دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٦٦٥
جزیره(٢) ، منطقهای در بینالنهرین شمالی. این جزیره تقریباً بین َ٢٠ ٣٣ تا ْ٣٨ عرض شمالی و َ٣٠ ٣٦ تا ْ٤٤ طول شرقی واقع شده است. جای آن امروزه با قسمتی از جنوبشرقی تركیه و مشرق سوریه و استانهای شمالی عراق، مانند صلاحالدین، انبار، نینوا، دَهوك و قسمتی از بغداد، برابری میكند.
بخش اعظم جزیره در منطقهای پست و كمارتفاع قرار دارد كه به جلگه دجله و فرات یا جلگه بینالنهرین معروف است.
این منطقه به مفهوم جغرافیایی، جزیره نیست، ولی چون میان رودهای دجله و فرات قرار گرفته، جزیره نامیده شده است ( حدودالعالم ، ص ١٥٥؛ قزوینی، ص ٢٣٥). طول این منطقه سیصد كیلومتر (از دیاربكر تا بغداد)، میانگین عرض آن دویست كیلومتر، و مساحت آن حدود ٠٠٠ ، ١٤٠ كیلومترمربع است (وجدی، ج ٣، ص ٩١).
جزیره از نظر طبیعی، از شمال به جنوب، به پنج منطقه علیای جزیره، فلات علیای دجله، جزیره الدنیا، وادی فرات و منطقه بادیة الجزیره تقسیم میشود ( الموسوعة العربیة، ذیل «الجزیرة ( مابینالنهرین ) »). جزیره از شمال به كوههای توروس، آنتیتوروس و كوههای شرقی تركیه محدود است. كوه تاریخی مجاور این منطقه، كوه جودی * است كه بر شهر جزیره ابنعمر * ، در مشرق دجله، مشرف است. دینوری (متوفی ٢٨٢؛ ص ١) این كوه را، به همراه آبادیهای باقَرْدی' و بازَبْدی'، جزو جزیره ذكر كرده است. از دیگر كوههای جزیره است: قراجاداغ، واقع در میان شهر آمِد و فرات؛ طُور عَبدین (ماسیوس؛ رجوع کنید به غنیمه، ص ٤٤)، میان ماردین و جزیره ابنعمر؛ عبدالعزیز (ارتفاع ٩٢٠ متر)، میان بَلیخ و خابور؛ سِنْجار (ارتفاع ٤٥٣ ، ١ متر)، میان خابور و دجله؛ و مَكحول در جنوب موصل (ابنشداد، ج ٣، قسم ١، مقدمه عبّاره، ص ٣٩ـ٤٠؛ محجوب، ج ١٢، ص ١٧٧). ارتفاعات ماردین در نزدیكی نصیبین، بالوسا كه آبهای آن شهر نصیبین را مشروب میكند (ابنحوقل، ص ٢١١؛ ابنسعید مغربی، ص٩٠)، باسورین، فیسابور/ فیشابور و ثمانین كه هر سه به كوه جودی متصلاند، و كوه شهرْزور در این منطقه واقعاند (قدامه بن جعفر، ص ٢٤٥؛ ابنحوقل، ص ٢١٩، ٢٢٥؛ ادریسی، ج ٢، ص ٦٦٤).
بزرگترین حوضه آبی این منطقه ثَرْثار است. رودهای متعددی نیز در این جزیره جاری است كه مهمترین و بزرگترین آنها دجله و فرات است كه به ترتیب مرزهای شرقی و غربی جزیره را تشكیل میدهند.
رود دجله از كوههای شرقی تركیه و رود فرات از كوههای تركیه در شمال دریاچه وان و جنوب دریای سیاه سرچشمه میگیرد و، پس از عبور از كرانههای غربی و شرقی جزیره، در نزدیكی قُرْنَه به هم میپیوندند و شط العرب را تشكیل میدهند (جمال بابان، ج ١، ص ١١٣، ٢١٩؛ الموسوعة العربیة العالمیة، ج١٠، ص ٢٧٥، ج ١٧، ص ٢٥٥). در اوایل ١٣٣٣ ش/ ١٩٥٤، طغیان رود دجله موجب شد كه سطح آب تا نه متر بالا بیاید و خسارات زیادی به بار آورد؛ از اینرو، سدّ ثرثار برای كاهش طغیان این رود و آبیاری زمینها احداث گردید ( الموسوعة العربیة العالمیة، ج ١٦، ص ١٦٤).
رودهای بلیخ، خابور و ساجور به فرات میریزند و رودهای خابور، زاب بزرگ، زاب كوچك، عُظَیم و دیاله به دجله میپیوندند. جریان این رودها به همراه دجله و فرات و رودهای كوچك موجب شده است كه جزیره یكی از مناطق پُرآب شود (همان، ج١٠، ص ٢٧٥، ج ١٦، ص ١٦٤، ج ١٧، ص ٢٥٥).
