دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٦٥٨
جَزْموریان (جازْموریان) ، دریاچهای فصلی در حوضه آبریزِ هامونِ جزموریان در جنوب شرقی ایران و نیز محوطههایی باستانی در همین ناحیه. این دریاچه را هامون، چاله و باتلاق جزموریان نیز میخوانند. در منابع به صورت جازموریان هامون و موریان هامون نیز آمده است ( رجوع کنید به رزمآرا، ص ٣٢؛
جهانبانی، ص ٩).
در اصطلاح علمی، به این نوع دریاچههای موقتی با زمینهای قلیایی، پلایا یا كولاب گفته میشود (فشاركی؛
شایان، ذیل "Playa" ).
جاز (در زبان بلوچی: جَز) نوعی بوته خاردار بومی، و موریان، اصطلاحی محلی است برای بیان فراوانی و كثرت هر چیز، و جازموریان به معنای مكانی است كه بوته جاز فراوان دارد ( رجوع کنید به روحانی، ص ٤٤؛
پورحسینی؛
ستوده، ذیل «جاز»؛
افشین، ج ١، ص ٨٣، پانویس ١).
دریاچه جزموریان در مغرب بلوچستان، در ارتفاع حدود سیصد متری از سطح آبهای آزاد، قرار دارد و پایینترین قسمت حوضههای بسته آبریز داخلی به شمار میرود (بدیعی، ج ١، ص ١٧٤). قسمت شرقی آن در شهرستان ایرانشهرِ استان سیستان و بلوچستان و قسمت غربی آن در شهرستان كهنوجِ استان كرمان واقع است. نزدیكترین شهرها به دریاچه در قسمت شرقی، گُلمورتی/ گلمورتی، بمپور و ایرانشهر و در قسمت غربی، رودبار، قلعه گنج و كهنوج است.
مساحت دریاچه در زمان پر آبی ٣٠٠ ، ٣ كیلومتر مربع و در مواقع كم آبی ٥٠٠ ، ٢ كیلومتر مربع است. طول آن صد كیلومتر است و عرض تقریبی آن هنگام پرآبی به ٤٥ كیلومتر میرسد (افشین، ج ١، ص ٨٤؛
قس پتروف ، ص ١٦٧). آب آن شیرین است، زیرا كف دریاچه از قلوه سنگ و لایههای شنی و آهكی تشكیل شده است كه املاح آب در آن فرو میرود (افشین، ج ١، ص ٨٣ ٨٤؛
روحانی، همانجا). دریاچه در تابستان اغلب خشك است و در اردیبهشت و خرداد و در فصل پاییز نیز كم آب است (رزمآرا؛
بدیعی، همانجاها).
دریاچه جزموریان تقریباً در قسمت میانی حوضه آبریز جزموریان قرار دارد. مساحت حوضه آبریز جزموریان حدود ٦٠٠ ، ٦٩ كیلومتر مربع است كه حدود ١٦٠ ، ٣٤ كیلومتر مربع آن را مناطق كوهستانی و ٤٤٠ ، ٣٢ كیلومتر مربع آن را دشت و كوهپایه و حدود ٠٠٠ ، ٣ كیلومتر مربع باقیمانده را باتلاق و شورهزار تشكیل میدهد (افشین، ج ١، ص ٨٤). این حوضه كه تحت تأثیر فرآیندی شبیه به فرونشینی تقریباً به شكل بیضی و با جهت شرقی ـ غربی تشكیل شده، با ارتفاعاتی احاطه شده است (زمردیان و پوركرمانی، ص ٦٩؛
نیز رجوع کنید به درویشزاده، ص٣٠). كوههای بارز * (بلندترین قله ٧٤١ ، ٣ متر) در شمالغربی دریاچه و در حدود ٥٢ كیلومتری جنوبشرقی شهر جیرفت، و بَزْمان (بلندترین قله ٥٠٣ ، ٣ متر) در شمالشرقی دریاچه جزموریان از مهمترین كوههای قسمت شمالی حوضه آبریز است. در جنوب آن نیز رشتهكوه بَشاگِرد امتداد دارد كه معمولاً خشك و فاقد پوشش گیاهی است و آبهای این حوضه و دریای عمان را از هم جدا میكند. برخی از قلههای این رشته كوه، مَهرِه به ارتفاع ٠٤٦ ، ٢ متر (در حدود ٨٥ كیلومتری جنوب شرقی میناب) و بُونیكِن به ارتفاع ١٨٥ ، ٢ متر (در حدود ١٤٠ كیلومتری جنوب شرقی كهنوج) هستند (جعفری، ج ١، ص ١٠٥، ١١٠، ١٢١، ١٧٣، ٥٢٢). از این كوهها رودهای بسیاری سرچشمه میگیرند كه در حوضه آبریز جزموریان، همگی به دریاچه جزموریان میریزند. برخی از مهمترین رودهای این حوضه عبارتاند از: رود دائمی بمپور كه با جهت عمومی شرقی غربی به طول حدود ٢٧٥ كیلومتر از ارتفاع ٥٠٠ ، ١ متری سرچشمه میگیرد و پس از آبیاری بخش بمپور * ، از مشرق به دریاچه جزموریان میریزد؛
و هلیل رود * (دیورود) كه با جهت عمومی شمال غربی ـ جنوب شرقی به طول حدود ٣٨٧ كیلومتر از ارتفاع ٣٠٠ ، ٣ متری سرچشمه میگیرد و پس از آبیاری قسمتهایی از استان كرمان، از جمله دهستان جازموریان (در بخش رودبار شهرستان كهنوج)، از مغرب به دریاچه میریزد (جعفری، ج ٢، ص ١٣١ـ١٣٢، ٤٨٠).
