دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٧٠٢
جعفربن مُبَشّر بن احمد ثقفی ، متكلم معتزلی قرن دوم و سوم، از طبقه هفتم معتزله. كنیه او را ابومحمد (ابنندیم، ص ٢٠٨؛ ابنمرتضی، ص ٧٦) نوشتهاند و از او به قَصَبی نیز یاد شده است ( رجوع کنید به خیاط، ص ٨١ ؛ ابنعساكر، ص ١٣٨). خیاط معتزلی (همانجا) این لقب را تحقیرآمیز انگاشته، اما به نظر یمانی (راوی، ص ١٣٩، پانویس ٣) وجه تسمیه او به قصبی احتمالاً امرار معاش وی از طریق فروش قصب (نی) بوده است. از سال تولد او اطلاعی در دست نیست. از رؤسای معتزله بغداد بوده (مَلَطی شافعی، ص ٣٩؛ ابنندیم، همانجا) و به همراه جعفربن حَرب * نزد ابوموسی مُردار * (متوفی ٢٢٦) به تحصیل علم پرداخته است (قاضی عبدالجباربن احمد، ١٩٧٢، ص ٧٦؛ شهرستانی، ج ١، ص ٩٤؛ ابنمرتضی، ص ٧١). او را تا حدی متأثر از آرای نَظّام *، متكلم بزرگ معتزلی، نیز دانستهاند ( رجوع کنید به د. اسلام ، چاپ دوم، ذیل مادّه؛ نیز رجوع کنید به شهرستانی، ج ١، ص٨٠). ابومُجالِد احمدبن حسین (متوفی ٢٦٨) از شاگردان وی بوده است (خطیب بغدادی، ج ٥، ص ١٥٤؛ ابنمرتضی، ص ٨٥). جعفربن مبشّر در ٢٣٤ در بغداد درگذشت (ابناثیر، ج ٧، ص ٤٤؛ ابوالفداء، ج ٢، ص ٣٧).
برادر جعفر، حُبَیش/ حَنَش بن مبشّر (متوفی ٢٥٨) فقیه و محدّث بود (مسعودی، ج ٤، ص ٢٨؛ مزّی، ج ٥، ص ٤١٥؛ ذهبی، ج ١، ص ٤١٤) و به گزارش مسعودی (همانجا) بر خلاف برادرش از رؤسای حَشْویه * به شمار میآمد، به همین دلیل دو برادر با یكدیگر بحث و مناظره و دشمنی داشتند تا جایی كه با یكدیگر قطع معاشرت كردند. برخی ( رجوع کنید به خطیب بغدادی، ج ٩، ص ١٩٣؛ مزّی، همانجا) حبیش را اهل طوس و ساكن بغداد دانستهاند كه این امر نشاندهنده تبار ایرانی او و جعفربن مبشّر است. گزارشها ( رجوع کنید به ابنندیم، همانجا؛ قاضی عبدالجباربن احمد، ١٩٧٢، ص ١٨١؛ ابنحجر عسقلانی، ج ٢، ص ٤٦٣) حكایت از علم و ورع و زهد جعفربن مبشّر دارند تا جایی كه به علم و زهد او و جعفربن حرب مثال میزدهاند ( رجوع کنید به خیاط؛ قاضیعبدالجباربن احمد، ١٩٧٢، همانجاها). همچنین گفتهاند وی همواره از منصب قضا و پذیرش صله خلفا خودداری میكرد ( رجوع کنید به قاضی عبدالجباربن احمد، ١٩٧٢، ص ٨١ ٨٢؛ ابنمرتضی، ص ٧٧).
جعفربن مبشّر و جعفربن حرب را رؤسای فرقه جعفریه * دانستهاند ( رجوع کنید به شهرستانی، ج ١، ص ٣٥؛ سمعانی، ج ٢، ص ٦٧). همچنین با توجه به اینكه جعفربن مبشّر در رویگردانی اهل عانَه یا عانات (شهری در نزدیكی رود فرات؛ رجوع کنید به یاقوت حموی، ذیل «عانه») از پیروی مذهب سلیمانبن جریر و رویآوردنشان به مكتب اعتزال مؤثر بوده است ( رجوع کنید به خیاط، ص ٨٩)، میتوان وی را یكی از افراد مؤثر در معرفی و ترویج آرای معتزله دانست.
