دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٧٩٤
جَلْوَتیه ، [ طریقتی صوفیانه در آسیای صغیر و بالكان (. به گفته اسماعیل حقّی بُروسَوی (از مشایخ جلوتی متوفی ١١٣٧؛ سلسله جلوتیه ، ص٦٣)، طریقت جلوتیه از زمان شیخ ابراهیم زاهدِ گیلانی *(متوفی ٧٠٠) آغاز شد، اما در زمان شیخ عزیز محمود هُدایی (متوفی ١٠٣٨) شكل گرفت. این طریقت در سه مرحله تكمیل شد: بار اول در زمان ابراهیم زاهدگیلانی، بار دوم در زمان ) شیخمحمد ( اُفتاده (متوفی ٩٨٨ ) یا ٩٧٩ ] )، و بار سوم در زمان هدایی.
جلوتیه كه [ طریقتی كاملاً سنّیمذهب است رجوع کنید به د. اسلام ، چاپ دوم، ذیل مادّه) ( اساساً شاخهای از طریقت خلوتیه محسوب میشود و با زاهدیه منسوب به ابراهیم زاهدگیلانی، صفویه منسوب به صفیالدین اردبیلی * (متوفی ٧٣٥)، و بیرامیه * منسوب به حاجیبیرام ولی * (متوفی ٨٣٣) پیوند داشته است. انتساب اُفتاده، مرشد عزیز محمود هدایی، به سُنْبُل سِنان، و نیز انتساب خود هدایی به برخی از بزرگان خلوتی، مانند نورالدینزاده و كریمالدین خلوتی، نشانه پیوند جلوتیه با خلوتیه است. بهگفته هدایی «طریق ما هم خلوتی هم جلوتی است»، اما یعقوب عفوی (از مشایخ جلوتی، متوفی ١١٤٩؛ ص٤) گفته كه جلوتیه از بیرامیه منشعب شده است. چون سلسله طریقتی هدایی بهواسطه اُفتاده، خِضردَده (متوفی ٩١٨) و آقْبِیق سلطان (متوفی ٨٦٠) به حاجی بیرام ولی میرسد، جلوتیه شعبهای از بیرامیه نیز محسوب میشود ) (رجوع کنید به د.اسلام ، همانجا) (. از سوی دیگر، بهسبب ارتباط طریقت بیرامیه با نقشبندیه، جلوتیه از نقشبندیه نیز تأثیر گرفته است. برای نمونه، آیینهای نقشبندی مانند «نظر بر قدم» ) یكی از تعالیم نقشبندی كه براساس آن، سالك برای تمركز، هنگام راهرفتن به قدمهای خود نگاه میكند؛ پاكالین، ذیل "Nazar berkadem" ؛ نیز رجوع کنید به نقشبندیه * ]، «خلوت در انجمن» و «ذكر خفی» در سلسله جلوتیه نیز رایج است.
هدایی در استانبول مریدان بسیار داشت و خلفای خود را به مناطق گوناگون میفرستاد. در نتیجه، جلوتیه بهویژه در شهرهای استانبول، اِزمیر، آناطولی مركزی و نواحی بالكان نفوذ فراوان یافت. پس از هدایی، از نفوذ جلوتیه در استانبول كاسته شد، در عین حال، تا مدتها بعد، استانبول مركز این طریقت محسوب میشد. در زمان هدایی و پس از وی، در نواحی بالكان مشایخ بزرگی مانند اسماعیل افندی، ساچْلی ابراهیم افندی و عثمان فضلی افندی به ترویج جلوتیه پرداختند و این طریقت در شمار شایعترین طریقتهای بالكان درآمد. در بورسه / بروسه نیز، كه دومین مركز جلوتیه محسوب میشد، این طریقت به واسطه وجود مشایخی چون اُفتاده و نوادگان او و اسماعیل حقّی بروسوی * ، تا مدتها اعتبار خود را حفظ كرد. پس از درگذشت هدایی، جلوتیه به چهار شعبه سلامیه (مؤسس آن: سلامی علی افندی، متوفی ١١٠٤)، حقّیه (مؤسس آن: اسماعیل حقّی بروسوی)، فنائیه (مؤسس آن: فنائی علی افندی، متوفی ١١٥٨) و هاشمیه (مؤسس آن: هاشمبابا، متوفی ١١٩٧) تقسیم شد.