بررسیهای زمینشناسی نشان میدهد كه مصب دو رود مذكور، در گذشته سواحل دریای عمان بوده اما طی فرآیند كوهزایی و چینخوردگی و تشكیل چاله جزموریان، جهت رودها به سمت دریاچه جزموریان تغییر كرده است (افشین، ج ١، ص ٨٣). رودهای كَمْ سفید، ناهوگان، بُنگِرو، آوَرْتین، سَرْزِه و سنگ سیاهی و غیره ــ كه هنگام پر آبی از دامنههای رشتهكوه بشاگرد سرچشمه میگیرند نیز در این حوضه جریان دارند (جعفری، ج ١، ص ١١٠). آب این رودها، به سبب كمبود پوشش گیاهی و نفوذ نكردن به زمین، معمولاً به صورت سیلابهای شدید به سمت دریاچه جریان مییابد (افشین، ج ١، ص ٨٤).
از لحاظ زمینشناسی، قدیمترین لایه این منطقه به دوره كرتاسه (از دوران دوم زمینشناسی) تعلق دارد كه نهشتههای دریایی متعلق به دورههای پالئوسن تا ائوسن (از دوران سوم زمینشناسی) آن را پوشانده است. همچنین رسوبات جنوب و مشرق جزموریان ــ كه به تناوب از ماسهسنگ و مارن (سنگ آهك بسیار نرم كه با جذب رطوبت از هم میپاشد) و آهكهای ماسهای بر روی رسوبات قبلی تشكیل شده دریایی هستند كه نشاندهنده برقراری شرایط دریایی در این منطقه است. از لحاظ ریختشناسی زمین (ژئومورفولوژی ) نیز حوضه جزموریان یك فرورفتگی است كه با گسلهایی در پیرامون حوضه و نیز كوهها احاطه شده است. مهمترین گسلهای اطراف دریاچه عبارتاند از: جیرفت در مغرب كه دنباله گسل ساردوئیه/ سارْدُویه است و با امتداد شمالی ـ جنوبی، حدود ٢٤٠ كیلومتر طول دارد؛
فَنُوج در جنوب با امتداد شرقی ـ غربی، به طول تقریبی ٢٩٥ كیلومتر؛
و دامَن، در مشرق كه دنباله گسل نصرتآباد است و با امتداد شمالی ـ جنوبی حدود دویست كیلومتر طول دارد. این گسلها در سه طرف، موجب فروافتادگی دریاچه شده است. در حد فاصل این گسلها، گسلهای كوچكی پدید آمدهاند. گسل كهنوج در مغرب و گسل جزموریان در جنوب. دشتهای تشكیل شده در حوضه جزموریان، حاصل فرآیند درونی و بیرونی زمین است و شكل نهایی آن متعلق به دوره كواترنری (دوران چهارم زمینشناسی) است. در واقع، ناهمواریهای این قسمت پس از آخرین فعالیت كوهزایی ایجاد شده و در مرحله فرسایش شدیدِ اوایل دوران چهارم، با انباشت رسوبات و آبرفتها در كف چاله، دشتهای فعلی پدید آمده است. همچنین علت ایجاد فرورفتگی جزموریان، فرورانش پوسته اقیانوسی عمان در شمال مكران نیز ذكر شده است. زمین منطقه نیز به علت جریانهای سطحی نامنظم متشكل از قطعه سنگهای بزرگ، در بعضی قسمتها گچ و در نزدیكی رودخانههای اصلی حوضه آبریز، مانند بمپور، رسوبات ریز بافتتر ماسه و مارن است (زمردیان و پوركرمانی، ص ٦٧ـ٧١، ٨٠؛
بدیعی، ج ١، ص ٣٥؛
درویشزاده، ص ٧٩٦).
دریاچه جزموریان در منطقه گرم و خشك قرار دارد و دمای آن گاهی به ْ٤٨ میرسد. همچنین متأثر از ارتفاع و عرض جغرافیایی، میزان بارش در قسمت شمالی آن بین پانصد تا ششصد میلیمتر و در قسمت جنوبی میان شصت تا صد میلیمتر است. بادهای غالب در تابستان و زمستان از شمال و شمالغربی میوزند. به سبب وزش بادهای گرم و خشك و نیز گرمای زیاد در طول سال، میزان تبخیر آب دریاچه بین ٣٠٠ ، ٣ تا ٠٠٠ ، ٤ میلیمتر است (افشین، ج ١، ص ٨٤ ٨٥؛
زمردیان و پوركرمانی، ص ٦٥؛
وایزه ، ص ٤١).
جزموریان جزو مناطق دارای ذخایر نفت و گاز است ( رجوع کنید به اطلس ملی ایران ، ص ٩٣، نقشه). اطراف دریاچه جزموریان از گیا دارای كلپوره، قیچ، كَهور، كُنار، دِرْمَنه، و درختان خرما و مركّبات است و از زیا شغال، كفتار، گراز، روباه، آهو، خرگوش، كبك و دراج دارد (زمردیان و پوركرمانی، ص ٨٤؛
فرهنگ جغرافیائی آبادیها ، ج ١٢٤، ص ٦ـ ٨، ١٣، ١٥، ١٧ـ ١٨، ٣٣ـ ٣٥).
