دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٧٨٤
جلفا(٣) ، منطقهای اداری و شهری در جمهوری خودمختار نَخْجوان در جمهوری آذربایجان.
١) منطقه اداری. در جنوب جمهوری خودمختار نخجوان واقع است و از شمال به منطقه اداری شاهبُوز، از مشرق به منطقه اداری اردوباد و از مغرب به منطقه اداری نخجوان محدود میشود. منطقه اداری جلفا از شمالشرقی با جمهوری ارمنستان و از جنوب با جمهوری اسلامی ایران مرز مشترك دارد و رود ارس مرز آن با ایران به شمار میرود. آب و هوای آنجا سرد و خشك است. كوه دِمیرلی (بلندترین قله ح٣٦٤ ، ٣ متر) از رشته كوه زنگهزور (مرز میان جلفا و ارمنستان) در آن واقع است ( > جمهوری خودمختار نخجوان <، ص٢٠٣). رود ارس و اِلینجهچای (از ریزابههای ارس) در جلفا جریان دارند. این منطقه از گیا دارای درختان جنگلی مانند بلوط، مَمْرَز، پسته وحشی و از زیا دارای قوچ، بزكوهی، گرگ، روباه و خرگوش خاكستری است (همان، ص٢٠٣ـ٢٠٤). در این ناحیه انواع آبهای معدنی یافت میشود (همان، ص٢٠٣). زمینهای آن حاصلخیز است و كشت انگور و پرورش دام (گوسفند، گاو، گاومیش و اسب) و طیور در آن رواج دارد (همان، ص٢٠٤). این منطقه دارای معادن آهن، آرسنیك، گچ و آهك است و كارخانه گچ و گاز كربنیك نیز دارد (رجوع کنید به همان، ص٢٠٥؛ احمدی لفوركی و میررضوی، ص١١٠).
آثار تاریخی این منطقه عبارتاند از: ویرانههای شهر جلفای قدیم (اَسكی جلفا) كه در نزدیكی جلفای كنونی است و ظاهراً همان جایی است كه شاه عباس اول (حك: ٩٩٦ـ١٠٣٨) ساكنانش را به اصفهان كوچ داد (رجوع کنید به جلفا ( ١ ) * )؛ بقایای پل ضیاءالملك كه گفتهاند ضیاءالملك (وزیر سلطان محمدبن ملكشاه سلجوقی) آن را در سال ٥٠٠ بنا كرد؛ مقبره و كاروانسرایی متعلق به سده هفتم؛ پلی از سده دهم؛ حمامی متعلق به سده یازدهم، و مسجدی متعلق به سده سیزدهم در آبادی قازان چایی. در آبادی اخیر بقایای برج و بارویی قدیمی نیز وجود دارد ( > جمهوری خودمختار نخجوان <، ص٢٠٥؛ رئیسنیا، بخش١، ص٣٨؛ نیز رجوع کنید به تاورنیه ، ج١، ص٩٧).
٢) شهر. مركز منطقه اداری جلفا، واقع در كرانه شمالی رود ارس، نزدیك مرز ایران. شهر در حدود چهل كیلومتری جنوبشرقی شهر نخجوان (مركز جمهوری خودمختار نخجوان) و در حدود دو كیلومتری شهر جلفای ایران و روبهروی آن قرار داد و پلی بر روی رود ارس این دو شهر را به هم مرتبط میسازد. راهآهن جلفا ـ آلیات، با كوتاهترین فاصله، باكو (مركز جمهوری آذربایجان) را به تبریز متصل میكند (رسولزاده، ص٧٧ و پانویس١). كار احداث راهآهن جلفا ـ تبریز را روسها در ١٣٣٢/١٩١٣ آغاز كردند كه یك سال بعد خاتمه یافت (مابرلی ، ص٧؛ رئیسنیا، بخش١، ص٤٥).
شهر جلفا تا پیش از امضای عهدنامه تركمانچای * (شعبان ١٢٤٣) قسمتی از شهر جلفای ایران بود و به صورت حكومت خانات و تابع حكومت مركزی ایران اداره میشد (خاماچی، ص٣٠٢؛ اشوینتوخوفسكی ، ص٦). جلفا شهری تجاری بود و در پایان سده دهم دو هزار خانه و ده هزار تن جمعیت داشت ( د.اسلام ، چاپ دوم، تكمله ٥ـ٦، ذیل مادّه، به نقل از كارترایت). شاه عباس اول در ١٠١٣ اهالی آن را كوچاند و این امر به ویرانی شهر انجامید (برای اطلاع بیشتر درباره این مطلب و پیشینه شهر تا قبل از عهدنامه رجوع کنید به جلفا ( ١ ) * ). پس از عهدنامه، گمركخانههای روسیه و ایران در دو سوی ارس در جلفا دایر شد (رئیسنیا، بخش١، ص٤١). جلفا در ١٢٥٧/١٨٤١ تابع حكومت گرجستان و در ١٢٦٦/ ١٨٤٩ تابع حكومت ایروان گردید (رجوع کنید به رضا، ص٢٣١).
در نیمه دوم سده سیزدهم، اعتمادالسلطنه (ج٤، ص٢٢٣٨) شهر را واقع در دامنه كوه، مشرف بر رود ارس، دارای قبرستانی قدیمی و آثار خرابههای بسیار و چند قلعه كوچك (بیشتر شبیه برج) وصف كرده است. به گفته وی (همانجا)، در زمانهای قدیم به آن «آریام من» میگفتند.
