دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٦٧٧
جَسّاسه ، موجودی مجهولالهویه در جزیرهای نامعلوم و نام حدیثی از تمیمالداری * در باره ظهور دجّال. در میان احادیثِ راجع به دجّال، حدیث جسّاسه جایگاه ویژهای دارد. این حدیث، كه فقط در مجامع حدیثی اهل سنّت ( رجوع کنید به ابنحنبل، ج ٦، ص ٣٧٣ـ٣٧٤، ٤١٣، ٤١٧ـ ٤١٨؛ مسلمبن حجاج، ج ٨، ص ٢٠٣ـ ٢٠٥؛ ابنماجه، ج ٢، ص ١٣٥٤ـ ١٣٥٥؛ ابوداوود، ج ٤، ص ١١٨ـ١١٩) آمده، در بر دارنده حكایتی است از زبان تمیمالداری كه برای پیامبر اسلام نقل كرده است. بنا بر این حدیث، رسولاكرم حكایت مذكور را بالای منبر برای مردم بازگفته و آن را مؤید سخن خود در باره دجّال شمرده است ( رجوع کنید به مسلمبن حجاج، ج ٨ ، ص ٢٠٥).
حكایت تمیم بدین قرار است كه وی با گروهی سوار كشتی میشود، آنان در راه گرفتار طوفان میشوند سپس به جزیرهای میروند و در آنجا با جانوری كه خود را جسّاسه معرفی میكند روبرو میگردند. جسّاسه از این گروه میخواهد به محلی در آن جزیره بروند كه دجّال در آنجا محبوس است و مشتاق شنیدن خبرهایی از آنهاست. دجّال از این گروه پرسشهایی میكند و در پایان وعده میدهد كه به زودی اذن خروج مییابد و بر همه جا، به جز مكه و مدینه، سیطره مییابد (ابنحنبل، همانجا؛ مسلمبن حجاج، ج ٨، ص ٢٠٤ـ ٢٠٥؛ ابنماجه، همانجا؛ قس ابوداوود، ج ٤، ص ١١٩ـ١٢٠ كه در روایتی مسیح علیهالسلام را در آنجا محبوس دانسته است). در نقلی دیگر (دمشقی، ص١٦٤ـ ١٦٥)، آشنایی تمیم با دجّال و جسّاسه بدین صورت بوده است كه جنیان تمیم را میربایند و به سرزمینهای دور میبرند. وی در این گشت و گذار به جزیره دجّال و جسّاسه میرسد و در آنجا از چگونگی رستاخیز و پیدایش آن و نیز ظهور دجّال آگاه میگردد.
بنا به روایت مسلمبن حجاج (همانجا)، پیامبر در پایان نقل حكایت به مردم دلگرمی میدهد كه دجّال به شهر مدینه وارد نمیشود (نیز رجوع کنید به ابنماجه، همانجا).
صورتهای مختلف حدیث مربوط به جسّاسه، بازگو كننده ماجرای مذكور است و در آنها جسّاسه جانوری بسیار پر مو توصیف شده كه جنسیتش را نمیتوان تشخیص داد ( رجوع کنید به ابن حنبل، ج ٦، ص ٣٧٤ـ٣٧٦؛ طبرانی، ج ٢، ص ٥٥)؛ اما، در برخی منابع (برای نمونه رجوع کنید به ابنماجه، ج ٢، ص ١٣٥٥؛
ابوداوود، ج ٤، ص ١١٨، ١٢٠) جسّاسه جانوری مادّه معرفی شده است.