ارتباط با این دریاچه از استان سیستان و بلوچستان، از راه ایرانشهر ـ بمپور ـ گلمورتی ـ روباهی به مشرق و شمال دریاچه، و از استان كرمان، از راه كهنوج ـ قلعه گنج به مغرب و جنوب و از جیرفت ـ رودبار، زهكلات/ زهكلوت به شمال دریاچه امكانپذیر است.
هوتها، مهمترین و بزرگترین طایفه كرمان و مكران، در مغرب دشتهای اطراف، نواحی بیابانی و كوهپایههای مشرق جزموریان (مانند دشت دلگان، دشت اسفند و جلگه چاه هاشم) به سر میبرند و به دامداری، به ویژه پرورش شتر، و حمل و نقل كالا میپردازند. عدهای از بلوچها نیز در اطراف دریاچه زندگی میكنند (عبداللّه گروسی، ص ٥٥ ٥٨؛
نیز رجوع کنید به سایكس ، ١٩٠٢، ص ١٧٣).
در منابع قدیم، در باره این در یاچه مطلبی نیامده است. در سدههای اخیر، برخی مؤلفان و سیاحان در باره آن گزارشهایی دادهاند، از جمله اینكه اسكندر مقدونی (٣٥٦ـ٣٢٣ ق م) از این منطقه عبور كرده است (گابریل، ص ٢٩ـ٣٠؛
پیرنیا، ج ١، ص ١٤٦). در ١٢٦٧/ ١٨٥٠، اَبُت (كنسول انگلیس در تهران) به مغرب دریاچه جزموریان سفر كرد و مطالبی در باره آنجا نوشت، از جمله در باره شنهای روان، رودهای حوضه و فرو رفتن آب دریاچه در شن. وی وسعت گودال جزموریان را برابر با هشت روز سفر بین شهر رودبار و بمپور تخمینزده است ( رجوع کنید به هدین ، ص ٥٥٩؛
گابریل، ص ١٨٩). در ١٢٨٣/١٨٦٦، گولدسمید كه مأمور تنظیم امور سرحدی سیستان و بلوچستان بود، به حوضه آبریز جزموریان رفت و در باره آبادیهای نزدیك آن، به ویژه در باره قسمتهای شرقی دریاچه، مطالبی نوشت ( رجوع کنید به گابریل، ص ١٣٨). سایكس، كنسول انگلیس در كرمان، نیز در ١٣١١/ ١٨٩٣ در گزارشهای خود ذكر كرده كه این دریاچه از به هم پیوستن دو رود بمپور و هلیلرود تشكیل شده است (١٩٠٢، ص ١٤٢ـ١٤٣؛
همو، ١٩٥٨، ج ١، ص ٢٤). تیپر، زمینشناس انگلیسی، از ١٣٣٠ تا ١٣٣٢/ ١٩١٢ـ١٩١٣ در این منطقه بررسیهای زمینشناختی كرد ( رجوع کنید به گابریل، ص ٣٣٤ـ ٣٣٥). در ١٣٠٧ش/١٩٢٨، گابریل و همسرش برای نخستینبار به آن قسمت از دریاچه رفتند كه در زمستان پر آب میشود (همان، ص ١٨٩، ٤١٥). در ١٣١٠ ش، كیهان (ج ١، ص ٩٣) این دریاچه را «باطلاق جزموریانِ هامون» خوانده و در باره اوضاع طبیعی، كوهها، رودها و صحرای ریگماسهای در مغرب دریاچه مطالبی ذكر كرده است. از ١٣١٤ تا ١٣١٥ ش/ ١٩٣٥ـ١٩٣٦، هریسون از سوی شركت نفت انگلیس ـ ایران بررسیهای زمینشناختی و مطالعاتی در باره منابع معدنی جزموریان و مناطق اطراف آن به عمل آورد. وی با بررسی دور تا دور دریاچه، به این نتیجه رسید كه جزموریان را نباید یك دریاچه قدیمی خشك شده دانست، بلكه قسمتی از درههایی است كه آب آنها به دریای عمان سرازیر میشده است. به عقیده وی، هلیلرود و رود بمپور در ابتدا در جنوب كهنوج به هم میپیوسته و پس از عبور از مَنوجان (شهری در شهرستان كهنوج)، به دریا میریخته است. احتمالاً او و دیگر سیاحان نتوانستهاند به طور كامل از میان گودال جزموریان عبور كنند ( رجوع کنید به گابریل، ص ٢٧٨ـ٢٧٩).
بر اساس مطالعات باستان شناسان، حوضه جزموریان قرنها زیستگاه انسان بوده و ساكنان آن، با آگاهی از امكانات بالقوه كشاورزی منطقه، قناتهایی، مناسب مطابق با وضع ژئومورفولوژی و هیدرولوژی منطقه، احداث كرده بودند ( رجوع کنید به زمردیان و پوركرمانی، ص ٨٥). در ١٣٤٣ ش در علفزارهای جزموریان، تپه و سكونتگاهی از دوران شكار كشف شد كه بنا به نظر كاوشگران متعلق به حدود هزاره دهم پیش از میلاد و تنها سكونتگاه شكار از این نوع در مقابل سكونتگاههای شكار غاری در ایران است (عبداللّه گروسی، ص ١٩).