اساس طریقت جلوتیه، «ذكر جَهْری» یا جلی و مهمترین آداب در این طریقت ذكر كلمه توحید است، كه هدایی ( واقعات ترجمهسی ، گ٩ر) آن را بهصورت «ذكر توحید» آورده است. به سالكان این طریقت، از زمان تشرفشان، ذكر توحید تلقین میشود. سالك، بسته به وضع خود، در سه مرحله به این ذكر ادامه میدهد. سالك مبتدی به تكرار «كلمه توحید»، باتوجه به معنای «لامعبود الا اللّه» (معبودی جز خدا نیست)، میپردازد. این مرتبه اولین مرتبه توحید است و در این مرحله تنها به وجه شرعی و ظاهری آن نظر دارد. سالك متوسط ذكر «كلمه توحید» را با نیت «لامطلوب الا اللّه» یا «لامقصودَ الا اللّه» (مقصدی جز خدا نیست) و سالك منتهی ذكر توحید را باتوجه به معنای «لاموجودَ الا اللّه» (موجودی جز خدا نیست) تكرار میكند. سالك به این ذكر تا آنجا ادامه میدهد كه اعتبار ظاهری كائنات در نظر او زایل شود. ذكر در مرحله ابتدایی، جهری یا جلی و یا لسانی است و هر چه به مراتب بالاتر برسد خفی [ قلبی ] میگردد.
گرچه ذكر توحید اساس طریقت جلوتیه را تشكیل میدهد، ذكر اسماء سبعه (لااله الااللّه، اللّه، هو، حق، حی، قیوم، و قهار) نیز، كه خود اساس سلوك در طریقت خلوتیه به شمار میرود، در طریقت جلوتیه مهم است. بهویژه پس از هدایی، مشایخ جلوتی ذكر اسماء سبعه را به سالكان تلقین كردهاند [ رجوع کنید به د.اسلام ، همانجا ].
براساس آداب طریقت جلوتیه، كسی كه طالب انتساب به این طریقت باشد، پس از برخی آمادگیهای مقدماتی، مانند استخاره، استشاره و گرفتن وضو، بهحضور شیخ میرسد، دست بر زانوان مینشیند و همراه با او ورد خاص استغفار قولی، فعلی و عملی را میخواند و بهطور كلی، درباره برخی موارد از شیخ دستور میگیرد؛ مواردی از قبیل صلوات و ذكر كلمه توحید به صورت جلی در هر روز؛ مراقبه و نماز اشراق (پس از نمازهای صبح)؛ نماز ضُحی' (بین صبح و ظهر)؛ نماز اوّابین (پس از نماز مغرب)؛ نماز تهجُّد (پس از نماز عشا)؛ گرفتن روزه در روزهای دوشنبه و پنجشنبه و ده روز از ذیحجه و محرّم و تمام رجب و شعبان و شش روز از شوال؛ دائمالوضو بودن؛ نماز شكر خواندن پس از هر وضو؛ و خواندن وردی بهنام حزب هدایی، كه از هدایی باقی مانده است.
سلوك در طریقت جلوتیه شامل چهار مرتبه طبیعت، نفس، روح و سرّ است. در مرتبه طبیعت، كه متناظر با شریعت است، سالك احتیاجات جسمانی خود را بهصورت حلال، بهگونهای كه به عباداتش لطمه نخورد، برطرف میكند و به مرتبه نفس ارتقا مییابد. در مرتبه دوم، یعنی مرتبه نفس، كه مرادف با طریقت است، درنتیجه ریاضات، اخلاق و افعال ناپسند از سالك دور میشود. در مرتبه سوم، یعنی مرتبه روح، سالك به سوی معرفتاللّه پیش میرود. چون در این مرتبه علم لدُنّی بر سالك آشكار میشود، به آن مرتبه كشف میگویند كه متناظر با مقام معرفت است. سالكی كه به مقام معرفت و عشق الاهی برسد، به آخرین مرتبه، یعنی مقام سرّ، رسیده است. این مرتبه، كه با حقیقت است، همان مقام محو، فنا، تجلی و وصل است. سالك در این مرتبه به كمال میرسد (هدایی، واقعات ترجمهسی ، گ١٣رـ ١٧پ).
هدایی هریك از این مراتب را، بهصورت رمزی، با رنگی خاص بیان كرده است: رنگِ مرحله طبیعت، سیاه است كه رنگ خاك، یعنی منشأ تن، است؛ رنگ مرحله نفس و نشانه هوی'، سرخ است؛ رنگ مرتبه روح و نشانه آتش، زرد است؛ مرتبه سرّ شفاف است كه نشانه آب است.
