دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٨٢٦
جمالالدینحسینی ، عطاءاللّهبنفضلاللّه، محدّث و خطیب سده نهم و دهم. وی از سادات دشتكی شیراز است كه نسبشان به زیدبنعلی بن حسین علیه السلام میرسد (مدنی، ص٨٤ - ٨٥؛ خوانساری، ج٧، ص١٨١ـ١٨٣). اولین كسی كه از این خاندان به شیراز رفت، ابوسعید علی بن زید نصیبینی بود (مدنی، ص٨٥) كه در اوایل قرن پنجم در محله دشتك شیراز سكنا گزید و ازاین رو به دشتكی شیرازی معروف شد (فسائی، ج٢، ص١٠٣٨).
عموی جمالالدین حسینی، اصیل الدین عبداللّه دشتكی* (متوفی٨٨٣)، كهاستاد او نیز بود (جمالالدینحسینی، ج١، ص٣ـ٤)، در زمان سلطان ابوسعید گوركان تیموری(حك : ٨٥٥- ٨٧٣) از شیراز به هرات مهاجرت كرد (خواندمیر، ج٤، ص٣٣٤؛ شوشتری، ج١، ص٥٢٦). ظاهراً جمال الدین نیز در این سفر همراه وی بوده و چون در هرات سكنا گزیده، هروی نیز خوانده شده است. خواندمیر (ج٤، ص٣٥٨ـ٣٥٩) او را در شمار بزرگانعلما و فضلای روزگار سلطان حسین بایقرا (حك : ٨٧٣ -٩١١) در هرات ذكر كرده و گفته است كه چندی در مدرسه سلطانیه و خانقاه اخلاصیه آن شهر تدریس میكرد و هفتهای یك بار در مسجد جامع هرات به موعظه می پرداخت. همچنین در آن ایام منصب حكومتی داشتو از اینرو خواجه لقب گرفت(همان، ج٤، ص٣٣٢) ولی پس از فوت سلطان حسین بایقرا در ٩١١، از فرزندانسلطانو محمدخان شیبانی معروف به شیبك خان، فاتح و حاكم هرات، منصبی نپذیرفت، هر چند با او مشورتمیكردند (همانجا).
درباره مذهب جمالالدین اختلاف نظر هست( رجوع کنید به د. ایرانیكا ، ذیل«دشتكی»). به گفته نوراللّه شوشتری(ج١، ص٥٢٧، ٥٣٢)، خاندان دشتكی شیعه بودند و تظاهرشان به مذهب اهل سنّت صرفاً از باب تقیه بود؛ اما، خوانساری(ج٥، ص١٩٢، ج٧، ص١٧٧ـ ١٧٨) بر آناست كه ایشان در ابتدا گرایشهای سنّی داشتند، ولی به مرور تغییر مذهب دادند تا جایی كه سیدعلی خان مدنی شیرازی* (متوفی ١١٢٠) از این سلسله به مرتبه ریاست شیعه امامیه رسید. شواهد حاكی از آن است كه جمال الدین حسینی نیز، تا پیش از فتح هرات به دست شاه اسماعیل اول در ٩١٦، به مذهب اهل سنّت گرایش داشته است، چنانكه به گفته خواند میر، در زمان حمله محمدخان شیبانی(كهاز اهل سنّتبود) به هرات در ٩١٣ و تسلط بر آن، جمالالدین از جمله بزرگان شهر بود كه به استقبال او رفت(ج٤، ص٣٧٤، ٣٧٧)؛ اما، در ٩١٦ كه شاه اسماعیل سربازان ازبك راازهرات بیرون راند(جنابدی،ص٢٣٧)، جمالالدین به اشاره خواجه مظفرالدین بتكچی استرآبادی، نماینده شاه اسماعیل صفوی، به قصد تحریض مردم به پذیرش مذهب شیعه، خطبهای غرا در مناقب و مفاخر امامان شیعه علیهم السلام ایراد كرد (خواندمیر، ج٤، ص٥١٥؛ جنابدی، ص٢٤٥). به علاوه، بررسی محتوای كتابهای جمال الدین حسینی مؤید این تغییر مذهباست( رجوع کنید به ادامهمقاله). میرحامد حسین هندی(ج١، ص ٢٢٩ـ٢٣٢؛ نیز رجوع کنید به حسینی میلانی، ج٨، ص ٣٤٦) نیز جمال الدین را در زمرهعلمای اهل سنّت و معتمد ایشان شمرده است؛ اما اینكههم موافقان و هم مخالفان درباره شیعه بودن او به گفتهها و نوشتههایش استناد كردهاند ( رجوع کنید به شوشتری، ج١، ص٥٢٧ ٥٢٨؛ افندی اصفهانی، ج٣، ص٣١٥ـ ٣١٦؛ خوانساری، ج٥، صـ١٩٣)، ناشیاز آن است كه اهل سنّت در خراسانِ اواخر دوره تیموری و آغاز روزگار صفوی، به تشیع و به ویژه اظهار ارادت به امامان شیعه گرایش یافته بود، هر چند با همه آموزههای آن موافقت نداشت(رجوع کنید به جعفریان، ج٢، ص٧٧٥).