آب و هوای جنوب جزیره از شمال آن گرمتر است؛ میانگین دمای سالانه در جنوب جزیره حدود ْ٢٥ و در شمال كه برفگیر است بین ْ١ تا ْ٥ است. میزان بارش در قسمت شمالی جزیره بین ٨٠٠ تا ٠٠٠ ، ١ میلیمتر و در جنوب و مركز بین ٥٠ تا ٤٠٠ میلیمتر متغیر است و ٥٠ تا ٦٠% بارش در زمستان صورت میگیرد ( الموسوعة العربیة، همانجا). گیاهان جزیره ناچیز و بیشتر از نوع شبهصحراییاند كه در مقابل خشكی مقاومت دارند. از جانوران، خرس، گرگ و شیر در آن یافت میشود. كشاورزی از قدیمترین فعالیتهای اقتصادی جزیره است كه به صورت گسترده در تمام نقاط جزیره به چشم میخورد، بهطوری كه بخش زراعی در این منطقه ٤٠% درآمد ملی سوریه و ٧٠ تا ٨٠% درآمد ملی عراق (بدون محاسبه درآمد نفتی در دو كشور) را تشكیل میدهد (سامی، ذیل مادّه؛ الموسوعه العربیه ، همانجا). در جنوبشرقی تركیه، در قسمت علیای جزیره، نیز طرح زراعی ـ آبی گاپ ( G.A.P ) به اجرا در آمده است كه بزرگترین طرح زراعی و تولیدی خاورمیانه محسوب میشود ( الموسوعة العربیة، همانجا). كشاورزی در شمال جزیره به صورت دیم و آبی است، ولی در مركز و جنوب جزیره، به سبب كمبود باران، بیشتر به صورت آبی است. انگور، زیتون، توت، بادام، انجیر، انار، پرتقال، لیمو، گلابی، زردآلو، شفتالو، گیلاس و آلبالو از محصولات جزیره است. نخلستانهای جزیره نیز بیشتر در قسمت جنوبی متمركزند. دامداری، بهویژه پرورش گوسفند و گاو (در مركز جزیره)، و نیز پرورش بز، اسب و شتر در كنار كشاورزی صورت میگیرد. در وادیها و در قسمت شمالی جزیره نیز پرورش گاو رایج است (سامی؛ الموسوعة العربیة، همانجاها).
جزیره از قرن سوم تا هفتم از مراكز مهم بازرگانی به شمار میرفت كه به علت حملات مغولها مدتی این بازرگانی راكد ماند ولی مجدداً فعالیتهای اقتصادی در آنجا رونق گرفت. ابناثیر (ج ١٢، ص ٣٥٥)، ضمن اشاره به اهمیت تجارت در این سرزمین، از حسن رفتار قطبالدین محمدبن مودود (متوفی ٦١٦)، حاكم سِنجار * (شهری در غرب موصل)، با بازرگانان سخن گفته است. فعالیت بازرگانی جزیره احتمالاً مرهون راههای تجاری آنجا بوده است. در قرن هفتم، یاقوت حموی (ذیل «السكة ») به پنج راه تجاری در جزیره، كه بغداد را به موصل وصل میكرد. اشاره كرده است. مهمترین راههای ارتباطی جزیره بودند: جاده بغداد ـ موصل كه به موازات كناره غربی دجله امتداد داشت و از نزدیك سامرا و تكریت میگذشت؛ موصل ـ نصیبین كه از شهرهای بلد * ، باعَیناثا * ، بَرْقَعید * ، اَذْرَمَه و تلّ فَرَاشَه عبور میكرد؛ نصیبین ـ اَرْزَن كه از دارا، كَفَرْتُوثا، قصر بنینازع، آمِد و مَیافارِقِین میگذشت؛ آمِد (دیار بكر * ) ـ رَقَّه * كه از شِمشاط، تل جفر/ تلجوفر، جَرنان، جُلّاب، رُها، حرّان * و باجروان * میگذشت؛ و راه بلد به سنجار و قَرقِیسیا * . ابنخرداذبه (ص ٩٣ـ٩٦) مسافت این راهها را با فرسخ ذكر كرده است. در قرن چهارم، اصطخری (ص ٧٢) مسافت بین شهرهای جزیره را با مرحله و روز سنجیده است. ابوالفداء در وصف راههای جزیره، به جاده انبار تا تكریت و موصل و سپس تا آمد و سُمَیساط اشاره كرده و نوشته است كه در نزدیكی شهر نصیبین شاخهای از این جاده تا رأسالعَین و رَقَّه امتداد داشت و شاخه دیگر از حرّان، رُها و برقعید عبور میكرد و به شهر بلد میرسید (ص ٢٧٣ـ٢٧٤؛ برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به سوادی عبدمحمد، ص ٢٨٦ـ ٢٨٨).
