دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٧٨٢
جُلفا(١) ، شهرستان و شهری در استان آذربایجانشرقی.
١) شهرستان جلفا. شهرستان مرزی جلفا در شمال استان واقع است. رود ارس * ، با جهت عمومی غربی ـ شرقی، در شمال شهرستان جریان دارد و با جمهوری آذربایجان در مغرب و جمهوری ارمنستان در مشرق هممرز است. جلفا از مشرق به شهرستان كَلِیبَر، از جنوب به شهرستانهای اهر و مرند، و از مغرب به شهرستانهای خوی و ماكو (در استان آذربایجان غربی) محدود میشود و مشتمل است بر دو بخش به نامهای مركزی و سیهرود، پنج دهستان به نامهای اِرْسی، شجاع، داران، دیزمار غربی و نوجِهمهر، و سه شهر به نامهای جلفا، هادیشهر و سیهرود (مركز بخش سیهرود). مركز آن شهر جلفاست.
كوههایی از توده سبلان ـ جلفا (جزو كوههای آذربایجان)، عمدتاً با جهت عمومی جنوبغربی ـ شمالشرقی، در مشرق و مغرب شهرستان امتداد دارد و بقیه قسمتهای آن را دامنهها و دشتها فراگرفتهاند. از مهمترین كوههای شهرستاناند: كیامَكی داغ (بلندترین قله ح ٣٤٧ ، ٣متر)، در شش كیلومتری جنوبشرقی آبادی داران؛ قَرِهگز (بلندترین قله ح ٤١٥ ، ٢ متر)، در چهار كیلومتری شمالشرقی آبادی قرهگز؛ دیوان داغ (بلندترین قله ح ٢٥٧ ، ٢متر)، در چهلكیلومتری شمالغربی شهر مرند؛ علیباشی (بلندترین قله ح ٩٥٠ ، ١ متر)؛ اوچتپه (بلندترین قله ح ٣٠٣ ، ١ متر)؛ و آقداغ (بلندترین قله ح١٥٠ ، ١ متر؛ جعفری، ج١، ص٤٩، ٨٣،٢٧٠،٣٨٠،٤٠٠، ٤٥٨). زمینهای شهرستان را علاوه بر رود ارس، رودهای آقچای (به طول ح ١٣٧ كیلومتر) در مغرب، دره دیزچای (به طول حدود چهل كیلومتر) و ایریچای (به طول حدود دوازده كیلومتر) در قسمتهای میانی و حاجیلرچای (بهطول ح ٦٥ كیلومتر) در مشرق شهرستان (همه با جهت عمومی جنوبی ـ شمالی و از ریزابههای ارس) و چند رود كوچك دیگر آبیاری میكنند. همچنین رود زُنوزچای (از ریزابههای رود قُتُور/ قطورچای) سرچشمههایی در كوههای شرقی شهرستان دارد (رجوع کنید به همان، ج٢، ص٩٦، ١١٧، ١٩٩، ٢٢٢، ٢٥٤).
آب آشامیدنی بعضی از آبادیهای شهرستان از چاهها و چشمهها تأمین میشود ( فرهنگ جغرافیائی آبادیها، ج٦، ص١٠، ١٥٥). جلفا از گیا دارای شیرینبیان، گون كتیرا، زردسر، غاز اَیاقی و مراتعی برای چرای دام است و از زیا، گرگ، روباه، شغال، خرگوش، كبك، قرقاول، حواصیل و مرغ ماهیخوار در آن یافت میشود (همان، ج٦، ص٦٠). مهمترین محصولات كشاورزی شهرستان، گندم، جو، پنبه، بنشن و از مهمترین فرآوردههای باغی آن آلو، زردآلو، انگور، توت، هلو، گردو، آلبالو و گیلاس است. پرورش كرم ابریشم و زنبورداری در آنجا رونق دارد. در جلفا كارخانه ماكارونیسازی، سردخانه میوه (در آبادی شجاع واقع در سه كیلومتری جنوبشرقی شهر جلفا) و كارگاههای زردآلو خشككنی (در آبادی ایریسفلا، واقع در حدود پنج كیلومتری جنوب شهر سیهرود) فعال است. از صنایعدستی، گلیمبافی (بهویژه در هادیشهر) و قالیبافی در آن رواج دارد (همان، ج٦، ص١٠، ٢٥، ٦٠، ١١٠).
