دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٦٩٠
جَعْدبن دِرهَم ، از متكلمان نیمه نخست قرن دوم كه بهسبب قَدَری بودن و قول به خلق قرآن مشهور است. در باره اصل و نسب وی اختلافنظر وجود دارد. ثعالبی (ص ٤٣) او را از موالی بنیمروان، سمعانی (ج ٢، ص ٦٦) از موالی سُوَیدبن غَفْلَه، ابننباته (ص ١٨٥) از موالی بنیحَكَم، و ابنكثیر (ج ٩، ص ٢٤٦) از موالی ثوریین/ ثوریان دانستهاند. ابنتَیمیه (١٣٩٢، ج ١، ص ٢٧٧) او را جذریالاصل معرفی كرده است. اصل او را غالباً از حَرّان (همو، ١٤٠٦، ج ٢، ص ١٩٢؛ ذهبی،١٤١٠، حوادث و وفیات ١٠١ـ١٢٠ ه ، ص ٣٣٧؛ ابوحامدبن مرزوق، ص ٩) و گاهی از خراسان (ابنكثیر، ج ٩، ص ٣٨٢؛ د. اسلام ، چاپ دوم، ذیل «ابندرهم») دانستهاند كه ممكن است خراسان هم تصحیف حَرّان باشد ( رجوع کنید به اس ، ج ٢، ص ٤٥١، پانویس). گاهی نیز اصل او از همدان دانسته شده است ( رجوع کنید به طبری، ج ٦، ص ٥٩١؛ ابنكثیر، ج ٩، ص ٢٤٦). در باره تاریخ و محل تولد او اطلاع دقیقی در دست نیست، همین قدر میدانیم كه تا پیش از بیان آرای خود در باره صفات خدا و خلق قرآن ( رجوع کنید به ادامه مقاله)، در دمشق زندگی میكرده و در ایام خلافت هشام بن عبدالملك (حك : ١٠٥ـ ١٢٥)، بهسبب نامقبول بودن نظرهایش، تحت تعقیب قرار گرفته و به كوفه گریخته است ( رجوع کنید به ابناثیر، ج ٥، ص ٢٦٣؛ ابنكثیر، ج ٩، ص ٣٨٢).
جعد دایی و مربی مروانبن محمد، آخرین خلیفه اموی، و نیز مربی فرزندش بود. از اینرو، مروان به جعدی شهرت یافته است ( رجوع کنید به ابنندیم، ص ٤٠١؛ ابنعساكر، ج ٥٧، ص ٣٢٨؛ ابناثیر، ج ٥، ص ٤٢٩؛ ذهبی، ١٤١٠، حوادث و وفیات ١٠١ـ١٢٠ ه ، همانجا؛ همو، ١٤٠١ـ١٤٠٩، ج ٥، ص ٤٣٣؛ ابننباته؛ ابنكثیر، همانجاها؛ قلقشندی، ج ١، ص ١٦٢؛ برای نقد نسبت خانوادگی جعد و مروان رجوع کنید به خالدالعلی، ص ٤٨).
جعد از شاگردان و ارادتمندان وَهْب بن مُنَبّه * بود ( رجوع کنید به ذهبی، ١٤٠١ـ١٤٠٩، ج ٤، ص ٥٤٧؛ ابنكثیر، همانجا). ممكن است جعد قول به قدر را از وهب گرفته باشد، چرا كه بنا بر گزارشها، وهْب مدتی بر این نظر بوده و كتابی هم در باره قدر نوشته بوده است (رجوع کنید به ابنعساكر، ج ٦٣، ص ٣٨٥ـ٣٨٦)؛ اما، نظر وهب تغییر كرده، در حالیكه جعد قدری باقی مانده است. همچنین طبق گزارشهای موجود، وهب در باره توجه فوقالعاده جعد به مسئله صفات خدا هشدار داده و او را از غور در این مسئله منع نموده بود ( رجوع کنید به ذهبی، ١٤١٠، حوادث و وفیات ١٠١ـ١٢٠ ه ، ص ٣٣٨؛ ابنكثیر، همانجا).