منابع:
(١) اطلس ملی ایران: زمینشناسی ، تهران: سازمان نقشهبرداری كشور، ١٣٨٢ ش؛
(٢) یداللّه افشین، رودخانههای ایران ، تهران ١٣٧٣ ش؛
(٣) ایران. وزارت كشور. معاونت سیاسی. دفتر تقسیمات كشوری، نشریه اسامی عناصر و واحدهای تقسیماتی ( به همراه مراكز )، تهران ١٣٨٢ ش؛
(٤) ربیع بدیعی، جغرافیای مفصّل ایران، تهران ١٣٦٢ ش؛
(٥) میخائیل پلاتونوویچ پتروف، مشخصات جغرافیای طبیعی ایران ، ترجمه ح. گلگلاب، تهران ١٣٣٦ ش؛
(٦) ابوالقاسم پورحسینی، فرهنگ لغات و اصطلاحات مردم كرمان ، كرمان ١٣٧٠ ش؛
(٧) حسین پیرنیا، ایران باستان، یا، تاریخ مفصّل ایران قدیم ، تهران ١٣٦٩ ش؛
(٨) عباس جعفری، گیتاشناسی ایران ، تهران ١٣٦٨ـ١٣٧٩ ش؛
(٩) اماناللّه جهانبانی، عملیات قشون در بلوچستان از مرداد تا بهمن ١٣٠٧ ش ، تهران ١٣٣٦ ش؛
(١٠) علی درویشزاده، زمینشناسی ایران ، تهران ١٣٨٠ ش؛
(١١) حاجعلی رزمآرا، جغرافیای نظامی ایران: مكران ، تهران ١٣٢٠ ش؛
(١٢) حبیباللّه روحانی، «منابع آبی استان سیستان و بلوچستان»، ماهنامه آبزیان ، سال ٧، ش ١٢ (اسفند ١٣٧٥)؛
(١٣) محمدجعفر زمردیان و محسن پوركرمانی، «بحثی پیرامون ژئومورفولوژی استان سیستان و بلوچستان، ٤: ایرانشهر (جازموریان)»، فصلنامه تحقیقات جغرافیائی ، سال ٤، ش ٣ (١٣٦٨ ش)؛
(١٤) منوچهر ستوده، فرهنگ كرمانی، تهران ١٣٣٥ ش؛
(١٥) سیاوش شایان، فرهنگ اصطلاحات جغرافیای طبیعی ، تهران ١٣٦٩ ش؛
(١٦) عباس عبداللّه گروسی، جغرافیای تاریخی ناحیه بمپور بلوچستان: پهل پهره ، تهران ١٣٧٤ ش؛
(١٧) فرهنگ جغرافیائی آبادیهای كشور جمهوری اسلامی ایران ، ج ١٢٤: هامون جازموریان ، تهران: اداره جغرافیائی ارتش، ١٣٦٤ ش؛
(١٨) پریدخت فشاركی، فرهنگ جغرافیا، تهران ١٣٧٩ ش؛
(١٩) مسعود كیهان، جغرافیای مفصّل ایران ، تهران ١٣١٠ـ ١٣١١ ش؛
(٢٠) نقشه تقسیمات كشوری جمهوری اسلامی ایران، مقیاس ٠٠٠ ، ٥٠٠ ،١:٢ ، تهران: سازمان نقشهبرداری كشور، ١٣٧٩ ش؛
(٢١) نقشه كشور جمهوری اسلامی ایران ، مقیاس ٠٠٠ ، ٠٠٠ ، ١:١، تهران: اداره جغرافیائی ارتش، ١٣٦٦ ش؛
(٢٢) اوتفریت ر. وایزه، «منابع طبیعی بیابان جازموریان بلوچستان (جنوب شرق ایران) باتوجه به پیشرفت كشاورزی»، ترجمه محمود خسروی، مجله رشد آموزش جغرافیا ، سال ٥ (١٣٦٨ ش)؛
(٢٣) اسون اندرس هدین، كویرهای ایران ، ترجمه پرویز رجبی، تهران ١٣٥٥ ش؛
(٢٤) Alfons Gabriel, Die Erforschung Persiens , Vienna ١٩٥٢;
(٢٥) Percy Molesworth Sykes, A history of Persia , London ١٩٥٨;
(٢٦) idem, Ten thousand miles in Persia or eight years in Iran , New York ١٩٠٢.
/ معصومه رضازاده شفارودی /
محوطههای باستانی. حوزه باستانی جازموریان ــ كه مطابق است با محدوده جغرافیایی آبریز جازموریان به دلیل داشتن محوطههای باستانی با ویژگیهای مشترك، حوزه فرهنگی جازموریان شناخته شده است. موقعیت جغرافیایی این حوزه فرهنگی، گذرگاهی طبیعی ایجاد كرده كه از مشرق با هند و از مغرب با فلات ایران و میانرودان، از جنوب با دریای عمان و از شمال با آسیای میانه در ارتباط بوده است. در این حوزه، به سبب وجود منابع آبی رود بمپور و هلیلرود و منابع غنی فلز و چوب و معادن سنگ و كانونهای استقرار انسانی، اطلاعات ارزشمندی از دوران پیش از تاریخ تا عهد اسلامی فراهم آمده است.
