دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٨٩٢
جمهوریخواه خلق ، حزب ، یكی از احزاب مهم تركیه به بنیانگذاری مصطفی كمال پاشا (آتاتورك). این حزب در طول حیات سیاسی خود، فرقه خلق، سپس فرقه جمهوری خواه خلق، و از ٢٩ اردیبهشت ١٣١٠/ ١٩ مه ١٩٣١ حزب جمهوریخواه خلق نامیده شده است (قوماش، ص١٩). شكلگیری این حزب به «آنادولو و روملی مدافعه حقوق جمعیتی» (جمعیت دفاع از حقوق آناطولی و رومایلی) بازمیگردد؛ اما، حزب رسماً در ١٨ شهریور ١٣٠٢/ ٩ سپتامبر ١٩٢٣ ایجاد شده است (رجوع کنید به آقچورهاوغلی، ص٥٨). جمعیت دفاع از حقوق آناطولی و رومایلی از پیوند جمعیتهای خودجوش دفاع از حقوق و رد الحاق، پس از تسلیم شدن عثمانی در جنگ جهانی اول، برای مقاومت در برابر نیروهای اشغالگر، در مناطق عمدتاً تركنشین عثمانی در آناطولی بهوجود آمد (رجوع کنید به زورخر، ص ٢١٥ـ٢١٦؛ لوئیس، ص٢٤٥ـ ٢٤٦؛ شاو، ج٢، ص٣٤٠ـ٣٤١). مصطفی كمالپاشا، با هدف سازماندهی جنبش مقاومت، در شعبان ١٣٣٧/ مه ١٩١٩ به آناطولی رفت و به برقراری ارتباط بین گروههای پراكنده مقاومت و تشكیل گروههای جدید پرداخت و برای اداره جمعیت دفاع از حقوق آناطولی و رومایلی، در رأس گروه نمایندگان منتخب همایش سیواس (سیواس كنگره سی) قرارگرفت. این همایش با تلاش مصطفی كمال پاشا، برای سازماندهی این جمعیتها، برگزار شد (توران، ص١٠؛ زورخر، ص٢٢٠).
اهداف اصلی جمعیت عبارت بود از: حفظ تمامیت قلمرو عثمانی، دفاع از مصونیت مقام عالی خلافت و سلطنت، استقلال ملی، كارآمدتر كردن قوای ملی و حاكم كردن اراده ملی. جمعیت تمام هموطنان مسلمان را عضو خود به شمار آورده بود (رجوع کنید به تونچای، ١٩٨١، ص٣١؛ توران، ص٩ـ١٠)؛ بنابراین، اهداف و مرام جمعیت بیشتر براساس میهندوستی عثمانی و اسلامگرایی بود تا ملیگرایی تركی ( > دایرة المعارف جهان اسلام آكسفورد <، ذیل "Cumhuriyet Halk Partisi" ).
چون جمعیتهای دفاع از حقوق با سازمانهای محلی جمعیت اتحاد و ترقی (رجوع کنید به تركهای جوان * ) شباهتهای بسیاری داشتند و شعبهها و وابستگان سابق جمعیت اتحاد و ترقی به جمعیت دفاع از حقوق آناطولی و رومایلی راه یافته بودند (تونچای، ١٩٨١، ص٣٤ـ٣٥؛ نیز رجوع کنید به زورخر، ص٢١٦)، حزب جمهوریخواه خلق، به نوعی، ادامه جمعیت اتحاد و ترقی دانسته شده است ( > دایرة المعارف جهان اسلام آكسفورد <، همانجا).
واپسین انتخابات مجلس مبعوثان عثمانی، به پیروزی اعضای جمعیت دفاع از حقوق انجامید. این مجلس در ٢٠ ربیعالآخر ١٣٣٨/ ١٢ ژانویه ١٩٢٠ تشكیل شد (رجوع کنید به تونچای، ١٩٨١، ص٣٨ـ٣٩؛ میدان لاروس، ج٨، ص٨٣٤؛ لوئیس، ص٢٥٠ـ٢٥١)، اما با افزایش نفوذ ملیگرایان در استانبول، متفقین شهر را اشغال كردند (٢٥ جمادیالآخره ١٣٣٨/ ١٦ مارس ١٩٢٠؛ رجوع کنید به توران، ص١١؛ شاو، ج٢، ص٣٤٨). دو روز پس از اشغال، متفقین مجلسِ تازه افتتاح شده را، به بهانه اعتراض وكلا به بازداشت چند تن از نمایندگان، تعطیل و عملاً آن را منحل كردند (رجوع کنید به اراوغلو ، ص١١١). مصطفی كمالپاشا، كه نماینده منتخب ارزروم بود، مركز سیاسی كشور را به آنكارا منتقل كرد و در پی برگزاری انتخابات جدید، مجلس كبیر ملی، به جای آخرین مجلس مبعوثان عثمانی، در آنكارا تشكیل گردید (رجوع کنید به لوئیس، ص٢٥١ـ٢٥٢). این مجلس ــ كه مركّب بود از شماری از نمایندگان مجلس مبعوثان منحل شده استانبول و شماری از نمایندگان جدیدِ وابسته به جمعیت دفاع از حقوق آناطولی و رومایلیــ اگرچه حاكمیت «پادشاه ـ خلیفه» را به رسمیت میشناخت، سرآغاز بنیانگذاری نظام جمهوری در تركیه به شمار آمده است (رجوع کنید به اراوغلو، ص١١٢ـ١١٤). نمایندگان این مجلس درباره اصل نخست برنامه جمعیتِ دفاع از حقوق آناطولی و رومایلی، یعنی تمامیت ارضی و استقلال، همرأی بودند، اما درخصوص اصل حاكمیت ملی اختلاف نظر داشتند و همین امر بهتدریج دستهبندیهایی در مجلس پدید آورد. مصطفی كمالپاشا، كه به ریاست مجلس نیز انتخاب شده بود، برای ایجاد وحدت در مجلس، لایحهای به نام برنامه خلقی را، براساس اصول جمعیت دفاع از حقوق، در ذیحجه ١٣٣٨/ سپتامبر ١٩٢٠ به مجلس تقدیم كرد (رجوع کنید به د.ترك ، ذیل "Cumhuriyet Halk Partisi" ) كه چگونگی قانون اساسی و ماهیت و وظایف مجلس را بیان میكرد و باعث تغییر و تعیین نظام سیاسی كشور در آینده شد. بهگمان محافظهكاران، اجرای این برنامه باعث حذف سلطنت میشد. بهرغم مخالفتها، قانون اساسی جدید، براساس همان برنامه، در ٣٠ دی ١٢٩٩/ ٢٠ ژانویه ١٩٢١ به تصویب رسید و در آن حاكمیت ملت بدون قید و شرط شناخته شد، و چون صلاحیت تطبیق قوانین بر شریعت نیز به مجلس واگذار شده بود، مجلس به خودی خود جانشین خلافت نیز میشد. مصطفی كمال هم بعدها اعتراف كرد كه تصویب قانون اساسی ١٢٩٩ش/١٩٢١ نوعی اعلان جمهوریت بود (رجوع کنید به كارپات ، ص٥٤ـ٥٥).