تاج (یا كلاه) جلوتی سیزده تَرْكی است. تارك آن سبز بسیار تیره، نزدیك به سیاه، است و در وسط آن دگمهای به همان رنگ، قرار دارد (حقی، تمام الفیض ، گ ٥١ ر ـ پ). به روایتی، سیزده ترك، نماد دوازده امام و قطبیت هدایی است و دگمه رأس تاج نیز نبوت محمدی صلیاللّهعلیهوآلهوسلم را بیان میكند. [ به روایت دیگر، این سیزده ترك نمادی از دوازده نام خداوند و وحدت متعالی آنهاست (حقی، سلسله جلوتیه ، ص٨٧) ]. كسانی كه دوستدار و از محبان این طریقت باشند، كلاهی با دستار سفید و درویشهای این طریقت دستار سبز بر سر میگذارند.
آیینی كه در طریقتهای دیگر با اصطلاحاتی چون قیام، دَوَران و یا سماع شناخته شده است، در طریقت جلوتیه، ذكر در حالت «نصف قیام» نامیده میشود. این آیین را، كه به صورت ایستاده بر روی زانوها انجام میشود، «قیام خضر» نیز میخوانند. درباره این شیوه ذكر دو روایت هست: بهروایتی، هدایی در اثنای «توحید قعود»، بر جایگاه خود نشسته بوده كه ناگاه حضور روحانی پیغمبر صلیاللّهعلیهوآلهوسلم را مشاهده كرده و همینكه خواسته بهنشانه احترام به پا خیزد، حضرت به اشاره، او را از این كار منع كرده و وی به همانصورت ایستاده بر زانو به ذكر خود ادامه داده است. پس از آن، این طرز ذكر در جلوتیه بهصورت سنّت در آمد. به روایت دوم، هدایی هنگام ذكرگفتن، حضرت خضر علیهالسلام را مشاهده كرده و از همینروست كه این آیین، «قیام خضر» نیز نامیده شده است. نصف قیام، پس از نماز جمعه اجرا میشد.
از زمان فوت هدایی تا بسته شدن خانقاهها (١٣٠٤ش/ ١٩٢٥)، ٢٣ شیخ در درگاه مركزی جلوتیه در اُسكُدار، از محلات استانبول، «پوستنشین» شدند (رجوع کنید به برای آگاهی از پوستنشینی رجوع کنید به آداب سلوك * ؛ برای نام ایشان رجوع کنید به ییلماز، ص٢٥٨) و آخرین شیخ، عبدالغافر عابد افندی (متوفی ١٣٢٥ش/ ١٩٤٦) بود.
از سی خانقاه استانبول كه میدانیم شیخهایی برای آنها تعیین شده، شانزده خانقاه در اسكدار است. نُه خانقاه از این سی خانقاه از ابتدای تأسیس تا دوران اخیر بهصورت خانقاه جلوتی باقی ماندهاند و برخی از آنها چند بار و برخی دیگر فقط یك بار در دست جلوتیان بوده است.
عزیزمحمود هدایی، مؤسس طریقت جلوتیه، غیر از وجهه صوفیانه و شاعرانه خود، موسیقیدان نیز بود. او برای اشعار خود آهنگ میساخت و این آهنگها در خانقاهش خوانده میشد. موسیقیدانان قرون بعد نیز برای منظومههای او آهنگ ساختهاند. در زمان هدایی و در آستانه [ = خانقاه ] او، موسیقیدانان مشهوری وجود داشتند، مانند حافظ قومْرال و شعبان دَده، كه خلیفههای وی و ذاكرباشی خانقاهش بودند. آهنگساز بودن بیشتر مشایخ جلوتی، اهمیت موسیقی را در این طریقت نشان میدهد. دیویتچیزاده محمدافندی (متوفی ١٠٩٠)، از مشایخ آستانه، برای اشعاری كه با تخلص «طالب» سروده بود، آهنگ ساخت. جلوتیان بورسه نیز، مانند مشایخ جلوتی استانبول و منسوبانشان، اهل موسیقی بودند. اسماعیل حقّی بروسوی، از مشایخ مشهور جلوتی، برای برخی اشعار عرفانی هدایی و اشعار خودش، در دستگاههای گوناگون، آهنگ ساخته است.
