دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٥٨٣
جراید در جهان عرب زبان ،
الف) خاورمیانه
مصر. یك) از ١٢٤٤ (١٢٠٧ ش) تا ١٣٣٩ ش/ ١٨٢٨ـ ١٩٦٠. تاریخ مطبوعات عرب زبان مصر در این دوره را میتوان به چهار مرحله تقسیم كرد:
١) از انتشار نشریه وقایع مصریه تا ١٢٩٩/ ١٨٨٢ كه انگلیس، مصر را اشغال كرد. پس از وقایع مصریه ، در ١٢٨٣/ ١٨٦٦ عبداللّه ابوالسعود وادیالنیل را در قاهره منتشر كرد. در ١٢٨٦/ ١٨٦٩، دو مصری به نامهای ابراهیم مُوَیلِحی * و محمدعثمان جلال انتشار نزهةالافكار را آغاز كردند؛ اما، مطبوعات مهم در فاصله سالهای ١٢٩٣ تا ١٢٩٥/ ١٨٧٦ـ ١٨٧٨ به همت روزنامهنگاران سوری ـ لبنانی، كه نمیتوانستند در كشور خود آزادانه به حرفهشان بپردازند، پدید آمد. در رأس این مطبوعات، الاهرام * بود كه سلیم و بِشاره تَقْلا آن را تأسیس كردند. این نشریه در ١٢٩٣/١٨٧٦ به شكل هفتهنامهای چهار صفحهای در اسكندریه منتشر میشد كه فرانسویها در آن نفوذ داشتند و در آن به سیاستهای خلافت عثمانی توجه جدّی میشد. سپس این نشریه روزانه شد و با حفظ معیارهای ادبی و صفحهبندی خوب و دادن مطالب دقیق، تاكنون به عنوان بزرگترین روزنامه عربیزبان، باقی مانده است. از دیگر نشریات این دوره است: دو هفتهنامه الاتحاد المصری كه در ١٢٩٦/١٨٧٩ در اسكندریه تأسیس شد و تا ١٣٠٩/١٨٩٢ ادامه یافت؛ روزنامه قبطی قاهره به نام الوطن كه در حدود ١٢٩٥/١٨٧٨ تأسیس شد و تا ١٣٠٨ ش/ ١٩٢٩ انتشار یافت [(رجوع کنید به زیدان، ج ٢، جزء ٤، ص ٤١١ـ ٤١٨) ].
٢) از اشغال انگلیس تا آغاز جنگ جهانی اول (١٩١٤). در این دوره، مطبوعات قدرتمندی گسترش یافتند كه به هنگام بحث در امور سیاسی، به گرایشهای گوناگون در ملیگرایی عربی و اسلامی میپرداختند (رجوع کنید به همان، ج٢، جزء٤، ص ٤١٨ـ٤٢١). در حدود ١٣٠٢/ ١٨٨٥، كنسرسیوم صَرّوف ـ نِمْر ـ مَكاریوس، در مورد برخی نشریات تشكیل شد كه از معروفترین آنها بود: دو هفته نامه اَلمُقْتَطَف (گلچین، گزیده) كه در ١٢٩٤/١٨٧٧ در بیروت تأسیس و بعداً به قاهره منتقل شد؛ و روزنامه المُقَطَّم كه در ١٣٠٦/ ١٨٨٩ در قاهره منتشر گردید و حاوی اخبار سیاسی بود و از انگلیس طرفداری میكرد و به اصلاحات علاقهمند بود. المقطّم پس از ١٣٠٦/ ١٨٨٩، یكی از مخالفان الاهرام ــ كه هنوز از سیاستهای عثمانی حمایت میكرد شد. جناح سومی نیز تشكیل شد كه با اصلاحات مخالف بود و از اسلام سنّتی حمایت میكرد. این جناح پس از ١٣٠٧/ ١٨٩٠، نظریات خود را در نشریه المؤید مطرح میكرد كه هدایت آن را شیخعلی یوسف برعهده داشت. روزنامهنگاران سوری ـ لبنانی، كه تا آن زمان انحصار مطبوعات را در دست داشتند، بهتدریج جای خود را به مسلمانان مصری، كه اغلب محافظهكار و سنّتی بودند، دادند. نشریۀ العدالة كه در ١٣١٥/ ١٨٩٧ تأسیس شد، نقش نشریه المؤید را، كه بهتدریج معتدلتر شده بود، برعهده گرفت. در دهه ١٣٠٧/١٨٩٠، روزنامههای بسیاری منتشر شدند كه آنها نیز به جناح محافظهكار تعلق داشتند و، به درجات مختلف، دارای نگرش متعصبانه بودند. نخستین مدافع تفكر رو به رشد ملیگرایی، ادیب اسحاق، یكی از اعضای اصلی تحریریه روزنامه مصر (١٣١٤/ ١٨٩٦) بود و سپس مصطفی كامل، از رهبران ملیگرای مصر، از این جریان حمایت كرد كه ترجمان اصلیاش، اللِواء بود. در این دوران روزنامه بزرگ دیگری به نام الجریدة در قاهره منتشر شد كه سلطه سیاسی ـ فرهنگی انگلیس در این جریده مشهود بود. در ١٣١٠/ ١٨٩٢، جرجی زیدان * نیز الهلال را در قاهره منتشر میكرد كه انتشار آن هنوز ادامه دارد. نشریه المنار بههمت رشیدرضا * در ١٣١٥/١٨٩٧تأسیس شد. واشنگتن سرّویس (ص XIX-XVII ) فهرست ٥٢ نشریه را كه در ١٣١٥ـ١٣١٦/ ١٨٩٧ـ ١٨٩٨ در قاهره منتشر میشدند آورده است؛ بیش از نیمی از آنها دست كم از ١٣١٣/١٨٩٥ منتشر میشدند و شش نشریه، از جمله الاهرام، نیز در اسكندریه انتشار مییافتند. در ١٣٢٧/ ١٩٠٩، در مصر ١٤٤ نشریه منتشر میشد: [ از جمله ] ٩٠ عنوان نشریه در قاهره و ٤٥ عنوان در اسكندریه ( رجوع کنید به < بررسی جهان اسلام > ، ج ١٢ ( اكتبر ١٩١٠ ) ، ص ٣٠٨).
٣) از ١٣٣٢ تا ١٣٦٤ (١٣٢٤ش)/ ١٩١٤ـ١٩٤٥ در سومین دوره مطبوعات مصر، پس از تجزیه قلمرو عثمانی، آرزوی عمومی استقلال شكل گرفت كه با بحرانهای خشونتبار همراه شد. در ١٣٠١ ش/ ١٩٢٢، حزب لیبرال مشروطهخواه انتشار هفتهنامه السیاسة را، با سردبیری محمدحسین هیكل، آغاز كرد. حزب وَفد * نیز گروهی از روزنامهها را در اختیار داشت كه نظریات سعد زَغلول * (رئیس حزب وفد) و جانشینانش در آنها بیان میشد. از مهمترین این نشریات البلاغ ، كوكب الشرق و المصری بودند.
در جنگ جهانی دوم (١٩٣٩ـ١٩٤٥) و سالهای بعد، مطبوعات مصر نقش فعالتری در امور سیاسی بر عهده گرفتند كه در جریان خارج كردن سربازان انگلیس از مصر، به اوج خود رسید. از مهر ١٣٢٣/ اكتبر ١٩٤٤، احزاب فعال در مصر ترجمانهای تازهای به وجود آوردند، مانند الكُتْلة(گروه منشعب از وفد)، بلادی (هفتهنامه طرفداران سعد)، و اللِواءالجدید (هفتهنامه حزب ملیگرا). یك هفتهنامه بررسی اخبار به نام اخبار الیوم نیز به آنها اضافه شد (در باره نشریات عربی مصر در پایان ١٣٢٣ ش/ ١٩٤٤ رجوع کنید به < كتابچه شرق معاصر >، ش ١، ص ١٢٤ـ١٢٦؛ در پایان ١٣٢٥ ش/ ١٩٤٦، همان، ش ٤، ص ٨١٧، كه فهرستی همراه با جزئیات دارد).
٤) از ١٣٢٤ تا ١٣٣٩ ش/ ١٩٤٥ـ١٩٦٠ در این دوره، توقیف مطبوعات سیاسی در نتیجه انقلاب ٣ مرداد ١٣٣١/ ٢٥ ژوئیه ١٩٥٢ آغاز شد. احزاب سیاسی منحل گردیدند و در ١٣٣٧ ش/ ١٩٥٨ جای خود را به حزب واحدی به نام «اتحادیه ملی» دادند. مطبوعات در اردیبهشت ١٣٣٩/ مه ١٩٦٠، تجدید سازمان یافتند و مالكیت روزنامهها از اشخاص یا شركتها به اتحادیه ملی منتقل شد كه در نتیجه آن، كل مطبوعات تحت اداره دستگاه رسمی واحدی قرار گرفت.
منابع:
(١) [جرجی زیدان، تاریخ آداب اللغة العربیة، بیروت ١٩٧٨ ]؛
(٢) Washington-Serruys, L'arabe moderne etudie dans les journaux et les pieces officielles , Beirut ١٨٩٧ (situation of the Arabic press at that date).
/ د. اسلام /
دو) از ١٣٣٩ تا ١٣٦٥ ش/١٩٦٠ـ١٩٨٦. مهمترین جراید در دوره جمال عبدالناصر (حك : ١٣٣١ـ١٣٤٩ ش/ ١٩٥٢ـ ١٩٧٠) عبارت بودند از: مجله التحریر كه روابط عمومی نیروهای مسلّح، دو هفته یك بار آن را منتشر میكرد و انتشار آن از شهریور ١٣٣٧ تا ١٣٣٨/ سپتامبر ١٩٥٢ تا ١٩٥٩ ادامه داشت. در آذر ١٣٣٢/ دسامبر ١٩٥٣، نخستین شماره روزنامه الجمهوریة، به سردبیری حسین فهمی، منتشر شد. مجله الثورة را سازمان جوانان، با شعار «لاشرقیة، لاغربیة»، انتشار داد. در خرداد ١٣٣٥/ ژوئن ١٩٥٦، روزنامه الشعب منتشر شد كه از ١٣٣٨ ش/ ١٩٥٩ در الجمهوریة ادغام گردید. روزنامه المساء در مهر ١٣٣٥/ اكتبر ١٩٥٦، با گرایش ترویج سوسیالیسم، تأسیس شد (انوشه، ص [ ٧ ] ).
مؤسسات انتشاراتی و مطبوعاتی كه در دوره حكومت فاروق فعال بودند و ناصر آنها را ملی نمود عبارتاند از: مؤسسه الاهرام و مؤسسه الاخبار، زیر نظر محمدحسنین هیكل؛
مؤسسه دارالهلال، زیر نظر فكری اباظه و احمد بهاءالدین؛
مؤسسه دارالتحریر، زیرنظر انورسادات، صلاح سالم، حلمی سلام، كمال الحناوی و فتحی غانم؛
مؤسسه دارالتعاون، زیرنظر محمد صبیح؛
مؤسسه دارالیوسف، زیرنظر احسان عبدالقدوس، احمد بهاءالدین، احمد فؤاد و كامل زهیری؛
و مؤسسه اخبارالیوم، زیرنظر كمال رفعت و احسانعبدالقدوس. همچنین حكومت، خبرگزاری دولتی «الشرق الاوسط» و «مصلحه الاستعلامات» (سازمان اطلاعرسانی) را زیرنظر احمد حسن الزیات تأسیس نمود (همانجا).
در دوره انورسادات، در مطبوعات مصر تحولات كیفی و كمّی به وجود آمد. قانون اساسی ١٩٧١ بر حق آزادی مطبوعات تصریح كرد. در این دوره، احزاب سیاسی، با گرایشهای متفاوت، فعالیت خود را آغاز كردند و نشریات حزبی منتشر شد. سادات، برای زدودن افكار و عقاید ناصر، آزادیهای مطبوعاتی را بیشتر كرد و گرایش سیاسی وی به غرب، بهویژه امریكا و اسرائیل، عامل مهمی در آزادی جراید طرفدار غرب به شمار آمد (همان، ص [ ٨ ]؛
تكیهای، ص ٣١). در پی ترور انورسادات در ١٣٦٠ ش/ ١٩٨١ و روی كار آمدن حُسنی مبارك، چندین قانون، كه پیدرپی آزادیهای سیاسی و مطبوعاتی را محدود میكرد، تصویب و اجرا گردید، مطبوعات حزبی بسته شد و بسیاری از روزنامه نگاران بازداشت شدند (تكیهای، ص ٣١).
تا ١٣٧٥ ش/ ١٩٩٦، جهتگیری اصلی جراید در مصر، تأیید سیاستهای رئیسجمهور و توجیه سیاستهای دولت بود، ولی در كنار آن، بهطور ملایم، از سیاستهای دولت انتقاد میكردند. دولتمردان مصر در سالهای اخیر، بهویژه بعد از پیمان كمپدیوید * (١٣٥٧ ش/ ١٩٧٨)، با تغییر قانون مطبوعات و دولتی كردن بسیاریاز جراید، برضد اسلامگرایان تبلیغات وسیعی نموده و از این طریق كوشیدهاند افكار عمومی را با سیاستهای خود همراه كنند. در این كشور حدود پانصد عنوان نشریه انتشار مییابد كه حكومت كوشیده است با وضع قوانین، از این امر در جهت اهداف خود بهرهبرداری كند. در این میان، حزب وفد دارای روزنامهای سیاسی ـ اجتماعی ـ فرهنگی به نام الوفد است كه اكنون از مهمترین جراید مصر میباشد. روزنامه الاحرار نیز ترجمان رسمی حزبالاحرار است و هفتهنامه اسلامی النور و هفتهنامه الحقیقة نیز وابسته به حزب الاحرارند. هفتهنامه الاهالی نیز با شمارگان هشتاد تا صد هزار، با گرایش كمونیستی، وابسته به حزب التجمعالدیمقراطی، منتشر میشود. این حزب همچنین ماهنامههای الیسار، الیقظة العربیة و الادب و النقد را منتشر میكند. حزب دموكراتیك ملی نیز، بهعنوان حزبحاكم، به ریاست حسنی مبارك، با شعار بیشترین دفاع از سیاستهای دولت، نشریهای به زبان عربی به نام مایو منتشر میكند («آشنایی با مطبوعات مصر»، ص ٥٨٧ ٥٩٥؛
تكیهای، ص ٣١ـ٣٢، ٤٤).
مهمترین نشریات اسلامی مصر عبارتاند از: هفتهنامه اللواء الاسلامی، روزنامه النور، ماهنامه المختارالاسلامی و مجله لواءالاسلام كه به گروههای مختلف سیاسی وابستهاند («آشنایی با مطبوعات مصر»، ص ٥٩٧). اللواءالاسلامی ، وابسته به حزب دموكراتیك ملی، كه در هفته صد هزار نسخه از آن منتشر میشود و همواره مسائل و مشكلات را در چارچوب معیارهای اسلامی بررسی میكند. این نشریه از چاپ آگهیهای مخالف شئون دینی خودداری میكند و مقالات و تفسیرهای شیخ شعراوی (مفسر قرآن) و شیخ عبدالحمید كِشك (واعظ معروف مصر) را به چاپ میرساند.
النور، وابسته به حزبالاحرار، كه در ١٣٦١ ش/ ١٩٨٢ تأسیس شده است و رئیس هیئت مدیره آن حمزه دعبس، یكی از سران جماعت تبلیغ، است. این روزنامه به مسائل و مشكلات جهانی مسلمانان توجه دارد، از اجرای شریعت دفاع میكند و از طریق موعظه و ارشاد به مخالفت با دولت میپردازد و با اصل تغییر نظام با توسل به زور مخالف است. در هفته حدود ده هزار نسخه از آن منتشر میشود.
ماهنامه المختار الاسلامی ، وابسته به جماعت اسلامی، كه حسین عاشور رئیس هیئت مدیره آن است. اجازه انتشار این ماهنامه در ١٣٥٩ ش/ ١٩٧٩ صادر شد. در پی ترور انورسادات، مجوز آن لغو گردید و در ١٣٦٣ ش/ ١٩٨٤، بار دیگر، با حكم دادگاه، انتشار یافت. این ماهنامه بر وحدت مسلمانان جهان و دوری از اختلافات تأكید دارد و هر چند با افكار و عقاید اخوانالمسلمین همسوست، ترجمان گروه معینی به شمار نمیآید. این ماهنامه ضمیمهای ویژه بانوان به نام زمزم دارد.
مجله لواءالاسلام، كه اجازه انتشار آن نخستینبار در ١٣٠٣ ش/ ١٩٢٤ صادر شد و امتیاز آن در ١٣٢٦ ش/ ١٩٤٧ به احمد حمزهپاشا واگذار گردید. از ١٣٦٥ ش/ ١٩٨٦ فاطمه حمزه مسئولیت آن را برعهده گرفت و از آن پس، ترجمان گروه اخوانالمسلمین به شمار میرود.
دیگر جراید مصر عبارتاند از: فصلنامه السیاسةالدولیة، با موضوع سیاست بینالمللی به عربی؛
الشباب، مجله جوانان؛
روزنامه ویژه حوادث؛
مجله هفتگی اقتصادی؛
الجیل، مجلهای برای نسل جوان؛
مجله هفتگی حوّاء ، ویژه خانواده؛
مجله هفتگی و هنری الكواكب؛
مجله میكی و مجله سمیر، هر دو مخصوص كودكان؛
هفتهنامه سیاسی ـ اجتماعی به نام رایالشعب، هفتهنامه الشُّبّاب الاحرار ویژه جوانان، العروبة با گرایش ملیگرایی، الاسرة العربیة با موضوع خانوادگی، و العامل المصری با گرایش كارگری؛
هفتهنامه مصرالفتاة، كه ملیگرا و بیانكننده مواضع ناصریهاست؛
مجله منبرالاسلام ، كه زیرنظر شورای عالی امور اسلامی مصر منتشر میشود و بیانكننده مواضع شورای عالی مصر است؛
و مجله التصوف، كه زیرنظر شورای عالی صوفیه چاپ میشود و بیانكننده مواضع شورای عالی صوفیه است (تكیهای، ص ٣٣ـ٣٧).
منابع:
(٣) «آشنایی با مطبوعات مصر»، مجله سیاست خارجی ، سال ٧، ش ٢ و ٣ (تابستان و پاییز ١٣٧٢)؛
(٤) صبری انوشه، مطبوعات مصر، [تهران(، وزارت امورخارجه، اداره دوم خاورمیانه عربی و شمال آفریقا، ) بیتا. ] (منتشر نشده)؛
(٥) مهدی تكیهای، مصر ، تهران: وزارت امورخارجه، دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی، ١٣٧٥ ش.
/ صبری انوشه /
سودان. یك) از ١٣١٧ (١٢٧٨ ش) تا ١٣٣٥ ش/ ١٨٩٩ـ ١٩٥٦. مطبوعات سودان در دوران سلطه مشترك انگلیس ـ مصر (١٣١٧ ( ١٢٧٨ ش ) ـ١٣٣٤ ش/ ١٨٩٩ـ ١٩٥٥) پدیدار شدند. [ نخستین روزنامه سودان در ١٣١٧/١٨٩٩ با نام الغازیتةالسودانیة به عنوان ترجمان دولتی مصر و انگلیس در سودان، و نشریه الغازیتةالعسكریة به عنوان ترجمان رسمی ارتش مصر در سودان، به دو زبان عربی و انگلیسی، منتشر شدند (مروّه، ص ٢٢٥)]. همچنین نخستین شماره روزنامه عربی السودان را سردبیری سوری، تحت نظارت دكتر فارِس نِمْر، در ٢ رجب ١٣٢١/ ٢٤ سپتامبر ١٩٠٣ منتشر كرد. بعدها، چهار یا پنج نشریه دیگر نیز منتشر شد كه موفقترین آنها حَضارة السودان بود كه از ١٣٣٧ تا ١٣٥٧ (١٣١٧ ش)/ ١٩١٩ـ ١٩٣٨ ادامه داشت. رشد ملیگرایی در سودان در دهه ١٣١٠ ش/ ١٩٣٠، به افزایش تعداد روزنامهها انجامید كه عمدتاً ناشر آرای سیاسی بودند. از ١٣١٤ تا ١٣٢٤ ش / ١٩٣٥ـ ١٩٤٥ پنج نشریه، از ١٣٢٥ تا ١٣٣٤ ش/ ١٩٤٦ـ ١٩٥٥ بیست نشریه و در دوران جمهوری نیز ده نشریه تأسیس شد. در ١٣٢١/ ١٩٠٣ تعدادی نشریه انگلیسی و در ١٣٢٧/ ١٩٠٩ تعدادی نشریه یونانی به چاپ رسید.
