دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٦٠٢
جُرجانی ، ابوالحسن علیبن عبدالعزیز، ادیب، شاعر، فقیه و قاضی شافعی و متكلم معتزلی قرن چهارم. تاریخ دقیق تولد او مشخص نیست، اما بنا بر نقل یاقوت حموی (ج ٤، ص ١٧٩٦) از حاكم نیشابوری، وی در ٣٣٧ كه همراه برادرش ابوبكر به نیشابور رفت، در حدود سن بلوغ بوده است؛ بنابراین، میتوان سال ولادت او را حدود ٣٢٢ در نظر گرفت. جرجانی از كودكی به مناطق متعددی، از جمله عراق و شام، سفر كرد و به كسب علم و ادب پرداخت تا اینكه به شهرت رسید (ثعالبی، ج ٤، ص ٣). ثعالبی (همانجا) نظم و نثر و خوشنویسی او را ستوده است. در برخی منابع نیز شعر وی تحسین شده است (برای نمونه رجوع کنید به ابنجوزی، ج ١٥، ص ٣٤؛
ابنخلّكان، ج ٣، ص ٢٨٠). ادیب مشهور، عبدالقاهر جرجانی، از اینكه شاگرد ابوالحسن بوده به خود میبالیده و در آثارش از وی به بزرگی یاد كرده است (یاقوت حموی، ج ٤، ص ١٧٩٧). وی را جامع فقه شافعی و كلام معتزلی دانستهاند (رجوع کنید به جُشَمی، ص ٣٨٠؛
ابنمرتضی، ص ٢٠٦). نام او در طبقه پنجم فقیهان شافعی ذكر شده است (رجوع کنید به عَبّادی، ص ١١١؛
ابواسحاق شیرازی، ص ١٢٢).
جرجانی پس از كسب شهرت در علم و ادب، از خواص و نزدیكان صاحببن عَبّاد (متوفی ٣٨٥)، ادیب و وزیر مشهور آلبویه، شد (ثعالبی، همانجا). او به صاحببن عبّاد، ارادت و علاقه بسیار داشت و در اشعاری او را مدح كرده (رجوع کنید به همان، ج ٤، ص ١٨ـ٢٠؛
یاقوت حموی، ج ٤، ص ١٨٠٤؛
قس ابوحَیان توحیدی، ص ٢٢٥) و صاحب نیز در اشعاری، مقام علمی و ادبی و اخلاقی وی را ستوده است (رجوع کنید به ثعالبی، ج ٤، ص ٣؛
یاقوت حموی، ج ٤، ص ١٧٩٧، ١٧٩٩). جرجانی در دوره وزارت صاحب، به قضای جرجان منصوب شد؛
اما، چه در دوره حیات صاحب چه پس از مرگ او، بارها عزل و نصب شد تا اینكه سرانجام به قاضیالقضاتی ری رسید و تا زمان وفات، این منصب را داشت (سهمی، ص ٣٥٢؛
ثعالبی، همانجا؛
نیز رجوع کنید به ذهبی، ١٤٢٤، ج ٨، ص ٧١٧).
سال وفات جرجانی، به اختلاف، ٣٦٦ و ٣٩٢ ذكر شده است. اگر چه ابنخلّكان (ج ٣، ص ٢٨١) قول نخست را ــ كه از حاكم نیشابوری نقل كرده صحیحتر میداند، ذهبی (١٤٠٣، ج ١٧، ص ٢١) نظر وی را نادرست خوانده و این تاریخ را سال فوت محدّثی به نام ابوالحسن علیبن احمدبن عبدالعزیز جرجانی، كه ساكن نیشابور بوده، دانسته است. بهترین شاهد برای صحت قول دوم، ارتباط جرجانی با صاحببن عبّاد است كه در ٣٦٦ به وزارت رسید. بیشتر منابع نیز سال وفات او را ٣٩٢ دانستهاند (رجوع کنید به ذهبی، ١٤٢٤، ج ٨، ص ٧١٨، به نقل از سهمی؛
ابن قاضی شُهبه، ج ١، ص ١٦١). جسد جرجانی را به جرجان منتقل كردند و در آنجا به خاك سپردند (یاقوت حموی، ج ٤، ص ١٧٩٧؛
سبكی، ج ٣، ص ٤٦٢). ابوعلی قاسمبن علیبن قاسم، وزیر مجدالدوله، در تشیع پیكر وی حاضر بود و قاضی عبدالجبار معتزلی بر جنازه او نماز خواند (یاقوتحموی، همانجا).
مشهورترین تألیف به جامانده از جرجانی، الوساطة بین المتنبـّی و خصومه است. در قرن چهارم، كه نقد و ارزیابی اشعار بزرگان رونق گرفته بود، ادیبان آرای مختلفی در باره متنبّی و جایگاه شعر او ابراز میكردند. در این میان، صاحببن عبّاد كتاب الكشف عن مَساوی المتنبی را نوشت تا اشعار وی را ضعیف جلوه دهد (جرجانی، مقدمه محمدابوالفضل ابراهیم و علی محمد بجاوی، ص ح). پس از آن جرجانی، برای داوری میان طرفداران و منتقدان اشعار متنبّی، الوساطة را تألیف كرد كه بسیار مورد توجه قرار گرفت (ثعالبی، ج ٤، ص ٤ـ ٥). دانش و توانایی او را در تألیف این كتاب تحسین كردهاند (رجوع کنید به همانجا؛
ابنخلّكان، ج ٣، ص ٢٨٠ـ٢٨١).
