دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٨٣٥
جمالزاده ، سیدمحمدعلی ، داستاننویس پیشگام معاصر ایران. وی در ١٢٧٠ ش/ ١٣٠٩ در اصفهان به دنیا آمد. پدرش، سیدجمالالدین واعظِ اصفهانی * ، از سادات جبل عامل لبنان و متولد همدان بود و در دوره جنبش مشروطیت، به سبب وعظها و خطابههایی در باره آزادی و عدالت كه با زبانی ساده برای آگاه ساختن مردم بیان میكرد، شهرتی به دست آورده بود (جمالزاده، خاطرات، مقدمه تقیزاده، ص ١٣ـ ١٥؛ همو، یكی بود یكی نبود، ترجمه انگلیسی ، مقدمه مؤید، ص ٣ـ٤؛ متینی، ١٣٧٦ ش ب ، ص ٧١٤).
در ١٢٨٦ ش/ ١٣٢٥، پدرِ جمالزاده او را به لبنان فرستاد و وی در مدرسه كشیشهای فرانسوی لازاریست به تحصیل پرداخت (جمالزاده، یكیبود یكینبود ، ترجمه انگلیسی، همان مقدمه، ص ٤؛ متینی، ١٣٧٦ ش ب ، همانجا). در همین سال، پس از به توپ بسته شدن مجلس شورای ملی به دستور محمدعلیشاه قاجار (حك : ١٣٢٤ـ١٣٢٧)، سید جمالالدین در زندان بروجرد به قتل رسید (متینی، ١٣٧٦ ش ب ، همانجا). جمالزاده كمتر از دو سال در بیروت زندگی كرد و بعد از اقامت كوتاهی در قاهره، در ١٢٨٨ ش/ ١٣٢٧ به پاریس و از آنجا به شهر لوزانِ سویس رفت و به تحصیل در رشته حقوق پرداخت. سپس تحصیلات خود را در شهر دیژون ادامه داد و در رشته حقوق لیسانس گرفت و در همین سالها بود كه ازدواج كرد ( رجوع کنید به جمالزاده، خاطرات ، ص ٣٠ـ ٣٥؛ همو، یكیبود یكینبود ، ترجمه انگلیسی، همان مقدمه، ص ٥).
با شروع جنگ جهانی اول، گروهی از روشنفكران ایرانی دربرلین گرد آمدند و «كمیته ملّیون ایرانی» را تشكیل دادند. جمالزاده در ١٢٩٤ ش/ ١٣٣٣ به آلمان رفت و به این كمیته پیوست. كمیته ملّیون ایرانی ــ كه دولت آلمان از آن حمایت میكرد علیه سیاستهای مداخلهگرانه روس و انگلیس در ایران فعالیت مینمود. در همان سال، جمالزاده از طرف كمیته مأمور شد كه به بغداد و كرمانشاه و تهران سفر كند و با تبلیغات و تأسیس روزنامهای فارسیزبان، زمینه شورش برضد انگلیس و روسیه را فراهم آورد (جمالزاده، یكیبود یكینبود ، ترجمه انگلیسی، همان مقدمه، ص ٥ ٦؛ متینی، ١٣٧٦ ش الف ، ص ٦٠٦). نتیجه این مأموریت، انتشار روزنامه رستخیز، به سردبیری ابراهیم پورداود * ، بود. همزمان با این فعالیتها، جمالزاده با بعضی از عشایر لر و كرد رابطه برقرار ساخت و لشكری به نام «قشون نادری» در كرمانشاه تشكیل داد، ولی با آمدن نیروهای روس و انگلیس، این لشكر از هم فرو پاشید و كوششهای جمالزاده و دیگران برای حفظ آن به جایی نرسید و جمالزاده از استانبول به برلین برگشت (جمالزاده، یكیبود یكینبود، ترجمه انگلیسی، همان مقدمه، ص ٦؛ متینی، ١٣٧٦ ش الف ، ص ٦٠٧). در برلین، وی با نشریه كاوه *، كه به همت سیدحسن تقیزاده * و دیگران تأسیس شده بود، به همكاری پرداخت. در ١٢٩٦ ش/١٣٣٥، به نمایندگی از كمیته ملّیون ایرانی، برای شركت در همایش جهانی سوسیالیستها به استكهلم رفت و، با نشر مقالات و ایراد سخنرانی، به سیاستهای روس و انگلیس و دخالتهایشان در ایران اعتراض كرد (جمالزاده، خاطرات ، ص ٣٥ـ٣٦، ٤٣؛ متینی، ١٣٧٦ ش الف ، همانجا).