[ برای نمونه در ١٣٢٩/١٩١١ دو یونانی مقیم سودان، سائولو و فریستو، نشریهای به نام < پیك > را به زبان انگلیسی و یونانی منتشر كردند و در ١٣٣١/ ١٩١٣ ضمیمه عربی آن با عنوان رائدالسودان ، به سردبیری عبدالرحیم مصطفی قلیلات، یكی از ادبای سوری، منتشر گردید. انتشار این نشریه مرحله جدیدی در پیشرفت مطبوعات سودانی بود. (سیدجوادی، ص ١٠٧ـ ١١٣؛
عبداللطیف، ص ٣٢ـ٣٩) ].
منابع:
(٦) باقر سیدجوادی، شناسنامه مطبوعات جهان: سودان، تهران ١٣٧٩ ش؛
(٧) صلاح عبداللطیف، الصحافة السودانیة تاریخ و توثیق، سجل كامل للصحافة السودانیة ١٨٩٩ـ١٩٨٩، [ بیجا]: شركة الاعلانات الشرقیة، بیتا.؛
(٨) ادیب مروّه، الصحافة العربیة: نشأتها و تطورها، بیروت ١٩٦١.
/ پ. م. هولت ( د. اسلام ) /
دو) از ١٣٣٥ تا ١٣٧٧ ش/ ١٩٥٦ـ ١٩٩٨. بسیاری از نشریات قبل از استقلال، بعد از استقلال كشور نیز به كار خود ادامه دادند و حتی بر تعداد آنها افزوده شد. بخش مطالعات مجلس ملی مطبوعات و چاپ انتشارات سودان، تا ١٣٧٩ ش در حدود ٤٧٨ نشریه را ثبت و شناسایی كرده است؛
اما، بهنظر اعضای این مجلس، اسامی بسیاری از جراید سودان، بهسبب بیتوجهی به ثبت تاریخ مطبوعات در گذشته، ناشناخته مانده است. از ٤٧٨ نشریه مذكور، ١٣١ نشریه روزانه و هفتگی است كه تا پیش از ١٣٧٣ ش/ ١٩٩٤ منتشر میشد ولی انتشار آنها در این تاریخ متوقف گردید. در حدود ٢٤٠ مجله و نشریه فصلی نیز چاپ میشود. تعدادی مجله نیز از ١٣٧٣ ش/١٩٩٤ مجوز انتشار گرفتهاند، از جمله: هفتهنامه الاخاءالعربی و الدولی ، با گرایش فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و عمومی، به سردبیری فضلالمولی نعمةاللّه، در ١٣٧٧ ش/١٩٩٨؛
روزنامه اخبارالساعة، با گرایش سیاسی و مدیرمسئولی حَمَدالنیل محمد احمد؛
روزنامه اخبارالمجتمع، كه در اواخر دهه ١٣٦٠ ش/ ١٩٨٠ نام آن به الحدث تغییر یافت، با گرایش اجتماعی، فرهنگی، هنری، به سردبیری محمود ادریس؛
روزنامه اخبارالیوم ، با گرایش سیاسی و اجتماعی، و هوادار حكومت، به سردبیری و مدیرمسئولی احمدالبلال الطیب؛
روزنامه الاسبوع ، با گرایش سیاسی، به مدیرمسئولی سلیمان عثمان؛
هفتهنامه شلیلالریاضی ، و الهدف ، با گرایش ورزشی؛
هفتهنامه المناهل ، و المؤمن الصغیر ، ویژه كودكان (سیدجوادی، ص ١٤٦، ١٨٥ـ ٢١٥).
منابع:
(٩) باقر سیدجوادی، شناسنامه مطبوعات جهان: سودان ، [ تهران ] ١٣٧٩ ش.
/ صبری انوشه /
لبنان. یك) از ١٢٨٦ تا ١٣٤٧ (١٣٠٧ ش)/ ١٨٦٩ـ ١٩٢٨. در ١٢٨٦/١٨٦٩ البشیر، نخستین روزنامه عربیزبان، در بیروت بهچاپ رسید. این نشریه را مسیحیان ژزوئیت * (یسوعی) بهطور هفتگی منتشر میكردند. پیش از آن، از ١٢٧٧/١٨٦٠، بُطرُس بستانی نشریه نفیر سوریا را منتشر میكرد؛
اما از اواسط دهه ١٢٨٧/١٨٧٠، او با هدف جلب توجه افكار عمومی به امر آموزش همگانی و ادبیات ملی، به نشر دو هفتهنامه الجنّة پرداخت كه پسرش سلیم تا ٤ شوال ١٣٠٣/ ٧ ژوئیه ١٨٨٦ نشر آن را ادامه داد. بستانی دو مجله الجُنَینة (بهمدت سه سال) و الجنان را نیز منتشر میكرد.
مسلمانان بیروت در ١٢٩١/ ١٨٧٤ هفتهنامه ثمرات الفنون را بنیان گذاشتند كه تا انقلاب تركهای جوان * انتشار مییافت و سپس الاتحاد العثمانی نامیده شد. این روزنامه، بهسبب نثر مغلق و فضلفروشانه نویسندگان محافظهكارش، معروف بود. در همین سال، در لبنان التقدم منتشر شد كه خود را مدافع حقیقی پیشرفت و ترقی، و دشمن سرسخت همه نیروهای ارتجاعی كشور میدانست. نویسنده برجسته این نشریه ادیب اسحاق بود.
در ١٠ شوال ١٢٩٤/ ١٨ اكتبر ١٨٧٧، خلیل سركیس، داماد بطرس بستانی، نخستین شماره لسانالحال را منتشر كرد كه نشریهای روزانه بود و تا حدی رقیب الجنّة به شمار میرفت. این دو روزنامه به مسائل سیاسی اهمیت چندانی نمیدادند و رویدادها را تا حد ممكن بدون جانبداری گزارش میكردند، اما در عین حال، احترام ویژهای برای آرای دولت قائل بودند.
با اینكه لسانالحال بیشتر به موضوعات علمی و اقتصادی میپرداخت، با حكومت عثمانی درگیر و چند ماه توقیف شد؛
اما، در آن مدت، سركیس روزنامه دیگری به نام المشكاة را منتشر كرد. این عمل دولت، مانع سركیس در كار انتشارات نشد، به طوری كه وی پیشكسوت مطبوعات لبنان دانسته میشود.
در ١٢٩٧/١٨٨٠، مارونیهای مخالف با مداخلات واتیكان و پاپ در لبنان، روزنامه كوچكی به نام المصباح را تأسیس كردند. نشریات كوكب الصبح المنیر و النشرة الاسبوعیة نیز از پروتستانها حمایت میكردند و كلیسای ارتدوكس یونان هم روزنامهای به نام الهدیة داشت. نشریه مهمی كه به این مجموعه اضافه شد، هفتهنامه بیروت بود كه در ١٣٠٢/ ١٨٨٥ انتشار یافت و، با حمایت دولت، وزنه تعادلی در مقابل ثمرات الفنون شد. در ١٣٠٥/ ١٨٨٨، نشریه بیروت الرسمیة، به عنوان ترجمان رسمی حكومت، تأسیس شد. در پایان قرن سیزدهم/ نوزدهم، نُه نشریه ادواری در بیروت و سه نشریه در دیگر نقاط لبنان منتشر میشد (رجوع کنید به واشنگتن ـ سرّویس، ص XIX , XX ). در ١٣٣٠/١٩١٢، هشت روزنامه، هفده هفتهنامه و دوازده نشریه نقد و بررسی در لبنان منتشر میشد ( < بررسی جهان اسلام >، ج ١٩ ( آوریل ـ ژوئن ١٩١٢ ) ، ص ٧٦ به بعد).
علاوه بر لسانالحال، در این دوران روزنامههای گوناگونی منتشر میشد، از جمله صَدی' لبنان(١٣١٨/١٩٠٠)، البلاغ (١٣٢٨/١٩١٠)، البیرق (١٣٣١/١٩١٣) و هفتهنامه زَحْلَةالفتاة (١٣٢٨/١٩١٠)، كه همه آنها را میتوان از نشریات پیشكسوت بهشمار آورد. پس از این دوران، توسعه و تكامل مطبوعات لبنان بیوقفه ادامه یافت. در دوران قیمومت فرانسه، تعدادی روزنامه پدید آمد كه برخی از آنها هنوز منتشر میشوند: الاحرار (١٣٠٢ ش/١٩٢٣)، الشرق (١٣٠٥ ش/ ١٩٢٦).
[ دو) از ١٣٠٩ ش تا ١٣٧٥ ش/١٩٣٠ـ ١٩٩٥. روزنامه سیاسی النداء و تلغراف بیروت در ١٣٠٩ ش/ ١٩٣٠ منتشر شدند؛
روزنامه النهار كه شهرت جهانی دارد به همت جبران توینی در ١٣١٢ ش/١٩٣٣ تأسیس شد و هنوز خاندان توینی آن را در بیروت منتشر میكنند].
از ١٣٢٠ ش/ ١٩٤١، به ویژه در سالهای پس از جنگ جهانی دوم، شمار فراوانی روزنامه و نشریه نقد و بررسی بهوجود آمد. در تحقیقاتی كه در باره مطبوعات عربی لبنان در ١٣٢٥ ش/ ١٩٤٦ (< كتابچه شرق معاصر >، ش ٤، ص ٨٠٩ ٨١٢) شده، از ٢٩ روزنامه و ٢٥ نشریه منظم در بیروت و ١٦ نشریه ادواری در دیگر نقاط كشور یاد گردیده است.
در ١٣٣٥ ش/١٩٥٦، در لبنان ٢٧ روزنامه و ٣٧ نشریه ادواری منتشر میشد، كه آزادی وسیع مطبوعات را نشان میدهد. هجده نشریه ادواری محلی، دو روزنامه به زبان ارمنی، دو نشریه به انگلیسی و بیش از ده نشریه به فرانسه نیز در آنجا منتشر میشد. برخی از نشریات فرانسهزبان عبارت بودند از: < شرق > (١٣٠٣ش/ ١٩٢٤)، < بررسی لبنان > (١٣٠٧ش/ ١٩٢٨)، < امروز > (١٣١٣ ش/ ١٩٣٤)، كه تاریخ تأسیس آنها به روزگار قیمومت فرانسه برمیگردد و شمارگان آنها (بین هفت هزار تا هشت هزار نسخه) برای این كشور زیاد بود؛
و < بازرگانی در شرق طالع > (١٣٠٧ ش/ ١٩٢٨).
[ سایر نشریات عبارت بودند از: الاقلام المریخ، الانباء، الاتحاد اللبنانی، هر سه در ١٣١٢ ش/١٩٣٣؛
الاوریان، نشریه كمونیستی نضالالشعب، طرابلس، الرائد، الرابطة(نشریه سوسیالیستهای لبنان)، در ١٣١٣ ش/١٩٣٤؛
الحدیث، بیروت، الجمهور در ١٣١٥ ش/ ١٩٣٦؛
الیوم، النضال، العمل در ١٣١٧ ش/ ١٩٣٨؛
العهد، اللواء، الرواد در ١٣١٨ ش/١٩٣٩؛
آسیا ، الجدید ، الدیار در ١٣٢٠ ش/١٩٤١؛
نشریه سیاسی ـ انتقادی الاقلام و مجله هفتگی الصیاد در ١٣٢٢ ش/ ١٩٤٣؛
الحیاة، بیروتالمساء، الانشاء در ١٣٢٥ ش/١٩٤٦؛
الزمان، كل شیی در ١٣٢٦ ش/ ١٩٤٧؛
نشریه سیاسی الدنیا در ١٣٢٩ ش/ ١٩٥٠؛
هفتهنامه سیاسی و ادبی الثقافة الوطنیة در ١٣٢٠ ش/ ١٩٥١؛
الجریدة در ١٣٣٢ ش/ ١٩٥٣؛
السیاسه در ١٣٣٥ ش/ ١٩٥٦؛
الكفاحالعربی، روزنامه الانباء در ١٣٣٧ ش/ ١٩٥٨؛
و مجله سیاسی الاسبوعالعربی، الانوار در ١٣٣٨ ش/ ١٩٥٩ (مروّه، ص ٢٦٨ـ٢٨٢). بیشتر این نشریات در سالهای بعد نیز منتشر میشدند؛
اما، با جنگ داخلی لبنان (١٣٥٤ـ١٣٦٠ ش/ ١٩٧٥ـ١٩٨١) اغلب جراید كشور تعطیل شدند یا مركز انتشار آنها به لندن و پاریس منتقل گردید. برخی نشریات نیز در اختیار گروههای مبارز فلسطینی قرار گرفتند، از جمله نشریه سیاسی الهدف كه در ١٣٤٨ ش/ ١٩٦٩ به مالكیت «جبهه خلق برای آزادی فلسطین» * در آمد و در همان سال به صورت هفتهنامه منتشر شد. همچنین نشریه سیاسی و هفتهنامه چپگرای الی الاَمام در ١٣٤٩ ش/١٩٧٠ كه ترجمان سیاسی جبهه خلق برای آزادی فلسطین ـ فرماندهی كل شد ( موسوعة السیاسة، ج ٣، ص ٦١٧ـ ٦١٨). جراید لبنان، از نظر حرفهای و ساختار فنی و چاپ، در حد بهترین مؤسسات انتشاراتی جهان عرب بهشمار میآیند و اغلب خبرگزاریهای جهان، خبر مندرج در جراید لبنانی را، به سبب اهمیت آن، عیناً بهدنیا مخابره میكنند. در لبنان، ٩٩ نشریه سیاسی (بهفرانسه، انگلیسی، ارمنی، و بیشتر به عربی) و ٤٤٥ نشریه غیرسیاسی منتشر میشود (نادری سمیرمی، ص ٤٨ـ٤٩).
جراید لبنان را، با توجه به تقسیم قدرت در این كشور و مناطق چاپ و انتشار آنها، میتوان به جراید مناطق شرقی و غربی تقسیم كرد. جراید بخش شرقی، مسیحی و مطالب آنها در باره سوریه و اسلام منتقدانه است. این جراید از سویی با نیروهای لبنانی و از سوی دیگر با حاكمیت رسمی مسیحیان مناسبات محكمی دارند. هفتهنامه سیاسی المسیرة، روزنامه العمل (ترجمان حزب كتائب)، روزنامه الدیار، الانوار، البیرق و روزنامه النهارالعربی و الدولی ، از جمله نشریات شرقیاند (همانجا).
جراید غربی اسلامگرا هستند و عبارتاند از: هفتهنامه امل (ترجمان جنبش امل)، هفتهنامه الانباء (ترجمان حزب سوسیالیست ترقیخواه)، هفتهنامه العهد (ترجمان حزباللّه)، روزنامه النداء (ترجمان حزب كمونیست لبنان)، هفتهنامه البناء (ترجمان حزب سوری قومی اجتماعی جناح فارس)، هفتهنامه صباحالخیر (ترجمان حزبسوری قومی اجتماعی؛
«مطبوعات لبنان»، ص ٦٧)؛
السفیر، كه مهمترین روزنامه ملیگرای اسلامی است و با شمارگان بسیار در مناطق اسلامی لبنان منتشر میشود، زیر نفوذ سوریه است و لیبی از آن حمایت مالی میكند و بیانگر جریان لیبرالیسم، ترقیخواه و ملیگرای عرب است؛
الشرق كه روزنامهای سوری است و هرچند در لبنان منتشر میشود در دمشق بیشتر از لبنان یافت میشود؛
و روزنامه اللواء كه متعلق به اهل سنّت است و با گروه لقاء اسلامی و عربستان سعودی قرابت دارد (همانجا).
مهمترین مجلاتی كه در بیروت منتشر میشوند عبارتاند از: الافكار، به سردبیری و صاحب امتیازی ولید عوض، این نشریه هیچگاه آشكارا موضع منفی اتخاذ نمیكند و همیشه نیروها را به تفاهم و نزدیك شدن به یكدیگر فرا میخواند؛
الشراع ، مجله جنجال برانگیزی كه به جنبش امل نزدیك است و رابطه خوبی با مصر و یمن شمالی و برخی از كشورهای حوزه خلیجفارس دارد؛
الكفاح العربی ، مجله لیبی و سوریه در لبنان، كه ملیگرایی عربی مخالف امریكا را مطرح كرده است و از سیاست شوروی سابق نیز انتقاد میكند (همانجا) ].
سوریه. [ در ٢٩ جمادیالاولی ١٢٨٢/ ١٩ اكتبر ١٨٦٥ روزنامهای به نام سوریه ، به عربی و تركی، منتشر شد كه نخستین روزنامه كشور سوریه به شمار میآید. پس از آن در ١٢٨٤/١٨٦٧ در شهر حلب روزنامه غدیرالفراتچاپ و منتشر گردید (مروّه، ص ٢٠٦ـ٢٠٧؛
طرّازی، ج ٢، جزء ٤، قسم ١، ص ٤٢، ٥٢) ]. تأسیس این نشریات با تجدید سازمان نظام اداری تركیه همراه بود. در همان زمان گفته شد كه مسئولان تمام «ولایات» باید یك روزنامه چاپی داشته باشند و انتشار این نشریات به دو زبان نیز به همین سبب بود. نمونههای دیگر، روزنامههای دمشق (تأسیس در ١٢٩٦/ ١٨٧٩ توسط دولت تركیه) و مرآة الاخلاق (١٣٠٤/ ١٨٨٦) است. در ١٣١٤/ ١٨٩٦، یك هفتهنامه سیاسی مستقل به نام الشام در دمشق منتشر شد. هفته نامه الشهباء نیز از ١٣١١/١٨٩٣ و الاعتدال از ١٢٩٦/ ١٨٧٩ در حلب، و طرابلس الشام از ١٣١٠/١٨٩٢ در طرابلس منتشر میشدند.
در سوریه نیز، نظیر لبنان، مطبوعات ثبات نداشتند، زیرا حكومت هرگونه انتقاد را با خشونت تمام پاسخ میداد. در نتیجه، بسیاری از روزنامهنگاران سوری ـ لبنانی به مصر پناهنده شدند. پس از برقراری قیمومت فرانسه، مطبوعات دمشق توسعه بسیار یافتند و روزنامههای متعددی منتشر شد، اما شمارگان آنها كم بود. در ١٣١٨ ش/ ١٩٣٩، صرفنظر از نشریات ادواری، نُه روزنامه عربی و دو روزنامه فرانسه زبان فقط در دمشق منتشر میشد. این تعداد روزنامه، برای آن زمان، زیاد به نظر میرسد، بهویژه باتوجه به اینكه دلایلی كه در بیروت برای كثرت روزنامهها وجود داشت، در دمشق مطرح نبود. با وجود این، تعداد عناوین جراید پس از جنگ جهانی دوم افزایش یافت. در ١٣٢٥ ش/ ١٩٤٦، نوزده عنوان روزنامه در دمشق، هفت روزنامه در حلب و یك روزنامه در حماه ثبت شده است. سه نشریه ادواری نیز در دمشق منتشر میشد (< كتابچه شرق معاصر > ، ش ٤، ص ٨١٢ ٨١٣). در ١٣٣٥ ش/ ١٩٥٦، جراید بازمانده از دوران قیمومت عبارت بودند از: الفبا(١٢٩٩ ش/١٩٢٠) و الایام (١٣١٠ ش/١٩٣١)، كه هر دو میانهرو بودند؛
القَبَس (١٣٠٧ ش/ ١٩٢٨)، الاخبار (١٣٠٧ ش/ ١٩٢٨) و الانشاء (١٣١٥ ش/ ١٩٣٦) كه ترجمان حزب ملی بهشمار میآمدند. علاوه بر این روزنامههای قدیمی، حدود پانزده روزنامه دیگر نیز منتشر میشد، كه نماینده انواع نظریات سیاسی بودند. همزمان بیش از ده نشریه ادواری در سوریه منتشر شد و حدود ده نشریه دیگر در نقاط گوناگون سوریه بهچاپ رسید؛
این نشریات ترجمان احزاب مختلف بودند. همچنین میتوان از یك نشریه مستقل < برق شمال > یاد كرد كه در ١٣٠٧ ش/ ١٩٢٨ در حلب تأسیس شد و به زبان فرانسه انتشار مییافت.