جعد مدتی زندانی بود و پیش از سال ١٢٥، احتمالاً در سال ١٢٤ یا ١٢٠، ظاهراً بهسبب عقاید غیرمتعارفش، و چهبسا به علل سیاسی، به امر هشامبن عبدالملك و به دست خالدبن عبداللّه قسری *، والی كوفه، در ملاعام بهقتل رسید ( رجوع کنید به بخاری، ص ٢٩ـ ٣٠؛ دارمی، ص ٤، ١٠٠؛ ابناثیر، ج ٥، ص ٢٦٣؛ ابنتیمیه، ١٣٩٢، همانجا؛ ذهبی، ١٤١٠، حوادث و وفیات ١٠١ـ١٢٠ه ، ص٣٣٧ـ ٣٣٨؛ همو، ١٤٠١ـ١٤٠٩، ج٥، ص٤٣٣؛ ابنكثیر، همانجا؛ نیز رجوع کنید به د. اسلام ، همانجا). اگر زمان حكومت خالد بركوفه سالهای ١٠٥ تا ١٢٠ بوده باشد و جعد در ١٢٤ كشته شده باشد، در اصالت داستان نحوه قتل او، كه در روز عید قربان و به صورت قربانی كردن جعد بوده، میتوان تردید كرد؛ اما، چون در ذكر دقیق سالها ممكن است اشتباه شده باشد و ماجرای جعد و خالد بارها نقل شده است، این گزارش را فیالجمله باید درست تلقی كرد (برای اطلاعات بیشتر در باره زندگی جعد رجوع کنید به خالدالعلی، ص ٤٧ـ٥٣).
در منابع، عقاید مختلفی به جعد نسبت داده شده است. این عقاید را میتوان ذیل دو عنوان كلی تقسیم كرد: قول به قَدَر و میل به تنزیه مطلق.
جعد قائل به قَدَر (در اینجا یعنی اختیار مطلق انسان) بود و از پیشگامان این اندیشه در عالم اسلامی محسوب میشود ( رجوع کنید به بغدادی، ص ١٩؛
اسفراینی، ص ١٣؛
ابنجوزی، ص ١١٨؛
ابناثیر، ج ٥، ص ٤٢٩؛
قس حیدر، ج ٢، جزء ٣، ص ١٢٢، كه قدر را در اینجا به معنای جبر گرفته كه اشتباه است). اقوال دیگری كه به جعد نسبت داده شده، همگی روایتهایی از قول او به قدر است از جمله اینكه او پدر را خالق حقیقی و خدا را خالق مجازی طفل میدانسته، یا به وجود آمدن جانوران كوچك در گوشت فاسد را نشانه قدرت انسان در به وجود آوردن آنها میشمرده، یا اینكه ایجاد خمر را كه اسباب معصیت است، نه فعل خدا كه فعل بشر به حساب میآورده است ( رجوع کنید به بغدادی، ص ٢٧٩؛
ابنحزم، ج ٥، ص٧٠؛
برای توضیحات بیشتر در باره آرای جعد و نسبت او با اندیشه قدری رجوع کنید به جهانگیری، ص ٣ـ٦). حتی این نظر جعد را كه نظر (تفكر) اوّلی كه معرفت از آن حاصل میشود، فعلی بدون فاعل است ( رجوع کنید به بغدادی، همانجا؛
اسفراینی، ص ٨٢)، میتوان بر مبنای تمایل او به كاملاً مختار دیدن انسان تفسیر كرد، چرا كه با فاعل نداشتن این تفكر اولیه، انتساب آن به خداوند منتفی میشود.
تمایل جعد به تنزیه مطلق در دو مسئله به صورت بارز نمایان است، یكی نظر او در باره خلق قرآن و دیگر آرای او در باره صفات خدا. در هر دو این مسائل آرای او پیشاهنگ آرای جَهْمیه * و معتزله * است.
جعد نظریه خلق قرآن را مطرح و ازلی و قدیم بودن آن را رد كرده است ( رجوع کنید به ابناثیر، ج ٧، ص ٧٥؛
ابنتیمیه، ١٣٨٩، ج ١، ص ١٥٦، ١٦٢؛
برای توضیح در باره ابننظریه و آرای دیگران رجوع کنید به ابنتیمیه، ١٣٩٩ـ١٤٠٣، ج١، ص٢٦٧ـ٢٦٩، ج٢، ص ١١١؛
ذهبی، ١٤١٠، حوادث و وفیات ١٠١ـ١٢٠ ه ، ص ٣٣٧؛
ابنكثیر، همانجا؛
برای توضیحات بیشتر در باره نظر جعد در باره خلق قرآن رجوع کنید به مادلونگ، ص ١٠٧ـ ١٠٨).