در ١٣٢٣ش، جلفا یكی از آبادیهای دهستان علمدار گَرگَر (مشتمل بر ٢٣ قریه) بود. بعضی از آبادیهای بخش كنونی جلفا، از جمله اِرسی و علمدار و گرگر و داران، در همین سال در این دهستان و در شهرستان مرند از استان سوم ذكر شده است (ایران. وزارت كشور. اداره كل آمار و ثبت احوال، ج١، ص٤١٣). در ٣٠ شهریور ١٣٢٧ بخش جلفا تشكیل شد (ایران. وزارت كشور. معاونت سیاسی، ١٣٨١ش، ص٣). در ١٣٥٥ش، بخش جلفا مشتمل بر دو دهستان علمدار و گرگر و دو شهر جلفا (مركز بخش) و علمدار گرگر بود (ایران. وزارت كشور، ذیل «آذربایجان شرقی»). در ٢١ شهریور ١٣٦٩، بخش جلفا سه دهستان بهنامهای ارسی، شجاع و دیزمار غربی داشت (ایران. قوانین و احكام، ص٨٢٦، ٨٢٨). در ١٣٧٢ش، دو دهستان به نامهای نوجهمهر (در بخش سیهرود) و داران (در بخش مركزی) به آن افزوده شد (ایران. وزارت كشور. معاونت سیاسی، ١٣٨١ش، همانجا). در ٢٣ مرداد ١٣٧٤ (به موجب مصوبه شماره ٦٣٥٤/ ت١٤٥٠٥ك هیئت وزیران)، بخش جلفا به شهرستان بدل شد (همانجا).
از مهمترین آثار این شهرستان است: كلیسای سنت استپانوس (یا كلیسای دره شام)، در نزدیكی آبادی درهشام در حدود شانزده كیلومتری مغرب شهر جلفا؛ امامزاده بابایعقوب، در شهر سیهرود؛ ویرانههای آتشكدهای معروف به كُلتپه/ كول تپه (= تپه خاكستر) نزدیك هادیشهر؛ آسیاب خرابه در مسیر راه هادیشهر به وَرْزَقان؛ و مسجدجامع هادیشهر (خاماچی، ص٣٠٤؛ عالمپور رجبی، ص١٠١؛ فرهنگ جغرافیائی آبادیها ، ج٦، ص١٠٣ـ١٠٤، ١٩٥). شهرستان جلفا در مسیر راه اصلی شمال استان ــكه شمال استان آذربایجانغربی را به استان اردبیل مرتبط میسازد (راه كناره ارس، بهرهبرداری در ١٣٦٥ش؛ رجوع کنید به حافظزاده، ص٢٢٨)ــ قرار دارد. همچنین راه اصلی مرند ـ جلفا ـ پُلدَشت * از این شهرستان میگذرد. سیهرود و هادیشهر با راه اصلی و آبادیهای شهرستان عمدتاً با راه فرعی با مركز شهرستان مرتبطاند. راهآهن سراسری از این شهرستان میگذرد و جاده تبریز ـ جلفا (به طول حدود ١٤٦ كیلومتر، احداث در حدود ١٣٣٣/ ١٩١٤)، از طریق پلی بر روی ارس، به راهآهن جمهوری آذربایجان متصل شده است (رئیسنیا، بخش١، ص٤٥ـ٤٦).
در سرشماری ١٣٧٥ش، جمعیت شهرستان ٥٨٣ ، ٥٤ تن بوده است كه از این تعداد ٤٤٩ ، ٣١ تن (٦ر٥٧%) شهرنشین و بقیه روستانشین بودهاند (مركز آمار ایران، صچهل). هادیشهر با ٨٢٢ ، ٢٥ تن جمعیت، دارای بیشترین جمعیت شهری در این شهرستان است (همان، صهفتادودو). اهالی جلفا شیعه دوازده امامیاند و به تركی آذری سخن میگویند (فرهنگ جغرافیائی آبادیها ، ج٦، ص٦٠).