[ از زمانی كه حزب بعث * در سوریه به قدرت رسید (١٣٤٢ ش/١٩٦٣)، ساختار مطبوعاتی این كشور نیز تعدیل شد. بر اساس الگوهای سوسیالیستی، بیشتر مؤسسات انتشاراتی را سازمانهای سیاسی، مذهبی یا انجمنهای حرفهای اداره میكنند. وزرای دولت نیز چند نشریه در اختیار دارند و هركسی كه خواهان انتشار جریده جدیدی باشد، باید از دولت اجازه مخصوص دریافت كند. یكی از مشخصههای جراید سوری، انعكاس مواضع آشكار دولت است و دولت سوریه بر روزنامهها نظارت مستقیم دارد. جراید خارجی نیز با نظارت دولت در كشور توزیع میگردد. ویژگی دیگر جراید سوری آن است كه به تحلیل وقایع داخلی گرایش ندارند و بیشتر مایلاند موضوعات خارجی و منطقهای و در رأس آنها روند مذاكرات صلح خاورمیانه را تحلیل كنند. حزب بعث حاكم در سوریه با نشر روزنامه البعث ، به عنوان ترجمان این حزب، تنها حزبی است كه رسماً نشریه دارد. این ویژگی جراید در سوریه سبب گردیده تا نشریات خارجی، برای انعكاس مواضع رسمی دولت سوریه، به مطالب این جریده رجوع كنند. در ١٣٧٤ ش/ ١٩٩٥، این جریده با شمارگان ٠٠٠ ، ٦٥ نسخه، به زبان عربی در دمشق منتشر میشد (سعیدی، ص ٤٧ـ ٤٨، ٥١؛
اسامهمصری، ٢٠٠٥). دیگر روزنامههای معروف سوریه عبارتاند از: برقالشمال به عربی، الفداء با گرایش سیاسی، جماهیرالعربی با گرایش سیاسی، العروبة، الشباب، الثورة با گرایش سیاسی، تشرین، و الوحدة. مهمترین هفتهنامهها و دوهفتهنامههای سوریه عبارتاند از: دوهفتهنامه الجو، با موضوع هواشناسی؛
هفتهنامههای اسبوعالریاضی، مَلعب الریاضی، و الریاضة، با موضوع ورزشی؛
هفتهنامه الفرسان، با موضوع سیاسی؛
هفتهنامه حِمْص در زمینه ادبی؛
دوهفتهنامه جیشالشعب، با موضوع نظامی؛
هفتهنامه كفاح العامل الاشتراكی در مورد كارگران و كارگری؛
هفتهنامه المسیرة، در زمینه سیاسی؛
هفتهنامه نضال الفلاحین، با موضوع كارگری ـ كشاورزی؛
دوهفتهنامه نضال الشباب و هفتهنامه الرایة الاحمر، با گرایش جوانان؛
هفتهنامه الثقافة الاسبوعیة، با گرایش فرهنگی؛
و هفتهنامه الینبع الجدید، با موضوع ادبی (سعیدی، ص٤٧ـ ٤٨) ].
فلسطین. یك) از ١٣٢٦ تا ١٣٨٠ (١٣٤٠ ش)/ ١٩٠٨ـ ١٩٦١. توسعه مطبوعات عربی در فلسطین كندتر و دیرتر از مصر، سوریه یا لبنان صورت گرفت. بدون شك، نشریات سوری و لبنانی در فلسطین نیز توزیع میشدند؛
اما، صرفنظر از معدودی اوراق مربوط به مبلّغان مذهبی و نشریات درسی، نخستین نشریه عربی فلسطینی اَلْكَرْمَل بود كه مسیحی ارتدوكسی بهنام نجیب نصّار، آن را در ١٣٢٦/ ١٩٠٨ در حیفا تأسیس كرد. انتشار این نشریه تا ١٣٢١ ش/ ١٩٤٢ ادامه یافت. در ١٣٢٩/١٩١١، یك مسیحی ارتدوكس دیگر بهنام عیسی' العیسی انتشار نشریه فلسطین را در یافا آغاز كرد. فواصل انتشار هر دو نشریه نامنظم بود و در جنگ اول جهانی، مقامات ترك آن را توقیف كردند. پس از جنگ، این دو نشریه انتشار خود را از سر گرفتند و به همراه آنها مجلات و نشریات جدید متعددی نیز تأسیس شدند كه مخالفت سیاسی اعراب را با قیمومت انگلیس و سیاست موطن ملی قوم یهود ابراز میكردند. از جمله این نشریات، سوریه الجنوبیة (به سردبیری عارف العارف و مدیر مسئولی محمدحسن البُدَیری) و مرآة الشرق (بهسردبیری بُولُس شِحادَه) بودند كه انتشار هر دو در ١٣٣٧/ ١٩١٩ شروع شد و تا دوره كوتاهی ادامه یافت. الصباح (به سردبیری: محمد كامل البُدیری و یوسف یاسین) در ١٣٠٠ ش/ ١٩٢١ تأسیس شد و ترجمان هیئت اجرائیه عرب گردید.
نخستین نشریه روزانه به زبان عربی، روزنامه قدیمی فلسطین بود كه در ١٣٠٨ ش/ ١٩٢٩ انتشار مرتب آن بهطور روزانه آغاز شد و تا ١٣٦٢ ش/١٩٨٣ انتشار آن در شهر قدیمی بیتالمقدّس ادامه یافت.
روزنامههای دیگر عبارت بودند از: الصراط المستقیم، كه در ١٣٠٤ ش/ ١٩٢٥ تأسیس و در ١٣٠٨ ش/ ١٩٢٩ روزانه شد و سردبیر آن، شیخعبداللّه القَلْقیلی بود؛
و الدفاع، كه در ١٣٥٣/ ١٩٣٤ تأسیس شد و سردبیر آن ابراهیم الشَنطی بود. هر دو نشریه را مسلمانان منتشر میكردند. روزنامه نخست دارای مضمونی كاملاً اسلامی بود. روزنامه دوم، كه دیدگاههای تند ملیگرایانه عربی داشت، در آغاز با حزب استقلال پیوند داشت و سپس با گروههای تحت رهبری خاندان حسینی ارتباط برقرار كرد. این روزنامه تا ١٣٦٢ ش /١٩٨٣ در بیتالمقدّس كه زیر نظر اردن بود، منتشر میشد. در ١٣٢٤ ش/ ١٩٤٥، هفتهنامه الوحدة تأسیس شد كه سال بعد بهصورت روزنامه منتشر گردید.
در دهه ١٣١٠ و ١٣٢٠ ش/ ١٩٣٠ و ١٩٤٠، نشریات ادواری رشد بسیار سریعی كردند. در این زمینه بهویژه باید از هفتهنامهها و دوهفتهنامههای سیاسی یاد كرد. برخی از این نشریات، كه بر اساس الگوی هفتهنامههای مصری منتشر میشدند ــ هفتهنامه الاتحاد (تأسیس در ١٣٢٣ ش/ ١٩٤٤) و دوهفتهنامه الغَدْ (با انتشار غیرمنظم در دهه ١٣٠٠ ش/ ١٩٢٠ میلادی و انتشار مجدد در ١٣٢٤ش/ ١٩٤٥) مدافع دیدگاههای كمونیستی یا طرفدار كمونیسم بودند.
[ سایر نشریات پس از جنگ جهانی دوم عبارت بودند از: هفتهنامه الحریة، المستقبل، الجیل، الاتحاد در ١٣٢٤ ش/ ١٩٤٥ (خوری، ص ١١٨ـ١٢٠)؛
هفتهنامههای الرایألعام، الوطن، النضال، الحارس، صوتالشباب، نداءالارض در ١٣٢٥ ش/ ١٩٤٦ (همان، ص ١٢٤ـ١٣٢)؛
ماهنامه مذهبی الحارس، هفتهنامه الریاض(ادبی و فرهنگی)، روزنامه الحوادث، ماهنامه الشروق، صوتالشعب، صوتالعروبة و مجله ادبی ـ اجتماعی القافلة در ١٣٢٠ ش/ ١٩٤١ (همان، ص ١٣٥ـ١٣٩)؛
و نشریه اخبار فلسطین، الجریدة، المیزان در ١٣٢٧ ش/ ١٩٤٨ (همان، ص ١٤٠ـ١٤١) ]. نشریاتی كه به زبانی غیر از عربی منتشر میشدند، عمدتاً بهزبان عبری بودند. انتشار نخستین نشریه عبری به نام حَواصِلِت در ١٢٨٨/ ١٨٧١ در بیتالمقدّس آغاز شد. دیگر روزنامههای یهودی (به عبری و دیگر زبانها) نیز به تعداد زیاد پس از آن منتشر شدند.
پس از اتمام قیمومت انگلیس بر فلسطین، انتشار بیشتر نشریات عربی فلسطین، در اردن ادامه یافت یا از سر گرفته شد. در این ناحیه، طبق خبر نشریه < خاورمیانه > در ١٣٤٠ ش/ ١٩٦١، هفت روزنامه در بیتالمقدّس و عَمان/ امان و چهارده نشریه ادواری به عربی و انگلیسی وجود داشت. همان منبع از یک روزنامه و شش نشریه ادواری عربی در اسرائیل خبر میدهد.
[ دو) از اواخر دهه ١٣٤٠ ش تا ١٣٨١ ش/ ١٩٦٠ـ٢٠٠٢. در اواخر دهه ١٣٤٠ ش/ ١٩٦٠، جراید حزبی فلسطین عبارت بودند از: روزنامه الفتح، مجله فلسطین الثورة، ماهنامه القاعدة، مجله صوت فلسطین، و هفتهنامه فتح، كه همگی ترجمان تبلیغاتی و تشكیلاتی سازمان فتح به رهبری یاسر عرفات بودند؛
روزنامه الجماهیر، ترجمان رسمی جبهه خلق برای آزادی فلسطین به رهبری جرج حبش؛
الجبهة، ترجمان سیاسی جبهه خلق برای آزادی فلسطین ـ فرماندهی كل؛
هفتهنامه الطلائع، ترجمان نیروهای الصاعقة طرفدار سوریه؛
الثائر العربی ، ترجمان سازمان جبهه عربی برای آزادی فلسطین طرفدار عراق؛
الشرارة، ترجمان جبهه خلق انقلابی برای آزادی فلسطین؛
هفتهنامه نضال الشعب، ترجمان جبهه مبارزه خلقی برای آزادی فلسطین ( موسوعةالسیاسة، ج ٣، ص ٦١٨ـ٦١٩). نشریات دولت خودگردان فلسطین عبارتاند از: اخبارالنقب، الایام العربی، فلسطین الثورة، الهدف، القدسالعربی، الرسالة، الوطن، الحیاةالجدیدة، الحریة، هفتهنامه فلسطین و ماهنامه شؤون الفلسطینیة ( < خاورمیانه و شمال افریقا ٢٠٠٢ > ، ص ٨٧٢) ].
عراق. یك) از ١٢٨٥ تا ١٣٧٨ (١٣٣٧ ش)/ ١٨٦٨ـ ١٩٥٨. فرماندار لیبرال عثمانی، مدحتپاشا، در ١٢٨٥/ ١٨٦٨ نخستین روزنامه به نام الزوراء را در عراق تأسیس كرد كه به زبان عربی و تركی منتشر میشد و در عین حمایت از سیاستهای دولت، بهطور كلی به انتشار متون و اخبار رسمی میپرداخت. دولت در ١٢٩٢/ ١٨٧٥ نشر روزنامه الموصل را در موصل آغاز كرد و در ١٣١٣/ ١٨٩٥ نشریه البصرة را در بصره منتشر ساخت.
از جمله روزنامههای متعددی كه در عراق، پس از اعلام قانون اساسی ١٣٢٦/ ١٩٠٨ در دولت عثمانی، یك شبه پدیدار شدند، عبارت بودند از: بغداد (١٣٢٦/ ١٩٠٨)، الرقیب (١٣٢٧/ ١٩٠٩)، بینالنهرین (١٣٢٧/ ١٩٠٩) به عربی و تركی، الریاض (١٣٢٨/١٩١٠)، الرُصافه (١٣٢٨/١٩١٠) و النهضة (١٣٣١/ ١٩١٣). در دوران قیمومت انگلیس نیز تعداد زیادی روزنامه پدیدار شد كه معروفترین آنها الاوقات العراقیة، الموصل، العراق، و الشرق بود. پس از جنگ جهانی دوم تعداد زیادی احزاب سیاسی تازه تأسیس، ترجمانهای خود را پدید آوردند و تا كودتای ٢٣ تیر ١٣٣٧/ ١٤ ژوئیه ١٩٥٨، عملاً هر شهری در عراق روزنامه یا هفتهنامهای متعلق به خود داشت.
[ دو) از ١٣٣٧ ش تا ١٣٨٢ ش/ ١٩٥٨ـ٢٠٠٣. از ابتدای كودتای ١٣٣٧ ش/ ١٩٥٨، ممیزی مطبوعات تحت حكومت نظامی تحمیل شد و بهتدریج مقالات مخالفان در جراید از میان رفت. در دوره زمامداری قاسم، جراید چپگرا از محبوبیت كوتاهمدت بهرهمند شدند؛
اما، در پایان دوره او، این محبوبیت به كلی از بین رفت. در زمان حكومت عارف، جراید ملیگرای عربی دوباره منتشر شدند؛
اما، پس از مدت كوتاهی انتشار آنها متوقف شد. از جمله مهمترین روزنامههای زمان عارف، الجمهوریة، و الثورة بودند. التآخی نیز بود كه ترجمان حزب دموكرات كردستان به شمار میآمد و مدت كوتاهی دوام آورد. از جمله موادّ قانون مطبوعات ١٣٤٣ ش/ ١٩٦٤، كه عارف آن را تصویب كرد، آن بود كه نشریاتی را كه از دولت انتقاد میكنند، میتوان سانسور كرد و اگر روزنامهها موضوعاتی خطرآفرین برای جمهوری منتشر كنند، مجوز آنها باید لغو شود. در آذر ١٣٤٤/ دسامبر ١٩٦٥، قانون عمومی ١٥٥، مطبوعات روزانه را ملی كرد. روزنامههای غیردولتی از بین رفت و سازمانهای مطبوعاتی و چاپ زیرنظر وزارت فرهنگ و اطلاعرسانی ایجاد شد (مار، ص ٤٢٣). در زمان ریاست جمهوری صدام حسین نیز نظارت شدیدی بر جراید اعمال میشد. روزنامه الثورة، به عنوان ترجمان حزب بعث، و روزنامه الجمهوریة، كه عموماً نظریات دولت را منعكس میكرد، از جمله روزنامههای مهم این دوره بودند. در این دوره به جراید مخالف اجازه چاپ داده نمیشد و رژیم بعث، محدودیت زیادی بر فعالیتهای مطبوعاتی ایجاد كرده بود (همانجا). پس از آنكه صدام حسین سقوط كرد و امریكا و انگلیس در ٢٠ فروردین ١٣٨٢/ ٩ آوریل ٢٠٠٣، عراق را اشغال كردند، در عراق تحولات بسیاری صورت گرفت و اكنون در حدود سیصد روزنامه و مجله، با گرایشها و موضوعات گوناگون، در این كشور منتشر میشود (قاسمی، ص ٧) ] .
عربستان. یك) از ١٢٩٦ تا ١٣٢٦/ ١٨٧٩ـ ١٩٠٨. در شبهجزیره عربستان، قدیمترین روزنامه، یعنی صنعاء ، در ١٢٩٦/ ١٨٧٩ تأسیس شد و نظیر بسیاری از نشریات رسمی، كه زیر نظر حكومت عثمانی بودند، به عربی و تركی چاپ میشد. در ١٣٢٦/ ١٩٠٨، نخستین روزنامه در مكه، با نام الحجاز، منتشر شد.
[ دو) از ١٣٢٧ تا ١٤١٤ (١٣٧٢ ش)/ ١٩٠٩ـ١٩٩٣. در ١٣٢٧/ ١٩٠٩، روزنامه شمسالحقیقه در مكه منتشر شد كه افكار و عقاید حزب اتحاد و ترقی * را منعكس مینمود. همچنین در همین سال روزنامههای الرقیب و الاصلاح الحجازی، به عنوان منتقدان اندیشههای حزب اتحاد و ترقی، و روزنامههای المدینةالمنورة و صفاءالحجاز نیز منتشر شدند (مروّه، ص ٩٤، ٢١٩؛
طرّازی، ج ٢، جزء ٤، قسم ١، ص ٩٢). در دوران حاكمیت شریف حسین، مؤسس دولت هاشمی در حجاز (١٣٣٤ـ١٣٤٤ ( ١٣٠٤ ش ) / ١٩١٦ـ ١٩٢٥)، نشریات القبلة به عنوان نشریه دولتی، مجله جِرول اولین نشریه تخصصی علمی عربستان در زمینه كشاورزی، هفتهنامه الفلاح و روزنامه بریدالحجاز با گرایش سیاسی منتشر میشدند( موسوعة السیاسة، ج ٣، ص ٦١٠؛
مروّه، ص ٢١٩).
در دوران حاكمیت سعودیها، جراید عربستان دو مرحله را طی كردند: در مرحله اول (١٣١١ ش ١٣٣٨ ش/ ١٩٣٢ـ ١٩٥٩) جراید خصوصی منتشر میشد و مرحله دوم (١٣٣٨ش ١٣٤٣ ش/ ١٩٥٩ـ١٩٦٤)، دوره ساماندهی و ادغام نشریات بود. به طور كلی نشریات دوره سعودیها عبارتاند از: روزنامه امالقری'، كه اولین ترجمان رسمی دولت سعودی بود؛
روزنامه صوتالحجاز؛
روزنامه البلادالسعودیة؛
المدینةالمنورة در ١٣١٦ ش/١٩٣٧، كه اولین نشریه مصور بود؛
روزنامه الیمامه در مرداد ١٣٣٢/ اوت ١٩٥٣، اولین روزنامه منطقه نجد؛
روزنامه اخبار الظهران در دی ١٣٣٢/ ژانویه ١٩٥٤؛
روزنامه حراء، در مكه، كه با روزنامه الندوه ادغام گردید؛
روزنامه الاضواء ، كه نخستین نشریه ادبی بود؛
هفتهنامه عرفات، در جدّه در ١٣٣٦ ش/ ١٩٥٧، كه مقالات حقوقی و اجتماعی منتشر میكرد؛
نشریه القصیم؛
و نشریه عُكاظ در ١٣٣٨ ش/ ١٩٥٩ ( موسوعةالسیاسة، ج ٣، ص ٦١١).
جراید تخصصی عربستان سعودی عبارتاند از: هفتهنامه الاصلاح، با گرایش مذهبی و اجتماعی، در ١٣٠٧ ش/ ١٩٢٨؛
هفتهنامه الحرم ، با گرایش ادبی ـ اجتماعی؛
ماهنامه المِنهَل، با محتوای ادبی و علمی، در ١٣١٦ ش/ ١٩٣٧؛
ماهنامه النداء الاسلامی، در همان سال، با جهتگیری مذهبی؛
مجله الحج، به عنوان ترجمان سازمان حج عربستان، در ١٣٢٦ ش/ ١٩٤٧؛
مجله اقتصادی الغرفة التجاریة الصناعیة، به عنوان ترجمان اتاق بازرگانی و صنعتی، در ١٣٢٧ ش/ ١٩٤٨؛
ماهنامه نفتی قافله الزیت، به عنوان ترجمان شركت نفتی آرامكو امریكا، در ١٣٣٢ ش/ ١٩٥٣؛
ماهنامه ادبی الاشعاع، در ١٣٣٤ ش/ ١٩٥٥؛
نشریه صوتالعرب، ترجمان مخالف خاندان آلسعود، كه در ١٣٣٧ ش/ ١٩٥٨ در مصر منتشر شده است؛
هفتهنامه ادبی قریش، در ١٣٣٨ ش/ ١٩٥٩؛
مجله كلیة الملك عبدالعزیز، به عنوان ترجمان نظامی، در ١٣٣٩ ش/ ١٩٦٠؛
ماهنامه المعرفة، ترجمان وزارت آموزش و پرورش، در ١٣٤٠ ش/ ١٩٦١؛
ماهنامه الاذاعة وابسته به سازمان رادیو عربستان سعودی، در ١٣٤٤ ش/ ١٩٦٥؛
ماهنامه كلمةالحق، در ١٣٤٦ ش/١٩٦٧؛
و مجله الدفاع، ترجمان نیروهای مسلح عربستان سعودی، در ١٣٤٦ ش/ ١٩٦٧ ( موسوعة السیاسة، همانجا).
