دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٥٨٨
جراید در هند و پاكستان ، در این مقاله به جرایدی پرداخته میشود كه هم تملك و هم انتشار آنها را مسلمانان بر عهده دارند. بدینترتیب، جرایدی كه به زبانهای اسلامی، مانند فارسی و اردو، چاپ میشوند، اما مسلمانان هیچ ارتباطی با آنها ندارند و همچنین جرایدی كه مسلمانان منتشر میكنند، اما مالكیت آنها از آنِ پیروان دیگر ادیان است، در این جستار نمیگنجند.
[ پیش از پدید آمدن روزنامهنگاری جدید در شبهقاره هند، سنّت روزنامهنگاری «اخبارات» در این منطقه از دیرباز وجود داشت. اخبارات شكل تحول یافته واقعهنویسی یا واقعهنگاری معمول در دربار ایران بود كه از آنجا به دربار بابریان * هند راه یافت و با ویژگیهای جامعه و امور دیوانی آنجا هماهنگ شد. واقعهنویس در دربار هند، افزون بر وظیفه اصلی ثبت و ضبط وقایع كشوری و لشكری، مسئولیتهای دیگری بر عهده داشت كه كیفیت حرفه او را به روزنامهنگاری امروزی نزدیك مینمود. بهویژه او موظف بود «تعلیقه» یا اخبار رسمی روزانه را تكثیر كند. اخبارات نام نسخهای از هر تعلیقه بود كه در اواخر حكومت بابریان هند، به تقلید از نیوز انگلیسی، مصطلح گردید. صدها نسخه از اخبارات تهیه شده در دربار، بیدرنگ، برای هریك از حكام و صوبهداران (استانداران) و سران لشكر در سراسر هند فرستاده میشد (پروین، ج ١، ص ٣٩ـ٤٠).
اخبارات، بیشتر یك صفحهای و حاوی خبرهای كوتاهِ تاریخدارِ متمایز از هم بودند. نثر آنها فارسی اداری متداول در هند بود و به خط شكسته تعلیق و گاهی نستعلیق نوشته میشدند (همان، ج ١، ص ٤٣).
تعلیقهنویسان و كارگزاران اخبارات، پیشگامان روزنامهنگاری فارسی و اسلامی در هند بهشمار میآیند. این روزنامهها تقلید صرف از روزنامهنگاری اروپایی نبودند، بلكه شكل تحولیافته اخبارات بودند (همان، ج ١، ص ٣٩) ] .
روزنامههای اسلامی به شكل كنونی از دهه ١٢٤٦/١٨٣٠ پدید آمدند. [ نخستین روزنامهنگاران مسلمان هند از روحانیان بودند، كسانی چون مولوی اكرام علی، ناشر نشریهای به نام هندوستانی؛ مولوی سراجالدین احمد لكهنوی، ناشر آیینه اسكندر؛ و شیخعلی ملا، ناشر سَماچار ـ سوراج اندرو. این جراید عمدتاً به فارسی بودند و در آنها بر پاسداری از اسلام تأكید میشد (همان، ج ١، ص ٧٣) ( . هفتهنامه سماچار ـ سوراج اندرو ، به زبان بنگالی و فارسی بود و بین سالهای ١٢٤٦ تا ١٢٥١/ ١٨٣٠ـ١٨٣٥ منتشر میشد. ) آیینه اسكندر، روزنامه خبری سراسر فارسی، با گرایش مذهبی، بود كه مولوی سراجالدین احمد لكهنوی آن را در ١٢٤٧/١٨٣١ در كلكته منتشر میكرد (همان، ج ١، ص ٦٥). هفتهنامه خبری ـ سیاسی ماه عالمافروز از صفر ١٢٤٩ تا ١٢٥٧/ ژوئن ١٨٣٣ ـ ١٨٤١ در كلكته انتشار مییافت. در میانه ١٢٤٩/١٨٣٣، روزنامهای ماهانه به زبان فارسی در آگره، به نام آگره اخبار، منتشر شد كه سال بعد، نام آن به زبدهالاخبار تغییر كرد و انتشار آن تا نیمه ١٢٥٧/ ١٨٤١ ادامه یافت. مدیر زبدةالاخبار مسلمانی به نام منشی واجد علیخان بود (همان، ج ١، ص ٦٥ـ٦٦) ]. صیادالاخبار را نیز سیدمحمدخان، برادر ارشد سیداحمدخان، در ١٢٥٣/١٨٧٣ به زبان اردو در دهلی بهچاپ میرساند.
