ ص
٦٠٤٩ ص
٦٠٥٠ ص
٦٠٥١ ص
٦٠٥٢ ص
٦٠٥٣ ص
٦٠٥٤ ص
٦٠٥٥ ص
٦٠٥٦ ص
٦٠٥٧ ص
٦٠٥٨ ص
٦٠٥٩ ص
٦٠٦٠ ص
٦٠٦١ ص
٦٠٦٢ ص
٦٠٦٣ ص
٦٠٦٤ ص
٦٠٦٥ ص
٦٠٦٦ ص
٦٠٦٧ ص
٦٠٦٨ ص
٦٠٦٩ ص
٦٠٧٠ ص
٦٠٧١ ص
٦٠٧٢ ص
٦٠٧٣ ص
٦٠٧٤ ص
٦٠٧٥ ص
٦٠٧٦ ص
٦٠٧٧ ص
٦٠٧٨ ص
٦٠٧٩ ص
٦٠٨٠ ص
٦٠٨١ ص
٦٠٨٢ ص
٦٠٨٣ ص
٦٠٨٤ ص
٦٠٨٥ ص
٦٠٨٦ ص
٦٠٨٧ ص
٦٠٨٨ ص
٦٠٨٩ ص
٦٠٩٠ ص
٦٠٩١ ص
٦٠٩٢ ص
٦٠٩٣ ص
٦٠٩٤ ص
٦٠٩٥ ص
٦٠٩٦ ص
٦٠٩٧ ص
٦٠٩٨ ص
٦٠٩٩ ص
٦١٠٠ ص
٦١٠١ ص
٦١٠٢ ص
٦١٠٣ ص
٦١٠٤ ص
٦١٠٥ ص
٦١٠٦ ص
٦١٠٧ ص
٦١٠٨ ص
٦١٠٩ ص
٦١١٠ ص
٦١١١ ص
٦١١٢ ص
٦١١٣ ص
٦١١٤ ص
٦١١٥ ص
٦١١٦ ص
٦١١٧ ص
٦١١٨ ص
٦١١٩ ص
٦١٢٠ ص
٦١٢١ ص
٦١٢٢ ص
٦١٢٣ ص
٦١٢٤ ص
٦١٢٥ ص
٦١٢٦ ص
٦١٢٧ ص
٦١٢٨ ص
٦١٢٩ ص
٦١٣٠ ص
٦١٣١ ص
٦١٣٢ ص
٦١٣٣ ص
٦١٣٤ ص
٦١٣٥ ص
٦١٣٦ ص
٦١٣٧ ص
٦١٣٨ ص
٦١٣٩ ص
٦١٤٠ ص
٦١٤١ ص
٦١٤٢ ص
٦١٤٣ ص
٦١٤٤ ص
٦١٤٥ ص
٦١٤٦ ص
٦١٤٧ ص
٦١٤٨ ص
٦١٤٩ ص
٦١٥٠ ص
٦١٥١ ص
٦١٥٢ ص
٦١٥٣ ص
٦١٥٤ ص
٦١٥٥ ص
٦١٥٦ ص
٦١٥٧ ص
٦١٥٨ ص
٦١٥٩ ص
٦١٦٠ ص
٦١٦١ ص
٦١٦٢ ص
٦١٦٣ ص
٦١٦٤ ص
٦١٦٥ ص
٦١٦٦ ص
٦١٦٧ ص
٦١٦٨ ص
٦١٦٩ ص
٦١٧٠ ص
٦١٧١ ص
٦١٧٢ ص
٦١٧٣ ص
٦١٧٤ ص
٦١٧٥ ص
٦١٧٦ ص
٦١٧٧ ص
٦١٧٨ ص
٦١٧٩ ص
٦١٨٠ ص
٦١٨١ ص
٦١٨٢ ص
٦١٨٣ ص
٦١٨٤ ص
٦١٨٥ ص
٦١٨٦ ص
٦١٨٧ ص
٦١٨٨ ص
٦١٨٩ ص
٦١٩٠ ص
٦١٩١ ص
٦١٩٢ ص
٦١٩٣ ص
٦١٩٤ ص
٦١٩٥ ص
٦١٩٦ ص
٦١٩٧ ص
٦١٩٨ ص
٦١٩٩ ص
٦٢٠٠ ص
٦٢٠١ ص
٦٢٠٢ ص
٦٢٠٣ ص
٦٢٠٤ ص
٦٢٠٥ ص
٦٢٠٦ ص
٦٢٠٧ ص
٦٢٠٨ ص
٦٢٠٩ ص
٦٢١٠ ص
٦٢١١ ص
٦٢١٢ ص
٦٢١٣ ص
٦٢١٤ ص
٦٢١٥ ص
٦٢١٦ ص
٦٢١٧ ص
٦٢١٨ ص
٦٢١٩ ص
٦٢٢٠ ص
٦٢٢١ ص
٦٢٢٢ ص
٦٢٢٣ ص
٦٢٢٤ ص
٦٢٢٥ ص
٦٢٢٦ ص
٦٢٢٧ ص
٦٢٢٨ ص
٦٢٢٩ ص
٦٢٣٠ ص
٦٢٣١ ص
٦٢٣٢ ص
٦٢٣٣ ص
٦٢٣٤ ص
٦٢٣٥ ص
٦٢٣٦ ص
٦٢٣٧ ص
٦٢٣٨ ص
٦٢٣٩ ص
٦٢٤٠ ص
٦٢٤١ ص
٦٢٤٢ ص
٦٢٤٣ ص
٦٢٤٤ ص
٦٢٤٥ ص
٦٢٤٦ ص
٦٢٤٧ ص
٦٢٤٨ ص
٦٢٤٩ ص
٦٢٥٠ ص
٦٢٥١ ص
٦٢٥٢ ص
٦٢٥٣ ص
٦٢٥٤ ص
٦٢٥٥ ص
٦٢٥٦ ص
٦٢٥٧ ص
٦٢٥٨ ص
٦٢٥٩ ص
٦٢٦٠ ص
٦٢٦١ ص
٦٢٦٢ ص
٦٢٦٣ ص
٦٢٦٤ ص
٦٢٦٥ ص
٦٢٦٦ ص
٦٢٦٧ ص
٦٢٦٨ ص
٦٢٦٩ ص
٦٢٧٠ ص
٦٢٧١ ص
٦٢٧٢ ص
٦٢٧٣ ص
٦٢٧٤ ص
٦٢٧٥ ص
٦٢٧٦ ص
٦٢٧٧ ص
٦٢٧٨ ص
٦٢٧٩ ص
٦٢٨٠ ص
٦٢٨١ ص
٦٢٨٢ ص
٦٢٨٣ ص
٦٢٨٤ ص
٦٢٨٥ ص
٦٢٨٦ ص
٦٢٨٧ ص
٦٢٨٨ ص
٦٢٨٩ ص
٦٢٩٠ ص
٦٢٩١ ص
٦٢٩٢ ص
٦٢٩٣ ص
٦٢٩٤ ص
٦٢٩٥ ص
٦٢٩٦ ص
٦٢٩٧ ص
٦٢٩٨ ص
٦٢٩٩ ص
٦٣٠٠ ص
٦٣٠١ ص
٦٣٠٢ ص
٦٣٠٣ ص
٦٣٠٤ ص
٦٣٠٥ ص
٦٣٠٦ ص
٦٣٠٧ ص
٦٣٠٨ ص
٦٣٠٩ ص
٦٣١٠ ص
٦٣١١ ص
٦٣١٢ ص
٦٣١٣ ص
٦٣١٤ ص
٦٣١٥ ص
٦٣١٦ ص
٦٣١٧ ص
٦٣١٨ ص
٦٣١٩ ص
٦٣٢٠ ص
٦٣٢١ ص
٦٣٢٢ ص
٦٣٢٣ ص
٦٣٢٤ ص
٦٣٢٥ ص
٦٣٢٦ ص
٦٣٢٧ ص
٦٣٢٨ ص
٦٣٢٩ ص
٦٣٣٠ ص
٦٣٣١ ص
٦٣٣٢ ص
٦٣٣٣ ص
٦٣٣٤ ص
٦٣٣٥ ص
٦٣٣٦ ص
٦٣٣٧ ص
٦٣٣٨ ص
٦٣٣٩ ص
٦٣٤٠ ص
٦٣٤١ ص
٦٣٤٢ ص
٦٣٤٣ ص
٦٣٤٤ ص
٦٣٤٥ ص
٦٣٤٦ ص
٦٣٤٧ ص
٦٣٤٨ ص
٦٣٤٩ ص
٦٣٥٠ ص
٦٣٥١ ص
٦٣٥٢ ص
٦٣٥٣ ص
٦٣٥٤ ص
٦٣٥٥ ص
٦٣٥٦ ص
٦٣٥٧ ص
٦٣٥٨ ص
٦٣٥٩ ص
٦٣٦٠ ص
٦٣٦١ ص
٦٣٦٢ ص
٦٣٦٣ ص
٦٣٦٤ ص
٦٣٦٥ ص
٦٣٦٦ ص
٦٣٦٧ ص
٦٣٦٨ ص
٦٣٦٩ ص
٦٣٧٠ ص
٦٣٧١ ص
٦٣٧٢ ص
٦٣٧٣ ص
٦٣٧٤ ص
٦٣٧٥ ص
٦٣٧٦ ص
٦٣٧٧ ص
٦٣٧٨ ص
٦٣٧٩ ص
٦٣٨٠ ص
٦٣٨١ ص
٦٣٨٢ ص
٦٣٨٣ ص
٦٣٨٤ ص
٦٣٨٥ ص
٦٣٨٦ ص
٦٣٨٧ ص
٦٣٨٨ ص
٦٣٨٩ ص
٦٣٩٠ ص
٦٣٩١ ص
٦٣٩٢ ص
٦٣٩٣ ص
٦٣٩٤ ص
٦٣٩٥ ص
٦٣٩٦ ص
٦٣٩٧ ص
٦٣٩٨ ص
٦٣٩٩ ص
٦٤٠٠ ص
٦٤٠١ ص
٦٤٠٢ ص
٦٤٠٣ ص
٦٤٠٤ ص
٦٤٠٥ ص
٦٤٠٦ ص
٦٤٠٧ ص
٦٤٠٨ ص
٦٤٠٩ ص
٦٤١٠ ص
٦٤١١ ص
٦٤١٢ ص
٦٤١٣ ص
٦٤١٤ ص
٦٤١٥ ص
٦٤١٦ ص
٦٤١٧ ص
٦٤١٨ ص
٦٤١٩ ص
٦٤٢٠ ص
٦٤٢١ ص
٦٤٢٢ ص
٦٤٢٣ ص
٦٤٢٤ ص
٦٤٢٥ ص
٦٤٢٦ ص
٦٤٢٧ ص
٦٤٢٨ ص
٦٤٢٩ ص
٦٤٣٠ ص
٦٤٣١ ص
٦٤٣٢ ص
٦٤٣٣ ص
٦٤٣٤ ص
٦٤٣٥ ص
٦٤٣٦ ص
٦٤٣٧ ص
٦٤٣٨ ص
٦٤٣٩ ص
٦٤٤٠ ص
٦٤٤١ ص
٦٤٤٢ ص
٦٤٤٣ ص
٦٤٤٤ ص
٦٤٤٥ ص
٦٤٤٦ ص
٦٤٤٧ ص
٦٤٤٨ ص
٦٤٤٩ ص
٦٤٥٠ ص
٦٤٥١ ص
٦٤٥٢ ص
٦٤٥٣ ص
٦٤٥٤ ص
٦٤٥٥ ص
٦٤٥٦ ص
٦٤٥٧ ص
٦٤٥٨ ص
٦٤٥٩ ص
٦٤٦٠ ص
٦٤٦١ ص
٦٤٦٢ ص
٦٤٦٣ ص
٦٤٦٤ ص
٦٤٦٥ ص
٦٤٦٦ ص
٦٤٦٧ ص
٦٤٦٨ ص
٦٤٦٩ ص
٦٤٧٠ ص
٦٤٧١ ص
٦٤٧٢ ص
٦٤٧٣ ص
٦٤٧٤ ص
٦٤٧٥ ص
٦٤٧٦ ص
٦٤٧٧ ص
٦٤٧٨ ص
٦٤٧٩ ص
٦٤٨٠ ص
٦٤٨١ ص
٦٤٨٢ ص
٦٤٨٣ ص
٦٤٨٤ ص
٦٤٨٥ ص
٦٤٨٦ ص
٦٤٨٧ ص
٦٤٨٨ ص
٦٤٨٩ ص
٦٤٩٠ ص
٦٤٩١ ص
٦٤٩٢ ص
٦٤٩٣ ص
٦٤٩٤ ص
٦٤٩٥ ص
٦٤٩٦ ص
٦٤٩٧ ص
٦٤٩٨ ص
٦٤٩٩ ص
٦٥٠٠ ص
٦٥٠١ ص
٦٥٠٢ ص
٦٥٠٣ ص
٦٥٠٤ ص
٦٥٠٥ ص
٦٥٠٦ ص
٦٥٠٧ ص
٦٥٠٨ ص
٦٥٠٩ ص
٦٥١٠ ص
٦٥١١ ص
٦٥١٢ ص
٦٥١٣ ص
٦٥١٤ ص
٦٥١٥ ص
٦٥١٦ ص
٦٥١٧ ص
٦٥١٨ ص
٦٥١٩ ص
٦٥٢٠ ص
٦٥٢١ ص
٦٥٢٢ ص
٦٥٢٣ ص
٦٥٢٤ ص
٦٥٢٥ ص
٦٥٢٦ ص
٦٥٢٧ ص
٦٥٢٨ ص
٦٥٢٩ ص
٦٥٣٠ ص
٦٥٣١ ص
٦٥٣٢ ص
٦٥٣٣ ص
٦٥٣٤ ص
٦٥٣٥ ص
٦٥٣٦ ص
٦٥٣٧ ص
٦٥٣٨ ص
٦٥٣٩ ص
٦٥٤٠ ص
٦٥٤١ ص
٦٥٤٢ ص
٦٥٤٣ ص
٦٥٤٤ ص
٦٥٤٥ ص
٦٥٤٦ ص
٦٥٤٧ ص
٦٥٤٨ ص
٦٥٤٩ ص
٦٥٥٠ ص
٦٥٥١ ص
٦٥٥٢ ص
٦٥٥٣ ص
٦٥٥٤ ص
٦٥٥٥ ص
٦٥٥٦ ص
٦٥٥٧ ص
٦٥٥٨ ص
٦٥٥٩ ص
٦٥٦٠ ص
٦٥٦١ ص
٦٥٦٢ ص
٦٥٦٣ ص
٦٥٦٤ ص
٦٥٦٥ ص
٦٥٦٦ ص
٦٥٦٧ ص
٦٥٦٨ ص
٦٥٦٩ ص
٦٥٧٠ ص
٦٥٧١ ص
٦٥٧٢ ص
٦٥٧٣ ص
٦٥٧٤ ص
٦٥٧٥ ص
٦٥٧٦ ص
٦٥٧٧ ص
٦٥٧٨ ص
٦٥٧٩ ص
٦٥٨٠ ص
٦٥٨١ ص
٦٥٨٢ ص
٦٥٨٣ ص
٦٥٨٤ ص
٦٥٨٥ ص
٦٥٨٦ ص
٦٥٨٧ ص
٦٥٨٨ ص
٦٥٨٩ ص
٦٥٩٠ ص
٦٥٩١ ص
٦٥٩٢ ص
٦٥٩٣ ص
٦٥٩٤ ص
٦٥٩٥ ص
٦٥٩٦ ص
٦٥٩٧ ص
٦٥٩٨ ص
٦٥٩٩ ص
٦٦٠٠ ص
٦٦٠١ ص
٦٦٠٢ ص
٦٦٠٣ ص
٦٦٠٤ ص
٦٦٠٥ ص
٦٦٠٦ ص
٦٦٠٧ ص
٦٦٠٨ ص
٦٦٠٩ ص
٦٦١٠ ص
٦٦١١ ص
٦٦١٢ ص
٦٦١٣ ص
٦٦١٤ ص
٦٦١٥ ص
٦٦١٦ ص
٦٦١٧ ص
٦٦١٨ ص
٦٦١٩ ص
٦٦٢٠ ص
٦٦٢١ ص
٦٦٢٢ ص
٦٦٢٣ ص
٦٦٢٤ ص
٦٦٢٥ ص
٦٦٢٦ ص
٦٦٢٧ ص
٦٦٢٨ ص
٦٦٢٩ ص
٦٦٣٠ ص
٦٦٣١ ص
٦٦٣٢ ص
٦٦٣٣ ص
٦٦٣٤ ص
٦٦٣٥ ص
٦٦٣٦ ص
٦٦٣٧ ص
٦٦٣٨ ص
٦٦٣٩ ص
٦٦٤٠ ص
٦٦٤١ ص
٦٦٤٢ ص
٦٦٤٣ ص
٦٦٤٤ ص
٦٦٤٥ ص
٦٦٤٦ ص
٦٦٤٧ ص
٦٦٤٨ ص
٦٦٤٩ ص
٦٦٥٠ ص
٦٦٥١ ص
٦٦٥٢ ص
٦٦٥٣ ص
٦٦٥٤ ص
٦٦٥٥ ص
٦٦٥٦ ص
٦٦٥٧ ص
٦٦٥٨ ص
٦٦٥٩ ص
٦٦٦٠ ص
٦٦٦١ ص
٦٦٦٢ ص
٦٦٦٣ ص
٦٦٦٤ ص
٦٦٦٥ ص
٦٦٦٦ ص
٦٦٦٧ ص
٦٦٦٨ ص
٦٦٦٩ ص
٦٦٧٠ ص
٦٦٧١ ص
٦٦٧٢ ص
٦٦٧٣ ص
٦٦٧٤ ص
٦٦٧٥ ص
٦٦٧٦ ص
٦٦٧٧ ص
٦٦٧٨ ص
٦٦٧٩ ص
٦٦٨٠ ص
٦٦٨١ ص
٦٦٨٢ ص