بهطور كلی، جراید در عربستان سعودی تحت نظارت دولت اداره میشوند و از سیاستهای كلی نظام حاكم پیروی میكنند (آقائی، ص ٣٣٤ـ ٣٣٥؛
فخری، ص ١٤). در اوایل دهه ١٣٧٠ ش/ ١٩٩٠، روزنامه الشرق الاوسط * پرفروشترین روزنامه عربستان (٢٠٧، ٢١١ نسخه) بود. مجله تخصصی زنان بهنام سیدَتی و مجلةالمجلة نیز وابسته به این روزنامه بود. روزنامه عُكاظ نیز در جدّه منتشر میشود. این روزنامه از شهریور ١٣٧٢/ سپتامبر ١٩٩٣، از طریق ماهواره، برای منطقه ظهران در شرق كشور ارسال و در آنجا چاپ میشود. روزنامه دیگری به نام الیوم در پنج هزار نسخه، در این شهر، چاپ میشود. روزنامه الجزیرة در شهر ریاض (با فروش روزانه ٧٥٦ ، ٨٩ نسخه) چاپ میشود. از جمله روزنامههای بینالمللی عربی در عربستان، الحیاة است كه از ١٣٦٧ ش/١٩٨٨ فعالیت دوباره آن در لندن آغاز شده است (جعفری، ص ١٠٣). دیگر روزنامههای مهم عربستان، الریاض، المدینة، الندوة، و المسائیة اند. مجلات مهم این كشور نیز الدعوة، المجتمع، و اخبارالعالم الاسلامیاند (عظیمی، ص ٣٧؛
فخری، ص ١٥) ] .
[ یمن. از ١٣٠٥ ش تا ١٣٣٨ ش/ ١٩٢٦ـ١٩٥٩. پس از جنگ جهانی اول، جراید در یمن نضج گرفت. نشریه الایمان ــ كه قائدبن محمد سریع در ١٣٠٥ ش/ ١٩٢٦ آن را منتشر میكرد سرآغاز انتشار مطبوعات یمن بود. در همین سال، در منطقه حضرموت در جنوب یمن، كه تحت استعمار انگلیس بود، نشریه النهضةالحضرمیة منتشر گردید (طرّازی، ج ٢، جزء ٤، قسم ١، ص ٩٤، ٩٦). در دهههای ١٣٠٠ و ١٣١٠ ش/ ١٩٢٠ و ١٩٣٠، هیچیك از منابع به وجود جراید در یمن اشارهای نكردهاند، ولی پس از پایان جنگ جهانی دوم، در ١٣٢٥ ش/ ١٩٤٦ انتشار مطبوعات یمن از سرگرفته شد. جوانان روشنفكر و اصلاح طلب یمن نشریهای به نام صوت الیمن در ١٣٢٥ ش/ ١٩٤٢ منتشر كردند. در مقالات این نشریه از اوضاع یمن و نظام حكومتی امام یحیی انتقاد میشد. در پی ترور امام یحیی، پادشاه یمن، در ١٣٢٧ ش/ ١٩٤٨ و دستگیری جوانان پیشرو، این نشریه تعطیل گردید. این جوانان، به سبب استبداد و ظلم حاكمان یمن، به قاهره رفتند و نشریهای به نام صوتالیمن را منتشر كردند كه مورد حمایت ناصر بود (مروّه، ص ٣٧٢). روزنامه سبأ در ١٣٢٨ ش/ ١٩٤٩ در عدن (مركز یمن جنوبی كه تحت اشغال انگلیس بود)، منتشر گردید كه با سیاستهای انگلیس در یمن مخالف بود. در ١٣٣٤ ش/ ١٩٥٥ نشریه البعث در عدن، و در ١٣٣٨ ش/ ١٩٥٩ نشریه چپگرای الطلیعة، به سردبیری عبداللّه باذیب كه از پیشگامان ماركسیستی یمن بود، منتشر میشد (همان، ص ٣٧٢ـ٣٧٣) ] .
منابع:
(١٠) داود آقائی، سیاست و حكومت در عربستان سعودی ، تهران ١٣٦٨ ش؛
(١١) ابراهیم عبده، تطور الصحافه المصریة، قاهره ١٩٤٥؛
(١٢) سعید محمد جعفری، «رسانههای جمعی و تبلیغات بازرگانی در عربستان سعودی»، رسانه، سال ٤، ش ٤ (زمستان ١٣٧٢)؛
(١٣) عبدالرزاق حسنی، تاریخ الصحافة العراقیة، بغداد ١٩٥٧؛
(١٤) یوسف ق. خوری، الصحافة العربیة فی فلسطین: ١٨٧٦ـ ١٩٤٨، بیروت ١٩٨٦؛
(١٥) ابراهیم سعیدی، سوریه ، تهران: وزارت امور خارجه، دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی، ١٣٧٤ ش؛
(١٦) م. سمحان، الصحافة، قاهره ١٣٥٨/١٩٣٩؛
(١٧) فیلیب دی طرّازی، تاریخ الصحافة العربیة، بیروت ١٩١٣ـ١٩٣٣؛
(١٨) رقیهالسادات عظیمی، عربستان سعودی، تهران: وزارت امورخارجه، دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی، ١٣٧٤ ش؛
(١٩) محمد فخری، عربستان، تهران: مؤسسه مطالعات و پژوهشهای بازرگانی، ١٣٧٢ ش؛
(٢٠) فاضل قاسمی، «گزارش اختصاصی اقبال از انتشار ٣٠٠ روزنامه و مجله پس از سقوط صدام: عصر طلایی مطبوعات عراق»، اقبال، سال ١، ش٨٠ ، ٣١ اردیبهشت ١٣٨٤؛
(٢١) قستاقی حلبی، تاریخ تكوین الصحف المصریة، اسكندریه [ بیتا. (؛
(٢٢) فبمار، تاریخ نوین عراق، ترجمه محمد عباسپور، مشهد ١٣٨٠ ش؛
(٢٣) ادیب مروّه، الصحافة العربیة: نشأتها و تطورها، بیروت ١٩٦١؛
اسامه مصری، ) بحثی در باره جراید سوریه ]، در
Arab press freedom watch ,٢٠٠٥(. Online]. Available: http://www.apfw.org/ indexarabic. asp? fname=report \ Arabic/ spa ١٠٢٥. htm)٢٨ June ٢٠٠٥];
«مطبوعات لبنان»، رسانه، سال ٢، ش ٦ (تابستان ١٣٧٠)؛
موسوعة السیاسة، چاپ عبدالوهاب كیالی، بیروت: المؤسسه العربیة للدراسات و النشر، ١٩٧٩ـ١٩٩٤، ذیل «الصحافة العربیة»؛
احمد نادری سمیرمی، لبنان، تهران: وزارت امورخارجه، دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی، ١٣٧٦ ش؛
الهلال، سال ١ (١٨٩٢)، ص ٩ـ١٦، سال ٥ (١٨٩٦)، ص ١٤١ به بعد؛
Annuaire du monde musulman٣ , Paris ١٩٢٩, ٤٩-٧٧;
L'Egypte independante ١٩٣٧ , Paris ١٩٣٨, ٣٦٩-٤٥٦;
Kamal Eldin Galal, Entstehung und Entwicklung der Tagespresse in Agypten , Frankfurt am Main ١٩٣٩;
M. Hartmann, The Arabic press of Egypt , London ١٨٩٩;
Margot, La presse arabe en ١٩٢٧ , Casablanca ١٩٢٨;
The Middle East , passim;
The Middle East and North Africa ٢٠٠٢, ٤٨th ed. London: Europa Publications, ٢٠٠٢, s.v. "Palestinian autonomous areas";
J.D. Pearson, Index Islamicus ١٩٠٦-١٩٥٥ , Cambridge ١٩٥٨, ٣٤٣-٣٤٦;
RMM , passim;
Washington - Serruys, L'arabe moderne etudie dans les journaux et les pieces officielles , Beirut ١٨٩٧ (situation of the Arabic press at that date).
/ د. اسلام ، با اضافاتی از اصغر صادقییكتا /
ب) شمال افریقا
الجزایر. هرچند ممكن است عجیب به نظر برسد، اما الجزایر (در حال حاضر این كشور مغرب عربی از نظر روزنامههای عربی از همه فقیرتر است)، نخستین كشوری بود كه یك نشریه ادواری معمولی به نام المبشّر را از ١٢٦٣ تا ١١ آذر ١٣٠٥/ ١٨٤٧ـ٣ دسامبر ١٩٢٦ منتشر ساخت. المبشّر كه در ٢٣ شعبان ١٢٤٧/ ٢٧ ژانویه ١٨٣٢ در الجزیره تأسیس شد، چاپ عربی نشریه رسمی < دیدهبان > بود (رجوع کنید به فیوری، ص ١٧٣ـ١٨٠؛
سرس ـ گال ، ١٩٤٨). المبشّر علاوه بر اخبار رسمی، حاوی اخبار، بررسیهای تاریخی، باستانشناسی، پزشكی و غیره نیز بود [ (طرّازی، ج ٤، قسم ٢، ص ٢٦٠؛
مروّه، ص ٢٢٣)] . در آغاز قرن چهاردهم/ بیستم، مطبوعات مستقلی پا گرفتند. این مطبوعات را مسلمانان اداره میكردند، اما هدایت آنها در بسیاری موارد با اروپاییانی بود كه مشتاق اطلاعرسانی و آموزش مردم عربزبان بودند. در این زمینه میتوان از الناصح (١٣١٦/ ١٨٩٩)، الجزیره (١٣١٧/١٩٠٠)، الاحیاء (١٣٢٤/ ١٩٠٦)، تِلِمْسان و كوكب افریقیة (الجزیره، ٤ ربیعالا´خر ١٣٢٥/ ١٧ مه ١٩٠٧)، الجزایر (الجزیره ١٣٢٦/ ١٩٠٨)، الفاروق (الجزیره ١٣٢٧/ ١٩٠٩)، و الرشیدی نام برد. اما این نشریات عمر كوتاهی داشتند و پیش از ١٣٣٢/ ١٩١٤ انتشار آنها متوقف شد.
دوران بین دو جنگ جهانی، دومین دوره مهم در تاریخ مطبوعات مسلمانان در الجزایر بود. در این دوران از یك سو، مجموعهای روزنامه و نشریه پدید آمد كه مسلمانان به زبان فرانسه منتشر میكردند، نظیر < ندای بومیان > ، < ندای افتادگان > (١٣٠٢/ ١٩٢٣) < پیمان >، < دفاع > ، < عدالت > ، < بیداری اسلام > (بن ١٣٠١/ ١٩٢٢) و غیره، كه گاهی بیانكننده آرزوهای مردم و گرایشهای سیاسی مختلف، و نیز نشاندهنده یك مجموعه مطبوعات عربی با خصلت سیاسی مذهبی شاخص بودند. در سراسر این دوره، بین دو گروه فعالِ مخالف، مبارزه وجود داشت كه موجب جدلهای لفظی پر هیجانی میشد: علمای اصلاحطلب [ كه مخالف طریقتهای صوفیه و بدعتها بودند ]، در این زمینه به نشریه الشهاب (روزنامه و سپس ماهنامه؛
قسنطینه ، ١٣٠٣ـ ١٣١٨ ش/ ١٩٢٤ـ١٩٣٩)، سپس الاصلاح (بسكره ١٣٠٨ـ ١٣٢١ ش/ ١٩٢٩ـ١٩٤٢) و سرانجام البصائر (الجزیره، ٥ دی ١٣١٤ـ ١٣٣٥/ ٢٧ دسامبر ١٩٣٥ ١٩٥٦) متكی بودند؛
و جمعیت مرابطون كه كلاً مقبول اتحاد فرانكو ـ مسلمان بود، از النجاح (سه هفتهنامه و سپس دو هفتهنامه؛
قسنطینه، ١٢٩٨ ش ١٣٣٥ ش/ ١٩١٩ـ١٩٥٦) و البلاغ الجزائری (مُستَغانِم، ١٣٠٦ـ١٣٢٦ ش/ ١٩٢٧ـ١٩٤٧)، بهعنوان ترجمان خود، بهره میگرفتند. نشریه < اباضیهای وادی میزاب > (الجزیره، ١٣٠٥ـ١٣١٧ ش/ ١٩٢٦ـ ١٩٣٨) نیز شایان ذكر است كه یكی از ده نشریهای بود كه در این دوره منتشر شد.
[ پس از جنگ جهانی دوم، فعالیت جراید، به موازات تقویت جنبشهای استقلالطلبی، افزایش یافت و هر كدام از نشریات، ترجمان رسمی و تبلیغاتی احزاب و سازمانها شدند. مجله <مساوات > به زبان فرانسه در ١٣٢٣ ش/ ١٩٤٤ ترجمان رسمی حركه أحبابالبیان و الحریات (جنبش دوستداران بیانیه و آزادیها)، به رهبری فرحات عباس، بود. فرحات عباس همچنین در ١٣٢٤ ش/ ١٩٤٥ سازمانی به نام حزب الاتحاد الدیمقراطی لانصار البیان الجزائری (حزب اتحادیه دموكراتیك هواداران بیانیه الجزایر) تشكیل داد كه ترجمان رسمی آن نشریهای به نام < جمهوری الجزایری > بود. این نشریه در فروردین ١٣٢٥/ مارس ١٩٤٦ تأسیس شد ( الاءعلام و مَهامّه أثناءالثورة، ص ٣٥٦). مِصالیالحاج، یكی دیگر از رهبران ملیگرای الجزایر، نیز در ١٣٢٤ ش/ ١٩٤٥ سازمانی به نام حركة انتصارالحریات الدیمقراطیة (جنبش پیروزی آزادیهای دموكراتیك) تشكیل داد كه ماهنامه < ملتالجزایر > ترجمان رسمی آن به زبان فرانسه (١٣٢٥ـ١٣٢٧ ش/ ١٩٤٦ـ ١٩٤٨) بود. سایر نشریات وابسته به این حزب عبارت بودند از: هفتهنامه المغربالعربی، به زبان عربی در ١٣٢٦ ش/١٩٤٧؛
دوهفتهنامه المنار به عربی در ١٣٣٠ ش/ ١٩٥١؛
و دوهفتهنامه < الجزایر آزاد> در ١٣٢٨ ش/١٩٤٩ (همانجا).
در ١٣٢٤ ش/ ١٩٤٥، فقط البلاغ الجزائری و البصائر (كه در ١٦ فروردین ١٣٣٥/ ٥ آوریل ١٩٥٦ ممنوعالانتشار شدند) و النجاح، كه انتشارش از (اول شهریور/ اول سپتامبر همان سال متوقف شد)، باقی مانده بودند. ترجمان العلماءالمسلمین از ٢٤ آذر ١٣٢٨ تا ١٩ بهمن ١٣٢٩/ ١٥ دسامبر ١٩٤٩ ـ ٨ فوریه ١٩٥١، همراه با ضمیمهای هفتگی به نام الشعلة در قسنطینه چاپ میشد و این در حالی است كه جمعیت مرابطون از ١٤ آذر ١٣٣٣ تا مرداد ١٣٣٤/ ١٥ دسامبر ١٩٥٤ ـ اوت ١٩٥٥، ماهنامهای به نام الذكری' را در تِلِمْسان منتشر میكرد. با وجود این، در دوره سوم، میل و رغبت مسلمانان بهطور محسوس تغییر كرد و برخی روزنامههای ماهیتاً سیاسی نیز با ترس منتشر میشدند، از جمله روزنامه كمونیستی الجزائر الجدیدة، كه از دی ١٣٢٤ تا ٢٢ شهریور ١٣٣٤/ ژانویه ١٩٤٦ ـ ١٤ سپتامبر ١٩٥٥ منتشر میشد و صوتالجزائر كه از ٣٠ آبان ١٣٣٢/ ٢١ نوامبر ١٩٥٣، منتشر میشد و از ٣٠ مرداد ١٣٣٣ تا ١٤ آبان ١٣٣٥/ ٢١ اوت ١٩٥٤ ـ ٥ نوامبر ١٩٥٦، با نام صوتالشعب انتشار مییافت. انتشار همه این نشریات در ١٣٣٩ ش/١٩٦٠ متوقف شد یا مقامات انتشار آنها را ممنوع كردند. در این زمان، مردم برای كسب اطلاع، به مطبوعات كاملاً جاافتاده فرانسه زبان متكی بودند. علاوه بر این، باید توجه داشت كه هیچ یك از روزنامههای عربزبان در الجزایر اعتبار چندانی نداشتند و نشریاتی كه از آنها یاد شد، در بسیاری موارد بهطور نامنظم منتشر میگردیدند. همچنین باید یادآور شد كه آنها را افراد غیرحرفهای، با منابع مالی بیثبات و نامطمئن و وسایل فنی ابتدایی، منتشر میكردند.
[ در حال حاضر در الجزایر تمامی مسائل مربوط به رسانههای گروهی، از جمله مطبوعات، در تملك دولت بوده و هرگونه رویداد و اخبار، قبل از درج در نشریه، از طرف حاكمان بررسی و ارزیابی شده و سپس به آن مجوز چاپ داده میشود.
در این كشور بیش از صد عنوان نشریه، عمدتاً به زبانهای عربی و فرانسه، چاپ و منتشر میشود. روزنامه الشعب، بهعنوان نشریه خبری ملی، از ١٣٤٠ ش/ ١٩٦١ در شهر الجزیره به زبان عربی چاپ و منتشر شده است. الجمهوریة، به عنوان ترجمان جبهه آزادیبخش ملی الجزایر * ، در شهر وَهران از ١٣٤٢ ش/١٩٦٣ به زبان عربی انتشار مییابد. المجاهد نیز دیگر ترجمان جبهه آزادیبخش ملی است كه در شهر الجزیره از ١٣٤٤ ش/ ١٩٦٥ به زبان فرانسه منتشر میشود. نشریه النصر نیز از ١٣٤٢ ش/١٩٦٣ به زبان عربی در شهر قسنطینه، منتشر میگردد (مجیدی سوركی، ص ٣٥). دیگر نشریات الجزایر عبارتاند از: البدیل، به عربی و فرانسه؛
المساء، به عربی؛
< آفاق >، به زبان فرانسه؛
الخبر، به عربی؛
الجزایرالیوم، به عربی. هفتهنامهها نیز بدینقرارند: < الجزایر امروز > كه هفتهنامه دولتی است؛
الهدف، هفتهنامه ورزشی؛
هفتهنامه < انقلاب افریقا >، با گرایش سوسیالیستی جبهه آزادیبخش ملی، به زبان فرانسه (اسعدی، ج ١، ص ١٩٦ـ١٩٧؛
مجیدی سوركی، ص ٣٥ـ٣٦)] .
مغرب. یك) از ١٢٣٥ تا ١٣٧٩ (١٣٣٨ ش)/ ١٨٢٠ـ١٩٥٩. در كشور مغرب، نخستین روزنامه در ١٧ رجب ١٢٣٥/ اول مه ١٨٢٠ در سَبتَه تأسیس شد. این روزنامه به زبان اسپانیایی بود و مطبوعات مغرب در طول قرن سیزدهم/ نوزدهم، بهویژه در طَنجه، به این زبان یا به زبان فرانسه گسترش یافتند. در ١٣٠٦/ ١٨٨٩، چند شماره از نشریه عربی المغرب را شخصی انگلیسی در طنجه منتشر كرد. در این شهر در اوایل قرن بیستم بسیاری از روزنامهنگاران اروپایی كوشیدند تا با چاپ نشریات خود به زبان عربی یا بخشی به عربی، با مردم مسلمان ارتباط برقرار كنند. بدینترتیب، با پیشگامی اروپاییها و همكاری روزنامهنگارانی از سوریه و لبنان، هفتهنامههای السعادة(١٣٢٣/ ١٩٠٥)، الصباح (١٣٢٤/ ١٩٠٦)، لسان المغرب (١٣٢٥/ ١٩٠٧)، ضمیمه عربی تلغراف الریف (١٣٢٥/ ١٩٠٧) و استقلال المغرب، چاپ عربی دوماهانه < استقلال مغرب > (١٣٢٥/ ١٩٠٧) در طنجه پدید آمدند. نخستین نشریه مسلمانان، الطاعون بود كه ماهانه، به مسئولیت شریف الكتّانی، انتشار مییافت (تاریخ اولین انتشار: صفر ١٣٢٦/ مارس ١٩٠٨). در همان سال، دولت مغرب روزنامهای رسمی به نام الفجر را به سردبیری یك مسیحی سوری منتشر كرد كه در ١٣٢٧/ ١٩٠٩ انتشار آن به فاس انتقال یافت. هفتهنامههای دیگری نیز در طنجه تأسیس شدند كه معروفترین آنها الحقّ (١٣٢٩/ ١٩١١) و الترقی (١٣٣٠/ ١٩١٢) بودند.
پس از شروع تحتالحمایگی، السعادة به رباط منتقل شد و در آنجا نخست هر سه هفته و سپس روزانه انتشار یافت. این روزنامه نیمه رسمی ــ كه به دقت ویرایش میشد، چاپ زیبایی داشت، و با تصاویر متعدد تزئین میشد و میكوشید تا خوانندگانش را با تحولات سیاسی ـ اجتماعی مغرب آشنا كند و در سراسر مغرب توزیع میشد نقش آموزشی و سیاسی انكارناپذیری ایفا كرد. در شهرهای دیگر، مطبوعات عربی تقریباً وجود نداشتند. الوداد فقط معدودی خواننده داشت. روزنامهای به نام الاخبار التلغرافیة در فاس شروع به انتشار كرد و هفتهنامهای به نام الاخبار المغربیة، بهصورت ضمیمه نشریه فرانسوی < اخبار مغرب > ، در دارالبیضاء (كازابلانكا) منتشر میشد. نشریه الجنوب در مغرب عمر كوتاهی داشت؛
اما، در شمال، در تِطّاوین (تِطْوان)، چند روزنامه سیاسی ( الاصلاح، الاتحاد، اظهارالحقّ ) با توفیق روبهرو شدند.
