دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٧٠٧
جعفربیگ ، دریا سالار (قپودانِ دریا) و امیر عثمانی. از اوایل زندگانی وی اطلاعی در دست نیست. نخستینبار، به مناسبت ترفیع وی به مقام قپودانی و امارت سنجقِ/ ولایت گلیبولی * (گالیپولی )، نام جعفرآقا (یا آنگونه كه در فهرست > خاطرات < مارینو سانوتو آمده: زفیرآقا ) در منابع ذكر شده است ( رجوع کنید به جلالزاده، ستون ٢٨ الف؛
د. ا. د. ترك، ذیل Cafer Bey""؛
د. اسلام ، چاپ دوم، ذیل مادّه).
جعفر احتمالاً مسیحیزاده (دوشیرمه * ) بود و در اندرونی كاخ عثمانی تربیت یافته بود ( د. ا. د. ترك ، همانجا). ابتدا به مقام قاپوآقاسی (حاجب) و سپس به دریاسالاری رسید. تصدی وی به این مقام نه در ٩١٧ ( رجوع کنید به سامی، ذیل مادّه؛
ثریا، ج ٢، ص ٦٩)، بلكه در ٩٢٢/١٥١٦ (فریدون بیگ پاشا، ج ١، ص ٤٧٦؛
د. اسلام ، همانجا) بوده است.
سلطان سلیم پس از پیروزی در جنگ چالدران (٩٢٠)، به ضرورت تقویت و تجهیز نیروی دریایی، كه در هنگام لزوم پشتیبانِ نیروی زمینی باشد، پی برد و دستورهای لازم را به پیری محمدپاشا، صدراعظم خود، داد (تكینداغ، ص ٦٦؛
سعدالدین افندی، ج ٤، ص ٣٣٤؛
اوزون چارشیلی، ج ٢، ص ٣١٨). او نیز جعفربیگ را مأمور تجهیز و تقویت ناوگان عثمانی كرد. جعفربیگ ابتدا اقدام به راه اندازی یك كارخانه مجهز و اساسی كشتیسازی در «خلیج» [شاخزرین ] كرد. این كارخانه در محلی بین قاسمپاشا و خاصكوی، به جای كارخانه متروك بازمانده از رومشرقی، راهاندازی شد و به همت جعفربیگ محوطه كشتیسازی برای تولید سیصد كشتی، از غلطه (گالاتا) تا دره كاغذخانه توسعه یافت. طبق عریضه تقدیمی به یاوُز سلطان سلیم، در كارخانه غلطه و گلیبولی ١٠٦ كشتی ساخته و به مصر فرستاده شد (تكینداغ، همانجا؛
اوزون چارشیلی، ج ٢، ص ٣١٩). پس از عزیمت سلطان سلیم برای فتح مصر و سوریه، جعفربیگ فرمان گرفت كه با ناوگان تازه تأسیس، به غَزّه و رَملَه برود، اما به دلیل سرمای زیاد و مجهز نبودن ناوگان در تنگه غلطه نتوانست به موقع حركت كند و در نتیجه، خبر فتح مصر و الحاق آن به عثمانی را در حین سفر دریافت كرد (١٦ ذیحجه ٩٢٢/ ٢١ ژانویه ١٥١٧؛
تكینداغ، ص ٦٦، ٦٨؛
فریدون بیگپاشا، ج ١، ص ٤٧٧، ٤٩٠؛
د. ا. د. ترك ، همانجا).
هنگامی كه جعفربیگ با ناوگان خود به مقابل بندر اسكندریه رسید (٦ جمادیالاولی ٩٢٣/٢٧ مه ١٥١٧)، سلطان سلیم از آن بازدید كرد. ناوگان عثمانی، پس از برقراری حاكمیت عثمانی بر آقدنیز شرقی (بحرِ ابیض/مدیترانه)، با كالاهای نفیس مصری و زخمیان جنگی بهاستانبول بازگشت (تكینداغ، ص٦٩؛
سعدالدین افندی، ج ٤، ص ٣٣٤ـ ٣٣٥؛
فریدونبیگپاشا، ج ١، ص٤٩٠ـ٤٩١).
جعفربیگ در عریضهای برای سلطانسلیم، دلایل تأخیر حركت خود به مصر را بیان كرده و ضمن آن به وصف ساخت كشتیهای جدید و نصبِ توپهای سنگین بر روی آنها به دست صنعتگران و انتقال سربازان با این كشتیها پرداخته است ( رجوع کنید به تكینداغ، ص ٦٨). این گزارش بسیار مهم، كه اصل آن در موزه طوپقاپی سرای (آرشیو، ش ٦٦٠٨) نگهداری میشود، به زبانی ساده، مبین كیفیت نیروی دریایی عثمانی در آن دوره است (همانجا).