٢) شهر جلفا. در شمال شهرستان، در ارتفاع ٧١٠ متری، در دشتی در حدود ٥٦ كیلومتری شمال شهر نزدیك قلعه كَركَر/ گَرگَر و پل قدیمی ضیاءالملك (لسترنج ، ص١٦٧) مرند واقع است. فاصله آن تا شهر تبریز (مركز استان) در جنوب، حدود ١٥٠ كیلومتر است. رود ارس (به عرض حدود سی متر در جلفا) با جهت غربی ـ شرقی از شمال آن میگذرد و سد ارس در حدود چهل كیلومتری مغرب شهر، در محلی بهنام قیزیل قشلاق قرار دارد (حافظزاده، ص٣، ٢٩٨). جلفای آذربایجان در دو كیلومتری شمال شهر جلفاست.
میانگین بیشترین دمای شهر ْ٤١ در مرداد، میانگین كمترین آن ْ٢ر١٤- در بهمن، و میانگین بارش سالانه آنجا ٧ر١٣٩ میلیمتر است (سازمان هواشناسی كشور، ص١٦٦). آب آشامیدنی اهالی از چاههای نیمهعمیق تأمین میشود. این شهر از راه اصلی با شهرهای قرهضیاءالدین در مغرب (از راه كناره ارس) به طول حدود ٧١ كیلومتر، پلدشت در شمالغربی به طول حدود ٦٩ كیلومتر، سیهرود در مشرق به طول حدود ٢٩ كیلومتر، هادیشهر در جنوب به طول حدود ٩ كیلومتر، و خوی در جنوبغربی به طول حدود ١٢٠ كیلومتر (با دو گردنه بهنامهای قداق و ارسی در این مسیر رجوع کنید به حاجعلی رزمآرا، ص٥٠) مرتبط است. در جلفا ایستگاه راه آهن وجود دارد.
آبادی جلفا در ١٣٣٤ش شهر، و در ١٣٧٤ش مركز شهرستان شد (ایران. وزارت كشور. معاونت سیاسی، ١٣٨١ش، همانجا). جمعیت شهر در سرشماری ١٣٧٥ش، ٦٢٧ ، ٥ تن بوده است (مركز آمار ایران، همانجا).
شهر جلفا ایستگاه گمركی، پاسگاه مرزبانی و چند هتل دارد. از فعالیتهای اقتصادی آن، واردات كاغذ، انواع كودشیمیایی، مواد پلاستیكی، نخ ابریشم و قطعات موتوری كامیونها، و صادرات خشكبار و قالی و گلیم است ( فرهنگ جغرافیائی آبادیها ، همانجا). همچنین از معادن سنگ مرمر (سبز و سفید) در حدود ٥ر٣ كیلومتری و معدن سنگ نمك در حدود چهار كیلومتری آن بهرهبرداری میشود (همان، ج٦، ص٦١). طبق یادداشت تفاهمی در بهمن ١٣٦٨ میان دولت جمهوری اسلامی ایران و شوروی سابق، برای ارتباط اتباع و عبور مرزنشینان، ساكنان جلفا به مدت سه سال و هر سال چهار بار حق عبور از گذرگاه مرزی را داشتند (حافظزاده، ص٣٥٥ـ٣٥٧). آثار مهم آن عبارتاند از: پل آهنی و معلق (احداث در ١٣٣٢/١٩١٣) به طول حدود ٦٨ر١٠٦ متر، عرض ٦ و ارتفاع ٣ر١٦ متر برای عبور قطار؛ پل چوبی، برای عبور وسایل نقلیه و مسافران؛ ویرانههای پل ضیاءالملك، منسوب به ضیاءالملك نخجوانی، كه حمداللّه مستوفی (ص٨٨ـ ٨٩) آن را در حدود كركر/ گرگر ذكر كرده است؛ و كاروانسرای شاهعباسی در هشتصد متری پل ضیاءالملك در مغرب شهر (هویدا، ص٢٤٧ـ٢٤٩؛ خاماچی، ص٣٠٣ـ٣٠٤؛ حافظزاده، ص٤٦؛ ایران. وزارت كشور. اداره كل آمار و ثبت احوال، ج١، ص٤١٠).
