دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٦٩٧
جعفربن حرب ، متكلم معتزلی قرن دوم و سوم. وی در طبقه هفتم معتزله و از رؤسای معتزلیان بغداد به شمار میآید. چون در منابع (برای نمونه رجوع کنید به خطیب بغدادی، ج ٨، ص ٤٢؛
ابناثیر، ج ٧، ص ٥٧) عمر وی ٥٩ سال و سال وفاتش ٢٣٦ ذكر شده است، میتوان سال ولادتش را ١٧٧ دانست. پدرش از نزدیكان خلیفه وقت بود و خودش در دستگاه واثق عباسی (حك : ٢٢٧ـ٢٣٢) منزلتی داشت. گویا خیابان باب حرب در مغرب بغداد، به پدر وی منسوب بوده است. جعفربن حرب در بصره نزد ابوالهُذَیلِ عَلّاف * ، كلام معتزلی را آموخت، اما شاگردی ابوالهذیل را رها كرد و در بغداد به شاگردی ابوموسیمُردار* در آمد كه، بهسبب زهدورزیاش، به راهبالمعتزله شهرت داشت. وی و جعفربن مبشّر *، شاگرد دیگر مردار، كه شاخه جعفریه را به او و جعفربن حرب نسبت دادهاند، در دنیاگریزی از مردار پیروی میكردند. جعفربن حرب در اواخر عمر زندگی زاهدانه و عزلت اختیار كرد، چنانكه نقل كردهاند به بهانه بیماری سل از شركت در مجالس مناظره واثق خودداری میكرد (مسعودی، ج ٥، ص ٢١؛
ابنندیم، ص ٢١٣؛
قاضی عبدالجباربن احمد، ١٩٧٢، ص ٧٨؛
خطیب بغدادی، همانجا؛
ابنجوزی، ج ١١، ص ٢٣٩؛
فخررازی، ص ٤٣؛
ابنمرتضی، ص ٧٣ـ٧٤). ظاهراً جعفر در دورهای از زندگی خود، بنا به رسم آن روزگار، در مناظرههای كلامی فراوانی شركت میكرد و در ترویج اصول اعتزال نقش داشت. منابع از غلبه او در مناظرهها خبر دادهاند، از جمله مناظره با زادانبختثنوی در دوران مأمون (حك : ١٩٨ـ ٢١٨) و مناظره با ابوجعفر محمدبن خلیل بغدادی معروف به سَكّاك، شاگرد هشامبن حَكَم، در باره حدوث علم خدا ( رجوع کنید به خیاط، ص١٦٩ـ ١٧٠؛
ماتریدی، ص١٦٩؛
ابنندیم، ص٢٣٣؛
قاضیعبدالجباربن احمد، ١٩٧٢، ص٧٩ـ٨٠؛
ابنمرتضی، ص٧٤). جعفر شاگردانی نیز داشت، از جمله ابوجعفر اِسكافی، عیسیبن هَیثَم صوفی و ابومُجالِد احمدبن حسین بغدادی (شهرستانی، ج ١، ص ٣١؛
ابنمرتضی، ص ٧٩، ٨٥).
رأی جعفربن حرب در باره صفات الاهی، همانند سایر معتزله، مبتنی بر یكی شمردن ذات و صفات بوده است. گفتهاند كه او بر همین مبنا، منكر آن بود كه خداوند از ازل سمیع و بصیر است، چرا كه صفات سمع و بصر مستلزم وجود مسموع و مبصَر در ازلاند؛
امری كه با حدوث جهان منافات دارد (برای نمونه رجوع کنید به ابنحزم، ج ٢، ص ٣٠٩).
جعفر، مانند سایر معتزله، مدافع اختیار انسان بوده و گویا در نفی مجبّره شدت به خرج میداده است. او رأی معتقدان به جبر را از همه فرقهها و ادیان غیراسلامی، حتی ملحدان، بدتر میدانسته است، بر این اساس كه همه فِرق فقط افعال نیك را به معبود خود نسبت میدهند و تنها اهل جبرند كه از نسبت دادن افعال زشت به خداوند ابایی ندارند ( رجوع کنید به قاضی عبدالجباربن احمد، ١٤٠٨، ص ٧٧٧ـ ٧٧٨).