با اینكه جعفربن مبشّر در اندیشههای خود غالباً پیرو معتزله بوده، در مواردی آرای خاصی ارائه كرده است. وی، و به تَبَع او جعفریه، حضرت علی علیهالسلام را افضل از ابوبكر و بلكه فاضلترین فرد پس از رسولاللّه صلیاللّهعلیهوآلهوسلم دانستهاند، با این حال، وی امامت مفضول بر فاضل را جایز شمرده است (ابنابیالحدید، ج ١، ص ٧) و شاید به همین دلیل، جعفریه از زیدیه تلقی شدهاند ( رجوع کنید به ملطی شافعی، همانجا).
جعفربن مبشّر، همانند بیشتر معتزله، قائل به مخلوق بودن قرآن بود. همچنین وی و جعفربن حرب بر آن بودند كه خداوند قرآن را در لوح محفوظ آفریده است كه از آنجا به جای دیگر منتقل نخواهد شد، زیرا ممكن نیست شیء واحد در زمان واحد در دو مكان قرار گیرد. آنان مصاحف، شنیدهها و محفوظات قرآنی را فعل نویسندگان، شنوندگان و حافظان میشمردند، به این معنا كه قرآنِ مكتوب همان قرآن در لوح محفوظ نیست، بلكه حكایتی از آن است (اشعری، ص ١٩٢، ٥٩٩ -٦٠٠؛ قاضی عبدالجباربن احمد، ١٣٨٠، ج ٧، ص ١٩١؛ شهرستانی، ج ١، ص ٩٤)، لذا بر خلاف ابوالهُذَیلِ علاّف * معتقد بودند حكایت غیر از محكی است (قاضی عبدالجباربن احمد، ١٩٦٥، ص ٣٢٧) و مصاحف قرآنیای كه در دست بشر است، نه حقیقتاً كه مجازاً كلاماللّه است؛ اما، خیاط (ص ٨٢ ٨٣) انتساب این نظریه، یعنی مغایرت قرآن در لوح با آنچه در مصحفها نوشته شده است، را به جعفر نپذیرفته و از وی دفاع كرده است.
به جعفربن مبشّر و نیز جعفربن حرب این اعتقاد را نسبت دادهاند كه خدا قدرتِ ظلم بر عقلا را ندارد، بلكه بر ظلم به اطفال و مجانین تواناست ( رجوع کنید به شهرستانی، ج ١، ص٨٠؛ جرجانی، ج ٨، ص ٣٨١).
در باره تعریف گناه كبیره و صغیره، معتزله معتقد بودند كه كمیت و میزان گناه در كبیره یا صغیره بودن آن مؤثر است و نیز پرهیز از گناهان كبیره باعث بخشیده شدن گناهان صغیره میشود؛ اما، جعفربن مبشّر و جعفربن حرب بر این باور بودند كه قصد و نیت در این باره نقش اساسی دارد و لذا، هر گناهی كه عمداً صورت گیرد، كبیره است و كم یا زیاد بودن آن مهم نیست، از اینرو مرتكبِ آن فاسق و مستحق عقوبت است و ثوابِ ایمان به خدا و رسول برای او سودی ندارد، مگر اینكه توبه كند. مخالفت جعفربن مبشّر با سایر معتزله در خصوص فسق سارق نیز به این سبب بود كه آنان در نسبت دادن فسق به سارق به مقدارِ مالِ سرقت شده توجه داشتند و برای آن حد نصاب خاصی تعیین میكردند ( رجوع کنید به خیاط، ص ٨٣؛ اشعری، ص ٢٧٣؛ بغدادی، ص ١٦٨).
جعفربن مبشّر، بر اساس اصل منزلت بین منزلتین * ، فاسق را نه مؤمن و نه كافر بلكه موحد دانسته است. درعین حال، برخی ( رجوع کنید به خیاط، ص ٨١ ، به نقل از ابنراوندی؛ بغدادی، همانجا) این رأی را به او نسبت دادهاند كه مسلمانِ فاسق حتی بدتر از زندیق، مجوس، یهود و نصاراست و آن را مغایر با اصل منزلت بین منزلتین دانستهاند. خیاط (همانجا) این نسبت را رد كرده است.