پس از پایان جنگ جهانی اول و تعطیلی نشریه كاوه به علت مسائل مالی، جمالزاده در سفارت ایران در برلین به مترجمی پرداخت و مدتی نیز سرپرست دانشجویان ایرانی مقیم آلمان شد (متینی، همانجا). در همین سالها با چند نشریه دیگر، از جمله نامه فرهنگستان و علم و هنر ، نیز همكاری میكرد، ولی این نشریات به علل مختلف تعطیل شدند. پس از پانزده سال زندگی در آلمان، جمالزاده به سویس رفت و در ١٣١٠ ش/ ١٩٣١ به استخدام دفتر بینالمللی كار در ژنو در آمد و در همین سالها برای دومینبار ازدواج كرد (جمالزاده، خاطرات ، ص ٤٠؛ كامشاد، ص ٦ ٨؛ افشار، ص ١٣). او تا ١٣٣٥ ش/ ١٩٥٦، كه بازنشسته شد، در این دفتر مشغول بهكار بود و تا پایان عمر در ژنو به سر برد. وی در ١٧ آبان ١٣٧٦، در خانه سالمندان در ژنو درگذشت (متینی، ١٣٧٦ ش الف ، همانجا).
جمالزاده نویسندگی را با روزنامهنگاری آغاز كرد و گر چه در ٣٦ سالگی به فعالیتهای روزنامهنگاری خود پایان داد، تا پایان عمر حدود دویست مقاله در نشریات به چاپ رساند (برایفهرست اهم مقالههای او رجوع کنید به افشار، ص ٢٧ـ٣٧).
از نخستین آثار جمالزاده ــ كه آنها را در دوران اقامتش در آلمان و در باره مسائل سیاسی و بینالمللی نوشت كتاب گنج شایگان، یا، اوضاع اقتصادی ایران (١٢٩٥ ش/ ١٣٣٥) است كه به كمك فرانتس اوپنهایمر، اقتصاددان آلمانی، به آلمانی ترجمه شد ولی متن آلمانی بهچاپ نرسید، و نیز كتاب ناتمام تاریخ روابط ایران و روس (١٣٠٠ ش/١٣٤٠) كه بخشهایی از آن به صورت مقالاتی در مجله كاوه چاپ میشد (افشار، ص ١٦؛ پروین، ص ٦٥١). دیگر كتابهای سیاسی و اجتماعی او عبارتاند از: آزادی و حیثیت (١٣٣٨ ش)؛ خاك و آدم (١٣٤٠ ش)؛ زمین، ارباب، دهقان (١٣٤١ ش)؛ خلقیات ما ایرانیان (١٣٤٥ ش) و تصویر زن در فرهنگ ایران (١٣٥٧ ش؛ افشار، ص ٢٢).
