دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٥٨٩
جراید در آسیای جنوب شرقی ، اولین روزنامه در منطقهای كه امروزه مالزی نامیده میشود، در ذیحجه ١٢٢٠/ اول مارس ١٨٠٦ منتشر شد. این روزنامه انگلیسیزبان ــ كه در ابتدا با نام > روزنامه دولت < و سپس > سرزمین ولیعهد انگلیس < و زیر نظر كمپانی هند شرقی انگلیسی منتشر میشد به تبلیغ كالاهای تجاری استعمارگران و اطلاعرسانی در باره قوانین دولت انگلیس میپرداخت و انتشار آن تا ١٢٤١ـ١٢٤٢/ ١٨٢٧ ادامه داشت (انور ، ص ١٤٠ـ١٤١). این روزنامه و دیگر نشریات انگلیسی و غیرانگلیسی منطقه مالزی و سنگاپور آن دوران، یارانه دولتی دریافت میكردند و طبق قانون، موظف بودند مطالب خود را قبل از انتشار به تأیید مسئولان دولتی برسانند و در صورت لزوم، ممیزیهای لازم در مورد آنها اعمال گردد. البته دولت انگلیس در ١٢٥٠ـ١٢٥١/ ١٨٣٥ این قانون را لغو كرد (هوا ، ص ٢٤٤). در این سالها هیچ نشریهای به زبان ملایو منتشر نمیشد، كه از جمله علل آن ضعف اقتصاد بومی، مقرون به صرفه نبودن انتشار روزنامه برای ناشران و فقدان آموزش رسمی برای جمعیت بومی، و در نتیجه محدود بودن تعداد خوانندگان نشریات بود (انور، ص ١٤٢). اولین نشریه به زبان ملایو، هفتهنامه جاوی پراناكان بود كه در ١٢٩٣/١٨٧٦ با مدیریت گروهی از مسلمانان دو رگه هندی ـ مالایایی، در سنگاپور منتشر شد. جاوی پراناكان و دیگر نشریات ملایو،مانند كاهایا پولوا پینانگ(١٣١٨/١٩٠٠)، تامان پنگتاهوان (١٣٢٢/ ١٩٠٤)، الامام (١٣٢٤/ ١٩٠٦)، اتوسان ملایو (١٣٢٦/ ١٩٠٨)، نوراچا(١٣٢٩/ ١٩١١)، توناس ملایو (١٣٣١/١٩١٣) و لمباگا ملایو (١٣٣٢/ ١٩١٤)، با تمركز بر مسائل مربوط به پیشرفت جامعه ملایو، سعی در هدایت فكری، سیاسی، و مذهبی این جامعه داشتند (خدیجه بنترحمت ، ص ٦٧).
دولت انگلیس در اواسط دهه ١٢٩٠/١٨٧٠ تصمیم گرفت تا تسلط سیاسی و اداری خود را در مستعمرهنشینهای ملایو گسترش دهد. به این منظور، مجموعه قوانین و دستورهایی در باره چاپ و نشر كتاب، مطبوعات و نشریات (بین سالهای ١٣٠٣ تا ١٣٤٣/ ١٨٨٦ـ١٩٢٤) تدوین كرد كه در این مناطق اجرا شد (انور، ص ١٤٣). در همین دوران، به سبب افزایش كارگران چینی و هندی در مناطق مستعمرهنشین، تعداد نشریات چینی و تامیلی نیز زیاد شد و پیدایش روزنامههای اسلامی در سنگاپور و اندونزی ــ كه مرهون ارتباط این مناطق با مصر و جنبش اصلاحطلب اسلامی بود نیز بر تنوع این نشریات افزود (همان، ص ١٤٣ـ١٤٤). ظاهراً اولین نشریه كاملاً اسلامی مناطق مستعمراتی جنوبشرقی آسیا، وزیر ایندی نام داشت كه متأثر از نشریه جاوی پراناكان، در ١٢٩٥/ ١٨٧٨ زیر نظر شخصی به نام عبدالخطاب، به زبان ملایو، منتشر شد (لافان، ص ١٤٥). این نشریه، افزون بر جهتگیری اسلامی، بر تقویت زبان ملایو در جاوه تأكید میكرد و بر این باور بود كه زبان ملایو غنی است و میتواند به همه موضوعات بپردازد. انتشار وزیر ایندی در ١٢٩٦/١٨٧٩ متوقف شد. پس از این نشریه، سایر روزنامههای اسلامی این منطقه بر هر دو زبان عربی و ملایو تأكید میورزیدند؛ مثلاً، روزنامه المنیر در ١٣٣١/١٩١٣ روزنامه وابسته دیگری به نام الاخبار را به زبان ملایو منتشر میكرد (همان، ص ١٤٦).