پیشینه. جلفا به معنای بافنده است و ظاهراً به سبب اینكه این شهر از مراكز مهم تولید ابریشم و پارچههای حریر بوده، به جلفا معروف شده است (خاماچی، ص٣٠٢). این نام در منابع به صورتهای جولاهه (شرفالدین علی یزدی، ج١، ص٢٩٠) و جولاه (اسكندرمنشی، ج٢، ص٦٤٣) نیز ضبط شده است. از پیشینه شهر قبل از سده هشتم اطلاع چندانی در دست نیست. در نیمه دوم این سده، شرفالدین علی یزدی (همانجا) به آبادی جلفا اشاره كرده و نوشته است كه لشكر امیر تیمور برای فتح آذربایجان و نخجوان از پل ضیاءالملك ــكه در غایت استواری و استحكام و حسن نظام در نزدیكی جلفا ساخته شده بودــ عبور كرد. در اوایل دوره صفوی (ح٩٠٦ـ١١٣٥) اگرچه جلفا شهری مهم و معتبر بود، در ١٠١٣ شاهعباس اول (حك: ٩٩٦ـ١٠٣٨) طهماسب قلیبیگ، از غلامان، را مأمور كوچاندن اهالی جلفا به اصفهان كرد و این امر سبب ویرانی شهر شد (رجوع کنید به اسكندرمنشی، ج٢، ص٦٦٨). ظاهراً علت كوچ سه هزار خانواری اهالی جلفا، محروم ساختن لشكریان مهاجم از آذوقه و امكانات آنجا بود (رجوع کنید به همانجا). در همین دوره، تاورنیه (ج١، ص٩٧) جلفا را شهری میان دو كوه معرفی كرده و به ویرانی شهر و پل آنجا بهدست شاهعباس و احداث دو كاروانسرا در همین دوره اشاره نموده است. پس از ویرانی پل تا حدود جنگ جهانی اول (١٩١٤ـ١٩١٨)، پلی بر روی ارس در نزدیكی جلفا معمور نبوده و در این مدت، بسیاری از سیاحان اروپایی كه از این شهر به تبریز و مركز ایران سفر كردهاند، با قایق یا وسایل دیگر از ارس عبور كردهاند (رجوع کنید به رئیسنیا، ج١، ص٤٠؛
نیز رجوع کنید به ادامه مقاله). در ١٠٨٤/ ١٦٧٣، جلفا شهری با معابر صعبالعبور و مستحكم بود و قلعهها و حصارهای كوچكی برای محافظت و حدود سی خانوار جمعیت داشت (شاردن ، ج٢، ص٣٠٥ـ٣٠٦). زمینهای جلفای كهنه (یا اَسكی جلفا) لمیزرع و زمینهای پیرامون آن حاصلخیز توصیف شده است. شاردن جلفای كهنه را زیبا و شكل آن را شبیه آمفیتئاتر دانسته است (همانجا).
در ١١٠٥/١٦٩٣، جملی كارِری ، جهانگرد ایتالیایی، با قایق از ارس گذشت و به جلفا رفت (حافظزاده، ص١٦١ـ١٦٢). در ١٢٢٢/١٨٠٧، شارل اگوست بنتان جلفا را شهری كوچك و بیاهمیت با جمعیتی عمدتاً ارمنی توصیف و از دشت حاصلخیز «چَرچَر» و دهكده علمدار با مردمان نیكو یاد كرده است. به گفته او، جلفا زمانی پایتخت ارمنستان بوده است (ص٦٥).