همچنین گفته شده كه او صفات خداوند، به ویژه صفت متكلم، را نفی میكرد و نخستین كسی است كه در اسلام چنین رأیی داشته است ( رجوع کنید به ابنتیمیه، ١٣٩٢، ج ١، ص ٢٧٧؛
همو، ١٣٩٩ـ١٤٠٣، ج ١، ص ٣١٢، ج ٦، ص ٢٦٦؛
ذهبی، ١٤١٠، حوادث و وفیات ١٠١ـ١٢٠ ه ، همانجا). از توضیحاتی كه در منابع آمده میتوان دریافت كه او از نسبت دادن صفاتی به خدا كه میتوانسته جنبه تشبیهی داشته باشد (مانند تكلم) پرهیز داشته است. نفی دوستی ابراهیم با خداوند را، كه در منابع مربوط به ماجرای قتل او از قول خالدبن عبداللّه قسری به آن اشاره شده، و نیز انكار استوای خداوند بر عرش ( رجوع کنید به ابنتیمیه، ١٣٩٢، ج ١، ص ١٢٧) را نیز باید بر اساس همین رویكرد تنزیهی تفسیر كرد.
عقاید جعد، كه در زمان خودش بدعت محسوب میشده، سبب شده است او را زندیق و حتی مانوی مسلك بدانند ( رجوع کنید به ابنندیم، ص ٤٠١؛
ثعالبی، ص ٤٤؛
ابنعساكر، ج ٩، ص ١٧٦؛
ابناثیر، ج ٥، ص ٤٢٩؛
ذهبی، ١٤١٠، حوادث و وفیات ١٠١ـ١٢٠ ه ، همانجا). همچنین آرای او را با سلسلهای از اشخاص به یهودیان پیوند دادهاند ( رجوع کنید به ابناثیر، ج ٧، ص ٧٥؛
ابنكثیر، همانجا). اینگونه تحلیلها را میتوان افسانههای برساخته مخالفان دانست ( رجوع کنید به مادلونگ، ص ٩٩ـ١٠٠).
عقاید جعد بیواسطه بر جَهْم بن صَفْوان، پیشاهنگ فرقه جهمیه، اثر داشته ( رجوع کنید به بخاری، ص٣٠؛
ابنتیمیه، ١٣٩٢، ج ١، ص ٤٤٨؛
ابنكثیر، همانجا) و او موضع تنزیهی خود و قول به خلق قرآن را از او گرفته است؛
اما، در زمینه قدر جهم با جعد موافق نبوده و از مُجَبِّره * (گروهی كه به جبر انسان معتقد بودند) محسوب میشده است ( رجوع کنید به جهمیه * ).
معتزله علاوه بر مسائل خلق قرآن و صفات خدا، در مسئله قدر و اختیار نیز ادامهدهنده راه جعد محسوب میشوند (در باره مسئله اختیار از نظر معتزله رجوع کنید به بوعمران، ١٣٨٢ ش؛
نیز رجوع کنید به معتزله * ).
در برخی منابع، به جعدیانی اشاره شده است كه عقاید تشبیهی داشته و از فرق خوارج دانسته شدهاند. این گروه را نباید با پیروان جعدبن درهم اشتباه كرد ( رجوع کنید به مشكور، ذیل «جعدیه»).