در اواخر قرن سیزدهم/ نوزدهم و اوایل قرن چهاردهم/ بیستم، سنگاپور كه مستعمره انگلیس بود، در راهیابی افكار و نگرشهای نوگرای اسلامی، بهویژه آرای اندیشمندان مصری، به دیگر سرزمینهای آسیای جنوبشرقی، از جمله اندونزی، نقش مهمی داشت. هلندیها، كه اندونزی را تحت استعمار خود داشتند، به دلیل ترس از گسترش جنبش اصلاحطلبی اسلامی در منطقه، به حج رفتن مسلمانان اندونزی را تا ١٣١٩ـ١٣٢٠/ ١٩٠٢ ممنوع اعلام كرده بودند؛ ازاینرو، مسلمانان از طریق بندرهای سنگاپور، كه تحت استعمار انگلیس قرار داشت، به حج میرفتند و همین امر، سنگاپور را مركز اسلامی منطقه ساخت (ریكلفس ، ص١٦٠). انگلیسیها در قبال مطبوعات محلی سختگیری چندانی نمیكردند و این موضوع در رشد مطبوعات بومی در این منطقه مؤثر بود (لافان، ص ١٤٩). در سنگاپور، شمار زیادی از مسلمانان عرب و هندیتبار میزیستند كه برخی از آنها در همین منطقه متولد شده بودند. جامعه مسلمانان سنگاپور، به علت دسترسی آسان به راههای ارتباطی، با منطقه خاورمیانه ارتباط نزدیك داشت و با سراسر مجمعالجزایر اندونزی مناسبات بازرگانی گستردهای برقرار كرده بود. مسلمانان در اواخر قرن سیزدهم/ نوزدهم چاپخانههای سنگی را تأسیس كردند و متون مذهبی و روزنامههایی منتشر ساختند كه بیانگر افكار نوگرایان اسلامی بود (ریكلفس، ص ١٦١).
در چنین شرایطی، یكی از نشریات مهم این دوران، یعنی ماهنامه الامام، را شیخ محمدطاهربن جلالالدین ازهری (١٢٨٦ـ١٣٧٦/ ١٨٦٩ـ ١٩٥٧) و شیخهادی در ١٣٢٤/ ١٩٠٦ در سنگاپور منتشر كردند (لافان، ص ١٤٩). شیخ طاهر دوازده سال در مكه و چهار سال در قاهره تحصیل كرده بود. وی در قاهره تحت تأثیر افكار محمد عبده * قرار گرفته و با رشیدرضا * نیز دوستی یافته بود (ریكلفس، همانجا). شیخ هادی نیز مدتی در قاهره در جلسات درس عبده شركت كرده بود. وی برخی از مقالات عربی روزنامههای معتبر مصری، مانند اللّواء و العالم الاسلامی و المؤید ، را ترجمه میكرد. محمدبن عقیلبن یحیی نیز با هیئت تحریریه روزنامه الامام همكاری داشت. وی پیش از این، مقالاتی بر ضد استعمار هلند در روزنامه مصری المؤید منتشر ساخته بود و به گفته سیدمحمد رشیدرضا در توزیع نشریه مهم مصری، یعنی المنار، در مجمعالجزایر اندونزی نقش اصلی را ایفا میكرد (رجوع کنید به لافان، ص ١٤٩ـ١٥٠).