با امضای عهدنامه تركمانچای * در ١٢٤٣/١٨٢٨، شهر جلفا به دو قسمت تقسیم شد؛
بخش بزرگ در خاك شوروی (رجوع کنید به جلفا ( ٣ ) * ) و بخش كوچك در خاك ایران قرار گرفت. در پی آن، اهمیت گذرگاهی جلفا بیشتر شد و این شهر یكی از مهمترین و فعالترین معابر ورودی و خروجی كشور گردید (خاماچی، همانجا؛
حافظزاده، ص٣٤٨). از جمله سیاحانی كه در نیمه دوم سده سیزدهم، با عبور از ارس، به جلفا رفتهاند، سالتیكوف (رجوع کنید به ص٤٧، ١١٤ـ١١٥)، لیدی شیل (رجوع کنید به ص١٥، ١٩) و هاینریش كارل بروگش بودهاند. در زمان عبور بروگش (١٢٧٦/١٨٥٩)، سفیر آلمان در دربار ناصرالدین شاه قاجار، جلفا دارای گمركی كوچك و پستخانه بود (رئیسنیا، ج١، ص٤١ـ٤٢؛
حافظزاده، ص١٩٣ـ١٩٥). در ١٢٨٤ در جلفا سیلی عظیم آمد (اعتمادالسلطنه، ج٣، ص١٥٦٣). تقریباً در اواسط سلطنت ناصرالدینشاه قاجار (حك: ١٢٦٤ـ١٣١٣) اعتمادالسلطنه اطلاعاتی از این شهر بهدست داده است. به نوشته او (ج٤، ص٢٢٣٨ـ٢٢٣٩)، جلفا در خاك گرگر پستخانه و تلگرافخانه، قبرستان كهنه، آثار قدیمی زیاد و چند قلعه شبیه به برج دارد و ویرانههای آنجا حاكی از شهر معتبر و قدیمی است. ظاهراً ناصرالدین شاه سه بار (در ١٢٥٢، ١٢٩٥ و ١٣٠٧) از معبر جلفا گذشته است (رجوع کنید به همان، ج٤، ص٢٢٣٩؛
فووریه، ص١١٢). در ١٢٩٩/١٨٨١، دیولافوا (ص٣٠ـ٣١)، جلفا را دهكدهای فقیر و در مسیر تلگراف انگلیس ـ هند دانسته است.
در ١٣٢٣/١٩٠٥ اسون آندرس هدین، ضمن ذكر مطالبی درباره اوضاع نامطلوب جلفا، گفته است كه بهسبب احداث جاده جلفا ـ تبریز بهدست روسها (هم برای ادامه راهآهن تفلیسـ جلفا و هم برای رفت و آمد خودروها) موقعیت این شهر در آینده نزدیك تغییر خواهد كرد. بنابر مطالب او، از جلفا خشكبار (بیشتر كشمش) و پنبه صادر، و آرد، قند، شكر، چای، نفت، سنگ آسیاب، پارچههای نخی، پوست و وسایل كشاورزی وارد میشد. وی از جزیرهای در وسط رود یاد كرده كه به هیچیك از دو كشور ایران و روس تعلق نداشته است (ص١١١ـ١١٣). در نیمه اول همین سده، مظفرالدینشاه قاجار (رجوع کنید به ص٤٤ـ٤٥؛
ظهیرالدوله، ص١٠٦ـ١١٤) و سیاحانی مانند جكسون (رجوع کنید به ص٢٢ـ٢٣) و كلود آنه (رجوع کنید به ص٣٠٣ـ٣٠٤) از این شهر عبور كرده و مطالبی درباره آنجا نوشتهاند.
در جنگ جهانی اول، در پی حضور نظامیان عثمانی در شمال غربی ایران، بسیاری از مسیحیان (ارمنیان، آسوریان) در جلفا پناه گرفتند تا از آنجا به شمال رود ارس بروند. ظاهراً پس از همین جابهجاییها بود كه پل جلفا را آندرانیك، فرمانده ارمنیان، آتش زد (رجوع کنید به گل نظریان، ص٣٨٠ـ٣٨٢؛
ایران. وزارت كشور. اداره آمار و ثبت احوال، ج١، ص٤١٠). در همین زمانها، با بهرهبرداری از راهآهن جلفا ـ تفلیس، اهمیت شهر بیشتر شد؛
اما، با انقلاب اكتبر ١٩١٧ روسیه، مناسبات ایران و جمهوری آذربایجان از طریق جلفا كاهش یافت و در دهه بعد به حداقل رسید (حافظزاده، ص٣٤٨).
