دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٨٧٣
جمعیت جوانانمسلمان (جمعیة الشبانالمسلمین) ، از سازمانهای اسلامگرای معاصر كه در آذر ١٣٠٦/ دسامبر ١٩٢٧ در قاهره تأسیس شد (حسینی، ص١١).
در پی فروپاشی خلافت عثمانی كه به تأسیس حكومت سكولار تركیه منجر شد، اندیشههای مبتنی بر لیبرالیزم، مقابله با سنّتها بهویژه دین، و تأسیس احزاب سكولار در دیگر كشورهای اسلامی از جمله مصر گسترش یافت. ازاینرو گروهی از اسلامگرایان مصری كه نگران سقوط اخلاقی جامعه بودند، گردهم آمدند. دانشجویان دانشگاه دارالعلوم (دانشگاه تربیت معلم در قاهره)، از جمله حسنالبنّا * ، و جوانانی از دانشگاه الازهر و علما و فعالان اسلامی، مانند محبالدین خطیب و رشیدرضا *، نشستهای متعددی برای بررسی و ساماندهی اوضاع و احوال كشور برگزار كردند. این نشستها به ایجاد هستهای مركزی، و در نهایت به انتشار مجله اسلامی الفتح، به مدیریت محبالدین خطیب، روزنامهنگار و از پیشگامان مبارز مسلمان در مصر، انجامید. هدف از انتشار این مجله جذب جوانان مسلمان و تحصیلكرده بود (بنّاء، ١٤٢٢، ص٤٦ـ٤٧، ٥٠ـ٥١).
گروهی از این جوانان، پس از فارغالتحصیل شدن از دارالعلوم، جمعیت جوانان مسلمان را تأسیس كردند (رجوع کنید به همان، ص٥١). حسنالبنا كه فعالیت بسیاری در شكلگیری این جمعیت كرده بود، در ١٣٠٦ش/ ١٩٢٧ به شهر اسماعیلیه منتقل شد، اما پیوند خود را با قاهره و بهویژه مجله الفتح حفظ كرد و زمانی كه از تأسیس جمعیت آگاه شد، در نامهای به عبدالحمید بیگ سعید، رئیس جمعیت، عضویت خود را در این جمعیت اعلام كرد. وی با اینكه یك سال بعد، جنبش اخوانالمسلمین را در اسماعیلیه تأسیس كرد، ارتباط خود را با جمعیت جوانان مسلمان حفظ نمود و در نهایت در بهمن ١٣٢٧ش/ فوریه ١٩٤٩، در مقابل در ورودی مركز همین جمعیت، به قتل رسید (همان، ص٦٦، ٧٢ـ٧٤؛ > دایرة المعارف جهان اسلام آكسفورد<، ذیل مادّه؛ محمود عبدالحلیم، ج١، ص٦٨).
علاوه بر تأثیر تحولات دهه ١٣٠٠ش/ ١٩٢٠، به نظر میرسد جمعیت جوانان مسلمان از جمعیت جوانان مسیحی (تأسیس در ١٣٠٢ش/ ١٩٢٣ در قاهره) نیز الگو گرفته بود. این دو جمعیت شباهتهای بسیاری با یكدیگر داشتند، از جمله اینكه طبق اساسنامه جمعیت جوانان مسلمان، این جوانان حق دخالت در مسائل سیاسی را نداشتند و تنها می بایستی به فعالیتهای اجتماعی، فرهنگی، مذهبی، ورزشی و هنری میپرداختند. اعضای انجمن جوانان مسیحی نیز میبایست از همین مقررات پیروی میكردند (حسینی، همانجا).
از جمله مؤسسان جمعیت، این اشخاص بودند: عبدالحمید بیگ سعید (رئیس جمعیت و عضو مجلس نمایندگان مصر، یحیی احمد دردیری، دبیر جمعیت، كه بعدها در كتابِ الطریق به معرفی جمعیت پرداخت؛ شیخ محمدالخضر حسین، كه در سالهای ١٣٣١ـ١٣٣٣ش/ ١٩٥٢ـ١٩٥٤ سمت شیخالازهر را به دست آورد؛ محبالدین خطیب و محمد غمراوی (رجوع کنید به بنّاء، ١٤٢٢، ص٦٦؛ > دایرة المعارف جهان اسلام آكسفورد <، همانجا). شیخ محمود عبدالحلیم، از دیگر شیوخ الازهر از ١٣٥٢ تا ١٣٥٧ش/ ١٩٧٣ـ١٩٧٨، نیز در دوران تحصیل خود در فعالیتهای جمعیت شركت میكرد.