دستیابی مغرب به استقلال (١٣٣٥ ش/ ١٩٥٦) با از سرگیری انتشار مطبوعات عربی در كشور همراه بود، هرچند روزنامههای فرانسهزبان نیز موقتاً این اختیار را یافتند كه به انتشار خود ادامه دهند. [ وزارت اوقاف، ماهنامه دعوةالحق را در ١٣٣٦ ش/ ١٩٥٧ با موضوع مباحث دینی و فرهنگی و فكری در رباط چاپ و منتشر كرد كه تا ١٣٨١ ش/ ٢٠٠٢ ادامه داشت ]. پس از استقلال، سه روزنامه پدیدار شد: روزنامه غیررسمی العهد الجدید (در شهر رباط) كه از ١٠ شهریور ١٣٣٩/ اول سپتامبر ١٩٦٠ ضمیمهای به نام الفجر داشت، العَلَم (در رباط) و التحریر (در دارالبیضاء) كه، هر دو، ترجمان حزب استقلال بودند. كل شمارگان این سه روزنامه كمتر از ٠٠٠ ، ٢٥ نسخه بود. اتحادیه ملی نیروهای خلقی (الاتحاد الوطنی لِلْقُوی الشعبیة)، كه گاه هفتهنامهای به نام < دموكراسی > به زبان فرانسه منتشر میكرده، به دوهفتهنامهای بهنام الرأی العام وابسته است. اتحادیه كارگری مغرب (الاتحاد المغربی للشغل) و اتحادیه بازرگانی، صنعت و صنایعدستی مغرب، بهترتیب، دارای هفتهنامههایی بهنامهای طلیعه و الاتحاد در دارالبیضاء هستند. در ١٣٣٨ ش/ ١٩٥٩، چهار هفتهنامه سیاسی دیگر نیز انتشار یافت: الایام (وابسته به حزب استقلال در دارالبیضاء)، المغرب العربی (وابسته به جنبش مردمی مغرب در رباط)، النضال (وابسته به لیبرالهای مستقل در رباط) و حیاةالشعب (وابسته به كمونیستها). همچنین باید از ماهنامه نقد و بررسی ادبی به نام رسالهالادیب نیز یاد كرد.
[ دو) از ١٣٣٨ ش تا ١٣٨١ ش/ ١٩٥٩ـ٢٠٠٢. در حال حاضر (١٣٨١ ش/٢٠٠٢)، جراید در این كشور بر اساس قانون مطبوعات ٢٤ آبان ١٣٣٧/ ١٥ نوامبر ١٩٥٨ اداره میشوند. در سالهای اخیر، جراید، چه از لحاظ تجهیزات و چه از لحاظ محتوا، رشد بسیاری كردهاند. از طرف دیگر، روزنامههای معتبر جهانی، مانند لوموند، الحیاة، و الشرق الاوسط، در مغرب توزیع میشده است. همچنین اتحادیه ملی مطبوعات مغرب در ١٣٤٢ ش/ ١٩٦٣ تأسیس شده است كه حمایت از منافع جراید و روزنامهنگاران را برعهده دارد. در مجموع، ٦٤٤ عنوان نشریه در مغرب چاپ و منتشر میشود كه ٤٣٠ عنوان آن عربی، ١٩٩ عنوان فرانسه، هشت عنوان بربری (تمزغت) ، شش عنوان انگلیسی و یك عنوان اسپانیایی است. شمارگان نوزده روزنامه ملی، بین ٥٠٠ ، ٨ تا ٠٠٠ ، ١٧٠ نسخه و میانگین شمارگان آنها برابر ٠٠٠ ، ٣٥ است (مختاری امین، ص ٥٦).
برخی از مهمترین روزنامههای مغرب عبارتاند از: < بامداد >، به زبان فرانسه؛
الصحراءالمغربیة، به عربی؛
< نظر > ، به فرانسه؛
و العَلَم، به عربی، كه ترجمان حزب استقلال است؛
< آزادی > ، به فرانسه؛
الاتحاد الاشتراكی به عربی، كه ترجمان حزب اتحاد سوسیالیست نیروهای مردمی است؛
الاحداث المغربیة، به عربی، سوسیالیست چپگرا؛
الانباء، به عربی، دولتی راستگرا؛
و بیان الیوم، به عربی، كه ترجمان حزب سوسیالیسم پیشروست (همان، ص ٥٩) ] .
تونس. یك) از ١٢٧٨ تا ١٣٨٠ (١٣٣٩ ش)/ ١٨٦١ـ ١٩٦٠. دو جنگ جهانی، بر گسترش مطبوعات تأثیر گذاشت و این امكان را فراهم كرد كه بتوان در تونس ــ كه در آن مطبوعات عربی به بیشترین پیشرفت خود دست یافتند سه دوره را از یكدیگر تفكیك كرد؛
اما، در كل، پایان تحتالحمایگی فرانسه و آغاز استقلال كشور (١٣٣٤ ش/ ١٩٥٥) دو دوره كاملاً متمایز را مشخص میسازد.
[ در ١٢٧٧/ ١٨٦٠، تونس صاحب یك روزنامه رسمی به نام الرائد التونسی شد، كه اولین نشریه عربی تونس بود و صادق پاشا، حاكم تونس، آن را تأسیس كرد. در ١٢٩٨/١٨٨١ نیز نشریه نتائجالاخبار و نشریهالحاضرة منتشر گردید (مروّه، ص ٢٢٢) ( و از ١٣٠٨/١٨٩٠ خبرنامه روزانهای به نام الزُهرة چاپ شد، كه انتشار آن بیش از شصت سال دوام آورد. روزنامه دیگری به نام الرُشدیه نیز از ١٣٢٢ تا ١٣٢٨/ ١٩٠٤ـ١٩١٠ منتشر شد. ) در ١٣١٣/ ١٨٩٥ عبدالعزیز ثعالبی نشریه اصلاحطلب سبیلالرشاد را منتشر كرد، اما فرانسویان او را دستگیر و تبعید كردند (همانجا) ]. روزنامه دیگری به نام النهضة در ١٣٠٢ ش/١٩٢٣ تأسیس شد. به این نشریات، مجموعهای نشریات ادواری با مضمون سیاسی، مذهبی، تجاری و غیره، با عمر كوتاه، اضافه شدند. از جمله هفتهنامهها، هفتهنامه غیررسمی الحاضرة بود كه از ١٣٠٦ تا ١٣٢٨/ ١٨٨٨ـ١٩١٠ منتشر شد. نشریات لیبرالی الزمان (١٣٠٩ ش/١٩٣٠)، الصواب پاناسلامیست (١٣٢٢ـ ١٣٢٩ و ١٣٣٨/١٩٠٤ـ١٩١١ و ١٩٢٠) و لسانالشعب (١٢٩٩ـ ١٣١٦ ش/ ١٩٢٠ـ١٩٣٧) با گرایشهای حزب دستور قدیم نیز منتشر میشدند. در دوران بین دو جنگ چند هفتهنامه در سایر شهرهای تونس ظاهر شدند. این نشریات ــ كه مضمون سیاسی مشخصتری داشتند بین حزب دستور قدیم ( العصر الجدید، صَفاقُس ١٢٩٨ـ١٣٠٤ ش/ ١٩١٩ـ١٩٢٥، ١٣١٥ ش/ ١٩٣٦؛
الدفاع ، قیروان ١٣١٦ ش/ ١٩٣٧)، و بهویژه گرایشهای حزب دستور جدید (در صفاقس، صَدی'الاُمّة، ١٣١٥ـ ١٣١٦ش/ ١٩٣٦ـ١٩٣٧، الانیس، ١٣١٦ش/ ١٩٣٧، الانشراح ، ١٣١٦ش/ ١٩٣٧، الكشكول ، ١٣١٦ ش/ ١٩٣٧؛
در سوسه، فتی'الساحل ، ١٣١٦ـ ١٣١٥ ش/ ٧ـ١٩٣٦) تقسیم میشدند.
در ١٣١٦ ش/ ١٩٣٧، زاوادووسكی ١٦١ عنوان نشریه گردآوری كرد و نمودار بسیار شگرفی را به تصویر كشید: از ١٢٧٨ تا ١٣٢١/ ١٨٦١ـ١٩٠٣، تعداد نشریات عربی بین یك تا شش بوده است. این رقم در ١٣٢٥/ ١٩٠٧، و پس از كاهش تدابیر امنیتی در ١٣ شوال ١٣٢١/ ٢ ژانویه ١٩٠٤، به ٢٣ رسید و در جنگ اول جهانی به چهار كاهش یافت و در ١٣٠٠ ش/ ١٩٢١ بالغ بر ٣٢ عنوان شد. این تعداد مجدداً در ١٣٠٦ـ١٣٠٧ ش/ ١٩٢٨ـ ١٩٢٩، و در پی تدابیری كه برای جلوگیری از بروز جرائم جنایی و سیاسی اتخاذ شد، به یازده نشریه كاهش یافت و سرانجام در ١٣١٥ ش/ ١٩٣٧ به ٥١ عنوان رسید. همین مؤلف نشان میدهد كه سیزده نشریه ادواری را تونسیها به زبان فرانسه منتشر میكردند. ٧٣ عنوان نشریه یهودی ـ عربی نیز به زبان عربی، اما با الفبای عبری، منتشر میشد كه قدیمترین آنها المبشّر بود كه در ١٣٠١ـ١٣٠٢ ش/ ١٨٨٤ـ١٨٨٥ انتشار یافت. این مطبوعات یهودی، كه تا جنگ جهانی اول رشد و توسعه یافتند، پس از جنگ و به طور مستمر تا ١٣١٥ ش/ ١٩٣٧، به شدت كاهش یافتند. در این سال تنها سه نشریه بیارزش یهودی در تونس و سوسه منتشر میشد.
مطبوعاتِ عربی پایتخت، نقش مهمی در سالهای نزدیك به استقلال كشور ایفا كردند. این مطبوعات ــ كه روزنامهنگاران حرفهای آنها را اداره میكردند و سردبیری آنها نیز تا حدی بر عهده آنها بود منادی ملیگرایی شدند. این نشریات میكوشیدند تا فكر استقلال را در میان مردم رواج دهند و بر ضد فرانسویان در شهركها و دهكدهها تبلیغ كنند. هدف آنها تحقق یافت؛
اما، در هنگام تحقق، برخی از مهمترین نشریات به جبهه مخالف پیوستند و كوشیدند تا از دولت جلو بیفتند. انتشار آنها سرانجام، بهاجبار، متوقف شد، بهگونهای كه از میان نشریات مذكور، فقط چند تا به كار خود ادامه دادند: العمل ، كه دوهفتهنامهای بود كه در ١١ خرداد ١٣١٣/ اول ژوئن ١٩٣٤ حبیب بورقیبه * ، كه بعدها رئیسجمهور شد، آن را انتشار داد و در این زمان به روزنامه تبدیل شد، و هفتهنامه كمونیست الطلیعة كه در ١٣١٦ ش/ ١٩٣٧ تأسیس شده بود. یك روزنامه جدید به نام الصباح در ١٣٣٠ ش/ ١٩٥١ منتشر شد، در حالی كه هفتهنامه الارادة، ترجمان حزب دستور قدیم، از ١٣١٣ ش/ ١٩٣٤ جای خود را به الاستقلال داد. معدودی نشریه ادواری ملیگرای دیگر، نظیر العَلَم ، النداء و الجمهوری، نیز كمابیش بهطور منظم منتشر میشوند. سرانجام باید از یك ماهنامه نقد و بررسی فرهنگی به نام الفكر یاد كرد كه از ٨ مهر ١٣٣٤/ اول اكتبر ١٩٥٥ انتشار یافته است. تا ١٣٣٩ ش/١٩٦٠ سه روزنامه فرانسهزبان، كه قدیمترین آنها < پیام تونس > است، و همچنین یك روزنامه به زبان ایتالیایی در تونس منتشر شد. هفتهنامه سیاسی < رویداد > (اكنون < رویداد افریقا > ) نیز، كه در خارج از تونس شهرت دارد، شایان ذكر است.
[ دو) از ١٣٣٩ش تا ١٣٧٣ش/ ١٩٦٠ـ١٩٩٤. امروزه جراید، با افكار و عقاید گوناگون، بازگو كننده آرای احزاب و گروههای سیاسیاند و مردم از این طریق از اوضاع و احوال كشور باخبر میشوند. یكی از ویژگیهای جراید در این كشور، تنوع آنها در حوزههای مختلف (سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، علمی و فرهنگی) است كه عامل مهمی در رشد و ترقی فكری جامعه بوده است (امیرشاهی، ١٣٧٣ش، ص٣٦). در تونس جراید مختلفی بهصورت روزانه، هفتگی و ماهانه، به عربی و فرانسه، چاپ میشوند. برخی از مهمترین روزنامههای این كشور عبارتاند از: الصحافة، كه مطالب متنوعی از مسائل داخلی، منطقهای و بینالمللی را منتشر میكند و از حمایت دولت برخوردار است؛
الصباح ، كه روزنامه خبری سیاسی، فرهنگی و اجتماعی است؛
الحریة، كه وابسته به حزبالتجمع الدستوری است؛
الشروق، كه همه روزه، به جز ایام تعطیل، در مركز دارالانوار چاپ میشود؛
روزنامه فرانسوی < تجدید حیات >، كه ترجمان حزب حاكم است؛
روزنامه < مطبوعات > كه ترجمه فرانسوی روزنامه الصحافة است؛
و روزنامه لومَتَن كه ترجمه فرانسوی روزنامه الصباح است (همان، ص ٣٣ـ٣٤).
هفتهنامههای این كشور نیز عبارتاند از: الایام، كه به مسائل سیاسی، اجتماعی و مسائل دیگری از قبیل موسیقی و ورزش، میپردازد؛
الانوار؛
الاخبار؛
الاعلان؛
الحدث؛
صباحالخیر، كه در آن علاوه بر اخبار هفته، مسائل علمی، پزشكی و حوادث نیز درج میگردد؛
الهدی، كه بیشتر به مسائل اجتماعی و اخبار و حوادث منطقه و تونس میپردازد؛
و < هفتهنامه تونس > به زبان فرانسه، كه به مسائل سیاسی ـ اجتماعی میپردازد (همانجا) ].
منابع:
(٢٤) مرتضی اسعدی، جهان اسلام، تهران ١٣٦٦ـ١٣٦٩ ش؛
(٢٥) الاءعلام و مهامّه أثناءالثورة: دراسات و بحوث الملتقی الوطنی الاول حول الإعلام و الإعلام المضاد، [الجزائر(: المركز الوطنی للدراسات و البحث فیالحركة الوطنیة و ثوره أول نوفمبر ١٩٥٤، ) بیتا. ]؛
(٢٦) ذوالفقار امیرشاهی، تونس ، تهران: وزارت امورخارجه، دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی، ١٣٧٣ ش؛
(٢٧) فیلیب دی طرّازی، تاریخ الصحافة العربیة، بیروت ١٩١٣ـ ١٩٣٣؛
(٢٨) علی مجیدی سوركی، الجزایر، تهران: وزارت امورخارجه، دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی، ١٣٧٥ ش؛
(٢٩) مرتضی مختاری امین، مراكش، تهران: وزارت امورخارجه، دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی، ١٣٧٨ ش؛
(٣٠) احمد توفیق مدنی، كتاب الجزائر، ص ٣٦٧ـ٣٧٢؛
(٣١) ادیب مروّه، الصحافة العربیة: نشأتها و تطورها ، بیروت ١٩٦١؛
(٣٢) A. Canal, La litterature et la presse tunisienne de l'occupation , a ١٩٠٠, Paris ١٩٢٤, ١٣٣-٢٠٤;
(٣٣) E. Demenghem, in Sciences et Voyages , XXV/٤, ١٩٣٤ ;
(٣٤) H. Fiori, "Le Moniteur algerien - note bibliographique", RAfr ., LXXXII (١٩٣٨);
(٣٥) A. van Leeuwen, "Index des publications periodiques parus en Tunisie (١٨٧٤-١٩٥٤)", IBLA , XVIII (١٩٥٥), ١٥٣-١٦٧;
(٣٦) L. Massignon, Annuaire du Monde musulman٣ , Paris ١٩٢٩, ٤٩-٧٧, passim;
(٣٧) L. Mercier, "La presse musulmane au Maroc", RMM , vol.٤, no.٣, (Mar. ١٩٠٨), ٦١٩-٦٣٠;
(٣٨) J.-L. Miege, "Journaux et journalistes a Tanger au XIX e siecle", Hesperis, ٤١(١٩٥٤), ١٩١-٢٢٨;
(٣٩) H. Peres, "Le mouvement reformiste en Algerie et l'influence de l'Orient, d'apres la presse arabe d'Algerie", in Entretiens sur levolution des pays de civilisation arabe , Paris ١٩٣٦, ٤٩-٥٩;
(٤٠) RMM , I-LXII , passim;
(٤١) G. Sers-Gal, in Documents algeriens , Dec. ١٩٤٨;
(٤٢) Vassel, La litterature populaire des Israelites tunisiens , ١٩٠٥-١٩٠٧;
G. Zawadowski, "Index de la presse indigene de Tunisie", REI , II (١٩٣٧), ٣٥٧-٣٨٦.
/ د. اسلام ، با اضافاتی از صبری انوشه /
لیبی. یك) از ١٢٨٨ تا ١٣٨٩ (١٣٤٨ ش)/ ١٨٧١ـ١٩٦٩. در ١٢٨٨/ ١٨٧١، انتشار نخستین روزنامه عربی ـ تركی، به نام طرابلس الغرب، در طرابلس آغاز شد [ (قس موسوعةالسیاسة، ج ٣، ص ٦١٢، كه سال ١٢٨٣/١٨٦٦ را آغاز انتشار این روزنامه میداند) (. این نشریه كه رسمی بود، هنوز هم به زبان عربی منتشر میشود و نشریه اطلاعرسانی حكومت فدرال است. هفتهنامه الترقی ، كه علمی و سیاسی است، نیز از ١٣١٥/ ١٨٩٧ در لیبی منتشر میشود. ) نشریه ایطالیاالجدیدة، نخستین نشریه لیبی در دوران استعمار ایتالیا به شمار میآمد (همانجا؛
طرّازی، ج ٢، جزء ٤، قسم ٢، ص ٢٤٦) ]. در دوران سلطه ایتالیا بر لیبی، روزنامههای دیگری نیز منتشر میشدند، اما اهمیت چندانی نداشتند. از هنگام استقلال لیبی، روزنامههای گوناگونی در آنجا منتشر شده است كه بهویژه میتوان از نشریات ادواری الرائد و الطلیعه (ترجمان اتحادیه كارگران فدرال) نام برد.
[ دو) از ١٣٤٨ ش تا ١٣٧٧ ش/ ١٩٦٩ـ ١٩٩٨. اولین روزنامهای كه پس از انقلاب لیبی چاپ و منتشر شد، الثورة بود كه انتشارش در ٣٠ دی ١٣٤٧/ ٢٠ ژانویه ١٩٦٩ آغاز، و در ٢٠ دی ١٣٤٩/ ١٠ ژانویه ١٩٧١ متوقف گردید. در واقع، این روزنامه به جای دو روزنامه دیگر، الامه و العلم ــ كه اداره مطبوعات در دوره حاكمیت ملك ادریس سنوسی آنها را چاپ میكرد انتشار یافته بود. در آبان ١٣٤٨/ نوامبر ١٩٦٩، معمّر قذافی خواستار اصلاحات محتوایی برخی از جراید شد و در ٢٣ شهریور ١٣٥١/ ١٤ سپتامبر ١٩٧٢ مؤسسه عمومی مطبوعات تأسیس گردید و آزادی بیان تنها در چارچوب مصلحت مردم و مبانی ایدئولوژی انقلاب به رسمیت شناخته شد (امیرشاهی، ص ٣٤). در ١٣٧٧ ش/ ١٩٩٨، برخی از مهمترین روزنامههای لیبی عبارت بودند از: الشمس ، وابسته به مؤسسه مطبوعاتی لیبی؛
الفجرالجدید، وابسته به بنگاه خبررسانی جماهیری؛
الجماهیریة، وابسته به كمیته عربی انقلابی؛
و الزحف الاخضر، متعلق به كمیتههای انقلابی. هفتهنامههای مهم لیبی نیز عبارتاند از: الاعلان، وابسته به مؤسسه نشر و توزیع جماهیریة؛
الدعوة الاسلامیة، ترجمان جمعیت جهانی دعوت اسلامی؛
و المنتِجون، ترجمان اتحادیه عمومی كارگران. برخی از مجلات ماهانه این كشور عبارتاند از: جماهیریة الریاضة، الثقافة العربیة، البیت، الامل، وابسته به كمیته عمومی مردمی و اطلاعات و فرهنگ. فصلنامههای معروف آن نیز عبارتاند از: البحوث اعلامیة، وابسته به مركز تحقیقات اطلاعاتی و فرهنگی؛
تراث الشعب، و المَسْرح و الخیالة، متعلق به كمیته عمومی مردمی و اطلاعات و فرهنگ؛
مستقبل العالم الاسلامی، وابسته به مركز تحقیقات جهان اسلام (مؤسسه بحوث العالم الاسلامی) در لیبی (همان، ص ٣٤ـ٣٦) ] .