به منظور سازماندهی جمعیت، برای برقراری انضباط حزبی، در اردیبهشت ١٣٠٠/ مه ١٩٢١ هیئت مدیرهای به ریاست مصطفی كمال و با نظامنامه داخلی تشكیل گردید. همچنین از آغاز در جمعیت گروهبندی داخلی شكل گرفت. یك گروه، كه بعدها گروه اول نامیده شد، مركّب از ١٣٣ نماینده بود. در مقابل آن، گروه دیگری در تیر ١٣٠١/ ژوئیه ١٩٢٢ به نام گروه دوم اعلام موجودیت كرد. هدف اصلی گروه دوم، كه اعضایش را بین ١١٢ تا ١٢٦ تن ذكر كردهاند، گویا جلوگیری از خودكامگی مصطفی كمالپاشا بوده است (رجوع کنید به تونچای، ١٩٨١، ص٤٢ـ٤٧؛ قوچاق ، ص٨٨ـ٨٩). گروه دوم یك سازمان پشتیبان، با عنوان «محافظه مقدّسات جمعیتی» (جمعیت دفاع از مقدّسات)، در خارج از مجلس داشت كه از سلطنت و خلافت دفاع و با جمهوریت مخالفت میكرد (رجوع کنید به بركس، ص٥٠٢).
در پی پیروزیهای نیروهای تحت فرمان مصطفی كمالپاشا بر نیروهای اشغالگر خارجی، نفوذ و اعتبار او افزایش یافت (رجوع کنید به تونچای، ١٩٩٠، ص٦٨ـ٨٠؛ كونگار ، ١٩٧٦، ص٥٠٨ـ٥١٠؛ اراوغلو، ص١٣٤ـ١٤١، ١٥٥ـ١٥٩). همچنین ارتقای وی به مقام قهرمان ملی جنگ رهاییبخش، زمینهساز پیش بردن برنامههایش در مجلس شد (رجوع کنید به احمد، ص٥٣)، چنان كه به خواست وی و با پشتیبانی طرفدارانش، قانون انحلال سلطنت در ١٠ آبان ١٣٠١/ اول نوامبر ١٩٢٢ در مجلس به تصویب رسید (رجوع کنید به بركس، ص٥٠٤ـ ٥٠٧؛ كارپات، ص٥٥ـ٥٧؛ شاو، ج٢، ص٣٦٤ـ ٣٦٥).
پس از انحلال سلطنت، مصطفی كمالپاشا، برای مبارزات سیاسی بعدی، درصدد تبدیل و ارتقای جمعیت به حزبی سیاسی برآمد (رجوع کنید به لوئیس، ص٢٥٩). وی در ١٥ آذر ١٣٠١/ ٦دسامبر ١٩٢٢ تصمیم خود را برای تشكیل «خلق فرقهسی» (حزب خلق) پس از برقراری صلح، آشكار كرد (توران، ص١٧ـ١٨؛ تونچای، ١٩٨١، ص٤٧). اگرچه به نظر میرسد كه واژه خلق به طبقات فرودست جامعه اطلاق میشود (رجوع کنید به تونچای، ١٩٨١، ص٤٨ـ٤٩)، ظاهراً هدف مصطفی كمال تشكیل حزبی فراگیر بوده است (رجوع کنید به توران، ص١٩ـ٢٠). نخستین گام برای تبدیل جمعیت دفاع از حقوق آناطولی و رومایلی (گروه اول جمعیت) به حزب خلق، انتشار بیانیهای نُه مادّهای به مناسبت انتخاباتِ پیشرو، با امضای مصطفی كمال به عنوان رئیس جمعیت، بود. بیانیه مقدمهای داشت كه در آن تشكیل یك حزب مردمی با هدفِ به دست آوردن اكثریت مجلس جدید برای توسعه كشور، ضروری دانسته شده بود. به همین منظور، گروه اول جمعیت دفاع از حقوق در مجلس به حزب خلق تبدیل شد (رجوع کنید به قوچاق، ص٨٩ـ٩٠). بیانیه مذكور اصول اساسی حزب خلق را در برداشت كه به طور خلاصه از این قرار بود: ١)وفاداری به حاكمیت ملی؛ ٢)تغییرناپذیر بودن مصوبه انحلال سلطنت؛ ٣)تأمین امنیت داخلی و رفاه عمومی؛ ٤)تسریع كار محاكم و تصویب قوانین جدید؛ ٥)اتخاذ تدابیر اقتصادی و اجتماعی ضروری، مشتمل بر ده مادّه؛ ٦)تقلیل دوره خدمت نظام وظیفه و فراهم ساختن امكانات رفاهی ارتشیان؛ ٧)لزوم كمك به افسران احتیاط و ذخیره، معلولان جنگ، بازنشستگان، بیوگان و یتیمان؛ ٨)اصلاح دستگاه اداری و بهرهمندی از روشنفكران و متخصصان در خدمات همگانی و اداره كشور؛ ٩)ضمن اتخاذ تدابیر دولتی، حمایت از تأسیس شركتهای خصوصی و اقدامات شخصی به منظور بازسازی و توسعه كشورِ ویران شده (رجوع کنید به توران، ص٢١ـ٢٣؛ تونچای، ١٩٨١، ص٥٢ـ٥٣؛ > دایرة المعارف جمهوریت <، ج١، ص٢٤).