جمعیت جوانان مسلمان در آغاز به عنوان سازمانی اجتماعی، فرهنگی، دینی و با هدف پاسخ به نیازهای جوانان مصری پاگرفت. مراكز اصلی آن اجتماعات ادبیـ آموزشی بود و جمعیت، اعضایش را تشویق میكرد كه برای دیگران الگوی اخلاقی باشند ( > دایرة المعارف جهان اسلام آكسفورد <، همانجا)؛ اما، بهرغم اساسنامه، ورود رهبران جمعیت به بسیاری از بحثهای سیاسی اجتنابناپذیر بود. ازاینرو، دردیری و دیگر مبلّغان جمعیت، در نوشتههایشان از تقویت حضور غیرمسلمانان در مصر و تأثیر آنان بر زندگی مسلمانان، مهاجرت یهودیان به فلسطین و فعالیت سازمانهای صهیونیستی و استعمار فرانسه در الجزایر و مغرب انتقاد می كردند (همانجا).
تأسیس اخوانالمسلمین بهرهبری حسنالبنّا، بهرغم عضویت او در جمعیت جوانان مسلمان، این شائبه را ایجاد كرد كه این دو سازمان از یكدیگر فاصله گرفتهاند (بنّاء، ١٤٢٢، ص٨٠، ٩٦، ١٤٨). صالح حربپاشا، رهبر تشكیلات جمعیت جوانان مسلمان در ١٣١٥ش/ ١٩٣٦، اهداف هر دو سازمان را یكی می دانست و بر استمرار همكاری دو گروه تأكید می كرد. حسن البنّا نیز در ١٣١٧ش/ ١٩٣٨ در یكی از سخنرانیهایش، ضمن یكی دانستن اهداف آنها، وجود برخی اختلافات دو سازمان را در شیوه عمل، برنامهها و ویژگیهای اعضا یادآوری كرد (بنّاء، ٢٠٠٦؛ نیز رجوع کنید به حسینی، ص١٢ـ١٣). با وجود این، همكاری دو سازمان ادامه داشت، به گونهای كه مدیریت نخستین نشریه اخوانالمسلمین را با همین عنوان ــكه بیش از چند شماره آن منتشر نشدــ محبالدین خطیب برعهده داشت (بنّاء، ١٤٢٢، ص٢٧). گذشته از اختلاف در شیوه، واقعیت این بود كه بیشتر بنیانگذاران جمعیت جوانان مسلمان به حزب الوطنی گرایش داشتند، حزبی كه بیشتر به میهنپرستی شهرت داشت. همین موضوع باعث میشد كه از اخوانالمسلمین، كه دیدگاهی زیربنایی تر و تأثیرگذارتر درباره اسلام داشتند، فاصله بگیرند (حسینی، ص٢٥).
جمعیت جوانان مسلمان نیز، همچون اخوانالمسلمین، شعبههایی در دیگر كشورهای خاورمیانه (غالباً در فلسطین، سوریه و عراق) تأسیس كرد ( > دایرة المعارف جهان اسلام آكسفورد <، همانجا). این جمعیت در مصر نیز بهتدریج گسترش یافت؛ یكی از شعب آن در طَنطا، در مصر، از شعبههای فعال جمعیت محسوب می شود (سالیوان، ص٢١٩).
فعالیتهای جمعیت در زمینههای گوناگونی است. افزون بر فعالیتهای فرهنگی و انتشار مجلهای با عنوان الشُبّان المسلمون ، عرضه خدمات اجتماعی و اقتصادی به نیازمندان، باعث شهرت و محبوبیت عمومی آن شده است (همان، ص٢١٩ـ٢٢٢).
منابع:
(١) حسن بَنّاء، مذكِّرات الدعوة و الداعیة، اسكندریه ١٤٢٢/٢٠٠١؛
(٢) اسحاق موسی حسینی، الاخوان المسلمون: كبری الحركات الاسلامیة الحدیثة، بیروت ١٩٥٥؛
(٣) محمود عبدالحلیم، الاخوان المسلمون: احداث صنعت التاریخ، رؤیة من الدّاخل، اسكندریه ١٤٢٤/٢٠٠٤؛
Hasan Banna, "The message of the fifth conference: the objective of al-Ikhwan and the characteristics of the Da'wah", in Muslim American Society of Minnesota , ٧ July ٢٠٠٥. [Online(. Available: http://www.masmn.org/ documents/ Books/ Hasan- A l-Banna/ Rasail/ ٠٠٦.htm )٥ March ٢٠٠٦];
The Oxford encyclopedia of the modern Islamic world , ed. John L. Esposito, New York ١٩٩٥, s.v. "Jamiyat al-shubban al-Muslimin" (by Matthew S. Gordon);
Denis Sullivan, "Islam and development in Egypt: civil society and the state", in Islam, Muslims and the modern state: case studies of Muslims in the thirteen countries , ed. Hussin Mutalib, Taj U l-Islam Hashmi, New York: St. Martin's Press, ١٩٩٤.
/ محمدكاظم آسایشطلب طوسی /