دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٥٨
بَبْر ، نام قوم و سرزمینی در شمال ایران . سرزمین ببر در اواخر دورة ساسانی و اوایل دورة اسلامی ، میان گیلان و تالش از یک سو و تالش و دیلم از سوی دیگر قرار داشت (بلاذری ، ص ٣١٠،٣١٤؛ نولدکه ، ص ٧٣٣) و نیز آن را نزدیک دیلم ، گیلان ، تالش و مغان آورده اند (ابن خرداذبه ، ص ٥٧؛ قدامة بن جعفر، ص ٢٦١؛ ابن فقیه ، ص ٢٠٩؛ مسعودی ، ج ١، ص ٢٨٧، ٤٠٢؛ بلاذری ، ص ٣١٤). احتمالاً این سرزمین کمابیش با ناحیة خلخال امروزی منطبق است . در حال حاضر گروههایی در خلخال ، در کرانه های رود قزل اوزن سفلی ، زندگی می کنند و دارای لهجة تاتی اند که با گویش تالشی تفاوت دارد و شاید زبان قوم قدیمی ببر باشد. تیره هایی نیز با نام خانوادگی ببر در ناحیة خلخال و قسمت کوهستانی و رامسر و قزوین به سر می برند که احتمالاً از بقایای آن قوم قدیمی اند.
پیشینه . در منابع ، نخستین بار، در گفتگو از دورة خسرو پرویز (حک : ٥٩٠ - ٦٢٨ م )، هنگام شورش بستام (بسطام )، سردار او و برادرِ بندوی ، از قوم ببر سخن به میان آمده است . بستام ، پس از پیوستن مردم جیل (گیلان ) و ببر و تالش به او و گردآمدن اشراف و نجبای ساسانی به دور وی ، با صد هزار تن به دَسْتبْی نزدیک قزوین رفت (دینوری ، ص ١٠٢ - ١٠٣؛
نولدکه ، ص ٧٢٤) تا با خسروپرویز بجنگد. هنگام پیشروی مسلمانان در ایران ، مردم ببر به همراه گیلها و تالشیها و دیلمیان بارها با آنان به مقابله برخاستند. در دورة خلیفة دوم (متوفی ٢٣) والی کوفه ، مغیرة بن شُعبة ، سردار خود کثیربن شهاب حارثی را که در جنگ قادسیه هم شرکت داشت ، به جنگ اهالی ببر و طیلسان (تالشیها) فرستاد (بلاذری ، ص ٣١٠)، ولی او نتوانست آن سرزمین را بگشاید. در ٢٤، در دورة خلافت عثمان (متوفی ٣٥) مسلمانان ، به سرداری براءبن عازب پس از گشودن ابهر (یاقوت حموی ، ج ١، ص ١٠٥)، بار دیگر با اهالی جیل و ببر و طیلسان به نبرد پرداختند (بلاذری ، ص ٣١٣ - ٣١٤؛
ابن فقیه ، ص ٢٨٢). در ٢٥، عبداللّه بن شِبْل احمسی با مردم موقان ، ببر و طیلسان جنگید و برده و غنیمت به دست آورد (بلاذری ، ص ٣١٩) اما نتوانست آن مناطق را تصرف کند. ظاهراً مردم آن مناطق بتدریج و با رغبت به اسلام گرویدند.
منابع :
(١) ابن خرداذبه ، کتاب المسالک والممالک ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛
(٢) ابن فقیه ، مختصر کتاب البلدان ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛
(٣) احمدبن یحیی بلاذری ، فتوح البلدان ، بیروت ١٩٨٨؛
(٤) احمدبن داود دینوری ، الاخبارالطوال ، چاپ عبدالمنعم عامر، قاهره ١٩٦٠، چاپ افست قم ١٣٦٨ ش ؛
(٥) قدامة بن جعفر، کتاب الخراج ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛
(٦) علی بن حسین مسعودی ، مروج الذهب و معادن الجوهر ، چاپ باربیه دومنار و پاوه دوکورتی ، پاریس ١٨٦١ - ١٨٧٧؛
(٧) تئودور نولدکه ، تاریخ ایرانیان و عربها در زمان ساسانیان ، ترجمة عباس زریاب ، تهران ( تاریخ مقدمه ١٣٥٨ ش ) ؛
یاقوت حموی ، معجم البلدان ، چاپ ووستنفلد، لایپزیگ ١٨٦٦ - ١٨٧٣، چاپ افست تهران ١٩٦٥.
/ خسرو خسروی /