٦٦٨٣ ص
٦٦٨٤ ص
٦٦٨٥ ص
٦٦٨٦ ص
٦٦٨٧ ص
٦٦٨٨ ص
٦٦٨٩ ص
٦٦٩٠ ص
٦٦٩١ ص
٦٦٩٢ ص
٦٦٩٣ ص
٦٦٩٤ ص
٦٦٩٥ ص
٦٦٩٦ ص
٦٦٩٧ ص
٦٦٩٨ ص
٦٦٩٩ ص
٦٧٠٠ ص
٦٧٠١ ص
٦٧٠٢ ص
٦٧٠٣ ص
٦٧٠٤ ص
٦٧٠٥ ص
٦٧٠٦ ص
٦٧٠٧ ص
٦٧٠٨ ص
٦٧٠٩ ص
٦٧١٠ ص
٦٧١١ ص
٦٧١٢ ص
٦٧١٣ ص
٦٧١٤ ص
٦٧١٥ ص
٦٧١٦ ص
٦٧١٧ ص
٦٧١٨ ص
٦٧١٩ ص
٦٧٢٠ ص
٦٧٢١ ص
٦٧٢٢ ص
٦٧٢٣ ص
٦٧٢٤ ص
٦٧٢٥ ص
٦٧٢٦ ص
٦٧٢٧ ص
٦٧٢٨ ص
٦٧٢٩ ص
٦٧٣٠ ص
٦٧٣١ ص
٦٧٣٢ ص
٦٧٣٣ ص
٦٧٣٤ ص
٦٧٣٥ ص
٦٧٣٦ ص
٦٧٣٧ ص
٦٧٣٨ ص
٦٧٣٩ ص
٦٧٤٠ ص
٦٧٤١ ص
٦٧٤٢ ص
٦٧٤٣ ص
٦٧٤٤ ص
٦٧٤٥ ص
٦٧٤٦ ص
٦٧٤٧ ص
٦٧٤٨ ص
٦٧٤٩ ص
٦٧٥٠ ص
٦٧٥١ ص
٦٧٥٢ ص
٦٧٥٣ ص
٦٧٥٤ ص
٦٧٥٥ ص
٦٧٥٦ ص
٦٧٥٧ ص
٦٧٥٨ ص
٦٧٥٩ ص
٦٧٦٠ ص
٦٧٦١ ص
٦٧٦٢ ص
٦٧٦٣ ص
٦٧٦٤ ص
٦٧٦٥ ص
٦٧٦٦ ص
٦٧٦٧ ص
٦٧٦٨ ص
٦٧٦٩ ص
٦٧٧٠ ص
٦٧٧١ ص
٦٧٧٢ ص
٦٧٧٣ ص
٦٧٧٤ ص
٦٧٧٥ ص
٦٧٧٦ ص
٦٧٧٧ ص
٦٧٧٨ ص
٦٧٧٩ ص
٦٧٨٠ ص
٦٧٨١ ص
٦٧٨٢ ص
٦٧٨٣ ص
٦٧٨٤ ص
٦٧٨٥ ص
٦٧٨٦ ص
٦٧٨٧ ص
٦٧٨٨ ص
٦٧٨٩ ص
٦٧٩٠ ص
٦٧٩١ ص
٦٧٩٢ ص
٦٧٩٣ ص
٦٧٩٤ ص
٦٧٩٥ ص
٦٧٩٦ ص
٦٧٩٧ ص
٦٧٩٨ ص
٦٧٩٩ ص
٦٨٠٠ ص
٦٨٠١ ص
٦٨٠٢ ص
٦٨٠٣ ص
٦٨٠٤ ص
٦٨٠٥ ص
٦٨٠٦ ص
٦٨٠٧ ص
٦٨٠٨ ص
٦٨٠٩ ص
٦٨١٠ ص
٦٨١١ ص
٦٨١٢ ص
٦٨١٣ ص
٦٨١٤ ص
٦٨١٥ ص
٦٨١٦ ص
٦٨١٧ ص
٦٨١٨ ص
٦٨١٩ ص
٦٨٢٠ ص
٦٨٢١ ص
٦٨٢٢ ص
٦٨٢٣ ص
٦٨٢٤ ص
٦٨٢٥ ص
٦٨٢٦ ص
٦٨٢٧ ص
٦٨٢٨ ص
٦٨٢٩ ص
٦٨٣٠ ص
٦٨٣١ ص
٦٨٣٢ ص
٦٨٣٣ ص
٦٨٣٤ ص
٦٨٣٥ ص
٦٨٣٦ ص
٦٨٣٧ ص
٦٨٣٨ ص
٦٨٣٩ ص
٦٨٤٠ ص
٦٨٤١ ص
٦٨٤٢ ص
٦٨٤٣ ص
٦٨٤٤ ص
٦٨٤٥ ص
٦٨٤٦ ص
٦٨٤٧ ص
٦٨٤٨ ص
٦٨٤٩ ص
٦٨٥٠ ص
٦٨٥١ ص
٦٨٥٢ ص
٦٨٥٣ ص
٦٨٥٤ ص
٦٨٥٥ ص
٦٨٥٦ ص
٦٨٥٧ ص
٦٨٥٨ ص
٦٨٥٩ ص
٦٨٦٠ ص
٦٨٦١ ص
٦٨٦٢ ص
٦٨٦٣ ص
٦٨٦٤ ص
٦٨٦٥ ص
٦٨٦٦ ص
٦٨٦٧ ص
٦٨٦٨ ص
٦٨٦٩ ص
٦٨٧٠ ص
٦٨٧١ ص
٦٨٧٢ ص
٦٨٧٣ ص
٦٨٧٤ ص
٦٨٧٥ ص
٦٨٧٦ ص
٦٨٧٧ ص
٦٨٧٨ ص
٦٨٧٩ ص
٦٨٨٠ ص
٦٨٨١ ص
٦٨٨٢ ص
٦٨٨٣ ص
٦٨٨٤ ص
٦٨٨٥ ص
٦٨٨٦ ص
٦٨٨٧ ص
٦٨٨٨ ص
٦٨٨٩ ص
٦٨٩٠ ص
٦٨٩١ ص
٦٨٩٢ ص
٦٨٩٣ ص
٦٨٩٤ ص
٦٨٩٥ ص
٦٨٩٦ ص
٦٨٩٧ ص
٦٨٩٨ ص
٦٨٩٩ ص
٦٩٠٠ ص
٦٩٠١ ص
٦٩٠٢ ص
٦٩٠٣ ص
٦٩٠٤ ص
٦٩٠٥ ص
٦٩٠٦ ص
٦٩٠٧ ص
٦٩٠٨ ص
٦٩٠٩ ص
٦٩١٠ ص
٦٩١١ ص
٦٩١٢ ص
٦٩١٣ ص
٦٩١٤ ص
٦٩١٥ ص
٦٩١٦ ص
٦٩١٧ ص
٦٩١٨ ص
٦٩١٩ ص
٦٩٢٠ ص
٦٩٢١ ص
٦٩٢٢ ص
٦٩٢٣ ص
٦٩٢٤ ص
٦٩٢٥ ص
٦٩٢٦ ص
٦٩٢٧ ص
٦٩٢٨ ص
٦٩٢٩ ص
٦٩٣٠ ص
٦٩٣١ ص
٦٩٣٢ ص
٦٩٣٣ ص
٦٩٣٤ ص
٦٩٣٥ ص
٦٩٣٦ ص
٦٩٣٧ ص
٦٩٣٨ ص
٦٩٣٩ ص
٦٩٤٠ ص
٦٩٤١ ص
٦٩٤٢ ص
٦٩٤٣ ص
٦٩٤٤ ص
٦٩٤٥ ص
٦٩٤٦ ص
٦٩٤٧ ص
٦٩٤٨ ص
٦٩٤٩ ص
٦٩٥٠ ص
٦٩٥١ ص
٦٩٥٢ ص
٦٩٥٣ ص
٦٩٥٤ ص
٦٩٥٥ ص
٦٩٥٦ ص
٦٩٥٧ ص
٦٩٥٨ ص
٦٩٥٩ ص
٦٩٦٠ ص
٦٩٦١ ص
٦٩٦٢ ص
٦٩٦٣ ص
٦٩٦٤ ص
٦٩٦٥ ص
٦٩٦٦ ص
٦٩٦٧ ص
٦٩٦٨ ص
٦٩٦٩ ص
٦٩٧٠ ص
٦٩٧١ ص
٦٩٧٢ ص
٦٩٧٣ ص
٦٩٧٤ ص
٦٩٧٥ ص
٦٩٧٦ ص
٦٩٧٧ ص
٦٩٧٨ ص
٦٩٧٩ ص
٦٩٨٠ ص
٦٩٨١ ص
٦٩٨٢ ص
٦٩٨٣ ص
٦٩٨٤ ص
٦٩٨٥ ص
٦٩٨٦ ص
٦٩٨٧ ص
٦٩٨٨ ص
٦٩٨٩ ص
٦٩٩٠ ص
٦٩٩١ ص
٦٩٩٢ ص
٦٩٩٣ ص
٦٩٩٤ ص
٦٩٩٥ ص
٦٩٩٦ ص
٦٩٩٧ ص
٦٩٩٨ ص
٦٩٩٩ ص
٧٠٠٠ ص
٧٠٠١ ص
٧٠٠٢ ص
٧٠٠٣ ص
٧٠٠٤ ص
٧٠٠٥ ص
٧٠٠٦ ص
٧٠٠٧ ص
٧٠٠٨ ص
٧٠٠٩ ص
٧٠١٠ ص
٧٠١١ ص
٧٠١٢ ص
٧٠١٣ ص
٧٠١٤ ص
٧٠١٥ ص
٧٠١٦ ص
٧٠١٧ ص
٧٠١٨ ص
٧٠١٩ ص
٧٠٢٠ ص
٧٠٢١ ص
٧٠٢٢ ص
٧٠٢٣ ص
٧٠٢٤ ص
٧٠٢٥ ص
٧٠٢٦ ص
٧٠٢٧ ص
٧٠٢٨ ص
٧٠٢٩ ص
٧٠٣٠ ص
٧٠٣١ ص
٧٠٣٢ ص
٧٠٣٣ ص
٧٠٣٤ ص
٧٠٣٥ ص
٧٠٣٦ ص
٧٠٣٧ ص
٧٠٣٨ ص
٧٠٣٩ ص
٧٠٤٠ ص
٧٠٤١ ص
٧٠٤٢ ص
٧٠٤٣ ص
٧٠٤٤ ص
٧٠٤٥ ص
٧٠٤٦ ص
٧٠٤٧ ص
٧٠٤٨ ص
٧٠٤٩ ص
٧٠٥٠ ص
٧٠٥١ ص
٧٠٥٢ ص
٧٠٥٣ ص
٧٠٥٤ ص
٧٠٥٥ ص
٧٠٥٦ ص
٧٠٥٧ ص
٧٠٥٨ ص
٧٠٥٩ ص
٧٠٦٠ ص
٧٠٦١ ص
٧٠٦٢ ص
٧٠٦٣ ص
٧٠٦٤ ص
٧٠٦٥ ص
٧٠٦٦ ص
٧٠٦٧ ص
٧٠٦٨ ص
٧٠٦٩ ص
٧٠٧٠ ص
٧٠٧١ ص
٧٠٧٢ ص
٧٠٧٣ ص
٧٠٧٤ ص
٧٠٧٥ ص
٧٠٧٦ ص
٧٠٧٧ ص
٧٠٧٨ ص
٧٠٧٩ ص
٧٠٨٠ ص
٧٠٨١ ص
٧٠٨٢ ص
٧٠٨٣ ص
٧٠٨٤ ص
٧٠٨٥ ص
٧٠٨٦ ص
٧٠٨٧ ص
٧٠٨٨ ص
٧٠٨٩ ص
٧٠٩٠ ص
٧٠٩١ ص
٧٠٩٢ ص
٧٠٩٣ ص
٧٠٩٤ ص
٧٠٩٥ ص
٧٠٩٦ ص
٧٠٩٧ ص
٧٠٩٨ ص
٧٠٩٩ ص
٧١٠٠ ص
٧١٠١ ص
٧١٠٢ ص
٧١٠٣ ص
٧١٠٤ ص
٧١٠٥ ص
٧١٠٦ ص
٧١٠٧ ص
٧١٠٨ ص
٧١٠٩ ص
٧١١٠ ص
٧١١١ ص
٧١١٢ ص
٧١١٣ ص
٧١١٤ ص
٧١١٥ ص
٧١١٦ ص
٧١١٧ ص
٧١١٨ ص
٧١١٩ ص
٧١٢٠ ص
٧١٢١ ص
٧١٢٢ ص
٧١٢٣ ص
٧١٢٤ ص
٧١٢٥ ص
٧١٢٦ ص
٧١٢٧ ص
٧١٢٨ ص
٧١٢٩ ص
٧١٣٠ ص
٧١٣١ ص
٧١٣٢ ص
٧١٣٣ ص
٧١٣٤ ص
٧١٣٥ ص
٧١٣٦ ص
٧١٣٧ ص
٧١٣٨ ص
٧١٣٩ ص
٧١٤٠ ص
٧١٤١ ص
٧١٤٢ ص
٧١٤٣ ص
٧١٤٤ ص
٧١٤٥ ص
٧١٤٦ ص
٧١٤٧ ص
٧١٤٨ ص
٧١٤٩ ص
٧١٥٠ ص
٧١٥١ ص
٧١٥٢ ص
٧١٥٣ ص
٧١٥٤ ص
٧١٥٥ ص
٧١٥٦ ص
٧١٥٧ ص
٧١٥٨ ص
٧١٥٩ ص
٧١٦٠ ص
٧١٦١ ص
٧١٦٢ ص
٧١٦٣ ص
٧١٦٤ ص
٧١٦٥ ص
٧١٦٦ ص
٧١٦٧ ص
٧١٦٨ ص
٧١٦٩ ص
٧١٧٠ ص
٧١٧١ ص
٧١٧٢ ص
٧١٧٣ ص
٧١٧٤ ص
٧١٧٥ ص
٧١٧٦ ص
٧١٧٧ ص
٧١٧٨ ص
٧١٧٩ ص
٧١٨٠ ص
٧١٨١ ص
٧١٨٢ ص
٧١٨٣ ص
٧١٨٤ ص
٧١٨٥ ص
٧١٨٦ ص
٧١٨٧ ص
٧١٨٨ ص
٧١٨٩ ص
٧١٩٠ ص
٧١٩١ ص
٧١٩٢ ص
٧١٩٣ ص
٧١٩٤ ص
٧١٩٥ ص
٧١٩٦ ص
٧١٩٧ ص
٧١٩٨ ص
٧١٩٩ ص
٧٢٠٠ ص
٧٢٠١ ص
٧٢٠٢ ص
٧٢٠٣ ص
٧٢٠٤ ص
٧٢٠٥ ص
٧٢٠٦ ص
٧٢٠٧ ص
٧٢٠٨ ص
٧٢٠٩ ص
٧٢١٠ ص
٧٢١١ ص
٧٢١٢ ص
٧٢١٣ ص
٧٢١٤ ص
٧٢١٥ ص
٧٢١٦ ص
٧٢١٧ ص
٧٢١٨ ص
٧٢١٩ ص
٧٢٢٠ ص
٧٢٢١ ص
٧٢٢٢ ص
٧٢٢٣ ص
٧٢٢٤ ص
٧٢٢٥ ص
٧٢٢٦ ص
٧٢٢٧ ص
٧٢٢٨ ص
٧٢٢٩ ص
٧٢٣٠ ص
٧٢٣١ ص
٧٢٣٢ ص
٧٢٣٣ ص
٧٢٣٤ ص
٧٢٣٥ ص
٧٢٣٦ ص
٧٢٣٧ ص
٧٢٣٨ ص
٧٢٣٩ ص
٧٢٤٠ ص
٧٢٤١ ص
٧٢٤٢ ص
٧٢٤٣ ص
٧٢٤٤ ص
٧٢٤٥ ص
٧٢٤٦ ص
٧٢٤٧ ص
٧٢٤٨ ص
٧٢٤٩ ص
٧٢٥٠ ص
٧٢٥١ ص
٧٢٥٢ ص
٧٢٥٣ ص
٧٢٥٤ ص
٧٢٥٥ ص
٧٢٥٦ ص
٧٢٥٧ ص
٧٢٥٨ ص
٧٢٥٩ ص
٧٢٦٠ ص
٧٢٦١ ص
٧٢٦٢ ص
٧٢٦٣ ص
٧٢٦٤ ص
٧٢٦٥ ص
٧٢٦٦ ص
٧٢٦٧ ص
٧٢٦٨ ص
٧٢٦٩ ص
٧٢٧٠ ص
٧٢٧١ ص
٧٢٧٢ ص
٧٢٧٣ ص
٧٢٧٤ ص
٧٢٧٥ ص
٧٢٧٦ ص
٧٢٧٧ ص
٧٢٧٨ ص
٧٢٧٩ ص
٧٢٨٠ ص
٧٢٨١ ص
٧٢٨٢ ص
٧٢٨٣ ص
٧٢٨٤ ص
٧٢٨٥ ص
٧٢٨٦ ص
٧٢٨٧ ص
٧٢٨٨ ص
٧٢٨٩ ص
٧٢٩٠ ص
٧٢٩١ ص
٧٢٩٢ ص
٧٢٩٣ ص
٧٢٩٤ ص
٧٢٩٥ ص
٧٢٩٦ ص
٧٢٩٧ ص
٧٢٩٨ ص
٧٢٩٩ ص
٧٣٠٠ ص
٧٣٠١ ص
٧٣٠٢ ص
٧٣٠٣ ص
٧٣٠٤ ص
٧٣٠٥ ص
٧٣٠٦ ص
٧٣٠٧ ص
٧٣٠٨ ص
٧٣٠٩ ص
٧٣١٠ ص
٧٣١١ ص
٧٣١٢ ص
٧٣١٣ ص
٧٣١٤ ص
٧٣١٥ ص
٧٣١٦ ص

دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٠٣٤

 

تصوف (٨) ،

طریقه‌های‌ صوفیه‌ در مصر. تاریخ‌ دقیق‌ تأسیس‌ طریقه‌ها در مصر یا ورودشان‌ به‌ آنجا دانسته‌ نیست‌، اما به‌طوركلی‌ طریقه‌های‌ صوفیه‌ بعد از تأسیس‌ خانقاه‌ در مصر به‌ظهور رسیدند. تفاوت‌ آنها با یكدیگر چندان‌ اساسی‌ نیست‌ و بیشتر به‌ تفاوت‌ عَلَمها، اذكار روزانه‌ (احزاب‌) و رویكردشان‌ به‌ ذكر و اعتزال‌ یا حضور در اجتماع‌ بر می‌گردد؛ مثلاً، خلوتیه‌ عموماً طرفدار ذكر و اعتزال‌، و شاذلیه‌ علاقه‌مند به‌ حضور در اجتماع‌اند (طویل‌، ج‌ ١، ص‌ ٧٤ـ ٧٥؛ برای‌ اطلاع‌ در باره‌ حزب‌ رجوع كنید به تریمینگام‌، ص‌ ٢١٥ـ ٢١٦).

طریقه‌های‌ مهم‌ مصر عبارت‌اند از: رفاعیه‌، احمدیه‌ یا بدویه‌، شاذلیه‌، خلوتیه‌، دسوقیه‌ یا ابراهیمیه‌ یا برهانیه‌، بكتاشیه‌، نقشبندیه‌، قادریه‌، و میرغانیه‌.

رفاعیه‌. تأسیس‌ آن‌ منسوب‌ به‌ احمد رفاعی‌ است‌ و از طریقه‌های‌ دیگر زودتر وارد مصر شد. وروداین‌ طریقه‌ به‌ دوره‌ ایوبی‌ برمی‌گردد. این‌ طریقه‌ را عمدتاً تركها در مصر و سوریه‌ گسترش‌ دادند. اعمال‌ این‌ طریقه‌ گاه‌ شبیه‌ سحر و جادو بود؛ مثلاً، پیروان‌ یكی‌ از شاخه‌های‌ آن‌ به‌ نام‌ سعدیه‌، منسوب‌ به‌ سعدالدین‌ جَباوی‌، زغال‌ گداخته‌ و شیشه‌ و مار می‌خوردند و آسیبی‌ نمی‌دیدند یا سر و اعضای‌ خود را قطع‌ و بعد به‌ هم‌ وصل‌ می‌كردند. مراسم‌ دوشه‌ را هم‌ آنان‌ در زادروز پیامبر برگزار می‌كردند (لین‌، ص‌ ٢٤١ـ٢٤٢؛ هیسكت‌، ص‌ ٥٩؛ فاروق‌ احمدمصطفی‌، ص‌ ٨١)، اما شورای‌ صوفیه‌ برگزاری‌ آن‌ را ممنوع‌ كرد (فاروق‌احمدمصطفی‌، ص‌ ٨٢، پانویس‌؛ تریمینگام‌، ص‌ ٧٣، پانویس‌ ٢، ص‌ ٢٤٧). برخی‌ از شاخه‌های‌ رفاعیه‌ عبارت‌اند از: عِلوانیه‌ منسوب‌ به‌ محمدبن‌ احمد عِلوان‌، حنیفیه‌ منسوب‌ به‌ شمس‌الدین‌ حنفی‌، و حبیبیه‌ منسوب‌ به‌ محمد حبیب‌ (لین‌، ص‌ ٢٤١؛ تریمینگام‌، ص‌٢٨٠). عَلَم‌ و عمامه‌های‌ شاخه‌های‌ این‌ طریقت‌ سبز، سیاه‌ و كبود است‌ (لین‌، همانجا؛ فاروق‌ احمد مصطفی‌، ص‌ ٨١).

احمدیه‌ یا بدویه‌. مؤسس‌ آن‌ احمد بدوی‌ است‌. عَلَم‌ و دستار آنان‌ سرخ‌ است‌. شاخه‌های‌ آن‌ عبارت‌اند از: بیومیه‌، شَنّاویه‌ منسوب‌ به‌ محمدبن‌ عبداللّه‌ شَنّاوی‌، حلبیه‌ منسوب‌ به‌ ابوالعباس‌ احمد حلبی‌ و سَطوحیه‌ منسوب‌ به‌ جمال‌الدین‌ عمر (مبارك‌، ج‌ ٣، ص‌ ٤٣٦ـ٤٣٧؛ تریمینگام‌، ص‌ ٧٩ـ٨٠، ٢٧٤).

شاذلیه‌. منسوب‌ به‌ ابوالعباس‌ شاذلی‌ است‌. عَلَمهایی‌ به‌ رنگهای‌ گوناگون‌ دارند. شاخه‌های‌ آن‌ عبارت‌اند از: ادریسیه‌ منسوب‌ به‌ احمدبن‌ ادریس‌، عروسیه‌ منسوب‌ به‌ ابوالعباس‌ احمد عروسی‌ صوفی‌ قرن‌ نهم‌، وَفائیه‌ منسوب‌ به‌ محمدبن‌ احمد وفا (متوفی‌ ٧٦٠)، سَبْتیه‌ منسوب‌ به‌ ابوالعباس‌ احمدبن‌ جعفر سَبتی‌ (متوفی‌ ٩٠١)، محمدیه‌ شاذلیه‌، و درقاویه‌ * منسوب‌ به‌ احمد درقاوی‌ (متوفی‌ ١٣١٣ ش‌/ ١٩٣٤؛ مبارك‌، ج‌ ٣، ص‌ ٤٣٦؛ فاروق‌احمد مصطفی‌، ص‌١٢٠ـ١٢١؛ تریمینگام‌، ص‌ ٤٧ـ ٤٨، ١١١، ٢٧٨ـ٢٧٩؛ یونگ‌، ٢٠٠٠، ص‌٣٠).

خلوتیه‌. وقتی‌ صفویه‌ تبریز را گرفتند، این‌ طریقه‌ بتدریج‌از آنجا به‌ مصر رفت‌. اولین‌ زاویه‌ خلوتی‌ را در مصر ابراهیم‌ گلشنی‌ (متوفی‌ ٨٩٢)، مرید عمر روشنی‌، برپا كرد. این طریقه‌ عَلَم‌ ندارد و شاخه‌های‌ آن‌ عبارت‌اند از: منسوبان‌ به‌ محمدبن‌ سالم‌ حَفناوی‌/ حِفْنی‌ (متوفی‌ ١١٨١)، بكریه‌، بیرامیه‌ * ، شرقاویه‌ منسوب‌ به‌ عبداللّه‌ شرقاوی‌، تِجانیه‌ * ، دَمرداشیه‌ * منسوب‌ به‌ شمس‌الدین‌ محمد دمرداشی‌ (متوفی‌ ٩٣٢)، و دردیریه‌ * یا سباعیه‌ منسوب‌ به‌ احمد دردیر (تریمینگام‌، ص‌ ٧٦ـ ٧٨؛ مبارك‌، ج‌ ٣، ص‌ ٤٣٧؛ طویل‌، ج‌ ١، ص‌ ٧٧).

دسوقیه‌ یا ابراهیمیه‌ یا برهانیه‌. عَلَم‌ آنان‌ سبز است‌ (مبارك‌، همانجا؛ تریمینگام‌، ص‌ ٤٥ـ٤٦). این‌ طریقه در مصر چند شاخه‌ دارد: بَرهامیه‌ كه‌ مصری‌ است‌ و بَرهانیه‌ كه‌ از سودان‌ به‌ مصر وارد شده‌ است‌. برهانیه‌، به‌ علت‌ موافقت‌ عقاید محمد عثمان‌ عبده‌ (متوفی‌ ١٣٦٢ ش‌/ ١٩٨٣)، مؤسس‌ آن‌، با عقاید ابن‌عربی‌ و همچنین‌ نداشتن‌ شیخ‌ مصری‌، تحت‌ فشار قرار گرفته‌ است‌ تا به‌ شاخه‌ مصری‌ برهامیه‌ بپیوندد (هوفمان‌، ص‌٣٠٠، ٣١١، ٣١٥ـ٣١٦). یكی‌ دیگر از شاخه‌های‌ دسوقیه‌، شُرنوبیه‌ منسوب به‌ احمدعثمان‌ شُرنوبی‌ (متوفی‌ ٩٩٤) است‌ (مبارك‌، ج‌ ٣، ص‌ ٤٣٦، تریمینگام‌، ص‌ ٢٧٥).

بكتاشیه‌. عبداللّه‌ مَقاویری‌ آن‌ را در اواخر قرن‌ چهاردهم‌ به‌ مصر برد. این‌ طریقه‌ همواره‌ از حمایت‌ عثمانیها و از حمایت‌ دربار مصر برخوردار بود. بعد از سرنگونی‌ فاروق‌ (١٣٣١ ش‌/ ١٩٥٢) این‌ طریقه‌ وضع‌ سابق‌ خود را از دست‌ داد و از كمكهای‌ اوقاف‌ محروم‌ شد. بالاخره‌ با مرگ‌ احمد سیری‌، آخرین‌ شیخ‌ بكتاشیه‌ در مصر، این‌ طریقه‌ به‌ پایان‌ راه‌ خود رسید و اعضای‌ تكیه‌ احمد سیری‌ به‌ امریكا مهاجرت‌ كردند (یونگ‌، ٢٠٠٠، ص‌ ٤٠، ٤٥؛ تریمینگام‌، ص‌ ٢٥٤، پانویس‌ ١).

نقشبندیه‌. این‌ طریقه‌ تا قرن‌ سیزدهم‌/ نوزدهم‌ در مصر وجود نداشت‌. از زمانی‌ كه‌ حق‌ قِدَم‌ لغو شد، شاخه‌ای‌ از نقشبندیه‌ به‌ نام‌ خالدیه‌ در مصر حضور یافت‌. محمدامین‌ كردی‌، عالم‌ و صوفی‌ قرن‌ سیزدهم‌/ نوزدهم‌، آن‌ را در مصر گسترش‌ داد (یونگ‌، ٢٠٠٠، ص‌ ١٣١).

قادریه‌. محمدبن‌ عبدالصمد در قرن‌ هفتم‌ آن‌ را به‌ مصر برد. قبل‌ از او فرزندان‌ عبدالقادر گیلانی‌، مؤسس‌ طریقه‌ قادریه‌، به‌ مصر رفته‌ بودند، از جمله‌ علاءالدین‌ بغدادی‌. مزار فرزندان‌ گیلانی‌ در دارالقرافه‌ است‌ (زیدان‌، ص‌ ١٧٨، ١٨٥ـ١٨٧،١٩٠). عمامه‌ و علمهای‌ قادریه‌ بیشتر سفید و سرخ‌ است‌. قدیمترین‌ شاخه‌ قادریه‌ در مصر، فارضیه‌ است‌ كه‌ شیخ‌ محمد فارضی‌ مؤسس‌ آن‌ بود و دومین‌ شاخه‌ آن‌، قاسمیه‌ است‌ كه‌ قاسم‌بن‌ محمد كبیر آن‌ را تأسیس‌ كرد (همان‌، ص‌ ١٨٥، ١٩١، ١٩٧؛ فاروق‌احمد مصطفی‌، ص‌ ٨٢).

میرغانیه‌/ میرغینیه‌. منسوب‌ به‌ محمدعثمان‌ میرغنی‌ است‌. این‌ طریقه‌ را تركها گسترش‌ دادند و مركز اصلی‌ آن‌ در سودان‌ است‌ (مبارك‌، ج‌ ٣، ص‌ ٤٣٧؛ كوك‌، ص‌ ٤٧٣ـ٤٧٤).


منابع‌:
(١) علاوه‌ بر قرآن‌؛
(٢) ابن‌ایاس‌، بدائع‌الزهو رفی‌ وقائع‌ الدهور ، چاپ‌ محمد مصطفی‌، قاهره‌ ١٤٠٢ـ١٤٠٤/ ١٩٨٢ـ١٩٨٤؛
(٣) ابن‌بطوطه‌، رحله‌ ابن‌بطوطه‌ ، چاپ‌ علی‌ منتصر كتانی‌، بیروت‌ ١٣٩٥/١٩٧٥؛
(٤) ابن‌تغری‌ بردی‌، النجوم‌ الزاهره‌ فی‌ ملوك‌ مصر والقاهره‌ ، قاهره‌[ ? ١٣٨٣/ ١٩٦٣(؛
(٥) ابن‌جبیر، رحله‌ ابن‌جبیر ، بیروت‌ ١٤٠٤/١٩٨٤؛
(٦) ابن‌جوزی‌، صفه‌الصفوه‌ ، چاپ‌ محمد فاخوری‌ و محمد روّاس‌ قلعه‌جی‌، بیروت‌ ١٣٩٩/ ١٩٧٩؛
(٧) سمیرابوحمدان‌، الشیخ‌ رشید رضا و الخطاب‌ الاسلامی‌ المعتدل‌ ، بیروت‌ ١٩٩٢/ ١٤١٣؛
(٨) عمر اسكندری‌ و سلیم‌حسن‌، تاریخ‌ مصر من‌ الفتح‌ العثمانی‌ ( الی‌ قبیل‌ الوقت‌ الحاضر )، قاهره‌ ١٤١٠/ ١٩٩٠؛
(٩) عبدالرحمان‌بن‌ احمد جامی‌، نفحات‌ الانس‌ ، چاپ‌ محمود عابدی‌، تهران‌ ١٣٧٠ ش‌؛
(١٠) بایارد داج‌، دانشگاه‌ الازهر: تاریخ‌ هزارساله‌ تعلیمات‌ عالی‌ اسلامی‌ ، ترجمه‌ آذرمیدخت‌ مشایخ‌ فریدنی‌، تهران‌ ١٣٦٧ ش‌؛
(١١) عاصم‌ محمد رزق‌، خانقاوات‌ الصوفیه‌ فی‌ مصر فی‌ العصرین‌ الایوبی‌ و المملوكی‌ ( ٥٦٧ ـ٩٢٣ ه / ١١٧١ـ١٥١٧ م‌ )، قاهره‌ ١٤١٧/ ١٩٩٧؛
(١٢) یوسف‌ محمد طه‌ زیدان‌، الطریق‌ الصوفی‌ و فروع‌ القادریه‌ بمصر ، بیروت‌ ١٤١١/١٩٩١؛
(١٣) سمیح‌ زین‌، الصوفیه‌ فی‌ نظر الاسلام‌ ، بیروت‌ ١٤٠٥/ ١٩٨٥؛
(١٤) محمدبن‌ عبدالرحمان‌ سخاوی‌، الضوء اللامع‌ لاهل‌ القرن‌ التاسع‌ ، قاهره‌ ] ١٣٥٤ـ ١٣٥٥ ) ؛
(١٥) سعاد ماهر محمد، مساجد مصر و اولیاوها الصالحون ، [قاهره‌ ( ، ج‌ ١، )?١٣٩١/ ١٩٧١ (، ج‌ ٢، )?١٣٩٣/١٩٧٣(، ج‌ ٣، )?١٣٩٩/ ١٩٧٩ ( ؛
١٦- عبد الرحمان ‌بن ابی‌بكر سیوطی‌، حسن‌ المحاضره‌ فی‌ تاریخ‌ مصر و القاهره‌ ، چاپ‌ محمدابوالفضل‌ ابراهیم‌، ج‌ ١، )قاهره‌ ( ١٣٨٧/ ١٩٦٧؛
(١٧) عبد الوهاب‌ بن‌ محمد شعرانی‌، الطبقات‌ الكبری‌ ، مصر ١٣٤٣/ ١٩٢٥؛
(١٨) كامل‌ مصطفی‌ شیبی‌، الصله‌ بین‌ التصوف‌ و التشیع‌ ، بیروت‌ ١٩٨٢؛
(١٩) توفیق‌ طویل‌، التصوف‌ فی‌ مصر إبان‌ العصر العثمانی‌ ، مصر ١٩٨٨؛
(٢٠) عبدالرحمان‌ ابوراس‌، شیخ‌ الشیوخ‌ بالدیارالمصریه‌ فی‌الدولتین‌ الایوبیه‌ و المملوكیه‌ ، قاهره‌ ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(٢١) فاروق‌ احمد مصطفی‌، البناء الاجتماعی‌ للطریقه‌ الشاذلیه‌ فی‌ مصر ، اسكندریه‌ ١٩٨٠؛
(٢٢) ژوزف‌ كوك‌، مسلمانان‌ افریقا ، ترجمه‌ اسداللّه‌ علوی‌، مشهد ١٣٧٣ ش‌؛
(٢٣) لویس‌ عوض‌، تاریخ‌ الفكر المصری‌ الحدیث‌ ،) قاهره‌ ] ١٣٨٨ـ١٣٨٩؛
(٢٤) علی‌باشا مبارك‌، الخطط‌ التوفیقیه‌ الجدیده‌ لمصر القاهره‌ ، قاهره‌ ١٩٨٠ـ١٩٨٣؛
(٢٥) عبدالغنی‌بن‌ اسماعیل‌ نابلسی‌، الحقیقه‌ و المجاز فی‌الرحله‌ الی‌ بلاد الشام‌ و مصر و الحجاز ، چاپ‌ احمد عبدالمجید هریدی‌، مصر ١٩٨٦؛