منابع:
(٤٣) ذوالفقار امیرشاهی، لیبی، تهران: وزارت امورخارجه، دفتر مطالعات سیاسی و بینالمللی، ١٣٧٧ ش؛
(٤٤) فیلیب دی طرّازی، تاریخ الصحافة العربیة، بیروت ١٩١٣ـ١٩٣٣؛
(٤٥) موسوعةالسیاسة، چاپ عبدالوهاب كیالی، بیروت: المؤسسة العربیة للدراسات و النشر، ١٩٧٩ـ١٩٩٤، ذیل «الصحافة العربیة».
/ د. اسلام ، با اضافاتی از صبری انوشه /
ج) جراید مهاجر. مهاجرت از جهان عرب به دلایل و انگیزههای گوناگون صورت گرفته، كه از مهمترین آنها سیاحت و شناخت جهان نو (رجوع کنید به صیدح، ص ٢)، استبداد، منازعات عشیرهای و طایفهای، و فقر و بحران اقتصادی (رجوع کنید بهتادرس، ص ١٧٨) بوده است. از سوی دیگر، در پی تحولات سیاسی و فكری در جهان عرب در قرن سیزدهم/ نوزدهم، تعدادی از آزادیخواهان تحت فشار استبداد دولت عثمانی، به منظور فعالیت برای كسب استقلال كشورشان، به اروپا و امریكا مهاجرت كردند و در آنجا برای نشر عقاید و آرای خود اقدام به تأسیس مطبوعات كردند. در این میان، نقش لبنانیها و سوریها در شكوفایی جراید و ادبیات مهاجر (ادب المَهْجَر) چشمگیر بوده است (مروّه، ص ٢٢٩). بعد از اضمحلال دولت عثمانی (١٣٠١ ش/١٩٢٢) و مستقل شدن دولتهای عربی، زمینههای وسیعی برای بازگشت روزنامهنگاران به كشورهایشان فراهم شد. بهتدریج، با از بین رفتن نسل اول مهاجران، نسلهای بعد در فرهنگ كشورهایی كه به آنها هجرت كرده بودند، مستحیل شدند، به گونهای كه دیگر قادر به خواندن خط عربی نبودند و در نتیجه بهتدریج از خوانندگان جراید مهاجر كاسته شد و بازار مطبوعات خارج از كشور از رونق افتاد. در برخی از كشورها، مانند برزیل و آرژانتین، قوانینی وضع شد كه طبق آن، فقط روزنامههای اسپانیایی، پرتغالی و انگلیسیزبان اجازه انتشار داشتند و این امر بازگشت روزنامهنگاران را به وطن تشدید نمود و سبب افول جراید مهاجر گردید (رجوع کنید به همان، ص ٤٠٨ـ٤٠٩).
به گفته تاریخنگارانِ مطبوعات عربزبان (رجوع کنید به طَرّازی، ج ٢، جزء ٤، ص ٣٥٨ـ٣٦٣؛
مروّه، ص٢٣٠ـ٢٣٢)، جراید عربزبان كه در دوره عثمانی در استانبول چاپ و منتشر میشدند، جراید مهاجر بهشمار میآیند. دولت عثمانی از لحاظ سیاسی و مذهبی تا اوایل قرن چهاردهم در جهان عرب نفوذ داشت و مردم شامات و عراق و حجاز در دستگاه خلافت نمایندگانی داشتند. وجود چاپخانهها در استانبول، پایتخت عثمانی، از عوامل مهم جذب روشنفكران عرب بود. رِزْقاللّه حَسّون (متوفی ١٢٩٧)، ادیب و روزنامهنگار ارمنی اهل سوریه، در ١٢٧١ اولین روزنامه عربی را به نام مرآةالاحوال در استانبول چاپ كرد (همان، ص ١٦١، ٢٣٠؛
طرّازی، ج ٢، جزء ٤، ص ٣٥٨). پس از او، اسكندر شَلْهوب روزنامه السلطنة را در ١٢٧٤ در استانبول منتشر و سپس آن را به قاهره منتقل كرد. احمد فارِس شدیاق *، ادیب و روزنامهنگار لبنانی، روزنامه الجوائب را در ١٢٧٧ تأسیس نمود كه حدود ٢٣ سال منتشر میشد (مروّه، همانجا؛
طرّازی، ج ١، جزء ١، ص ٩٧). اولین شماره روزنامه السلام ، كه جبرائیل دلّال (متوفی ١٣١٦) مؤسس آن بود، در ٢ رجب ١٢٩٦ منتشر شد. صالح صائغی این روزنامه را در ١٣٠٢ منتشر كرد. در ١٣٠٠، مجله مدرسةالفنون را حمید وَهْبی، و روزنامه الاعتدال را به زبان عربی و تركی احمد قدری منتشر نمود. اغلب روزنامههای عربی كه تا اوایل قرن چهاردهم در استانبول منتشر میشدند، صفحاتی به تركی نیز داشتند. روزنامه الانسان را حسن حسنی طُویرانی * در ١٣٠٣، و روزنامه الحقائق را ابراهیم ادهم در ١٣٠٥ تأسیس كردند (مروّه، همانجا؛
طرّازی، ج ١، جزء ٢، ص ٣١١). روزنامه البیان كه ادیب لبنانی، محمد مخزومی، آن را در ١٣١٠ تأسیس نمود، بر اثر اختناق و تشدید ممیزی، در دوران حاكمیت سلطان عبدالحمید دوم (حك : ١٢٩٣ـ ١٣٢٧) تعطیل شد. محمدطاهر بیگ در ١٣١٢ روزنامه معلومات را منتشر كرد. این روزنامه قدیمترین نشریه عربی مصور در استانبول بود كه در آن به سه زبان عربی، فارسی و تركی مقالاتی منتشر میشد (مروّه، ص٢٣٠ـ٢٣١؛
طرّازی، ج ٢، جزء ٤، ص٣٦٠). لویس صابونجی (متوفی ١٣١٠ ش)، ادیب و روشنفكر اهل دیار بكر، كه نشان شیر و خورشید را از دست ناصرالدین شاه دریافت كرده بود، در ١٣١٧ روزنامه سیاحتی (گردشگری من) را به عربی تأسیس كرد و محمد زكی روزنامه الكوكبالعثمانی را در ١٣١٨ منتشر نمود (مروّه، ص ٢٣١؛
طرّازی، ج ١، جزء ٢، ص ٧٨).
در اوایل سده چهاردهم، روزنامهنگاران و نویسندگان عرب، همزمان با رشد ملیگرایی عرب، مقالات سیاسی صریحی مینوشتند و خواستهای ملی خود را بیان میكردند. شیخعبدالحمید زهراوی * (اعدام در سوریه، ١٣٣٤) در ١٣٢١ روزنامه المنیر را در استانبول منتشر كرد. این روزنامه مخفیانه چاپ میشد و تركان جوان را برضد استبداد عثمانی تحریك میكرد. وی روزنامههای دیگری نیز در استانبول تأسیس كرد.
انقلاب مشروطیت در دولت عثمانی در ١٣٢٦، زمینه را برای رشد جراید و آگاهیهای سیاسی و اجتماعی فراهم آورد. در همین سال، نُه روزنامه عربی در استانبول تأسیس شد: القِسْطاس، طاووس، الاُوفُوروك، شمسالعدالة، الدستور، كلمةالحق،العدل، بُروتْسْتو، و المساواة. روزنامه المساواة را ادیب و روزنامهنگار لبنانی، محمد مخزومی، تأسیس كرد. او با سید جمالالدین اسدآبادی (متوفی ١٣١٥) مناسبات خوبی داشت و خاطرات سید جمالالدین را گردآوری و چاپ نمود. مخزومی در ١٣٠٥ نیز در مصر با همكاری دایی خود، عبدالرحمان حوت، مجله الریاض المصریة و در حدود ١٣١١ روزنامه البیان را در استانبول منتشر كرده بود (مروّه، همانجا؛
طرّازی، ج ٢، جزء ٤، ص٣٦٠، پانویس٣). در ١٣٢٧، شفیق المؤید، ادیب و آزادیخواه سوری، روزنامه الاخاءالعثمانی را تأسیس نمود. وی به سبب داشتن فعالیتهای سیاسی و ملی دستگیر و در ١٣٣٤ در دمشق اعدام شد (مروّه، همانجا).
از ١٣٢٧ تا ١٣٣٠، این جراید عربی در استانبول منتشر میشدند: روزنامه شمسالحقائق در ١٣٢٧/١٩٠٩؛
روزنامه العرب در ١٣٢٧/١٩٠٩، كه برضد اعراب و دین اسلام مقالات توهینآمیزی مینوشت و صاحب امتیاز آن محمد عبیداللّه بود؛
روزنامه دارالخلافة در ١٣٢٨/١٩١٠ كه تا آستانه جنگ جهانی اول (١٩١٤ـ ١٩١٨) منتشر میشد و صاحب امتیاز آن،عبدالوهاب عبدالصمد، در ١٣٣٤/ ١٩١٦ دستگیر شد؛
روزنامههای الانتقاد از عبدالرزاق بغدادی، و الحضارة از عبدالحمید زهراوی در ١٣٢٨/١٩١٠؛
روزنامههای الفردوس از محمد مَقْحفی، و المدینة از عبدالحمید زهراوی، هر دو در ١٣٢٩/ ١٩١١؛
روزنامههای شركةالاخبارالصحافیة از ابراهیم سلیم نجار، الادارة از عبدالحمید زهراوی ، الحقیعْلُو از ج. وَهْبَه، و الهلالالعثمانی از عبدالعزیز جاویش،همگی در ١٣٣٠/ ١٩١٢؛
و مجلات سفینةالاسلام از محمدصفا، و مناظر الحرب از عبداللّه اسعد، هر دو در ١٣٣٠/ ١٩١٢. روزنامه الهلال العثمانی، كه مؤسس آن شیخ عبدالعزیز جاویش بود، آخرین نشریه عربی مدافع دولت عثمانی بود (همان، ص ٢٣٢؛
طرّازی، ج ٢، جزء ٤، ص ٣٦٢).
در آستانه جنگ جهانی اول، این مجلات در استانبول منتشر میشدند: لسانالعرب در ١٣٣١/١٩١٣ به صاحب امتیازی احمد عزت اعظمی، كه نقش مهمی در ترویج افكار ملی و قومی عرب داشت (بطی، ص ٥٦)؛
المدارس ، كه محمد نوراللّه آن را در ١٣٣١/١٩١٣ تأسیس كرد؛
المُنتدی' الادبی از عزت اعظمی و مجله جهان اسلام (ترجمان جمعیت خیریه اسلامیه)، كه هر دو در ١٣٣٢/١٩١٤ تأسیس شدند؛
و العالم الاسلامی، كه شیخعبدالعزیز جاویش در ١٣٣٤/١٩١٦ آن را تأسیس كرد (مروّه، همانجا؛
طرّازی، ج ٢، جزء ٤، ص ٣٩٤).
آلمان. دولت آلمان، برای تبیین و تبلیغ سیاستهای منطقهای و جهانی خود، در دوران جنگ جهانی اول نشریهای به زبان عربی به نام الجهاد تأسیس كرد كه اولین شماره آن در ١٨ ربیعالا´خر ١٣٣٣/ ٥ مارس ١٩١٥ در شهر برلین منتشر شد. همچنین نشریهای به نام مرآةالدنیا در همین سال به دوازده زبان، از جمله عربی، در شهر هامبورگ منتشر میشد (طرّازی، ج ٢، جزء ٤، ص ٣٦٨، پانویس ١؛
مروّه، ص ٤٢٥). شكیب ارسلان * (متوفی ١٣٢٤ ش / ١٩٤٦)، از پیشگامان نهضت آزادیخواهی عرب، در ١٣٠٠ ش/١٩٢١ در شهر برلین روزنامه لواءالاسلام را تأسیس نمود. در همین سال، عبدالرحمان سیف نشریه حریة الشرق را در برلین منتشر كرد. محمد صبحی ابوغنیمه مجله سیاسی الحمامة را در ١٣٠٢ ش/١٩٢٣ در شهر برلین تأسیس نمود. در همین سال، مجلهای اقتصادی ـ بازرگانی به نام مجله صنائع آلمان و الشرق در شهر برلین تأسیس شد (طرّازی، ج ٢، جزء ٤، ص ٣٦٨،٤٠٠). مورخان عرب در باره مطبوعات عربی منتشر شده در آلمان در دوران جنگ جهانی دوم (١٩٣٩ـ ١٩٤٥)، سخنی به میان نیاوردهاند. در ١٣٢٥ ش/١٩٤٧، پس از پایان جنگ، حمدی خیاط مجله اقتصادی اقتصادیاتالشرق را در شهر كُلن تأسیس كرد. خیاط در ١٣٣٥ ش/١٩٥٧ نشریه سیاسی بریدالشرق را منتشر كرد. در ١٣٣٦ ش/١٩٥٨، اداره مطبوعات و تبلیغات دولت آلمان نیز هفتهنامهای خبری به نام الرسالة را به عربی منتشر نمود (مروّه، ص ٤٢٥ـ٤٢٦).
ایتالیا. الخلافة اولین نشریه عربی بود كه ابراهیم مُوَیلِحی * (متوفی ١٣٢٤/١٩٠٦)، از ادبا و پیشگامان روزنامهنگاری در مصر، آن را در ١٢٩٦/١٨٧٩ در شهر ناپل ایتالیا منتشر كرد (همان، ص ٢٣٢؛
طرّازی، ج ٢، جزء ٤، ص٣٧٠). مویلحی همسو با سیاستهای اسماعیل، خدیو مصر (حك :١٢٨٠ـ١٢٩٦/ ١٨٦٣ـ ١٨٧٩)، فعالیت میكرد. سلطان عبدالحمید دوم، تحت تأثیر فشارهای اروپا، خدیو اسماعیل را در ١٢٩٦/١٨٧٩ بركنار نمود و از همان زمان، مویلحی مقالاتی برضد دولت عثمانی و سلطان عبدالحمید نوشت. وی خلافت تركان را غیرمشروع میدانست و معتقد بود خلافت مسلمانان شرعاً از آنِ عرب است. سلطان عبدالحمید برای تعطیل كردن این نشریه تلاش بسیار نمود، از جمله به سفیر خود در پاریس دستور داد تا از نشر آن جلوگیری نماید. سفیر عثمانی، با مشورت لویس صابونجی، توانست با تطمیع مویلحی این نشریه را پس از انتشار دو شماره تعطیل كند (طرّازی، ج ١، جزء ٢، ص ٢٦٤؛
مروّه، همانجا). در ١٢٩٧/١٨٨٠، ادیب و روزنامهنگار لبنانی، یوسف باخوس (متوفی ١٢٩٩/ ١٨٨٢)، كه در خدمت وزارت خارجه ایتالیا بود، نشریه المستقل را در شهر كالیاری (مركز جزیره ساردنی) منتشر كرد. این نشریه از سیاستهای استعماری ایتالیا حمایت و از سیاست فرانسه در تونس انتقاد میكرد. این نشریه با سفر باخوس به پاریس، در ١٢٩٨/١٨٨١ تعطیل شد (مروّه، ص ٢٣٣؛
طرّازی، ج ١، جزء ٢، ص ٢٦٥). مویلحی، با هدف دفاع از منافع خدیو اسماعیل، بار دیگر در ١٣٠٠/١٨٨٣ در شهر لیوورنو ایتالیا نشریهای به نام الانباء منتشر نمود و به انتقاد از دولت عثمانی و سلطان عبدالحمید دوم ادامه داد (طرّازی، ج ٢، جزء ٤، ص٣٧٠). در ١٣٢٦/ ١٩٠٨، عبدالحمید زكی، ادیب و روزنامهنگار مصری، نشریهای به نام السیاسةالمصورة منتشر كرد كه پس از اندكی تعطیل شد (مروّه، همانجا).
فرانسه. در قرن سیزدهم/ نوزدهم، برخی جوانان عرب برای تحصیل به دانشگاهها و مراكز علمی فرانسه رفتند. در این میان، برخی شخصیتهای سیاسی و فرهنگی نیز با انگیزههای متفاوت به آن دیار مهاجرت نمودند و در پی آن جراید عربی در فرانسه، همزمان با نشریات مصر و شامات، تأسیس شدند. برجیس باریس اولین روزنامه عربی بود كه رشید دَحْداح (متوفی ١٣٠٦/ ١٨٨٩) در ١٢٧٤/١٨٥٨ در شهر پاریس تأسیس كرد. در همین سال، منصور كارلتّی ، خاورشناس فرانسوی كه اسلام آورد، نشریه عطارد را در شهر مارسی منتشر نمود (همانجا). پس از مدتی، دحداح در ١٢٨٣/١٨٦٧ نشریه دیگری را به نام المشتری انتشار داد. جبرائیل دلاّل، خبرنگار روزنامههای الجوائب، الجنان، الاهرام و مرآةالاحوال ، نیز در ١٢٩٤/١٨٧٧ نشریه الصَّدی' را در پاریس تأسیس كرد (طرّازی، ج ٢، جزء ٤، ص ٣٧٢).
یعقوب صَنُّوع * (متوفی ١٣٣٠/١٩١٢)، روزنامهنگار یهودی مصری و منتقد سیاستهای خدیوهای مصر و سلاطین عثمانی، بهسبب مقالات سیاسی طنز و هجو آمیزش، پدر مطبوعات فكاهی جهان عرب شناخته شد. صنّوع در پاریس چند روزنامه دایر كرد كه ورود آنها به مصر و كشورهای عربی ممنوع بود. وی در ١٢٩٤/١٨٧٧ روزنامه ابونظّارة را منتشر كرد. برخی دیگر از روزنامههایی كه او تأسیس كرد، عبارتاند از: النظّارات المصریة در ١٢٩٦/١٨٧٩، ابوصفّارة در ١٢٩٧/ ١٨٨٠، الحاوی در ١٢٩٨/١٨٨١، الوطنیالمصری در ١٣٠٠/ ١٨٨٣، الثرثارةالمصریة در ١٣٠٣/١٨٨٦، التودد در ١٣٠٣/ ١٨٨٦، و المنصف در ١٣١٥/١٨٩٨. در اواخر قرن سیزدهم/ نوزدهم، پاریس پناهگاه مخالفان و منتقدان استبداد عثمانی و طرفداران احیای اسلام و هواداران استقلال جهان عرب بود. ادیب اسحاق (متوفی ١٣٠٩/ ١٨٩٢) ــ ادیب و روزنامهنگار لبنانی، مؤسس نشریه التجارة در اسكندریه و یكی از اعضای هیئت تحریریه روزنامههای ثمراتالفنون، التقدم و المصباح (هر سه چاپ بیروت) در ١٢٩٦/١٨٧٩، در پاریس روزنامه مصرالقاهرة را بر ضد استبداد عثمانی تأسیس نمود (مروّه، ص ٢٣٤؛
طرّازی، همانجا). در ١٢٩٧/١٨٨٠، میخائیل عورا (متوفی ١٣٢٤/ ١٩٠٦) روزنامه الحقوق را در پاریس منتشر كرد. ابراهیم مویلحی نیز پس از ترك ایتالیا به فرانسه رفت و روزنامه الاتحاد را در ١٢٩٧/١٨٨٠ و روزنامه الرجاء را در ١٢٩٨/١٨٨١ تأسیس كرد و به انتقاد از دولت عثمانی و استبداد سلطان عبدالحمید ادامه داد. عبداللّه مَرّاش (متوفی ١٣١٧/١٩٠٠)، یكی از ادبای سرشناس سوریه، در ١٣٠٠/ ١٨٨٣ روزنامه كوكبالشرق را تأسیس كرد. وی سردبیر مطبوعات معروفی همچون مرآةالاحوال (چاپ لندن)، مصر القاهره، الحقوق و كوكبالشرق (هر سه چاپ پاریس) بود. سیدجمالالدین اسدآبادی و محمد عبده (متوفی ١٣٢٢/ ١٩٠٥)، در پی فشارهای دولت مصر و عثمانی، به فرانسه مهاجرت كردند و در ١٣٠١/١٨٨٤ در پاریس روزنامه عروةالوثقی * را تأسیس نمودند. عروةالوثقی مهمترین و مؤثرترین روزنامه جهان عرب بود و در جنبش استقلالطلبی و آزادیخواهی جامعه عربی و احیای اسلام نقش بسزایی داشت (مروّه، ص ٢٣٤ـ ٢٣٥؛
طرّازی، ج ١، جزء ٢، ص ٢٩٣، ج ٢، جزء ٤، ص ٣٧٤). یوسف حاج روزنامه المرصد را در ١٣١٠/ ١٨٩٣ منتشر كرد و در پی او، امین ارسلان در ١٣١٢/ ١٨٩٤ روزنامه كشفالنِقاب را تأسیس نمود كه بعدها در ١٣١٣/١٨٩٥ نام آن را به تُركیاالفَتاة تغییر داد. ادیب و روزنامهنگار لبنانی، خلیل غانِم * (متوفی ١٣٢٠/١٩٠٣)، یكی از اعضای مؤسس و هیئت تحریریه تركیاالفتاة بود. او از تهیهكنندگان قانون اساسی دولت عثمانی و مؤسس روزنامه البصیر به زبان عربی و الهلال، و < انترناسیونال فرانسوی > به زبان فرانسه (هر سه چاپ پاریس) بود. او در سویس نیز روزنامه الكرواسان / الكروزان (هلال) را به زبان فرانسه تأسیس كرد (طرّازی، ج ١، جزء ٢، ص ٢٦٨ـ٢٧١، ج ٢، جزء ٤، ص ٣٧٤ـ٣٧٦).