در اوایل دوره پهلوی، با رواج تلگراف و افزایش، حملونقل از طریق قطار، صادرات و واردات كالاها و فعالیت بازرگانی در شهر رونق یافت و تردد مرزی بیشتر شد (رجوع کنید به كیهان، ج٣، ص٤٣١، ٤٦٩؛
حافظزاده، ص٢٠١ـ٢٠٣). در ٣ شهریور ١٣٢٠/ ٢٥ اوت ١٩٤١ قوای شوروی جلفا را تصرف و از دو مسیر جلفا ـ مرند ـ تبریز و جلفا ـ خوی ـ ارومیه به ایران حمله كردند (زنگنه، ص١٢ـ١٣). این شهر در زمان جنگ جهانی دوم (١٩٣٩ـ١٩٤٥) اهمیت بسیاری یافته بود (حافظزاده، ص٣٤٩). در دوره حكومت یك ساله دموكراتها در آذربایجان، جلفا مهمترین راه ارتباط آنان با شوروی بود، بهطوری كه پس از حركت ارتش ایران به آذربایجان در آذر ١٣٢٥، بسیاری از آنان به جلفا رفتند و از آنجا به شوروی گریختند (زنگنه، ص١٧٩؛
حافظزاده، همانجا). حسینعلی رزمآرا، كه مجلد چهارم كتابش در ١٣٣٠ش بهچاپ رسیده، نوشته است كه آب شهر از قنات و رود ارس (با موتور) تأمین میشود و محصولات پیرامون آن غلات و پنبه است (ص١٤٨). جلفا در زمان جنگ عراق با ایران (١٣٥٩ـ١٣٦٧ش) و محاصره اقتصادی، بهسبب فعالیت كمتر بندرهای جنوبی و نیز پس از فروپاشی اتحاد شوروی ١٣٧٠ش/ ١٩٩١، اهمیت بیشتری یافت (حافظزاده، همانجا). در سالهای اخیر این شهر جزو مناطق ویژه اقتصادی شناخته و تأسیساتی در آن احداث شده است.
منابع:
(١) كلود آنه، گلهای سرخ اصفهان: ایران با اتومبیل، ترجمه فضلاللّه جلوه، تهران١٣٧٠ش؛
(٢) اسكندر منشی؛
(٣) اعتمادالسلطنه؛
(٤) اولین نقشه برجسته نمای آذربایجان، مقیاس ٠٠٠ ،٥٠٠ :١، تهران: سحاب، ١٣٦٣ش؛
(٥) ایران. قوانین و احكام، مجموعه قوانین و مقررات مربوط به وزارت كشور: از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی تا پایان سال ١٣٦٩، تهران ١٣٧٠ش؛
(٦) ایران. وزارت كشور، تقسیمات كشور شاهنشاهی ایران ، تهران ١٣٥٥ش؛
(٧) ایران. وزارت كشور. اداره كل آمار و ثبت احوال، كتاب اسامی دهات كشور، ج١، تهران ١٣٢٩ش؛
(٨) ایران. وزارت كشور. معاونت سیاسی. دفتر تقسیمات كشوری، نشریه اسامی عناصر و واحدهای تقسیماتی ( به همراه مراكز )، تهران ١٣٨٤ش؛
(٩) همو، نشریه تاریخ تأسیس عناصر تقسیماتی به همراه شماره مصوبات آن ، تهران ١٣٨١ش؛
(١٠) شارل اگوستبنتان، سفرنامه اگوستبنتان ، ترجمه منصوره نظام مانی اتحادیه، تهران ١٣٥٤ش؛
(١١) عباس جعفری، گیتاشناسی ایران ، تهران ١٣٦٨ـ١٣٧٩ش؛
(١٢) محمد حافظزاده، ارس در گذرگاه تاریخ ، تبریز ١٣٧٤ش؛
(١٣) حمداللّه مستوفی، نزهةالقلوب؛
(١٤) بهروز خاماچی، فرهنگ جغرافیای آذربایجان شرقی ، تهران ١٣٧٠ش؛
(١٥) ژانپل راشل دیولافوا، سفرنامه مادام دیولافوا: ایران و كلده، ترجمه و نگارش علیمحمد فرهوشی، تهران ١٣٦١ش؛
(١٦) حاجعلی رزمآرا، جغرافیای نظامی ایران: آذربایجان باختری ، تهران ١٣٢٠ش؛
(١٧) حسینعلی رزمآرا؛