(٢٦) Mervyn Hiskett, The course of Islam in Africa , Edinburgh ١٩٩٤;
(٢٧) Valerie J. Hoffman, Sufism, mystics, and saints in modern Egypt , Columbia S. C. ١٩٩٥;
(٢٨) Frederick de Jong, "Opposition to sufism in twentieth - century Egypt(١٩٠٠-١٩٧٠)" , in Islamic mysticism contested: thirteen centuries of controversies and polemics , ed. Frederick de Jong and Bernd Radtke, Leiden: Brill, ١٩٩٩;
(٢٩) idem, Sufi orders in Ottoman and post - Ottoman Egypt and the Middle East , Istanbul: The Isis Press [٢٠٠٠ ?];
(٣٠) Edward William Lane, An account of the manners and customs of the modern Egyptians , ٥th ed. by Edward Stanley Poole, New York ١٩٧٣ Ira M. Lapidus, A history of Islamic societies , Cambridge ١٩٩١;
(٣١) Linda S. Northrup, "The Bahri Mamluk sultanate, ١٢٥٠-١٣٩٠", in The Cambridge history of Egypt , vol. ١ , ed. Carl. F. Petry, Cambridge ١٩٩٨;
(٣٢) The Oxford encyclopedia of the modern Islamic world , ed. John L. Esposito, New York ١٩٩٥, s.v. "Sufism and politics" (by J. E. A. Johansen);
(٣٣) J. Spencer Trimingham, The sufi orders in Islam , London ١٩٧٣.

/ پروانه‌ عروج‌نیا /

١١) تصوف‌ در افریقا. تصوف‌ در قرن‌ پنجم‌ از طریق‌ اندلس‌ وارد مغرب‌ (مراكش‌) شد و از آنجا به‌ دیگر سرزمینهای‌ افریقایی‌ راه‌ یافت‌ (بل‌، ص‌ ٣٧٧؛
غنیمی‌، ج‌ ٦، ص‌ ٩٣). به‌رغم‌ تحریم‌ آثار متصوفه‌، بخصوص‌ آثار غزالی‌ در شمال‌ افریقا، تصوف‌ در دوره‌ مرابطون‌ (٤٤٧ـ٥٤١/ ١٠٥٥ـ١١٤٦) در این‌ سرزمین‌ گسترش‌ یافت‌ و در دوره‌ موحدون‌ (٥١٥ ـ ٦٦٨/ ١١٢١ـ١٢٦٩) صوفیان‌ بزرگی‌ بخصوص‌ در مغرب‌ ظهور یافتند (بل‌، همانجا؛
هیسكت‌، ص‌٤٠). برخی‌ دلایل‌ عمده‌ نفوذ و گسترش‌ تصوف‌ در افریقا عبارت‌اند از: بیزاری‌ مردم‌ از خشونت‌ و فساد و اوضاع‌ آشفته‌ اقتصادی‌ در دوره‌ مرابطون‌ و موحدون‌، اشتغال‌ علما و فقها به‌ امور دنیوی‌ و اعمال‌ و رفتار مقبول‌ شیوخ‌ صوفیه‌ و نفوذ معنوی‌ آنان‌ ( رجوع كنید به بل‌، ص‌ ٣٧٨ـ٣٩١؛
ناصری‌طاهری‌، ص‌ ٣١٣ـ٣١٧، ٣٤٢).

توجه‌ و اقبال‌ به‌ صوفیان‌ چندان‌ بود كه‌ مردم‌ در هنگام‌ وقوع‌ بلایا و حوادث‌ طبیعی‌، برای‌ شفای‌ بیماریها و رفع‌ گرفتاریها و نیز برای‌ تظلم‌ از حاكمان‌، به‌ صوفیان‌ رو می‌آوردند؛
ازینرو، سالانه‌ فتوح‌ و هدایای‌ بسیاری‌ به‌ آنان‌ داده‌ می‌شد و بدین‌ترتیب‌، صوفیه‌ گاه‌ به‌ مال‌ بسیار دست‌ می‌یافتند (بل‌؛
غنیمی‌، همانجاها؛
حسن‌علی‌ حسن‌، ص‌ ٤٧٦ـ٤٧٧).

جایگاه‌ خاص‌ صوفیان‌ نزد مردم‌، موجب‌ شد كه‌ حكام‌ نیز در ایام‌ صلح‌ درصدد جلب‌ حمایت‌ و توجه‌ مشایخ‌ برآیند و به‌ هنگام‌ جنگ‌ به‌ آنان‌ متوسل‌ شوند (حسن‌علی‌ حسن‌، ص‌ ٤٧٧ـ ٤٧٨). این‌ محبوبیت‌ و نقش‌ سیاسی‌ و اجتماعی‌ صوفیان‌، موجب‌ ترس‌ و نگرانی‌ حكام‌ و فقها می‌شد، زیرا برخی‌ صوفیان‌ از آن‌ برای‌ دعوت‌ به‌ خود و ادعای‌ مهدویت‌ استفاده‌ می‌كردند (همان‌، ص‌ ٤٧٩؛
د. اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذیل‌ «طریقت‌»).اوج‌ مخالفت‌ با صوفیه‌ در مغرب‌ و اندلس‌، آتش‌ زدن‌ آثارآنان‌ در مساجد بود ( رجوع كنید به حسن‌علی‌حسن‌، ص‌ ٤٥١ـ٤٥٢).البته‌ در سِجِلماسه‌ و فاس‌، علمایی‌ مانند ابوالفضل‌ یوسف‌بن‌ محمدبن‌ یوسف‌ (متوفی‌ ٥١٣) معروف‌ به‌ نحوی‌، با این‌عمل‌ مخالفت‌ كردند (همان‌، ص‌ ٤٥٣).

به‌رغم‌ مخالفت‌ برخی‌ فقها با صوفیان‌، از همان‌ ابتدادر افریقا بخصوص‌ در مراكش‌، متون‌ صوفیانه‌ در مدارس‌و دیگر علوم‌ دینی‌ در زوایا (خانقاهها) تدریس‌ می‌شد( د. اسلام‌ ، همانجا). به‌ نوشته‌ ابن‌بطوطه‌ (ج‌ ٢، ص‌ ٧٤٤)در سده‌ هشتم‌، در دربار پادشاه‌ مراكش‌ تفسیر و حدیث‌ و فقه‌ مالكی‌ و كتب‌ صوفیه‌ تدریس‌ می‌شد. متصوفه‌ خصوصاً در اوایل‌ رواج‌ تصوف‌ در افریقا، كاملاً به‌ انجام‌ دادن‌ فرایض‌ دینی‌ ملتزم‌ بودند (بل‌، ص‌ ٣٨٦) و مریدان‌ و متعلمان‌ در محضرِ صوفیانی‌ كه‌ جامع‌ تصوف‌ و فقاهت‌ بودند، جمع‌ می‌شدند. برخی‌ از این‌ صوفیان‌ عبارت‌ بودند از: احمدبن‌ مخلوف‌ شابی‌ اهل‌ تونس‌، مؤسس‌ طریقه‌ شابیه‌ در قرن‌ نهم‌؛
احمدبن‌ قاسم‌ تادْلی‌ (متوفی‌ ١٠١٣) مؤلف‌ حدود هفتاد كتاب‌ در تصوف‌ و مناقب‌ صالحان‌؛
عبدالرحمان‌بن‌ محمد فاسی‌ (متوفی‌ ١٠٣٦)، مؤسس‌ یكی‌ از زوایای‌ مهم‌ فاس‌ كه‌ مركز تعلیم‌ و تربیت‌ علما و صوفیه‌ بوده‌ است‌؛
محمدبن‌ ابی‌بكر دَلاّ ئی‌ (متوفی‌ ١٠٤٦) پیرو طریقه‌ شاذلیه‌ كه‌ از محدّثان‌ بود و علمای‌ مراكش‌ در محضر وی‌ حاضر می‌شدند؛
محمدبن‌ ناصر دَرعی‌ (متوفی‌ ١٠٨٥) كه‌ مریدان‌ و متعلمان‌ بسیاری‌ از صحرا و سودان‌ به‌ زاویه‌ او می‌رفتند (حجّی‌، ج‌ ٢، ص‌ ٤٨٤ـ ٤٨٥؛
ولی‌، ص‌ ١٠٤؛
بل‌، ص‌ ٣٩٣).

صوفیان‌ در تبلیغ‌ اسلام‌ در میان‌ قبایل‌ افریقایی‌ بسیار مؤثر بوده‌اند، به‌طوری‌ كه‌ در برخی‌ كشورهای‌ افریقایی‌، اسلام‌ رنگی‌ از تصوف‌ دارد (كوك‌، ص‌ ٢٢٨). برخی‌ از صوفیان‌ برای‌ مسلمان‌ كردن‌ قبایل‌ حتی‌ اقدامات‌ نظامی‌ كردند، از جمله‌ عثمان‌ دان‌ فودیو * (متوفی‌ ١٢٣٢/ ١٨١٧) با اعلام‌ جهاد مقدّس‌ علیه‌ كفار، بر بخشهایی‌ از نیجریه‌ دست‌ یافت‌ و پس‌ از او پسرش‌ محمدبِلّو * (حك : ١٢٣٢ـ١٢٥٣/ ١٨١٧ـ١٨٣٧) حاكمِ همان‌ مناطقی‌ شد كه‌ پدرش‌ گرفته‌ بود و بتدریج‌ قلمرو خود را گسترش‌ داد (همان‌، ص‌٣١٠ـ٣٢٠).

زوایای‌ صوفیه‌ مراكز علوم‌ دینی‌ به‌شمار می‌آمدند و در آنها زبان‌ عربی‌ و فقه‌ و كلام‌ تدریس‌ می‌شد (ملك‌ شهمیرزادی‌، ص‌ ٧٩). صوفیه‌ بخصوص‌ در شمال‌ افریقا، مبلّغ‌ عقیده‌ مهدویت‌ بودند. این‌ عقیده‌ كه‌ از طریق‌ فاطمیان‌ مصر به‌ صوفیه‌ رسیده‌ بود، منجر به‌ ظهور بسیاری‌ از مدعیان‌ مهدویت‌ در سودان‌ و سومالی‌ و سنگال و نیجریه‌ و كامرون‌ شد (بل‌، ص‌ ٣٩١ـ٣٩٢؛
كوك‌، ص‌ ٣٨٢ـ٣٨٣). از جمله‌ در حوادثی‌ كه‌ به‌ تأسیس‌ دولت‌ مهدی‌ در سودان‌ به‌ رهبری‌ محمداحمدبن‌ عبداللّه‌ (حك : ١٢٩٨ـ١٣٠٢/ ١٨٨١ـ ١٨٨٥)، یكی‌ از مریدان‌ طریقه سَمّانیه‌، انجامید، نقش‌ مؤثری‌ داشتند (ابوسلیم‌، ص‌ ٥٥؛
د. اسلام‌ ، همانجا).

طریقه‌ها و زوایای‌ صوفیه‌ در تحولات‌ سیاسی‌ افریقا نیز نقش‌ تعیین‌كننده‌ای‌ داشتند، از جمله‌ زاویه‌ «دَلاء» یا «تادْلا * » كه‌ حركت‌ مرابطون‌ از آنجا آغاز شد. فرقه‌ مُریدین‌ نیز از اتباع‌ طریقه‌های‌ صوفیه‌ در مغرب‌ بودند (زبیب‌، ج‌ ٤، ص‌ ٣٨٧؛
مونس‌، ج‌ ٢، جزء ٣، ص‌ ٨٢).

صوفیان‌ از مردم‌ در برابر جور حكام‌ و استعمارگران‌ دفاع‌ می‌كردند. سلطان‌ تونس‌ در ٧١٣ قیام‌ یكی‌ از مریدان‌ شیخ‌ عبدالرحمان‌ تَسولی‌ را سركوب‌ كرد، ولی‌ دو قرن‌ بعد شیخ‌ طریقه‌ شابیه‌ در قیروان‌ قیام‌ كرد و حاكم‌ آنجا شد. قیام‌ صوفیان‌ ریف‌ در مراكش‌ نیز سبب‌ شد كه‌ ابویوسف‌ یعقوب‌، پادشاه‌ مَرینیان‌ در فاس‌ (٦٥٦ـ ٦٨٥)، برای‌ جلوگیری‌ از قیام‌ مردم‌ برضد سلطنتش‌، اقدام‌ كند (بل‌، ص‌ ٣٩٠ـ٣٩١، ٣٩٤؛
نیز رجوع كنید به حسن‌علی‌ حسن‌، ص‌ ٤٧٨ـ٤٧٩). طریقه‌هایی‌ مانند قادریه‌ و شاذلیه‌ نیز سابقه‌ای‌ طولانی‌ در درگیری‌ با استعمارگران‌ داشتند. این‌ دو طریقه‌ در مراكش‌ و الجزایر با فرانسه‌ و در اتیوپی‌ و سومالی‌ با ایتالیا و انگلیس‌ مبارزه‌ كردند. امیرعبدالقادر (متوفی‌ ١٣٠٠/ ١٨٨٣) كه‌ در الجزایر با فرانسه‌ مبارزه‌ كرد، یكی‌ از مریدان‌ طریقه‌ قادریه‌ بود (< دایره‌المعارف‌ جهان‌ اسلام‌ آكسفورد > ، ج‌ ٤، ص‌ ١٢٩ـ١٣٠، ١٣٢). طریقه‌های‌ دیگری‌ چون‌ جَزولیه‌ و احمدیه‌ و دَندراویه‌ و دَرقاویه‌ نیز در غرب‌ و شاخ‌ افریقا با ایتالیا و انگلیس‌ مبارزه‌ كردند (همان‌، ج‌ ٤، ص‌١٣٠، ١٣٢؛
مونس‌، ج‌ ٢، جزء ٣، ص‌ ٨٤). در مغرب‌ تمام‌ زوایای‌ صوفیه‌ مراكز دفاعی‌ در برابر هجوم‌ و اشغالگری‌ اسپانیا و پرتغال‌ بودند (زبیب‌، ج‌ ٤، ص‌ ٣٥٦). برخی‌ از مریدان‌ احمدبن‌ ادریس‌ مؤسس‌ طریقه‌ ادریسیه‌ با استعمارگران‌ شمال‌غرب‌ و غرب‌ افریقا، و احمدبن‌ شریف‌ سَنوسی‌ (١٢٩٠ـ١٣٥١/ ١٨٧٣ـ١٩٣٣) از مشایخ‌ طریقه‌ سنوسیه‌، از ١٣٢٠ تا ١٣٣٠/ ١٩٠٢ـ١٩١٢ در صحرا با فرانسه‌ و در ١٣٢٩/ ١٩١١ در لیبی‌ با ایتالیاییها مبارزه‌ كردند. محمدبن‌ عبداللّه‌ حسن‌ (متوفی‌ ١٣٠١ ش‌/ ١٩٢٢) از سومالی‌، در برابر اشغالگران‌ اتیوپیایی‌ و ایتالیایی‌ و انگلیسی‌ ایستادگی‌ كرد ( د. اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذیل‌ «طریقت‌» و «السنوسی‌»). در عین‌ حال‌، برخی‌ طریقه‌ها در سنگال‌ و سودان‌ و موریتانی‌ هنگام‌ درگیری‌ میان‌ استعمارگران‌ و مردم‌، بین‌ آنها میانجیگری‌ می‌كردند و حتی‌ برخی‌ مشایخ‌ با استعمارگران‌ همكاری‌ می‌نمودند، مثلاً چند تن‌ از مشایخ‌ قادریه‌ به‌ گسترش‌ نفوذ فرانسه‌ در صحرا كمك‌ كردند (<دایره‌المعارف‌ جهان‌ اسلام‌ آكسفورد >، ج‌ ٤، ص‌١٣٠).