جمالالدینحسینیزاهد و پرهیزگار بود و از اوان جوانی وظایف دینی خود را بهجای میآورد (خواندمیر، ج٤، ص٣٣٢). ویدر اواخر عمر عزلت گزید و یكسره به عبادت روی آورد (همان، ج٤، ص٣٥٩).
او در دوم ربیع الاول٩٢٧، در دوره حكومت امیرخان موصلو در خراسان، وفات یافت و در مزار شیخ صوفی علی، در محلی كه خود تعیین كرده بود، بهخاك سپرده شد (همان، ج٤، ص٣٣٢ـ٣٣٣). با وجود تصریح خواند میر (همانجا) بر تاریخ وفات جمالالدین، دیگران پساز وی( رجوع کنید به حاجیخلیفه، ج١، ستون٩٢٢ـ٩٢٣؛ رفعت، ج، ص؛ سامی، ج، ص١٨٣٣) تاریخهای گوناگونی ذكر كردهاند كه نادرست به نظر میرسد.
پسر جمالالدین، نسیمالدینمحمد مشهور به میرك شاه، نیز عالم به علوم دینی، از جمله علم حدیث، بود و پس از مرگ پدر برجایاو نشست(خواندمیر، ج٤، ص٣٥٩). ویدر حواشی خود بر میزانالاعتدال ذهبی(متوفی ٧٤٨) اعتراضاتی بر ذهبی كرده، كه نوراللّه شوشتری (ج١، ص٥٢٨ -٥٣٢) برخی از آنها را گزارش نموده است.
جمالالدین حسینی آثاری در تاریخ، حدیث و تفسیر دارد. مهم ترین كتاب او، روضة الاحباب فیسِیرالنبی و الآل و الاصحاباست(جمالالدینحسینی، ج١، ص٤؛ خواندمیر، ج٤، ص ٣٥٩؛ برای اطلاع از نسخههای خطی این كتاب رجوع کنید به استوری ، ج١، بخش١، ص ١٨٩ـ١٩١، بخش٢، ص١٢٥٤ـ ١٢٥٥) كه آن را به خواهش امیر علیشیر نوائی (متوفی٩٠٦)، وزیر سلطان حسین بایقرا، در سه جلد به فارسی نگاشته(جمال الدین حسینی، ج١، ص٣) و در سال٩٠٠ تألیف آن را به پایان رسانده است(اته ، ج١، ستون٦٤). جلد اول این كتاب، حاوی سیره پیامبر اكرم، در سال٨٨٨ به پایان رسیده است(جمالالدینحسینی، ج١، ص٥٠٨؛ اته، ج١، ستون٦٤ـ٦٥). جلد دوم و سوم نیز مشتملاست بر تاریخ سه خلیفه نخستین، دورانخلافت امام علی علیه السلام، زندگانی دیگر امامان شیعه و اصحاب مشهور پیامبر (اته، ج١، ستون٦٤ـ ٦٥، ٦٨). گویا مؤلف ابتدا قصد داشته جلد دوم را به اصحاب پیامبر (مردانو زنان) و جلد سوم را به تابعین و اتباعِ تابعین و مشاهیر ائمه حدیث اختصاص دهد ( رجوع کنید به جمالالدینحسینی، ج١، ص٤)، اما بعد منصرف شده است.
خوانساری(ج٥، ص١٩٣) شیوه نگارش این كتاب را بر گرفته از معارج النبوة معینالدینِ جوینی* دانسته، جز اینكه اندكی رنگ و بوی صوفیانه دارد. احمد بن تاج الدین استرآبادی در آثار احمدی (ص٢٩، ٣٤٦) و حسینبنمحمد دیار بكری(متوفی٩٦٦) در تاریخ الخمیس فی احوالانفسنفیس (ج١، ص٣)، از این كتاب استفاده كردهاند.
دیگر آثار جمالالدینعبارتاند از: تحفةالاحبّاء فی مناقبآلالعبا ، كهآنرا به نام خواجه مظفرالدین بتكچی استرآبادی، در فضائل پیامبر و علی و فاطمه علیهم السلام و دیگران نگاشته(اته، ج١، ستون٦٥) و چون تشیع در آنآشكار بوده، نسخههایی از آن را نابود كردهاند (شوشتری، ج١، ص٥٢٨)؛ اربعون حدیثاً من احادیث سید المرسلین فیمناقبامیرالمؤمنین (حرّعاملی، قسم٢، ص١٧٠؛ آقابزرگ طهرانی، ج١، ص٤٢١؛ بروكلمان، > ذیل <، ج٢، ص٢٦٢)، كه آن را به نام شاهعبدالباقی، از شاهزادگان تیموری و وزیر امیر نجم ثانی (متوفی٩١٨) و فرمانده نیروهای قزلباش صفوی در هرات، نوشتهاست(افندیاصفهانی، ج٣، ص٣١٨). آقابزرگ طهرانی(ج٢، ص٤٨٠)، از ضمیمه این كتاب، رساله اولاد امیرالمؤمنین علیهالسلام و انسابهم و احوالهم، در شرح زندگانی فرزندان امامعلیعلیهالسلام، نیز یاد كرده است.