وجود ارتباطات با مراكز عمده اسلامی جهان موجب شده بود تا نشریه الامام با استقبال مسلمانان منطقه روبهرو شود. این نشریه از لحاظ محتوایی به شدت، متأثر از روزنامه المنار و عروة الوثقی بود و افراد محلی، هیئت تحریریه آن را گروه المنار یا كومالمنار (قوم المنار) مینامیدند. این ماهنامه شامل مقالاتی در باره دانش عمومی، حوادث مهم دنیا بهویژه جهان اسلام و مسائل مذهبی بود و مسئولان آن ادعای رهبری جامعه مسلمانان جنوبشرقی آسیا را داشتند و مخاطبان نشریه را مأموم مینامیدند. هدف آنها بیداری مسلمانان و كمك به رشد و توسعه جوامع اسلامی منطقه بود و در بخشهای ملایوزبان اندونزی توزیع میشد (نوئر ، ص ٣٥ـ٣٦؛ لافان، ص ١٤٩). دولتهای هلند و انگلیس به این نشریه اجازه فعالیت داده بودند و مانع توزیع آن در بخشها و مناطق تحت نفوذ خود نمیشدند، اما بهویژه هلندیها نگران اسلامگرایی در هیئت تحریریه مجله بودند (لافان، ص ١٥١). بنا بر شواهد، جراید ملایوزبان ــ كه با نظارت مسلمانان یا مستقیماً زیرنظر آنها منتشر میشدند سعی داشتند به تقویت جامعه قومی ـ زبانی خاص خود در چارچوب اسلام بپردازند، اما الامام بیشتر بر جنبه اسلامی هویت خود تأكید میكرد و حتی مفهوم وطن برای آنها بیشتر مفهومی اسلامی و مستند به تعالیم دینی بود (همان، ص ١٥٦ـ١٥٧). البته هدف نهایی الامام دستیابی به استقلال بود. آنان به مردم ملایوزبان میگفتند كه باید به حقایق اصیل اسلامی بازگردند و در عین حال اداره زندگی خود را در دست بگیرند. در واقع، آنان میكوشیدند برای تأسیس امت اسلامی در منطقه، تاریخ و هویت مردم مسلمان ملایوزبان را با كل جهان اسلام پیوند بزنند (همان، ص ١٥٨). نشر الامام در ذیحجه ١٣٢٦/ دسامبر ١٩٠٨ به دلیل مشكلات مالی و رقابتهای شخصی متوقف شد (همان، ص ١٧٢).
با افزایش تعداد دانشجویان جنوبشرقی آسیا در قاهره، آنان در ١٣٣٠/١٩١٢ انجمن دانشجویان وفادار را تأسیس كردند. در همان سال، این انجمن نشریه خود را با عنوان الاتحاد منتشر كرد. نشریه الاتحاد ، كه نخستین نشریه ملایوزبان در خاورمیانه محسوب میشود، در مكه و شهرهای منطقه آسیای جنوبشرقی توزیع میشد. سردبیران این نشریه اهل سنگاپور و اندونزی بودند و امید داشتند كه این نشریه برای مردم ملایوزبان مفید باشد. آنان پیرو افكار محمد رشیدرضا بودند. با آغاز جنگ جهانی اول، بر اثر فشار شدید اقتصادی، انتشار الاتحاد متوقف شد و برخی از دانشجویان جنوبشرقی آسیا، كه دیگر قادر به اقامت در قاهره نبودند، بهناچار به مناطق خود بازگشتند (همان، ص ١٣٩ـ١٤٠).
دیگر نشریه مهم اسلامی منطقه جنوبشرقی آسیا المنیر بود كه از اول ربیعالا´خر ١٣٢٩/ اول آوریل ١٩١١، یعنی حدود پانزده ماه پس از توقف انتشار نشریه الامام ، در پادانگ اندونزی منتشر شد (همان، ص ١٧٢). گردانندگان این نشریه به آرای عبده و محمد رشیدرضا گرایش داشتند و هدف آنان هدایت مردم به دین، ارتقای سطح آگاهی دینی، تحكیم برادری ایمانی و مناسبات صلحآمیز و دفاع از اسلام بود؛ اما، این نشریه بیشتر از الامام بر مسائل محلی و منطقهای تأكید میكرد و در عین حال، بهگونهای عمل مینمود كه حساسیت مسئولان هلندی را برنینگیزد؛ یعنی، در