این موجود را از آن رو جسّاسه خواندهاند كه خبرها را برای دجّال تجسس میكرده و به او میرسانده است (ازهری، ج ١٠، ص ٤٤٨، ذیل «جس»؛
نَوَوی، ج ١٨، ص ٧٨؛
سندی، ج ٢، ص ٥٠٧؛
د.اسلام ، چاپ دوم، ذیل مادّه). متأثر از این حدیث، در برخی منابع جغرافیایی از جزیره دجّال یا جسّاسه در دریای قلزم یاد شده است ( رجوع کنید به قزوینی، ١٤٠٤، ص ١٧٨؛
همو، ١٣٦٤ ش، ص ٨٩؛
دمشقی، همانجا). دمیری نیز در حیاة الحیوان (ج ١، ص ٢٧٧) جسّاسه را از حیوانات واقعی شمرده اما جاحظ (متوفی ٢٥٥)، كه معاصر مسلمبن حجاج (متوفی ٢٦١) و احمدبن حنبل (متوفی ٢٤١) بوده، در كتابالحیوان خود از جسّاسه یادی نكرده است. شاید در نظر جاحظ، این حدیث همانند حكایات دریانوردان بوده، زیرا وی حكایت دریانوردان را معتبر نمیدانسته و آنان را كسانی معرفی میكرده كه در نقل امری كه برایشان شگفتانگیز است، غلو میكنند ( رجوع کنید به جاحظ، ج ٦، ص ١٦). همچنین، برخی لغتشناسان، تحت تأثیر این حدیث، جسّاسه را جانوری در برخی جزایر دانستهاند (رجوع کنید به خلیلبن احمد؛
ازهری؛
ابنمنظور؛
مرتضی زبیدی، ذیل «جسس»).
با اینكه گروهی از دانشمندان متأخر اهل سنّت حدیث جسّاسه را نپذیرفتهاند (برای نمونه رجوع کنید به ابوریه، ص ١٨٣ـ١٨٤)، برخی ( رجوع کنید به نووی، ج ١٨، ص ٨١؛
ذهبی، ص ٩٣؛
دَروزَه، ج ٣، ص ٣٠٣) این حدیث را بهرغم مطالب غریب و شگفتی كه دارد تصدیق كرده و ذكر چنین اخباری را در قرآن و احادیث صحیح نبوی، برای ایجاد رعب در كفار و منكران قیامت تلقی كردهاند و بنا بر آنكه رسولاكرم این حدیث را از تمیم نقل كرده است آن را از مناقب تمیم شمردهاند. در عین حال، این حدیث از دید روایی و درایی پذیرفتنی نیست. از دید روایی، افزون بر اضطراب و شاذّ بودن آن، در دو سلسله سند این حدیث، مُجالِدبن سعید و عبداللّهبن بُرَیدَه آمدهاند كه دانشمندان و رجال اهلسنّت آنها را جرح كردهاند (رجوع کنید به ابنحِبّان، ج ٣، ص ١٠، پانویس ٢؛
معرفت، ج ٢، ص ٩٠ـ٩١؛
دیاری بیدگلی، ص ١٣٢). از دید درایی نیز افزون بر مطالب غریب، این حدیث با گزارش قرآن از شخصیت والای پیامبر اكرم كاملاً مخالفت دارد (برای نمونه رجوع کنید به آیه ١١٣ سوره نساء كه در آن حضرت محمد مشمول فضل و رحمت خدا و دارای علم وهْبیالاهی معرفی شده است). بنابراین، در باره دجّال هیچ وجهی برای مراجعه به روایت منسوب به تمیمالداری وجود ندارد (سبحانی، ص ١٩١ـ١٩٢).
بنا بر گزارشها ( رجوع کنید به ابنحجر عسقلانی، ج ١، ص ١٨٤؛
كورانی، ص ٤٤٤ـ٤٤٧، ٤٥٠؛
عاملی، ج ١، ص ١٢١ـ ١٣٨؛
ذهبی، ص ٩١)، میتوان گفت كه این حدیث پس از رحلت رسولاكرم ساخته شده است، به ویژه آنكه تمیم در روزگار خلیفه دوم اجازه رسمی یافت تا در مسجد، قصه بگوید. او را نخستین كسی دانستهاند كه داستانهای دینی را وارد عالَم اسلام كرد ( رجوع کنید به تمیمالداری * ). با این كه از او چندان چیزی نقل نشده تا بتوان چگونگی داستانپردازیاش را دریافت، اما با توجه به باقیماندن صبغه مسیحیت در شخصیت وی بعید نیست كه در داستانهای خود، آموزههای مسیحی پیشین خویش را با آموزههای اسلامی تطبیق میداده و آنها را به هم میآمیخته است. این چنین داستانهایی كه در آن حكایات عجیب و گاه از زبان حیوانات نقل شده، شیوه ادبی مبلّغان یهودی ـ مسیحی بوده كه از وهم و خیال نیز بری نبوده است (جوادعلی، ج ٨ ، ص ٣٧٨ـ ٣٧٩؛
امین، ص ١٨٧ـ ١٨٨؛
كورانی، ص ٤٤٨، ٤٥٠).