علاوه بر راههای داخلی، جزیره از طریق راههای دیگری با سرزمینهای مجاور ارتباط داشت. مهمترین این راهها عبارت بودند از: راه رقّه به ثغور جزیره ( رجوع کنید به ثغور *)؛ راه عَینالتَّمْر به بُصری' * ؛ راه جزیره به بندرهای ساحل مدیترانه مانند لاذقیه، بیروت و صیدا، كه از شهرهای حلب و انطاكیه میگذشت؛ و راه رقّه به حِمْص و دمشق ( رجوع کنید به ابنخرداذبه، ص ٩٧ـ ٩٨). از دیگر جادههای مهم، جادهای بود كه جزیره را با سرزمینهای فارس و ارمنستان مرتبط میساخت. این جاده از شهر میافارقین شروع میشد، به ارزن و اَخلاط (در مرز سرزمینهای اسلامی و ارمینیه) میرسید و از آنجا به خوی، مرند و سپس تبریز منتهی میگردید. جاده دیگری هم از میافارقین آغاز میشد و از آنجا به آمد و سپس به حَرّان و از آنجا به سوی حلب میرفت. ناصرخسرو (ص ٩ـ١٧) به این جاده، كه مشرق جزیره را به مغرب آن متصل میكرد، اشاره كرده و نوشته است كه تجار از دیاربكر در جزیره تا شهر حلب میرفتند. قُدامة بن جعفر (ص ٢٢٥) نیز به جادهای اشاره كرده كه برای حمل نقشه بوده است. در ایام زنگیان و اَرتُقیان، افرادی بودند كه برای رفتن از شهری به شهر دیگر با چندین راه آشنا بودند، مثلاً از شهر جَبِلْتا تا شهر سِن، ده راه، از شهر سن به حَدیثه نُه راه، از جزیره تا حلب ٩٧ راه و از شهر نصیبین تا قالِیقَلا ٣٢ راه وجود داشته است ( رجوع کنید به همان، ص ٢٢٥ـ٢٢٩؛ سوادی عبدمحمد، ص ٢٨٧ـ ٢٨٨).
از راههای آبی دجله و فرات و شعبات آن ــ از جمله راه آبی بغداد به موصل كه از سامرا و تكریت میگذشت و راه آبی بغداد به عانه كه از انبار، هیت و حدیثه عبور میكرد برای حمل و نقل استفاده میشد (سوادی عبدمحمد، ص ٢٨٨). جزیره با سرزمینهای مجاور، مثل بلاد شام، فارس و مصر، مناسبات تجاری داشت. از جمله بازارهای معروف جزیره، سوق طعام، سوق بز و سوق عطارین بودند (ابنازرق، ص٨٠، ٢٠٦؛ یاقوت حموی، ذیل «باعَشیقّا»؛ برای اطلاع بیشتر در باره این بازارها رجوع کنید به سوادی عبدمحمد، ص ٢٩٢ـ٢٩٤).
پیشینه. در منابع از جزیره با نامهای متعددی یاد شده است، از جمله جزیره فراتیه یا بلاد فراتیه (ابنخلّكان، ج ١، ص ٨٣؛
ابوالفداء، ص ٢٧٣)، جزیره عراقیه (سوادی عبدمحمد، ص ٢٨٥)، جزیره اَقور (یاقوت حموی، ذیل «جزیرة أقُور») و اقلیم اقور (مقدسی، ص ١٣٦). جزیره منطقهای قدیمی است و برخی تمدنهای اولیه و شهرهای كهن بینالنهرین در آنجا شكوفا شده است. اشكانیان (حك : ح ٢٥٠ ق م ـ ح ٢٢٦ میلادی) پیش از میلاد دولت نیرومندی در جزیره داشتند (اعتمادالسلطنه، ص ٢٥٢ـ٢٥٤). شهر باستانی الحَضْر نیز از پیش از میلاد تا نیمه سده سوم میلادی مركز مهمی در جزیره بود. این شهر در جنوب موصل و كرانه نهری كه به ثرثار منتهی میشد، تقریباً در قلب جزیره قرار داشت و ویرانههای آن امروزه باقی است (ابوخلیل، ص ٢٤؛
نیز رجوع کنید به الحَضْر * ). در نیمه دوم سده سوم میلادی، بخش شرقی جزیره جزو قلمرو ساسانیان بود و بخش غربی آن تابع حكام شهر تدمر * بود ( رجوع کنید به همان، ص ٢٦). به نوشته یاقوت حموی (همانجا) وقتی كه قبیله قضاعه از جزیرة العرب * به جزیره مهاجرت كردند، عمروبن مالك تزیدی به تزید و بنوعوفبن رَبّان و جَرمبن رَبّان به اطراف جزیره رفتند و با اهالی آنجا مخلوط شدند و كمكم جمعیت آنان فزونی یافت و بر طایفهای از طوایف بومی فایق آمدند. در حوادثی كه میان آنان و اهالی جزیره رخ داد، ایرانیان مقیم جزیره را شكست دادند ولی شاپور ذوالاكتاف بدانجا حمله كرد و شهر تزید را فتح نمود و پس از غارت آنجا بسیاری از افراد قضاعه را كشت. عدهای نیز از این منطقه به شام كوچ كردند (همانجا).
در آغاز دوره اسلامی، رومیان بر قسمت غربی و اطراف جزیره و ایرانیان بر قسمت شرقی آن تسلط داشتند (غندور، ص ٣٥؛
نیز رجوع کند به ابوخلیل، همانجا).