با ورود لیتوگرافی اردو در ١٢٥٣/١٨٣٧، كار مطبوعات در شمال هند رونق گرفت و متعاقب آن چندین روزنامه اسلامی منتشر گردید، [ كه از آنجمله بود: روزنامه هفتگی مهرمنیر، به مدیریت محمدعلی، در ١٢٥٧/١٨٤١؛ هفتهنامه سراجالاخبار، به سردبیری سیداولاد علی و زیرنظر مصلحالدوله سیدابوالقاسم، آخرین وقایعنگار دربار دهلی، منتشر شده در ١٢٥٧/١٨٤١؛ هفتهنامه احسنالاخبار و تحفةالاخیار، به مدیریت میرزامحمود خراسانی و سپس میرزامحمدعلی شیرازی، انتشار در ١٢٦٠/١٨٤٤؛ جاگاد دیپاك باسكار، به مدیریت مولوی نظیرالدین، انتشار در ١٢٦٢/١٨٤٦. همه آنها، بهجز روزنامه اخیر كه به پنج زبان فارسی و انگلیسی و هندی و بنگالی و اردو بود، فارسیزبان و از منتقدان جدّی حكومت استعماری بودند (همان، ج ١، ص ٨٤ ٨٥، ٩١) ] .
در نیمه دوم سده سیزدهم/ نوزدهم، جراید اسلامی بیوقفه گسترش پیدا كردند. [ در ١٢٦٩/١٨٥٣، فرماندار كل هند، سرچارلز متكاف، آزادی مطبوعات را در هند بریتانیا اعلام كرد و از آن پس روزنامههایی كه به زبان محلی منتشر میشدند از امكانات تازهای برخوردار شدند. سپس در ٢٦ شوال ١٢٦٩/ دوم اوت ١٨٥٣، روزنامه سلطانالاخبار به مدیریت رجبعلی لكهنوی حسینینسب، روزنامهنگار و شاعر شیعی، انتشار یافت. این روزنامه دستكم تا اوایل ١٢٧٣/١٨٥٧، روزهای یكشنبه، در كلكته منتشر میشد. سلطانالاخبار ، بیش از هر روزنامه دیگری در زمان خود، به دلیری و بیگانهستیزی شهرت یافت (همان، ج ١، ص ٦٦) (. این جراید بیشتر در شمال هند توسعه یافتند؛ با این حال، در ایالتهای مدرس و بمبئی نیز پایگاههایی داشتند. مراكز اصلی این جراید شهرهای لاهور، دهلی، لكهنو و كلكته، و زبانهای اصلی آنها فارسی، اردو و بنگالی بود. ) برای نمونه، این جراید اغلب به فارسی یا فارسی ـ اردو بودند: گلشن نوبهار ، به مدیریت عبدالقادر، منتشر شده در ١٢٦٧/١٨٥١؛ مفرحالقلوب و مطلع خورشید ، به مدیریت میرزا مخلصعلی مشهدی و پس از او پسرش میرزامحمد شفیع، در ١٢٧١/ ١٨٥٥؛ اسلامی مجلس مذاكره علمیه كلكته ، به مدیریت مجلس مذاكره علمیه اسلامی، در ١٢٨١/ ١٨٦٤؛ جریده عالمیه سركار عالی ، به مدیریت میرزا زینالعابدین شیرازی، در ١٢٨٦/١٨٦٩؛ و دوربین ، به مدیریت فداحسین یا مولوی اظهرحسین، در ١٢٩١/١٨٧٤ (همان، ج ١، ص ٨٥ ٨٦) ]. شمار چاپ روزنامههای منحصراً اسلامی به زبان انگلیسی اندك بود، اما در این میان نمیتوان روزنامه > ناظر پنجاب < را نادیده انگاشت. اغلب نشریههای مهم را هفتهنامهها تشكیل میدادند و تنها نشریه پایسه اخبار ، كه در ١٣٠٥/١٨٨٨ در لاهور تأسیس شد، مدتی طولانی به صورت روزنامه باقی ماند. در میان بانفوذترین روزنامهها، بهجز روزنامههای كثیرالانتشار، دو روزنامه تهذیبالاخلاق و > روزنامه مؤسسه علیگره < ، به سردبیری سیداحمدخان از علیگره، بودند. تهذیبالاخلاق بیشتر برای خوانندگان خود تعالیم مذهبی و اجتماعی جنبش علیگره را ارائه میداد و > روزنامه مؤسسه علیگره < در زمینه اهداف آموزشی و سیاسی این جنبش، اطلاعرسانی میكرد. موضوعات این نشریهها، گویای روندی كلی بود؛ كمتر به موضوعات ادبی و مباحث مذهبی و فرقهای میپرداختند و بیشتر به مسائل محلی، ملی و بینالمللی توجه داشتند.
