دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٩٢٢
جَناونی ، عبدالحمید بن فَحْمَس (یجَمْتاسِن)، كنیهاش ابوعبیده، از زاهدان مشهور اباضی و كارگزار رستمیان * در جبلنفوسه * .
جناونی از زاهدان بزرگ اباضی روستای جَناون/ إجناون، واقع در نزدیكی روستای فُسّاطو در جبلنَفوسه بود (ورجلانی، ج ١، ص ١٢٤ـ ١٢٥ و پانویس ٣؛ شمّاخی، ج ١، ص ١٥٦؛ بارونی، ج ٢، ص ٢٠٦، ٢٠٨؛ معجم اعلام الاباضیة، ج ٢، ص ٢٤٤). از تاریخ تولد و وفات و زادگاه وی اطلاعی در دست نیست؛ اما، بنا بر بعضی قرائن (برای نمونه رجوع کنید به سعد زغلول عبدالحمید، ج ٢، ص ٣١٣ـ٣١٤، ٣٣١، ٣٤٦؛ دبّوز، ج ٣، ص ٤٧٦، ٥٠٠؛ بارونی، ج ٢، ص ١٩٥ـ١٩٧؛ معجم اعلام الاباضیة، همانجا)، احتمالاً در اواسط قرن دوم در روستای جناون به دنیا آمده و در همانجا رشد و نمو یافته و به فراگیری علم پرداخته است.
پس از مرگ ابوالحسن ایوببن عباس، كارگزار رستمیان در تاهَرت * در اوایل قرن سوم، جناونی جانشین وی شد. او ابتدا از پذیرفتن این منصب امتناع ورزید، ولی سرانجام در برابر پافشاری امام اباضیان، عبدالوهاببن عبدالرحمان رستمی (حك : ١٦٨ـ ٢٠٨)، كه وی را از زمان اقامتش در جبل نفوسه میشناخت، و تأكید و علاقهمندی بیش از حد شیوخ و بزرگان اباضی جبلنفوسه، كه او را شایستهترین فرد برای تصدی این سمت میدانستند، و پس از مشورت با مارَن، پیرزن دانشمند و پرهیزگار و معروف به جده مشایخ ساكن روستای جَمّاری، و به روایتی اَرْجی اَزْمار، كارگزاری رستمیان را در جبلنفوسه پذیرفت (ورجلانی، ج ١، ص ١٢٤ـ١٢٦؛ درجینی، ج١، ص٧٠ـ ٧١؛ شمّاخی، ج ١، ص ١٥٧ـ ١٥٨؛ معمّر، حلقه ٢، قسم ١، ص ٨٩ ٩٢).
مردم از تعیین وی برای اداره امورشان بسیار شادمان شدند (بارونی، ج ٢، ص ٢٠٨). وی در طول مدت حكومتش با عدالت رفتار كرد و به بهترین وجه ممكن به اداره امور پرداخت و افراد صالح را در رأس امور نواحی گماشت و با بزرگان در مسائل مختلف به مشورت پرداخت (ورجلانی، ج ١، ص ١٢٦؛ شمّاخی، ج ١، ص ١٥٨؛ بارونی، ج ٢، ص ٢٠٨). نخستین اقدام حكومتی وی تأدیب فردی بود كه میخواست رسمی جاهلی را احیا كند (معمّر، حلقه ٢، قسم ١، ص ١٠٢).
خَلَفبن سَمْحبن ابیالخطاببن عبدالاعلی' مَعافِری، كه انتظار داشت به جای جناونی كارگزار رستمیان در جبلنفوسه شود، از گماشتن وی خشمگین شد و سر به شورش برداشت و گروههایی از دزدان و اوباش را، برای غارت و دست درازی به نوامیس و اموال نواحی تحت فرمان جناونی، به جبلنفوسه گسیل داشت. وی خبر حملات و تجاوزهای خلفبن سمح را به اطلاع امام عبدالوهاببن عبدالرحمان رستمی رساند و نظر او را جویا شد. امام در پاسخ از جناونی خواست با خلف سازش كند و جز به ضرورت با وی نجنگد (ورجلانی، ج ١، ص ١٢٧ـ ١٢٨؛درجینی،ج١،ص٧١ـ٧٢؛ شمّاخی، ج١، ص١٥٨ـ ١٥٩؛ بارونی، ج ٢، ص ٢٠٩؛ معمّر، حلقه ٢، قسم ١، ص ٩٤ـ ٩٥).