(١٨) رحیم رئیسنیا، آذربایجان در سیر تاریخ ایران: از آغاز تا اسلام ، بخش١، تهران ١٣٧٩ش؛
(١٩) احمد زنگنه، خاطراتی از مأموریتهای من در آذربایجان: از شهریور ١٣٢٠ تا دی ماه ١٣٢٥، [ بیجا ( ١٣٥٣ش؛
(٢٠) سازمان هواشناسی كشور، سالنامه آماری هواشناسی: ٧٦ـ ١٣٧٥ ، تهران ١٣٧٨ش؛
(٢١) آلكسی دمیتری یویچ سالتیكوف، مسافرت به ایران ، ترجمه محسن صبا، تهران ١٣٦٥ش؛
(٢٢) شرفالدین علی یزدی، ظفرنامه: تاریخ عمومی مفصل ایران در دوره تیموریان ، چاپ محمد عباسی، تهران ١٣٣٦ش؛
(٢٣) مری لئونورا شیل (وولف)، خاطرات لیدی شیل: همسر وزیر مختار انگلیس در اوائل سلطنت ناصرالدین شاه، ترجمه حسین ابوترابیان، تهران ١٣٦٨ش؛
(٢٤) علیبن محمدناصر ظهیرالدوله، سفرنامه ظهیرالدوله همراه مظفرالدین شاه به فرنگستان، چاپ محمداسماعیل رضوانی، تهران ١٣٧١ش؛
(٢٥) مسعود عالمپور رجبی، تاریخچه فرهنگ و هنر آذربایجان شرقی ، تبریز ١٣٥٧ش؛
(٢٦) فرهنگ جغرافیائی آبادیهای كشور جمهوری اسلامی ایران ، ج٦: تبریز ، تهران: سازمان جغرافیائی نیروهای مسلح، ١٣٧١ش؛
(٢٧) ژوانس فووریه، سه سال در دربار ایران: خاطرات دكتر فووریه پزشك ویژه ناصرالدین شاه قاجار، ترجمه عباس اقبال آشتیانی، چاپ همایون شهیدی، تهران )? ١٣٦٢ش (؛
(٢٨) مسعود كیهان، جغرافیای مفصل ایران، تهران ١٣١٠ـ١٣١١ش؛
(٢٩) ماگدالینا گلنظریان، «ارامنه آذربایجان در طول جنگ جهانی اول»، در ایران و جنگ جهانی اول: مجموعه مقالات سمینار، به كوشش صفا اخوان، تهران: وزارت امورخارجه، مركز اسناد و تاریخ دیپلماسی، ١٣٨٠ش؛
(٣٠) مركز آمار ایران، سرشماری عمومی نفوس و مسكن ١٣٧٥: نتایج تفصیلی كل كشور ، تهران ١٣٧٦ش؛
(٣١) مظفرالدین قاجار، شاه ایران، سفرنامه مباركه شاهنشاهی ، بمبئی ١٣٢١؛
(٣٢) نقشه راهنمای استانهای آذربایجان شرقی ـ غربی و اردبیل،مقیاس ٠٠٠ ،٦٠٠ : ١، تهران: گیتاشناسی،)بیتا.]؛
(٣٣) اسون اندرس هدین، كویرهای ایران ، ترجمه پرویز رجبی، تهران ١٣٥٥ش؛
(٣٤) رحیم هویدا، «پلهای تاریخی آذربایجان»، بررسیهای تاریخی ، سال ٧، ش١ (فروردین ـ اردیبهشت ١٣٥١)؛
(٣٥) Jean Chardin, Voyages du Chevalier Chardin en Perse et autres lieux de l'Orient , new ed. by L. Langles, Paris ١٨١١;
(٣٦) Abraham Valentine Williams Jackson, Persia past and present: a book of travel and research , New York ١٩٠٦;
(٣٧) Gu y Le Strange, The lands of the Eastern Caliphate , Cambridge ١٩٣٠;
(٣٨) Jean-Baptiste Tavernier, Les six voyages de Turquie et de Perse , introduction et notes de Stephane Yerasimos, Paris ١٩٨١.
/ رحیم سرور /
تصاویر این مدخل:
کلیسای سنت استپانوس (دره شام) منبع: آذربایجان شرقی، مترجم و ویراستار: امیر جلال الدین اعلم، عکسها از: خانعلی صیامی، تهران ١٣٧٥، تصویر ٢٥