دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٦٨٩
جَعبَری ، برهانالدین ابراهیمبن عمر ، عالم قرائت و دانشمند ذوفنون شافعی مذهب در قرن هفتم و هشتم. وی در حدود سال ٦٤٠، در قلعه جَعْبَر * به دنیا آمد (اسنوی، ج ١، ص ١٨٦؛ ابنجزری، ج ١، ص ٢١). كنیهاش را ابومحمد (ابنجزری، همانجا؛ بغدادی، ج ١، ستون ١٤) و ابواسحاق (ابوالفداء، ج ٤، ص ١٢٥؛ وادی آشی، ص ٤٧؛ اسنوی، همانجا؛ ابنقاضی شُهبَه، ج ٢، ص ٣١٨؛ حنبلی، ج ٢، ص ١٥٣) ذكر كردهاند. بروكلمان ( > ذیل <، ج ٢، ص ١٣٤)، به اشتباه، كنیهاش را ابوالعباس ذكر كرده است. جعبری به ابنسرّاج (ابن حجر عسقلانی، ج ١، ص ٥١)، شیخالخلیل (همانجا؛ حنبلی، همانجا) و شیخالقرّاء (ابنوردی، ج ٢، ص ٤٢٩) نیز مشهور بوده و به گفته ابنحجر عسقلانی (همانجا)، لقب او در بغداد تقیالدین و در جاهای دیگر برهانالدین بوده است. او در حدود نُه سالگی ( رجوع کنید به وادیآشی، همانجا)، به استماع حدیث پرداخت و اجازه روایت گرفت ( رجوع کنید به ابنحجر عسقلانی، همانجا).
جعبری بعد از سال ٦٦٠ به بغداد سفر كرد (همانجا) و در آنجا قرائتهای هفتگانه را از محضر ابوالحسن وجوهی (متوفی ٦٧٢) و قرائتهای دهگانه را از محضر منتجب تكریتی (متوفی ٦٨٨) فراگرفت (ابنتغری بردی، ج ١، ص ١٣٢؛ صفدی، ج ٦، ص ٧٣). او همچنین كتاب التعجیز فی مختصرالوجیز من فقهالشافعی را نزد مؤلف آن، تاجالدینبن یونس (ابنوردی، همانجا؛ ابنشاكر كتبی، ج ١، ص ٣٩؛ صفدی، ج ٦، ص ٧٣ـ٧٤؛ ابنحجر عسقلانی، همانجا)، در موصل (ابوالفداء، همانجا) خواند و فقه را از وی آموخت (ابنقاضی شهبه، ج ٢، ص ٣١٩).
جعبری بعدها به دمشق رفت و مدتی در آنجا به استماع حدیث (همانجا) و بحث و مناظره (ابنشاكر كتبی؛ ابنتغری بردی، همانجاها) پرداخت، سپس حدود چهل سال در شهر الخلیل اقامت گزید (ابنوردی؛ ابنقاضی شهبه، همانجاها) و تا پایان عمر، شیخ این شهر بود (ابنحجر عسقلانی، همانجا؛ حنبلی، ج ٢، ص ١٥٤).
برخی دیگر از استادان وی عبارت بودند از: جمالالدین محمدبن سالم مَنبجی، ابراهیمبن خلیل، كمالبن وَضاح، عمادبن اشرف عَلوی و عبدالرحیمبن زجّاج (ابنحجر عسقلانی، همانجا؛ برای اطلاع از دیگر استادان جعبری رجوع کنید به وادیآشی، همانجا). او همچنین برای نقل قرائتهای مختلف، از شریفبن بدر داعی اجازه داشت (صفدی، ج ٦، ص ٧٣). عدهای نیز در محضر جعبری قرائتهای مختلف را فراگرفتند (ابنجزری، ج ١، ص ٢١). فقیه نامور امامیه، محمدبن مكی معروف به شهید اول، از شاگردان وی در علم قرائت بود (شهید اول، ص ٢٣).
جعبری افزون بر دانش قرائت، با علوم گوناگون، نظیر ادبیات عرب، شعر، حدیث، فقه، اصول و علوم قرآن آشنا بود و این، از تنوع موضوعات و كثرت تألیفات او استفاده میشود (رجوع کنید به یافعی، ج ٤، ص ٢١٤؛ حنبلی، همانجا). مقبولی اَهدَل، مصحح كتاب رسوخ الاحبار فی منسوخ الاخبار تألیف جعبری، نام ١٥١ كتاب از تألیفات جعبری را ذكر كرده است ( رجوع کنید به جعبری، مقدمه، ص ٥٣ ٦٩).