ابوعبیده، طبق دستور امام اباضیها، با خلفبن سمح مدارا كرد و تجاوزهای وی را نادیده گرفت تا اینكه خبر مرگ عبدالوهاببن عبدالرحمان رستمی (متوفی ٢٠٨) را شنید (درجینی، ج ١، ص ٧٢؛ شمّاخی، ج ١، ص ١٥٩).
جناونی، پس از مرگ عبدالوهاببن عبدالرحمان رستمی و تعیین فرزندش اَفلَح به جانشینی وی به عنوان امام جدید اباضیهای تاهرت، نامهای برای افلح نوشت و نظرش را در مورد مقابله با خلفبن سمح معافری جویا شد و افلح نیز همان نظر پدرش را داد (ورجلانی، ج ١، ص ١٢٩؛ درجینی؛ شمّاخی، همانجاها؛ بارونی، ج ٢، ص ٢٢١ـ٢٢٢).
خلفبن سمح كه برگزیدن افلح را به چشم حقارت مینگریست و دستور امام جدید اباضیها را به جناونی، مبنی بر سازش و مدارا، نوعی ترس و زبونی او میشمرد، در ناحیه تِیمَتی (تمتی)، واقع در بخش شرقی جبل نفوسه، مستقر گردید و از آنجا به مناطق زیر نفوذ دولت رستمیان یورش برد و جبلنفوسه را نیز در معرض قتل و غارت و تجاوز قرار داد (ورجلانی؛ درجینی؛ شمّاخی، همانجاها؛ بارونی، ج ٢، ص ٢٢٢).
جناونی همچنان بردباری و اغماض را ادامه داد تا اینكه سپاهیان خلف به روستای أَدْرَف/ اِدْرَف/ اذرف، در شش كیلومتری جادو، كه زیرنظر جناونی بود، یورش بردند و ده تن از افراد آنجا را به قتل رساندند. پس از این كشتار، جناونی دستور جنگ داد و در این نبرد بسیاری از سپاهیان خلف كشته شدند (ورجلانی، ج ١، ص ١٣٠ و پانویس ٨؛ درجینی، ج ١، ص ٧٣؛ شمّاخی، همانجا؛ معمّر، حلقه ٢، قسم ١، ص ٩٥).
خلف در این نبرد شكست خورد و به تیمتی بازگشت. ابوعبیده نیز پیروزمندانه به جناون رفت (ورجلانی، ج ١، ص ١٣١؛ درجینی؛ شمّاخی، همانجاها). آنگاه جناونی برای خلف نامه نوشت و از وی خواست از این جنگ عبرت گیرد و دیگر به مناطق او تجاوز نكند و در نواحی خود بماند. خلف این نصیحت را نپذیرفت و مجدداً به قلمرو جناونی هجوم برد و به كشتار مردم ادامه داد (ورجلانی؛ درجینی؛ شمّاخی، همانجاها؛ معمّر، حلقه ٢، قسم ١، ص ٩٥ـ٩٦).
حدود یك سال پس از این مصاف، خلفبن سمح با سپاهی بالغ بر چهل هزار تن، و به روایتی چهار هزار تن، به جنگ سپاه جناونی كه تعدادشان هفتصد تن و به روایتی ٣١٣ تن بود، رفت (ورجلانی، همانجا؛ درجینی، ج ١، ص ٧٤؛ شمّاخی، ج ١، ص ١٥٩ـ١٦٠، ١٦٣؛ معمّر، حلقه ٢، قسم ١، ص ٩٧). پیش از آغاز نبرد، خلفبن سمح دو تن را نزد جناونی فرستاد و از وی خواست از بیعت امام افلح رستمی دست بكشد و به او ملحق شود. جناونی، پس از بحث و گفتگو با این دو فرستاده و رد كردن این درخواست، خلف را به مباهله دعوت كرد (ورجلانی، ج١، ص ١٣١ـ١٣٢؛ درجینی، همانجا؛ شمّاخی، ج ١، ص١٦٠؛ معمّر، حلقه ٢، قسم ١، ص ٩٧ـ ٩٨). در شامگاه پنجشنبه ١٣ رجب ٢١١ (٢٢١ غلط است) جنگ مهیبی میان دو سپاه در گرفت كه به پیروزی عظیم سپاهیان اندك جناونی انجامید (رجوع کنید به ورجلانی، ج ١، ص ١٣٣ـ١٣٤؛ درجینی، ج ١، ص ٧٥ـ٧٦؛ شمّاخی، ج ١، ص ١٦٠ـ١٦٣).