جمالزاده با انتشار اولین مجموعه داستان كوتاهش، یعنی یكی بود یكی نبود (١٣٠٠ ش)، به شهرت رسید (عابدینی، ج ١، ص ٤٥ـ٤٧). این مجموعه، كه شامل یك دیباچه و شش داستان كوتاه است، به نظر بسیاری از منتقدان، مهمترین اثر جمالزاده است كه او را به عنوان نویسندهای پیشگام در میان داستاننویسان معاصر شناسانده است (مثلاً كامشاد، ص ٢٤؛ سپانلو، ص ٤٢). دیباچه مجموعه یكی بود یكی نبود را بسیاری از منتقدان، «مانیفستِ» ادبیات جدید فارسی دانستهاند (برای نمونه رجوع کنید به درگاهی، ص ١٠٤؛ قانونپرور، ١٩٨٤، ص ٢٢). در این دیباچه جمالزاده، با نقد ذهنیت سنّتگرای نویسندگان و ادبای زمان خود در ایران، كه به عقیده او «همان جوهر استبداد سیاسی ایرانی» است، به دفاع از آنچه «دموكراسی ادبی» مینامد میپردازد (رجوع کنید به یكی بود یكی نبود ، ص ١ـ٢). بهزعم جمالزاده، داستان، یا به قول او رمان، بهترین نوع ادبی برای رسیدن به دموكراسی ادبی است و این دموكراسی میتواند از دو منظر جلوه یابد: یكی از منظر موضوع و محتوای داستان، كه در این صورت نویسنده باید با انتخاب شخصیتهای داستانی خود از میان مردم عادی، به شرح آداب و رسوم آنان بپردازد و دیگر اینكه نویسنده، به جای استفاده از «انشاهای غامض و عوام نفهم»، زبان روزمره مردم عادی را در نوشته خود به كار گیرد. به عقیده جمالزاده، چنین داستانهایی نه تنها به جمعآوری و حفظ «كلمات و تعبیرات و ضربالمثلها و اصطلاحات و ساختهای كلام و لهجههای گوناگون یك زبان» میانجامد، بلكه مردمِ طبقات و مناطق مختلف كشور و دیگر مناطق دنیا را با یكدیگر آشنا میسازد ( یكی بود یكی نبود ، ص ٦ـ ٨). جمالزاده به طور كلی سادهنویسی را به نویسندگان ایرانی توصیه میكند و شاید به همین سبب، مضمون اولین داستان مجموعه یكیبودیكی نبود ، یعنی «فارسی شكر است»، در باره سادهنویسی و سادهگویی است ( رجوع کنید به تلطف، ص ٥٠ -٥٣). در این داستان جمالزاده آدمهایش را از طبقات مختلف برمیگزیند تا آشفته بازار زبان خواص و پیامدهای آن را برای مردم عادی و زبان فارسی نشان دهد ( رجوع کنید به خرمی، ص ٣٥، ١٣٩). زبان به اصطلاح فارسی شیخی كه معجونی است از واژهها و عبارات عربی، و گفتار نامفهوم فرنگیمآب تازه از فرنگ برگشتهای كه تركیبی نامأنوس از لغات فارسی و فرانسه است، نمونههای طنزآمیزی از آشفتگی زبان فارسی را به خواننده نشان میدهد. داستان در زندانی اتفاق میافتد كه جوان روستایی بخت برگشتهای بیجهت در آن گرفتار آمده است و در آن یك شیخ و یك مرد فرنگیمأب هم زندانی هستند. جوان روستایی كه نمیداند چرا زندانی شده، علت را از آنها میپرسد ولی از فارسی نامفهومشان چیزی نمیفهمد و میپندارد كه با زبان جنیان صحبت میكنند (برای نقد زبان جمالزاده در این داستان رجوع کنید به میرصادقی، ص ٥٩٥ -٥٩٧).
به طور كلی در داستانهای این مجموعه، جمالزاده با زبانی طنزآمیز آمیخته به اصطلاحات و مَثَلهای عامیانه، به نقد مسائل اجتماعی و سیاسی آن زمان میپردازد (همان، ص ٥٩٦- ٥٩٧). دیگر داستان این مجموعه، یعنی دوستی خاله خرسه، داستان شاگرد قهوهچی جوان و خوش قلبی است كه جان سرباز روسِ از پاافتادهای را، كه كنار جاده روی برف افتاده، نجات میدهد، ولی وقتی به آبادی میرسند، سرباز روس برای دزدیدن اندك پولی كه شاگرد قهوهچی پسانداز كرده او را میكشد.
داستان بیله دیگ بیله چغندر در این مجموعه، حكایت یك دلاكِ حمامِ اروپایی است كه بر حسب تصادف به ایران میآید و مقام مهمی به دست میآورد. در این داستان جامعه ایران در دوره قاجار به طور طنزآمیزی به تصویر كشیده شده است ( رجوع کنید به قانونپرور، ١٩٩٣، ص ٤٣ـ ٤٥). به سبب نقد بیپرده جمالزاده از اوضاع و شخصیتهای جامعه ایران در این داستانها، وقتی نسخههای كتابش در ١٣٠١ ش به ایران رسید، بسیاری را به خشم آورد و حتی برخی كتاب را كفرآمیز خواندند (كامشاد، ص ٨ ٩؛ فرزانه، ص ٢٥ـ٢٦). این برخورد، چنان تأثیری بر جمالزاده گذاشت كه بیست سال، یعنی در تمام دوران حكومت رضاشاه (١٣٠٤ـ ١٣٢٠ ش)، داستان دیگری چاپ نكرد (قانونپرور، ١٩٨٤، ص ٨؛ فرزانه، ص ٢٦).