انتخابات بعدی مجلس، تحت نظارت شدید جمعیت دفاع از حقوق صورت گرفت. درنتیجه، انتخابات به پیروزی قاطع نامزدهای جمعیت انجامید و فقط تعداد انگشتشماری از نامزدهای مستقل به مجلس دوم، كه در ٢٠ مرداد ١٣٠٢/ ١١ اوت ١٩٢٣ افتتاح شد، راه یافتند (رجوع کنید به قوچاق، ص٩٠؛ تونچای، ١٩٨١، ص٥٥ـ٥٦؛ كارپات، ص٥٧). مصطفی كمال نیز به ریاست مجلس انتخاب شد و هیئت دولت به خواست وی تغییر یافت. دو روز پیش از افتتاح، شماری از نمایندگان منتخب عضو جمعیت، مأمور تهیه نظامنامه حزب خلق شدند. این نظامنامه در ١٨ شهریور ١٣٠٢/ ٩سپتامبر ١٩٢٣ تصویب شد و حزب خلق رسماً تشكیل گردید و گروه اول جای خود را به حزب جدید سپرد. مصطفی كمالپاشا نیز در نشست ٢٠ شهریور/ ١١سپتامبر به مقام «رئیس عمومی» (رئیس كل) حزب انتخاب شد و دبیر كل حزب را تعیین كرد. این در حالی بود كه فقط خود او حق سخن گفتن به نام حزب را داشت و دیگران باید از وی اجازه میگرفتند (رجوع کنید به اویار ، ص١٢). اگرچه در اصول حزب به پیروی از مردم سالاری (دموكراسی)، و مبتنی بودن عملكرد دولت بر حقوق و قانون تأكید شده بود، اما پس از مدتی با ایجاد تغییراتی در اصول حزب، از جنبههای مردم سالارانه و آزادیخواهانه آن چیزی نماند (رجوع کنید به تونچای، ١٩٨١، ص٥٧ـ٥٨؛ اویار، ص٩).
پس از اعلان جمهوریت و انتخاب مصطفی كمال به ریاست جمهوری در ٧ آبان ١٣٠٢/ ٢٩ اكتبر ١٩٢٣، عصمت اینونو * به قائممقامی ریاست كل حزب انتخاب شد و نهادی به نام دیوان ریاست (متشكل از ریاست كل، قائممقام ریاست كل و دبیر كل)، رهبری حزب را در دوره تكحزبی در دست گرفت (اویار، ص١٣).
در ماههای نخست پس از افتتاح مجلس، اكثر كرسیهای مجلس در تصرف حزب خلق بود، اما اقداماتی چون اعلان جمهوریت، عزل و نصبهای پس از آن، انتخاب آنكارا به پایتختی، الغای خلافت (١٢ اسفند ١٣٠٢/ ٣ مارس ١٩٢٤)، انحلال نهاد ریشهدار شیخالاسلامی، حذف وزارت شریعت، تعطیل مدارس مذهبی و محاكم شرعی، و تصویب قانون اساسی جدید (در ٣١ فروردین ١٣٠٣/ ٢٠ آوریل ١٩٢٤) باعث بروز نارضایی روزافزون شد كه خواهناخواه در مجلس و حزب خلق نیز منعكس گردید (رجوع کنید به لوئیس، ص٣٧١ـ٣٧٢؛ قوچاق، ص٩١ـ٩٧؛ اراوغلو، ص١٧٦ـ١٨٥). برخی از ناراضیان، كه شماری از همرزمان نزدیك مصطفی كمالپاشا نیز در میان آنان بودند و شغلهای مهمی در دولت جدید داشتند، و برخی از نمایندگان غیرنظامی چون عدنان آدیوار (متوفی ١٣٢٤ش/ ١٩٥٥؛ رجوع کنید به > دایرة المعارف جمهوریت <، ج٢، ص١٣٦، ٢٧١)، پس از آنكه تلاشهایشان برای تعدیل و اصلاح سیاست تندروانه حزب و جریان روزافزون اصلاحات و مهار اقتدار فزاینده مصطفی كمال ــكه با گذشت زمان ابعاد تازهای مییافتــ نتیجهای نداد، «ترقیپرور جمهوریت فرقهسی» (حزب جمهوریخواه ترقیپرور) را در ٢٦ آبان ١٣٠٣/ ١٧ نوامبر ١٩٢٤ بهوجود آوردند. به زودی، شمار نمایندگانِ كنارهگیری كرده از حزب خلق ــكه یك هفته پیش از اعلام موجودیت حزب جدید، به حزب جمهوریخواه خلق تغییر نام داده بود (رجوع کنید به توران، ص٢٧)ــ و نمایندگان وارد شده به حزب جدید بالغ بر ٣٢ تن شد (زورخر، ص٢٤٥؛ درباره اعضای این حزب رجوع کنید به تونچای، ١٩٨١، ص١٠٨ـ١٠٩). مصطفی كمال اگرچه در حدود سه هفته پس از اعلان تشكیل حزب مورد بحث اظهار كرد كه وجود احزاب سیاسی در ممالك مبتنی بر حاكمیت ملی، بهویژه در حكومت جمهوری، امری طبیعی است ( > دایرة المعارف جمهوریت <، ج١، ص٥٦)، اما بعدها در نطق طولانی خود در مجمع عمومی دوم حزب در مهر ١٣٠٦/ اكتبر ١٩٢٧، حزب جمهوریخواه ترقیپرور را توطئه پاشاها خواند (رجوع کنید به قوچاق، ص٩٨) و آن را سوءقصد بزرگی به شخص خود و جمهوریت دانست (رجوع کنید به كونگار، ١٩٧٦، ص١٤٤).
قیام شیخسعید نورسی * در بهمن ١٣٠٣/ فوریه ١٩٢٥ و متعاقب آن، دادن اختیارات فوقالعاده به دولت برای استقرار نظم، فرصت لازم را برای منحل كردن حزب جمهوریخواه ترقیپرور در ١٣ خرداد ١٣٠٤/ ٣ ژوئن ١٩٢٥، به اتهام تحریكات ارتجاعی، در اختیار دولت گذاشت. باتوجه به موضع نمایندگان این حزب در مجلس و بیانیه تأسیس و برنامه ٥٨ مادّهای آن (رجوع کنید به تونچای، ١٩٨١، ص٣٧١ـ ٣٨١؛ اراوغلو، ص٢٠٥)، اتهام مذكور بهانهای برای انحلال حزب بود. در واقع، برنامههای حزب جمهوریخواه ترقیپرور تا حدودی از برنامههای احزاب محافظهكار انگلیس و رادیكال سوسیالیست فرانسه متأثر بود. این حزب ضمن دفاع از اصول جمهوریخواهی و عرفیگرایی (لائیسیسم ) و ملیگرایی حزب حاكم، از تمایلات و اقتدارگرایی و تمامیتخواهی آن انتقاد میكرد و ضمن احترام گذاشتن به اعتقادات مذهبی مردم، بیشتر از سیاست عدم مركزیت، تفكیك قوای سهگانه و نیز از سیاستهای اقتصاد آزاد جانبداری مینمود (رجوع کنید به زورخر، ص٢٤٥ـ٢٤٦؛ كونگار، ١٩٧٦، همانجا؛ قوچاق، ص٩٩ـ١٠١). بدینترتیب، نخستین تجربه گذار به نظام چند حزبی بیش از شش ماه و نیم دوام نیاورد و حزب جمهوریخواه خلق همچنان یگانه حزب فعال بود (رجوع کنید به لوئیس، ص٢٧٤ـ ٢٧٦؛ اراوغلو، ص١٩٩ـ٢٠١).