منابع:
(١) ابناثیر؛
(٢) ابنتیمیه، بیان تلبیس الجهمیة فی تأسیس بدعهم الكلامیة، او، نقض تأسیس الجهمیة، چاپ محمدبن عبدالرحمانبن قاسم، [ بیجا ( : مؤسسه قرطبه، ) ? ١٣٩٢ (؛
(٣) همو، جامعالرسائل، ج ١، چاپ محمدرشاد سالم، رساله ١٠: رساله فی الجواب عمَّن یقول ان صفات الرب تعالی نسب و اضافات و غیرذلك ، قاهره ١٣٨٩/١٩٦٩؛
(٤) همو، درء تعارض العقل و النقل، چاپ محمدرشاد سالم، ) ریاض ( ١٣٩٩ـ١٤٠٣/ ١٩٧٩ـ١٩٨٣؛
(٥) همو، منهاج السنة النبویة، چاپ محمدرشاد سالم، ) حجاز ( ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(٦) ابنجوزی، تلبیس ابلیس، چاپ سید جمیلی، بیروت ١٤٠٩/١٩٨٩؛
(٧) ابنحزم، الفصل فی الملل و الاهواء و النحل، چاپ محمدابراهیم نصر و عبدالرحمان عمیره، بیروت ١٤٠٥/١٩٨٥؛
(٨) ابنعساكر، تاریخ مدینة دمشق ، چاپ علی شیری، بیروت ١٤١٥ـ١٤٢١/ ١٩٩٥ـ٢٠٠١؛
(٩) ابنكثیر، البدایة و النهایة، چاپ علی شیری، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(١٠) ابننباته، كتاب سرح العیون: شرح رسالة ابنزیدون، ) قاهره ١٩٢٩ (؛
(١١) ابنندیم؛
(١٢) ابوحامدبن مرزوق، التوسل بالنبی و بالصالحین، استانبول ١٣٦٥ ش؛
(١٣) شهفوربن طاهر اسفراینی، التبصیر فیالدین و تمییز الفرقة الناجیة عن الفرق الهالكین، چاپ محمدزاهد كوثری، قاهره ١٣٥٩/١٩٤٠؛
(١٤) محمدبن اسماعیل بخاری، خلق افعال العباد، چاپ عبدالرحمان عمیره، بیروت ١٤١١/١٩٩١؛
(١٥) عبدالقاهربن طاهر بغدادی، الفرق بین الفرق ، چاپ محمد محییالدین عبدالحمید، قاهره: مكتبة محمدعلی صبیح و اولاده، ) بیتا. (؛
(١٦) بوعمران، مسئله اختیار در تفكر اسلامی و پاسخ معتزله به آن ، ترجمه اسماعیل سعادت، تهران ١٣٨٢ ش؛
(١٧) عبدالملكبن محمد ثعالبی، لطائف المعارف ، چاپ ابراهیم ابیاری و حسن كامل صیرفی، ) قاهره ? ١٣٧٩/١٩٦٠ ]؛
(١٨) محسن جهانگیری، «قدریان نخستین»، معارف، دوره ٥، ش ١ (فروردین ـ تیر ١٣٦٧)؛
(١٩) اسد حیدر، الامام الصادق و المذاهب الاربعة، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٢٠) خالد العلی، جهم بن صفوان و مكانته فی الفكر الاسلامی ، بغداد ١٩٦٥؛
(٢١) عثمانبن سعید دارمی، كتاب الردّ علی الجهمیة، چاپ یوستا ویتستام، لوند ١٩٦٠؛
(٢٢) محمدبن احمد ذهبی، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام ، چاپ عمر عبدالسلام تدمری، حوادث و وفیات ١٠١ـ١٢٠ ه ، بیروت ١٤١٠/١٩٩٠؛
(٢٣) همو، سیراعلام النبلاء، چاپ شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت ١٤٠١ـ١٤٠٩/ ١٩٨١ـ ١٩٨٨؛
(٢٤) سمعانی؛
(٢٥) طبری، تاریخ (بیروت)؛
(٢٦) احمدبن علی قلقشندی، مآثر الانافة فی معالم الخلافة، چاپ عبدالستار احمد فراج، كویت ١٩٦٤، چاپ افست بیروت ١٩٨٠؛
(٢٧) ویلفرد مادلونگ، مكتبها و فرقههای اسلامی در سدههای میانه، ترجمه جواد قاسمی، مشهد ١٣٧٥ ش؛
(٢٨) محمدجواد مشكور، فرهنگ فرق اسلامی ، مشهد ١٣٦٨ ش؛
(٢٩) EI ٢, s.v. "Ibn Dirham" (by G. Vajda);
(٣٠) Josef van Ess, Theologie und Gesellschaft im ٢. und ٣. Jahrhundert Hidschra: eine Geschichte des religiosen Denkens im fruhen Islam , Berlin ١٩٩١-١٩٩٧.
/ سیدعلی طالقانی و گروه كلام و فرق /