با سقوط رضاشاه، جمالزاده نوشتن را از سرگرفت و تا دهه آخر زندگی خود، آثاری منتشر كرد همچون دارالمجانین (١٣٢٠ ش)؛ قصصالعلمای تنكابنی (١٣٢١ ش)؛ سرگذشت عمو حسینعلی (١٣٢١ ش)، كه بعدها به نام جلد اول شاهكار تجدید چاپ شد؛ قُلْتَشَن دیوان (١٣٢٥ ش)؛ صحرای محشر (١٣٢٦ ش)؛ راه آبنامه (١٣٢٦ ش)؛ معصومه شیرازی (١٣٣٣ ش)؛ تلخ و شیرین (١٣٣٤ ش)؛ سروته یك كرباس ، یا ، اصفهاننامه (١٣٣٥ ش)؛ كهنه و نو (١٣٣٨ ش)؛ غیر از خدا
هیچكس نبود (١٣٤٠ ش)؛ آسمان و ریسمان (١٣٤٣ ش)؛ قصههای كوتاه برای بچههای ریشدار (١٣٥٣ ش) و قصه ما به سررسید (١٣٥٧ ش). از میان این آثار، رمان دارالمجانین جایگاه ویژهای دارد چون تقریباً برخلاف تمام داستانهای جمالزاده ــ كه در آنها آدمها «تیپ» هستند، یعنی معرف طبقات و شخصیتهایی در جامعهاند قهرمانهای دارالمجانین تا حدی به شخصیتهای داستانی با ویژگیهای فردی نزدیك میشوند ( رجوع کنید به كاتوزیان، ص ٥٣). او در این رمان شخصیتی به نام هدایتعلیخان میآفریند كه به «موسیو» معروف است و خود را «بوفكور» میخواند كه اشاره مستقیمی به صادق هدایت * و اثر مهم او بوف كور * دارد. درونمایه اصلی این داستان جدل فلسفی بین عقل و جنون است ( رجوع کنید به كامشاد، ص ١٠؛ فرزانه، ص ٤٣ـ٤٤).
جمالزاده در دومین رمانش به مسائل اجتماعی باز میگردد. ماجراهای قُلْتَشَن دیوان در یكی از كوچههای قدیم تهران اتفاق میافتد و شخصیتهای عمده آن عبارتاند از: تاجر پرهیزگار و وطنپرستی كه یك دوره نماینده مجلس بوده، و قلتشن دیوان، كه آدم بیرحم و فرصتطلبی است كه برای رسیدن به اهداف خود به هر حیلهای متوسل میشود. درونمایه اصلی این داستان، جدال بین نیكی و بدی است كه درونمایه بیشتر دیگر داستانهای جمالزاده، از جمله سرگذشت عموحسینعلی ، تلخ و شیرین ، كهنه و نو ، و غیر از خدا هیچكس نبود ، نیز هست.
سروته یك كرباس ، كه در واقع داستان كودكی جمالزاده است، در ١٣٣٤ ش در تهران در دو جلد چاپ شد (برای تفصیل بیشتر و نقد آثار جمالزاده رجوع کنید به كامشاد، ص ١٠ـ ١٥).