در سده سیزدهم/ نوزدهم، نشریههای اسلامی، مانند جراید هندی، عموماً در پاسخ به فعالیت روزافزون دولت و آگاهی فزاینده شهروندان از جهان خارج، گسترش یافتند. با این همه، هیچچیز به اندازه حوادث جهان اسلام، در پیدایش نشریههای جدید اسلامی و افزایش شمارگان روزنامههای پیشین مؤثر نبود. مسلمانان هند دارای احساسات شدید اسلامی بودند كه توسعه چشمگیر جراید اسلامی در واپسین سالهای امپراتوری عثمانی (در واقع، از حمله ایتالیا به طرابلس در ١٣٢٩/١٩١١ تا بركناری خلیفه در ١٣٤٢/ ١٩٢٤) گواهی بر این مدعاست. روزنامههایی كه در این دوره تأسیس شدند، عبارت بودند از: در ١٣٢٩/ ١٩١١، > یاور < به سردبیری محمدعلی؛ در ١٣٣٠/ ١٩١٢، الهلال به سردبیری ابوالكلام آزاد، مدینه به سردبیری حمید انصاری و همدم به سردبیری عبدالباری؛ و در ١٣٣١/١٩١٣، همدرد به سردبیری محمدعلی. این نشریههای تازهتأسیس به میزانی نامعلوم فروش كردند. شمارگان هفتهنامه الهلال به ٠٠٠ ، ٢٥ نسخه رسید و ظفرعلیخان نیز هفتهنامه زمیندار را، كه دوهزار نسخه فروش داشت، به روزنامهای با فروش سیهزار نسخه بدل كرد. پیشرفت چشمگیری در كیفیت چاپ پدید آمد و دو نشریه الهلال و همدرد ، بهجای چاپ سنگی، از روی نگاتیو چاپ میشدند. پیشرفت مشابهی نیز در روزنامهنگاری پدید آمد؛ الهلال به زبان جدید و نافذ اردو نوشته میشد و > یاور < نیز با هریك از هفتهنامههای انگلیسی ـ هندی آن زمان برابری میكرد. این روزنامهها باعث تحریكشدیداحساسات و حتیایجاد جنجالهای سیاسی شدند و دولت با توقیف آنها به تأثیرشان اذعان نمود. همچنین این روزنامهها سردبیران خود، از جمله ابوالكلام آزاد و محمدعلی، را به صف مقدّم سیاست اسلامی وارد كردند.
در دهههای ١٣٠٠ و ١٣١٠ ش/ ١٩٢٠ و ١٩٣٠، جراید اسلامی به رشد خود ادامه دادند، هرچند كه این رشد و ترقی، همچون رشد جراید حزب كنگره یا هندو، شدید و جنجالی نبود. عمر برخی از روزنامههای بزرگ دوره اتحاد اسلام ، مانند الهلال و > یاور <، به پایان رسید؛ اما، برخی دیگر، نظیر زمیندار و مدینه ، همچنان به فعالیت خود ادامه دادند. در این میان، روزنامههای جدیدی نیز تأسیس شدند كه از آن جمله بودند: > نگرش مسلمان <، نخستین روزنامه اسلامی مهم به زبان انگلیسی، در ١٣٠١ ش/ ١٩٢٢؛ و روزنامه انقلاب در ١٣٠٦ش/ ١٩٢٧، كه روزنامه پیشتاز اردوزبان در دهه ١٣١٠ ش/ ١٩٣٠ بهشمار میرفت. این دو روزنامه در لاهور منتشر میشدند.
با آغاز دهه ١٣٢٠ ش/ ١٩٤٠، جراید اسلامی به صورت پایاپای با جراید حزب كنگره به رقابت پرداختند. روزنامههای اسلامی نقش مهمی ایفا میكردند؛ نقشی كه، به سبب حمایت بیدریغ از مبارزه جامعه مسلمانان سراسر هند * برای ایجاد پاكستان، باید مورد توجه قرار گیرد. همچون دوره اتحاد اسلام، معلوم شد كه این نقش، به هنگام تلفیق مسائل دینی و سیاسی، بسیار تأثیرگذار بوده است. از جمله جراید پیشتازِ لیگ، این روزنامهها بودند: انجام به زبان اردو و > فجر < به زبان انگلیسی، از دهلی؛ نوای وقت به زبان اردو، از لاهور؛ همدم به زبان اردو، از لكهنو؛ آزاد به زبان بنگالی و > ستاره هند < به زبان انگلیسی، از كلكته. همه روزنامههای اسلامی نیز طرفدار لیگ نبودند، مثلاً روزنامه الجمعیه ، ناشر آرای جمعیهالعلماء و مدینه ، آشكارا از حزب كنگره حمایت میكردند؛ اما، در دهه ١٣٢٠ ش/١٩٤٠ روزنامههای طرفدار لیگ، هم به لحاظ تعداد عناوین و هم به لحاظ شمارگان، به سرعت از رقبای اسلامی خود در حزب كنگره پیشی گرفتند.
