دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٥٥
بایَنْدُرخان ، از امیران طالش در دوران صفوی .
ناحیة طالش ، در روزگار صفویه ، بخشی از جنوبِ غربی دریای خزر را تا لنکران شامل می شد و جزئی از گیلان و غالباً در تیول امیران طالش بود که تا شوره گل و چخور سعد را زیر فرمان داشتند. در ٩٦٩، امیره قباد، حاکم آستارا (استاره )، بر شاه طهماسب شورید، ولی از لشکریان دولتی شکست خورد و شاه حکومت نواحی طالش را به بایندرخان ، که امیری مورد اعتماد بود، سپرد. در ٩٧٥، خان احمد، والی گیلان بیه پیش (بخش شرقی سفید رود)، از سرِ جاه طلبی بر دولت مرکزی شورید. بایندرخان ، به همراهی صدرالدین خان صفوی و امرای طالش ، به سپاه قزلباش ، که از قزوین برای سرکوب والی گیلان اعزام شده بود، پیوست . این لشکرکشی به شکست و دستگیری خان احمد انجامید. در ٩٨٨، در زمان سلطان محمدصفوی ، که سرکردگان گیلان بیه پس (بخش غربی سفیدرود) بر دولت مرکزی شوریدند، شاه
از بایندرخان طالش و پسرش امیر حمزه خان خواست تا به نیروی اعزام شده از مرکز برای دفع مخالفان کمک کنند.
پس از رفع غایله و استقرار امرا در گیلان ، بایندرخان ، که ادامة حضور سران قزلباش را در گیلان با منافع خود سازگار نمی دید، به اختلاف میان امیران دامن زد و آنها را به خروج از گیلان وادار ساخت تا بتواند به آسودگی در آستارا حکومت کند.
برخلاف اکثر امرای قزلباش ، که در ابتدای سلطنت شاه عباس اول ـ زمانی که او هنوز پایه های قدرتِ خود را محکم نساخته بود ـ بر ضد قدرت مرکزی برخاستند، بایندرخان هرگز به فکر طغیان نیفتاد و به دولت صفوی وفادار ماند تا پسرش ، امیر حمزه ، اختیار حکومت را از چنگ او درآورد. شاه عباس ، در ١٠٠١، ناحیة طالش را از دست امیر حمزه خارج ساخت .
منابع :
(١) اسکندر منشی ، تاریخ عالم آرای عباسی ، تهران ١٣٥٠ ش ، ج ١، ص ١١٢، ١٤١، ٢٦٧، ٢٦٩، ج ٢، ص ٤٤١؛
(٢) محمودبن هدایت اللّه افوشته یی ، نقاوة الا´ ثار فی ذکر الاخبار ، چاپ احسان اشراقی ، تهران ١٣٥٠ ش ، ص ٤٧٥، ٤٧٦؛
(٣) سنت لویی رابینو، ولایات دارالمرز ایران : گیلان ، ترجمة جعفر خمامی زاده ، تهران ١٣٥٠ ش ، ص ٥٠١، ٥١٢؛
حسن روملو، احسن التواریخ ، چاپ عبدالحسین نوایی ، ج ١٢، تهران
(٤) ١٣٥٧ ش ، ص ٣٨٠، ٥٦١، ٥٦٢، ٥٦٤؛
(٥) احمدبن حسین منشی قمی ، خلاصة التواریخ ، چاپ احسان اشراقی ، تهران ١٣٥٩ـ١٣٦٣ ش ، ج ١، ص ٤٧١، ٤٧٢.
/ احسان اشراقی /