جمالزاده در زمینههای گوناگون نیز كتابهایی به چاپ رسانده است، از جمله گلستان نیكبختی، یا، پندنامه سعدی (تهران ١٣١٧ ش)، قصه قصهها (تهران ١٣٢٧ ش)، هزار بیشه (تهران ١٣٢٧ ش)، كشكول جمالی (تهران ١٣٣٩ ش)، بانگ نای (تهران ١٣٣٨ ش)، فرهنگ لغاتعامیانه (١٣٤١ ش)، طریقه نویسندگی و داستانسرایی (شیراز ١٣٤٥ ش)، صندوقچه اسرار (١٣٤٢ ش) و اندك آشنایی با حافظ (تهران ١٣٦٦ ش). وی كه زبانهای فرانسه، آلمانی و عربی را خوب میدانست، آثاری را نیز به فارسی ترجمه كرد، از جمله: قهوهخانه سورات ، یا، جنگ هفتاد و دو ملت (١٣٠٠ ش) از برناردن دوسن پیر ؛ خسیس (١٣٣٦ ش) از مولیر؛ دشمن مردم (١٣٤٠ ش) از هنریك ایبسن، و داستان بشر (١٣٣٤ ش) از هندریك ویلم ونلون (برای فهرست كامل ترجمههای او رجوع کنید به افشار، ص ٢٣).
بهگمان بسیاری از منتقدان، مهمترین و ماندنیترین اثر جمالزاده یكی بود یكی نبود است (برای نمونه رجوع کنید به براهنی، ص ٥٢٣؛ كامشاد، ص ٢٤)، زیرا این مجموعه در زمان انتشارش، اثری نو و مبتكرانه محسوب میشد. با اینكه نویسنده دور از ایران زندگی میكرد داستانهای یكی بود یكی نبود بازتابی از حوادث ایران در ١٣٠١ ش است.
آثار داستانی و نیز برخی از مقالات جمالزاده در باره ایران و حتی نقد وی از آثار دیگر نویسندگان در دهههای بعد، نه از نظر سبك و سیاق و نه از نظر مضمون و زبان، برای خواننده ایرانی تازگی نداشت، بهخصوص كه تعداد آثار نویسندگان جوانتر و نوآورتر رو به فزونی داشت ( رجوع کنید به میرصادقی، ص ٥٩٩). دور بودن جمالزاده از محیط فرهنگی و اجتماعی كشورش، سبب نامأنوسی آثارش برای بیشتر خوانندگان دهههای بعد از جنگ جهانی دوم شد، چون به نظر میرسید ایرانی كه جمالزاده در ذهن داشت و در داستانهایش میآورد، همان ایران اواخر دوره قاجار بود، یعنی هنگامی كه او وطنش را برای همیشه ترك كرد.
برخی از داستانهای جمالزاده به زبانهای دیگر ترجمه شده است. آرتور كریستنسن، داستان رجل سیاسی را به دانماركی ترجمه و در > ملاحظاتی در باره فرهنگ ایران < (١٣١٠ ش/ ١٩٣١) به چاپ رسانده است. همین داستان به آلمانی در اتریش هم چاپ شده است. كارل اشتولتس، از استادان ایرانشناس اتریش، داستان ویلان الدوله را به آلمانی ترجمه كرد كه در ١٣٣٠ ش/ اكتبر ١٩٥١ از رادیو وین هم پخش شد. ترجمه داستان نمك گندیده به آلمانی، در یكی از نشریات آلمان منتشر شد. دوستی خاله خرسه را منیبالرحمان در ١٣٢٤ ش/ ١٩٤٥ به اردو ترجمه و در نشریه فكر و نظر به چاپ رساند. همین قصه را ر. گلپكه به آلمانی ترجمه و در ١٣٤٠ ش/ ١٩٦١ در مجموعه > قصهپردازان برجسته معاصر ایرانی < چاپ نمود. داستان مرغ مسمّا را تیلاك به هندی ترجمه و در ١٣٣٤ ش/ مارس ١٩٥٥ در مجله كهانی چاپ كرد. ترجمه خلاصهای از چهار داستان كوتاه یكی بود یكی نبود ، به قلم شاهین سركیسیان، به زبان فرانسه در ژورنال دو تهران (١٣٢٩ ش/ ١٩٥٠) منتشر شد. ب. ن. زاخودر یكی بود یكی نبود را به روسی ترجمه كرد و در ١٣١٥ ش/١٩٣٦ در مسكو به چاپ رساند و بولوتنیكوف در باره جمالزاده و داستانهای او مقدمهای بر آن نوشت. در ١٣٣٨ ش/١٩٥٩، استلا كوربن و حسن لطفی هشت داستان نسبتاً معروف جمالزاده را به زبان فرانسه، با عنوانِ > داستانهای برگزیده <، ترجمه كردند كه یونسكو آن را منتشر كرد، و هانری ماسه و ا. شانسون، عضو فرهنگستان فرانسه، در باره زندگی و آثار جمالزاده بر آن مقدمه نوشتند (كامشاد، ص ١٧ـ ١٨). حشمت مؤید، با همكاری پل اسپراكمن ، در ١٣٦٤ ش/ ١٩٨٥ یكی بود یكی نبود را به انگلیسی ترجمه و منتشر كردند (افشار، ص ٢٠). كتاب سروته یك كرباس، یا، اصفهاننامه او را هم و. ل. هستون به انگلیسی ترجمه و در ١٩٨٣/١٣٦٢ ش در پرینستون منتشر كرد (همان، ص ١٢، پانویس ٤).