اسماعیل پاشا بغدادی(ج١، ستون٦٦٤؛ نیزرجوع کنید به د. اسلام، چاپاول، ذیل «جمال الحسینی») كتابی را در عروض به نام تكمیل الصناعةفیالقوافی، اثر عطاءاللّه بن محمود بن فضلاللّهحسینی نیشابوری(متوفی٩١٩ در طوس)، به جمالالدین حسینی نسبت داده كه نادرست است( رجوع کنید به آقابزرگ طهرانی، ج٤، ص٤١٩؛ احمد منزوی، ج٣، ص٢١٢٨).
منابع:
(١) آقابزرگطهرانی؛
(٢) احمدبنحسناسترآبادی، آثار احمدی: تاریخزندگانیپیامبر اسلامو ائمّهاطهار علیهمالسلام، چاپمیرهاشممحدث، تهران١٣٧٤ ش؛
(٣) عبداللّهبنعیسیافندیاصفهانی، ریاض العلماء و حیاض الفضلاء، چاپ احمد حسینی، قم ١٤٠١ـ؛
(٤) اسماعیل بغدادی، هدیة العارفین، ج١، در حاجیخلیفه، ج٥؛
(٥) رسولجعفریان، تاریختشیعدر ایراناز آغاز تا قرن دهم هجری، ج٢، قم١٣٧٥ ش؛
(٦) عطاءالدینبنفضلاللّهجمالالدینحسینی، روضة الاحباب فی سیر النبی و الا´ل و الاصحاب، چاپسنگیلاهور ١٣١٠، چاپافستمهاباد [ بیتا. (؛
(٧) میرزا بیگبن حسن جنابدی، روضةالصفویه، چاپغلامرضا طباطباییمجد، تهران١٣٧٨ ش؛
(٨) حاجیخلیفه؛
(٩) محمدبنحسنحرّعاملی، املالآمل، چاپاحمد حسینی، بغداد )١٩٦٥(، چاپافستقم١٣٦٢ ش؛
(١٠) علی حسینی میلانی، نفحاتالازهار فیخلاصة عبقات الانوار، قم١٣٨٤ ش؛
(١١) خواندمیر؛
(١٢) خوانساری؛
(١٣) حسینبنمحمد دیاربكری، تاریخ الخمیس فیاحوال انفس نفیس، ) قاهره ( ١٢٨٣/ ١٨٦٦، چاپافستبیروت ) بیتا.]؛
(١٤) احمد رفعت، لغات تاریخیه و جغرافیه، استانبول ١٢٩٩ـ١٣٠٠؛
(١٥) شمس الدین بن خالد سامی، قاموس الاعلام، چاپ مهران، استانبول ١٣٠٦ـ١٣١٦/ ١٨٨٩ـ ١٨٩٨؛
(١٦) نوراللّهبنشریفالدینشوشتری، مجالس المؤمنین، تهران ١٣٥٤ ش؛
(١٧) حسنبن حسنفسائی، فارسنامهناصری، چاپمنصور رستگار فسائی، تهران ١٣٦٧ ش؛
(١٨) علیخانبناحمد مدنی، رحلةابنمعصومالمدنی، او، سلوةالغریبو اسوةالاریب، چاپ شاكر هادی شكر، بیروت١٤٠٨/١٩٨٨؛
(١٩) احمد منزوی؛
(٢٠) میرحامد حسین، عبقاتالانوار فی اثبات امامةالائمةالاطهار ، ج١، چاپغلامرضابنعلیاكبر مولانا بروجردی، تعریب هاشم بن محسن امینعاملی، قم١٤١٦؛
(٢١) Carl Brockelmann, Geschichte der arabischen Litteratur , Leiden ١٩٤٣-١٩٤٩ , Supplementband , ١٩٣٧-١٩٤٢;
(٢٢) EIr ., S.V. "Dastaki, `Ata-Allah" (by Andrew J. Newman);
(٢٣) EI ١ , s.v. "Djamal A l-Husaini";
(٢٤) Hermann Ethe, Catalogue of Persian manuscripts in the Library of the India Office, Oxford ١٩٠٣-١٩٣٧;
(٢٥) Charles Ambrose Storey, Persian literature: a bio-bibliographical survey , vol.١, pt.١, [London] ١٩٨٩, vol.١, pt.٢, London ١٩٧٢.
/ سیدعلیآقایی/