ظاهر میكوشید در قبال استعمار رفتاری انفعالی داشته باشد و از امكانات دولت هلند برای رسیدن به اهداف خود بهرهبرداری نماید (همان، ص ١٧٢ـ١٧٣؛ نوئر، ص ٣٩). المنیر تا ١٣٣٤/ ١٩١٦ هر دو هفته یك بار منتشر میشد. مطالب این دوهفتهنامه شامل دو بخش عمده بود: اول، مقالاتی با هدف تقویت دانش خوانندگان و مشتمل بر مسائل مذهبی، مانند نیاز به دین، سیره پیامبر، بحثهایی در باره ماهیت دین، ضرورت محاسبات نجومی برای تعیین اوقات شرعی بهجای رؤیت ماه؛ دوم، مسائل روز جهان نظیر اهمیت علم، مزایای روزنامهها و نشریات، سازمانها و اخبار و حوادث خارجی به خصوص مسائل خاورمیانه (نوئر، ص ٣٩ـ ٤٠). برخی از مقالات این نشریه ماهیت فلسفی ـ مذهبی داشتند و بر اساس مناسبتهای خاص نگاشته میشدند. مثلاً، هنگام نزدیك شدن به زمان معراج پیامبر (ماه رمضان) مقالاتی در باره آن نوشته میشد. برخی مقالات در پاسخ به پرسشهای خوانندگان بودند و عمدتاً جنبه فقهی داشتند. برخی مقالات نیز از عربی و از نشریات مصری، بهخصوص المنار ، ترجمه میشدند. این مقالات نیز معمولاً به حوادث خاص در خاورمیانه، مانند جشنها و مراسم مذهبی سایر كشورهای اسلامی، اختصاص داشتند (همان، ص ٤٠).
در اوایل قرن چهاردهم/ بیستم، به تدریج ملیگرایی در میان مردم اندونزی رشد پیدا كرد. در این میان فعالیتهای دو سازمان اسلامی، یعنی سركت اسلام * و محمدیه * ، از اهمیت بسزایی برخوردار بود (رجوع کنید به لافان، ص ١٦٦ـ١٦٧). در نشست سالانه سازمان سركت اسلام در ١٣٣٤/ ١٩١٦، كه كنگره ملی نام گرفت، برخی از مسئولان نشریه المنیر نیز حضور داشتند كه با توافق آنان با یكدیگر، انجمن «الاسلامیه» شكل گرفت. این انجمن دوهفتهنامه الاسلام را در سورابایا منتشر ساخت. در صفحه آخر این نشریه، آخرین تحولات نهضت اندونزی به زبان لاتینی بررسی میشد (همان، ص ١٧٨ـ ١٧٩). الاسلام نخستین بار در ٣ شعبان ١٣٣٤/ ١٥ ژوئن ١٩١٦ منتشر شد، اما نتوانست در ایجاد وحدت اسلامی در مجمعالجزایر اندونزی، از طریق خط جاوهای، به توفیق چندانی دست یابد، زیرا نخبگان سیاسی و اهل علم بیشتر زبان و خط لاتینی را بهكار میبردند، هرچند زبان و خط جاوهای بیشتر در بین ناشران مسلمان متداول بود. چاپ نشریه الاسلام ، پس از هفت شماره، در ربیعالاول ١٣٣٥/ ژانویه ١٩١٧ متوقف شد (همان، ص ١٧٨ـ ١٨٠). محمدیه و سركت اسلام، افزون بر الاسلام ، نشریات دیگری را نیز به اشتراك منتشر كردند كه از مهمترین آنها دوهفتهنامههای بنتانگ اسلام (ستاره اسلام) در ١٣٠٢ـ ١٣٠٥ ش/ ١٩٢٣ـ١٩٢٦ و باندارا اسلام (پرچم اسلام) در ١٣٠٣ـ ١٣٠٦ ش/ ١٩٢٤ـ١٩٢٧ بود. نشریه بنتانگ اسلام بر مسائل مذهبی متمركز بود و به بحث در باره آن دسته از حوادث داخلی و خارجی میپرداخت كه به نوعی با مسلمانان اندونزی ارتباط پیدا میكرد و نشریه باندارا اسلام، كه در جوگجاكارتا منتشر میشد، میكوشید بر اساس اصول اسلامی به دفاع از ملت اندونزی و سرزمین پدری بپردازد (نوئر، ص ٣٤٣ـ٣٤٤). روزنامه نراچا (میزان) ــ كه در ١٣٠٣ ش/ ١٩٢٤، با عنوان هندیا بارو (هند شرقی جدید؛ ١٣٠٣ـ ١٣٠٥ ش/ ١٩٢٤ـ ١٩٢٦)، به فعالیت خود ادامه داد ترجمان تبلیغی سركت اسلام بود (همان، ص ٣٤٤ـ ٣٤٥).