در سال ١٧، زمانی كه سعدبن ابیوقاص در كوفه بود، رومیان لشكر اسلام به فرماندهی ابوعبیده جراح را در شهر حمص محاصره كردند، سعد لشكری با چندین فرمانده ــ كه یكی از آنان عِیاضبن غَنْم بود بدان سو فرستاد. رومیان با شنیدن لشكركشی مسلمانان از حمص خارج شدند و به سرزمین خود بازگشتند. سعدبن ابیوقاص، در نامهای از عیاضبن غنم خواست به جزیره حمله كند، عیاض نیز در همین سال جزیره را فتح كرد. فتح جزیره از فتح سرزمینهای دیگر بسیار آسانتر بود و مردم به اطاعت عیاض در آمدند و پرداخت جزیه و خراج را قبول كردند. پس از فوت ابوعبیده جراح در سال ١٨، عیاضبن غنم جانشین وی شد و به دستور عمربن خطّاب (حك : ١٣ـ٢٣) در نیمه شعبان سال ١٨ ولایت جزیره را به عهده گرفت (ابنسعد، ج ٧، ص ٣٩٨؛
بلاذری، ١٤٠٧، ص ٢٣٦؛
یاقوت حموی، همانجا؛
برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به یعقوبی، تاریخ ، ج ٢، ص١٥٠؛
طبری، ج ٤، ص ٥٣ـ٥٦؛
سالم، ص ٥١٤ـ٥١٥).
در باره فتح جزیره و شهرهای آن میان مورخان اختلاف هست. ابناثیر (ج ٢، ص ٥٢٣ ٥٢٤، ٥٣٢ ٥٣٥) و ابنكثیر (ج ٧، ص ٧٣ـ٧٤، ٧٨ـ٧٩) فتح تكریت و موصل را در سال ١٦ و فتح جزیره را در سال ١٧ ذكر كردهاند (برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به محمود شیت خطاب، مجلة المجمعالعلمی العراقی ، ج ٣٦، ش ٢، ص ١٣ـ٥١). به نوشته ابنفقیه (ص ١٣٢)، در زمان عمربن خطّاب در جزیره جایی نماند كه عیاضبن غنم فتح نكرده باشد. پس از عیاضبن غنم كه نخستین والی جزیره از سوی عمربن خطّاب بود، معاویة بن ابیسفیان در زمان عثمانبن عفان (حك : ٢٣ـ ٣٥) مدتی والی جزیره شد و پس از وی ضَحّاكبن قَیس فِهْری اداره امور جزیره را برعهده گرفت (ابنشداد، ج ٣، قسم ١، ص ١٠ـ١١). در میان والیان جزیره در سده اول، نام مالك اشتر نَخَعی و شَبیببن عباس نیز دیده میشود. امام علی علیهالسلام پس از جنگ صفّین شبیب را در سال ٣٧ والی جزیره كرد ( رجوع کنید به همان، ج ٣، قسم ١، ص ١١).
از جمله وقایع جزیره در دوره امویان (٤١ـ١٣٢)، درگیری دائمی دو قبیله قیس و تغلب * بود. در زمان خلافت عبدالملكبن مروان (٦٥ـ٨٦) منازل تغلبیها بین خابور، فرات و دجله بود كه منطقه بین قَرْقیسیا و موصل در شمال و عانه و تكریت در جنوب را شامل میشد و كمكم گسترش یافت و به جزیره ابنعمر رسید ( رجوع کنید به بلاذری، ١٩٣٦، ج ٥، ص ٣١٣ـ٣١٤؛
فیصل، ص ٢٧).
منطقه بنیتغلب منطقهای بزرگ و ثروتمند بود و به همین سبب رقبا، مانند قبیله قیس، به آن چشمطمع داشتند؛
از اینرو، جنگهای دو قبیله قیس و تغلب بسیار شدید و خشونتبار بود و بهسبب اهمیت این جنگها، برخی از آنها با نام ایام ذكر شدهاند، مانند یوم ماكِسین، یوم ثرثار اول، یوم ثرثار دوم، یوم فُدَین، یوم حَشّاك كه درآن عُمَیربن حباب سُلَمی كشته شد، یوم كحیل و یوم بشر (بلاذری، ١٩٣٦، ج ٥، ص ٣١٦ـ٣٣١؛
غندور، ص ٤٢). از دیگر وقایع عصر اموی، شورش خوارج در جزیره در سال ١١٩ بود ( رجوع کنید به ابناثیر، ج ٥، ص ٢٠٩ـ٢١٠).
در دوره عباسیان (حك : ١٣٢ـ٦٥٦)، وقایعی در جزیره رخ داد كه مهمترین آنها بدین شرح بود: قیام مردم جزیره برضد ابوالعباس سَفّاح، نخستین خلیفه عباسی (حك : ١٣٢ـ١٣٦)، در ١٣٢ (همان، ج ٥، ص ٤٣٤ـ٤٣٥؛
ابنشداد، ج ٣، قسم ١، ص ١٧)؛
جنگها و شورشهای خوارج؛
حملات قرمَطیان به متملكات عباسیان و جنگ با مقامات مركزی آنها؛
جنگ میان رؤسای مناطق مختلف جزیره و درگیریهای بین آنها كه دولت عباسی را دچار هراس میساخت؛
جنگ و كشتار قبیلهای در داخل جزیره؛
غارت و شورشهای خوارج بنیشیبان و ادامه آن تا جزیره ابنعمر مانند شورش مُلبِدبن حَرمَلَه شیبانی در ١٣٦، شورش صَحْصَح خارجی در ١٧١ و حركتش به سمت موصل (ابناثیر، ج ٦، ص ١١٢)، شورش ولیدبن طریف شیبانی خارجی در ١٧٨ (همان، ج ٦، ص ١٤١ـ١٤٣)، شورش فیصلبن ابیسعید در ١٨٠، شورش محمدبن عمر شیبانی در زمان خلافت واثق باللّه (حك : ٢٢٧ـ٢٣٢) و شورش مادربن عبدالحمید شاری در نیمه قرن سوم؛
و عزل عباسبن محمد از حكومت جزیره از سوی برادرش، خلیفه منصور (حك : ١٣٦ـ ١٥٨)، در ١٥٥ (همان، ج ٦، ص ٦). سرانجام قرمطیان، با حمله به شهرهای عراق و جزیره، موجب ضعف دولت عباسیان شدند و از سال ٢١١ به بصره و موصل و دیگر شهرهای جزیره حمله كردند (غندور، ص ٥٣- ٥٤).
