دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٨٢٧
جمال الدین ساوَجی ، سید جمالالدین محمد بن یونس ساوجی(ساوی) ، نیز مشهور به جمالالدین مجرد، زاهد، عارف و از اقطاب طریقت قلندریه* در قرنهفتم. درباره تاریخ تولد، خانواده و سلسله طریقتی او اطلاع موثقی در دست نیست. از ابیاتیدر قلندرنامه خطیب فارسی در سیرت جمال الدین ساوجی(براینمونه رجوع کنید به ص٦٧)، چنین بر میآید كه گرایشی به اهل بیت داشته است.
سوانح زندگی جمالالدین ساوجی در كتاب قلندرنامه خطیب فارسی افسانه آمیز مینماید و با خطاهای تاریخی بسیار همراه است( رجوع کنید به خطیبفارسی، مقدمهزرینكوب، ص٨ ٩، ١٤ـ ١٥). بنا بر آنچه منابع بر آن اتفاق دارند، ساوجی پس از اتمام تحصیلات مقدماتی، به دمشق سفر كرد و احتمالاً بین٦٠٧ تا ٦٢٢ در آنجا به تحصیلعلوم شرعی پرداخت. مدتی در زاویه شیخ عثمان رومی(متوفی٦٨٤) در كوه قاسیون اقامت گزید ( رجوع کنید به ذهبی، حوادث و وفیات٦٢١ـ٦٣٠ ه ، ص٤٢٣؛
صفدی، ج٥، ص٢٩٢). ظاهراً در همین دوره، در دمشق گروه كوچكی از مریدان وفادار را دور خود جمع كرده بود و مانند زاهدی نیمه دیوانه زندگی میكرد (مایر، ص٥٨٦). آنگاه زاویه را ترك، و در گورستانی اقامت كرد. مدت زیادی را نیز به ریاضت در قُبه زینب علیهاالسلام گذراند (صفدی، همانجا؛
برای اطلاع بیشتر درباره قبه و آرامگاه زینب رجوع کنید بهعثمان، ص٣٩). در این دوره با قلندر معروفی به نام جلالالدین دَرگزینی آشنا شد كه این آشنایی در شخصیت و منش زاهدانه جمالالدین سخت تأثیر گذاشت( رجوع کنید بهبیانی، ص١٧٥).
به گزارش برخی منابع( رجوع کنید به ذهبی، همانجا؛
صفدی، ج٥، ص٢٩٣)، او پس از گذراندن این دوره، موی سر و صورت و ابروان خود را تراشید و گروهی نیز در این كار از او پیروی كردند، ولی از نوشته ابن بطوطه(ج١، ص٥٢) برمیآید كه جمالالدین در ساوه برای مصون ماندن از لغزش، موی سر و روی خود را سترد. فرشته(ج٢، ص٤٠٧ـ ٤٠٨) همین قول را صحیح شمرده، ولی مكان واقعه را در مصر ذكر كرده است(برای قول دیگری كه فرشته آورده رجوع کنید به همانجا). بههر حال، جمالالدین در حدود ٦٢٠ شناخته شده بود و یاران بسیاری داشت( رجوع کنید به صفدی، همانجا).
جمال الدین سپس به مصررفت و در مقبرهای در دمیاط اقامت گزید. ویدر برابر انكار و مخالفتهای متشرعان كراماتی نشان داد كه آنان را مجاب ساخت( رجوع کنید به همانجا؛
ابنبطوطه، ج١، ص). بنا بر روایت فرشته(ج٢، ص٤٠٨)، او قبل از تحولروحی، در مصر اقامت گزیده بود و چوندر برابر هر مسئلهای، بدون مراجعه به كتاب، فتوا میداد، مصریان او را «كتابخانهروان» میخواندند. تحول او و سر و روی تراشیدنش در مصر روی داده است. جمالالدین تا پایان عمر در دمیاط عزلت گزید و مریدان وی، از جمله محمد بلخی، در دمشق باقی ماندند و به توصیه ساوجی، رهبری و ارشاد طریقت را برعهده گرفتند. ظاهراً محمد بلخیبا دستورها و اختیاراتی كه از طرف ساوجی داشت، بعدها فرقه جوالقیه (جوالپوشان) را تأسیس كرد (مایر، همانجا؛
قس د. اسلام، چاپدوم، ذیل«قلندریه»).
علاوه بر جلالالدین درگزینی و شیخمحمد بلخی، شیخ ابوبكر اصفهانی(نیكساری) و سید محمد بخارایی نیز از اقطاب قلندریه و از معاصران جمالالدین بودند ( رجوع کنید به خطیب فارسی، ص٣٥، ٦٣، ٦٥، ٦٩). غلام سرور لاهوری(ج٢، ص٤٧)، لعل شهباز قلندر * (متوفی٧٢٤) را از مریدان سید جمال مجرد دانسته است.