در حوزه فرهنگی جازموریان بیش از هزار محوطه باستانی، از مغرب تا مشرق، از بافت (سرچشمه هلیلرود) تا بمپور، شناسایی شده است. مهمترین یافتههای باستانشناختی با بررسیهای سر اورل استاین ، باستانشناس انگلیسی، در نقاط مختلف این منطقه به دست آمده است. او در ١٣١٥ ش/ ١٩٣٦، محوطههای باستانی متعددی، از جمله تنبِ خَرْگْ ، بیژنآباد و اِسفَنْدَقه، را بررسی كرد. در ١٣٤٦ ش/ ١٩٦٧، بئاتریس دوكاردی در بمپورِ بلوچستان به كاوش پرداخت (برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به بلوچ و بلوچستان * ، بخش باستانشناسی). با كاوشهای روشمند لامبرگ كارلوفسكی در تپه یحیی از ١٣٤٧ تا ١٣٥٢ ش/ ١٩٦٨ـ١٩٧٣ نیز اطلاعات ارزشمندی بهدست آمد (استاین، ص ١، ١٠٤، ١٤١، ١٤٢، ١٤٤، ١٧٠؛
نگهبان، ص ٤٨٧، ٤٩٤، ٤٩٦؛
لامبرگ كارلوفسكی، ص ١ـ٤). آخرین بررسیها در این زمینه، كاوشهای حمیده چوبك است در گورستان بند جلالِ رِمِشك در ١٣٧٩ ش و در محوطه غارت شده جیرفت در ١٣٨٠ ش و در كُنارْ صندل و ریگْانبار در ١٣٨١ ش؛
و حفاریهای یوسف مجیدزاده از اواخر ١٣٨١ ش در تپههای كنار صندل الف و ب (مجیدزاده، ٢٠٠٣، ص ٦٥ـ ٧٥).
در این حوزه آثار شایان توجهی از دوران نوسنگی و نوسنگی مس از تپه یحیی (دره صوغان) به دست آمده است. این دوره از ٤٩٠٠ تا ٣٢٠٠ پیش از میلاد تاریخگذاری شده و به دورههای مختلف تقسیم گردیده است. در این حوزه در فاصله ٤٩٠٠ـ ٤٥٠٠ پیش از میلاد، خشتها محدب و بدونِ كاه ساخته میشدند. سفالینهها دستساز و به شكل دیسهای چهارگوش و كاسههای بیضی بودند. ساخت ابزار سنگی نیز رواج داشته است. در دوره بعدی، از ٤٥٠٠ تا ٤٢٠٠ پیش از میلاد، بناها با اتاقهای كوچك و خشتهایی در اندازه ١٨*١٠ سانتیمتر ساخته میشده است. شیوه خاكسپاری همانند دوره پیشین و به همراه مهرههای فیروزه و گوشماهی بوده است. از ٤٢٠٠ تا ٤٠٠٠ پیش از میلاد، اتاقها كوچك بودند و انبارهای متعددی در جوار خانهها، برای نگهداری دام و مواد غذایی ساخته میشد و سقفها نیپوش و حصیرپوش میشدند. مهمترین یافته این دوره، پیكرك زن برهنهای از جنس سنگ صابون است كه به همراه ٦٣ ابزار سنگی و استخوانی به دست آمده است (بیل ، ١٩٨٦ الف ، ص ١٠٤، ١٠٩، ١١٠، ١٢٢؛
همو، ١٩٨٦ ب ، ص٢٠٠، ٢٠٢؛
بیل و لامبرگ ـ كارلوفسكی، ص ٢٤٧ـ٢٥١).
از ٤٠٠٠ تا ٣٩٠٠ پیش از میلاد، برای نخستین بار ظروف سنگ مرمر به كار رفته است (بیل و لامبرگ ـ كارلوفسكی، ص ٢٥١). از ٣٩٠٠ تا ٣٨٠٠ پیش از میلاد، استفاده از خمرههای ذخیرهسازی موادغذایی رواج داشته و در این دوره از صفحه گردان برای ساخت سفالینهها استفاده میشده و برای نخستینبار سفالینههای منقوش با نقشمایههای خطی نواری رواج یافته است (واندیور، ص ٩٨ـ٩٩). از ٣٨٠٠ تا ٣٧٠٠ پیش از میلاد، سفالهای منقوش نخودی همسان با سفالهای جعفرآباد و بكون كاربرد داشته است. در دوران نوسنگی مس (كالكولیتیك)، از ٣٧٠٠ تا ٣٦٠٠ پیش از میلاد، خشتها به اندازه ٢٠*١٣ سانتیمتر بوده و برای نخستینبار ظروف سفالین، به شكل آبخوری و جام و كاسه، بهكار رفته و نیز گونههای سفالهای ظریف نارنجی و قرمز با خطوط زیگزاگی و نقوش خار ماهی به رنگ سیاه رواج داشته است. از ٣٦٠٠ تا ٣٣٠٠ پیش از میلاد، اتاقها دارای سكو یا صُفّه بوده و خمرههای ذخیرهسازی موادغذایی در كف صفهها جاسازی میشده است. در این دوره برای ساخت سفالینهها از صفحه گردان تند استفاده میشده و برای نخستینبار علامت سفالگر یا كارگاه سفالگری زیر آبخوریها دیده شده است. در این فاصله ساخت ابزار فلزی نیز افزایش یافته است (بیل و لامبرگ ـ كارلوفسكی، ص ٢٤٨ـ٢٥١؛
لامبرگ ـ كارلوفسكی و بیل، ص ٢٦٧).