در دوره عباسیان، برخی والیان جزیره، والی ثغور و عواصم * (استحكامات مرزی مسلمانان در شمال جزیره) جزیره نیز بودند (برای نمونه رجوع کنید به ابنشداد، ج ٣، قسم ١، ص ٢٥). در اواسط نیمه دوم سده سوم، جزیره مدتی تابع حكومت طولونیانِ (حك : ح ٢٥٤ـ٢٩٢) مصر شد و اسحاقبن كُنْداج و پس از وی محمدبن ابیساج و سپس فرزندش اسحاق بر آن حكومت كردند تا آنكه معتضد عباسی (حك : ٢٧٩ـ٢٨٩) در ٢٧٩ آن را تصرف و ضمیمه حكومت عباسیان كرد (همان، ج ٣، قسم ١، ص ٢٨ـ٢٩، مقدمه عبّاره، ص ٤٣). عضدالدوله (حك : ٣٣٨ـ ٣٧٢) در ٣٦٧ جزیره را تابع بغداد كرد؛
اما پیش از آن، جزیره موطن حمدانیان (اواخر قرن سوم ـ ٣٦٩) بود كه موصل را مركز خود قرار داده بودند (همان، ج ٣، قسم ١، ص ٣١٩ـ ٣٢٥، مقدمه عبّاره، همانجا).
جزیره در سده ششم مدتی تابع حكام سلجوقی (حك : ٤٢٩ـ اوایل قرن هشتم) شد (ابوخلیل، ص ٦٤). در همین سده، اتابكان زنگی جزیره را تصرف كردند و در آنجا حكومت مستقلی تشكیل دادند. از میان حكام آنها، عمادالدین زنگی (مؤسس زنگیان در موصل؛
حك : ٥٢١ـ٥٤١) و نورالدین محمد زنگی (حك : ٥٤١ـ٥٦٩) معروفتر از بقیه بودند (ابنشداد، ج ٣، قسم ١، ص ١٦٧ـ١٨٤؛
ابوخلیل، ص ٨٨؛
برای اطلاع بیشتر در باره اتابكان جزیره رجوع کنید به همان، ص ٢٠٢ـ٢٠٤). در نیمه دوم سده ششم نیز ایوبیان بیشتر سرزمین جزیره، بهویژه بخشهای شمالی آن، را تصرف كردند و بزرگان آنها در شهرهایی مانند میافارقین و حصن كیفا حكومتهایی تشكیل دادند (ابوخلیل، ص ٨٩، ٢٠٨ـ٢٠٩). تشكیل امارت رُها در بخش غربی جزیره از سوی صلیبیان ــ كه طی جنگهای طولانی قسمتی از سرزمینهای اسلامی را در مشرق مدیترانه تصرف كرده بودند نیز نشان دهنده حكومت آنها بر بخشهایی از جزیره در همین زمانهاست (همان، ص ٨٦).
یكی از دلایل اهمیت جزیره در منابع تاریخی و جغرافیایی، مهاجرت سه قبیله ربیعه، مُضَر و بكر از جزیرة العرب به این منطقه است. پس از سكونت این قبایل، جزیره به سه دیار (جمعدار به معنای مسكن و محل) تقسیم شد: دیار ربیعه در مشرق و مركز، دیار مضر در مغرب و جنوب، و دیار بكر در شمال؛
مسكن هر قبیلهای به اسم آن قبیله نامیده شد.
در قرن سوم، ابنخرداذبه (ص ٧٣، ٩٥)، قدامة بن جعفر (ص ٢٤٥ـ٢٤٦)، یعقوبی (البلدان ، ص ٢٣٧)، ابنرسته (ص ١٠٧) و ابنفقیه (س ١٣٣)، هنگام وصف جزیره، فقط از دو دیار ربیعه و مضر نام بردهاند، ضمن آنكه در تقسیمبندی كورهها و دیار و شهرهای تابع آنها تفاوتهایی در منابع دیده میشود ( رجوع کنید به ادامه مقاله).