پس از محاكمات و تصفیه حسابهای ١٣٠٤ـ١٣٠٥ش/ ١٩٢٥ـ١٩٢٦، كه همه مخالفتها با حكومت جدید (اعم از نظامی و مذهبی و سیاسی) سركوب شده (رجوع کنید به لوئیس، ص٢٧٦) و زمینه برای پیشبرد اقدامات كمالیستی و استقرار نظام تكحزبی بیش از پیش فراهم آمده بود، مجمع عمومی بزرگ حزب جمهوریخواه خلق با شركت ٣٧٨ عضو برگزار شد كه نطق مصطفی كمال در آن ٣٦ ساعت و ٣١ دقیقه (شش روز هر روزدر حدود شش ساعت) طول كشید (رجوع کنید به همانجا؛ تونچای، ١٩٨١، ص١٧٥ـ١٨٣). در این مجمع، به دو اصل حزب، كه خلقگرایی و ملیگرایی بود، جمهوریتخواهی و عرفیگرایی هم اضافه شد. دو اصل دولتگرایی و انقلابیگری نیز در كنگره سوم حزب به اصول مذكور افزوده گردید. نشان حزب جمهوریت خلق شش پیكان دارد كه هر یك از آنها نشانه یكی از اصول ششگانه حزب است (رجوع کنید به توران، ص٣١). آتاتورك نیز بانی و رئیس دائم حزب جمهوریخواه خلق اعلام گردید (رجوع کنید به اویار، ص١٣ـ١٤). در مجمع عمومی دوم، درباره تحصیلات ابتدایی رایگان و اجباری، تغییر الفبا و پاكسازی زبان تركی، تأمین آسایش و امنیت، توسعه راهآهن و شوسه و حمل و نقل دریایی، صنایع (بهویژه نساجی)، اصلاحات اجتماعی، اقتصادی و حقوقی تصمیمهایی گرفته شد (رجوع کنید به توران، ص٣٢ـ٣٣).
حدود سه سال پس از برگزاری مجمع عمومی دوم و استیلای نظام تكحزبی در تركیه، مصطفی كمالپاشا با توجه به مسائل و مشكلات كشور، كه برخی از آنها را ناشی از نبود نظارت بر حكومت میدانست، به وجود حزبی مخالف، اما تحت سیطره، احساس نیاز میكرد. از اینرو، علی فتحی [ اوكیار ] (متوفی ١٣٢٢ش/ ١٩٤٣)، نخستوزیر لیبرال (رجوع کنید به > دایرة المعارف جمهوریت <، ج٢، ص٤٢؛ زورخر، ص٤٨٥)، را مأمور تشكیل «سربست جمهوری فرقهسی» (حزب جمهوریخواه آزاد) كرد. علی فتحی نیز، پس از كسب اطمینان از بیطرف ماندن مصطفی كمال و انجام دادن كارهای مقدماتی، تأسیس حزب جدید را در ٢١ مرداد ١٣٠٩/ ١٢ اوت ١٩٣٠ اعلام كرد. بلافاصله، پانزده نماینده از حزب حاكم استعفا دادند و به حزب جدید پیوستند. اگرچه قرار بود كه مخالفت حزب آزاد با حزب حاكم ملایم باشد، اما رویآوردن دور از انتظار گروههای ناخشنود به حزب جدید موجب نگرانی سران حزب حاكم و انحلال آن پس از سه ماه و پنج روز شد (رجوع کنید به احمد، ص٥٩ـ٦٠؛ كونگار، ١٩٧٦، ص١٤٥ـ١٥١؛ آوشار ، ١٩٩٨؛ آقااوغلو ، ١٩٩٤).
نخستین برنامه مدون حزب حاكم در مجمع عمومی دوم، در ١٣١٠ش/١٩٣١ به تصویب رسید و نظام تك حزبی در آن تثبیت شد (رجوع کنید به قوماش، ص٣١ـ٣٢؛ توران، ص٣٥ـ ٤٢). در خرداد ١٣١٥/ ژوئن ١٩٣٦، فعالیت حزب و اداره دولت بیش از پیش باهم پیوند خورد؛ بنابراین، وزیر كشور در عین حال مقام دبیركلی حزب و استانداران نیز ریاست شعبههای حزب را در استانها به عهده گرفتند (رجوع کنید به قوماش، ص٣٥ـ٣٦؛ توران، ص٤٤). به پیروی از سیاست پیوند دولت و حزب، با اِعمال تغییراتی در قانون اساسی در بهمن ١٣١٦/ فوریه ١٩٣٧، شش اصلِ (شش پیكانِ) حزب به آن افزوده شد و به صورت اصول اساسی دولت درآمد (رجوع کنید به توران، ص٤٤)؛ اما براثر مرگ آتاتورك (١٣١٧ش/ ١٩٣٨؛ رجوع کنید به قوچاق، ص١١٦ـ١٢٥) سیاست اتحاد حزب و دولت در اوایل بهمن ١٣١٧/ اواخر ژانویه ١٩٣٩ پایان یافت (رجوع کنید به قوماش، ص٣٨ـ٣٩).
در مجمعهای عمومی پنجم (١٣١٨ش/١٩٣٩) و ششم (١٣٢٢ش/ ١٩٤٣)، گامهایی برای ایجاد دوباره نظام چند حزبی برداشته شد (رجوع کنید به قوماش، ص٤٠ـ٤٦؛ توران، ص٤٥) و اصول حزب مجدداً بر مبنای لیبرالیسم تعریف شد (رجوع کنید به ادامه مقاله). حزب جمهوریخواه خلق، كه با پایان جنگ جهانی دوم بر سر دوراهی (ادامه حكومت تكحزبی یا گذار به دوران چند حزبی) قرار داشت (كونگار، ١٩٧٦، ص١٥٢)، سرانجام تحت تأثیر عوامل داخلی و خارجی بهنظام چند حزبی تن داد (رجوع کنید به قوچاق، ص١٣٠ـ١٣١؛ نیز رجوع کنید به حزب * ).
