دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٧٦٧
جلالزاده صالح چلبی ، عالم، مورخ، شاعر و مترجم دوره سلطان سلیمان قانونی (حك: ٩٢٦ـ٩٧٤). وی فرزند قاضی جلال طوسیهلی (متوفی ٩٣٥) و برادر كوچك جلالزاده مصطفی چلبی * بود ( د.ا.ترك ، ذیل «جلالزاده»). در دهه اول قرن دهم، در یكی از ولایات رومایلی، محل مأموریت پدرش، بهدنیا آمد (همانجا؛ د.ا.د.ترك ، ذیل مادّه؛ ثریا، ج٣، ص٢٠٠). پس از گذراندن دوره تحصیلات ابتدایی، نزد كمال پاشازاده * (متوفی ٩٤٠) تلمذ كرد و سرآمد شاگردان او شد و به دستیاری آن مفتی و مورخ نامی ارتقا یافت؛ چنانكه تاریخ [آلعثمان ] او و بعضی از تألیفات و نامههایش را پاكنویس میكرد ( د. ا. ترك ، همانجا، به نقل از تذكرةالشعرای عاشق چلبی)، اما زمانی كه سلیمان قانونی به سلطنت رسید (٩٢٦)، بهوسوسه «زخارف دنیا»، او را ترك كرد و به خدمت خیرالدین افندی (متوفی ٩٥٠)، معلم سلطان، درآمد (قنالیزاده ، ج١، ص٥٤٨). جلالزاده پس از به پایان رسیدن تحصیلات و گرفتن اجازه تدریس، ابتدا با ٢٥ آقچه حقوق روزانه در مدرسه سراجیه ادرنه بهكار پرداخت و چون آثاری درباره لشكركشیهای سلطان به بلگراد و رودس و بودین و انگروس (مجارستان)، بهنثری منشیانه، نوشت و نیز اشعاری در ستایش ابراهیمپاشا، صدراعظم (٩٢٩ـ٩٤٢)، سرود، مدرّس مدرسه مرادپاشا شد. در ٩٤٢، با چهل آقچه حقوق روزانه، در مدرسه علیپاشای عتیق به تدریس پرداخت. سال بعد، چون قصیدهاش در مدح آیاسپاشا (جانشین ابراهیم پاشا بر كرسی صدارت) پسندیده شد، به مدرسه صحن ثمانیه انتقال یافت و سرانجام، در ٩٤٩، به ادرنه منتقل گردید و در مدرسه بایزید به تدریس پرداخت (عطائی، ص٤٧ـ٤٨؛ قنالیزاده، ج١، ص٥٤٩).
صالح چلبی در ٩٥١ از تدریس كناره گرفت و به مقام قضای حلب تعیین گردید. اندكی بعد، در همان سال، مأمور تفتیش احوال خادم داوودپاشا، بیگلربیگی مصر كه در همان سال درگذشته بود، و نیز مأمور بررسی اوقاف مصر شد (عطائی، ص٤٨). این مأموریت دو سال بعد بهانجام رسید و چون دربار عثمانی از وی رضایت داشت، به قضاوت در شام و سال بعد به قضاوت در مصر تعیین گردید و سرانجام در ٩٥٧، بازنشسته شد ( د.اسلام ، چاپ دوم، ذیل مادّه؛ عطائی، همانجا). پس از آن، در خانه و باغچهای در جوار مسجدنشانجیها، كه برادرش در محله ایوب استانبول احداث كرده بود، انزوا گزید (سامی، ذیل «صالح چلبی»). در این دوره، شاهزاده بایزید ترجمه جوامع الحكایات سدیدالدین عوفی را از او خواست؛ جلالزاده، این ترجمه را در ٩٦٤ به پایان برد و بایزید آن را پسندید و تدریس در مدرسه ایوب را برعهدهاش گذاشت؛ لیكن مدتی بعد، به علت از دست دادن بیناییاش، خانهنشین شد تا آنكه در ربیعالاول ٩٧٣ درگذشت و در محوطه مسجد نشانجیها دفن گردید (ثریا؛ سامی، همانجاها). برادرش، مصطفی، مادّه تاریخ فوت او را سروده كه بر سنگ گورش حكّ گردیده و عبارت است از: «قبر صالح جَنّتْ اُولَه یااِله» (قبر صالح، جنّت بشود الاهی؛ عطائی، همانجا؛ بروسهلی، ج٢، ص٢٧٨). هامر ـ پورگشتال (ج٣، ص٤٦٨) او را یكی از رقبای شایسته برادرش در كار نویسندگی بهشمار آورده است. بروسهلی، ضمن تأیید معروفیت او در علم و فضل، گفته است كه وی سخاوتمند بود و از اقربا و متعلقان و همسایگان و درماندگان دستگیری میكرد (همانجا). همچنین گفته شده كه به سبب احسان دائمش به تنگدستان و فقیرنوازی، به ابوالفقرا معروف بوده است (عطائی، ص٤٩).