ابنخرداذبه، در ذكر نواحی جزیره، از ناحیه فرات، مشتمل بر هفت شهر، نام برده و خراج دیار مضر را ٠٠٠ ، ٦٠٠ ، ٥ درهم، خراج كوره موصل را ٠٠٠ ، ٠٠٠ ، ٤ و خراج دیار ربیعه را ٠٠٠ ، ٧٠٠ ، ٧ درهم ذكر كرده است. وی رَقّه را مركز دیار مضر معرفی كرده و از دیگر شهرهای آن (رُها، رافِقَه، حَرّان، سُمَیساط، سَروج و رأس كَیفا) نام برده و از شهرهای دیار ربیعه نیز نَصیبین، اَرْزَن، آمد، رأسالعَین، مَیافارقین، ماردین، بَلَد، سنجار، قَرْدَی (باقردی') و بازَبْدَی' را ذكر كرده است (ص ٧٣ـ٧٤، ٩٤ـ ٩٥)؛
اما، قدامه بن جعفر (همانجا)، قردی و بازبدی را از توابع موصل آورده و شهرهای دارا و كفرتوثا را نیز جزو دیار ربیعه و شهرهای هیت، عانه، رَحْبَه و قرقیسیا را جزو شهرهای دیار مضر بهشمار آورده است. ابنرسته (ص ١٠٦ـ١٠٧)، ضمن اشاره به كوره جزیره (مشتمل بر هفده شهر)، كوره موصل (شامل نه شهر) را از آن جدا كرده و به شرح ثغور جزیره پرداخته و بهترتیب شهرهای شِمْشاط، مَلَطیه، زِبَطْرَه، مَرْعَش، حَدَث، سُمَیساط و حصن منصور را نام برده است. ابنفقیه (ص ١٣٣ـ١٣٦) در ذكر جزیره با اشاره به تقسیمبندی كورهها، شهرهای قرقیسیا، رَحْبَه، هِیت، عانات (عانه) و حدیثه را جزو ناحیه فرات بهشمار آورده و خراج شهرهای كورههای جزیره و دیار ربیعه را ٨٠٠ ، ٧١٥ ، ٧ درهم ذكر كرده است. محمود شیت خطاب، از مؤلفان معاصر، كه در باره بلاد جزیره در قبل از اسلام و اوایل دوره اسلامی تحقیق كرده، علاوه بر ذكر مطالبی در باره وضع اقتصادی جزیره، تعداد شهرهای جزیره را در اوایل دوره اسلامی چنین برشمرده است: دیار ربیعه ٣٦ شهر، دیار مضر ١٨ شهر و دیار بكر ٢٠ شهر. او همچنین در باره شش شهر در ثغور جزیره و نیز در باره ساكنان جزیره، شامل اعراب، كردها و آرامیها، مطالبی آورده است ( رجوع کنید به محمود شیت خطاب، مجلة المجمعالعلمی العراقی ، ج ٣٦، ش ١، ص ٣ـ٦١، ش ٢، ص ٣ـ١٣).
در قرن چهارم، اصطخری (ص ٧١) و ابنحوقل (ص ٢٠٨) جزیره را با دو دیار ربیعه و مضر معرفی كردهاند. اصطخری موقعیت جزیره را بهطور كامل چنین شرح داده است: جزیره بین دجله و فرات واقع است. مرز غربی آن از رود فرات، در نزدیكی شهر ملطیه، آغاز میشود و به سمت سمیساط و از آنجا به سمت جسر مَنْبِـج تا بالس و رقّه تا قرقیسیا، رحبه، هیت و انبار میرود، از اینجا حد فرات قطع میشود و به سوی جزیره تا تكریت بر كناره دجله میرود كه مرز جنوبی جزیره است. از آنجا مرز شرقی جزیره بر كرانه دجله و در امتداد شهرهای حدیثه و موصل و جزیره ابنعمر است تا به آمِد برسد. حد شمالی آن از دجله در این نقطه آغاز میشود و، در فاصلهای دور از ارمینیه، به سمت سمیساط و در ادامه به همان نقطه از رود فرات در نزدیكی ملطیه، میرسد و شهرها و آبادیهای واقع در این منطقه جزیره خوانده میشود (ص ٧١ـ٧٢؛
برای تفصیل بیشتر رجوع کنید به ابنحوقل، ص ٢٠٨ـ٢٠٩).
در قرن چهارم، ابنحوقل (ص ٢٠٩) در باره حاصلخیزی و شهرهای نیكوی آنجا مطالبی آورده و مؤلف نامعلوم حدودالعالم من المشرق الی المغرب (ص ١٥٥ـ١٥٧) به ناحیه آبادان و خرّم جزیره با ٢٢ شهر اشاره كرده است. در كتاب حدودالعالم (ص ١٥٤)، شهر تكریت * میان جزیره و عراق و در ناحیه عراق شناسانده شده است (قس ابنسعید مغربی، همانجا، كه تكریت را شهری در جزیره معرفی كرده است). در اواخر همین قرن، مقدسی (ص ١٣٧) ضمن اشاره به اینكه جزیره از مشاهد و منازل انبیا و اولیاست، از سه دیار آن، ربیعه و مضر و دیاربكر، نام برده است. وی در تقسیمبندی جدیدش از جزیره، آنجا را به سه كوره (هر دیار یك كوره) و چهار ناحیه تقسیم كرد: در دیار مضر شهرهای باجروان، رها و حرّان قرار داشت و قصبه آن رقّه بود؛
در دیار بكر شهرهای میافارقین و حصن كیفا قرار داشت و قصبه آن شهر آمد بود؛
دیار ربیعه علاوه بر شهر موصل، كه قصبه این دیار بود، شهرهای ثمانین، برقعید، سنجار، تلاَعفَر/ تَلَّعْفَر، نصیبین، حدیثه و رأسالعین را نیز شامل میشد و جزیره ابنعمر از نواحی این دیار به شمار میرفت (ص ١٣٧ـ ١٣٨).
