دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٨٤٢
جمالی دهلوی ، حامدبنفضلاللّه، شاعر، تذكره نویس و از مشایخ سهروردیه هند. وی به شیخ جمالی كَنْبَوی، درویش جمالی، ملاجمالی، شاه فضل اللّه جمالی و جمال الدین فضل اللّه نیز شهرت دارد (جمالیدهلوی، ١٣٥٣ ش، مقدمه راشدی، ص١ـ٤؛ لعلیبدخشی، ص٨١٦).
جمالی از قومكنبو/ كَنْبوه بود كه در پنجاب و اطراف دهلی زندگی میكردند. تاریخ تولد وی احتمالاً ٨٦٢ ( رجوع کنید به جمالی دهلوی، ١٣٥٣ ش، همانمقدمه، ص٥) یا ٨٤٥ (احمد، ص٣٠٤) است.
درباره دوران كودكی، تعلیم و تربیت و استادان او در علوم ظاهری اطلاع چندانی در دست نیست. در تصوف مرید سماءالدین كَنْبوی دهلوی(متوفی) شد. سماء لدین از سلسله سهروردیه* و خلیفه كبیرالدین اسماعیل بخاری بود (جمالی دهلوی، ١٣٥٣ ش، همان مقدمه، ص٧؛ لعلی بدخشی، ص٨٠٩).
جمالی در هندوستان و كشورهای اسلامی به سیروسیاحت پرداخت و در این سفرها با عارفان و شاعرانِ بسیاری، از جمله با عبدالرحمان جامی* ، دیدار كرد (جمالی دهلوی، ١٣١١، ص١٣٩). وی نزد سلطان سكندر لودی(حاكم دهلی، حك : ٨٨٥ -٨٩٤)، ظهیرالدین محمد بابر و همایون شاه محترم بود (دهلوی كشمیری همدانی، ص١٢٣؛ لعلی بدخشی، ص٨١٨). سال وفات او را ٩٤٢ ذكر كردهاند (برای نمونهرجوع کنید به دهلوی كشمیری همدانی، همانجا؛ لعلی بدخشی، ص٨١٩). مقبره وی در دهلی و عُرْسِ * (سالروز وفات) وی در دهم ذیقعده است(دهلوی كشمیریهمدانی، همانجا).
جمالی سه فرزند داشت: حسن كه در ابتدای جوانی درگذشت و جمالی مرثیهای برای وی سرود؛ عبدالحی حیاتی(متوفی)، كه شاعر بود؛ و عبدالرحمان، متخلص به گدایی(متوفی)، كه او نیز عارف و شاعر بود (جمالی دهلوی، ١٣٥٣ ش، همانمقدمه، ص٥٧).
آثار جمالیعبارتاند از: ١) تذكره سِیرالعارفین كه وی آن را بین سالهای تا ٩٤١ نوشته و بیشتر شهرتش به سبب تألیف همین كتاب است. این تذكره شرح حال سیزده عارف از سلسلههای چشتیه و سهروردیهاست كه آخرین آنان سماءالدین كنبویاست. جمالی در ضمن شرح حالها، به شرح سیر و سفرها و ملاقاتهای خود با شاعران و علما و عرفا نیز پرداخته است. او برای نوشتن شرح حال عارفان از كتابهای معتبر استفاده كرده، اما درباره مرشدش، سماء الدین، بیشتر مشاهدات شخصی خود را نوشته است(جمالی دهلوی، ١٣١١، صـ١٨٤؛ همو، ١٣٥٣ ش، همان مقدمه، صـ ٩٩). سیرالعارفین در ١٣١١ در دهلی چاپ شده است. محمد ایوب قادری آن را از فارسی به اردو ترجمه و در ١٩٧٦ و ١٩٨٩ منتشر كرده است.
٢) مرآةالمعانی، مثنویعرفانی به فارسی، كه در آن نكات و مسائل را به صورت تمثیل بیان نموده است(همو، ١٣٥٣ ش، همانمقدمه، ص٧٧).
٣) مهروماه، بلندترین مثنوی جمالی، كه در ٩٠٥، هنگام سفرش به حج، به سفارش اهالی تبریز، سروده است. اینمثنوی داستان عاشقانه شاهزادهای به نام ماه و شاهزاده خانمی به نام مهر است(همانمقدمه، ص٩١). سید حسامالدین راشدیایناثر را تصحیح كرده و بر آن مقدمه نوشته و آن را در ١٣٥٣ در راولپندی به چاپ رسانده است.
٤) دیوان اشعار به فارسی(همان، ص٨٠).
به جمالی آثار دیگری نیز نسبت دادهاند، از جمله: بیان الحقایق احوال سیدالمرسلین، در شرح احوال پیامبر صلیاللّه علیه وآله وسلم و تفسیر متصوفانه اقوال ایشان؛ و محبوبالصادقین، كه مشتمل بر پنج مثنوی است(همان، صـ١٠١).
منابع:
(١) ظهورالدیناحمد، «تذكره و سوانح»، در تاریخ ادبیات مسلمانان پاكستان وهند ، ج، لاهور: پنجاب یونیورسیتی،١٩٧١؛
(٢) حامدبن فضلاللّه جمالی دهلوی، سِیرالعارفین، چاپ سنگی، دهلی؛
(٣) همو، مثنویمهر و ماه، چاپ حسامالدین راشدی، راولپندی ش؛
(٤) محمد صادق دهلوی كشمیری همدانی، كلماتالصادقین: تذكره صوفیان مدفون در دهلیتا سالهجریقمری، چاپ محمد سلیماختر، لاهور ١٩٨٨؛
(٥) لعلبیگبن شاهقلی سلطان لعلی بدخشی، ثمرات القدس من شجرات الانس، چاپ كمالحاجسید جوادی، تهرانش.
/ شاهد چوهدری/