در اوایل سده چهاردهم بخش درخور توجهی از تجارت روسیه با تبریز از طریق جلفا صورت میگرفت (رجوع کنید به كرزن، ج٢، ص٥٦٦). در جنگ جهانی اول (١٩١٤ـ١٩١٨) چون جلفا در مسیر راهآهن قرار داشت از اهمیت بسیاری برخوردار و بهسبب وجود نیروهای ترك و نیروهای ارمنی در آن، ناآرام بود (جمشیدیراد، ص١٤٠؛ نیز رجوع کنید به بیات، ص٥٨ـ ٥٩؛ دنسترویل، ص٧٦). بنابر گزارشی، ارمنیهای نواحی ایروان و جلفا درصدد جلب حمایت بریتانیا بودند (مابرلی، ص٣٨٠). در ١٣٣٨/١٩١٩، جلفا تحت حاكمیت ارمنستان قرار گرفت؛ با وجود این، حكومت محلی نخجوان اعلام كرد تبعه ایران است و به این منظور ایرانیان را از پرداخت گمرك در جلفا معاف كرد (بیات، ص١٦١ـ١٦٤)، اما با مغلوب شدن ارمنیان در برابر عثمانیان در همین سال، اهالی ارمنی آن به همراه برخی ارمنیان نظامی به ایران پناه آوردند كه در گمرك ایران خلع سلاح شدند (همان، ص١٨١). همچنین در جریان گسترش فعالیت مسلمانان در ١٣٣٨/ ١٩١٩، تشكیلات ارمنیان در دشت ارس، از جلفا به آرارات منتقل شد (هوانسیان ، ص٩٢). در آمار ١٣٨٤ش/ ٢٠٠٥، جمعیت شهر جلفا ٧٠٠ ، ١٠تن ضبط شده است ( تاجئو، ذیل "Republic of Azerbaijan" ).
منابع:
(١) بهزاد احمدی لفوركی و فیروزه میررضوی، راهنمای منطقه خزر و كشورهای آسیای مركزی و قفقاز جنوبی ، تهران ١٣٨٣ش؛
(٢) اعتمادالسلطنه؛
(٣) اولین نقشه برجستهنمای آذربایجان، مقیاس ٠٠٠ ، ٥٠٠ :١، تهران: سحاب، ١٣٦٣ش؛
(٤) كاوه بیات، توفان بر فراز قفقاز: نگاهی به مناسبات منطقهای ایران و جمهوریهای آذربایجان، ارمنستان و گرجستان در دوره نخست استقلال، ١٩٢١ـ١٩١٧، تهران ١٣٨٠ش؛
(٥) جعفر جمشیدیراد، «جمهوری ارس در نخجوان»، مطالعات آسیای مركزی و قفقاز، ش٢٤ (زمستان ١٣٧٧)؛
(٦) بهروز خاماچی، فرهنگ جغرافیای آذربایجان شرقی ، تهران ١٣٧٠ش؛
(٧) لیونل چارلز دنسترویل، امپریالیسم انگلیس در ایران و قفقاز، ترجمه حسین انصاری، تهران ١٣٥٧ش؛
(٨) محمدامین رسولزاده، جمهوری آذربایجان: چگونگی شكلگیری و وضعیت كنونی آن، ترجمه تقی سلامزاده، تهران ١٣٨٠ش؛
(٩) عنایتاللّه رضا، «جمهوری خودمختار نخجوان»، مطالعات آسیای مركزی و قفقاز ، سال١، ش٢ (پاییز ١٣٧١)؛
(١٠) رحیم رئیسنیا، آذربایجان در سیر تاریخ ایران: از آغاز تا اسلام ، تبریز ١٣٦٨ش؛
(١١) ریچارد هوانسیان، «نقش حزب واشناكتسوتیون در جمهوری ارمنستان»، در قفقاز در تاریخ معاصر ، ج٢، به كوشش كاوه بیات، تهران: شیرازه، ١٣٧٧ش؛
(١٢) George N. Curzon , Persia and the Persian question , London ١٨٩٢;
(١٣) EI ٢ , suppl. , fascs. ٥-٦, Leiden ١٩٨٢, s. v. "Djulfa" (by J. Carswell);
(١٤) Economic Cooperation Organization ( ECO ) road network map , scale: ١:٥,٢٥٠,٠٠٠, Tehran: ECO, ٢٠٠٠;
(١٥) Frederick James Moberly, Operations in Persia: ١٩١٤-١٩١٩, London ١٩٨٧;
(١٦) Naxcivan Muxtar Respublikasi, ed. Camil Quliyevin, Naxcivan: Naxcivan Ensiklopediyasi, ٢٠٠١;
(١٧) Tadeusz Swietochowski, Russian Azerbaijan, ١٩٠٥-١٩٢٠: the shaping of national identity in a Muslim communtiy , Cambridge ١٩٨٥;
Tageo , [Online( )٢٠٠٥(. Available: http://www.tageo.com/index-e-ai-cities-AZ-step-١. htm )٢٠ Jan. ٢٠٠٦];
Jean-Baptiste Tavernier, Les six voyages de Turquie et de Perse , Introduction et notes de Stephane Yerasimos, Paris ١٩٨١;
The Times atlas of the world , London: Times Books, ١٩٩٢.
/ بهرام امیراحمدیان /