بدینترتیب، نخستین حزب رقیب (حزب دموكرات ) از درون حزب جمهوریخواه خلق سر برآورد. اگرچه، روند شكلگیری آن از اواسط خرداد ١٣٢٤/ اوایل ژوئن ١٩٤٥ حتی پیشتر از آن با انتقادهایی از درون حزب حاكم و در مجلس آغاز شده بود، تشكیل رسمیاش در ١٧ دی ١٣٢٤/ ٧ ژانویه ١٩٤٦ و با مساعدت شخص اینونو صورت گرفت ( > دایرة المعارف جمهوریت <، ج٢، ص٩٤). حزب حاكم در آغاز، به توصیه اینونو، از فعالیت حزب جدید استقبال كرد، اما سازمانیابی سریع و نفوذ روزافزون حزب دموكرات در كشور، موضع حزب جمهوریخواه خلق را نسبت به آن تغییر داد (رجوع کنید به كارپات، ص١٣٥ـ١٣٦؛ زورخر، ص٣٠٨). چهار ماه پس از تشكیل حزب دموكرات، حزب جمهوریخواه خلق مجمععمومی خود را در ٢٠ـ٢١ اردیبهشت ١٣٢٥/ ١٠ـ١١ مه ١٩٤٦ برگزار كرد. هدف از برگزاری آن قبول تغییراتی برای سازگاری با نظام چندحزبی در نظامنامه حزب بود. مقرر شد كه مجمع عمومی حزب، از آن پس هر چهار سال یكبار رئیس كل حزب را انتخاب نماید. اینونو با خواست مخالفان مبنی بر جدایی ریاست جمهوری از ریاست كل حزب مخالفت كرد (رجوع کنید به قوچاق، ص ١٣٤، ١٤٢؛ قوماش، ص٤٧ـ٤٨؛ كارپات، ص١٣٧) و ریاست اینونو بر حزب همچنان ادامه یافت. در بهار ١٣٢٥/ ١٩٤٦، تاریخ برگزاری انتخابات عمومی از تیر ١٣٢٦/ ژوئیه ١٩٤٧ به تیر ١٣٢٥/ ژوئیه ١٩٤٦ تغییر یافت كه بیگمان برای غافلگیری حزب جدیدالتأسیس دموكرات و جلوگیری از سازمانیابی و توسعه آن بود. اعتراضات حزب مذكور هم نتوانست از اجرای این تصمیم جلوگیری كند (رجوع کنید به كارپات، ص١٣٧ـ١٣٨).
در این انتخابات، حزب جمهوریخواه خلق توانست با حفظ اكثریت قاطع در مجلس، تا ١٣٢٩ش/١٩٥٠ به حاكمیت خود ادامه دهد (رجوع کنید به همان، ص١٤٥). پس از افتتاح مجلس، رجبپكر (متوفی ١٣٢٩ش/١٩٥٠)، از نظامیان جنگ رهاییبخش، نفر سوم حزب پس از آتاتورك و اینونو، طراح برنامه حزب، نماینده جناح اقتدارطلب و تمامیتخواه آن، و طرفدار سرمایهداری دولتی و دموكراسی محدود (رجوع کنید به ییلدیز ، ص٥٨ـ٦٣؛ > دایرة المعارف جمهوریت <، ج٢، ص١٧٠) در مرداد ١٣٢٥/ اوت ١٩٤٦ مأمور تشكیل هیئت دولت شد (رجوع کنید به قوچاق، ص١٤٤؛ زورخر، ص٣٠٩). در دوره حكومت پكر تا شهریور ١٣٢٦/ سپتامبر ١٩٤٧، درگیری با حزب دموكرات به اوج خود رسید اما اینونو به عنوان رئیسجمهوری، موضعی بیطرفانه اتخاذ كرد (رجوع کنید به قوچاق، ص١٤٦) و بین دو حزب وساطت كرد (رجوع کنید به كارپات، ص١٦٨).
در این دوره، در حزب جمهوریخواه خلق در مورد سركوبی احزاب مخالف یا تحمل مخالفت و افزایش آزادیها بین جناح معتدل به رهبری اینونو و جناح تمامیتخواه به رهبری پكر اختلاف وجود داشت (زورخر، ص٣٠٩؛ كارپات، ص١٦٧؛ نیز رجوع کنید به قوچاق، ص١٤٧). در مجمع عمومی هفتم حزب در ١٣٢٦ش/ ١٩٤٧، برنامه حزب كه محصول دوران تكحزبی بود اصلاح گردید (رجوع کنید به كارپات، ص١٧٤). در اصلاح برنامه حزب، تعاریف هر شش اصل اساسی حزب، بهویژه اصول دولتگرایی و لائیسیسم، مورد تجدیدنظر قرار گرفت و از جهاتی به برنامه حزب دموكرات نزدیك شد (رجوع کنید به توران، ص٤٨ـ٤٩؛ زورخر، ص٣١١) و اینونو بار دیگر به ریاست كل و درحقیقت به ریاست كل افتخاری حزب برگزیده شد (توران، ص٤٨). حلمی اوران ، نامزد پیشنهادی اینونو، نیز با ٣٢٨ رأی در برابر ١٥٩ رأی بر رجب پكر پیروز شد و به قائممقامی ریاست كل رسید. اینها نشاندهنده پیروزی جناح معتدل بر جناح تمامیتخواه بود (رجوع کنید به > دایرة المعارف جمهوریت <، همانجا). كمال كارپات (ص١٧٧ـ ١٧٨) افزایش آزادی گروههای داخل حزب را عامل نجات حزب از فروپاشی ارزیابی كرده است. افزون بر آن، در حالی كه رئیسجمهوری در دوران پیش از ١٣٢٥ش/١٩٤٦، مقامی نیمه مقدّس داشت و منتقدان وی به شدت مجازات میشدند، در اواخر ١٣٢٦ش/ ١٩٤٧ امكان انتقاد از وی فراهم شد (همان، ص١٧٨). حسن سقا (متوفی ١٣٣٩ش/ ١٩٦٠)، كه پس از استعفای پكر به نخستوزیری رسید، در اواخر دی ١٣٢٧/ ژانویه ١٩٤٩ جای خود را به شمسالدین گونآلتای (متوفی ١٣٤٠ش/ ١٩٦١)، مورخ دارای تمایلات اسلامی معتدل (رجوع کنید به كارپات، ص١٩٢؛ زورخر، ص٣١٢)، سپرد. گون آلتای كه به هنگام معرفی هیئت دولت خود، به مجلس قول داده بود دموكراسی غربی را به عنوان الگوی خود برگزیند و آزادی بیان را محترم شمارد (رجوع کنید به لوئیس، ص٣٠٩؛ كونگار، ١٩٧٦، ص١٥٧)، آخرین نخستوزیر دوره حاكمیت انحصاری حزب جمهوریخواه خلق بود. در دوره حكومت وی، ضمن آنكه قانون انتخابات تحت فشار حزب دموكرات تغییر یافت (زورخر، همانجا)، انتخابات ٢٤ اردیبهشت ١٣٢٩/ ١٤ مه ١٩٥٠ كه از نقاط عطف تاریخ معاصر تركیه به شمار میرود، برگزار گردید. در این انتخابات، حزب دموكرات، با به دست آوردن ٣ر٥٣% آرا و ٤٠٨ كرسی، بر حزب جمهوریخواه خلق، با ٩ر٣٩% آرا و تنها ٦٩ كرسی، پیروز شد (كارپات، ص٢٠١ـ ٢٠٢؛ زورخر، ص٣١٥ـ٣١٦). در انتخابات شهرداریها نیز حزب دموكرات به پیروزی دست یافت. به این ترتیب، حزبی كه ٢٧ سال حزب حاكم تركیه بود، از آن پس به موضع حزب اقلیت رانده شد ( > دایرة المعارف جمهوریت <، ج٢، ص١٦٥).