جلالزاده صالح چلبی در سراسر دوران تدریس، قضاوت، مأموریت سیاسی به مصر و بازنشستگی، هیچ فرصتی را برای تألیف و ترجمه از دست نمیداد. آثاری كه وی در زمینههای گوناگون پدید آورده، شاهد این مدعاست. آثار او را بدین قرار میتوان تقسیم كرد:
آثار تاریخی، مشتمل بر: تاریخ بودین (به نثر منشیانه)، فتحنامه رودس و مهاچنامه (هر دو به نظم)، درباره فتوحات سلطان سلیمان قانونی، كه گویا هر سه كتاب، بخشهایی از تاریخ سلطان سلیمان بودند كه جلالزاده قصد تألیفش را داشته است ( د.ا.د.ترك ، ذیل مادّه)؛ چنانكه بر بالای نسخهای از تاریخ بودین ، محفوظ در كتابخانه مركزی دانشگاه استانبول (اوزون چارشیلی، ج٢، ص٦٠٤، پانویس ٢)، عبارت «سلطان سلیمانِ مرحومْ تاریخی» (تاریخ سلطان سلیمان مرحوم) نوشته شده است ( د.ا.ترك ، همانجا). نسخه دیگری نیز با عنوان تاریخ سلطان سلیمان در كتابخانه شهر لایپزیگ موجود است كه حوادث دوران سلطنت سلطان سلیمان را، از زمان جلوس او بر تخت در ٩٢٦ تا ٩٣٥، دربردارد ( د.ا.د.ترك ، همانجا). نسخهای از تاریخ بودین ، بهخط مؤلف، نیز در [ بخش ] روانكوشك موزه طوپقاپیسرای، بهشماره ١٢٨٠، موجود است كه با ذكر بازگشت سلیمان از لشكركشی به مجارستان در محرّم ٩٣٥ بهپایان میرسد ( د.ا.ترك ، همانجا) و از این همه، چنین مستفاد میشود كه جلالزاده احتمالاً در نوشتن تاریخ سلطان سلیمان، از دهه نخست سلطنت وی فراتر نرفته، درحالیكه تا یك سال پیش از درگذشت سلطان در ٩٧٤، در قید حیات بوده است. آثار مذكور از منابع ابراهیم پچوی * (متوفی ١٠٥٩) در نگارش تاریخ پچوی بودهاند (بانارلی ، ج٢، ص٦٩٣).