منابع:
(١) ایرج افشار، «محمدعلی جمالزاده»، نامه فرهنگستان ، سال ٣، ش ٣ (پاییز ١٣٧٦)؛
(٢) رضا براهنی، قصهنویسی، [ تهران ( ١٣٤٨ ش؛
(٣) ناصرالدین پروین، «جمالزاده روزنامه نگار»، مجله ایرانشناسی ، سال ٩، ش ٤ (زمستان ١٣٧٦)؛
(٤) محمدعلی جمالزاده، خاطرات سید محمدعلی جمالزاده ، به كوشش ایرج افشار و علی دهباشی، تهران ١٣٧٨ ش؛
(٥) همو، یكیبود یكینبود ، تهران ١٣٣٣ ش؛
(٦) محمدعلی سپانلو، نویسندگان پیشرو ایران: از مشروطیت تا ١٣٥٠ ، تهران ١٣٦٦ ش؛
(٧) حسن عابدینی، صد سال داستاننویسی در ایران ، ج ١، تهران ١٣٧٧ ش؛
(٨) مصطفی فرزانه، «جمالزاده و هدایت: پایهگذاران ادبیات نوین فارسی»، ایراننامه، سال ١٦، ش ١ (زمستان ١٣٧٦)؛
(٩) محمدعلی كاتوزیان، « ) در باره ] دارالمجانین »، همان؛
(١٠) حسن كامشاد، «پیشكسوت نویسندگان ایران»، همان؛
(١١) جلال متینی، «جمالزاده و مخالفان او»، مجله ایرانشناسی ، سال ٩، ش ٤ (زمستان ١٣٧٦ الف )؛
(١٢) همو، «سالشمار سید محمدعلی جمالزاده»، همان، (زمستان ١٣٧٦ ب )؛
(١٣) جمال میرصادقی، ادبیات داستانی: قصه، داستان كوتاه، رمان ، تهران ١٣٦٦ ش؛
(١٤) Haideh Daragahi, "The shaping of the modern Persian short story: Jamalzadih's ، Preface' to Yiki bud, yiki nabud (١٩٢١)", in Critical perspectives on modern Persian literature , ed. Thomas Ricks, Washington, DC: Three Continents Press, ١٩٨٤;
(١٥) Mohammad Reza Ghanoon parvar , In a Persian mirror:images of the West and Westerners in Iranian fiction , Austin ١٩٩٣ ;
(١٦) idem , Prophets of doom: literature as a socio-political phenomenon in modern Iran, Lanham, MD. ١٩٨٤;
(١٧) Mohammad Ali Jamalzada , Once upon a time , tr. Paul Sprachman and Heshmat Moayyad, New York ١٩٨٥;
(١٨) Mohammad Mehdi Khorrami , Modern reflections of classical traditions in Persian fiction , Lewiston, NY ٢٠٠٣;
Kamran Talattof, The politics of writing in Iran: a history of modern Persian literature, Syracuse, NY. ٢٠٠٠.
/ محمدرضا قانونپرور/
تصاویر این مدخل:
سید محمد علی جمالزاده منبع: برگزیده آثار سید محمد جمالزاده، به کوشش : علی دهباشی، تهران ١٣٧٨