بسیاری از تألیفات او به نظم است كه یكی از مهمترین آنها قصیدهای با عنوان نزهة البررة فی القراآت العشرة است (برای اطلاع از برخی آثار منظوم وی رجوع کنید به وادیآشی، همانجا). شمسالدین محمدبن احمد ذهبی (متوفی ٧٤٨) تصریح كرده كه این اثر را از خود جعبری فراگرفته است (ذهبی، ص ١١٦). برخی از مهمترین آثار جعبری بدین قرار است: كنزالمعانی فی شرح حرزالامانی یا شرح شاطبیه ؛ جمیله ارباب المراصد فی شرح عقیلة اتراب القصائد ، كه به اختصار آن را الابحاث الجمیلة فی شرحالعقیلة گفتهاند؛ رُسومالتحدیث فی علوم الحدیث (وادیآشی، ص ٤٨)؛ الكتاب المعتبر فی اختصار المختصر ، كه خلاصهای است از كتاب المختصر در فقه، تألیف ابنحاجب (متوفی ٦٤٦)؛ الاهتداء فیالوقف و الابتداء (بغدادی، ج ١، ستون ١٥)؛ تَدمیث التذكیر فی التأنیث و التذكیر ، و دیوان شعر، كه هر دو در مصر چاپ شده است (سركیس، ج ١، ستون ٦٩٩). اثری دیگر از وی با عنوان رسوخ الاحبار فی منسوخ الاخبار یك بار در ١٤٠٩ در بیروت، به تحقیق حسنمحمد مقبولی اهدل، و بار دیگر در ١٤١٠ در ریاض، به تحقیق بهاء محمد شاهد، چاپ و منتشر شده است (عطیه و دیگران، ج ٢، ص ٧٠٧؛ برای اطلاع تفصیلی از آثار وی رجوع کنید به بروكلمان، > ذیل <، ج ٢، ص ١٣٤ـ ١٣٥؛ جعبری، مقدمه مقبولی اهدل، ص ٥٣ ٦٩). جعبری در ٩٢ سالگی (ابنكثیر، ج ٧، جزء ١٤، ص ١٦٨)، به سال ٧٣٢ در شهر الخلیل از دنیا رفت (اسنوی؛ ابنجزری، همانجاها).
منابع:
(١) ابن تغری بردی، المنهلالصافی، ج ١، چاپ محمد محمدامین، قاهره ١٩٨٤؛
(٢) ابنجزری، غایة النهایة فی طبقات القرّاء، چاپ برگشترسر، قاهره [ بیتا. (؛
(٣) ابن حجر عسقلانی، الدرر الكامنة فی اعیان المائة الثامنة، چاپ محمد سید جاد الحق، قاهره ١٣٨٥/١٩٦٦؛
(٤) ابنشاكر كتبی، فواتالوفیات، چاپ احسان عباس، بیروت ١٩٧٣ـ١٩٧٤؛
(٥) ابنقاضی شهبه، طبقات الشافعیة، چاپ حافظ عبدالعلیمخان، حیدرآباد دكن ١٣٩٨ـ١٤٠٠/ ١٩٧٨ـ١٩٨٠؛
(٦) ابنكثیر، البدایة و النهایة، ج ٧، چاپ احمد ابوملحم و دیگران، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(٧) ابنوردی، تاریخ ابنوردی، نجف ١٣٨٩/١٩٦٩؛
(٨) اسماعیل بن علی ابوالفداء، المختصر فی أخبار البشر، ج ٤، چاپ محمد زینهم محمد عزب و یحیی سید حسین، قاهره )١٩٩٩ ]؛
(٩) عبدالرحیمبن حسن اسنوی، طبقات الشافعیة، چاپ كمال یوسف حوت، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(١٠) اسماعیل بغدادی، هدیة العارفین ، ج ١، در حاجیخلیفه، ج ٥؛
(١١) ابراهیمبن عمر جعبری، رسوخ الاحبار فی منسوخالاخبار، چاپ حسن محمد مقبولی اهدل، بیروت ١٤٠٩/١٩٨٨؛
(١٢) مجیرالدین عبدالرحمانبن محمد حنبلی، الانسالجلیل بتاریخ القدس و الخلیل، نجف ١٣٨٦/١٩٦٦، چاپ افست قم ١٣٦٨ ش؛
(١٣) محمدبن احمد ذهبی، معجم شیوخالذهبی، چاپ روحیه عبدالرحمان سیوفی، بیروت ١٤١٠/١٩٩٠؛
(١٤) یوسفالیان سركیس، معجم المطبوعات العربیة و المعرّبة، قاهره ١٣٤٦/١٩٢٨، چاپ افست قم ١٤١٠؛
(١٥) محمدبن مكی شهید اول، الدروس الشرعیة فی فقه الامامیة، قم ١٤١٢ـ١٤١٤؛
(١٦) صفدی؛
(١٧) محیی الدین عطیه، صلاحالدین حفنی و محمد خیر رمضان یوسف، دلیل مؤلفات الحدیث الشریف المطبوعة القدیمة و الحدیثة، بیروت ١٤١٦/١٩٩٥؛
(١٨) محمدبن جابر وادیآشی، برنامج الوادی آشی، چاپ محمد محفوظ، بیروت ١٩٨٢؛
(١٩) عبداللّه بن اسعد یافعی، مرآة الجنان و عبرة الیقظان، بیروت ١٤١٧/١٩٩٧؛
Carl Brockelmann, Geschichte der arabischen Litteratur , Leiden ١٩٤٣-١٩٤٩, Supplementband,١٩٣٧-١٩٤٢.
/ مقدادابراهیم كوشالی /