در سده چهاردهم/ بیستم، انتشار مطبوعات عربی در فرانسه تداوم داشت. روزنامهنگار لبنانی، جورج مَسَرّة، با همكاری برادرش الیاس، و نجیب نسیم طَراد، روزنامهنگار دیگر لبنانی، نشریهای به نام پاریس را در ١٣٢٦/١٩٠٨ منتشر كردند. سال بعد، یوسف دوریغلّو روزنامهای به نام نهضةالعرب تأسیس كرد. در آستانه جنگ جهانی اول، جمعیت المحبة الاسلامیة ترجمان خود، المحبةالاسلامیة، را در١٣٣٢/١٩١٤ منتشر نمود. در ١٣٣٤/١٩١٦، در زمان جنگ جهانی اول، دولت فرانسه، برای تبیین و تبلیغ مواضع و سیاستهای منطقهای و جهانی خود، دونشریه المستقبل، و التصاویر را به عربی انتشار داد. در ١٣٣٩/١٩٢١، نویسندهای لبنانی به نام حبوبة حداد، در فرانسه مجله الحیاةالجدیدة را برای بانوان تأسیس كرد كه پس از اندك زمانی به بیروت منتقل شد. هفتهنامه الشرق العربی را یكی از عربهای مقیم فرانسه در ١٣٠١ ش/ ١٩٢٣ تأسیس كرد. در ١٣٠٣ ش/ ١٩٢٥، الیاس طَنوس حُوَیك، نویسنده لبنانی، مجله الشرق الاَدنی را منتشر نمود (مروّه، ص ٤٢٤). از این زمان تا نیمه اول دهه ١٣٢٠ ش/١٩٤٠، به ویژه در دوره جنگ جهانی دوم (١٩٣٩ـ١٩٤٥)، مورخان مطبوعات عرب درباره وضع نشریات عربی چاپ فرانسه گزارشی ندادهاند.
در ١٣٢٥ ش/١٩٤٧، یونس بحری در پاریس هفتهنامه العرب را منتشر كرد. انتشار این روزنامه در ١٣٣٢ ش/١٩٥٤ متوقف و در سال بعد در لبنان از سر گرفته شد. بحری در دوران جنگ جهانی دوم، در دستگاه تبلیغاتی رایش سوم آلمان كار میكرد. در ١٣٣٣ ش/١٩٥٥، نویسندهای لبنانی ماهنامه فرهنگی ـ ادبی السنابل را تأسیس كرد و در پی تبعید وی، در ١٣٣٤ ش/ ١٩٥٦ این نشریه تعطیل شد. رادیو و تلویزیون فرانسه ماهنامهای به نام مجله باریس را در ١٣٣٤ ش/١٩٥٦ منتشر كرد (همانجا).
انگلستان. رزقاللّه حسّون (رجوع کنید به سطور پیشین) ــ كه در استانبول اولین روزنامه عربی ( مرآةالاحوال ) را تأسیس كرده بود در ١٢٨٨/١٨٧٢ در لندن اولین نشریه عربی را بهنام آلسام منتشر نمود و در ١٢٩٣/١٨٧٦ بار دیگر روزنامهای به نام مرآةالاحوال چاپ كرد. او همچنین در ١٢٩٦/ ١٨٧٩ در لندن اولین مجله شعر را به عربی، به نام حلالمسألتین الشرقیة و المصریة، تأسیس نمود. وی در نشریاتش از استبداد دولت عثمانی انتقاد میكرد و احساسات ملی جامعه عربی را برضد آن برمیانگیخت (مروّه، ص ١٥٠ـ١٥١؛
طرّازی، ج ١، جزء ٢، ص ٢٥١).
لویس صابونجی در ١٢٩٨/١٨٨١ روزنامه الخلافة را تأسیس كرد و در آن مقالاتی در نكوهش سیاست سلطان عبدالحمید دوم و استبداد او منتشر نمود كه خشم وی را برانگیخت. سلطان به سفیرش در لندن دستور داد تا با آن مقابله كند. صابونجی این دو نشریه را نیز در لندن تأسیس كرد: روزنامه الاتحاد العربی در ١٢٩٨/١٨٨١، و مجله النحلة در ١٣٠٠/ ١٨٨٣ (طرّازی، ج ١، جزء ٢، ص ٧٨ـ٧٩، ج ٢، جزء ٤، ص ٣٨٠ـ٣٨١؛
مروّه، ص ٢٣٥ـ٢٣٦).
حبیب آنطون سلمونی (متوفی ١٣٢١/١٩٠٤)، اهل لبنان، در ١٣١١/ ١٨٩٣ روزنامه ضیاءالخافقین را منتشر كرد. بسیاری از نویسندگان و روزنامهنگاران، از جمله ابراهیم مویلحی، در این نشریه مقالات ارزشمندی مینوشتند. سلیم سركیس، روزنامهنگار لبنانی، در ١٣١١/١٨٩٤ نشریه رَجْعالصَدی' را تأسیس نمود. سلیم فارس شدیاق، فرزند احمد فارس شدیاق (ادیب لبنانی)، در ١٣١٦/١٨٩٩ روزنامه الخلافة را منتشر كرد (طرّازی، ج ٢، جزء ٤، ص ٣٨١).
دولت انگلیس در ١٣٣٤/١٩١٦ نشریه الحقیقة را به عربی منتشر كرد كه اخبار جنگ و مواضع سیاسی لندن در آن چاپ میشد (مروّه، ص ٢٣٦). شبكه رادیویی انگلیس در ١٣١٨ ش/ ١٩٤٠ دوهفتهنامه عربی المستمعالعربی و ماهنامه اخبارالحرب را تأسیس كرد كه این دو در حقیقت خبرنامه جنگ از دیدگاه لندن بودند. این شبكه در ١٣١٩ ش/١٩٤١ ماهنامه حقائق الاخبار، و در ١٣٢١ ش/١٩٤٣ فصلنامه الادب و الفن را منتشر نمود. در ١٩٤٥، یكی از اتباع یمن، به نام شیخ عبدالسلام حكیمی، در شهر كاردیف نشریهای به نام السلام منتشر كرد كه درحقیقت خبرنامه یمنیهای مقیم انگلیس بود. اداره تبلیغات دولت انگلیس ماهنامهای تبلیغاتی به نام العالم را در ١٣٣٠ ش/ ١٩٥١ منتشر نمود. «انجمن دانشجویان عرب مقیم انگلستان» نیز دوهفتهنامهای به زبان عربی و انگلیسی در لندن ١٣٣٤ ش/ ١٩٥٥ منتشر كرد (همان، ص ٤٢٦ـ٤٢٧).
امریكا. تعدادی از روزنامهنگاران و ادیبان منطقه شامات (سوریه، فلسطین، لبنان و اردن)، كه اغلب مسیحی بودند، به دلایل و انگیزههای مختلف سرزمین خود را رها كردند و به كشورهای امریكای شمالی و جنوبی مهاجرت نمودند. در میان آنها، افرادی مانند جبران خلیل جبران * (متوفی ١٣١٠ ش/ ١٩٣١)، ایلیا ابوماضی *(متوفی ١٣٣٦ ش/ ١٩٥٧) و میخائیل نُعَیمَة * (متوفی ١٣٦٧ ش/ ١٩٨٨) حضور داشتند. با تأسیس مطبوعات عربی در این سرزمینها، بستر مناسبی برای ادبیات جدیدی شكل گرفت كه در جهان عرب به ادبیات و جراید مهاجر شناخته شده است (تادرس، ص ١٦١).
مهاجران عرب، افكار نوگرایانه و اصلاحطلبانهای را با خود به امریكا منتقل كردند؛
از اینرو، جراید مهاجر در امریكا با جراید جهان عرب تفاوتهای مضمونی و فنی داشته است (صیدح، ص ١١). ابراهیم عَربیلی (متوفی ١٣٠١ ش/ ١٩٢٢) و برادرش، نجیب، از پیشگامان عرصه مطبوعات مهاجر در امریكا بودند. به نظر اغلب تاریخنگاران، عربیلیها روزنامه كوكب امیركا را در ١٣٠٥/١٨٨٨ در نیویورك منتشر كردند (مروّه، ص ٢٣٧)، ولی طرّازی بر این باور است كه اولین شماره آن در رمضان ١٣٠٩/ آوریل ١٨٩٢ در نیویورك منتشر شد (ج ٢، جزء ٤، ص ٤٠٦). این روزنامه، كه به دو زبان عربی و انگلیسی انتشار مییافت، در رونق گرفتن تجارت امریكا با شامات نقش مؤثری داشت. سردبیر آن، در یازده سال اول، نجیب دِیاب بود كه بعدها روزنامه مرآةالغرب را در ١٣١٦/١٨٩٩ تأسیس نمود. در ١٣٢١/١٩٠٣، تركان به دلیل اینكه نجیب دیاب مقالاتی بر ضد دولت عثمانی مینوشت، املاك او را در لبنان مصادره نمودند. ایلیا ابوماضی، از ادبای بزرگ مهاجر، مقالاتی در مرآةامیركا و مرآةالغرب مینوشت. پس از درگذشت نجیب عَربیلی در ١٣٢٥/١٩٠٧، برادرش، ابراهیم، كوكب امیركا را اداره كرد تا اینكه پس از مدتی، سعید یوسف شُقِیر آن را خرید و اندكی بعد، این روزنامه تعطیل شد (مروّه، ص ٢٣٧ـ ٢٣٨).
روزنامهنگار لبنانی، نَعّوم مَكْرُزِل، در ١٣١١/١٨٩٤ روزنامه العصر را در شهر فیلادلفیا، و در ١٣١٥/١٨٩٨ روزنامه الهدی' را در نیویورك تأسیس كرد. نعوم مكرزل روزنامههای خود را در دفاع از منافع لبنان و استقلال آن منتشر میكرد. یوسف نعمان مَعلوف روزنامه الایام را در ١٣١٤/١٨٩٧ در نیویورك تأسیس نمود. وی در ١٣٣٦ ش/١٩٥٧ درگذشت. جرجی جَبّور در ١٣١٥/ ١٨٩٨ روزنامه العالم و در همان سال، شِبْل ناصیف دَمّوس روزنامه الاصلاح را منتشر كرد (مروّه، ص ٢٣٨؛
طرّازی، ج ٢، جزء ٤، ص ٤٠٨). روزنامه الصخره را خوری جبرائیل قُرقَماز و روزنامه المحیط را منصور حداد در ١٣١٨/١٩٠١ تأسیس كردند. آنطوان زُرَیق روزنامه جَراب الكردی را در ١٣٢٠/١٩٠٢ تأسیس كرد و در آن مقالاتی برضد استبداد عثمانی نوشت. در خلال جنگ جهانی اول، عثمانیها او و برادرش را كشتند. سلیم سركیس روزنامه الراوی را در ١٣٢٠/١٩٠٢ منتشر كرد و شیخقیصر خوری در ١٣٢١/١٩٠٣ روزنامه الشمس را تأسیس نمود (مروّه، ص ٢٣٩؛
طرّازی، ج ٢، جزء ٤، ص ٤٠٨ـ٤١٠).
روزنامهنگار لبنانی، امین غُرَیب، روزنامه المهاجر را در ١٣٢١/١٩٠٣ تأسیس كرد كه در آن مقالاتی در دفاع از استقلال لبنان مینوشت. روزنامه المنبر را عید میخائیل ذیبَه در ١٣٢٤/١٩٠٦ تأسیس كرد. روزنامه بریدامیركا را سَلّوم مكرزل و روزنامه الكَوْن را نجیب آنطون صَوایا در ١٣٣٥/١٩٠٧ منتشر كرد. فرح آنطوان، كه در ادبیات و مطبوعات لبنان جایگاه ممتازی داشت، روزنامه الجامعة را در ١٣١٦/١٨٩٩ در شهر اسكندریه تأسیس كرد و پس از اینكه به نیویورك رفت، بار دیگر الجامعه را در ١٩٠٧ منتشر كرد (طرّازی، ج ٢، جزء ٤، ص ٤١٠، پانویس ٢). در ١٣٢٨/١٩١٠، روزنامههای المودة، و الهام انتشار یافتند. در ١٣٢٩/١٩١١، دو روزنامهنگار لبنانی، سلیمان بَدُّور و عباس ابوشَقرا، روزنامه البیان را در شهر بروكلین تأسیس كردند و پس از مدتی، آن را به واشنگتن انتقال دادند كه تا ١٣٣٢ش/١٩٥٣ منتشر میشد. روزنامه السائح را عبدالمسیح حداد در ١٣٣٠/١٩١٢ منتشر كرد. در ١٣٣٢/ ١٩١٤، سه روزنامه تأسیس شد: الارتقاء، النسر، و الحرب و السلم. روزنامه بیتالنهرین را ادیبی سریانی به نام نعوم فائق در ١٣٣٤/١٩١٦ تأسیس كرد كه تا ١٣٠٩ ش/١٩٣٠، زمان درگذشت مؤسس آن، منتشر میشد. شِكری بَخّاش، روزنامهنگار لبنانی، كه به همراه ابراهیم راعی در لبنان در ١٣٢٨/١٩١٠ روزنامه زحلةالفتاة را تأسیس كرده بود، در ١٣٣٥/١٩١٧ روزنامه الفتاه را در امریكا منتشر نمود (طرّازی، ج ٢، جزء ٤، ص ٣٨،٤١٠ـ٤١٢؛
مروّه، ص ٢٣٩). روزنامه الشَعْب نیز در ١٣٣٥/١٩١٧ تأسیس شد. در ١٣٣٦/١٩١٨، كمیته خدمترسانی به قربانیان سوریه و لبنان (لجنه اعانه منكوبی سوریا و لبنان)، روزنامه سوریا الشهیدة را منتشر كرد. انجمن ملی آشوری و كلدانی در ١٣٠٠ ش/١٩٢١، ترجمانش، روزنامه حویودو (اتحاد)، را به زبان آشوری انتشار داد (طرّازی، ج ٢، جزء ٤، ص ٤١٢).
در امریكا، علاوه بر روزنامه، مجلات عربی نیز منتشر میشدند كه نقش مؤثری در رشد ادبیات و جراید مهاجر داشتند. از میان آنها، مجله العالمالجدید، كه سَلّوم مَكْرُزِل در ١٣٢٨/ ١٩١٠ تأسیس كرد، شهرت فراوانی دارد. امتیاز این مجله در ١٣٣٠/ ١٩١٢ به عَفیفة كَرَم لبنانی منتقل شد و وی آن را به نشریه تخصصی بانوان تبدیل كرد. این مجله نخستین نشریه عربی ویژه بانوان در قاره امریكا بود (طرّازی، ج ٢، جزء ٤، ص ٤٢٦، پانویس ١).
ادیبان و روزنامهنگاران زن عرب، كه اغلب اهل لبنان بودند، در رشد و تأسیس جراید مهاجر تأثیر بسیاری داشتند، از جمله آنان لبیبة هاشم (متوفی ١٣٣١ ش/١٩٥٢) بود كه روزنامه الشرق و الغرب را در ١٣٠٢ ش/ ١٩٢٣ در پایتخت شیلی تأسیس كرد. وی كه ساكن مصر بود، سال بعد به مصر بازگشت و مجله فتاةالشرق را، كه در ١٣٢٤/١٩٠٦ تأسیس كرده بود، بار دیگردر ١٣٠٣ ش/١٩٢٤ منتشر كرد. سَلْوی' سلامة نشریه الكرامة را در ساون پائولو برزیل، و عفیفة كرم مجلات العالمالجدید (در ١٣٢٨/ ١٩١٠)، العالمالنسائیالجدید (در ١٣٣٠/١٩١٢) و المرأةالجدیدة (در ١٣٣٠/١٩١٢) را تأسیس نمود. ماری عطاءاللّه، ادیب معروف لبنانی، نیز مجله مُنیرفا را تأسیس كرد (تادرس، ص ١٨٩).
تأسیس و انتشار مطبوعات عربی در امریكا و امریكای لاتین تا پایان جنگ جهانی اول ادامه داشت، زیرا مهاجران عرب با زبان انگلیسی آشنایی چندانی نداشتند. بهتدریج، با ظهور نسل دوم مهاجران، انتشار جراید مهاجر عرب زبان سیر قهقرایی یافت (مروّه، ص ٢٣٩، ٤٠٩). مطبوعات عربی در امریكا، پس از جنگ جهانی اول، عبارت بودند از: روزنامه الحریة كه روزنامهنگاری لبنانی به نام نسیب عامر وَهْبَة در شهر دیترویت در ١٣٢٩ ش/ ١٩٢٠ تأسیس كرد، ولی پس از اندك زمانی تعطیل شد؛
مجله ادبی ـ فرهنگی الاخلاق كه در همین سال، یعقوب روفائیل آن را در شهر نیویورك تأسیس كرد و سالها منتشر میشد (همان، ص ٤٠٩)؛
ماهنامه البرهان كه آن را رشید تقیالدین در همان سال منتشر كرد؛
روزنامه الفجر كه فریدغُصْن آن را در ١٣٠٠ ش/١٩٢١ در شهر ماساچوست تأسیس كرد و طولی نكشید كه تعطیل شد؛
هفتهنامه سیاسی الدفاع العربی كه آن را محمد مُحَیسِن و محمدحسن خَرّوب در ١٣٠٠ ش/١٩٢١ در شهر دیترویت منتشر كردند؛
الجامعةالسوریة كه در ١٣٠١ ش/ ١٩٢٢ جمعیت سوریهای مقیم امریكا آن را به عنوان ترجمان خود منتشر كرد؛
نشریه ادبی الرسول، كه آن را ودیع شاكر در ١٣٠٢ ش/١٩٢٣ در بوستن انتشار داد؛
نشریه الاتحاد، كه آن را یوسف الیاس یواخیم در ١٣٠٤ ش/١٩٢٥ در شهر دیترویت چاپ كرد؛
لسانالعدل، كه آن را شِكری كنعان در ١٣٠٥ ش/١٩٢٦ در شهر دیترویت منتشر كرد؛
مجله مسیحی الیتیم كه آن را كشیش اَفتیموس عُفَیش در ١٣٠٥ ش/١٩٢٦ در نیویورك تأسیس كرد، عُفَیش بعدها در ١٣٠٧ ش/١٩٢٨ مجله مسیحی دیگری به نام الحق منتشر كرد؛
هفتهنامه سیاسی الصباح كه آن را یوسف قَهوَجی در ١٣٠٥ ش/ ١٩٢٦ در نیویورك انتشار داد و تا ١٣٣٠ ش/ ١٩٥١ فعالیت داشت و با درگذشت صاحب امتیاز آن تعطیل شد؛
مجله دینی ـ اخلاقی الخالدات كه كشیشهای لبنانی آن را در ١٣٠٦ ش/ ١٩٢٧ منتشر كردند؛
مجله سیاسی ـ اجتماعی العاصمة كه آن را الیاس یوسف و جرجی حِلو در ١٣٠٧ ش/١٩٢٨ به صورت هفتهنامه منتشر كردند، این هفتهنامه اولین نشریه عربی چاپ واشنگتن بود (همان، ص ٤٠٩ـ٤١١)؛
السَّمیر را در ١٣٠٨ ش/١٩٢٩، شاعر مشهور لبنانی، ایلیا ابوماضی، تأسیس كرد كه ابتدا بهصورت مجله بود و سپس به صورت روزنامه منتشر شد، با درگذشت این شاعر، چاپ نشریه در ١٣٣٨ ش/١٩٥٩ متوقف شد؛
روزنامه سیاسی الاصلاح را فوزی بریدی در ١٣١٣ ش/١٩٣٤ در نیویورك راهاندازی كرد كه با درگذشت وی در ١٣٣٣ ش/ ١٩٥٤ تعطیل شد؛
مجله السلوی' را شاكر سلیمان در ١٣٢٣ ش/ ١٩٤٤ به صورت ماهنامه در شهر دیترویت منتشر كرد كه تا اواخر دهه ١٣٣٠ ش/١٩٥٠ چاپ میشد؛
مجله هنری هولیود را، به صورت دوهفتهنامه، نزیه مَسْعَد در ١٣٢٦ ش/١٩٤٧ تأسیس كرد؛
در همین سال، سعید داود فیاض نشریه ملیگرای نهضةالعرب را تأسیس كرد كه تا ١٣٤٨ ش/ ١٩٦٩ منتشر میشد؛
هفتهنامه صوتالعربرا عبداللّه بَرّی، روزنامهنگار لبنانی، در ١٣٢٨ ش/١٩٤٩ تأسیس كرد؛
روزنامه العالم العربی در ١٣٣٤ ش/١٩٥٥ تأسیس و در ١٣٥١ ش/١٩٧٢ تعطیل شد؛
مجله القافلة به زبان عربی و انگلیسی و هفتهنامه الرابطة، هر دو در ١٣٣٦ ش/١٩٥٧، منتشر شدند؛
در ١٣٤٠ ش/١٩٦١، هفتهنامه العالمالجدید و در ١٣٤٨ ش/١٩٦٩، نشریه العمل تأسیس شد (الموسوعة السیاسیة، ج ٣، ص ٦٢٢ـ٦٢٣؛
طرّازی، ج ٢، جزء ٤، ٤١١ـ٤١٢).