اندیشه‌ اتحاد اسلامی‌ نیز از طریق‌ برخی‌ طریقه‌های‌ اصلاح‌طلب‌، مانند قادریه‌ و شاذلیه‌، در افریقا گسترش‌ یافت‌ و زوایای‌ صوفیه‌ با استفاده‌ از تعالیم‌ اسلامی‌ برای‌ متحدكردن‌ قبایل‌ افریقایی‌ در برابر استعمارگران‌ بسیار كوشیدند (مونس‌، ج‌ ٢، جزء ٣؛
< دایره‌المعارف‌ جهان‌ اسلام‌ آكسفورد> ، ج‌ ٤، ص‌١٣٠ـ١٣١).

طریقه‌های‌ صوفیه‌ در افریقا. این‌ طریقه‌ها در افریقا ابتدا در خاندان‌ وَزّانی‌ (ساكن‌ وَزّان‌ در شمال‌ مغرب‌)، شكل‌ گرفتند. عبدالسلام‌بن‌ مَشیش‌، مؤسس‌ طریقه‌ مَدْینیه‌ و مرید ابومَدْین‌ تلمسانی‌، از مشاهیر این‌ خاندان‌ بود (مونس‌، همانجا؛
زبیب‌، ج‌ ٤، ص‌ ٣٥٥) و هر دو آنها از بزرگترین‌ شیوخ‌ صوفیه‌ در مغرب‌ بودند (همانجاها).

طریقه‌ قادریه‌ و شاذلیه‌ زودتر و طریقه‌های‌ دیگر مانند تجانیه‌ و جزولیه‌ و ختمیه‌ و سنوسیه‌ دیرتر از طریقه‌های‌ دیگر در افریقا رواج‌ یافتند. چهار طریقه‌ اخیر اغلب‌ تحت‌تأثیر قادریه‌ و شاذلیه‌ بودند (بل‌، ص‌ ٤٢١ـ٤٢٢؛
د. اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذیل‌ «طریقت‌»؛
غنیمی‌، ج‌ ٦، ص‌ ٩٥). پرطرفدارترین‌ طریقه‌های‌ صوفیه‌ نیز قادریه‌ و شاذلیه‌ و تجانیه‌اند و بسیاری‌ از طریقه‌ها از آنها منشعب‌ شده‌اند (مونس‌، همانجا).

قادریه‌. گفته‌ می‌شود كه‌ این‌ طریقه‌ از یمن‌ یا حَضْرَموت‌ ابتدا به‌ اتیوپی‌ وارد شد. احتمالاً ابوبكرعبداللّه‌ العَیدَروس‌ (متوفی‌ ٩٠٩/ ١٥٠٣) اول‌ بار آن‌ را به‌ اتیوپی‌ برد (كوك‌، ص‌ ٤٧٢). این‌ طریقه‌ در انتشار اسلام‌ در افریقا نقش‌ مهمی‌ داشته‌ است‌. از برنامه‌های‌ كنونی‌ آن‌ تعلیم‌ قرآن‌ به‌ اطفال‌ و فرستادن‌ پیروان‌، به‌ سرمایه‌ زوایا، برای‌ تحصیل‌ در مراكز علمی‌ جهان‌ اسلام‌ و مراجعت‌ به‌ وطنشان‌ برای‌ تبلیغ‌ دین‌ اسلام‌ در برابر تبلیغات‌ مسیحیان‌ است‌ (عقبی‌، ص‌ ١٤٤ـ١٤٥). برخی‌ شیوخ‌ مهم‌ قادری‌ این‌ اشخاص‌ بودند: محمد بقّاعی‌ كه‌ موجب‌ رواج‌ طریقه‌ قادریه‌ در غرب‌ افریقا شد؛
مختار كُنْتی‌ (متوفی‌ ١٢٢٦/ ١٨١١) و شیخ‌عثمان‌ دان‌ فودیو هر دو از مبلّغان‌ اندیشه‌ اتحاد مسلمین‌ و اصلاحات‌؛
احمدبن‌ محمدبن‌ ابوبكر، مرید عثمان‌ دان‌ فودیو، كه‌ او را مجدِّد (احیاكننده‌) می‌دانستند و در غرب‌ افریقا نهضتهای‌ جهادی‌ را رهبری‌ می‌كرد؛
عبدالرحمان‌بن‌ عبداللّه‌ شاشی‌، سراینده‌ نعت‌ مشهوری‌ به‌ نام‌ شجره‌الیقین‌ (<دایره‌المعارف‌ جهان‌ اسلام‌ آكسفورد >، ج‌ ٤، ص‌ ١٣٠؛
علم‌الدین‌، ص‌ ٦٠٤ـ ٦٠٥؛
كوك‌، ص‌ ٥٠٢).

از قرن‌ دوازدهم‌/ هجدهم‌ طریقه‌ قادریه‌ تحت‌الشعاع‌ تجانیه‌ قرار گرفت‌، اما تأثیر معنوی‌ این‌ طریقه‌، بخصوص‌ مؤسس‌ آن‌ عبدالقادر گیلانی‌ * ، باقی‌ مانده‌ است‌. عبدالقادر هیچگاه‌ به‌ افریقا نرفت‌، اما به‌ عقیده‌ مسلمانان‌ این‌ سرزمین‌، او تلاش‌ بسیار كرد تا كفارِ منطقه‌ شاخ‌ افریقا را مسلمان‌ كند. در داستانی‌ گفته‌ شده‌ است‌ كه‌ عبدالقادر گیلانی‌ چهل‌ جان‌ داشته‌ است‌ و بدین‌ترتیب‌، وجود قبرهای‌ او را در برخی‌ شهرهای‌ افریقا توجیه‌ می‌كنند ( د. اسلام‌ ، همانجا؛
ملك‌ شهمیرزادی‌، ص‌ ٧٥). برخی‌ طریقه‌ها در افریقا، ادعا می‌كنند كه‌ با عبدالقادر گیلانی‌ پیوند معنوی‌ دارند ( د. اسلام‌ ، همانجا).

بعضی‌ از شاخه‌های‌ منشعب‌ از قادریه‌ عبارت‌اند از: مُریدیه‌ * ، كه‌ آن‌ را احمدو بامبا (١٢٦٧ـ١٣٤٦/ ١٨٥١ـ١٩٢٧)، از مخالفان‌ مشهور استعمار فرانسه‌، در ١٣٠٤/ ١٨٨٧ در سنگال‌ بنیان‌ نهاد (علم‌الدین‌، ص‌ ٦٠٧؛
كوك‌، ص‌١٧٠ـ١٧١؛
< دایره‌المعارف‌ جهان‌ اسلام‌ آكسفورد >، ج‌ ٤، ص‌ ١٣١)؛
بهاریه‌، از شاخه‌های‌ قادریه‌ در سودان‌ و منسوب‌ به‌ تاج‌الدین‌ بهاری‌، این‌ طریقه‌ در ١١٥٥/ ١٧٤٢ متشتت‌ شد و بسیاری‌ از پیروان‌ آن‌ بتدریج‌ به‌ طریقه‌ ختمیه‌ پیوستند (علم‌الدین‌، ص‌ ٥٨٨)؛
فاضلیه‌ ، شعبه‌ای‌ از قادریه‌ در موریتانی‌ كه‌ مؤسس‌ آن‌ محمد فاضل‌ (١١٩٤ـ١٢٨٦/ ١٧٨٠ـ١٨٦٩) بود (كوك‌، ص‌ ١٤١ـ١٤٢).

شاذلیه‌. ابوالحسن‌ شاذِلی‌ (متوفی‌ ٦٥٦/ ١٢٥٨)، مرید عبدالسلام‌ مَشیش‌، این‌ طریقه‌ را ــ كه‌ از جمله‌ طریقه‌های‌ اصلاح‌طلب‌ است‌ ــ در تونس‌ بنیان‌ نهاد (مونس‌، همانجا). گفته‌اند كه‌ حَمْدا بُودونانه‌ این‌ طریقه‌ را به‌ سودان‌ برد. از مبلّغان‌ مشهور آن‌ شیخ‌ خُوجَلی‌بن‌ عبدالرحمان‌بن‌ ابراهیم‌ (متوفی‌ ١١٥٥/ ١٧٤٢) بود (كوك‌، ص‌ ٤٢٨). یكی‌ از شعب‌ مهم‌ این‌ طریقه‌ در افریقا، درقاویه‌ * است‌ كه‌ ابتدا در تِلِمسان‌ در قرن‌ یازدهم‌/ هفدهم‌ ظهور كرد (عقبی‌، ص‌ ٢٣٠، ٢٣٢).

طَیبیه‌. یكی‌ از شاخه‌های‌ شاذلیه‌ است‌ و وزانیه‌ و تهامیه‌ نیز نامیده‌ می‌شود (كوك‌، ص‌ ١٠٥). این‌ طریقه‌ منسوب‌ به‌ عبداللّه‌بن‌ ابراهیم‌ وزانی‌ (متوفی‌ ١٠٨٩) است‌ و از مشایخ‌ آن‌ عبدالحی‌ كتانی‌ است‌. او از استادان‌ مسجدجامع‌ قَرَویین‌ بود و به‌ خروج‌ از دین‌ متهم‌ شد. این‌ طریقه‌ از اوایل‌ قرن‌ دوازدهم‌/ اواخر قرن‌ هفدهم‌ وارد امور سیاسی‌ شد و تا قرن‌ سیزدهم‌/ نوزدهم‌ پیروانی‌ داشت‌ (زبیب‌، ج‌ ٤، ص‌ ٣٥٧؛
عقبی‌، ص‌ ٢٢٧).

زَروقیه‌. یكی‌ دیگر از شاخه‌های‌ شاذلیه‌ است‌ و منسوب‌ است‌ به‌ احمد بُرنسی‌ مشهور به‌ زَرّوق‌ (متوفی‌ ٨٩٩/ ١٤٩٤)، عالِم‌ مراكشی‌. شاخه‌هایی‌ كه‌ نَسَب‌ معنوی‌ خود را به‌ او می‌رسانند عبارت‌اند از: رُشدیه‌ یا یوسفیه‌ هر دو در مراكش‌ در قرن‌ دهم‌؛
ناصریه‌ در مراكش‌، شیخیه‌ در الجزایر و شابیه‌ در تونس‌، همه‌ در قرن‌ یازدهم‌ ( د. اسلام‌ ، همانجا) و دَرقاویه‌ * منسوب‌ به‌ ابوحمید عرب‌ دَرقاوی‌ (متوفی‌ ١٢٣٨/ ١٨٢٣) در قرن‌ دوازدهم‌. از مشایخ‌ معروف‌ درقاویه‌، احمد علوی‌ (متوفی‌ ١٣٠٣ ش‌/ ١٩٢٤) بود كه‌ طریقه‌ علویه‌ منسوب‌ به‌ او در الجزایر رواج‌ دارد. شهرت‌ و نفوذ معنوی‌ وی‌ چنان‌ است‌ كه‌ حتی‌ در میان‌ پژوهشگران‌ اروپایی علاقه‌مند به‌ عرفان‌ پیروانی‌ دارد (مونس‌؛
د. اسلام‌ ، همانجاها؛
زبیب‌، ج‌ ٤، ص‌ ٣٥٧؛
برای‌ زندگی‌ شیخ‌احمد علوی‌ رجوع كنید به لینگز، ١٣٦٠ ش‌).

ختمیه‌ یا مَرغانیه‌. پس‌ از وفات‌ سیداحمدبن‌ ادریس‌ فاسی‌ (متوفی‌ ١٢٥٣/ ١٨٣٧)، میان‌ مریدان‌ او بر سر تعیین‌ خلیفه‌ اختلاف‌ افتاد. سیدمحمد عثمان‌ میرغَنی‌ (١٢٠٨ـ ١٢٦٨/ ١٧٩٤ـ١٨٥٢)، كه‌ سیداحمد او را برای‌ تبلیغ‌ از مصر به‌ سودان‌ فرستاده‌ بود، طریقه‌ خود را جدا كرد. محمد عثمان‌ ادعا داشت‌ كه‌ تعالیم‌ طریقه‌هایی‌ مانند قادریه‌ و نقشبندیه‌ و شاذلیه‌ را با هم‌ جمع‌ كرده‌ و طریقه‌ او خاتم‌ طرق‌ است‌. وی‌ تلاش‌ می‌كرد تا این‌ طریقه‌ها را یكی‌ كند، اما در نهایت‌ این‌ طریقه‌ نیز طریقه‌ای‌ در كنار آن‌ طریقه‌ها شد (ولت‌، ص‌ ٧٧ـ ٧٨). محمد عثمان‌ فرزند و جانشین‌ خود، محمد سرّالختم‌ (متوفی‌ ١٢٨٠)، را مسئول‌ طریقه‌ در یمن‌ كرد و دو فرزند دیگرش‌، جعفر در حجاز و حسن‌ در سودان‌، مسئول‌ تبلیغ‌ طریقه‌ شدند. بعد از مرگ‌ محمد عثمان‌ هر كدام‌ از پسران‌ او به‌ استقلال‌، در منطقه‌ خود زعامت‌ طریقه‌ را بر عهده‌ گرفتند (همان‌، ص‌ ١٣٤). بدین‌ترتیب‌ ختمیه‌ به‌ شاخه‌های‌ مختلفی‌ تقسیم‌ شد. مهمترین‌ مركز آن‌ در سودان‌ است‌ و بیش‌ از همه‌ طریقه‌ها در آنجا پیروانی‌ دارد، چنانكه‌ برخی‌ طرفداران‌ شاذلیه‌ در سودان‌ به‌ ختمیه‌ پیوستند ( رجوع كنید به علم‌الدین‌، ص‌٥٤٠ ـ٥٤١؛
كوك‌، ص‌ ٤٧٣). علی‌مایه‌ دورُگْبا این‌ طریقه‌ را در سومالی‌ معرفی‌ كرد. ختمیه‌ در حوالی‌ موگادیشو و منطقه‌ای‌ در ناحیه‌ اُوگادِن‌ اتیوپی‌ نیز پیروانی‌ دارد (ملك ‌شهمیرزادی‌، ص‌ ٧٦ـ٧٧).

طریقه‌ ختمیه‌ از مصر و عثمانی‌ كمكهای‌ مالی‌ دریافت‌ می‌كرد و در درگیریها از حمایت‌ آنهابرخوردار بود و برای‌ گسترش‌ خود از نفوذ آنها سود می‌جست‌. هنگام‌ قیام‌ مهدی‌ سودانی‌ در سودان‌، ختمیه‌ در زمره‌ مخالفان‌ او بودند و حركت‌ وی‌ را فتنه‌ای‌ بر ضد اسلام‌ می‌دانستند. گرچه‌ قوای‌ مهدی‌ مقاومت‌ نظامی‌ ختمیه‌ را در هم‌ شكستند، پس‌ از سركوبی‌ قیام‌ مهدی‌ و پس‌ از آنكه‌ سربازان‌ مصری‌ و انگلیسی‌ در ١٣١٦/ ١٨٩٨ سودان‌ را اشغال‌ كردند، این‌ طریقه‌ دو باره‌ قوّت‌ گرفت‌ (< دایره‌المعارف‌ جهان‌ اسلام‌ آكسفورد >، ج‌ ٤، ص‌ ١٣١؛
ولت‌، ص‌ ١٤٨، ٢٩٦).

جَزولیه‌. این‌ طریقه‌ را ابوعبداللّه‌ محمد جَزولی‌ * ، صوفی‌ مراكشی‌، در قرن‌ نهم‌ تأسیس‌ كرد. زاویه‌های‌ آن‌ از تلمسان‌ تا سوس‌الاقصی‌ گسترده‌ است‌ و از طریقه‌های‌ مهم‌ شمال‌ افریقا محسوب‌ می‌شود. جزولیه‌، در حوادث‌ سیاسی‌ تأثیر داشتند و با استعمار پرتغال‌ و اسپانیا در شمال‌غربی‌ افریقا مبارزه‌ كردند (بل‌، ص‌ ٤٢١). عبداللّه‌بن‌ مبارك‌، مرید جزولی‌، در مبارزه‌ با پرتغالیها در برابر درخواست‌ بزرگان‌ سوس‌ برای‌ تصدی‌ رهبری‌، شریف‌ سعدی‌ (متوفی‌ ٩٢٣) را معرفی‌ كرد. سعدی‌ با لقب‌ القائم‌ بامراللّه‌ با مردم‌ بیعت‌ و دولت‌ سعدیه‌ را تأسیس‌ كرد ( رجوع كنید به بل‌، ص‌ ٤٢١ـ٤٢٧؛
غنیمی‌، ج‌ ٦، ص‌١١٣ـ ١١٥؛
حجی‌، ج‌ ٢، ص‌ ٤٨٣ـ ٤٨٥).