چند سال پس از آغاز فعالیت سركت اسلام و محمدیه، حزب دیگری به نام حزب پرساتوان اسلام (اتحادیه اسلامی) در اوایل دهه ١٣٠٠ ش/ دهه ١٩٢٠ در باندونگ تأسیس شد (فدراشپیل، ص ٨٤). یكی از اهداف اصلی پرساتوان اسلام، نشر عقاید خود از طریق برگزاری جلسات عمومی، ایجاد مدارس اسلامی، نشر جزوات، مجلات و كتب بود. یكی از نشریاتی كه این حزب منتشر كرد، ماهنامه پمبلا اسلام (مدافع اسلام) نام داشت كه از ١٣٠٨ تا ١٣١٨ ش/ ١٩٢٩ـ١٩٣٩ زیر نظر كمیته دفاع از اسلام در باندونگ منتشر شد. شمارگان این نشریه حدود دو هزار نسخه بود و در سراسر اندونزی، بهویژه در بین اعضای محمدیه و مردم مناطق سولاوزی (سلب)، كالیمانتان، مینانگ كابائو و جاوه غربی، با استقبال روبهرو شد و حتی نسخههایی از آن به مالایا و تایلند هم میرسید. این نشریه، كه هدفش دفاع از اسلام و ارائه دیدگاههای حزب پرساتوان اسلام بود، سرانجام بهعلت مشكلات مالی تعطیل شد (نوئر، ص ٩١). حزب پرساتوان اسلام در ١٣١٠ ش/١٩٣١ انتشار نشریه الفتوی را آغاز نمود كه به زبان اندونزیایی و با خط عربی چاپ میشد و صرفاً به مسائل دینی اختصاص داشت. شمارگان الفتوی حدود هزار نسخه بود كه در سوماترا و كالیمانتان توزیع میشد و در مالایا حدود صد مشترك داشت، ولی انتشار آن پس از بیست شماره متوقف شد (همانجا). نشریه دیگری كه پرساتوان اسلام منتشر میكرد، ماهنامه اللسان (١٣١٤ـ١٣٢٠ ش/ ١٩٣٥ـ ١٩٤١) نام داشت كه در باندونگ و سپس در بانگیل (جاوه شرقی) منتشر میشد و در پی آن بود كه جای پمبلا اسلام را بگیرد. این نشریه در دو هزار نسخه منتشر میشد و مقالات آن صبغه دینی داشت. انتشار این نشریه با حمله ژاپنیها متوقف شد (همانجا).
افزون بر جراید اسلامی، انتشار برخی دیگر از نشریات مناطق مستعمرهنشین جنوبشرقی آسیا نیز بر اثر جنگ جهانی دوم متوقف گشت. مثلاً، با اشغال مالزی توسط نیروهای ژاپنی (١٣٢١ـ١٣٢٤ ش/ ١٩٤٢ـ١٩٤٥) برخی از مطبوعات، مانند اتوسان ملایو ، استریتس تایمز و مالیمیل ، توقیف و سایر آنها نیز ابزار تبلیغات ارتش ژاپن شدند یا با عنوان ژاپنی انتشار یافتند. پس از آنكه انگلیسیها در ١٣٢٤ ش/١٩٤٥ مالایا را پس گرفتند، برخی از نشریات توقیف شده بار دیگر منتشر شدند و این مسائل با اوجگیری احساسات میهنپرستی در مالزی همراه بود. در این میان برخی از روزنامهها، همچون اوتوسان ملایو ، مجلس و وارتا نگارا، در تقویت خودآگاهی مردم این منطقه سهم عمدهای داشتند (انور، ص ١٤٤ـ ١٤٥)؛ اما، در ١٣٢٧ ش/ ١٩٤٨، انگلیس، برای مقابله با تهدید كمونیسم، تصمیم گرفت تا قوانین سختگیرانهتری را برای نظارت بر مطبوعات مالزی بهكار گیرد، لذا بهنام امنیت ملی، قوانینی برای نظارت بر مطبوعات تدوین و اجرا شد (همان، ص ١٤٥).