دوران آغاز شهرنشینی یا دوران مفرغ، بر اساس تاریخگذاری تپه یحیی، مربوط به دوره IV از ٣٣٠٠ تا ١٨٠٠ پیش از میلاد است (پاتز، ٢٠٠١ ج ، ص ١٩٥ـ٢٠٦). در كتیبههای متعلق به دوره اكد (دوره اور سوم، از ٢٣٠٠ تا ١٩٠٠ پیش از میلاد) از مگن/مكن نام برده شده كه منطبق بر حوزه جازموریان است و به صادرات چوب و سنگ و دیگر محصولات این منطقه به میانرودان اشاره شده است (عبدی، ص ١، ٧ـ ٨، ١٥).
ویژگی معماری زیستگاهی و بناهای رسمی حوزه جازموریان در این دوره بناهای مستطیل شكلِ حیاطدار با ورودیهای باریك و كوتاه همانند معماری شهداد بوده است (كابلی، ص ١٢٣، لوحه ٤٢). این شیوه تا دوره اسلامی در شهرِ دقیانوسِ جیرفت تداوم داشته است. در این حوزه، خشتها در اندازههای بزرگ، در حدود ٣٠*٤٠ سانتیمتر، بوده (پاتز، ٢٠٠١ الف ، ص ١٦١) و شبكههای آبرسانی با تنبوشههای سفالین (شبیه به موهنجودارو و هاراپا در هند، شوش و تپه مَلیان فارس) مشاهده شده است (همو، ٢٠٠١ ب ، ص ١ـ٧). از دیگر یافتههای این دوره بنای قلعه مانندی است كه، بنا به اظهار كاوشگر آن، زیگورات است. این بنا در تپه كنارصندل الف و ب به دست آمده است ( رجوع کنید به مجیدزاده، ١٣٨٢ش ب ، ص ٩).
در كاوشهای نجات، كه حمیده چوبك در ١٣٨٠ ش انجام داد، در محوطه باستانی ریگانبار، گورستانی ویران و غارت شده شناسایی گردید. گورهای این گورستان رو به مشرق و به شكل گودالهای خاكیاند و اجساد به حالت چمباتمه دفن شدهاند. در بالای سر هر جسد نیز دو قطعه سنگ، كه برای خرد كردن دانهها به كار میرفته، بههمراه ظروف و زیور آلات نهاده میشده است.
از دیگر محوطههای باستانی حوزه جازموریان، دو گورستان اِسفَنْدَقه و مَحطوط آباد و بندِ جلال از دهستان رمشك است. در این گورستانها دوگونه گور شناسایی شده است: گورهایی مستطیل شكل با دیوار چینهای و گودالی در بالای سر برای نهادن اشیای خاكسپاری، و گورهایی با بدنه سنگچین با پوششی از تختهسنگهای مستطیل كه نمونههای آن در گستره جغرافیایی از پاكستان تا خلیجفارس شناسایی شده است ( رجوع کنید به تصویر ١). در این گورها، خاكسپاری در عمق هفتاد سانتیمتری انجام میشد و در كنار جسد چند ظرف، به همراه مهرهای فلزی دكمهای شكل، مشابه با یافتههای شهر سوخته، قرار میدادند (پیتمن ، ص ٥٤ ٥٥؛
باغستانی، ص ٤٣ـ٥٦). همچنین بر روی گورها و نیز اجساد، خاك الك شده و نرم رودخانهای، به همراه گوشماهیهای ریز، ریخته میشد.
گونههای مشخص سفالینههای دوره مفرغ، شامل سفالینههای منقوشِ خاكستری و قرمز و سفالینههای ساده به رنگ نارنجی و نخودی است و ظروف اغلب به اشكال كاسههای لبه واریخته، كاسههای شیپوری با بدنه زاویهدار، كوزههای ساده و كوزههای شانهدار با دسته حلقوی، جامهای مخروطی و خمرههای ذخیرهسازی است. سفالهای منقوش در بردارنده نقوش هندسی (خطوط موجی بین نوارهای افقی، مثلثهای هم رأس)، نقوش جانوری (عقرب، كژدم، بزكوهی) و نقوش گیاهی (نخل) است. همچنین سفالهای این دوره با سفالهای تپه ملیانِ فارس، خوزستان، شهداد، گیان و شهر سوخته قابل مقایسه است (پاتز، ٢٠٠١ ج، ص ١٩٦).
از مهمترین اشیای مكشوفه در دوره مفرغ، ظروف سنگی خاكستری، معروف به ظروف سنگ صابونی یا كلُریت ، است كه مجموعه بزرگی از آنها از ١٣٨٠ ش تاكنون از جیرفت به دست آمده است (مجیدزاده، ١٣٨٢ ش الف ، ص ٢، ١١ـ ٢٥؛
رجوع کنید به تصویر ٢). مشابه این ظروف از تپه یحیی، شهداد، مكران پاكستان، تاروت در خلیجفارس، امّالنارِ عُمان و ازبكستان یافته شده است (بزنوال، ص ٢٥، تصویر ٨٣؛
كول ، ص ٢١٦ـ ٢١٨، ٢٢٧؛
كلوزیو ، ص ١١٤ـ١١٩؛
پاتز، ١٩٩٠، ج ١، ص ١٠٦ـ ١٠٧؛
حاكمی، ص ٧٢). این اشیا به اشكال جامهای بلند شیپوری با لبه برگشته، جامهای پایهدار، كاسهها و پیكركهای جانوری و انسانی است (مجیدزاده، ١٣٨٢ ش الف ، ص ٢ـ ٨). گروه دیگر از اشیای سنگی دوره مفرغ، ظرفهای سنگی مرمر است كه شاخصترین پیكركهای مرمرین انسانی است كه دستها و پاهای آنها با میلههای فلزی به بدنه، متصل شدهاند. اشیا و ظروف فلزی حوزه جازموریان شامل گلدانها، آبریزها، تیرهای مفرغی و سنجاقهای تزئینی مسی و مفرغی است. از نیمه هزاره دوم تا دوره آهن (هزاره اول پیش از میلاد)، آثار چندانی از حوزه جازموریان به دست نیامده، فقط گورهای سنگی در منطقه سرآسیاب و دامن شناسایی شده است.