عیساویه‌ * یا عیسویه‌ یكی‌ از شاخه‌های‌ جزولیه‌ و منسوب‌ به‌ محمدبن‌ عیسی‌ فهدی‌ (متوفی‌ ٩٣١/ ١٥٢٥)، صوفی‌ مراكشی‌، است‌. عیساویه‌ به‌ زیارت‌ قبور شیوخ‌ و سماع‌ اهمیت‌ می‌دادند، ولی‌ علمای‌ دینی‌ با آنان‌ مخالف‌ بودند و آنان‌ را عامل‌ انحطاط‌ اسلام‌ در شمال‌ افریقا می‌دانستند ( د. اسلام‌ ، همانجا). ملك‌محمد پنجم‌، پادشاه‌ مغرب‌، مجالس‌ سماع‌ آنها را ممنوع‌ كرد و این‌ طریقه‌ را باطل‌ خواند (زبیب‌، ج‌ ٤، ص‌ ٣٥٧ـ ٣٥٨؛
د. اسلام‌ ، همانجا)، با اینحال‌ عیساویه‌ هنوز در الجزایر و تونس‌ وجود دارند (كوك‌، ص‌ ٨٣، ١٠٥).

سَمّانیه‌. این‌ طریقه‌ یكی‌ از شاخه‌های‌ خلوتیه‌ است‌. بنیانگذار آن‌ محمدبن‌ عبدالكریم‌ سمّانی‌ (١١٣٠ـ١١٨٩/ ١٧١٨ـ ١٧٧٥) است‌. این‌ طریقه‌ را احمدبن‌ طبیب‌بن‌ بَشیر (متوفی‌ ١٢٣٩/ ١٨٢٤) در اتیوپی‌ و سودان‌ رواج‌ داد. محمد احمد (مهدی‌) از مریدان‌ سمّانیه‌ بود و شاخه‌ای‌ از این‌ طریقه‌ در به‌ قدرت‌ رساندن‌ او سهم‌ مهمی‌ داشت‌ ( د. اسلام‌ ، همانجا؛
ولت‌، ص‌ ١٥٣ـ١٥٤). امروزه‌ سمّانیه‌ از طریقه‌های‌ دیگر پیروان‌ كمتری‌ دارد (علم‌الدین‌، ص‌ ٥٩٤).

رحمانیه‌. این‌ طریقت‌ یكی‌ از شاخه‌های‌ طریقه‌ خلوتیه‌ است‌. بنیانگذار آن‌ محمدبن‌ عبدالرحمان‌ ادریسی‌ (متوفی‌ ١٢٠٨) است‌. این‌ طریقه‌، مبارزاتی‌ بر ضد استعمار فرانسه‌، بخصوص‌ در الجزایر، داشت‌. بیشترین‌ مریدان‌ آن‌ در الجزایر و تونس‌اند (عقبی‌، ص‌ ١٥٥، ١٥٧).

مجذوبیه‌. پیش‌ از آنكه‌ طریقه‌ مجذوبیه‌ به‌وجود آید، در مغرب‌ به‌ كسانی‌ كه‌ به‌ واسطه‌ جذبه‌ الاهی‌ به‌ مقام‌ قرب‌ می‌رسیدند و صاحب‌ كرامات‌ و باخبر از غیب‌ می‌شدند، مجذوب‌ می‌گفتند. از جمله‌ مجذوبان‌، علی‌بن‌ احمد صنهاجی‌ دوار (متوفی‌ ٩٤٩/ ١٥٤٢) بود كه‌ در قصر بزرگان‌ بنی‌وطاس‌ (حك : ٨٣١ـ٩٥٧/ ١٤٢٨ـ١٥٥٠) از او استقبال‌ می‌شد و او هرچه‌ از آنان‌ می‌گرفت‌ به‌ فقرا می‌داد. یكی‌ دیگر از این‌ مجذوبان‌ در مغرب‌، عبدالرحمان‌ مجذوب‌ (متوفی‌ ٩٧٦/ ١٥٦٨) مرید صنهاجی‌ بود، هرچند كه‌ حالت‌ جذبه‌ وی‌ دائمی‌ نبود. وی‌ مریدان‌ را از اقتدا كردن‌ به‌ افعال‌ خود در هنگام‌ جذب‌ نهی‌ می‌كرد. در باره‌ سیرت‌ و مناقب‌ او آثار بسیاری‌ وجود دارد، دیوانهایی‌ به‌ او منسوب‌ است‌ و سخنانی‌ شبیه‌ به‌ سخنان‌ حلّاج‌ و ابن‌عربی‌ از او نقل‌ كرده‌اند (حجی‌، ج‌ ٢، ص‌ ٤٨٥ـ٤٨٦).

طریقه‌ مجذوبیه‌ را، كه‌ شاخه‌ای‌ از شاذلیه‌ محسوب‌ می‌شود، حمدبن‌ محمد مجذوب‌ (متوفی‌ ١١٩٠/ ١٧٧٦) بنیان‌ نهاد. جانشین‌ وی‌، پسرش‌ قمرالدین‌ (متوفی‌ ١١٥٥) معروف‌به‌ محمد صغیر، مدارس‌ و مساجد بسیاری‌ در سودان‌ بنا كرد.در هنگام‌ انقلاب‌ مهدی‌ سودانی‌، مجذوبان‌ به‌ او پیوستند

و در جنگ‌ با تركها با قوای‌ مهدی‌ همراه‌ بودند، ولی‌ بعداز دوران‌ مهدی‌ این‌ گروه‌ به‌ اجتماعات‌ كوچك‌ محدود شد (علم‌الدین‌، ص‌٥٩٩ ـ٦٠١؛
برای‌ زندگی‌ حمدبن‌ مجذوب‌ رجوع كنید به درنیقه‌، ص‌ ٩٧).

نیز رجوع كنید به تجانیه‌ * ، سنوسیه‌ * ، صالحیه‌ *


منابع‌:
(٣٤) ابن‌بطوطه‌، سفرنامه‌ ابن‌بطوطه‌ ، ترجمه‌ محمدعلی‌ موحد، تهران‌ ١٣٦١ ش‌؛
(٣٥) محمدابراهیم‌ ابوسلیم‌، الحركه‌ الفكریه‌ فی‌المهدیه‌ ، بیروت‌ ١٩٨١؛
(٣٦) آلفرد بل‌، الفرق‌ الاسلامیه‌ فی‌الشمال‌ الافریقی‌ من‌الفتح‌ العربی‌ حتی‌ الیوم‌ ، ترجمه‌ عن‌ الفرنسیه‌ عبدالرحمان‌ بدوی‌، بیروت‌ ١٩٨٧؛
(٣٧) محمد حجی‌، جولات‌ تاریخیه‌ ، بیروت‌ ١٩٩٥؛
(٣٨) حسن‌علی‌حسن‌، الحضاره‌الاسلامیه‌ فی‌المغرب‌ و الاندلس‌: عصر المرابطین‌ و الموحدین‌ ، قاهره‌ ١٩٨٠؛
(٣٩) محمداحمد درنیقه‌، الطریقه‌ الشّاذلّیه‌ و اعلامها ، بیروت‌ ١٤١٠/ ١٩٩٠؛
(٤٠) نجیب‌ زبیب‌، الموسوعه‌ العامه‌ لتاریخ‌ المغرب‌ و الاندلس‌ ، بیروت‌ ١٤١٥/ ١٩٩٥؛
(٤١) صلاح‌ مؤید عقبی‌، الطرق‌ الصوفیه‌ و الزوایا بالجزائر: تاریخها و نشاطها ، بیروت‌ ٢٠٠٢؛
(٤٢) سلیمان‌سلیم‌ علم‌الدین‌، التصوف‌ الاسلامی‌: تاریخ‌ ـ عقائد ـ طریق‌ ـ اعلام‌ ، بیروت‌ ١٩٩٩؛
(٤٣) عبدالفتاح‌ مقلد غنیمی‌، موسوعه‌ تاریخ‌ المغرب العربی‌ ، قاهره‌ ١٤١٤/ ١٩٩٤؛
(٤٤) ژوزف‌ كوك‌، مسلمانان‌ افریقا ، ترجمه‌ اسداللّه‌ علوی‌، مشهد ١٣٧٣ ش‌؛
(٤٥) مارتین‌ لینگز، عارفی‌ از الجزایر ، ترجمه‌ نصراللّه‌ پورجوادی‌، تهران‌ ١٣٦٠ ش‌؛
(٤٦) صادق‌ ملك‌ شهمیرزادی‌، «صوفیان‌ افریقا»، چشم‌انداز ، سال‌ ١، ش‌ ٩ (آذر ١٣٧٦)؛
(٤٧) حسین‌ مونس‌، تاریخ‌ المغرب‌ و حضارته‌ ، بیروت‌ ١٤١٢/ ١٩٩٢؛
(٤٨) عبداللّه‌ ناصری‌ طاهری‌، مقدمه‌ای‌ بر تاریخ‌ سیاسی‌ اجتماعی‌ شمال‌ افریقا: از آغاز تا ظهور عثمانیها : تهران‌ ١٣٧٥ ش‌؛
(٤٩) جان‌ اوبرت‌ ولت‌، تاریخ‌ الطریقه‌ الختمیه‌ فی‌ السودان‌ ، ترجمه‌ محمدسعید قدال‌، قاهره‌ ٢٠٠٢؛
(٥٠) محمدطه‌ ولی‌، المساجد فی‌ الاسلام‌ ، بیروت‌ ١٤٠٩/ ١٩٨٨؛


(٥١) EI ٢ , svv. " A l-Sanusi" (by A. H. D e Groot), "Tarika. ٢: In North Africa" (by P. Lory);
(٥٢) Mervyn Hiskett, The course of Islam in Africa , Edinburgh ١٩٩٤;
(٥٣) The Oxford encyclopedia of the modern Islamic World , ed. John L. Esposito, New York ١٩٩٥, s.v. "Sufism and politics" (by J. E. A. Johansen).

/ ملیحه‌ معلم‌ و پروانه‌ عروج‌نیا /

١٢) تصوف‌ اسلامی‌ در غرب‌. تأثیر تصوف‌ در غرب‌ (ایالات‌ متحده‌ امریكا، كانادا، اروپای‌ غربی‌ و امریكای‌ جنوبی‌) بیشتر در حوزه‌ مطالعات‌ دانشگاهی‌، فرهنگ‌ عامه‌ و آیینهای‌ دینی‌ آشكار است‌.

مطالعات‌ دانشگاهی‌. ترجمه‌ متون‌ اصلی‌ صوفیان‌ با ترجمه‌ اشعار فارسی‌ ــ كه‌ بخش‌ اعظم‌ آنها آكنده‌ از مفاهیم‌ عرفانی‌ است‌ ــ شروع‌ شد. در دهه‌های‌ اولیه‌ قرن‌ یازدهم‌/ هفدهم‌، گلستان‌ سعدی‌ به‌ آلمانی‌ برگردانده‌ شد و یك‌ قرن‌ بعد سر ویلیام‌ جونز ، مستشرق‌ و زبان‌شناس‌ انگلیسی‌، در دانشكده‌ فرت‌ ویلیامِ كلكته‌ مطالعه‌ و ترجمه‌ گسترده‌ متون‌ كهن‌ فارسی‌ را آغاز كرد. این‌ ترجمه‌ها باعث‌ شد كه‌ شاعران‌ غربی‌، همچون‌ گوته‌ و والت‌ ویتمن‌ ، درصدد جستجو و كشف‌ مضامین‌ عرفانی‌ شرقی‌ در آثار آنها برآیند. پس‌ از اشغال‌ استعماری‌ جوامع‌ مسلمان‌ توسط‌ فرانسه‌ و انگلیس‌ و دیگر قدرتهای‌ اروپایی‌، محققان‌ اروپایی‌ و كارگزاران‌ مستعمرات‌ به‌ این‌ جنبه‌ از اسلام‌ علاقه‌مند شدند. با گسترش‌ صنعت‌ چاپ‌ در اروپا و بعد از آن‌ در خاورمیانه‌ در قرن‌ سیزدهم‌/ نوزدهم‌، امكان‌ انتشار و اشاعه‌ متون‌ صوفیه‌ به‌ زبانهای‌ رایج‌ در كشورهای‌ اسلامی‌ و ترجمه‌های‌ اروپایی‌ آن‌ بیشتر شد. نخستین‌ مطالعات‌ اروپاییان‌ در باره‌ تصوف‌، در بر گیرنده‌ تأملاتی‌ راجع‌ به‌ ریشه‌های‌ غیراسلامی‌ آن‌، از جمله‌ ایران‌باستان‌ و هند و مسیحیت‌ و حتی‌ تأثیرات‌ بودایی‌، بود. در آغاز قرن‌ چهاردهم‌/ بیستم‌، مستشرقانی‌ همچون‌ آربری‌ و رینولد نیكلسون‌ در انگلستان‌، متون‌ قدیمی منثور و منظوم‌ صوفیه‌ را از فارسی‌ و عربی‌ به‌ انگلیسی‌ برگرداندند. در مطالعات‌ اسلامی‌ ایالات‌ متحده‌ امریكا، بررسی‌ تصوف‌ اهمیت‌ ویژه‌ای‌ داشته‌ است‌ و بسیاری‌ از محققان‌ امریكایی‌ به‌ این‌ حوزه‌ از اسلام‌ توجه‌ دارند. برای‌ دین‌پژوهان‌ و هنرمندان‌ و عموم‌ مردم‌ غرب‌، جنبه‌ عرفانی‌ تصوف‌ جذابیت‌ ویژه‌ای‌ داشته‌ است‌. در ایالات‌ متحده‌، بویژه‌ از دهه‌ ١٣٥٠ ش‌/ ١٩٧٠، بسیاری‌ از دانشجویان‌ رشته‌ مطالعات‌ اسلامی‌ علایق‌ فكری‌ و شخصیشان‌ را در این‌ جنبه‌ از اسلام‌ یافتند. هنگامی‌ كه‌ مؤسسات‌ دانشگاهی‌ اروپایی‌ عموماً شرایط‌ مناسبی‌ برای‌ مطالعات‌ دینی‌ نداشتند، محققانی‌ نظیر لویی‌ ماسینیون‌ (متوفی‌ ١٣٤١ ش‌/ ١٩٦٢)، فریتس‌ مایر (متوفی‌ ١٣٧٧ ش‌/ ١٩٩٨)، و آنه‌ماری‌ شیمل‌ (متوفی‌ ١٣٨١ ش‌/ ٢٠٠٣) مقاله‌های‌ درخور توجهی‌ در زمینه‌ تصوف‌ نگاشتند.

جنبه‌ عملی‌ تصوف‌. در ایالات‌ متحده‌، تصوف‌ به‌ عنوان‌ آیینی‌ دینی‌ و زنده‌ از زمان‌ تشكیل‌ شورای‌ جهانی‌ مذاهب‌ در ١٣١٠/ ١٨٩٣، رایج‌ شد. متعاقب‌ آن‌ نخستین‌ استاد بزرگ‌ تصوف‌ در[ ایالات‌ متحده‌ ]، حضرت‌ عنایت‌خان‌ (متوفی‌ ١٣٠٦ ش‌/ ١٩٢٧)، در ١٣٢٨/١٩١٠ در سفری‌ سیاحتی‌، به‌ عنوان‌ موسیقیدان‌ هندی‌، به‌ ایالات‌ متحده‌ رفت‌ و پس‌ از آن‌ در امریكا و اروپا به‌ اشاعه‌ تعالیم‌ طریقه‌ هندی‌ چشتیه‌ * پرداخت‌.

تأثیر تصوف‌ در ایالات‌ متحده‌ تا اواخر دهه‌ ١٣٤٠ ش‌/ ١٩٦٠ بسیار محدود بود. از طرفی‌، تا بعد از تغییر قوانین‌ مهاجرت‌ در ١٣٤٢ ش‌/ ١٩٦٣ ــ كه‌ منجر به‌ آزادی‌ مهاجرت‌ شمار بیشتری‌ از غیر اروپاییان‌ به‌ ایالات‌ متحده‌ شد ــ مسلمانان‌ در ایالات‌ متحده‌ حضور چندانی‌ نداشتند. وضع‌ فرهنگی‌ دهه‌ ١٩٦٠/ ١٣٤٠ ش‌ و مقارن‌ آن‌ علاقه‌ به‌ معنویت‌ شرقی‌، موجب‌ تمایل‌ به‌ جنبش‌ عنایت‌خان‌ شد. پسر وی‌، پیر ولایت‌خان‌، در دهه‌ مذكور این‌ جنبش‌ را با نام‌ «طریقه‌ تصوف‌ در غرب‌» یا «رسالت‌ در عصر ما» احیا كرد. اكنون‌ نام‌ آن‌ طریقه‌ تصوف‌ جهانی‌ است‌ كه‌ نشان‌دهنده‌ جریانهای‌ فراملیتی‌ امروزی‌ است‌. در ١٣٧٩ ش‌/ ٢٠٠٠، مقام‌ جانشینی‌ عنایت‌خان‌ به‌ نوه‌ وی‌، ضیاء عنایت‌خان‌، تفویض‌ شد كه‌ در حال‌ حاضر در مقر خویش‌ در لبنان‌ جدید واقع‌ در نیویورك‌ رهبری‌ طریقه‌ و انتقال‌ تعالیم‌ را برعهده‌ دارد.