استقلال كشورهای جنوب شرقی آسیا شرایط ویژهای را در این كشورها به همراه داشت و دولتهای آنها، با اعمال قوانین و مقررات خاص، بهدنبال تسلط بیشتر بر نشریات كشورهای خود بودند. برای نمونه، پس از استقلال سنگاپور در ١٣٤٤ ش/ ١٩٦٥ و روی كار آمدن حزب اقدام خلق به رهبری لیكوانیو ، آزادی مطبوعات با تنگناهایی روبهرو شد، بهگونهای كه برخی از نشریات، مانند استریتس تایمز و اوتوسان ملایو ، به توقیف تهدید شدند و ناگزیر دفتر روزنامه خود را به مالزی منتقل كردند (دیویس ، ص٨٠). قانون روزنامه و انتشارات چاپی در ١٣٥٣ ش/ ١٩٧٤ به مالكیت خصوصی روزنامهها در سنگاپور پایان داد و آنها را بهصورت سهام در آورد (همان، ص٩٠). در پایان دهه ١٣٦٠ ش/ ١٩٨٠، مطبوعات سنگاپور، بهجز چند روزنامه محلی، كاملاً در اختیار دولت قرار داشت (همانجا؛ نیز رجوع کنید به میلن و ماوزی ، ص ١٠٩ـ١١٢).
مسئولان دولت مالزی نیز پس از استقلال این كشور در ١٣٣٦ ش/ ١٩٥٧، برای شكلگیری هویت ملی به تشویق روزنامهنگاری پرداختند، اما حوادث ناشی از منازعات قومی و سیاسی در مالزی در ١٣٤٨ ش/ ١٩٦٩، منجر به اعمال محدودیت ونظارت بیشتری بر مطبوعات این كشور شد و انتشار كلیه روزنامهها دو روز (٢٦ـ ٢٨ اردیبهشت ١٣٤٨/ ١٦ـ ١٨ مه ١٩٦٩)، متوقف گشت، زیرا به نظر دولت یكی از عوامل ایجاد این تنشها، درج مطالب سیاسی افراطی، از سوی نامزدهای احزاب متعدد، در روزنامهها و جراید بود (ناین ، ص ١٢٤ـ١٢٥). در پی آن، قوانین چاپ و نشر مطبوعات نیز بازبینی و سختگیرانهتر شد، مثلاً «قانون چاپ مطبوعات» مصوب ١٣٢٧ ش/ ١٩٤٨ به ترتیب در ١٣٥٠ ش/ ١٩٧١، ١٣٥٣ش/١٩٧٤، ١٣٦٣ش/١٩٨٤ و ١٣٦٧ ش/ ١٩٨٨ بازبینی گردید. موافق با این سیاست، دولت مالزی بیش از صد نفر از فعالان اجتماعی، گروههای مخالف سیاسی و فعالان حقوق بشر را بازداشت كرد و مجوز نشر بعضی از مطبوعات، مانند روزنامههای > كوكب < و وطن ، را شش ماه به حالت تعلیق در آورد (همان، ص ١٢٥؛ میلن و ماوزی، ص ١١٣)؛ اما، افزایش نظارت دولت بر مطبوعات و محدودسازی آنها به معنای كاهش روزنامهها نبود و همانگونه كه آمارهای كمّی نشان میدهد، شمار این روزنامهها در اوایل دهه ١٣٧٠ ش/ ١٩٩٠ به ٣٩ عدد رسید كه به مراتب بیشتر از سایر كشورهای آسیای جنوب شرقی، مانند سنگاپور (٨ عدد) و تایلند (٨ عدد) و فیلیپین (٢٥ عدد)، بوده است (ناین، ص ١١٢). هماكنون نیز چهار روزنامه مطرح مالزی، یعنی بریتاهاریان ، هاریان مترو ، اتوسان مالیزیا و اتوسان ملایو را دو مؤسسه بزرگ مطبوعاتی این كشور، یعنی نیواستریتس تایمزپرس و اتوسان ملایو برهارد ، منتشر میكنند.