منابع:
(١) افتاده، دیوان افتاده، استانبول ١٣٢٨، ص١٥؛
(٢) محمدشاهی اوقجیزاده، احسن الحدیث، استانبول ١٣١٤، ص٩؛
(٣) احمد منیب باندرمهلیزاده، مرآةالطرق، استانبول ١٣٠٦، ص٣٨، ٤٥؛
(٤) همو، مجموعه تكایا، استانبول ١٣٠٧، ص٥؛
(٥) كمالالدین حریریزاده، تبیان وسائل الحقائق فی بیان سلاسل الطرائق ، نسخه خطی كتابخانه سلیمانیه استانبول، مجموعه فاتح، ش٤٣٠ـ٤٣٢، ج١، گ ٢٣٧ر ـ ٢٤٥پ؛
(٦) اسماعیلبن مصطفی حقی، تمام الفیض، نسخه خطی كتابخانه سلیمانیه، مجموعه حالتافندی، ش٢٤٤، گ٢٣پـ٣٥پ، ٥٠ر، ٥١ر ـ پ؛
(٧) همو، سلسله جلوتیه، استانبول ١٢٩١، ص٦، ٦٣، ٧٥، ٩٤؛
(٨) همو، فصل الخطاب ، استانبول ١٢٥٦، ص٢٨٢؛
(٩) حلوی، لمزات، نسخه خطی كتابخانه سلیمانیه، مجموعه حاجیمحمود، ش٤٥٣٦، گ١١٥پ ـ ١١٧پ، ١٨٧پ؛
(١٠) محمد سامی سنبلی، اثمار اسرار، استانبول ١٣١٦، ص٤٠؛
(١١) ذاكر شكری، مجموعه تكایا ، چاپ م. سرحان طیشی و ك.كریزر، فرایبرگ ١٩٨٠؛
(١٢) یعقوب عفوی، هدیة السالكین، استانبول ١٣٢٩، ص٤، ٦ـ٩، ١٦ـ١٧، ٢١؛
(١٣) سلیمان سعدالدین مستقیمزاده، رساله تاجیه، نسخه خطی كتابخانه سلیمانیه، مجموعه پرتوپاشا، ش٦١١، گ١٦٩پ؛
(١٤) حسین وصاف، سفینه، ج١، ص٣٧٢ـ٣٨٢؛
(١٥) عزیز محمود هدایی، اجوبه متصوفانه ، نسخه خطی متعلق به ی. اراونسال، گ٥ر؛
(١٦) همو، تجلیات ترجمهسی ، نسخه خطی كتابخانه سلیمآغا در اسكدار، مجموعه هدایی، ش٣/٥٩٣، گ١٣٣ر؛
(١٧) همو، خلاصه الاخبار ، نسخه خطی كتابخانه سلیمآغا در اسكدار، مجموعه هدایی، ش٢٥٨، گ١٥٦پ، ١٥٨ر، ١٦٠ر ـ پ، ١٦٣پ، ١٦٤ر؛
(١٨) همو، كلیات حضرت هدایی ، چاپ محمد گلشن، استانبول ١٣٤٠، ص١٩، ٢٥، ٣٣، ١٥١، ١٦٣؛
(١٩) همو، واقعات ترجمهسی ، ترجمه محمد معزالدین، نسخه خطی متعلق به ی. اراونسال، گ٩ر، ١٢پ، ١٣ر ـ ١٧پ، ١٨ر، ٢٣ر ـ پ؛
(٢٠) Mustafa Bahadiroglu, "Uftade: Tasavvufi gorusleri ve Celvetiyye tarikati", M. A.thesis, UU Sosyal Bilimler Enstitusu, ١٩٩٠;
(٢١) EI ٢ , s.vv. "Djilwatiyya" (by Abdulbaki Golpinarli), "Hudai" (by I. Beldiceanu - Steinherr);
(٢٢) Mehmet Zeki Pakalin, Osmanli tarih deyimleri ve terimleri sozlugu , Istanbul ١٩٧١-١٩٧٢;
(٢٣) Cemaleddin Server Revnakoglu. Istanbul tekkeleri tarihi notlari, Divan Edebiyati Muzesi Arsivi (Istanbul), Arsiv: A.B;
(٢٤) Hasan Kamil Yilmaz, Aziz Mahmud Hudayi ve Celvetiyye tarikati, Istanbul ١٩٨٤.
(٢٥) / حسن كامل ییلماز ( د.ا.د.ترك ) ؛
با اضافات اندكی از د.ج.اسلام /