امروزه‌ در ایالات‌ متحده‌ به‌طور كلی‌ سه‌ نوع‌ جنبش‌ تصوف‌ وجود دارد. یكی‌ از این‌ جنبشها بیشتر نگرش‌ جهانی‌ دارند. آنان‌ به‌ تصوف‌ و جنبه‌های‌ سنّت‌ اسلامی‌ استناد می‌كنند، اما از پیروان‌ خود نمی‌خواهند كه‌ مذهب‌ خود را تغییر دهند و مسلمان‌ شوند. این‌ دسته‌ شامل‌ طریقت‌ تصوف‌ جهانی‌، انجمن‌ تحقیقات‌ تصوف‌ (ادریس‌ و عمرعلی‌شاه‌) و جنبش‌ سماع‌ صلح‌ جهانی‌ است‌.

جنبشهای‌ دیگر، با اینكه‌ بیشتر عضوگیریشان‌ از میان‌ امریكاییان‌ است‌، ریشه‌ در شریعت‌ اسلامی‌ دارند و مسلمان‌ بودن‌ را برای‌ رشد معنوی‌ در سنّت‌ تصوف‌ ضروری‌ می‌دانند. بیشتر رهبران‌ این‌ جنبشها را مهاجران‌ جوامع‌ مسلمان‌ تشكیل‌ می‌دهند. نمونه‌های‌ برجسته‌ این‌ جنبشها عبارت‌اند از: طریقه‌ نقشبندی‌ ـ حقّانی‌، طریقه‌ خلوتی‌ جرّاحی‌، پیروان‌ گورو باوا محیی‌الدین‌ ، و طریقه‌ مولویه‌. دانشگاهیان‌ مرتبط‌ با جنبشهای‌ تصوف‌ امریكایی‌، چون‌ هیوستون‌ اسمیت‌ و سیدحسین‌ نصر، مدافع‌ پیروی‌ از حقیقت‌ جاودان‌ یا حكمت‌ خالده‌ اند و با نظری‌ موافق‌، تعالیم‌ اسلامی‌ را در پرتو دریافتهای‌ باطنی‌ و عرفانی‌ عرضه‌ و معرفی‌ كرده‌اند. همچنین‌ فریتیوف‌ شوئون‌ (شووان‌) (متوفی‌ ١٣٧٧ ش‌/ ١٩٩٨)، سوئیسی‌ای‌ كه‌ در بلومینگتونِ ایندیانا ساكن‌ شد، در اشاعه‌ تلقی سنّت‌گرا از تصوف‌ یا حكمت‌ خالده‌ مرجوع كنید بهثر بود. وی‌ در همان‌ زمان‌ ریاست‌ طریقه‌ای‌ معروف‌ به‌ «میریامیه‌»، شاخه‌ای‌ از طریقه‌ شاذلیه‌، را بر عهده‌ داشت‌.

صوفیان‌ امریكایی‌ مشتمل‌اند بر گروههایی‌ از مهاجران‌ جوامع‌ مسلمان‌، بخصوص‌ در مراكز شهرهای‌ بزرگتر همچون‌ نیویورك‌ و شیكاگو و لوس‌آنجلس‌. آنان‌ از تعالیم‌ تصوف‌ به‌ شیوه‌هایی‌ پیروی‌ می‌كنند كه‌ بسیار شبیه‌ به‌ آیینهای‌ مرسوم‌ در جوامع‌ خودشان‌ است‌. در بریتانیای‌ كبیر نقش‌ صوفیان‌ مهاجر، بخصوص‌ آنهایی‌ كه‌ از آسیای‌ جنوبی‌ به‌ آنجا رفته‌اند، به‌سبب‌ الگوی‌ مهاجرتی‌ مراكز صنعتی‌ بزرگ‌ در میدلندز انگلستان‌، بسیار برجسته‌تر است‌. در آنجا تعداد زیادی‌ از مهاجران‌ هندی‌ و پاكستانی‌، پیرانی سنّتی‌اند كه‌ بسیاری‌ از جنبه‌های‌ عامیانه‌ و محلی‌ آیینهای‌ فرهنگی‌ اسلامی‌ را ادامه‌ می‌دهند.

در جوامع‌ غربی اروپایی‌ آیینهای‌ دینی‌ رایجی‌ وجود دارد كه‌ با نفوذ مهاجران‌ مسلمان‌ مرتبط‌ است‌؛
آلمانیها با طریقتهایی‌ مانند سلیمانیه‌ روبرو هستند كه‌ از تركیه‌ به‌ آنجا رفته‌اند، و هلندیها و فرانسویها با رگه‌ها و عناصری‌ از تصوف‌ شمال‌ افریقا مواجه‌اند. سازگاری‌ و انطباق‌ مراسم‌ و آیینهای‌ صوفیانه‌ با شرایط‌ غربی‌، متضمن‌ نادیده‌انگاشتن‌ برخی‌ جنبه‌های‌ عمومی‌ و رایج‌ اعمال‌ و آیینهای‌ اسلامی‌ است‌، مانند زیارت‌ مزارهای‌ اولیا و داشتن‌ نگرش‌ انعطاف‌پذیرتر نسبت‌ به‌ حضور و مشاركت‌ زنان‌ در امور اجتماعی‌. با اینحال‌، در برخی‌ موارد آیین‌ صوفیانه‌ و سنّتی زیارت‌ مقابر و مزار صوفیان‌، به‌ زمینه‌ امریكایی‌ منتقل‌ شده‌ و به‌ یاد اولین‌ نسل‌ رهبران‌ طریقت‌، در امریكا بقعه‌هایی‌ بنا شده‌ است‌، از جمله‌ بقعه‌ مرشد ساموئل‌ لوئیس‌ در نیومكزیكو، گورو باوا در پنسیلوانیا، و شاه‌مقصود در كالیفرنیا.

حامیان‌ و اعضای‌ جنبشهای‌ متنوع‌ تصوف‌ امریكایی‌ مختلف‌اند، زیرا نماینده‌ جهت‌گیریهای‌ دینی‌ و اجتماعی‌ متفاوت‌اند. طریقت‌ تصوف‌ در غرب‌ و جنبش‌ ادریس‌شاه‌، به‌واسطه‌ فعالیتهای‌ انتشاراتی‌ و یاری‌رساندن‌ به‌ جماعتهای‌ دیگر از طریق‌ روان‌شناسی‌ فراشخصی‌ و سلامت‌ كل‌نگرانه‌ و سماع‌، تأثیر گسترده‌تری‌ بر فرهنگ‌ امریكایی‌ داشته‌ است‌. اعضا مجبور نیستند كه‌ شیوه‌ زندگی‌ كاملاً صوفیانه‌ داشته‌ باشند یا با اجتماع‌ سازگار شوند. گرایش‌ به‌ این‌ جنبشها احتمالاً در نیمه‌ دوم‌ دهه‌ ١٣٥٠ ش‌/١٩٧٠ به‌ اوج‌ خود رسید. از وقتی‌ كه‌ طریقت‌ تصوفِ پیر ولایت‌خان‌ ادعا كرد كه‌ ده‌ هزار تن‌ از طریقِ وی‌ به‌ طریقت‌ مشرّف‌ شده‌اند، تعداد بسیار زیادی‌ از امریكاییان‌ در اردوها و هم‌اندیشیهای‌ تصوف‌ شركت‌ می‌كنند و كتابهایشان‌ را می‌خوانند.

تصوف‌ سنّت‌گرا یا حكمت‌ خالده‌ در جهت‌ آثار فریتیوف‌ شووان‌ و سیدحسین‌ نصر و هیوستون‌ اسمیت‌ ــ از طریق‌ رسانه‌هایی‌ چون‌ فیلمهای‌ مستند، گفتگوهای‌ تلویزیونی و فعالیتهای‌ انتشاراتی عالمانه‌ و عامیانه‌ ــ مخاطبان‌ وسیعی‌ در فرهنگ‌ امریكایی‌ پیدا كرده‌ است‌. نفوذ این‌ جنبشها در اصل‌ به‌سبب‌ عقاید آنهاست‌ تا مشاركتشان‌ در جنبشهای‌ سازمان‌یافته‌.

جنبشهای‌ تصوف‌ دورگه‌ یا امریكایی‌ ـ اسلامی‌ در روند كلی‌ فرهنگ‌ امریكایی‌ تأثیر كمتری‌ داشته‌اند، زیرا عقاید عرضه‌شده‌ بیشتر اختصاص‌ به‌ علایق‌ مسلمانان‌ دارد. از آنجا كه‌ برخی‌ تفسیرهای‌ صوفیانه‌ از اسلام‌، مانند عقیده‌ به‌ رهبران‌ فره‌مند و شفاعت‌ اولیا، را همه‌ مسلمانان‌ نپذیرفته‌اند، نباید تصور كرد كه‌ چنین‌ جنبشهایی‌ را همه‌ مسلمانان‌ امریكا تأیید می‌كنند. در عین‌ حال‌، بسیاری‌ از مسلمانان‌ غیر صوفی‌ موفقیتهای‌ آنان‌ را در جلب‌ امریكاییان‌ به‌ اسلام‌ ارج‌ می‌نهند.

تصوف‌ در هر دو شاخه‌ شیعه‌ و سنّی‌ اسلام‌ به‌ وجود آمده‌ است‌ و تعدادی‌ از سلسله‌های‌ شیعی‌، از جمله‌ سلسله‌ نعمت‌اللهی‌ و اویسی‌ ـ شاه‌مقصودی‌، در بین‌ مهاجران‌ ایرانی‌ و جماعت‌ امریكایی‌ پیروانی‌ دارند. تصوف‌ به‌ همان‌ نسبت‌ در میان‌ مسلمانان‌ افریقایی‌ مقیم‌ امریكا تأثیر كمتری‌ داشته‌است‌، اگرچه‌ فعالیتهای‌ سلسله‌ تجانیه‌ * و طریقه‌ نقشبندی‌ ـ حقّانی شیخ‌ ناظم‌ ــ كه‌ احتمالاً در میان‌ طریقه‌های‌ موجود در ایالات‌ متحده‌ و اروپا متنوعترین‌ پیروان‌ را دارد ــ علایقی‌ برانگیخته‌ است‌. با اینهمه‌، حتی‌ قدیمترین‌ جنبشهای‌ اسلامی افریقایی‌ ـ امریكایی‌، همچون‌ احمدیه‌ و معبد علم‌ موریش‌ ، با جریانهای‌ رمزی‌ و عرفانی‌، از جمله‌ برخی‌ تأثیرات‌ تصوف‌، موافق‌ بوده‌اند.

فرهنگ‌ عامه‌. رواج‌ تصوف‌ در غرب‌، آشكارا از رهگذر علاقه‌ بسیار به‌ اشعار مولانا بوده‌ است‌. شاعری‌ امریكایی‌ به‌ نام‌ كولمان‌ باركز آثار او را ترجمه‌ كرد. افراد شناخته‌ شده‌ای‌ چون‌ دیپك‌ چوپرا و برخی‌ خوانندگان‌ نیز در یادآوری‌ و مرور آثار مولانا سهیم‌ بوده‌اند. علاقه‌ به‌ موسیقی‌ جهان‌ در جوامع‌ غربی‌ منجر به‌ محبوبیت‌ و شهرت‌ آیینهای‌ صوفیانه‌ای‌ همچون‌ قوالیهای‌ هندی‌ و دسته‌های‌ ذكر و مناجات‌خوانی‌ صوفیان‌، مانند مراسم‌ سماع‌ مولویه‌، شده‌ است‌.


منابع‌:


(٥٤) Marcia K. Hermansen, "Hybrid identity formations in Muslim America: the case of American Sufi movements", The Muslim world , vol. ٩٠, no. ١ & ٢( Spring ٢٠٠٠), ١٥٨-١٩٧;
(٥٥) idem , "In the garden of American Sufi movements: Hybrids and Perennials", in New trends and developments in the world of Islam , ed. Peter B. Clarke, London ١٩٩٧, ١٥٥-١٧٨;
(٥٦) Zia Inayat Khan, A pearl in wine: essays on the life, music and sufism of Inayat Khan , New Lebanon, N.Y. ٢٠٠١;
(٥٧) James Jervis, "The Sufi order in the West and Pir Vilayat Inayat Khan" , in New trends and developments in the world of Islam , ibid;
(٥٨) Andrew Rawlinson, The book of enlightened masters: Western teachers in Eastern traditions , Chicago ١٩٩٧;
(٥٩) Gisela Webb, "Sufism in America", in America's alternative religions , ed. Timothy Miller and Harold Coward, Albany, N. Y. ١٩٩٥;
(٦٠) idem, "Tradition and innovation in contemporary American Islamic spirituality: the Bawa Muhaiyaddeen Fellowship", in Muslim communities in North America , ed. Yvonne Y. Haddad and Jane I. Smith, Albany, N.Y. ١٩٩٤.

/ مارشا هرمانسن‌ /

١٣) مستشرقان‌ و تصوف‌. برخی‌ مستشرقان‌ بر اساس‌ تمایلشان‌ به‌ قولِ به‌ اخذ و اقتباس‌ با نظر به‌ بعضی‌ از اجزا و عناصر تصوف‌، كلیت‌ آن‌ را غیراسلامی‌ و دخیل‌ در عالم‌ اسلام‌ تلقی‌ كرده‌اند، لیكن‌ این‌ مستشرقان‌ در باره‌ اصل‌ و منشأ آن‌ اتفاق‌ نظر ندارند و هر گروه‌ از آنها آن‌ را مأخوذ یا متأثر از سنّتی‌ متفاوت‌ دانسته‌اند:

الف‌) مسیحیت‌. به‌ نظر مركس‌ ، تصوف‌ بر گرفته‌ از رهبانیت‌ شام‌ است‌. گولدتسیهر قائل‌ است‌ كه‌ فقر و درویشی ظاهر شده‌ در عالم‌ اسلام‌ از فروع‌ مسیحیت‌ است‌. نولدكه‌ پشمینه‌پوشی‌ و نیكلسون‌ مصطلحات‌ صوفیه‌ را نصرانی‌ و مسیحی‌ دانسته‌اند. آسین‌ پالاسیوس‌ و ونسینك‌ و تور آندره‌آ نیز تأثیر عقاید مسیحی‌ را در تصوف‌ اسلامی‌ نشان‌ داده‌اند. دلایل‌ و مستندات‌ این‌ گروه‌ اجمالاً همان‌ است‌ كه‌ ابن‌تیمیه‌ (متوفی‌ ٧٢٨) مطرح‌ كرده‌ است‌. ابن‌تیمیه‌ ترجیح‌ فقر بر غنا را آموزه‌ای‌ مسیحی‌ دانسته‌ است‌، همچنانكه‌ توكل‌ بر خدا در امر معاش‌ و تن‌ زدن‌ از كار و ظهور شیخ‌ در میان‌ صوفیه‌ و امتناع‌ برخی‌ از آنان‌ از ازدواج‌ و تأهل‌ و تمایل‌ ایشان‌ به‌ تجرد، به‌رغم‌ نهی‌ پیامبر اكرم‌ از رهبانیت‌، و استشهاد آنان‌ به‌ اقوال‌ حضرت‌ مسیح‌ و اناجیل‌، بر تأثیر عقاید مسیحی‌ در تصوف‌ و عرفان‌ اسلامی‌ دلالت‌ می‌كند (رجوع كنید به ابن‌تیمیه‌، ج‌ ٧، جزء ١١، ص‌ ١٤ـ ٣٠؛
نیكلسون‌، مقدمه‌ عفیفی‌، ص‌ ٢١ـ٢٢؛
كیلانی‌، ص‌ ٢١ـ٢٢؛
فاخوری‌ و جر، ص‌٢٩٧ـ٣٠٠؛
زرین‌كوب‌، ص‌١٢ـ ١٣، ٢٢ـ٢٧).