حزب جمهوریخواه خلق در سراسر دوره ده ساله حاكمیت حزب دموكرات، در مقام مخالف در مجلس حضور داشت (رجوع کنید به كارپات، ص٣١٩). در این دوران، برای نخستین بار با ریاست كل عصمت اینونو بر حزب مخالفت شد (قوماش، ص٥٦). حزب جمهوریخواه خلق، بهویژه پس از انتخابات ١٣٣٦ش/ ١٩٥٧ كه بر شمار نمایندگانش در مجلس افزوده شد، بیش از پیش به دفاع از اقدامات آتاتورك پرداخت (رجوع کنید به كارپات، همانجا). پس از كودتای خرداد ١٣٣٩/ مه ١٩٦٠ (رجوع کنید به اوزدمیر، ص١٩٢ـ٢٠١) و انحلال حزب دموكرات، حزب جمهوریخواه خلق امكان فعالیت بیشتری یافت (توران، ص٥٢). كمیته اتحاد ملی كه رهبری كودتا را به دست داشت، به توصیه و تلقین اینونو به ارتشبد جمال گورسل (متوفی ١٣٤٥ش/ ١٩٦٦)، رئیس كمیته مذكور و رئیس دولت (> رجوع کنید به دایرة المعارف جمهوریت <، ج٣، ص١٣٧؛ نیز رجوع کنید به گوگیلیلی، ص١٦٤)، بر آن شد كه هر چه زودتر شرایط را برای برگزاری انتخابات و سپردن حكومت به غیرنظامیان فراهم نماید (رجوع کنید به اوزدمیر، ص١٩٦ـ١٩٧). مناسبات بین اینونو و كمیته مذكور بهگونهای بود كه اینونو برای برطرف كردن برخی تردیدها اظهار كرد كه قبلاً از كودتا و مداخله ارتش خبر نداشته است (رجوع کنید به > دایرة المعارف جمهوریت <، ج٢، ص٣٩٨).
حزب جمهوریخواه خلق در انتخابات عمومی، كه پس از فعالیت مجدد احزاب برگزار شد، بیشترین كرسی نمایندگی (١٧٣ كرسی) را به دست آورد؛ در حالی كه حزب عدالت كه وارث و ادامهدهنده حزب منحل شده دموكرات بود (رجوع کنید به اوزدمیر، ص٢٠٨)، نتوانست بیش از ١٥٨ كرسی به دست آورد (رجوع کنید به كونگار، ١٩٧٦، ص٢١٥؛ اوزدمیر، ص٢٠٧). پس از آن هم اگرچه حزب عدالت به همكاری با حزب رقیب علاقهای نداشت، اما تحت فشار كمیته اتحاد ملی ناگزیر از شركت در دولت ائتلافی اینونو شد. با كنارهگیری حزب عدالت از ائتلاف، اینونو دومین و سومین دولت ائتلافی خود را تشكیل داد كه تا اواخر بهمن ١٣٤٣/ اواسط فوریه ١٩٦٥ دوام آورد (رجوع کنید به اوزدمیر، ص٢١٠ـ٢١١؛ گوگیلیلی، ص٢٤٢ـ٢٤٣؛ زورخر، ص٣٦٢ـ٣٦٤). پس از آن، حزب جمهوریخواه خلق بار دیگر از حكومت بركنار گردید و بهویژه پس از انتخابات مهر ١٣٤٤/ اكتبر ١٩٦٥، كه حزب عدالت به رهبری سلیمان دمیرل به اكثریت مطلق آرا دست یافت (رجوع کنید به اوزدمیر، ص٢١٦؛ كونگار، ١٩٧٦، ص١٨١، ٢١٤)، این وضع تا كودتای ٢١ اسفند ١٣٤٩/ ١٢ مارس ١٩٧١ و نیز تا برگزاری نخستین انتخابات پس از كودتای مذكور در مهر ١٣٥٢/ اكتبر ١٩٧٣ ادامه یافت. در این مدت، حزب جمهوریخواه خلق تحولاتی یافته بود كه عمدهترین آنها گرایش به مشی سیاسی چپمیانه بود. از این اصطلاح كه بهطور كلی حاكی از تمایل به میانهروی، در قیاس با چپ افراطی بود، برداشتهای متفاوتی میشد؛ مثلاً حزب عدالت ــكه خود متمایل به راستمیانه بودــ چپ میانه را به كمونیسم منتسب میكرد (رجوع کنید به توران، ص٥٥)؛ در حالی كه اینونو میگفت حزب جمهوریخواه خلق، سوسیالیست نیست و سوسیالیست نخواهد شد (قوماش، ص١٦٧). بلند اجویت (رجوع کنید به ادامه مقاله) در مجمععمومی هجدهم حزب جمهوریخواه خلق (مهر ١٣٤٥/ ١٩٦٦) به دبیركلی آن انتخاب شد (رجوع کنید به همان، ص١٦٨)، اما ٤٨ نماینده مجلس و سناتور وابسته به حزب، به علت مخالفت با همان مشی چپگرایانه حزب، در مجمع عمومی اردیبهشت ١٣٤٦/ آوریل ١٩٦٧ از حزب كنارهگیری كردند (رجوع کنید به همان، ص١٧٨، ١٨١ـ١٨٢) و حزب گوون (اعتماد) را تشكیل دادند (رجوع کنید به توران، ص٥٧؛ زورخر، ص٣٦٩).