جعفربن مبشّر معرفت خدا و احكام و صفات او را بدون نیاز به شرع و تنها با اكتفا به عقل ممكن میشمرده و قصور در این امر را عقلاً موجب عقاب و خلود در جهنم میدانسته است (شهرستانی، ج ١، ص ٩٤).
اكثر معتزله دنیا را دار ایمان، و خوارج آن را دار كفر و شرك میدانستند، اما جعفربن مبشّر و پیروانش آن را دار فسق معرفی میكردند. او همچنین، همانند جعفربن حرب و سایر معتزله، حضور خداوند در مكان را به معنای تدبیر حق و اینكه حق تعالی مُدَبّر هر مكانی است میشمرده است. در باره نفس نیز بر آن بوده كه نفس، جوهری غیر جسم است و تصریح میكرده كه امری بین جوهر و جسم است (اشعری، ص ١٥٧، ٣٣٧، ٤٦٤).
جعفربن مبشّر در فقه نیز آرایی داشته است. روش فقهی وی عمل به ظاهر قرآن، سنّت و اجماع، و با رأی و قیاس مخالف بوده است (خیاط، ص ٨٩؛ ابنندیم، ص ٢٠٨؛ د. اسلام ، همانجا). او بر این اساس كه در قرآن به حد شارب خمر تصریح نشده، در اجماع صحابه بر حد شارب خمر تشكیك كرد ( رجوع کنید به بغدادی، همانجا؛ جرجانی، ج ٨، ص ٣٨١؛ برای اطلاع بیشتر از آرای فقهی او رجوع کنید به خیاط، ص ٨٨ ٨٩؛ راوی، ص ١٤١).
جعفربن مبشّر در تفسیر نیز صاحبنظر بود ( رجوع کنید به خیاط، ص ٨١؛ ابنعساكر، ص ١٣٨؛ ابنمرتضی، ص ٧٦) و اگر چه آثار او در تفسیر قرآن در دست نیست، اما آرای او در برخی كتب تفسیری (برای نمونه رجوع کنید به طوسی، ذیل بقره: ١٧٨، توبه: ٦٠؛ طبرسی، ذیل بقره: ١٤٤) آمده است. نام جعفربن مبشّر در عداد سلسله راویان حدیث معروف نوف البَكّالی * نیز ذكر شده است ( رجوع کنید به خطیب بغدادی، ج ٧، ص ١٧٣). به گزارش ابنطاووس (ص ٦١) كتابی از جعفربن مبشّر نزد وی بوده كه در آن جعفر حدیثی نقل كرده است در باب وصیت حضرت علی به امام حسن علیهماالسلام در باره نحوه دفن ایشان و بشارت به اقامه حق بهدست حضرت مهدی عجلاللّهتعالی فرجهالشریف (نیز رجوع کنید به مجلسی، ج ٤٢، ص ٢١٥).
برخی آثار فقهی و كلامی جعفربن مبشّر در رد آرای مخالفان و دیگر فرق اسلامی است، از جمله كتاب علی اصحابالقیاس و الرأی یا الرد علی اربابالقیاس، التوحید علی اصنافالمشبهة و الجَهْمِیة و الرافضة یا الرد علی المشبهة و الجهمیة و الرافضة، كتابالیقین علی بُرغوث فی المخلوق، كتابٌ عَلی اصحاب اللطف، الحُجَّة علی اهلالبِدَع، كتابالمعارف علیالجاحظ و نقد كتاب إبنشَبیب فی الإرجاء. از دیگر كتابهای اوست: تنزیه الانبیاء، كتابالدار، الحكایة والمَحكی، الناسخ و المنسوخ. كتاب الاشربة، الاجتهاد، الاجماع ماهو، الطهارة، السنن یا السنن و الاحكام، الا´ثارالكبیر، الامر بالمعروف و النهی عنالمنكر، كتابالخراج، المسائل و الجوابات، معانی الاخبار و شرحها (خیاط، همانجا؛ ابنندیم، ص٤٠، ٢٠٨). با اینهمه، اكنون بهجز نقلقولهایی از آرای مختلف او در باره عرض یا جسم بودن قرآن ( رجوع کنید به اشعری، ص ٥٨٩ ٥٩٩)، هیچ نوشتهای از او در دست نیست.