الوساطة مختص به بررسی شعر متنبّی نیست، بلكه در این كتاب اصول و قواعد ادب آن دوره مطرح و اشعار شاعران قدیم و جدید نقد و بررسی شده است.
الوساطة نخستینبار به كوشش احمد عارف زین (١٣٣١) و پس از آن با ویرایش محمدابوالفضل ابراهیم و علی محمد بجاوی (١٣٦٤، ١٣٧٠) به چاپ رسید (جرجانی، همان مقدمه، ص ی ك).
جرجانی دیوان شعری نیز داشته است (ابواسحاق شیرازی، همانجا؛
سبكی، ج ٣، ص ٤٥٩). بخشی از اشعار وی در منابع باقی مانده است (رجوع کنید به ثعالبی، ج ٤، ص ١٠ـ٢٩؛
یاقوت حموی، ج ٤، ص ١٧٩٧ـ ١٨٠٥).
تألیف دیگر جرجانی، تهذیبالتاریخ (ثعالبی، ج ٤، ص ٧؛
یاقوت حموی، ج ٤، ص ١٧٩٨)، ظاهراً همان صفوة التاریخ است كه به گفته ابنقاضی شهبه (ج ١، ص ١٦١) مختصر تاریخ طبری در یك جلد است. ثعالبی (ج ٤، ص ٧ـ١٠) ضمن تحسین این كتاب، دو فصل از مقدمه آن را نقل كرده است. ابنخلدون در تاریخ خود به اقوال جرجانی استناد كرده (برای نمونه رجوع کنید به ج ٢، ص ٢٤، ٢٦، ٦٤، ٣٧٣) كه احتمالاً برگرفته از همین كتاب است، اگر چه وی در مواردی نیز (رجوع کنید به ج ٢، ص ٣٢٣، ج ٦، ص ١٢٢) جرجانی را نسبشناس خوانده و نام كتاب او را الانساب ذكر كرده است.
آثار دیگری نیز در منابع به وی نسبت داده شده است كه اثری از آنها نیست، از جمله تفسیر القران (یاقوت حموی، همانجا؛
ذهبی، ١٤٠٣، ج ١٧، ص ٢١) و الوكالة شامل چهار هزار مسئله فقهی (عبّادی، ص ١١١).
منابع:
(١) ابنجوزی، المنتظم فی تاریخ الملوك و الامم، چاپ محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٢) ابنخلدون؛
(٣) ابنخلّكان؛
(٤) ابنقاضی شهبه، طبقات الشافعیة، چاپ حافظ عبدالعلیمخان، بیروت: عالمالكتب، ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(٥) ابنمرتضی، المنیة و الامل فی شرح الملل و النحل ، چاپ محمدجواد مشكور، بیروت ١٤١٠/ ١٩٩٠؛
(٦) ابواسحاق شیرازی، طبقاتالفقهاء، چاپ احسان عباس، بیروت ١٤٠١/١٩٨١؛
(٧) ابوحیان توحیدی، مثالب الوزیرین: اخلاق الصاحببن عبّاد و ابنالعمید، چاپ ابراهیم كیلانی، دمشق [? ١٩٦١(؛
(٨) عبدالملكبن محمد ثعالبی، یتیمة الدهر، چاپ مفید محمد قمیحه، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٩) علیبن عبدالعزیز جرجانی، الوساطة بینالمتنبّی و خصومه، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم و علیمحمد بجاوی، قاهره ١٣٧٠/١٩٥١؛
(١٠) حسنبن محمد جشمی، «الطبقتان الحادیة عشرة و الثانیة عشرة من كتاب شرحالعیون »، در قاضی عبدالجبار بن احمد، فضل الاعتزال و طبقات المعتزلة، چاپ فؤاد سید، تونس ) بیتا. ]؛
(١١) محمدبن احمد ذهبی، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام ، چاپ بشّار عوّاد معروف، بیروت ١٤٢٤/٢٠٠٣؛
(١٢) همو، سیراعلام النبلاء، ج ١٧، چاپ شعیب ارنؤوط و محمد نعیم عرقسوسی، بیروت ١٤٠٣/ ١٩٨٣؛
(١٣) عبدالوهاب بن علی سبكی، طبقات الشافعیة الكبری ، چاپ محمود محمد طناحی و عبدالفتاح محمدحلو، قاهره ١٩٦٤ـ١٩٧٦؛
(١٤) حمزة بن یوسف سهمی، تاریخ جرجان ، چاپ محمد عبدالمعیدخان، حیدرآباد دكن ١٣٨٧/١٩٦٧؛
(١٥) محمدبن احمد عبّادی، كتاب طبقات الفقهاء الشافعیه ، چاپ یوستا ویتستام، لیدن ١٩٦٤؛
(١٦) یاقوت حموی، معجمالادباء ، چاپ احسان عباس، بیروت ١٩٩٣.
/ اسكندر اسفندیاری /