در دوره هخامنشی، حوزه جازموریان با نامهای مَكَن، گَدر یا گِدرُوزیا شناخته میشده است (چوبك، ص ٣؛
شارپ ، ص ٨٣، ٩٩ـ١١٩). همچنین بر اساس كاوشهای منطقه دهستان رمشك، این حوزه، گذرگاه اسكندر به هند بوده است.
در دوره اشكانی این ناحیه همانند پلِ بازرگانی بین ایران و هند بوده و دولت اشكانی، برای امنیت كاروانهای بازرگانی، قلعههایی در این منطقه بنا كرده بوده است (سرفراز و فیروزمندی، ص ٢٠٤، ٢١٠).
در دوره ساسانی نیز حكومتِ خاندانهای كهن بر گدروزیا تداوم داشته است (كریستنسن، ص ٦٣، پانویس، ص ١٨٢؛
مستوفی، ص ٤٩ـ٥١).
از گورهای سنگی دوره تاریخی حوزه فرهنگی جازموریان، اشیای سنگی بهدست آمده است، از جمله سرمهدان، دكمههای صدفی و گردنبندهایی از صدف و گوشماهی و عقیق و اشیای آهنی و مفرغی مانند خنجر و شمشیر از دوره اشكانی.
ظروف سفالین به دست آمده از حوزه جازموریان در دوره تاریخی عبارتاند از: كوزهها؛
ریتونها با سر جانورانی مانند گاو، قوچ، بزكوهی، عقاب؛
پیالهها؛
گلدانها؛
جامهایی با شیارهای عمودی شبیه به ظروف سیمین دوره هخامنشی؛
قمقمههایی كتابیشكل با دو دسته، كه از هزاره سوم پیش از میلاد متداول بوده است؛
بشقابهای تو گود با بدنه زاویهدار (هرینك ، ص ٢٤١ـ٢٤٥؛
پاتز، ٢٠٠١ ب ، ص ٦ـ٧). این ظروف سفالین، از نظر جنس، به چند گروه طبقهبندی میشوند: گونهای سفالینههای نارنجی ـ قرمز و منقوشِ نیمه خشن كه نمونههایی از آن از ناحیه مكرانِ پاكستان یافته شده است (بزنوال، ص ١٣)؛
سفالهای نارنجی ظریفِ منقوش و چرخساز كه از سده اول تا سوم پیش از میلاد در تپه یحیی ساخته شده است (هرینك، ص ٢٤)، از این گونه سفالها در گورهای سنگی دهستان رمشك نیز دیده شده است؛
سفالینههای لعابدار به شكل بشقاب، كاسه، تنگ و عطردان با لعاب آبی و سبز كه از نمونههای آن در كاوشهای گورهای رمشك و بیژنآباد و نیز در میری قلات پاكستان مشاهده شده است (بزنوال، همانجا).
در دوره اسلامی نیز حوزه فرهنگی جازموریان، بزرگترین چهارراه جنوب شرقی ایران و محل ارتباط با دره سند، دریای عمان، خراسان، سیستان، كرمان و فارس بوده است. از آثار اسلامی این حوزه، تنب خرگ یا قلعه خواهر، قلعه جِشار (گِشار)، قلعه اَمْجَز، تنب نَمُردی (گورستان) در منطقه جیرفت است (استاین، ص ١٤٤، ١٤٦ـ١٤٧؛
صفا، ص ١٤١).
سفالهای دوره اسلامی این محوطه متعلق به سده اول تا هفتم و از انواع لعابدار با نقوش برجسته و قالبی همانند سفالینههای شهر دقیانوس است (برای اطلاع بیشتر در باره دوران اسلامی اینحوزه رجوع کنید به جیرفت * ).