اعتقاد عموم معتزله، از جمله ابوالهذیل علاّف، به حُسْن و قبح عقلی امور، این پرسش را پیش آورده بود كه آیا خدا بر ظلم قدرت دارد. برخی نقل كردهاند كه جعفربن حرب، مانند جعفربن مبشّر و نیز ابوجعفر اسكافی، بر آن بوده كه خدا قدرت ظلم بر عقلا را ندارد اما قادر است به كودكان و دیوانگان ظلم كند ( رجوع کنید به شهرستانی، ج ١، ص ٥٨ ٥٩؛
جرجانی، ج ٨، ص ٣٨١).
در باره نظریه لطف * (یعنی این نظریه كه فراهم كردن شرایط عمل به طاعت و ترك معصیت بدون مجبور كردن انسان، بر خدا واجب است)، جعفربن حرب در آغاز معتقد بوده است كه اگر خدا لطف خود را شامل حال كافران كند، آنان به اختیار خود ایمان میآورند، هرچند ثواب ایمانشان به پای ایمانی كه بدون چنین لطفی حاصل شده است نمیرسد. وی بعداً از این نظر عدول كرد و به رأی اكثر معتزله برگشت كه به سبب اعتقادشان به اختیار، ایمان آوردن كفار را وابسته به لطف الاهی نمیشمردند. همچنین وی توفیق و تسدید را لطف خدا میدانسته، اما آنها را موجب اجبار انسان به طاعت خدا نمیشمرده است (اشعری، ص ٢٤٦، ٢٦٢).
در باره استطاعت (قدرت انجام فعل)، جعفر معتقد بوده كه استطاعت برای افعال مباشر (افعالی كه بیواسطه انجام میشوند) قبل از انجام دادن فعل ضروری است و در حین انجام دادن فعل نیازی به آن نیست. افعال متولده (افعالی كه بر اثر فعل دیگر انجام میپذیرند؛
رجوع کنید به تولید * ) نیز میتوانند با استطاعتِ فعل اول انجام بگیرند و لذا استطاعت ممكن است در زمان انجام شدن فعل متولد از بین رفته باشد و فعل متولد میتواند بر اثر قدرتی كه معدوم شده است پدید بیاید (همان، ص ٢٣٢).
در باره ماهیت روح گفتهاند كه جعفر، بر مبنای آیه ٨٥ سوره اسراء، قائل به ترجیح سكوت بوده است. او با فرق گذاشتن میان روح (كه امری الاهی و ورای ادراك است) و نفْس، همانند سایر معتزله بغداد، نفْس را عَرَض و آلت بدن میشمرده است (برای نمونه رجوع کنید به همان، ص ٣٣٤، ٣٣٧).
در مسئله امامت، او مانند جعفربن مبشّر، امامت را از مصالح دین و شناخت آن را به عقل میدانسته است. این دو بر همین اساس امامت مفضول بر فاضل را جایز میشمردهاند، چرا كه امامت برای اجرای اموری چون اقامه حدود و قضاوت و جنگ و سایر مسائل اجتماع است و قرار گرفتن این كار برعهده مفضول با وجود فاضل رواست (شهرستانی، ج ١، ص١٦٠).
جعفربن حرب در تفسیر و فقه نیز آرایی داشته است ( رجوع کنید به علمالهدی، ج٢، جزء٤، ص١٥٦؛
طوسی، ج٢، ص٦٠١؛
طبرسی، ذیل آلعمران: ١٥٢، اعراف: ٨٩، ١٠١؛
مجلسی، ج٢٠، ص٣٠؛
برای دیگر آرای كلامی جعفربن حرب رجوع کنید به خیاط، ص ١٥٣؛
اشعری، ص ٢٠٣، ٢٤٠، ٢٤٦ـ٢٤٧، ٢٥٤، ٣٤٥، ٣٧٠، ٤١٥، ٤٢٩؛
مفید، ص ١٠٢ـ١٠٣؛
نیز رجوع کنید به جعفربن مبشّر * ).
جعفربن حرب آثار متعددی در مسائل كلامی و فقهی نوشته كه هیچیك از آنها باقی نمانده است. آثار او را به دو قسم «جلی» و «دقیق» تقسیم كردهاند. از آثار جلی و واضح كه در دوره زهد او تألیف شده و مخاطب آن عامه بودهاند، اینهاست: الاصول الخمس، نصیحة العامة، المسترشد، المتعلم و الایضاح . از دیگر آثار او اینها را ذكر كردهاند: الاستقصاء، متشابه القرآن، الرد علی اصحاب الطبایع ، المسائل فیالنعیم ، توبیخ ابیالهذیل كه در آن ظاهراً آرای ابوالهذیل را منتهی به قول دهریه شمرده است، و نیز كتابی در تكفیر نَظّام و رأی او در ابطال جزء لایتجزا. آثار «دقیق» او ظاهراً در باره مسائلی با عمومیت كمتر است كه به دقتِ بیشتری نیاز داشته است ( رجوع کنید به خیاط، ص ١٨٦؛
ابنندیم، ص ٣٩، ٢١٣؛
قاضی عبدالجباربن احمد، ١٩٧٢، ص ٧٨؛
بغدادی، ص ١٢٢، ١٣٣؛
ابنمرتضی، ص ٧٣).