ظهور سید جمالالدین ساوجی نقطه عطفی در تاریخ قلندریه بود و آن را به دو مرحله متمایز قبل و بعد از او تقسیم كرد. در واقع، جریان قلندریه كه در ابتدا به فعالیتهای افرادی در نواحی شرقی جهان اسلام(خراسان، تركستانو...) محدود بود، با فعالیتهای جمالالدین، در اوایل قرن هفتم گسترش یافت. ساوجی با نظام مند كردن و افزودناجزایی به این طریقت، عملاً آن را به صورت جدیدی جلوهگر ساخت( د. اسلام، همانجا).
تراشیدن موهای سر و صورت، به انگیزه كاهش زیبایی چهره، به ویژه از دوره ساوجی به بعد، در میان قلندران رواج یافت(همانجا) و احتمالاً برخی دیگر از شعائر قلندری، چون پوشیدن جولق و خاموشی و ریاضت و فقر و جز آنها، نیز پساز ظهور او تحكیم و تأیید شده است( رجوع کنید به زرینكوب، ص٣٦٦). گفتهاند در عهد جمالالدین، اساس تعلیم قلندران تخریب عادات و آداب مرسوم بود ( رجوع کنید به مقریزی، ج٤، ص٣٠١؛
زرینكوب، ص ٣٦٥). ظهور جمالالدین و رواجقلندریاز قرنهفتم به بعد را میتوان نمایانگر واكنش شدید اجتماع در برابر فشارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی حكومت تازه تأسیس ایلخانی دانست (بیانی، ص١٧٤).
جمالالدیندر حدود ٦٣٠ در دمیاط مصر درگذشت و در خانقاهخود در اینشهر دفنشد (صفدی؛
ابنبطوطه، همانجاها). ظاهراً جلالالدیندرگزینی و محمدبلخیجانشیناو شدند (رجوع کنید به صفدی، همانجا). بهعقیدهصفدی(همانجا) محمد بلخیجولق پوشی را مرسوم كرد و طریقتقلندری را گسترشبسیار داد.
از جمالالدیناثر مكتوبیبر جاینماندهاست، زیرا قلندرانمعتقد بودند اسرار طریقترا باید چون«لوحمحفوظ» در سینهها حفظكرد ( رجوع کنید به قلندریه* )؛
با اینحال، شمس الدین جَزری*در بخشیاز كتابتاریخشبهنام حوادثالزمان (كهاینبخشاز میانرفته) دستنوشتههایی را در تفسیر قرآنبهساوجینسبتدادهاست( رجوع کنید به ذهبی، حوادثو وفیات٦٢١ـ ٦٣٠ ه ، ص٤٢٤؛
صفدی، همانجا).
منابع:
(١) ابنبطوطه، رحلةابنبطوطة، چاپمحمد عبدالمنعمعریان، بیروت١٤٠٧/ ١٩٨٧؛
(٢) شیرین بیانی، دین و دولت در عهد ساسانی و چند مقالهدیگر، مقاله٥ : «فرقهقلندریهدر عهد ایلخانی»، تهران١٣٨٠ ش؛
(٣) خطیبفارسی، قلندرنامهخطیبفارسی، یا، سیرت جمالالدین ساوجی، چاپحمید زرینكوب، تهرانش؛
(٤) محمدبناحمد ذهبی، تاریخالاسلامو وفیاتالمشاهیر و الاعلام، چاپعمر عبدالسلامتدمری، حوادثو وفیات٦٢١ـ٦٣٠ ه ، بیروت١٤١٨/١٩٩٨؛
(٥) عبدالحسینزرینكوب، جستجو در تصوفایران، تهران ١٣٦٣ ش؛
(٦) صفدی؛
(٧) هاشمعثمان، مشاهد و مزاراتو مقاماتآلالبیت( ع) فیسوریه، بیروت ١٤١٤/١٩٩٤؛
(٨) غلامسرور لاهوری، خزینةالاصفیا ، كانپور ١٣٣٢/١٩١٤؛
(٩) محمدقاسمبنغلامعلیفرشته، تاریخفرشته، یا، گلشنابراهیمی، چاپسنگیلكهنو ١٢٨١؛
(١٠) فریتسمایر، ابوسعید ابوالخیر: حقیقتو افسانه، ترجمه مهرآفاقبایبوردی، تهران١٣٧٨ ش؛
(١١) احمدبنعلیمقریزی، كتابالخططالمقریزیة، ج٤، مصر ١٣٢٦؛
(١٢) EI ٢ , s.v. "k alandariyya" (by Tahsin Yazici).
/ فاطمهرحیمی/