دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٨٤٠
جمالی ، علی بناحمد ، فقیه و شیخالاسلام حنفی در دوره عثمانی، قرن دهم، ملقب به علاءالدین رومی. تاریخ تولد او معلوم نیست. زادگاهش را آماسیه ذكر كردهاند. ویدر كودكی نزد علاءالدینعلی بنحمزه قرهمانی حدیث شنید و مختصر قَدوری و منظومة نسفی را از بر كرد، سپس به قسطنطنیه رفت و نزد ملا خسرو حدیث آموخت. پس از مدتی، ملا خسرو ویرا نزد مصلحالدینبنحسام، مدرّس مدرسه سلطانیه در بورسه ، فرستاد. جمالی نزد او علومعقلی و شرعی را فراگرفت و پساز مدتی داماد و معید ویشد (طاشكوپریزاده، ص١٧٣؛ ابنعماد، ج٨، ص١٨٤؛ شوكانی، ج١، ص؛ د. اسلام، چاپدوم، ذیلمادّه).
سلطان محمد دوم(حك : ٨٥٥ ٨٨٦)، جمالی را مدرّس مدرسه حجریه در اَدِرنهكرد و او مشغول تدریس شد؛ اما، محمدپاشا قرهمانی، وزیر سلطان، كه با جمالی دشمنی داشت، او را از آن مدرسه به مدرسه دیگری منتقل كرد و مقرریاش را كاهش داد. جمالی آزرده خاطر شد و تدریس را رها كرد و به خدمت شیخِ عارف مصلح الدین بن وفا در آمد و تا زمان سلطان بایزید دوم(حك : ٨٨٦ ٩١٨)، هیچ منصبی را نپذیرفت. سلطان بایزید او را مفتی منطقه آماسیه كرد و تدریس در مدارس گوناگون، از جمله مدارس بورسه و آماسیه و ازنیق، را به او واگذار نمود. جمالی در سال٩٠٠ به بالاترین رتبه تدریس، یعنی رتبه مدرّسی، در مدرسه ثمانیه در استانبول رسید (طاشكوپریزاده، ص١٧٣ـ ١٧٤؛ ابنعماد، ج٨، ص١٨٤ـ ١٨٥؛ شوكانی؛ د. اسلام، همانجاها).
جمالی در ٩٠٧ عازم مكه شد، اما به دلیل آشوبهایی كه در آنجا رخ داده بود، به مكه نرسید و ناچار یك سال در مصر ماند. سلطان بایزید دوم، ویرا پس از بازگشت از اینسفر، مفتی و شیخ الاسلام قسطنطنیه رد و او تا زمان فوتش، یعنی حدود ٢٤ سال، در این منصب باقی ماند. جمالی معتقد بود كه شیخالاسلام صاحبان فتوا مسئول نجات و رستگاری سلطان در آخرتاند؛ ازاین رو، در برخی از امور مهم دولتی مداخله میكرد و سلطان سلیماول(حك : ٩١٨ـ٩٢٦) كار او را تعدی از حدود اختیاراتخود و مداخله در امور سلطنت میدانست. با اینهمه، جمالی در برخی موارد توانست نظر سلطان سلیم ا تغییر دهد، از جمله وی را از اعدام١٥٠ تن از نگهبانان خزانه منصرف كرد. سلطان سلیم، منصب قاضی عسكری را هم به او پیشنهاد كرد، اما وی نپذیرفت (طاشكوپریزاده، ص١٧٥ـ ١٧٦؛ ابنعماد، ج٨، ص١٨٥؛ شوكانی، ج١، صـ٤٣٢؛ د. اسلام، همانجا).
جمالی همه اوقاتش را صرف تلاوت قرآن، عبادت، تدریس و افتا می كرد. وی از حسن خلق و سیرتی نیكو برخوردار بود و برایآنكه مردم را در انتظار صدور فتوا نگاه ندارد، زنبیلی را از پنجره خانهاش میآویخت تا آنان ورقههای سؤالاتشان را در آن قرار دهند و او بدون تبعیض به آنها پاسخ میداد؛ ازاین رو، وی به زنبیلی نیز معروف است. او همچنین گرایشهای صوفیانه داشت به طوری كه ملقب به صوفی علی جمالی شد. وی رسالهای به نام رسالة فیحقِّ الدوران در باب تصوف دارد. جمالی در ٩٣٢، در دوره سلطان سلیمان اول، وفات یافت. او را در باغچه مسجدی كه خودش در استانبول ساخته بود، با احترام به خاك سپردند. پس از فوتش، مناقب مبالغه آمیزی در حق او گفته شد (طاشكو پری زاده، ص١٧٤، ١٧٦؛ شوكانی، ج١، ص٤٣١ـ ٤٣٢؛ د. اسلام، همانجا).
مهم ترین تألیفات جمالی عبارتاند از: مختارات الفتاوی ( المختاراتللفتوی) یا اختیارات، كه در آن گزیدهای از مسائل كتاب الهدایة ابوالحسن علی بنابیبكر مَرْغینانی* (متوفی٥٩٣) را مطابق فتاوای خود آورده است؛ و مختارات الهدایة، كه تلخیصِ كتاب الهدایة و شرح آن است(حاجی خلیفه، ج١، ستون٤٥، ج٢، ستون١٦٢٤، ١٩٢٥؛ بغدادی، ج١، ستون٧٤٢؛ قس د. اسلام، همانجا).
منابع:
(١) ابن عماد؛
(٢) اسماعیل بغدادی، هدیة العارفین، ج١، در حاجی خلیفه، ج٥ ؛
(٣) حاجی خلیفه؛
(٤) محمد شوكانی، البدر الطالع بمحاسن منبعد القرن السابع، قاهره١٣٤٨، چاپ افست بیروت [بیتا. ] ؛
(٥) احمد بن مصطفی طاشكوپری زاده، الشقائق النعمانیة فیعلماء الدولة العثمانیة، بیروت١٣٩٥ /١٩٧٥؛
(٦) EI , s.v. "Djamali, Mawlana ـ Ala A l-Din ـ Ali B .Ah mad" (by Halil Inalcik).
/ طاهرهمحمدیانعمرانی/