سلطان سلیم پس از فتح مصر، به اندیشه فتح جزیره رودس افتاد، زیرا رودس مقر دزدان دریایی و مانع بزرگی بر سرِ راه تجارت عثمانی با سایر كشورها شده بود. شهسواران قدیس یوحنا (شهسواران مهماننواز) ساكن رودس با دزدان دریایی مسیحی همدست شده و نام عثمانی را ننگین ساخته بودند. به فرمان سلطان، جعفربیگ بار دیگر مأمور شد ناوگان بزرگی را آماده سازد (حاجیخلیفه، ص ٢٣؛
سعدالدین افندی، ج ٤، ص ٣٥٢؛
بروكلمان، ص ٤١٠؛
نیز رجوع کنید به اوزون چارشیلی، ج ٢، ص ٣٣٧). در هنگامه تدارك مخفیانه لشكركشی به رودس (٩٢٥)، روزی سلطان سلیم به دلیل آنكه یك كشتی را بدون اجازه او به آب انداختند، امر به اعدام جعفر كرد، اما پیری محمدپاشا با گفتن این كه كشتی طبق رسم و برای امتحان به آب انداخته شده است، او را از مرگ رهایی بخشید (سعدالدین افندی، ج ٤، ص ٣٥٣؛
هامر ـ پورگشتال، ج ٢، ص ٥٣٣). جعفر در امور دریایی پیشرفت كرد و نیروی دریایی عثمانی را سامان بخشید ( د. ا. د. ترك ، همانجا). در منابع عثمانی آمده است كه جعفربیگ در اواخر عهد سلطان سلیم، به سبب رفتارهای خشن و بیرحمانهاش با مردم، به جعفر خونریز (قانْلی جعفر) و نیز جعفر دیوانه ملقب شد (جلالزاده، ستون ٢٨ الف؛
پچوی ، ج ١، ص ٩؛
فریدونبیگپاشا، ج ١، ص ٤٩١؛
هامرـ پورگشتال، ج ٣، ص ٧)؛
اما، تكینداغ (ص ٧٠) برآن است كه، بهرغم منابع رسمی، مردم قپودان جعفر را دوست داشتند و حتی ناحیه و كوهی را به نام او جعفرآباد نامیدند (نیز رجوع کنید به اولیا چلبی، ج ١، ص ٤٠٩ـ٤١١).
پس از مرگ سلطان سلیم (٩ شوال ٩٢٦)، سلطان سلیمان قانونی (حك :٩٢٦ـ١٠٠٢) بر تخت نشست (روملو، ج ١١، ص ٢٢١؛
تكینداغ، همانجا). در سال اول حكومت او، بهسبب افزایش شكایات از جعفربیگ، به خصوص گزارشِ یك «كَتْخُدا» (رئیس دربانهای سلطنتی) در باره ستمها و بیعدالتیهای او، جرائم جعفربیگ اثبات و وی از مقامش عزل شد و در همان سال برای عبرت دیگران اعدام گردید (پچوی، همانجا؛
رامز پاشازاده، ص ٢٥؛
منجمباشی، ج ٣، ص ٤٧٦).
منابع:
(١) اسماعیل حقی اوزون چارشیلی، تاریخ عثمانی، ترجمه ایرج نوبخت، تهران ١٣٦٨ـ١٣٧٧ ش؛
(٢) اولیا چلبی؛
(٣) كارل بروكلمان، تاریخ ملل و دول اسلامی، ترجمه هادی جزایری، تهران ١٣٤٦ ش؛
(٤) محمد ثریا، سجل عثمانی، استانبول ١٣٠٨ـ ١٣١٥/ ١٨٩٠ـ١٨٩٧، چاپ افست انگلستان ١٩٧١؛
(٥) مصطفی جلالزاده، طبقات الممالك و درجات المسالك، چاپ پترا كاپرت، چاپ عكسی ویسبادن ١٩٨١؛
(٦) مصطفی بن عبداللّه حاجیخلیفه، تحفة الكبار فی اسفار البحار، استانبول ١٣٢٩؛
(٧) محمد عزت رامز پاشازاده، خریطه قپودان دریا، استانبول ١٢٨٥؛
(٨) حسن روملو، احسنالتواریخ ، چاپ عبدالحسین نوائی، ج ١١، تهران ١٣٤٩ ش؛
(٩) شمسالدینبن خالد سامی، قاموسالاعلام، چاپ مهران، استانبول ١٣٠٦ ـ١٣١٦/١٨٨٩ـ ١٨٩٨؛
(١٠) احمد فریدون بیگپاشا، منشآت السلاطین، [ استانبول ( ١٢٧٤ـ ١٢٧٥؛
(١١) احمدبن لطفاللّه منجمباشی، صحائف الاخبار (ترجمه تركی)، ج ٣، )استانبول] ١٢٨٥؛
(١٢) EI ٢ , s.v. "Dja'far Bey" (by V. J. Parry);
(١٣) Joseph von Hammer-Purgstall, Geschichte des osmanischen Reiches , Graz ١٩٦٣;
(١٤) Ibrahim Pecevi Pecevi tarihi , ed. Murat Uraz, Istanbul ١٩٦٨-١٩٦٩;
(١٥) Muhammed b. Hasancan Sedettin Efendi, Tacu't-tevarih , vol.٤, Eskisehir ١٩٩٢;
(١٦) TDVI A , s.v. "Cafer Bey" (by Osmanli Kaptan-Deryasi);
(١٧) Sehabeddin Tekindag, "Halic tersanesinde insa edilen ilk Osmanli donanmasi ve Cafer Kapudan' in arizasi", Belgelerle Turk tarihi dergisi , ٢/٧ (١٩٦٨).
/ مسعود عرفانیان /