منابع:
(١) ابنابیالحدید، شرح نهجالبلاغه ، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره ١٣٨٥ـ١٣٨٧/ ١٩٦٥ـ١٩٦٧، چاپ افست بیروت [ بیتا. (؛
(٢) ابناثیر؛
(٣) ابنحجر عسقلانی، لسانالمیزان ، چاپ عبدالفتاح ابوغده، بیروت ١٤٢٣/٢٠٠٢؛
(٤) ابنطاووس، فرحة الغری فی تعیین قبر امیرالمؤمنین علی علیهالسلام، چاپ تحسین آلشبیب موسوی، ) قم ( ١٤١٩/١٩٩٨؛
(٥) ابنعساكر، تبیین كذب المفتری فیما نسب الی الامام ابیالحسن الاشعری، بیروت ١٤٠٤/١٩٨٤؛
(٦) ابنمرتضی، كتاب طبقات المعتزلة، چاپ سوزانا دیوالد ـ ویلتسر، بیروت ١٣٨٠/١٩٦١؛
(٧) ابنندیم؛
(٨) اسماعیلبن علی ابوالفداء، المختصر فی اخبار البشر: تاریخ ابیالفداء، بیروت: دارالمعرفة، ) بیتا. (؛
(٩) علیبن اسماعیل اشعری، كتاب مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلّین ، چاپ هلموت ریتر، ویسبادن ١٤٠٠/ ١٩٨٠؛
(١٠) عبدالقاهربن طاهر بغدادی، الفرق بین الفرق ، چاپ محمد محییالدین عبدالحمید، بیروت: دارالمعرفة، ) بیتا. (؛
(١١) علیبن محمد جرجانی، شرح المواقف ، چاپ محمد بدرالدین نعسانی حلبی، مصر ١٣٢٥/١٩٠٧، چاپ افست قم ١٣٧٠ ش؛
(١٢) خطیب بغدادی؛
(١٣) عبدالرحیمبن محمد خیاط، كتاب الانتصار و الرد علیابن الروندی الملحد، چاپ نیبرگ، بیروت ١٩٨٦؛
(١٤) محمدبن احمد ذهبی، میزان الاعتدال فی نقدالرجال، چاپ علی محمد بجاوی، قاهره ١٩٦٣ـ١٩٦٤، چاپ افست بیروت ) بیتا. (؛
(١٥) عبدالستار عزالدین راوی، ثورة العقل: دراسة فلسفیة فی فكر معتزلة بغداد، بغداد ١٩٨٢؛
(١٦) سمعانی؛
(١٧) محمدبن عبدالكریم شهرستانی، الملل و النحل، چاپ احمد فهمی محمد، قاهره ١٣٦٧ـ ١٣٦٨/ ١٩٤٨ـ١٩٤٩، چاپ افست بیروت ) بیتا. (؛
(١٨) طبرسی؛
(١٩) طوسی؛
(٢٠) قاضی عبدالجباربن احمد، فرق و طبقات المعتزلة، چاپ علی سامی نشار و عصامالدین محمدعلی، ) اسكندریه ( ١٩٧٢؛
(٢١) همو، المحیط بالتكلیف، چاپ عمر سیدعزمی، ) قاهره ١٩٦٥ (؛
(٢٢) همو، المغنی فی ابواب التوحید و العدل، ج ٧، چاپ ابراهیم ابیاری، قاهره ١٣٨٠/ ١٩٦١؛
(٢٣) مجلسی؛
(٢٤) یوسف بن عبدالرحمان مزّی، تهذیب الكمال فی اسماءالرجال، چاپ بشار عواد معروف، بیروت ١٤٢٢/٢٠٠٢؛
(٢٥) مسعودی، مروج (بیروت)؛
(٢٦) محمدبن احمد ملطی شافعی، التنبیه و الرّد علی اهل الاهواء و البدع، چاپ محمد زاهد كوثری، ) قاهره ] ١٣٦٩؛
(٢٧) یاقوت حموی؛
(٢٨) EI ٢ , s.v. "Dja ـ far B . Mubash shir" (by A. N. Nader and J. Schacht).
/ شهناز شایانفر و گروه كلام و فرق /