منابع:
(٢٧) علاوه بر تحقیقات میدانی مؤلف؛
(٢٨) حمیده چوبك، حوزه فرهنگی جازموریان، محوطه باستانی شهر دقیانوس ( شهر كهن جیرفت )، جیرفت ١٣٨٢ ش [ دفترك (؛
(٢٩) علیاكبر سرفراز و بهمن فیروزمندی، باستانشناسی و هنر دوران تاریخی ماد، هخامنشی، اشكانی، ساسانی ، تهران ١٣٨١ ش؛
(٣٠) رالف نورمن شارپ، فرمانهای شاهنشاهان هخامنشی ، شیراز )? ١٣٤٦ ش (؛
(٣١) عزیزاللّه صفا، تاریخ جیرفت و كهنوج، ) كرمان ] ١٣٧٣ ش؛
(٣٢) میرعابدین كابلی، «گزارش دهمین فصل كاوش گروه باستانشناسی دشت لوت در محوطه باستانی شهداد»، در گزارشهای باستانشناسی ، ج ١، تهران: سازمان میراث فرهنگی كشور، پژوهشكده باستانشناسی، ١٣٧٦ ش؛
(٣٣) آرتور امانوئل كریستنسن، وضع ملت و دولت و دربار در دوره شاهنشاهی ساسانیان ، ترجمه و تحریر مجتبی مینوی، تهران ١٣١٤ ش؛
(٣٤) یوسف مجیدزاده، جیرفت كهنترین تمدن شرق ، تهران ١٣٨٢ ش الف ؛
(٣٥) همو، حفریات باستانشناختی در تپههای كُنار صندل، جیرفت: طرح مطالعات حوزه هلیلرود ، جیرفت ١٣٨٢ ش ب ؛
(٣٦) احمد مستوفی، شهداد و جغرافیای تاریخی دشت لوت ، تهران ١٣٥١ ش؛
(٣٧) عزتاللّه نگهبان، مروری بر پنجاه سال باستانشناسی ایران ، تهران ١٣٧٦ ش؛
(٣٨) ارنی هرینك، سفال ایران در دوران اشكانی ، ترجمه حمیده چوبك، تهران ١٣٧٦ ش؛
(٣٩) Kamyar Abdi, "The land of Magon";
(٤٠) (unpublished) Susan Baghestani, Metallene Compartimentsiegel aus ost-Iran, Zentralasien und Nord-China , Leidorf ١٩٩٧;
(٤١) Thomas Wight Beale, "The architecture", in Excavations at Tepe Yahya, Iran ١٩٦٧-١٩٧٥ : the early periods , ed. C.C. Lamberg-Karlovsky, Cambridge, Mass: Peabody Museum of Archaeology and Ethnology, ١٩٨٦ a ;
(٤٢) idem, "The small finds", in ibid, ١٩٨٦ b ;
(٤٣) Thomas Wight Beale and C.C. Lamberg-Karlovsky, "Summary of change and development in the early periods at Tepe Yahya: ٤٩٠٠-٣٣٠٠ B.C.", in ibid;
(٤٤) Roland Besenval , Archaeological misson at Miri Qalat ) Makan/ Pakistan), Paris ١٩٩٤;
(٤٥) Serge Cleuziou, "Jiroft et Tarut sur la cote orientale de la pإninsule arabique", Dossiers archeologie , no. ٢٨٧ (Oct. ٢٠٠٣: Jiroft;
٤٦- ( Ali Hakemi, Shahdad: archaeological excavations of a Bronze Age center in Iran , tr. and ed. S.M.S. Sajjadi, Rome ١٩٩٧;
(٤٧) Philip L.Kohl, "Reflections on the production of chlorite at Tepe Yahya: ٢٥ years later", in Excavations at Tepe Yahya, Iran ١٩٦٧-١٩٧٥: the third millennium , ed. C.C.Lamberg-Karlovsky, Cambridge, Mass: Peabody Museum of Archaeology and Ethnology, ٢٠٠١;
(٤٨) C. C. Lamberg-Karlovsky, "The Tepe Yahya project: ١٩٦٧-١٩٧٥", in Excavations at Tepe Yahya, Iran ١٩٦٧-١٩٧٥: the early periods , ed. C.C.Lamberg-Karlovsky, Cambridge, Mass.: Peabody Museum of Archaeology and Ethnology, ١٩٨٦;
(٤٩) C. C. Lamberg-Karlovsky and Thomas Wight Beale, "Tepe Yahya in the context of a wider core- periphery interaction sphere in the fifth and fourth millennia B.C.", in ibid;
(٥٠) Yousef Madjidzadeh, "La premiere campagne de fouilles a Jiroft dans le bassin du Halil Roud", Dossiers archeologie , no. ٢٨٧ (Oct. ٢٠٠٣: Jiroft ;
٥١- ( Holly Pittman, Art of the bronze southeastern Iran, western Central Asia, and the indus valley , New York ١٩٨٤;
(٥٢) D.T. Potts, The Arabian Gulf in antiquity , vol.١, New York ١٩٩٠;
(٥٣) idem, "Phase IVB١", in Excavations at Tepe Yahya, Iran ١٩٦٧-١٩٧٥: the third millennium , ed. C.C. Lamberg - Karlovsy, Cambridge, Mass.: Peabody Museum of Archaeology and Ethnology, ٢٠٠١ a ;
(٥٤) idem "Phase IVC٢", in ibid, ٢٠٠١ b ;
(٥٥) idem, "Situating Tepe Yahya in time and space", in ibid, ٢٠٠١ c ;
(٥٦) Aurel Stein, Archaeological reconnaissances in north-western India and south-eastern Iran , London ١٩٣٧;
(٥٧) Pamela Vandiver, "The Production technology of earthenware ceramics: ٤٩٠٠- ٢٨٠٠ B.C.", in Excavations at Tepe Yahya, Iran ١٩٦٧- ١٩٧٥: the early periods , ed. C. C. Lamberg-Karlovsky, Cambridge, Mass.: Peabody Museum of Archaeology and Ethnology, ١٩٨٦.
/ حمیده چوبك /
تصاویر این مدخل:
١- گورهای سنگی و چینه ای در گورستان بند جلال رمشک منبع: مجموعه حمیده چوبک
٢- اشیای سنگی (کلریت)، کشف شده در جیرفت منبع: مجموعه حمیده چوبک