پس از این نبرد اثری از خلف نماند و مورخان كوچكترین اشارهای به سرانجام كار وی نكردهاند، در حالی كه جناونی همچنان به حكومت در جبلنفوسه ادامه داد و هر شب در هفت مسجد از مساجد جبلنفوسه به عبادت میپرداخت (شمّاخی، ج ١، ص ١٥٦).
جناونی مسجدی داشت كه در آن هفتاد تن از مشایخ اقامت داشتند (شمّاخی، ج ١، ص ١٦٣). این مسجد یكی از مشاهد جبلنفوسه و معروف به مصلای عبدالحمید بود كه در مَطْكوداسِن قرار داشت ( معجماعلام الاباضیة، ج ٢، ص ٢٤٤).
جناونی به داشتن اخلاق نیكو و پرهیزگاری شدید و سادهزیستی و رویگردانی از تجملات دنیوی و دفاع از حق و حقیقت و ضعفا شهره بود (رجوع کنید به بارونی، ج ٢، ص ٢٠٦، ٢٠٨؛ معمّر، حلقه ٢، قسم ١، ص ١٠٣). در زندگی او دهها حادثه روی داد كه گواه بر علم و عدل و شایستگی و پرهیزگاری اوست و گواهی هیئت علمای جبلنفوسه در نزد امام عبدالوهاب رستمی، بهترین شاهد بر زهد و علم و تقوای وی است (رجوع کنید به معمّر، حلقه ٢، قسم ١، ص ١٠١). در احقاق حق مردم بسیار سرسخت و قاطع بود و در لزوم اجرای احكام شریعت اسلامی با كسی سازش نمیكرد (رجوع کنید به همان، حلقه ٢، قسم ١، ص ٩٣ـ٩٤، ١٠٠) و در این مورد حداقل دوبار به امام اباضیها، عبدالوهاب بن عبدالرحمان رستمی، در هنگام اقامتش در روستای میری واقع در جبل نفوسه، در خصوص عملكرد یارانش كه از حكم شرع تخطی كرده و به كشتزارهای مردم آسیب رسانده بودند، تذكر تندی داد (رجوع کنید به شمّاخی، ج ١، ص ١٦٣؛ معمّر، حلقه ٢، قسم ١، ص ٩٣ـ٩٤، ١٠١ـ١٠٢). وی نزد مردم جبل نفوسه جایگاه رفیعی داشت و او را مستجاب الدعوة میشمردند (ورجلانی، ج ١، ص ١٢٤ و پانویس ٧).
ابوعبیده در زمان امامت افلح بن عبدالوهاب بن عبدالرحمان رستمی، كه نیم قرن به درازا كشید، وفات یافت (ورجلانی، ج ١، ص ١٣٥) و ظاهراً در همان جناون مدفون گردید.
منابع:
(١) سلیمانباشا بارونی، الازهار الریاضیة فی ائمة و ملوك الاباضیة، ج ٢، چاپ محمدعلی صلیبی،عمان ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(٢) محمدعلی دبّوز، تاریخ المغرب الكبیر، [ قاهره ( ١٣٨٢ـ١٣٨٤ / ١٩٦٣ـ١٩٦٤؛
(٣) احمدبن سعید درجینی، كتاب طبقات المشائخ بالمغرب ، چاپ ابراهیم طلاّی، الجزائر )? ١٣٩٤/١٩٧٤ ]؛
(٤) سعد زغلول عبدالحمید، تاریخ المغرب العربی، اسكندریه ١٩٧٩ـ١٩٩٠؛
(٥) احمدبن سعید شمّاخی، كتاب السیر، چاپ احمدبن سعود سیابی، مسقط ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(٦) معجم اعلام الاباضیة من القرن الاول الهجری الی العصر الحاضر: قسم المغرب الاسلامی، تألیف محمدبن موسی باباعمی و دیگران، چاپ محمدصالح ناصر، بیروت: دارالمغرب الاسلامی، ١٤٢١/٢٠٠٠؛
(٧) علی یحیی معمّر، الاباضیة فی موكب التاریخ، قاهره ١٣٨٤/١٩٦٤؛
(٨) بحییبن ابوبكر ورجلانی، كتاب السیرة و اخبار الائمة، چاپ عبدالرحمان ایوب، تونس ١٤٠٥/١٩٨٥.
/ ستار عودی /