دلیل دیگر پذیرش آسان اینگونه سخنان، جُستن راهی برای فهم مبهمات و داستانهای قرآن بوده است، زیرا بسیاری از پرسشهای صحابه در باره برخی اشارههای قرآنی، پس از وفات حضرت محمد صلیاللّهعلیهوآلهوسلم بیپاسخ مانده بود و در این میان سخنان یهودی ـ مسیحی، میتوانست پاسخی به این پرسشها باشد و خلا را پركند (نمر، ص ٧٤؛
معرفت، ج ٢، ص ٧١). از همینرو، هنگامی كه مسلمانان در تفسیر آیه ٨٢ سوره نمل، در باره «دابَّة مِنَ الارض» پاسخی نمییافتند، به آسانی حكایت تمیم را پاسخی برای پرسش خویش یافتند و جسّاسه را همان دابَّة الارض تلقی كردند (قرطبی، ج ٧، جزء ١٣، ص ٢٣٥ـ ٢٣٦؛
نووی، ج ١٨، ص ٧٨؛
دروزه، ج ٣، ص ٣٠١ـ ٣٠٢؛
ذهبی، ص ٩٣). در آیه مذكور سخن از جانوری (دابه) است كه به اراده خدا از زمین بیرون آورده میشود و در باره كفر كافران سخن میگوید. به گزارش بلاغی (ج ٢، ص ٢٥٤ـ ٢٥٥)، برخی خاورشناسان با توجه به چنین روایاتی كه در آنها دابّة الارض و جسّاسه یكی دانسته میشوند، آیه ٨٢ سوره نمل را دارای مطلبی خرافی دانستهاند. به هر روی، حدیث جسّاسه از دید روایی، ساختگی است و فقط از لحاظ چگونگی وضع و نقل آن و نیز از دید اسطورهشناسانه شایان بررسی است (نیز رجوع کنید به دابّة الارض * ؛
دجّال * ).
منابع:
(١) علاوه بر قرآن؛
(٢) ابنحبّان، كتاب المجروحین منالمحدثین و الضعفاء و المتروكین ، چاپ محمود ابراهیم زید، بیروت ١٤١٣/١٩٩٢؛
(٣) ابنحجر عسقلانی، كتابالاصابة فی تمییز الصحابة، مصر ١٣٢٨، چاپ افست بیروت [ بیتا. (؛
(٤) ابنحنبل، مسندالامام احمدبن حنبل ، بیروت: دارصادر، ) بیتا. (؛
(٥) ابن ماجه، سنن ابنماجه ، استانبول ١٤٠١/١٩٨١؛
(٦) ابنمنظور؛
(٧) سلیمانبن اشعث ابوداوود، سنن ابیداود ، چاپ محمد محییالدین عبدالحمید، ) قاهره، بیتا. (، چاپ افست ) بیروت، بیتا. (؛
(٨) محمود ابوریه، اضواء علیالسنة المحمدیة، او، دفاع عنالحدیث، مصر )? ١٣٨٣/١٩٦٣ (؛
(٩) محمدبن احمد ازهری، تهذیب اللغة ، ج ١٠، چاپ علی حسن هلالی، قاهره ) بیتا. (؛
(١٠) احمد امین، فجرالاسلام: یبحث عنالحیاة العقلیة فی صدر الاسلام الی آخرالدولة الامویة، قاهره ١٣٧٠/١٩٥٠؛
(١١) محمدجواد بلاغی، الهدی الی دین المصطفی، چاپ علی آخوندی، قم ) ١٩٦٦ (؛