عقیده‌ برخی‌ فرق‌ صوفیه‌ به‌ حلول‌ و اتحاد متناظر با اعتقاد مسیحی‌ در باب‌ الوهیت‌ مسیح‌ است‌. همچنین‌ گفته‌ شده‌ كه‌ قول‌ به‌ اسقاط‌ تكلیف‌ برای‌ واصلان‌، شاید مأخوذ از نامه‌ پولس‌ رسول‌ به‌ غلاطیان‌ (٥:١٨) باشد: «اما اگر روح‌ خدا شما را هدایت‌ كند، شما در قید شریعت‌ نیستید». این‌ دو عقیده‌ اساس‌ ردیه‌های‌ بسیار علیه‌ صوفیان‌ بوده‌ است‌، چندانكه‌ از همان‌ ابتدا ابن‌حنبل‌ آنان‌ را به‌ اباحه‌، و خَشیش‌ و ابوزُرعه‌ (دو شاگرد وی‌) متصوفه‌ را به‌ طایفه‌ای‌ از زنادقه‌ (روحانیه‌) منتسب‌ كرده‌اند ( رجوع كنید به ابونصر سرّاج‌، ص‌ ٤٣٣؛
فاخوری‌ و جر، ص‌ ٣٠٠؛
د. اسلام‌ ، چاپ‌ اول‌، ذیل‌ «تصوف‌»).

ب‌) سنّت‌ یونانی‌. وینفلد ، براون‌ ، مركس‌، نیكلسون‌ و ماسینیون‌ بر تأثیر آرای‌ گنوسی‌ و فیثاغوری‌ و نوافلاطونی‌ بر تصوف‌ تأكید كرده‌اند (براون‌، ج‌ ١، ص‌ ٦١٣ـ٦١٥؛
زرین‌كوب‌، ص‌ ١٣؛
كیلانی‌، ص‌ ٢٢ـ٢٣). نیكلسون‌ (ص‌ ٦٠ـ٦١) به‌ مقایسه‌ آرای‌ دیونوسیوس‌ با ذوالنون‌ مصری‌ * (متوفی‌ ٢٤٥) پرداخته‌ است‌ و می‌دانیم‌ كه‌ آرای‌ این‌ متأله‌ مسیحی‌ تا چه‌ مایه‌ متأثر از برقلس‌ * بوده‌ است‌ (بریه‌، ص‌ ٤٣ـ٤٦). در مورد ذوالنون‌ نیز گفته‌اند كه‌ همچون‌ جابربن‌ حیان‌ از علوم‌ اوایل‌ اطلاع‌ داشته‌ است‌ (ابن‌ندیم‌، ص‌ ٤٢٣؛
قفطی‌، ص‌ ١٨٥؛
زرین‌كوب‌، ص‌ ٥٩). مفاهیم‌ و معانیی‌ نظیر زندان‌ بودن‌ تن‌ برای‌ روح‌، عدم‌ امكان‌ معرفت‌ به‌ حقیقت‌ عالی‌ از طریق‌ فكرت‌ عقلی‌ و لزوم‌ اشراق‌ و جذبه‌، معرفت‌ نفس‌ و عالم‌ صغیر بودن‌ انسان‌ و قول‌ به‌ فیض‌ و سریان‌ جملگی‌ از حكمت‌ و فلسفه‌ یونان‌ به‌ تصوف‌ و عرفان‌ اسلامی‌ سرایت‌ كرده‌ است‌ (كیلانی‌، ص‌ ٢٢ـ٢٣؛
فاخوری‌ وجر، ص‌ ٣٠٠ـ٣٠٣؛
نیز رجوع كنید به غنی‌، ج‌ ٢، قسمت‌ ١، ص‌ ١١٠ـ ١١١؛
لاهیجی‌، مقدمه‌ سمیعی‌، ص‌ سی‌ونه‌ ـ پنجاه‌وپنج‌؛
زرین‌كوب‌، ص‌ ٢٠ـ٢٢). از حیث‌ ریشه‌شناسی‌ كلمات‌ نیز ابوریحان‌ بیرونی‌ (ص‌ ٢٤) اصل‌ كلمه‌ صوفی‌ را مأخوذ از سوف‌ یونانی‌ به‌ معنای‌ حكمت‌ و دانایی‌ دانسته‌ است‌.

ج‌) سنّت‌ هندی‌ و بودایی‌. هورتن‌ با نقل‌ اقوال‌ ابوریحان‌ بیرونی‌ و داراشكوه‌، بر مشابهت‌ اوپانیشادها و یوگا سوترا و آرای‌ متصوفه‌ متقدم‌ حكم‌ كرده‌ و تأثیر آرای‌ هندوان‌ و مذاهب‌ برهمنان‌ را مخصوصاً بر سخنان‌ حلاج‌ * و بعضی‌ دیگر از متصوفه‌، چون‌ بایزیدِ بسطامی‌ * و جنیدِ بغدادی‌ * ، قوی‌ یافته‌ است‌. جونس‌ نیز بر همین‌ اعتقاد است‌. این‌ مستشرقان‌ به‌ مسئله‌ ذكر در طریقتهای‌ صوفیه‌، عبادت‌ و مجاهده‌ و قول‌ به‌ تناسخ‌ و اتحاد نفس‌ با معقول‌ خود و وصول‌ به‌ مقام‌ فنا متناظر با اتحاد با نیروانا، به‌ عنوان‌ شواهد این‌ رأی‌ استناد می‌كنند. در مجموعه‌ مشهور اوپانیشادها یا حكمت‌ وِدانتا (مخزن‌ عمده‌ یوگا)، برهما ، كه‌ مبدأ كل‌ عالم‌ است‌، با آتما (اصل‌ درونی‌ آدمی‌)، در حقیقت‌ یكی‌ است‌ و برای‌ رهایی‌ از جدایی‌ ظاهری‌ میان‌ انسان‌ و برهما راه‌ چاره‌ عبارت‌ است‌ از تصفیه‌ وجود از آلایشهای‌ جسمانی‌ و عبور متوالی‌ از تنگنای‌ تناسخ‌، كه‌ به‌ آن‌ سمساره‌ گویند. شباهت‌ این‌ سخن‌ و سوز و گداز جدایی‌ از اصل‌ در میان‌ عرفا و قول‌ برخی‌ از آنان‌ به‌ تناسخ‌، آشكار است‌. گولدتسیهر مشابهت‌ سرگذشت‌ بودا و ابراهیم‌ ادهم‌ را دلیل‌ بر توارد افكار و تشابه‌ حالات‌ دانسته‌ و اولیری‌ گفته‌ است‌ كه‌ نمی‌توانیم‌ از اثر بودا، كه‌ از طریق‌ بلاد فارس‌ و ماوراءالنهر به‌ جزیره‌العرب‌ رفته‌ بود، غفلت‌ ورزیم‌ (فاخوری‌ و جر، ص‌ ٢٩٥ـ ٢٩٧؛
كیلانی‌، ص‌ ٢٣ـ٢٤؛
زرین‌كوب‌، ص‌ ١٢ـ١٣، ١٧ـ٢٠؛
د. اسلام‌ ، همانجا).

د) سنّت‌ ایرانی‌ پیش‌ از اسلام‌. نخستین‌ كتابی‌ كه‌ در اروپا در باره‌ تصوف‌ منتشر شد، نوشته‌ ثولاك‌ بود. وی‌ ابتدا مدعی‌ شد كه‌ منشأ عمده‌ تصوف‌، آیین‌ مجوس‌ بوده‌ است‌ و حتی‌ بعضی‌ مشایخ‌ صوفیه‌ نیز مجوسی‌ تبار بوده‌اند، اما بعدها در آرای‌ خود تجدید نظر كرد. دوزی‌ عقیده‌ نخستینِ ثولاك‌ را تأیید نموده‌ و بلوشه‌ نیز به‌ تأثیر عقاید و مبادی‌ ایرانی‌ اشاره‌ كرده‌ است‌. به‌ اعتقاد براون‌، شباهت‌ زهد در عالم‌ اسلام‌ به‌ زهد و عبادت‌ مانویان‌ و مزدكیان‌ و اینكه‌ حقیقت‌ محمدیه‌ شبیه‌ هرمز در نظر زردشت‌ است‌ و نیز نفوذ ایرانیان‌ در عهد عباسی‌، تأثیر آنان‌ را آشكار می‌سازد (براون‌، ج‌ ١، ص‌ ٦١١ـ٦١٣؛
نیكلسون‌، مقدمه‌ عفیفی‌، ص‌ ١٢ ـ ١٣؛
كیلانی‌، ص‌ ٢٤ـ ٢٥؛
زرین‌كوب‌، ص‌ ١٢ـ ١٣).

در این‌ میان‌، برخی‌ در باره‌ اصل‌ و منشأ تصوف‌ گفته‌اند كه‌ چند عنصر و عامل‌، با هم‌ و به‌ صورت‌ تركیبی‌، تأثیر داشته‌اند. هارتمان‌ بیشتر به‌ نفوذ هندوان‌، به‌ علاوه‌ بعضی‌ عوامل‌ دیگر، توجه‌ كرده‌ است‌. فون‌ كرمر از تأثیر عنصر هندی‌ و بودایی‌، كه‌ به‌ عقیده‌ وی‌ مظهرش‌ جنید و بایزید است‌، سخن‌ گفته‌ و عنصر دیگر را رهبانیت‌ مسیحی‌ معرفی‌ كرده‌ است‌. وی‌ مخصوصاً حارثِ محاسبی‌ * وذوالنون‌ مصری‌ را از مظاهر آن‌ دانسته‌ است‌. كارادوو منشأ تصوف‌ را در آیین‌ مسیح‌، در حكمت‌ یونان‌، در ادیان‌ هند و ایران‌ و حتی‌ در آیین‌ یهود می‌داند. در این‌ خصوص‌، توضیح‌ داده‌اند كه‌ این‌ عناصر بدان‌ صورت‌ در آن‌ داخل‌ نشده‌اند كه‌ تعیین‌ و تحدید آنها آسان‌ باشد و بتوان‌ هر عنصری‌ را به‌طور دقیق‌ و صریح‌ به‌ اصل‌ خود ارجاع‌ داد. مثلاً حیات‌ ناسكانه‌ را هم‌ در میان‌ بوداییان‌ می‌توان‌ دید هم‌ در میان‌ مسیحیان‌. همچنین‌ است‌ فقر و توكل‌ كه‌ میان‌ آن‌ دو مذهب‌ مشترك‌ است‌ و موضوع‌ محبت‌ الاهی‌، عاملی‌ مشترك‌ میان‌ مسیحیت‌ و نحله‌ نوافلاطونی‌ است‌؛
همچنانكه‌ حجابهای‌ گنوسی‌ تا اندازه‌ای‌ فلوطینی‌ است‌. بعلاوه‌، این‌ مذاهب‌، مستقل‌ از یكدیگر و دور از هم‌ به‌ وجود نیامده‌اند، بلكه‌ با یكدیگر در اسكندریه‌ معارضه‌ كرده‌ و بر هم‌ تأثیر داشته‌اند؛
همچنانكه‌ بعدها این‌ امر در دمشق‌ و بصره‌ و كوفه‌ و بغداد پدید آمد (زرین‌كوب‌، ص‌ ١٣ ـ ١٤؛
فاخوری‌ و جر، ص‌ ٣٠٢). اما نیكلسون‌ كه‌ ابتدا تصوف‌ را از حیث‌ نظری‌ نتیجه‌ امتزاج‌ و اتحاد آرای‌ نو افلاطونی‌ و دین‌ مسیحی‌ و آیین‌ گنوسی‌ می‌دانست‌ و از حیث‌ عملی‌ متأثر از طرز فكر هندوایرانی‌، سرانجام‌ اظهار كرد كه‌ حكم‌ به‌ اینكه‌ تصوف‌ امری‌ دخیل‌ در اسلام‌ بوده‌ مطلقاً پذیرفتنی‌ نیست‌ و در قرآن‌ و حدیث‌، معانی‌ عمیق‌ عرفانی‌ وجود دارد (نیكلسون‌، مقدمه‌ عفیفی‌، ص‌ ٢٧ـ٢٩؛
د. اسلام‌ ، همانجا). پل‌ نویا (ص‌ ٩ـ١٤) نیز در تكمیل‌ مطالعات‌ ماسینیون‌ در كتاب‌ < تحقیق‌ در مبادی‌ اصطلاحات‌ عرفان‌ اسلامی‌ >، با تحقیق‌ در آثار كهن‌ و با توجه‌ به‌ كتاب‌ دریای‌ جان‌ هلموت‌ ریتر ، بر آن‌ است‌ كه‌ نشان‌ دهد چگونه‌ زبان‌ تأویلی‌ عرفا و اصطلاحات‌ صوفیه‌ از قرآن‌ نشئت‌یافته‌ است‌. به‌ بیان‌ زرین‌كوب‌ (ص‌ ١٣)، شكی‌ نیست‌ كه‌ اندیشه‌های‌ فلسفی‌ و دینی‌ گوناگون‌ در جریان‌ تصوف‌ اسلامی‌ وارد و حل‌ شده‌ است‌، لیكن‌ فرض‌ آنكه‌ تصوف‌ به‌ ناچار باید منشائی‌ غیراسلامی‌ داشته‌ باشد، موجه‌ و معقول‌ نیست‌. همچنانكه‌ فرضیه‌هایی‌ از این‌ قبیل‌ كه‌ تصوف‌ عكس‌العمل‌ دماغ‌ آریایی‌ است‌ در مقابل‌ مذاهب‌ و عقاید سامی‌، نیز قابل‌ دفاع‌ نیست‌ (نیز رجوع كنید به كیلانی‌، ص‌ ١٦ـ٢١؛
لاهیجی‌، مقدمه‌ سمیعی‌، ص‌ پنجاه‌وشش‌؛
مطهری‌، ج‌ ١٤، ص‌ ٥٥٥ ـ ٥٥٩).


منابع‌:
(٦١) علاوه‌ بر كتاب‌ مقدس‌. عهد جدید؛
(٦٢) ابن‌تیمیه‌، مجموع‌ الفتاوی‌ ، چاپ‌ مصطفی‌ عبدالقادر عطا، ج‌ ٧، جزء ١١: كتاب التصوف‌ ، بیروت‌ ١٤٢١/٢٠٠٠؛
(٦٣) ابن‌ندیم‌؛
(٦٤) ابوریحان‌ بیرونی‌، كتاب‌ البیرونی‌ فی‌ تحقیق‌ ماللهند ، حیدرآباد دكن‌ ١٣٧٧/١٩٥٧؛
(٦٥) ابونصر سرّاج‌، كتاب‌ اللّمع‌ فی‌ التصوف‌ ، چاپ‌ رینولد الین‌ نیكلسون‌، لیدن‌ ١٩١٤، چاپ‌ افست‌ تهران‌ [بی‌تا. (؛
(٦٦) ادوارد گرانویل‌ براون‌، تاریخ‌ ادبی‌ ایران‌ ، ج‌ ١: از قدیمترین‌ روزگاران‌ تا زمان‌ فردوسی‌ ، ترجمه‌ و تحشیه‌ و تعلیق‌ علی‌پاشا صالح‌، تهران‌ ١٣٥٦ ش‌؛
(٦٧) امیل‌ بریه‌، تاریخ‌ فلسفه‌ قرون‌ وسطی‌ در دوره‌ تجدد ، ترجمه‌ و تلخیص‌ یحیی‌ مهدوی‌، تهران‌ ١٣٧٧ ش‌؛
(٦٨) عبدالحسین‌ زرین‌كوب‌، ارزش‌ میراث‌ صوفیه‌ ، تهران‌ ١٣٦٩ ش‌؛
(٦٩) قاسم‌ غنی‌، بحث‌ در آثار و افكار و احوال‌ حافظ‌ ، ج‌ ٢، قسمت‌ ١، تهران‌ ١٣٦٦ ش‌؛
(٧٠) حنا فاخوری‌ و خلیل‌ جر، تاریخ‌ الفلسفه‌ العربیه‌ ، بیروت‌ ١٩٩٣؛
(٧١) علی‌بن‌ یوسف‌ قفطی‌، تاریخ‌ الحكماء، و هو مختصر الزوزنی‌ المسمی‌ بالمنتخبات‌ الملتقطات‌ من‌ كتاب‌ اخبار العلماء باخبار الحكماء ، چاپ‌ لیپرت‌، لایپزیگ‌ ١٩٠٣؛
(٧٢) قمر كیلانی‌، فی‌التصوف‌ الاسلامی‌: مفهومه‌ و تطوره‌ و اعلامه‌ ، بیروت‌ ١٩٦٢؛
(٧٣) محمدبن‌ یحیی‌ لاهیجی‌، مفاتیح‌ الاعجاز فی‌ شرح‌ گلشن‌ راز، )تهران‌ ١٣٣٧ ش‌ ]؛
(٧٤) مرتضی‌ مطهری‌، مجموعه‌ آثار ، ج‌ ١٤: خدمات‌ متقابل‌ اسلام‌ و ایران‌ ، تهران‌ ١٣٧٥ ش‌؛
(٧٥) پل‌ نویا، تفسیر قرآنی‌ و زبان‌ عرفانی ، ترجمه‌ اسماعیل‌ سعادت‌، تهران‌ ١٣٧٣ ش‌؛
(٧٦) رینولد الین‌ نیكلسون‌، پیدایش‌ و سیر تصوف‌ ، ترجمه‌ محمدباقر معین‌، تهران‌ ١٣٥٧ ش‌؛


(٧٧) EI ٢ , s.v. "Tasawwuf" (by Louis Massignon).

/ رضا سلیمان‌حشمت‌ /