در رد آرای جعفربن حرب چند كتاب نوشته شده است، از جمله الرد علی جعفربن حرب نوشته بُرغوث (متوفی ٢٤٠ یا ٢٤١) و الحرب علی جعفربن حرب تألیف عبدالقاهر بغدادی (متوفی ٤٢٩). متكلمان شیعه در رد نظریه امامت وی تألیفاتی داشتهاند، كه از جمله است كتاب النقض علی جعفربن حرب فیالامامة از حسنبن موسی نوبختی (متوفی بین ٣٠٠ تا ٣١٠) و النقض فی الامامة علی جعفربن حرب از شیخمفید (متوفی ٤١٣؛
بغدادی، ص ١٦٩؛
نجاشی، ص ٦٤، ٤٠٠؛
ذهبی، ج ١٠، ص ٥٥٤).
منابع:
(١) ابناثیر؛
(٢) ابنجوزی، المنتظم فی تاریخ الملوك و الامم ، چاپ محمدعبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٣) ابنحزم، الفصل فی الملل و الاهواء و النحل، چاپ محمدابراهیم نصر و عبدالرحمان عمیره، بیروت ١٤٠٥/١٩٨٥؛
(٤) ابنمرتضی، كتاب طبقات المعتزله، چاپ سوزانا دیوالد ـ ویلتسر، بیروت ١٤٠٩/١٩٨٨؛
(٥) ابنندیم؛
(٦) علیبن اسماعیل اشعری، كتاب مقالات الاسلامیین و اختلاف المصلّین ، چاپ هلموت ریتر، ویسبادن ١٤٠٠/١٩٨٠؛
(٧) عبدالقاهربن طاهر بغدادی، الفرق بین الفرق، چاپ محمد محییالدین عبدالحمید، بیروت: دارالمعرفة، [ بیتا. (؛
(٨) علیبن محمد جرجانی، شرح المواقف، چاپ محمد بدرالدین نعسانی حلبی، مصر ١٣٢٥/١٩٠٧، چاپ افست قم ١٣٧٠ ش؛
(٩) خطیب بغدادی؛
(١٠) عبدالرحیمبن محمد خیاط، الانتصار و الرد علیابن الراوندی الملحد، چاپ محمد حجازی، قاهره ) ١٩٨٨ (؛
(١١) ذهبی؛
(١٢) محمدبن عبدالكریم شهرستانی، الملل و النحل ، چاپ محمد سیدكیلانی، بیروت ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(١٣) طبرسی؛
(١٤) محمدبن حسن طوسی، العدة فی اصول الفقه، چاپ محمدرضا انصاری قمی، قم ١٣٧٦ ش؛
(١٥) علیبن حسین علمالهدی، امالی السیدالمرتضی، ج ٢، چاپ احمدبن امین شنقیطی، قاهره ١٣٢٥/١٩٠٧، چاپ افست قم ١٤٠٣؛
(١٦) محمدبن عمر فخررازی، اعتقادات فرق المسلمین و المشركین ، چاپ محمد معتصمباللّه بغدادی، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٦؛
(١٧) قاضی عبدالجباربن احمد، شرح الاصول الخمسة، چاپ عبدالكریم عثمان، قاهره ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(١٨) همو، فرق و طبقات المعتزله، چاپ علی سامی نشار و عصامالدین محمدعلی، ) اسكندریه ] ١٩٧٢؛
(١٩) محمدبن محمد ماتریدی، كتاب التوحید، چاپ فتحاللّه خلیف، استانبول ١٩٧٩؛
(٢٠) مجلسی؛
(٢١) مسعودی، مروج (بیروت)؛
(٢٢) محمدبن محمد مفید، اوائل المقالات فی المذاهب و المختارات، چاپ مهدی محقق، تهران ١٣٧٢ ش؛
(٢٣) احمدبن علی نجاشی، فهرست اسماء مصنّفیالشیعة المشتهر ب رجال النجاشی، چاپ موسی شبیری زنجانی، قم ١٤٠٧.
/ شهناز شایانفر و گروه كلام و فرق /