در دهه ١٣٥٠ ش/١٩٧٠، جراید سیاسی (بیشتر طرفدار فلسطین) تأسیس و منتشر شدند كه عبارت بودند از: روزنامه الصوتالفلسطینی در ١٣٥٥ ش/١٩٧٦؛
ماهنامه خبری هذه راماللّه در ١٣٥٠ ش/١٩٧١؛
روزنامه صوتمصر در ١٣٥١ ش/ ١٩٧٢؛
ماهنامه انگلیسیزبان الموجزالفلسطینی و نشریه انگلیسیزبان دائرةالاخبار ، هر دو در ١٣٥١ ش/١٩٧٢؛
گاهنامه الطلیعة و مجله سیاسی المنبرالعربیة، هر دو در ١٣٥٢ ش/ ١٩٧٣؛
هفتهنامه موجَزالانباء در ١٣٥٢ ش/١٩٧٣؛
و دوهفتهنامه الشرقالاوسط و دوماهنامه القاهرة، هر دو در ١٣٥٣ ش/ ١٩٧٣؛
ماهنامه المصری بهزبان عربی و انگلیسی در ١٣٥٣ ش/ دسامبر ١٩٧٤؛
دوماهنامه المسیرة، ترجمان دانشجویان عرب مقیم امریكا، در اواخر ١٣٥٣ ش/ ١٩٧٤؛
ماهنامه انگلیسی زبان الارز، ترجمان مارونیهای مقیم امریكا، در ١٣٥٣ ش/١٩٧٤؛
اخبارالعرب در دی ١٣٥٣/ ژانویه ١٩٧٥؛
هفتهنامه الرائد در دی ١٣٥٣/ ژانویه ١٩٧٥؛
دوماهنامه فلسطین الحرة بهزبان انگلیسی در ١٣٥٤ ش/١٩٧٦؛
ماهنامه فرهنگی ـ ادبی منبرالمهاجر در ١٣٥٥ ش/١٩٧٦؛
نشریه سیاسی صوت المغترب در ١٣٥٥ ش/١٩٧٦؛
نشریه سیاسی المقاومة، ترجمان هواداران جبهه دموكراتیك برای آزادی فلسطین، در تیر ١٣٥٥/ ژوئیه ١٩٧٦؛
ماهنامه سیاسی الثائر، ترجمان هواداران جبهه عربی برای آزادی فلسطین، در مرداد ١٣٥٥/ اوت ١٩٧٦؛
و مجله انگلیسیزبان فلسطین كه كمیته همبستگی فلسطین در شهریور ١٣٥٥/ سپتامبر ١٩٧٦ در نیویورك منتشر كرد (الموسوعة السیاسیة، ج ٣، ص ٦٢٣ـ ٦٢٤).
برزیل. این كشور مهمترین كانون جراید مهاجر بوده و بیش از ١٤٠ روزنامه و مجله، از ١٣١٤ (١٢٧٥ ش) تا ١٣٢٩ ش/ ١٨٩٦ـ١٩٥٠ در آن منتشر شده است (مروّه، ص ٢٤١؛
تادرس، ص ١٦٥). مسیحیان لبنانی و سوری كه به امریكا مهاجرت كردند، نقش مهمی در راهاندازی جراید و ادبیات مهاجر داشتند. آنها هنوز نهادهای فرهنگی و ادبی عربی را در امریكا و امریكای لاتین مدیریت میكنند.
روزنامه الرقیب ، كه اسعد خالد و نَعّوم لَبَكی در ١٣١٤/ ١٨٩٦ در شهر ریودوژانیرو تأسیس كردند، قدیمترین نشریه عربی امریكای لاتین بهشمار میآید. نعّوم لبكی در ١٣١٩/ ١٩٠١ نشریه خلایا النحل را نیز در ساونپائولو تأسیس كرد (طرّازی، ج ٢، جزء ٤، ص ٤٣٨، ٤٤٢، پانویس ٢؛
مروّه، ص ٢٤٢). وی پس از بازگشت به لبنان، در ١٣٢٨/ ١٩١٠ روزنامه المناظر را در بیروت منتشر نمود (طرّازی، ج ٢، جزء ٤، ص ٤٤٢).
روزنامه الاصمعی، كه خلیل ملوك و شكری خوری در ١٣١٦/ ١٨٩٨ در ساونپائولو منتشر كردند، پس از الرقیب، دومین نشریه پیشگام جراید مهاجر در برزیل بود. شكری خوری در مقالاتش استبداد دولت عثمانی را محكوم میكرد. وی بعدها با تأسیس روزنامه ابوالهول در ١٣٢٤/١٩٠٦ حملات تبلیغاتی خود را برضد عثمانی افزایش داد (همان، ج ٢، جزء ٤، ص ٤٤٢ـ٤٤٣ و پانویس ٣ و ٤). در ١٣١٨/١٩٠٠، شیخ حبیب خوری و میخائیل مراد نشریه الصواب را انتشار دادند. این نشریه تا ١٣٢٧/١٩٠٩ فعال بود. در ١٣١٩/١٩٠١، شكری جرجس آنطون روزنامه العدل را تأسیس كرد كه حدود ٣٥ سال منتشر میشد. سعید ابوجَمرَة در ١٣٢١/١٩٠٣ روزنامه الافكار را منتشر كرد. روزنامه المیزان ، كه برادران غَلْبونی در ١٣٢٧/ ١٩٠٩ تأسیس كردند، مدتی طولانی فعالیت داشت. روزنامه الوطن را ابراهیم فرح و الیاس فرح در ١٣٢٨/١٩١٠، روزنامه القلم را جورج حداد در ١٣٣١/١٩١٣، روزنامه فتی'لبنان را رشید عطیه (از پیشكسوتان روزنامهنگاران لبنانی) در ١٣٣٢/١٩١٤، و روزنامه ارزة لبنان را یوسف ایوب در ١٣٣٤/١٩١٦ منتشر كردند. پس از پایان جنگ جهانی اول، این روزنامه به لبنان منتقل شد و تا ١٣٠٩ ش/١٩٣٠ فعالیت داشت (مروّه، ص ٢٤٢). روزنامه الرائد را نجیب حداد در ١٣٣٧/ ١٩١٩ و الجالیة را الراسی در ١٣٠١ ش/١٩٢٢ تأسیس كردند. روزنامه الشرق را، كه بعدها به صورت مجله (ماهنامه) منتشر میشد، موسی كریم در ١٣٠٧ ش/١٩٢٨ تأسیس كرد. روزنامه الرابطة، ترجمان انجمن فرهنگی الرابطة الوطنیة، در ١٣٠٨ ش/١٩٢٩ منتشر میشد و روزنامه الدلیل را توفیق حَنّون در ١٣٠٧ ش/ ١٩٢٨ منتشر كرد. مجله العُصبةالاندلسیة، ترجمان انجمن فرهنگی و ادبی العصبةالاندلسیة، در ١٣١٤ ش/ ١٩٣٥ تأسیس شد. انجمن العصبةالاندلسیة سهم مهمی در رشد و گسترش ادبیات مهاجر و ترویج زبان و ادبیات عربی در برزیل داشت و میشل معلوف، ادیب معروف لبنانی، نقش عمدهای در پایهگذاری این انجمن ادبی داشت (همان، ص ٢٤٣؛
صیدح، ص ٢١٦).
رشید عطیه در ١٣٢٤ ش/١٩٤٥ روزنامه برازیل ـ لبنان را تأسیس كرد كه هر هفته دو شماره از آن منتشر میشد. این نشریه، با وجود درگذشت عطیه، تا حدود ١٣٤٠ ش/١٩٦١ فعالیت داشت. شاكر دِبِس سردبیر ماهنامه ادبی المراحل بود كه در ١٣٣٥ ش/١٩٥٦ مریانا فاخوری آن را تأسیس كرد. پس از تعطیلی نشریه العصبةالاندلسیة، نشریه المراحل نقش برجستهای در صحنه ادبیات عرب در برزیل پیدا كرد. مجله فكاهی ـ ادبی البُرْكان را ابراهیم عطیه در ١٣٣٦ ش/١٩٥٧ تأسیس كرد (مروّه، ص ٤١٨ و پانویس ١). اكنون (١٣٨٤ ش)، نسلهای بعدی مهاجران زبان مادری خود را تا حد زیادی فراموش كردهاند. این شرایط سبب كاهش شدید تعداد مطبوعات مهاجر عربی در این منطقه شده است (رجوع کنید به همان، ص ٢٢٩).
آرژانتین. خلیل ملوك و شكری خوری بنیانگذار نخستین روزنامه عربی در آرژانتین بودند. آندو در ١٣١٧/١٨٩٩ نشریه الصبح را منتشر كردند. سپس، ابراهیم وَهْبَة خِزامَة در ١٣١٨/ ١٩٠٠ روزنامه الصدق را تأسیس كرد. روزنامه السلام را نیز ودیع شمعون در ١٣٢٠/١٩٠٢ منتشر كرد. ادیب مروّه روزنامه الزمان را ــ كه میخائیل سمرا در ١٣٢٣/ ١٩٠٥ تأسیس كرده بود باثباتترین روزنامه عربی این كشور دانسته است. این روزنامه در زمان مروّه (١٣٤٠ ش/١٩٦١) فعال بود. در ١٣٢٣/ ١٩٠٥، نشریه الحقائق را مِلحِم فارس ابوعلی كِرباج منتشر كرد كه پس از مدتی تعطیل شد. از جمله پیشگامان مطبوعات عربی در آرژانتین، جورج مسرّة، از خانوادهای اهل علم و ادب، بود. او كه در پاریس روزنامه پاریس را تأسیس كرده بود ( رجوع کنید به بخش فرانسه)، در ١٣٢٨/١٩١٠ در بوئنوسآیرس، پایتخت آرژانتین، روزنامه الجالیة را منتشر كرد، سپس به برزیل مهاجرت كرد و روزنامه البرازیل را در ربیعالا´خر ١٣٣٣/ مارس ١٩١٥ تأسیس نمود (همان، ص ٢٤٢ـ٢٤٣؛
طرّازی، ج ٢، جزء ٤، ص ٤٥٦ـ ٤٥٨، پانویس ١ و ٢).
از ١٣٢٩ تا ١٣٣١/ ١٩١١ـ ١٩١٣، این نشریات در بوئنوسآیرس منتشر شدند: القرن العشرون (صاحب امتیاز: لبیبْریاشی، در ١٣٢٩/ ١٩١١)؛
الحاوی (صاحب امتیاز: یوسف مِلْحِم، در ١٣٣٠/ ١٩١٢)؛
جراب الحاوی، و النَسر (صاحب امتیاز: سمعان منصور حاماتی، به ترتیب در ١٣٣٠ و ١٣٣١/ ١٩١٢ و ١٩١٣)؛
المرسل (صاحب امتیاز: خوری یوحنا غصن، از ١٣٣١/١٩١٣ به مدت طولانی؛
طرّازی، ج ٢، جزء ٤، ص ٤٥٨).
در ١٣٣٣/ ١٩١٥، خلیل سعادة *، پدر آنطون سعادة (مؤسس حزب قومی سوری)، المجلة را تأسیس كرد. در همین سال، جمعیت اتحاد لبنانی ترجمان خود، الاتحاداللبنانی، را منتشر نمود. در ١٣٣٧/١٩١٩، جمعیت تحالفاللبنانی ترجمان خود را به همین نام تأسیس نمود. در همین سال جورج صوایا نشریه یقظةالعرب و حسنی عبدالملك روزنامه الجامعةالسوریة را تأسیس نمودند (مروّه، ص ٢٤٤؛
طرّازی، همانجا).
از ١٣٠٠ تا ١٣٠٨ ش/ ١٩٢١ـ١٩٢٩، این نشریات در بوئنوسآیرس تأسیس شدند: الشرق (١٣٠٠ ش/ ١٩٢١)، النشره الاقتصادیة (١٣٠١ ش/١٩٢٢)، الفطرة (١٣٠١ ش/ ١٩٢٢)، الحیاة(١٣٠٣ ش/ ١٩٢٤)، لبنان (١٣٠٥ش/ ١٩٢٦)، و الاستقلال (١٣٠٥ ش/١٩٢٦). روزنامه اخیر را امینارسلان منتشر كرد. وی قبلاً روزنامههای كشفالنقاب و تركیاالفَتاة را در پاریس منتشر ساخته بود (رجوع کنید به بخش فرانسه). در روزنامه الاستقلال، ارسلان در دفاع از منافع و استقلال سوریه و لبنان مقالات سیاسی نوشت. جورج صوایا پس از انتشار روزنامه یقظةالعرب (١٣٣٧/ ١٩١٩)، در ١٣٠٧ ش/ ١٩٢٨ نشریه الاصلاح را تأسیس كرد. در همین سال، موسیعزیزه نیز روزنامه الجریدة السوریة اللبنانیة را تأسیس كرد. عَبّود حَدّاد روزنامه المنتقد را در ١٣٠٨ ش/١٩٢٩ انتشار داد (مروّه، ص ٢٤٤؛
طرّازی، ج ٢، جزء ٤، ص٤٥٦ـ٤٦٣).
برخی از جراید مهاجران عرب در دیگر شهرهای آرژانتین عبارت بودند از: روزنامه الاخاء (صاحب امتیاز: جِبران مَسُّوح، در شهر توكومان، در ١٣٠١ ش/١٩٢٢)؛
روزنامه المهجر (صاحب امتیاز: یوسف نجم رِشمانی، در شهر مندوسا ، در ١٣٠٥ ش/ ١٩٢٦)؛
مجله الیقظة (صاحبان امتیاز: رِشوان عیسی و نجیب عزیز دامَرجی، در مندوسا، در ١٣٠٧ ش/١٩٢٨)، و مجله الفصول (صاحب امتیاز: كشیش مارون مبارك، در شهر سانتیاگو دلاسترو ، در ١٣٠٨ ش/١٩٢٩؛
مروّه، ص ٢٤٤).
معروفترین نشریه عربی در آرژانتین، در دهه ١٣١٠ ش/١٩٣٠، العالم العربی بود كه عبداللطیف خَشِن آن را در ١٣١٢ ش/١٩٣٣ در شهر بوئنوسآیرس منتشر كرد. در دهه ١٣٢٠ ش/ ١٩٤٠، نشریاتی تأسیس شد، مانند مجله اهلاً و سهلاً كه جبران طرابلسی در ١٣١٩ ش/١٩٤٠ تأسیس كرد. در ١٣٢٤ ش/ ١٩٤٥، یوسف كمال مجله الرفیق، و یوسف صارمی مجله المواهب را تأسیس نمود (همان، ص ٤٢١).
جراید عربی كه در دهه ١٣٢٠ ش/١٩٦٠ در آرژانتین منتشر میشدند، عبارت بودند از: روزنامه السلام كه ودیع شمعون آن را در ١٣٢٠/١٩٠٢ تأسیس كرد؛
روزنامه المرسل كه به صورت هفتگی منتشر میشد و مبشّران مسیحی لبنانی از ١٣٣٢/١٩١٣ آن را تأسیس كرده بودند؛
روزنامه الاتحاد اللبنانی كه رشید رستم در ١٣٣٤/١٩١٥ آن را تأسیس كرد؛
و نشریه صدی'الشرق كه نجیب بَعْقَلینی در ١٣٣٦/١٩١٧ در شهر توكومان آرژانتین آن را منتشر نمود (همان، ص ٤٢١ـ٤٢٢).
منابع:
(٤٦) رفائیل سامی بطی، صحافةالعراق،بغداد ١٩٨٥؛
(٤٧) فوزی تادرس، «تاریخ الطباعةالعربیة فیالامریكتین»، در ندوة تاریخ الطباعةالعربیة حتی انتهاءالقرن التاسع عشر، ٢٨ـ٢٩ جمادیالاولی ١٤١٦ ه = ٢٢ـ٢٣ اكتبر / تشرینالاول ١٩٩٥ م ، ابوظبی: منشورات المجتمع الثقافی، ١٩٩٦؛
(٤٨) جورج صیدح، أدبنا و أدباؤنا فیالمهاجر الامریكیة، [ قاهره ] ١٩٥٦؛
(٤٩) فیلیب دی طرّازی، تاریخالصحافةالعربیة، بیروت ١٩١٣ـ١٩٣٣؛
(٥٠) ادیب مروّه، الصحافة العربیة: نشأتها و تطورها، بیروت ١٩٦١؛
(٥١) موسوعة السیاسة، چاپ عبدالوهاب كیالی، بیروت: المؤسسة العربیة للدراسات و النشر، ١٩٧٩ـ١٩٩٤، ذیل «الصحافةالعربیة».
/ صبری انوشه /
تصاویر این مدخل:
وقایع مصریه (ش ٦٢٧، ٢٦ محرم ١٢٦١) منبع: دومان، ج ٣،ص ٧٢٦
الاهرام (سال اول، ش ١، ١٢٩٣/١٨٧٦) منبع: احمد حسین الصاوی، فجر الصحافه فی مصر: دراسه فی اعلام الحمله الفرنسیه،{قاهره}١٩٧٥
الهلال (سال دهم، ش ٦، ٤ رمضان ١٣١٩/١٩٠١)
البشیر (سال هفدهم، ش ٩٠٢، ١٣٠٤/١٨٨٧) منبع: عبدالرحیم غالب، مئه عام من تاریخ الصحافه لسان الحال، بیروت ١٩٨٨
الاتحاد العثمانی (سال اول، ش ١، ٢٦ شعبان ١٣٢٦/١٩٠٨) منبع: عبدالرحیم غالب، مئه عام من تاریخ الصحافه لسان الحال، بیروت ١٩٨٨
النهار (سال شانزدهم، ش ٤٢٣٩، ٨ تموز ١٩٤٩) منبع: غسان توینی، سر المهنه... و اسرار اخری، بیروت ١٩٩٥،ص ٢٨٠
صنعاء (سال هشتم، ش ٢٤٨، کانون الاول ١٣٠٢/١٣٠٤ ق) منبع: ندوه تاریخ الطباعه العربیه حتی انتهاء القرن التاسع عشر، منشورات المجمع الثقافی، ابوظبی ١٩٩٦
مجله دعوه الحق (سال اول، ش ٢، ذیحجه ١٣٧٦/١٩٥٧)
الرائد التونسی (سال اول، ش اول، ١٢٧٧/١٨٦٠) منبع: ندوه تاریخ الطباعه العربیه حتی انتهاء القرن التاسع عشر، منشورات المجمع الثقافی، ابوظبی ١٩٩٦