پس از استقلال اندونزی، سوكارنو در ١٣٣٨ ش/ ١٩٥٩، تحت تأثیر ارتش این كشور، با فرمانی مجلس را منحل و نوعی نظام سیاسی به نام دموكراسی ارشادی ایجاد كرد. در پی كودتای نافرجام ١٣٤٤ ش/ ١٩٦٥، نظام سیاسی دیگری به نام نظام جدید ، برای دستیابی به ثبات سیاسی، به وجود آمد (رجوع کنید به هریس ، ص ١٨ـ١٩). در قالب نظام جدید، سیاستمداران غیرنظامی، احزاب اسلامی و كمونیستها به حاشیه رانده شدند و برای مقابله با هرگونه تهدیدی علیه امنیت ملی، آزادی مطبوعات نیز محدود شد. طی سه دهه نظام جدید بیش از سی نشریه بهطور موقت و دائم توقیف شد؛ اما، با توقیف سه نشریه مهم جاكارتا، یعنی تمپو ، ادیتور و دتیك ، در مرداد ١٣٧٣/ ژوئن ١٩٩٤ جریان جدیدی برای مقابله با این روند شكل گرفت و روزنامهنگارانی كه بر اثر توقیف نشریه خود بیكار شده بودند، «ائتلاف روزنامهنگاران مستقل» را تشكیل دادند. فعالان این تشكیلات در انتخابات ١٣٧٦ ش/ ١٩٩٧ كمیتهای مستقل برای نظارت بر انتخابات تشكیل دادند كه وجود چنین كمیتههایی در موفقیتآمیز بودن انتخابات اندونزی، از جمله انتخابات عمومی ١٣٧٨ ش/ ١٩٩٩ این كشور، بسیار مؤثر بود (هریانتو ، ص ٤١ـ٤٢). پس از استعفای سوهارتو در اردیبهشت ١٣٧٧/ مه ١٩٩٨، دولت جدید برای آزادی مطبوعات و بیان، اهمیت بیشتری قائل شد و برخی از نشریات توقیف شده مجدداً فعالیت خود را آغاز كردند ( > كتاب سال جهان اروپا ١٩٩٩ < ، ج ١، ص ١٧٨٤).
منابع:
(١) Mustafa K. Anuar, "Defining democratic discourses the mainstream press", in Democracy in Malaysia: discourses and practices , ed. Francis Loh Kok Wah and Khoo Boo Teik, Richmond: Curzon Press, ٢٠٠٢;
(٢) Derek Davies "The Press", in The Singapore puzzle , ed. Michael Hass, Westport, Conn.: Praeger, ١٩٩٩;
(٣) The Europa world yearbook ١٩٩٩, London: Europa Publications, ١٩٩٩;
(٤) Howard M. Federspiel, Islam and ideology in the emerging Indonesian state , Leiden ٢٠٠١;
(٥) Hadijah bte Rahmat, "The printing press and the changing concepts of literature, authorship and notions of self in Malay literature", Journal of the Malaysian Branch of the Royal Asiatic Society , vol. ٦٩, pt.١ (June ١٩٩٦);
(٦) Syamsuddin Haris, "General elections under the New Order", in Elections in Indonesia: the New Order and beyond , ed. Hans Antlخv and Sven Cederroth, London: Routledge Curzon, ٢٠٠٤;
(٧) Ariel Heryanto, "Public intellectuals, media and democratization: cultural politics of the middle classes in Indonesia", in Challenging authoritarianism in Southeast Asia: comparing Indonesia and Malaysia , ed. Ariel Heryanto and Sumit K. Mandal, London: Routledge Curzon, ٢٠٠٣;
(٨) Ang Peng Hwa, "The media and the flow of information", in Singapore in the new millennium, challenges facing the city-state , ed. Derek du Cunha, Singapore: Institute of Southeast Asian Studies, ٢٠٠٢;
(٩) Michael Francis Laffan, Islamic nationhood and colonial Indonesia: the umma below the winds , London ٢٠٠٣;
(١٠) R. S. Milne and Diane K. Mauzy, Malaysian politics under Mahathir , London ١٩٩٩;
(١١) Zaharom Nain, "The structure of the media industry :implications for democracy", in Democracy in Malaysia: discourses and practices , ibid;
(١٢) Deliar Noer, The modernist Muslim movement in Indonesia: ١٩٠٠-١٩٤٢ , Oxford ١٩٧٨;
(١٣) M.C. Ricklefs, A history of modern Indonesia: c. ١٣٠٠ to the present , London ١٩٨١.
/ احمد تقیزاده /
تصاویر این مدخل:
الامام (سال سوم، ش٢، ١٣٢٦/١٩٠٨)