اجویت درنتیجه مخالفت با مشاركت نمایندگان حزب در دولت نهاد اریم (دستنشانده ژنرالهای كودتاگر)، بهرغم موافقت اینونو ( > دایرة المعارف جمهوریت <، ج٣، ص٥١٤)، در اول فروردین ١٣٥٠/ ٢١ مارس ١٩٧١ از ریاست كلی استعفا كرد. اجویت در مجمع عمومی حزب، به جای اینونو (رجوع کنید به همان، ج٣، ص٣١٦ـ٣١٧) ــكه از زمان تشكیل حزب قائممقام رئیس كل و پس از درگذشت آتاتورك رئیسكل آن بودــ به مقام ریاست كل حزب رسید (زورخر، ص٣٧٩). وی در نخستین انتخابات پس از كودتای اسفند ١٣٤٩/ مارس ١٩٧١، كه در مهر ١٣٥٢/ اكتبر ١٩٧٣ برگزار شد، حزب را با شعار جدید (چپمیانه) به پیروزی نسبی رساند. در این انتخابات، حزب عدالت به ١٤٩ كرسی و حزب جمهوریخواه خلق به ١٨٥ كرسی دست یافتند (اوزدمیر، ص٢٣٦؛ كونگار، ١٩٧٦، ص١٩٤، ٢٠٢ـ٢٠٣). اجویت چون به اكثریت مطلق دست نیافته بود، ناگزیر با حزب رستگاری ملی ائتلاف كرد، اما به علت اختلافات اصولی، این ائتلاف بیش از هفت ماه و نیم نپایید و اجویت به ناچار در اواخر شهریور ١٣٥٣/ اواسط سپتامبر ١٩٧٤ استعفا كرد (رجوع کنید به اوزدمیر، ص٢٣٧ـ ٢٣٨؛ توران، ص٥٩ـ٦٠؛ كونگار، ١٩٧٦، ص٢٠٩ـ ٣٠٥).
حزب قبل از انتخابات اواسط خرداد ١٣٥٦/ اوایل ژوئن ١٩٧٧، در پی ائتلاف احزاب راستگرا ــكه جبهه ملیگرا نیز نامیده میشدندــ قدرتی نداشت (رجوع کنید به اوزدمیر، ص٢٤٠ـ٢٤١). در این انتخابات، حزب جمهوریخواه خلق با ٢١٣ نماینده در برابر حزب عدالت با ١٨٩ نماینده، به بزرگترین حزب حاضر در صحنه سیاست تركیه بدل شد (رجوع کنید به اوزدمیر، ص٢٤٣؛ كونگار، ٢٠٠٤، ص١٨٥). پس از آن، حزب جمهوریخواه خلق برای كسب اكثریت مطلق و تشكیل دولت غیرائتلافی فقط به سیزده نماینده دیگر احتیاج داشت (رجوع کنید به > دایرة المعارف جمهوریت <، ج٣، ص٤١٨). اجویت با عرضه برنامهای كه براساس مشی چپ میانه تدوین شده بود، نتوانست از مجلس رأی اعتماد بگیرد (رجوع کنید به توران، ص٦٠ـ٦١). در اواخر ١٣٥٦/ اواسط ژانویه ١٩٧٨، اجویت بار دیگر فرصت یافت تا دولتی ائتلافی تشكیل دهد كه متشكل بود از حزب جمهوریخواه خلق، دو حزب كوچك و چند نماینده مستقل كه اكثر آنها از حزب عدالت جدا شده بودند. این دولت كه دارای اكثریت شكنندهای در مجلس بود، تا پاییز ١٣٥٨ش/ ١٩٧٩ دوام آورد (رجوع کنید به زورخر، ص٣٨١). بدینترتیب، دولت ائتلافی حزب جمهوریخواه خلق به نخستوزیری اجویت جای خود را به دولت ائتلافی دمیرل داد. دولت دمیرل هم ــكه مثل همه دولتهای ائتلافی پس از ١٣٥٢ش/١٩٧٣ از حل مشكلات تركیه، بهویژه قتلهای سیاسی ناتوان بودــ با كودتای شهریور ١٣٥٩/ سپتامبر ١٩٨٠ بركنار شد (رجوع کنید به همان، ص٣٨٢ـ٣٨٤؛ > دایرة المعارف جمهوریت <، ج٣، ص٤٧٢).
نظامیان به بهانه پاسداری از ارزشهای كمالیسم (رجوع کنید به كونگار، ٢٠٠٤، ص١٩٠ـ١٩٦؛ توران، ص٦٣) و پایان بخشیدن به قتلهای سیاسی، كه ابعاد یك جنگ داخلی را پیدا میكرد، كودتا كردند و زمام امور كشور را در دست گرفتند (رجوع کنید به كونگار، ٢٠٠٤، ص١٩٦ـ١٩٧). آنان، با ادعای نجات دموكراسی از چنگ سیاستمداران كهنهكار، فعالیت كلیه احزاب را در مهر ١٣٥٩/ اكتبر ١٩٨٠ ممنوع و اموال آنها را مصادره كردند و گویا بایگانی سیساله حزب جمهوریخواه خلق را نیز به عمد از بین بردند. در جریان كودتا، گروههایی از وابستگان احزاب بازداشت، محاكمه و محكوم شدند (رجوع کنید به زورخر، ص٤٠٦ـ٤٠٨). از آن پس تا شهریور ١٣٧١/ سپتامبر ١٩٩٢ كه حزب جمهوریخواه خلق دوباره احیا گردید، حزبی با این عنوان فعالیت نكرد. گرچه در این سیزده سال، احزابی با نامهای دیگر، كموبیش براساس اصول این حزب پدید آمدند كه یكی از آنها حزب خلق بود. حزب اخیر، كه به شاخه كمالیستهای سنّتی حزب جمهوریخواه خلق سابق نزدیك بود (همان، ص٤١١)، در ١٣٦٤ش/١٩٨٥ با حزب سوسیال دموكرات متحد شد و از تركیب آنها حزبی به نام سوسیال دموكرات خلق پدید آمد كه به نوعی وارث حزب جمهوریخواه خلق به شمار میآید (رجوع کنید به تانور، ص٦٤؛ توران، ص٦٣؛ زورخر، ص٤١٣). حزب سوسیال دموكرات در ١٣٦٢ش/ ١٩٨٣ به رهبری اردال اینونو ، پسر عصمت اینونو، تشكیل شده بود ( > دایرة المعارف جمهوریت <، ج٤، ص٩١). حزب سوسیال دموكرات خلق در انتخابات میان دورهای مهر ١٣٦٥/ سپتامبر ١٩٨٦ (رجوع کنید به > دایرة المعارف جمهوریت <، ج٤، ص١٩٠)، انتخابات عمومی پیش از موعد آذر ١٣٦٦/ نوامبر ١٩٨٧، انتخابات محلی فروردین ١٣٦٨/ مارس ١٩٨٩ (رجوع کنید به زورخر، ص٤١٥ـ٤١٧؛ تانور، ص٧٧) و انتخابات عمومی مهر ١٣٧٠/ اكتبر ١٩٩١ (رجوع کنید به تانور، ص٨٧) با به دست آوردن كرسیهایی در مجلس، جزو سه حزب اول تركیه شد و پس از انتخابات اخیر با حزب راه راست ائتلاف كرد (رجوع کنید به همان، ص٨٩). حزب سوسیال دموكرات خلق، پس از مذاكراتی طولانی با حزب جمهوریخواه خلق (شهریور ١٣٧٤/ سپتامبر ١٩٩٥)، با این حزب نیز متحد شد و دنیز بایكال به ریاست آن برگزیده شد (رجوع کنید به > دایرة المعارف جمهوریت <، ج٤، ص٣٥٦). اگرچه این حزب ــكه در انتخابات ١٣٧٤ش/ ١٩٩٥ به سختی توانسته بود به مجلس راه یابد و صاحب ٤٩ كرسی شودــ در انتخابات بهار ١٣٧٨ش/١٩٩٩ موفق به فرستادن نمایندهای به مجلس نشد (رجوع کنید به یاوز، ص٣٢٥؛ دوغان، ص١٤٤)، اما در انتخابات آبان ١٣٨١/ نوامبر ٢٠٠٢، پس از حزب عدالت و توسعه (كه ٣٦٣ كرسی از ٥٥٠ كرسی نمایندگی مجلس را كسب كرد)، با تصاحب ١٧٨ كرسی به عنوان حزب دوم به مجلس راه یافت (رجوع کنید به دوغان، ص١٤٦؛ یاووز، ص٣٢٥).