دیگر اثر تاریخی او، تاریخ مصر جدید است. وی این كتاب را در زمان مأموریتش در مصر و با استفاده از آثار مورخان عرب، همچون سیوطی و بهویژه براساس المواعظ و الاعتبار فی ذكرالخطط و الا´ثار مقریزی، تألیف كرده است (بروسهلی، ج٢، ص٢٧٩). این اثر، كه در فاصله سالهای ٩٥١ تا ٩٥٤ تألیف و به سلطان سلیمان تقدیم گردیده، بیش از آنكه تاریخ مصر باشد، تصویر و توصیفی عمومی از آن سرزمین است (قاراتای، ج١، ص١٩٤ـ١٩٥). سه نسخه از این اثر، كه گویا یكی از آنها بهخط خود مؤلف است ( د. ا. ترك، همانجا)، در موزه طوپقاپیسرای نگهداری میشود (قاراتای، همانجا). ترجمهای از آن بهزبان فرانسه در كتابخانه ملی فرانسه (همان، ج١، ص١٩٥) و ترجمهای از آن بهزبان اسپانیایی موجود است ( د.ا.د.ترك ، همانجا). به گفته فهمی ادهم قاراتای (همانجا)، تاریخ مصر جدید را ابراهیم متفرقه چاپ و منتشر نموده است؛
لیكن، تاریخ مصر الجدید و القدیم ، كه در ١١٤٢ در چاپخانه ابراهیم متفرقه بهچاپ رسیده، اثر سهیل افندی است ( د.ا.ترك ، ذیل «ابراهیم متفرقه»). بروسهلی (همانجا) كتابی بهنام المختصر فی احوال البشر را، كه دربردارنده اطلاعات سودمندی درباره آثار باستانی مصر است، به جلالزاده نسبت داده است.
حاشیهنویسی. جلالزاده بر چند اثر حاشیه نگاشته است كه عبارتاند از: حاشیه علی شرح مفتاح العلوم ، كه حاشیهای است بر شرح سیدشریف جرجانی بر مفتاح العلوم سكاكی؛
حاشیه علی شرح المواقف ، كه حاشیهای است بر شرح سیدشریف جرجانی بر مواقف قاضی عضدالدین ایجی؛
حاشیه علی شرح الوقایة، كه حاشیهای است بر شرح صدرالشریعه ثانی بر وقایة الروایة فی مسائل الهدایة، نوشته جدّش محمودبن صدرالشریعه اول؛
و حاشیه علی الاصلاح و الایضاح ، كه اصل آن تألیف استادش كمال پاشازاده بوده و موضوع آن فقه است (د.ا.ترك ، ذیل «كمال پاشازاده»).
ترجمه. جلالزاده دو اثر را از فارسی به تركی عثمانی ترجمه كرده است: نخستین آنها مناقب بهمن شاهبن فیروزشاه است كه با نامهای قصه بهمنشاهبن فیروزشاه یا قصه فیروزشاه یا فیروزشاه حكایهسی (حكایت فیروزشاه) و یا قصه فیروزشاه ترجمهسی (ترجمه قصه فیروزشاه) نیز شناخته میشود. وی در ٩٤٣، بهخواست سلطان سلیمان قانونی، این كتاب را در هشت جلد ترجمه كرد و مورد تقدیر و لطف سلطان قرار گرفت (قنالیزاده؛
سامی، همانجاها). نسخی از این ترجمه موجود است، از جمله در كتابخانه نورعثمانیه و كتابخانه سلیمانیه (سرّیلوند، ص١٤٧). ترجمه فیروزشاه یا قصه فیروزشاهبن ملك داراب نوشته مولانا محمد بیغمی (ریاحی، ص٢٢١؛
نیز رجوع کنید به دارابنامه *). ترجمه جوامعالحكایات و لوامع الروایات عوفی (قنالیزاده، ج١، ص٥٥٠؛
بروسهلی، ج٢، ص٢٧٨؛
برای نسخههای آن رجوع کنید به سرّیلوند، همانجا).
ترجمه كشف الغنم فی اخبار الامم نیز به جلالزاده نسبت داده شده (رجوع کنید به دانشنامه ادب فارسی ، ج٦، ص٢٧٦) كه ظاهراً كشف الغمم فی الاخبار الامم و از آثار برادر او، جلالزاده مصطفی چلبی، است (رجوع کنید به اوزون چارشیلی، ج٢، ص٦٣٣).