(١٢) عمروبن بحر جاحظ، كتابالحیوان ، چاپ عبدالسلام محمدهارون، مصر )? ١٣٨٥ـ١٣٨٩/ ١٩٦٥ـ١٩٦٩ (، چاپ افست بیروت ١٣٨٨/١٩٦٩؛
(١٣) جوادعلی، المُفَصَّل فی تاریخ العرب قبل الاسلام ، بغداد ١٤١٣/١٩٩٣؛
(١٤) خلیلبن احمد، كتاب العین، چاپ مهدی مخزومی و ابراهیم سامرائی، قم ١٤٠٩؛
(١٥) محمد عزه دروزه، التّفسیرالحدیث: ترتیب السّور حسبالنزول ، بیروت ١٤٢١/ ٢٠٠٠؛
(١٦) محمدبن ابیطالب دمشقی، من كتاب نخبة الدهر فی عجائب البرّ و البحر، چاپ عبدالرزاق اصفر، دمشق ١٩٨٣؛
(١٧) محمدبن موسی دمیری، حیاة الحیوان الكبری ، قاهره ١٣٩٠/١٩٧٠، چاپ افست قم ١٣٦٤ ش؛
(١٨) محمدتقی دیاری بیدگلی، پژوهشی در باب اسرائیلیات در تفاسیر قرآن ، تهران ١٣٧٩ ش؛
(١٩) محمدحسین ذهبی، الاسرائیلیات فیالتفسیر و الحدیث ، دمشق ١٤٠٥/١٩٨٥؛
(٢٠) جعفر سبحانی، الحدیث النبوی بینالروایة و الدرایة ، قم ١٤١٩؛
(٢١) محمدبن عبدالهادی سندی، شرح سنن ابنماجة القزوینی ، بیروت: دارالجیل، ) بیتا. (؛
(٢٢) سلیمانبن احمد طبرانی، المعجمالكبیر ، چاپ حمدی عبدالمجید سلفی، چاپ افست بیروت ١٤٠٤ـ ? ـ١٤٠؛
(٢٣) جعفر مرتضی عاملی، الصحیح من سیرة النبی الاعظم صلیاللّه علیه و آله و سلم ، قم ١٤٠٣؛
(٢٤) محمدبن احمد قرطبی، الجامع لاحكامالقرآن، ج ٧، جزء ١٣، قاهره ١٣٨٧/ ١٩٦٧، چاپ افست تهران ١٣٦٤ ش؛
(٢٥) زكریابن محمد قزوینی، آثارالبلاد و اخبارالعباد ، بیروت ١٤٠٤/١٩٨٤؛
(٢٦) همو، عجائب المخلوقات و غرائب الموجودات ، قاهره ١٣٩٠/١٩٧٠، چاپ افست قم ١٣٦٤ ش؛
(٢٧) علی كورانی، تدوینالقرآن ، ) قم (: دارالقرآن الكریم، ) بیتا. (؛
(٢٨) محمدبن محمدمرتضی زبیدی، تاجالعروس من جواهرالقاموس ، ج ١٥، چاپ ابراهیم ترزی و دیگران، كویت ١٣٩٥/ ١٩٧٥، چاپ افست بیروت ) بیتا. (؛
(٢٩) مسلمبن حجاج، صحیح مسلم ، چاپ محمدفؤاد عبدالباقی، بیروت ) بیتا. ]؛
(٣٠) محمدهادی معرفت، تفسیر و مفسران ، قم ١٣٧٩ـ١٣٨٠ ش؛
(٣١) عبدالمنعم نمر، علمالتفسیر، قاهره ١٤٠٥/١٩٨٥؛
(٣٢) یحییبن شرف نووی، صحیح مسلم بشرحالنووی ، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(٣٣) EI ٢ , s. v. " Al - Djassasa".
/ هادی بزدیثانی /