در قرن پنجم، بكری (ج ١، ص ٤٤١) نیز فقط به دو دیار، ربیعه و مضر، با توابع بسیار اشاره كرده و از آنها با نام كورههای جزیره نام برده است (نیز رجوع کنید به ادریسی، ج ٢، ص ٦٥٥).
درمیان مؤلفان سدههای بعد، یاقوت حموی در كتاب معجمالبلدان (همانجا) جزیره را شامل دو دیار و قزوینی در آثارالبلاد و اخبارالعباد (همانجا) و ابنشداد در الاعلاقالخطیرة فی ذكر أمراء الشام و الجزیرة (ج ٣، قسم ١، ص ٤ـ٥)، جزیره را شامل سه دیار ذكر كردهاند.
در قرن هشتم، ابوالفداء (ص ٢٧٣ـ ٢٨٨) جزیره را شامل دیار ربیعه، مضر و قسمتی از دیاربكر و مشتمل بر ٣٥ شهر معرفی نموده است. در همین قرن حمداللّه مستوفی (ص ١٠٢) سخنی از دیار مضر به میان نیاورده و جزیره را گرمسیر و شامل ٢٩ شهر با دو دیار بكر و ربیعه معرفی كرده و افزوده است كه حدود جزیره با ولایت روم، ارمن، شام، كردستان و عراق عرب پیوسته و شهر موصل دارالملك آنجاست. به گفته وی (همانجا)، حقوق دیوانی جزیره كه در زمان اتابكان هزار تومان بوده، در زمان وی ٥ ر١٩٢ تومان بوده است. در قرن نهم، حافظ ابرو (ج ٢، ص ٢١ـ ٤٣) هنگام ذكر دیار جزیره از قبایل ربیعه و مُضر و در ذكر بلاد جزیره از دیاربكر و شهرهای آن نام برده و ٣٢ شهر و قلعه در جزیره را وصف كرده است.
از سده سوم تا نهم، به ویژه پس از قرن هفتم، در جزیره وقایعی رخ داد، از جمله در ٥٩٧ و ٦٠٠ زلزله به شهرهای جزیره آسیب جدّی رساند (ابناثیر، ج ١٢، ص١٧٠، ١٩٨)؛
در نیمه دوم سده هفتم مغولها به جزیره حمله و شهرهای آن را ویران كردند (برای نمونه رجوع کنید به ابنشداد، ج ٣، قسم ١، ص ٢١٢؛
سامی، همانجا)؛
در اواخر سده هشتم تیمور گوركانی (حك :٧٧١ـ٨٠٧) آنجا را تصرف كرد (شرفالدین علی یزدی، ج ١، ص ٤٧٨ـ٤٧٩)؛
در اوایل دوره صفوی (حك : ح ٩٠٦ـ١١٣٥) و در پی حملات حكام صفوی به این منطقه، جزیره به قلمرو صفویان در آمد ( رجوع کنید به اسكندرمنشی، ج ١، ص ٣١ـ٣٢، ج ٢، ص ٧٦٤، ج ٣، ص ١٠٠٦ـ١٠٠٧) و اندكی بعد، عثمانیها ابتدا دیار بكر و سپس كل جزیره را ضمیمه قلمرو خود كردند تا آنكه پس از جنگ جهانی اول (١٩١٤ـ ١٩١٨)، كه به فروپاشی و تجزیه عثمانی انجامید، و در پی اقداماتی چون قیامهای مردمی و دخالتهای دولت بریتانیا، جزیره به كشور عراق الحاق شد ( رجوع کنید به الموسوعة العربیة العالمیة، ج ١٦، ص ١٧٩ـ ١٨٣). از جزیره بزرگان بسیاری برخاستهاند كه به شهرهای مختلف آن منسوباند (برای نمونه رجوع کنید به تكریت * ، جزیره ابنعمر * ، موصل * ).