آثار منظوم. جلالزاده شعر هم میسرود و صالح و صلاحی تخلص میكرد. دیوانی مشتمل بر سرودههایی به زبانهای تركی، عربی و فارسی از وی باقی مانده است. مثنوی لیلی و مجنون را نیز در دورهای سروده كه تحت تأثیر غم از دست دادن دو فرزند ناكامش بوده است (ثریا، همانجا). وی بههنگام سرودن لیلیومجنون ، به مثنویهای لیلیومجنون امیرخسرو دهلوی و مولانا عبداللّه هاتفی (متوفی ٩١٨) نظر داشته و جز در مواردی، كه بعضی از بیتهای دهلوی را ترجمه كرده، كل اثر آفرینش خودش بوده است (سرّیلوند، ص٨٧ـ٨٨، ١٠٥). نسخهای از این مثنوی در كتابخانه نورعثمانیه، به شماره ٣٨٤٦، موجود است (همان، ص١٣٢). منظومهای هشتاد بیتی بهنام دُرَر نصایح نیز از وی باقی مانده است ( د.ا.د.ترك ، همانجا). گفته شده است كه جلالزاده مجموعه منشآت خود را به صورت اثری مستقل تدوین كرده بوده است ( د.ا.ترك ، ذیل «جلالزاده»). وی در اواخر عمر، كه نابینا بوده، با استفاده از محفوظاتش و به پیروی از شیوه شقائق نعمانیه ، اثر طاشكوپریزاده، به تألیف كتابی مشتمل بر مطایبات علمای عثمانی و نوادر، بهصورت «استكتاب» (تقریر و تحریر)، پرداخته كه ناتمام مانده است (عطائی، همانجا؛
بروسهلی، ج٢، ص٢٧٩).
منابع:
(١) محمدطاهر بروسهلی، عثمانلی مؤلفلری ، استانبول ١٣٣٣ـ١٣٤٢؛
(٢) محمد ثریا، سجل عثمانی ، استانبول ١٣٠٨ـ١٣١٥/ ١٨٩٠ـ١٨٩٧، چاپ افست انگلستان ١٩٧١؛
(٣) دانشنامه ادب فارسی ، به سرپرستی حسن انوشه، ج٦: ادب فارسی در آناتولی و بالكان ، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان چاپ و انتشارات، ١٣٨٣ش؛
(٤) محمدامین ریاحی، زبان و ادب فارسی در قلمرو عثمانی ، تهران ١٣٦٩ش؛
(٥) شمسالدینبن خالد سامی، قاموس الاعلام ، چاپ مهران، استانبول ١٣٠٦ـ١٣١٦/ ١٨٨٩ـ١٨٩٨؛
(٦) محمدبن یحیی عطائی، حدائق الحقائق فی تكملةالشقائق، در شقائق نعمانیه و ذیللری ، چاپ عبدالقادر اوزجان، استانبول: دارالدعوه، ١٩٨٩؛
(٧) Nihad Sami Banarli, Resimli Turk edebiyati tarihi , Istanbul ١٩٨٧;
(٨) EI ٢ , s.v. "Djalalzade Salih Celebi" (by J. R. Walsh);
(٩) Joseph von Hammer-Purgstall, Geschichte des Osmanischen Reiches , Graz ١٩٦٣;
(١٠) IA , s.v. "Celal-Zade" (by M. Tayyib Gokbilgin), "Ibrahim Muteferrika" (by T. Halasi Kun), "Kemal Pasa-Za de" (by Ismet Parmaksizoglu);
(١١) Fehmi Edhem Karatay, Topkapi Sarayi Muzesi Kutuphanesi Turkce Yazmalar Katalogu , vol.١, Istanbul ١٩٦١;
(١٢) Hasan Celebi Kinalizade, Tezkiretu's-suara, ed. Ibrahim Kutluk, Ankara ١٩٧٨-١٩٨١;
(١٣) Agah Sirri Levend, Turk edebiyati tarihi , Ankara ١٩٨٨;
(١٤) TDVIA, s.v. "Budin" (by Geza David), "Celalzade Salih Celebi";
(١٥) Ismail Hakki Uzuncarsili, Osmanli tarihi , vol.٢, Ankara ١٩٨٣.
/ رحیم رئیسنیا /