شاخه عمده دیگر كه از حزب جمهوریخواه خلق منشعب شده، حزب دموكراتیك چپ به رهبری بلند اجویت است (رجوع کنید به توران، ص٦٣؛ تانور، ص٦٢). در حال حاضر، هر دو حزب جمهوریخواه خلق (جدید) و دموكراتیك چپ ادعای وراثت حزب جمهوریخواه خلق سابق را دارند و بهرغم دیدگاههای مشابه و مشترك نتوانستهاند به وفاق برسند (رجوع کنید به قوماش، ص٣٤٢ـ٣٤٥).
منابع:
(١) یوسف آقچورهاوغلی، تورك ییلی ( ١٩٢٨ )، استانبول ١٩٢٨؛
(٢) Ahmet Agaoglu, Serbest Firka hatiralar , Istanbul ١٩٩٤;
(٣) Feroz Ahmad, The making of modern Turkey , London ١٩٩٤;
(٤) Abdulhamit Avsar, Bir partinin kapanmasinda basinin rolu: Serbest Cumhuriyet Firkasi, Istanbul ١٩٩٨;
(٥) Niyazi Berkes, Turkiye'de cagdaslasma , Istanbul ٢٠٠٢;
(٦) Cumhuriyet ansiklopedisi: ١٩٢٣-٢٠٠٠ , ed. Hasan Ersel etal ., Istanbul: Yapl Kredi Yayinlari, ٢٠٠٣;
(٧) Kutlay Dogan, Turkey ٢٠٠٤ , Ankara ٢٠٠٤;
(٨) Hamza Eroglu, Turk devrim tarihi , Ankara ١٩٧٧;
(٩) Ali Givgilili, Yukselis ve dusus, Istanbul ١٩٨٧;
(١٠) Kemal Karpat, Turk demokrasi tarihi , Istanbul ١٩٩٦;
(١١) Cemil Kocak, "Siyasal tarih (١٩٢٣-١٩٥٠)", in Turkiye tarihi , ed. Sina Aksin, vol. ٤, Istanbul ١٩٩٠;
(١٢) Emre Kongar, Imparatorluktan gunumuze Turkiyenin toplumsal yapisi, Istanbul ١٩٧٦;
(١٣) idem, ٢١. yuzyilda Turkiye , toplumsal yapisi, Istanbul ١٩٧٦;
(١٤) idem, ٢١. yuzyilda Turkiye , Istanbul ٢٠٠٤;
(١٥) Rahmi Kumas, C H P'nin soyagaci, Istanbul ١٩٩٩;
(١٦) Bernard Lewis, The emergence of modern Turkey , London ١٩٦٨;
(١٧) Meydan-Larousse: buyuk lugat ve ansiklopedi , Istanbul: Meydan Yayinevi, ١٩٩٠-١٩٩١;
(١٨) The Oxford encyclopedia of modern world , ed. John L. Esposito, New York ١٩٩٥, s. v. "Cumhuriyet Halk Partisi" (by Mete Tuncay);
(١٩) Hikmet Ozdemir "Siyasal tarih (١٩٦٠-١٩٨٠)", in Turkiye tarihi , ed. Sina Aksin, vol. ٤, Istanbul ١٩٩٠;
(٢٠) Stanford J. Shaw, History of the Ottoman Empire and modern Turkey , Cambridge ٢٠٠٢;
(٢١) Bulent Tanor, "Tarik Zafer Tunaya", in Modern Turkiye'de syasi dusunce , vol. ٣, Istanbul: Iletisim Yayinlari, ٢٠٠٤;
(٢٢) Mete Tuncay, "Siyasal tarih (١٩٠٨- ١٩٢٣)", in Turkiye tarihi , ibid, vol. ٤, Istanbul ١٩٩٠;
(٢٣) idem , T. C. 'nde tek-parti yonetimi'nin kurulmasi ( ١٩٢٣- ١٩٣١ ), Ankara ١٩٨١;
(٢٤) Serafettin Turan, Kokeni ulusal direnise dayanan bir devrim partisi Cumhuriyet Halk Partisi , Istanbul ٢٠٠٠;
(٢٥) TA , s. v. "Cumhuriyet Halk Partisi";
(٢٦) Hakki Uyar, "SCF'nin yayin organi: Serbes Cumhuriyet gazetesi", in Modern Turkiye'de siyasi dusunce , vol. ٧, Istanbul: Iletisim Yayinlari, ٢٠٠٥;
(٢٧) Hakan Yavuz, Modernlesen muslumanlar, nurcular naksiler, milli gorus ve AK parti , tr. Ahmet Yildiz, Istanbul ٢٠٠٥;
(٢٨) Ahmet Yildiz, "Recep Peker", in Modern Turkiye'de siyasi dusunce , vol. ٢, Istanbul: Iletisim Yayinlari, ٢٠٠٤;
(٢٩) Erik Jan Zurcher, Modernlesen Turkiye'nin tarihi , tr. Yasemin Saner Goren, Istanbul ٢٠٠٤.
/ رحیم رئیسنیا /