نیز رجوع کنید به دیاربكر * ، دیار ربیعه * ، دیار مضر *
منابع:
(١) ابناثیر؛
(٢) ابنازرق، تاریخ الفارقی ، چاپ بدوی عبداللطیف عوض، بیروت ١٩٧٤؛
(٣) ابنحوقل؛
(٤) ابنخرداذبه؛
(٥) ابنخلّكان؛
(٦) ابنرسته؛
(٧) ابنسعد (بیروت)؛
(٨) ابنسعید مغربی، كتاب بسطالارض فیالطّول والعرض، چاپ خوان قرنیط خینیس، تطوان ١٩٥٨؛
(٩) ابنشداد، الاعلاق الخطیرة فی ذكر امراء الشام و الجزیرة ، ج ٣، قسم ١، چاپ یحیی عبّاره ، دمشق ١٩٧٨؛
(١٠) ابنفقیه؛
(١١) ابنكثیر، البدایة و النهایة، چاپ علی شیری، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(١٢) اسماعیلبن علی ابوالفداء، كتاب تقویم البلدان، چاپ رنو و دسلان، پاریس ١٨٤٠؛
(١٣) شوقی ابوخلیل، اطلس التاریخ العربی الاسلامی ، بیروت ١٤٢٣/٢٠٠٢؛
(١٤) محمدبن محمد ادریسی، كتاب نزهة المشتاق فی اختراق الا´فاق، قاهره: مكتبة الثقافة الدینیة،[ بیتا. (؛
(١٥) اسكندرمنشی؛
(١٦) اصطخری؛
(١٧) محمدحسنبن علی اعتمادالسلطنه، درر التّیجان درتاریخ بنیالاشكان = تاریخ اشكانیان، چاپ نعمت احمدی، تهران ١٣٧١ ش؛
(١٨) جمال بابان، اصول اسماءالمدن و المواقع العراقیة، ج ١، بغداد ١٩٨٩؛
(١٩) عبداللّهبن عبدالعزیز بكری، كتاب المسالك و الممالك ، چاپ ادریان فان لیوفن و اندریفری، تونس ١٩٩٢؛
(٢٠) احمدبن یحیی بلاذری، انساب الاشراف ، ج ٥، چاپ گویتین، اورشلیم ١٩٣٦، چاپ افست بغداد ) بیتا. (؛
(٢١) همو، فتوح البلدان ، چاپ عبداللّه انیس طباع و عمر انیس طباع، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(٢٢) عبداللّهبن لطفاللّه حافظ برو، جغرافیای حافظ ابرو، ج ٢، چاپ صادق سجادی، تهران ١٣٧٨ ش؛
(٢٣) حدودالعالم ؛
(٢٤) حمداللّه مستوفی، نزهةالقلوب؛
٢٥- احمدبن داوود دینوری، الاخبار الطوال، چاپ عبدالمنعم عامر، مصر )١٣٧٩/١٩٥٩ (، چاپ افست بغداد ) بیتا. (؛
(٢٦) سیدعبدالعزیز سالم، تاریخ الدّولة العربیة : تاریخ العرب منذ عصر الجاهلیة حتی سقوط الامویة، بیروت ) ? ١٩٧٠ (؛
(٢٧) شمسالدینبن خالد سامی، قاموس الاعلام ، چاپ مهران، استانبول ١٣٠٦ـ١٣١٦/ ١٨٨٩ـ ١٨٩٨؛
(٢٨) سوادی عبدمحمد، «النشاط التجاری و النظام النقدی فی بلاد ' الجزیرة الفراتیة ، »، المورد، ج١٠، ش ١ (ربیع ١٤٠١)؛
(٢٩) شرفالدین علی یزدی، ظفرنامه: تاریخ عمومی مفصل ایران در دوره تیموریان ، چاپ محمد عباسی، تهران ١٣٣٦ ش؛
(٣٠) طبری، تاریخ (بیروت)؛
(٣١) محمدیوسف غندور، جزیره ابنعمر: منذ تأسیسها حتیالفتح العثمانی، نحو ٢٠٠ـ٩٢١ ه/ ٨١٥ـ١٥١٥ م ، بیروت ١٩٩٠؛
(٣٢) یوسف رزقاللّه غنیمه، نزهة المشتاق فی تاریخ یهود العراق ، ) قاهره ( ١٤٢١/٢٠٠١؛
(٣٣) شكری فیصل، المجتمعات الاسلامیة فیالقرن الاول: نشأتها، مقوّماتها، تطوّرها اللغوی و الادبی ، بیروت ١٩٨١؛
(٣٤) قدامه بن جعفر؛
(٣٥) زكریابن محمد قزوینی، كتاب آثار البلاد و اخبار العباد ، چاپ فردیناندو وستنفلد، گوتینگن ١٨٤٨، چاپ افست ویسبادن ١٩٦٧؛
(٣٦) فاطمه محمد محجوب، الموسوعة الذهبیة للعلوم الاسلامیة ، ج ٢٦، قاهره: دارالغد العربی، ) بیتا. (؛
(٣٧) محمود شیت خطاب، «بلادالجزیره قبل الفتحالاسلامی و فی أیامه»، مجلة المجمعالعلمیالعراقی ، ج ٣٦، ش ١ (رجب ١٤٠٥)، ش ٢ (شوال ١٤٠٥)؛
(٣٨) مقدسی؛
(٣٩) الموسوعة العربیة، دمشق: هیئة الموسوعة العربیة، ١٩٩٨ـ ، ذیل «الجزیرة (مابینالنهرین)» (از عادل عبدالسلام)؛
(٤٠) الموسوعة العربیة العالمیة،ریاض: مؤسسه اعمال الموسوعة للنشر و التوزیع، ١٤١٩/١٩٩٩؛
(٤١) ناصرخسرو، سفرنامه حكیم ناصرخسرو قبادیانی مروزی ، چاپ محمد دبیرسیاقی، تهران ١٣٦٣ ش؛
(٤٢) نقشه راهنمای عراق ، مقیاس ٠٠٠ ، ٢٠٠ ، ١:١، تهران: گیتاشناسی، ) بیتا. (؛
(٤٣) نقشه عمومی خاورمیانه ، مقیاس ٠٠٠ ، ٧٥٠ ،١:٣ ، تهران: گیتاشناسی، ١٣٨٢ ش؛
(٤٤) محمد فرید وجدی، دائرة معارف القرن الرابع عشر/ العشرین، بیروت: دارالمعرفة ، ) بیتا. ]؛
(٤٥) یاقوت حموی؛
(٤٦) یعقوبی، البلدان؛
همو، تاریخ .
/ بهزاد لاهوتی /