تجزیه شبه قاره در ١٣٢٦ ش/ ١٩٤٧، به طور گستردهای موجب نابودی جراید اسلامی و بازگرداندن آن به دوران پیشین گردید. در هند، با وجود جمعیت زیاد مسلمانان، جراید صرفاً اسلامی، غیرمهم قلمداد میشدند. از جمله روزنامههای اسلامی برجسته این كشور، > پرتو < و الجمعیة بود. از سوی دیگر، در پاكستان نشریههایی با گستره وسیع، هم به زبان انگلیسی و هم به زبانهای محلی، تأسیس شد. در مغرب پاكستان، روزنامههای پیشتاز انگلیسیزبان، > فجر < و پاكستان تایمز و روزنامههای اردوزبان، نوای وقت و مشرق است. در بنگلادش تا ١٣٥٠ ش/ ١٩٧١ مهمترین روزنامه انگلیسیزبان، > اخبار صبح < و مهمترین روزنامه بنگالیزبان، آزاد بود. در اواخر دهه ١٣٤٠ ش/ ١٩٦٠، در پاكستان روزانه هشتصد هزار نسخه روزنامه منتشر میشد كه از این رقم سهچهارم به زبانهایی غیر از انگلیسی بود. این صنعت پرشور روزنامهنگاری در حالی وجود داشت كه دولت، آزادی جراید را به شدت محدود میكرد و رقابت روزافزون رادیو و تلویزیون تجاری نیز وجود داشت. [دو مجله شایان ذكرِ الوطن به مدیریت مولای انشاءاللّه و البشیر به مدیریت مولای بشیرالدین، در لاهور منتشر میشود. چند روزنامه دیگر راجع به مسائل اسلامی نیز انتشار مییابد، از جمله > ناظر پنجاب < در لاهور، > وقایعنامه اسلامی < و > یاور < در كلكته، محمدان در مدرس، و هفتهنامه تهذیبالنسوان به اردو در لاهور. در پاكستان ١٢٥ روزنامه منتشر میشود كه اغلب آنها به زبان اردو و بسیاری از آنها نیز به زبان انگلیسی است. از مهمترین روزنامههای اردوزبان است: جنگ، روزنامه لیبرال حریت، روزنامه دولتی امروز و مشرق، روزنامه محافظهكار جسارت و نوای وقت .
مهمترین روزنامه انگلیسیزبان دولتی، پاكستان تایمز است. اخبار جهان و تكبیر نیز دو مجله بسیار مشهورند ( > دایرةالمعارف جهان اسلام آكسفورد <، ج ٣، ص ٢٤٥) [ .
منابع:
(١) اثری كه مستقلاً به این موضوع پرداخته باشد، در دست نیست.
J.N.Sarkar در اثر زیر به بحث در باره جراید پرداخته است:
(٢) The Indian press , ed. S.P. Sen, Calcutta ١٩٦٧;
A.S.Khurshid در دو اثر زیر، رشد جراید پاكستان را بررسی كرده است:
(٣) Press in Muslim world , ed. A.S. Khurshid, Lahore ١٩٥٤;
(٤) The Asian newspaper's reluctant revolution , ed. J.A. Lent, Iowa ١٩٧١;
در باره جنبههایی از جراید محلی مسلمانان در دو اثر زیر بحث شده است:
(٥) N. Gerald Barrier and Paul Wallace, The Punjab press ١٨٠٠-١٩٠٥ , Ann Arbor ١٩٧٠;
(٦) M.N. Islam, Bengali Muslim public opinion as reflected in the Bengali press ١٩٠١-١٩٣٠ , Dacca ١٩٧٣;
برای جراید هندی رجوع کنید به
(٧) J. Natarajan, History of Indian journalism , part II of the Report of the Indian Press Commission , Dihli١٩٥٥;
M. Chalapathi Rau, The press , Dihli١٩٧٤.
(٨) ] مشخصات منابع مذكور در متن: ناصرالدین پروین، تاریخ روزنامهنگاری ایرانیان و دیگر پارسینویسان ، ج ١، تهران ١٣٧٧ ش؛
(٩) The Oxford encyclopedia of the modern Islamic world , ed. John L. Esposito, New York ١٩٩٥, s.v. "Newspapers and magazines" (by Hussein Y. Amin)].
/ ف. رابینسون ( د. اسلام ) ، با اضافاتی از د. ج. اسلام /